تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات با 76 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هفت نظریه برای اصلاحات :

کتاب نقد، ش ۱۶

چکیده:

دوگانگی میان مردم و اقتدارهای سیاسی، یکی از جدی ترین مشکلات تاریخ گذشته ایران بود; برای حل این مشکل در دوران معاصر تا کنون هفت نظریه مطرح شده است. این نظریات غالبا ریشه در فرهنگ بومی و واقعیات عینی ایران نداشته و عملا نتایج مثبتی به بار نیاورده است.

معنای اصطلاحی اصلاحات،

(

reform

)

در مقابل انقلاب،

(

revolution

)

و در قیاس با آن به کار می رود. اصلاحی که معادل رفورم است، اصطلاحی خاص در فرهنگ و اندیشه سیاسی است و به نوعی از تحولات و تغییرات اجتماعی نظر دارد که در چارچوب یک نظام سیاسی عمل می کند. اما حرکت های اصلاحی در مقیاس یک فرهنگ و تمدن گاه شامل انقلابات سیاسی و اجتماعی می شود که در برابر رفورم قرار می گیرند.

در تحولات اصلاحی، نظریه های نخبگان سیاسی و فرهنگی نقش محوری دارد; زیرا فرهنگ و تمدن هویتی آگاهانه دارد و ساختار اجتماعی در بستر ذهن، اندیشه و اراده انسانها سازمان می یابد. مشکلات اجتماعی نخست خود را در آیینه اندیشه کنشگران اجتماعی نشان می دهند و از آن پس در همان افق با استفاده از زمینه های موفق موجود، در قالب برخی نظریه ها، تفسیر و تبیین می شوند. نظریه در حکم پدیده ای است که جامعه از منظر آن مشکلات خود را شناخته و برای اصلاح آنها عمل می کند. در باب نسبت «نظریه » و «عمل »، مباحث بسیاری مطرح است: اولا; نظریه و نظریه پردازی در روند اصلاحی باید ناظر به مسائل موجود جامعه باشد و در قلمرو امور موهوم و یا فرضیات صرفا علمی سرگردان نشود. ثانیا; نظریه باید از سرمشقها، اصول و مبانی فرهنگ جامعه ای الهام گیرد که به مسائل آن می پردازد.

یکی از جدی ترین مشکلات تاریخ گذشته ما حضور اقتدارهای سیاسی فاقد مشروعیت دینی بود. این دوگانگی به موازات گسترش باورهای سیاسی تشیع، بروز بیشتری می یافت; زیرا تشیع همواره حریم خود را با حاکمان و قدرتمندان حفظ می کرد. مساله فوق (فاصله میان دولت و ملت) یکی از مشکلات جدی بود که جامعه ایران در مسیر توسعه خود ناگزیر باید به حل آن می پرداخت. در دوران قاجار مساله فوق تنها مساله اجتماعی ایران نبود و مسائل دیگری نیز وجود داشت که مهمترین آنها حضور استعمار در کشورهای جهان سوم و به طور خاص قدرت و نفوذ دو کشور روس و انگلیس بود.

برای حل این مشکل اجتماعی چه باید کرد؟ پاسخ های متعددی در تاریخ معاصر ایران به این پرسش داده شده است. هر یک از این پاسخ ها در مقطعی خاص و بر اساس برخی مبانی، شکل گرفته و آثاری را نیز به دنبال آورده است. در این جا هفت پاسخ را مورد بررسی قرار می دهیم.

اول: جنبش عدالتخانه

وضعیت مطلوب عالمان شیعه که تشکیل حاکمیت دینی (حاکمیت فقاهت و عدالت) بود، چیزی نبود که از سوی حاکمیت ها پذیرفته شود. بنابراین عالمان دینی در عصر مشروطه، نحوه حضور مذهب را به صورت «عدالتخانه » تئوریزه کردند. این طرح می توانست حضور مذهب را در سطح اقتدار اجتماعی، که پیش از آن در جنبش تنباکو توان و نیروی خود را ظاهر ساخته بود، به صورتی نهادینه تا حد امکان، استقرار بخشد. هویت بومی و فرهنگی این طرح، حمایت مردمی چشمگیری را به دنبال آورد و تنشهای اجتماعی که برای تحقق آن به وجود آمد، در مسیر یکی از بنیادی ترین حرکت های اصلاح جامعه ایران و جنبش مشروطیت قرار گرفت.

دوم: سکولاریزاسیون

پاسخی که آخوند زاده و بسیاری از روشنفکران عصر مشروطیت به این پرسش دادند، رفع تضاد بین دولت و مردم از طریق کوتاه کردن دست دین از حوزه امور اجتماعی و سکولار کردن قدرت سیاسی بود. آخوندزاده می خواست سلطنت، استقلال باطنی و ظاهری از دین پیدا کند. او با صراحت تمام حضور دین و مرجعیت وحی را منشا همه خرابی ها و ویرانی هایی می داند که در تاریخ آسیا واقع شده است. او در این نگاه به شبیه سازی تاریخی می پردازد و تاریخ تحولات غرب را مدل و نمونه ای مشابه برای همه تحولات تاریخی می بیند. آخوندزاده با شیفتگی و خودباختگی در برابر مظاهر تمدن غرب، در حقیقت چشم خود را بر واقعیت های اجتماعی فرو بسته بود و تفاوت هایی را که بین جامعه ایران با جوامع غربی در قرون وسطی وجود داشت، نمی دید.

از سوی دیگر، نسخه ای که آخوندزاده و ملکم خان و امثال آنها تجویز می نمودند به هیچ وجه نمی توانست نتایجی مشابه نتایجی به دنبال آورد که در غرب پدید آورده بود. زیرا این نظر در جامعه ایران نه زمینه های معرفتی و فلسفی مربوط به خود را داشت و نه شرایط فرهنگی و اجتماعی مناسب را برای اجرا دارا بود. اینان برای حل مشکلات به سوی سیاستی گام برداشتند که در فرهنگی دینی مردم با عنوان کفر و الحاد شناخته می شد. موفقیت این روش در غرب دلایل دیگری داشت.

رجال سیاسی و دولتمردان ایرانی که تا آن زمان با اتکا به مناسبات و روابط عشیره ای، اقتدار خود را حفظ می کردند، در رویکرد جدید خود از قدرت و حمایت دولت های غربی بهره بردند و در نهایت نیز حاکمیت بیست ساله رضاخان را به دنبال آوردند. حاکمیت رضاخان به خوبی نشان داد که روش پیشنهادی این گروه، نه تنها مساله جدایی دولت و ملت را حل نکرد بلکه بر ابعاد و گستردگی مساله افزود.

سوم: رادیکالیسم چپ

بعد از شهریور بیست، نظریه دیگری برای تبیین مسائل اجتماعی ایران مطرح شد و در حوزه عمل نیز به صورت احزاب و تشکل های سیاسی چپ سازمان یافت. این نظر نیز از آفاق معرفتی جامعه و تاریخ ایران پوشش نمی گرفت بلکه از نظریه ای استفاده می کرد که در قرن نوزدهم برای حل مسائلی که در اثر اجرای نظریه های لیبرالیستی در قرن هجدهم پیش آمده بود، به وجود آمد. بورژوازی با استفاده از نظریه پردازان لیبرالی نظیر مالتوس، ریکاردو و حتی اسمیت، هر نوع مداخله برای بهبود بخشیدن به وضع مستمندان را نفی می کرد. مارکس در چنین شرایطی بود که به آفت های سرمایه داری و اقتصاد آزاد و تضاد طبقاتی ناشی از آن پرداخت. در اندیشه مارکس، حرکت اصلاحی که به حل تضادهای اجتماعی منجر می شود، جز با یک تحول انقلابی که به تغییر ساختار اقتصادی – اجتماعی بینجامد، ممکن نبود. این دیدگاه پس از جنگ جهانی دوم هنگام حضور نظامیان دولتی در بخشهایی از جامعه ایران، نظر برخی از رجال سیاسی را به خود مشغول کرد. بخشی از نظریه پردازان چپ در دو دهه چهل و پنجاه گامهای نخستین و سطحی برای بومی کردن نظریه های مارکسیستی برداشتند و با درآمیختن مفاهیم دینی و تعابیر مارکسیستی، به تدوین برخی تفاسیر مارکسیستی از قرآن پرداختند.

برخلاف نظریه سابق که از حمایت های انگلستان و سپس آمریکا در ایران برخوردار بود، در جغرافیای سیاسی بعد از جنگ دوم، مرزهای بلوک شرق شکل ثابت و مشخصی یافت و در این مرزبندی، امکان استفاده از حمایت مستقیم و آشکار بلوک شرق برای نیروهای چپ در جامعه ایران فراهم نبود. بنابراین نظریه های مارکسیستی به رغم آن که اندیشه بخش وسیعی از روشنفکران ایران را تصرف کرده بود، اما هرگز نتوانست در اقتدار سیاسی جامعه سهیم شود، بلکه اقتدار همچنان در دست گروهی باقی ماند که از همراهی و حمایت بلوک غرب بهره مند بودند.

چهارم: ولایت فقیه

در طی دهه چهل، نظریه دیگری برای حل مسائل اجتماعی ایران و پی گیری یک جریان اصلاحی به عرصه عمل اجتماعی گام گذارد. این نظر برخلاف دو نظریه پیشین، از آفاق معرفت معنوی و اسلامی جامعه بهره می برد و به لحاظ تاریخی در امتداد جنبش عدالتخانه قرار می گرفت. جنبش عدالتخانه کوشش فقیهانه برای تامین حضور دیانت در عرصه سیاست بود. صاحبان آن نظر چون حذف کامل استبداد را ممکن نمی دیدند، کوشیده بودند تا از طریق عدالتخانه تا حد ممکن استبداد را در چارچوب شروط و قیود دینی، مقید و مشروط کنند. ولی این حرکت اصلاح طلبانه در رقابت با حرکت دیگری که به دنبال یک نظام سکولار و شبه غربی بود، از تداوم باز ماند و به شکست انجامید.

شکست مشروطه، مرجعیت و رهبران مذهبی را در وادی ناامیدی فرو برد. اما امام خمینی با کوله باری از تجربه مشروطیت، در پی تحقق آرمانی برآمد که در طول دوران غیبت، در سینه جامعه شیعی، مستور مانده بود. او اقتدار و حاکمیتی را که در باور و اعتقاد دینی مردم مشروعیت داشت، با عنوان «ولایت فقیه » بازگو کرد و زمینه سازی برای تحقق آن را در دستور کار خود قرار داد. استقبال و حمایت گسترده مردم از حرکت امام، نشانه شناخت درست او از لایه های معرفتی جامعه و بهره گیری مناسب ایشان از زمینه های فرهنگی و اجتماعی بود. انقلاب نقطه عطفی را در نحوه رابطه دولت و مردم در تاریخ ایران به وجود آورد. مردم برای نخستین بار اقتداری را تجربه می کردند که رفتارشان در برابر آن از باب ضرورت نبود بلکه همکاری و همراهی با آن را مطابق با اهداف و آرمان خود می یافتند.

اینک به دو تحلیلی می پردازیم که در طی دو دهه اول و دوم انقلاب شکل گرفت و زیرساخت برخی از کنش ها و فعالیت های اجتماعی را پدید آورد.

پنجم: رهبری کاریزماتیک

این تحلیلی بود که بیشتر در دهه اول انقلاب از سوی برخی دانش آموختگان رشته های علوم اجتماعی که نوعی دلبستگی به انقلاب نیز داشتند، مطرح گردید. این تحلیل متاثر از آرای ماکس وبر، جامعه شناس قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، و در برابر تحلیل های مارکسیستی نسبت به حوادث اجتماعی ایران ارائه می شد.

ماکس وبر کنش های افراد را به چهار نوع تقسیم می کرد: اول، کنش های عقلانی معطوف به هدف است که در آن، عمل به شیوه ای محاسبه گرایانه به سوی هدفی دنیوی و قابل وصول صورت می گیرد (مانند رفتار تاجر); دوم، کنش های عقلانی معطوف به ارزش; سوم، کنش های انفعالی یا عاطفی; چهارم، کنش های سنتی که عمل در اثر عادتها و عرف صورت می گیرد. ماکس وبر به موازات نوع بندی کنش ها، انواع اقتدار و سلطه را به سه قسم تقسیم می کند: الف) اقتدار عقلانی و بوروکراتیک (دیوانسالارانه) که در جامعه ای شکل می گیرد که رفتارهای عقلانی معطوف به هدف در آن گسترش یافته است; ب) اقتدار کاریزماتیک و فرهمندانه که از کنش عاطفی جامعه نسبت به یک شخص پدید می آید; ج) اقتدار سلطنتی که در آن کنش های مبتنی بر عادات و رسوم، نقش اصلی را ایفا می کنند. ماکس وبر در اینجا از اقتدار مبتنی بر عقلانیت معطوف به ارزش سخن نمی گوید، شاید از آن رو که وی تعیین ارزش را هرگز امری عقلانی نمی داند و به تصمیم و دلبستگی عاطفی افراد باز می گرداند.

ماکس وبر، خصوصیت غالب بر تمدن جدید غرب را اقتدار بوروکراتیک می داند که بر عقلانیت ابزاری استوار است. انسان در این محیط در ردیف ارقام و اعداد در می آید والیناسیون و از خود بیگانگی و مرگ خلاقیت های انسانی ره آورد آن است. به نظر او اگر اقتدار بورکراتیک و دیوانسالارانه غرب بتواند با شور و عاطفه و با اقتدار کاریزماتیک درهم آمیزد، برخی از مشکلات آن کاستی می گیرد. بوروکراسی یک ابزار بی جان است که در دستان صاحبان اراده و ایدئولوژی و مدیرانی که دارای رهبری فرهمندانه هستند، حیات می یابد.

تحلیل مسائل ایران و خصوصا حرکت امام برمبنای دیدگاه وبر، نیروهای جوان و انقلابی را در معرض دو آسیب اجتماعی مهم قرار داد. آسیب اول، تفسیر وبری، حرکت امام و ابعاد فرهنگی و اجتماعی انقلاب را به چارچوب نظریه وبر تقلیل می دهد و در نتیجه بسیاری از ساخت ها و امکانات انقلاب، از دیدگاه تحلیل گران پنهان می ماند. رابطه امام با مردم بی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *