تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا شامل 113 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد علیه السلام پیرامون نهضت عاشورا :

۱- مقدمه

مناظره و گفت وگو از شیوههای مطلوب و مؤثری است که پیامبر اکرم برای ابلاغ رسالت الهی خویش به کار برده و بعد از ایشان ائمه معصومین به عنوان ادامه دهندگان ابلاغ این پیام سعادتبخش از همان شیوه استفاده کرده و هر یک در جای خود سهم بسزایی در تبلیغ معارف دینی با تأثیر بر شخصیت و رفتار انسانها داشته اند.

قرآن کریم به عنوان کتاب سعادتبخش زندگی هم انسانها که اجرای دستورات آن بر هر مسلمانی لازم است، از یک سو مسلمانان را از جدل و بحث های بی ثمر منع کرده و از سوی دیگر به مباحثه تشویق می کند و می فرماید:

ولاتجادلوا أهل الکتاب إلابالتی هی أحسن؛ (عنکبوت/۴۶)

با اهل کتاب مجادله نکنید مگر با شیوهای که نیکو است.

و در آیه ای دیگر میفرماید:

ادع إلی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی أحسن؛ (نحل /۱۲۵)

ای پیامبر! مردم را با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت فرا خوان و با آنان با شیوهای که نیکوتر است مناظره کن.

سیره حضرات معصومین چنین بوده که با به کارگیری این شیوه، کوشیده اند تا حق را ثابت کرده و باطل را محکوم کنند. بر همین اساس امام سجاد بعد از واقعه کربلا در ایام سخت اسارت از هر مجال و فرصتی جهت روشنگری افکار عمومی برای آگاهی از مظلومیت امام حسین و یارانش در فاجعه کربلا و محکومیت امویان به جهت فساد و انحراف از اسلام ناب و همچنین عوامفریبی و سوءاستفاده از غفلت مردم، استفاده کرده و پیام آور قیام امام حسین بوده و مانع از هدررفتن خون آن حضرت و یاران مظلومش در کربلا گردید.

با توجه به اهمیت مناظره و گفت و گو در تبلیغ دین و نقش آن در دفاع از مبانی دینی و اعتقادی، این پژوهش بر آن است تا با رویکردی روش شناسانه، احتجاجات امام سجاد را پیرامون نهضت عاشورا از منابع معتبر روایی بازخوانی کرده و منطق حاکم بر این احتجاجات را به دست آورد تا مبلغان و منادیان مظلومیت امام حسین و یارانش بتوانند برای تداوم بخشی به اهداف بلند قیام عاشورا در جامعه امروزی از این منطق حاکم، بهره ببرند.

۲- شرح مفاهیم

۱- ۲- احتجاج و مناظره

حجت، در لغت به معنای برهان است. (قرشی، ۱۳۷۱ ش: ۱۰۷). در قرآن کریم پیرامون حجت آمده است:

قل فلله الحجه البالغه فلو شاء لهداکم أجمعین؛ (انعام /۱۴۹)

بگو دلیل کامل برای خداست اگر می خواست همه را هدایت میکرد.

حجت دلیلی است که مقصود را روشن می کند. علی هذا محاجه به معنی حجت آوردن، به معنی آن است که هرکسی بخواهد با حجت خود دیگری را از دلیل خود منصرف کند (راغب اصفهانی، ۱۳۷۴ش: ۳۶۵).

احتجاج در اصطلاح خاص کلامی، نوعی بحث علمی و استدلالی است که با مردم گمراه و نادان مینمایند؛ یعنی، کسانی که در اشتباه و ضلالت افتاده اند یا در جهالت و نادانی مانده اند یا فکر آنها منحرف است و درست نمی توانند فکر کنند، با این طبقات مناظره و احتجاج نموده آنها را از شبهات و انحراف فکری نجات بخشند. البته طبق سفارش قرآن کریم احتجاج جز از راه جدال احسن صورت نمی پذیرد:

ولاتجادلوا أهل الکتاب إلا بالتی هی أحسن؛ (عنکبوت/۴۶ )

و با اهل کتاب [یهود و نصاری] مجادله و محاجه نکنید، مگر با شیوهای نیکوتر.

مناظره در لغت؛ یعنی، با هم نظر کردن؛ فکر کردن در حقیقت و ماهیت چیزی. در واقع به مجادله و نزاع با همدیگر و بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزی مناظره گویند. )دهخدا، لغت نامه: ذیل واژه (مناظره، گفتگوی رو در رو و نبرد نظری با سخن و خطابه است و نیز بیان آنچه را که به بصیرت درک می شود. (راغب اصفهانی، پیشین: ۳۶۵).

آنچه از دیدگاه اسلام بعد از برهان آوری در احتجاج و مناظرات، اهمیت دارد، در حقیقت «اتمام حجت» و انجام وظیفه در این راه است، نه اینکه صرفا خواهیم توانست طرف گفت وگو را هم فکر خود سازیم . گرچه تلاش ما براین نکته است ولی اگر نتوانستیم تا این حد پیشرفت کنیم ، حداقل اتمام حجت کرده باشیم. وقتی انسان به دنبال چنین هدفی باشد، به هیچ وجه نباید در مناظره ها از حالت طبیعی خارج شود و با فشار و ابزار دیگری، برای هدایت و اتمام حجت اقدام نماید. ما در این راه، دلیل و برهان را ارائه می دهیم؛ یکی برای اینکه وظیف خود را انجام داده باشیم و دیگر این که فردای قیامت، طرف مقابل ما نتواند بگوید اگر چنین برهان و استدلالی را شنیده بودم، ایمان می آوردم(جمالی، ۱۳۸۶ش: ۹).

۳- منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد

منظور از منطق حاکم بر احتجاجات امام سجاد فنون، اسلوب، روش و محتوایی است که در احتجاجات ایشان با دستگاه بنیامیه و بعضی مردم کوفه و شام به کار رفته است؛ به نوعی که به اقناع یا اسکات خصم منجر شده و در نتیجه به رسوایی دستگاه بنیامیه و اثبات مظلومیت امام حسین و یارانش و تداوم نهضت عاشورا انجامیده است. در ادامه بدانها اشاره می نماییم:

۱- ۳- پیش بردن بحث به صورت منظم

در تمامی خطبه ها و سخنرانیهای امام سجاد علاوه بر فصاحت و بلاغت که از صفات ائمه معصومین است، نظم و هماهنگی در بحث از ابتدا تا انتها مشهود است. در خطبه ای که در شام در مجلس یزید ایراد کردند، ابتدا صفات و ویژگیهای اهل بیت پیامبر و برتریهایی را که خداوند به آنان عنایت کرده، بیان فرمودند؛ سپس هویت شخصی خود را برای همگان روشن ساختند. چنان پیامبر ، حضرت علی و فاطمه زهرا را رسا و زیبا در بیانی منظم و پیوسته معرفی نمودند که همگان به هیجان آمده و برای هیچ فرد ناآشنایی بهانه ای برای شناسایی باقی نماند. بخش هایی از این خطبه چنین است:

أیها الناس أعطیناستا و فضلنا بسبع أعطینا العلم والحلم والسماحه والفصاحه و الشجاعه والمحبه فی قلوب المومنین و فضلنا بأن منا النبی المختار محمدا ومنا الصدیق ومنا الطیار ومنا أسدالله و أسد رسوله و مناسبطا هذه الأمه. . . أیها الناس أنا ابن مکه ومنی أنا ابن زمزم والصفا أنا ابن من حمل الرکن بأطراف الردا أنا ابن خیر من ائتزر و ارتدی أنا ابن خیر من انتعل و احتفی أنا ابن خیر من طاف وسعی أنا ابن خیر من حج و لبی أنا ابن من حمل علی البراق فی الهواء أنا ابن من أسری به من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی أنا ابن من بلغ به جبرئیل إلی سدره المنتهی أنا ابن من دنا فتدلی فکان قاب قوسین أو أدنی. . . أنا ابن من ضرب بین یدی رسول الله بسیفین وطعن برمحین وهاجر الهجرتین وبایع البیعتین و قاتل ببدر و حنین و لم یکفر بالله طرفه عین أنا ابن صالح المومنین و وارث النبیین و قامع الملحدین و یعسوب المسلمین و نور المجاهدین و زین العابدین وتاج البکائین و أصبر الصابرین و أفضل القائمین من آل یاسین رسول رب العالمین أنا ابن المؤید بجبرئیل المنصور بمیکائیل. . . من العرب سیدها و من الوغی لیثها وارث المشعرین و أبو السبطین الحسن و الحسین ذاک جدی علی بن أبی طالب أنا ابن فاطمه الزهراء أنا ابن سیده النساء…؛ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۵: ۱۳۸)

ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است، به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را و ما را بر دیگران برتری داد به این که پیامبر بزرگ اسلام، صدیق [امیر المؤمنین علی]، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا [حمزه]، و امام حسن و امام حسین دو فرزند بزرگوار رسول اکرم را از ما قرار داد. . . . . ای مردم! من فرزند مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند کسی هستم که حجرالاسود را با ردای خود حمل و در ۸۱ جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم، من فرزند بهترین حج کنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند آنم که بر براق سوار شد، من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد، من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدره المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزدیکترین جایگاه مقام باری تعالی رسید. . . من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه میرزمید، و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد، و در بدر و حنین با کافران جنگید و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم، من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم، من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد. . . . او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند حسن و حسین است. آری او، همان او [که این صفات و ویژگیهای ارزنده مختص اوست ] جدم علی بن ابی طالب است. من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم.

حضرت سجاد آنقدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد تا این که صدای مردم به ضجه و گریه بلند شد.

۲- ۳- اقرار گرفتن از طرف مقابل و الزام او به نتایج آن اقرار

در مناظره و احتجاج گاهی برای اثبات عقید خود میتوان از مخاطب اقرار گرفت، سپس با استناد به همین اقرار، نظر خویش را اثبات و عقید او را رد نمود. این اقرار گرفتن میتواند از طریق پرسش گری باشد. امام سجاد در خطبه ای که برای مردم کوفه ایراد کردند، از این روش استفاده کردند و آنان را بر رفتار ناپسندی که با امام حسین داشتند، مؤاخذه نمودند:

هل تعلمون أنکم کتبتم إلی أبی وخدعتموه وأعطیتموه من أنفسکم العهد و المیثاق والبیعه ثم قاتلتموه وخاذلتموه…بأیه عین تنظرون إلی رسول الله یقول لکم قتلتم عترتی وانتهکتم حرمتی فلستم من أمتی؛ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۳۰۵ )

آیا در خاطر دارید به سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟!…به کدام چشم به روی پیغمبر نظر می افکنید، وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید؛ پس از امت من نیستید! ؟

همچنین در شهر شام هنگام خطب امام سجاد در مجلس یزید، او به قصد پایان دادن به افشاگری های امام خواست با ترفندی سخنرانی حضرت را بر هم زند؛ از این رو دستور داد مؤذن اذان بگوید؛ وقتی به اشهد ان محمدا رسول الله رسید، امام که هنوز بر بالای منبر قرار داشت، خطاب به یزید فرمود:

یا یزیدهذا أبی أم أبوک؟ قال بل أبوک؛ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۳۱۱)

ای یزید! این محمد که هم اکنون نامش را مؤذن بر زبان آورد و به پیامبری او گواهی داد، جد توست یا جد من است؟ یزید گفت: بلکه پدر تو است.

گویا امام با این سؤال از یزید این گونه به او می گوید که اگر بگویی پیامبر جد توست ، دروغ گفته ای و کفر ورزیده ای و اگر باور داری که پیامبر جد من است، پس چرا و به چه جرمی خاندان او را کشتی؟ این گونه اقرار گرفتن از خصم موجب شد، تمامی تبلیغات گمراه کننده ای که امویان آن را ترویج کرده و بر این مدعا بودند که اسیران از خوارج هستند، خنثی گردد.

یزید در برابر این رسوایی در حضور دیگران مجبور شد تا از موضع جابرانه و ظالمانه خود دست بردارد و از آن چه نسبت به خاندان پیامبر انجام داده است، ظاهرا متأسف شده و مسؤولیت شهادت امام حسین و یارانش را به گردن فرماندار کوفه؛ یعنی، عبیدالله بن زیاد پسر مرجانه می اندازد و از امام سجاد می خواهد که اگر درخواست یا پیشنهادی دارد، بنویسد تا آن را انجام دهد(مجلسی، ۱۴۰۳، ج۴۵: ۱۳۹).

۳- ۳- تعریض و کنایه

یکی از روشهایی که مناظره کننده می تواند برای رساندن منظور و هدف خود به کار برد، بدون این که به آن تصریح کرده باشد، کنایه است. در شرایطی که تصریح به امر مورد نظر، خطراتی داشته باشد می توان از تعریض یا کنایه استفاده کرد.

سخنان امام سجاد در خطبه هایی که در ایام اسارت از کربلا تا مدینه ایراد فرمود، سرشار از یادآوری و اشاره و حتی در بسیاری موارد، کنایه بود که به مراتب از سخن آشکار، رساتر و تأثیرگذارتر است؛ مثلا، در کوفه برای مردم خطبه ای در چارچوب بیان وضعیت شخصی ایراد کرد و مردم را این گونه از شخصیت، سرگذشت و مصیبت های خویش آگاه ساخت، بدون این که به بیان معایب و رسوایی های امویان بپردازد و آتش خشم و کین آنان را برانگیزد. در قسمتی از این خطبه چنین فرمود:

من عرفنی فقد عرفنی ومن لم یعرفنی فأناعلی بن الحسین المذبوح بشط الفرات من غیر ذحل و لا ترات أنا ابن من انتهک حریمه و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله أنا ابن من قتل صبرا فکفی بذلک فخرا؛ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۳۰۵ )

آنکه مرا می شناسد که می شناسد و هر کس نمی شناسد [بگویم ] من علی فرزند حسینم، که در کنار فرات او را کشتند، بی آنکه خونی طلبکار باشند و قصاصی خواهند، من پسر آن کسم که حرمت او بشکستند و مال او را تاراج کردند و عیال او را به اسیری گرفتند، منم پسر آنکه او را محاصره کردند و کشتند و این برای فخر کافی است!

همچنین بنا بر روایتی بعد از شهادت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین و بازگشت امام سجاد به شهر مدینه، ابراهیم فرزند طلحه بن عبیدالله حضرت را ملاقات کرد و از امام پرسید: چه کسی پیروز شد؟ امام سجاد فرمود:

اذا أردت أن تعلم من غلب ودخل وقت الصلاه فأذن ثم أقم؛ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۵: ۱۷۷)

اگر خواستی بدانی چه کسی پیروز میدان بوده است، هنگام نماز اذان و سپس اقامه بگو.

در واقع میتوان سخن کوتاه و کوبند امام را چنین تفسیر کرد که؛ قیام ما برای زنده ماندن پیام وحی و رسالت بود و تا زمانی که از ماذنه ها، ندای اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله به گوش می رسد و مسلمانان برای نماز خویش در اذان و اقامه، این شعارها را تکرار کنند، ما پیروزیم.

۴- ۳- بیدار کردن فطرت

در مناظره با بیدار نمودن فطرت طرف مقابل می توان او را به محاسبه و تفکر واداشت تا راه صواب و حقیقت بر او آشکار گشته و در برابر حق تسلیم شود.

خطبه امام سجاد در کوفه بر سرزنش کوفیان و توجه دادن آنان به زشتی و بزرگی گناهی که مرتکب شده بودند، استوار بود تا شاید وجدان های خفت آنان بیدار شود.

بخشی از این خطبه چنین است:

أیها الناس ناشدتکم بالله هل تعلماون أنکم کتبتم إلی أبی وخادعتموه و أعطیتموه من أنفسکم العهد و المیثاق و البیعه ثم قاتلتموه و خاذلتموه فتبا لکام ما قدمتم لأنفسکم وسوء لرأیکم بأیه عین تنظرون إلی رسول الله یقول لکم قتلتم عترتی وانتهکتم حرمتی فلستم من أمتی؛ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۳۰۵ )

ای مردم، شما را بخدا سوگند آیا در خاطر دارید به سوی پدر من نامه نوشتید و او را فریب دادید و پیمان و عهد و میثاق بستید و باز با او کارزار کردید و او را بی یاور گذاشتید؟! پس هلاک باد شما را! چه توشه ای برای خود پیش فرستادید و زشت باد رأی شما! به کدام چشم به روی پیغمبر نظر می افکنید، وقتی با شما گوید عترت مرا کشتید و حرمت مرا شکستید، پس از امت من نیستید!؟

در این هنگام صدای مردم به گریه بلند شد و به یک دیگر می گفتند هلاک شدید و نفهمیدید. امام در ادامه چنین فرمود:

…و رب الراقصات إلی منی فإن الجرح لما یندمل قتل أبی بالأمس و أهل بیته معه فلم ینسنی ثکل رسول الله ص و ثکل أبی و بنی أبی وجدی شق لهازمی و مرارته بین حناجری و حلقی وغصصه تجری فی فراش صدری ومسألتی أن لاتکونوا لنا و لا علینا؛ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۳۰۵)

…سوگند به پروردگار راقصاتی (شتران حاجیان) که به منی برند، آن زخم که دیروز از کشتن پدرم و اهل بیت وی بر دل من رسید هنوز بهتر نشده و التیام نیافته است، داغ پیغمبر فراموش نگشته و داغ پدرم و فرزندان پدر و جدم موی رخسار مرا سپید کرده است و تلخی آن میان حلقوم و حنجره من است و اندوه آن در سینه من مانده است و خواهش من این است نه با ما باشید و نه بر ما.

همچنین هنگامی که اهل بیت را با دست بسته به مجلس یزید بردند، امام سجاد وجدان و فطرت یزید را هدف گرفت و خطاب به یزید چنین فرمود:

أنشدک الله یا یزید ما ظنک برسول الله لو رآنا علی هذه الحاله؛ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۵: ۱۳۲)

ای یزید! تو را به خدا سوگندمی دهم ؛ به گمان تو اگر پیامبر ما را به این هیأت دیدار نماید، چه می کند؟ یزید مجبور شد امر به باز کردن دستان اهل بیت کند.

در همین مجلس بود که یزید به خطیبی دستور داد که بالای منبر رفته و به امام حسین و پدرش دشنام دهد. خطیب اطاعت امر یزید کرد و بالای منبر رفت و از دشنام و بدگویی به ساحت مقدس علی و امام حسین کم نگذاشت . در این هنگام امام سجاد به خطیب چنین فرمود:

ویلک أیها الخاطب اشتریت مرضاه المخلوق بسخط الخالق فتبوأ مقعدک من النار؛ (سید بن طاووس ، ۱۳۹۱: ۲۵۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۵: ۱۳۷ )

وای بر تو ای خطیب! آیا رضایت بندگان خدا را بر غضب و خشم آفریدگار به جان خریدی؟ پس جایگاه خود را در آتش مهیا کرده ای .

۵- ۳- نیفتادن در دام مغالطه

در مناطره علاوه بر علم ، آگاهی، فصاحت ، بلاغت و بسیاری ملزومات دیگر، مناظرهکننده باید همواره مراقب باشد تا در دام مغالطه خصم گرفتار نشود.

همانگونه که قبلا اشاره شد، امام سجاد در کاخ یزید، خطبه ای بسیار روشنگرانه ایراد کرد به گونه ای که با شنیدن کلام امام چنان جوش و خروشی از گریه و فغان در میان اهل شام بپا خاست که یزید ترسید فتنه ای بر پا شود. بر جان خود ترسید، مستأصل شد و دستور اقامه اذان داد. در واقع این عمل او نوعی مغالطه یا پارازیت بود. در این جا امام در دام مغالط او نیفتاد و رشته کلام از دست ایشان خارج نشد، بلکه بهترین استفاده را از این موقعیت پیش آمده به عمل آورد؛ در شروع اذان چون به فراز «الله أکبر، الله أکبر» رسید، امام فرمود: «لا شیء أ کبر من الله» چیزی از خدا بزرگتر نیست و چون به فراز «أشهد أن لا إله إلا الله» رسید حضرت فرمود: «شهد بها شعری و بشری و لحمی و دمی» مو، پوست، گ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *