تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها(با تاکید بر دوره جوانی) :

مقدمه

تقلید و الگوپذیری آگاهانه و مطلوب از اسوه ها امری مهم و اجتناب ناپذیر در زندگی همه انسان هاست. به دلیل همین اهمیت است که در علوم گوناگونی همچون فقه، روان شناسی یادگیری، روان شناشی اجتماعی و تعلیم و تربیت، درباره آن بحث می شود. گرچه الگوپذیری تمام گستره عمر انسان را فرا می گیرد، ولی چون دوره اصلی شکل گیری شخصیت انسان دوران جوانی است، بنابراین، الگوپذیری در دوره جوانی از اهمیت و تأکید بیش تری برخودار است و بدون تردید، در زمان حاضر، به دلیل هجوم گسترده فرهنگ بیگانه غرب به جوامع اسلامی و ترویج و تحمیل الگوهای خود به جوانان، اهمیت و تأکید یاد شده دو چندان می گردد.

گرچه موضوع تقلید از الگوها را از منظرهای متفاوتی می توان مطالعه کرد، ولی چون اکثر قریب به اتفاق جوانان جامعه ما متدیّن و مؤمن به آموزه های وحیانی اسلام هستند و در منابع اسلامی نیز آموزه های نورانی بسیاری در زمینه تقلید از الگوها وجود دارد، از این رو، در مقاله حاضر تلاش شده است موضوع مذکور بیش تر با مراجعه به منابع قرآنی و حدیثی و از منظر آموزه های اسلامی مورد تبیین قرار گیرد. البته به تناسب مورد، بعضا برای توضیح و شرح و بسط آن ها از دیدگاه های دانشمندان اسلامی و متخصصان روان شناسی و تعلیم و تربیت نیز استفاه شده است. با آن که رویکرد غالب در تحقیق حاضر بیش تر نظری و بنیادی است؛ ولی در عین حال، تلاش شده است با استفاده از نظریات دانشمندان روان شناسی و تعلیم و تربیت، و ذکر مثال هایی عینی و ارائه پیشنهادهای عملی، پژوهش حاضر رنگ کاربردی نیز به خود بگیرد.

از آن رو که هدف اصلی هر تحقیق و پژوهشی پاسخ گویی به سؤال های تحقیقی مشخصی است، که می توان آن ها را به سؤال اصلی و سؤال های فرعی تقسیم نمود؛ می توان گفت سؤال اصلی پژوهش حاضر این است: «آموزه های اسلامی در باب تقلید از الگوها چیست؟» روشن است که برای دست یابی به پاسخ سؤال مذکور، سؤال های فرعی و جزئی نیز باید پاسخ داده شوند. برخی از سؤال های فرعی و جزئی که در مقاله حاضر به ترتیب طرح، و به آن ها پاسخ داده شده عبارتند از:

۱. مفهوم واژه های اساسی به کار رفته در عنوان تحقیق چیست؟

۲. تقلید والگوپذیری شایسته از اسوه ها چه ضرورت، فواید و شرایطی دارد؟

۱. مفهوم شناسی واژه ها

الف. «آموزه های اسلامی»

چون منبع اساسی شناخت اسلام قرآن و حدیث است، بنابراین، مراد از «آموزه های اسلامی» تعالیم و دستورهایی است که از قرآن و حدیث استخراج می گردند.

ب. «الگو»

منظور از «الگو»، نمونه عینی و مشهود یک فکر و عمل در ابعاد گوناگون است که برای رسیدن به کمال، از سوی دیگران پی روی می شود. ناگفته نماند که واژه های امام، اسوه، قدوه، مدل، نمونه، مثال، سرمشق، هادی، دلیل و حجّت نیز در متون اسلامی و تعلیم و تربیت و روان شناسی تقریبا به معنای «الگو» هستند.

ج. «تقلید»

مراد از «تقلید»، تأسی، پی روی و همانندسازی با دیگران است.(۱) در برخی از کتاب های روان شناسی(۲) تقلید اصطلاحا این گونه تعریف شده است: «تولید مجدّد و فعّال کیفیت و خصوصیات ادراک شده رفتار موجود دیگر.»(۳) در متون اسلامی، واژه های تبعیت، اقتدا، اطاعت، انقیاد و امتثال نیز تقریبا به معنای تقلید به کار می روند.

گروهی از روان شناسان نیز گفته اند: تقلید و الگوپذیری به معنای عام آن، بر سه قسم است:

۱. محاکات (تقلید ناآگاهانه که از تولد تا دو سالگی است): تقلید ناآگاهانه و عاری از هرگونه اندیشه و تشخیص را «محاکات» گویند؛ مثل این که کودک چند ماهه ای که اطرافیان خود را خندان می بیند، فورا و بدون این که خنده شان را به هیچ وجه تعبیر و تفسیر کرده باشد، با تقلید ناآگاهانه از آنان بخندد.

۲. تقلید بالمعنی الاخص (تقلید نیمه آگاهانه که از دو تا هفت سالگی است): این نوع تقلید الگوبرداری نیمه آگاهانه از رفتار دیگران است. در این تقلید بچگانه، عنصر آگاهی و هدف داری حضور دارد، اما حضوری کم رنگ و اندک؛ مانند طفل سه ساله ای که تنها برای شبیه سازی خود با اطرافیان، از اعمال ایشان تقلید می نماید، بدون آن که قصد و هدف آن اعمال را درک کند.

۳. اقتباس (تقلید آگاهانه که از هفت سالگی به بعد است): تکرار عمل دیگری با آگاهی کافی از حُسن کار اوست. این قسم عالی ترین مرتبه تقلید است و کاملاً آگاهانه و هدفدار و از روی علم و قصد است؛ همانند نوجوان یا جوانی که از میان رفتارهای اطرافیان، آن را که بهتر می یابد، برمی گزیند و برای این گزینش دلیلی هم اقامه می کند.(۴)

این تقلید قسم سوم، که بیش تر مربوط به جوانان و بزرگ سالان است، غالبا در امور اعتباری و آداب و رسوم و با هدف مطابقت با محیط و همرنگ شدن با دیگران رخ می دهد.

یک روان شناس اجتماعی درباره هدف داری تقلید بزرگ سالان می گوید: «وقتی تقلید به نحو مستقیم صورت می گیرد باید آن را وسیله نیل به هدفی شمرد، و اگر کسی تقلید می کند برای آن است که به عمل تقلید شده یا دیگری که این عمل را انجام داده است، ارج نهد یا عمل تقلید شده را راه حل مسأله ای می پندارد.»(۵)

توجه به شاهد ذیل صحت مدعای مزبور را تصدیق می کند:

یکی از تصاویری که پس از پایان جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲ بر صفحه روزنامه ها نقش بست تصویری از جوانان یکی از فقیرترین کشورهای جهان یعنی بنگلادش بود که در جلوی سلمانی محقّری صف کشیده بودند تا موهای خود را به سبک رونالدو(۶) اصلاح کنند. در داخل آرایشگاه نیز که مزیّن به تصویری از رونالدو با کاکلِ سر بود، جوانی که به سبک رونالدو کاکلی در جلوی سر گذاشته و بقیه آن را تراشیده بود، با لبخندی غرورآمیز برچهره دیده می شد.(۷)

شاهد یاد شده نمونه روشنی از روحیه قهرمان گرایی انسان ها، بخصوص جوانان، است. قهرمان گرایی یکی از جلوه های روانی است که در سرشت اولیه بشر، به ویژه جوان، نهاده شده است. بشر همواره گم شده ای را جست وجو می کند؛ جست وجوی قهرمانی پرشکوه و جلال و پیشوایی در خور ستایش. قهرمان جویی را اصولاً یکی از نیازهای اصیل روانی انسان دانسته اند که در فطرت و نهاد انسان حضوری بارز دارد. می توان گفت: قهرمان جویی به طور مستقیم کم و بیش بر انگیخته از نیاز انسان به رهبری است. انسان، به ویژه در جوانی، همواره به قهرمان توجه دارد، حتی اگر به آن دست رسی نیز نداشته باشد. در عالم خیال و رؤیا، از بسیاری جهات او را الگوی رفتار خویش قرار می دهد؛ از تصور خاص او، از رفتار او، از گفتار او، از طرز لباس پوشیدن، از قیافه او و هر چیز مرتبط با او الهام می گیرد.

قهرمان کیست؟ قهرمان یا ابرمرد یا شخصیت برتر کسی است که در کسب فضایل و یا مهارت های متعدد و گوناگون، گوی سبقت را از دیگران ربوده است. قهرمان در هر فرهنگ و نظام ارزشی، اسطوره عینی و مجسمه آرمان های آن جامعه است. افراد در وجود قهرمانان به دنبال جنبه های انسانی آرمان ها و اسطوره های خویش هستند و آن ها را الگوی فرهنگی و الگوی رفتار و منش خود می شمارند. قهرمان یک ملت ارزش های حاکم بر جامعه اش را در حدّ عالی در خود پرورش داده، به تجسّم نظام ارزشی جامعه تبدیل شده است. حضرت ابراهیم علیه السلام قهرمان توحید است؛ زیرا ارزش ها و آرمان های تمامی موحّدان و خداجویان را در خود تحقق بخشیده است.(۸)

لازم به ذکر است که پی روی و تقلید مطلوب از قهرمانان باید بر اساس رعایت ملاک ها و وجود برخی شرایط در آن ها باشد تا با پی روی از آن ها، جوانان در مسیر کمال قرار گیرند.

۲. ضرورت، فواید و شرایط تقلید از الگوها

گابریمل تارد معتقد است: تقلید واقعه اجتماعی اساسی است و قوانینی وجود دارند که طبیعت و اثر تقلید را تشریح و توصیف می کنند. تحوّل اجتماعی نیز از این حیث ممکن است که افراد از آنچه تازه و خیره کننده است تقلید می کنند و خلاصه جامعه بدون تقلید قابل تصور نیست.(۹)

به نظر می رسد جامعه بدون تقلید از این نظر قابل تصور نیست که افراد جامعه قهرا دارای نیازمندی هایی هستند و چاره ای ندارند که برای رفع بخش زیادی از نیازمندی های مهم و اساسی خود به متخصصان رشته های گوناگون روی آورند؛ زیرا بدیهی است که هیچ یک از افراد انسان نمی تواند در همه رشته ها به تخصص و مهارت دست یابد و از تقلید بی نیاز گردد. علّامه طباطبائی نیز با توجه به ضرورت و نیاز زندگی اجتماعی به تقلید و پی روی انسان های غیر متخصص از عالمان و متخصصان، فرموده اند: کسی که می پندارد در زندگی خود زیربار تقلید نرفته است و نخواهد رفت با یک پندار دروغین و خنده دار خود را فریب می دهد.(۱۰)

اکنون سؤال مهم این است که چرا انسان به تقلید و الگوپذیری نیازمند است؟ و چرا جوانان بیش از دیگران چنین نیازی را احساس می کنند؟ شاید اولین پاسخی که به نظر می رسد این است که خصیصه کمال گرایی آدمی او را از درون به حرکت وامی دارد تا خود را به کسانی که مظهر کمالات هستند، نزدیک کند و صفات ایشان را اقتباس کرده، آن ها را در شخصیت خود جذب کند.

از سوی دیگر، زندگی مشتمل بر قواعدی است که جوانان مایل هستند آن ها را بیاموزند و بهترین شیوه کار را در تأسّی جستن به رفتار و منش افراد مورد قبول خویش می دانند، تا بر این مبنا بتوانند به شخصیت یک مرد یا زن کامل دست یابند.(۱۱)

انسان ها، بخصوص جوانان، تحت تأثیر حس کمال جویی، که در فطرت و سرشت ایشان نفوذ و رسوخ دارد، به پی روی از انسان هایی راضی می شوند که درجات بیش تری از کمال را پشت سر نهاده، و وجود خویش را به فضایل و صفات پسندیده بیش تری آراسته اند. انسان، به ویژه جوان، کمال گرا و تعالی خواه است. از این رو، به وسایلی که در مسیر تحقق بخشیدن به این خصیصه او کمک نمایند، تمسّک می جوید. روشن است که از مهم ترین این وسایل، الگوها و قهرمانانی هستند که مراحلی از طریق کمال و منزلگاه هایی از جاده رشد را پیموده باشند؛ چرا که با توجه به همسانی نسبی امکانات و استعدادهای افراد گوناگون، انسان می داند که در او نیز امکان دست یابی به آن مقامات و درجات وجود دارد. پس قدم در راه آن ها می نهد و به پیش می رود.(۱۲)

همان گونه که اگر وسایلی همچون متر، ترازو، عدد، ساعت و دماسنج را از اجتماع انسان ها برگیرند، زندگی دشوار و رنج آور و پر ابهامی به آن ها روی خواهد آورد و در عادی ترین مسائل زندگی سرگردان خواهند شد؛ چنانچه الگوهای انسانی مناسب نیز برای افراد وجود نداشته باشند، جامعه در ابهام و سرگردانی به سر خواهد برد. در آن صورت، ما برای سنجش رشد و میزان شجاعت و ترس، سخاوت و انصاف، عدالت و علم، فضیلت و تقوا و دیگر صفات عالی و دانی چه باید بکنیم؟(۱۳) بنابراین، باید الگوهای کامل انسانی وجود داشته باشند تا بتوان بر اساس آن ها درباره اعمال انسان داوری نمود. چنین الگوها و اسوه های انسانی همچون پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام و اولیای الهی در طول تاریخ همواره وجود داشته اند تا انسان ها با مقایسه خود با آن ها، به عنوان افراد واجد ملاک ها و معیارهای انسانی، بتوانند به درستی و نادرستی، و بدی و خوبی اعمال خویش پی ببرند.

البته مخفی نماند که، گرچه اسوه ها و الگوها چون معیارها و ملاک ها را در اختیار می گذارند دارای ارزش و اهمیت هستند؛ ولی با این حال، این گونه نیست که صِرف وجود معیارها و ملاک ها انسان را از وجود الگوها بی نیاز کنند و معیارها بتوانند جایگزین آن ها شوند؛ زیرا الگو نسبت به معیار صرف این مزیّت را دارد که تحقق معیارها را در وجود انسانی نشان می دهد. بنابراین، اگر کسی معیارها را بشناسد این امر او را از مزیّت مشاهده تحقق آن ها بی نیاز نمی کند. برای مثال، ممکن است کسی معیارهای شعر و شاعری را به خوبی خوانده و دریافته باشد، اما شاگردی کردن در محضر یک شاعر مبرّز و ملاحظه آن معیارها در کار و کردار وی، به ویژه از منظر تعلیم و تربیت، فرصتی بی نظیر و استثنایی است که هرگز نمی توان از آن صرف نظر، و به دانستن معیارهای شعر و شاعری بسنده نمود. بر این اساس، الگوی عملی در جریان تعلیم و تربیت جایگاهی اساسی و غیر قابل حذف دارد.(۱۴)

از این رو، جایگاه اساسی الگوی عملی در مکاتب الهی، که رسالت اصلی آن ها تعلیم و تربیت انسان می باشد، به قدری رفیع و برجسته است که خداوند در طول تاریخ، برای هدایت هر قوم و گروهی، یک الگوی عملی به عنوان پیامبر و امام فرستاده است تا مردم به وسیله او هدایت و راه نمایی شوند.

در قرآن مجید، به عنوان یک قاعده کلی تصریح شده است که هر قوم و مردمی دارای امام و هدایتگری هستند: «لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» (رعد: ۷)؛ «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (اسراء: ۷۱). علاوه بر این، دست یابی به مقام امامت و پیشوایی و اسوه شدن برای متقین، به عنوان یک ارزش و آرمانی قرآنی مورد تأکید قرار گرفته است. خداوند از زبان انسان های طالب آرمان مذکور، این گونه نقل کرده است: «وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماما» (فرقان: ۷۴)؛ و آنان افرادی هستند که هنگام دعا با خدای خود گویند: پروردگارا، ما را از جفتمان فرزندانی مرحمت نما که مایه چشم روشنی ما باشند و ما را پیشوای اهل تقوا قرار ده.

علاوه بر این، امیرمؤمنان امام علی علیه السلام به عنوان بهترین مفسّر قرآن، به ضرورت وجود امام برای هر مأموم و مقتدایی تصریح کرده اند: «الا و انّ لکل مامومٍ اماما یقتدی به و یستضی ء بنور علمه.»؛(۱۵) متوجه باشید که برای هر مأموم و اقتداکننده ای امامی است که به آن اقتدا می کند و از نور علم هدایت وی طلب نورانیت می کند.

در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «یا اباحمزه، یخرج احدکم فراسخ فیطلب لنفسه دلیلاً و انت بطرق السماء اجهل منک بطرق الارض فاطلب لنفسک دلیلاً»؛(۱۶) ای اباحمزه، هریک از شما که چند فرسخ در روی زمین می خواهد راه برود، برای خودش دلیل و راهنما طلب می کند. در حالی که تو نسبت به راه های ملکوتی آسمان جاهل تر هستی، پس در زمینه هدایت معنوی خود نیز دلیل و راهنمایی جست وجو کن.

در این روایت،نیازمندی به راهنماوالگو برای هدایت یک امر بدیهی وضروری دانسته شده و استدلال برای آن آورده شده است.

با توجه به ضرورت وجود اسوه و الگو، در روایت دیگری امیرمؤمنان علیه السلام پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان الگو و اسوه معرفی نموده، به دیگران دستور تأسی و پی روی از ایشان را می دهند: «و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کافٍ لک فی الاسوه… فتأسّ بنبیّک الاطیب الاطهر صلی الله علیه و آله فانّ فیه اسوهً لمن تأسّی»؛(۱۷) رسول خدا صلی الله علیه و آله حتما به عنوان اسوه و الگو برای تو کافی است. پس تأسّی و پی روی کن از پیامبر صلی الله علیه و آله پاک تر خود. پس به درستی که او اسوه و الگوی هر فردی است که نیازمند تأسی و الگو می باشد.

علاوه بر این، در جای دیگری حضرت فرموده اند: «و اقتدوا بهُدی نبیکّم فانّه افضلُ الهُدی»؛(۱۸) اقتدا و پی روی کنید به هدایت پیامبرتان. پس به درستی که هدایت او برترین هدایت است. و امیرمؤمنان، امام علی علیه السلام خود جزو اولین عمل کنندگان به این دستور خویش بود. ایشان درباره اسوه پذیری خویش از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «و لقد کنتُ اتّبعه اتّباع الفصیل اثر امّه یرفع لی کلَّ یومٍ من اخلاقه علما و یامرنی بالاقتداء به»؛(۱۹) من بسان بچه ناقه ای که به دنبال مادر خود می رود، به دنبال پیامبر صلی الله علیه و آله می رفتم. هر روز یکی از فضایل اخلاقی خود را برای من تعلیم می کرد و به من دستور می داد که از آن پی روی نمایم. در اثر برخورداری مداوم حضرت علی علیه السلام از تربیت الگویی همچون پیامبر صلی الله علیه و آله ، به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، دوران جوانی امیرمؤمنان برای بهترین جوان های همه زمان ها برترین الگوست.(۲۰)

در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام به ضرورت وجود امام در جامعه این گونه تصریح شده است. «و الله، یا محمد من اصبح من هذه الامه لا امام له من الله جلّ و عزّ ظاهرا عادلاً اصبح ضالاً تائها و ان مات علی هذه الحاله مات میته کفر و نفاق»؛(۲۱) به خدا قسم، ای محمد (محمد بن مسلم)، هر فردی از این امّت که بدون امام و الگویی از ناحیه خدا؛ امام و الگویی که ظاهر و آشکار و عادل باشد، صبح کند، در حال گم راهی و سرگردانی صبح کرده است و اگر در این حالتِ بدون امام و الگو بمیرد، در حال کفر و نفاق مرده است.

نکته مهم در این روایت، کلمه «ظاهرا» است(۲۲) که اشاره به ضرورت وجود امام و الگویی عملی دارد که در معرض دید و مشاهده اقتداکنندگان باشد.

به دلیل اهمیت و ضرورت وجود الگوی عملی، جایگاه رفیع امام در مذهب شیعه به قدری برجسته و پررنگ است که اصل امامت به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه در کتاب های اصول عقاید ذکر گردیده است.(۲۳) اصل امامت چنان نقشی اساسی و بنیادی و مقامی رفیع در مذهب شیعه دارد(۲۴) که اساسا مذهب شیعه در بین مذاهب دینی اسلام به عنوان مذهب «امامیه» شهرت دارد.

اهمیت مقام امامت و الگوسازی برای رفتارهای عملی امّت تا آن جاست که علاوه بر این که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در طول تاریخ، همواره امامان و رهبرانی برای هدایت و راه نمایی امّت از طریق الگوسازی وجود داشته اند، در خود دین اسلام نیز سازوکار الگوسازی به شکل بسیار زیبایی برای همیشه نهادینه شده است. رجوع مردم در مسائل دینی پس از زمان غیبت به ولیّ فقیه و مرجع تقلید و ضرورت نصب امام جمعه و جماعت با رعایت شرایط از سوی ولایت فقیه حکایت از سازوکار مذکور می کنند. براساس ضرورت وجود همین الگوهای عملی مشهود در بین جامعه است که امام باقر علیه السلام اقدام به الگوسازی می کنند و خطاب به ابان بن تغلب، یکی از شاگردان خود، که در زمینه مسائل فقهی تخصص داشت، فرمود: «اجلس فی مسجدِ المدینه و اَفتِ الناسَ فانّی احبّ ان یری فی شیعتی مثلک»؛(۲۵) (ای ابان بن تغلب) در مسجد مدینه بنشین و درباره مسائل شرعی مردم فتوا بده. من دوست دارم در بین شیعیانم افرادی مثل تو مشاهده شوند.

نکته ظریف در روایت مزبور واژه «یری» است که به یادگیری مشاهده ای از الگو اشاره دارد.

در روایت دیگری نیز با تأکید بر اهمیت یادگیری مشاهده ای از الگوهای رفتاری، این گونه نقل شده است: «کونوا دعاهً للناسِ بالخیرِ بغیر السنتکم لیروا منکم الاجتهادَ و الصدق و الورع»؛(۲۶) مردم را به سوی کار خیر با غیر زبان هایتان، از طریق عمل دعوت کنید. پس دیگران باید در شما سعی و تلاش در انجام کارهای خوب، راست گویی و ورع را مشاهده کنند. روایت مزبور از دو نوع دعوت و تبلیغ زبانی و عملی، تبلیغ عملی و مشاهده ای را مؤثرتر می داند؛ زیرا در تبلیغ عملی، مخاطب با دیدن و مشاهده انجام کار نیک به طور غیر مستقیم و ناخودآگاه به سوی آن جذب می شود. برخلاف روش تبلیغ زبانی و قولی که مربی خود را به متربّی نزدیک می کند، در روش تربیت الگویی و عملی، متربّی (متأسّی) به صورت ناخودآگاه خود را به مربّی (اسوه) نزدیک می کند.(۲۷)

بنابر آنچه گذشت، می توان گفت: اصل امامت شیعی بر اساس یادگیری مشاهده ای از الگوی رفتاری شکل گرفته است. از این رو، «امام» به معنای پیشوا و رهبر، کسی است که در پیشاپیش و جلوی امّت حرکت می کند، به گونه ای که امت نیز وی را بینند و به دنبال وی برای الگوگیری از ارزش های عینی متجسّم در وی تلاش و کوشش نمایند.

این نوع روش یادگیری از الگوهای عملی مشهود که در متون اسلامی مورد تأکید قرار گرفته، دارای امتیازات متعددی است که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:

۱. برخلاف آموزش نظری، یادگیری از الگوی عملی بسیار سریع صورت می گیرد.

۲. برخلاف آموزش نظری مرسوم که به صورت مستقیم متربّی مورد خطاب و آموزش قرار می گیرد، و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *