تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال شامل 29 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاکدستی پاکبان و لقمه ای حلال :

زندگی‌اش را متفاوت بالا و پایین و داشته‌هایش را حساب و کتاب می‌کند،‌ می‌خندد و می‌گوید: «شیوه خودم را دارم. زندگی همه بالا و پایین، سرد و گرم، سختی و شادی دارد اما زندگی کردن، بلد بودن می‌خواهد. اگر بلد باشی داشته‌های زندگی‌ات را بشماری و ته دلت شکر خدا بگویی و او را به داده و نداده‌اش شکر کنی و راضی باشی، نداشته ها هم داشته‌هایت حساب می‌شود وگرنه که زندگی می‌شود زهر هلاهل.» کربلایی خانی روایت های جالبی از سفر به عراق، پاکدستی، پدر و خانواده اش دارد.

تو نمی توانی بروی!

گویی اربعین روایتی تمام نشدنی است. از یک ماه قبل حکایت دلدادگی قدم‌هایی که می‌خواهند در راه اربابشان برداشته شوند تا پیاده روی باشکوه مسلمانان از هر گوشه جهان در مسیر سلام و لبیک به شاه تشنه لب، اباعبدالله(ع) را در کربلا رقم بخورد، آغاز می شود. شکوهی که در اربعین به اوج می‌رسد اما تمام که نمی‌شود از جنسی دیگر آغاز می‌شود. روایت کربلایی خانی یکی از اینهاست. او تاکنون بار از سوی شهرداری منطقه برای خدمت و نظافت شهرهای زیارتی همراه با دیگران به عراق اعزام شده است. سفر سومش اما حکایت جالبی دارد: «هر سال نفر را به کربلا اعزام می‌کنند. نفر اعزام اول هستند و چند روز قبل از اربعین بر می‌گردند و گروه بعد جایگزین می‌شوند. من همیشه جزو گروه دوم بودم. دوست داشتم درست ایام اربعین و اوج شلوغی آنجا باشم. امسال اعزام ما کنسل شد. وقتی شنیدم انگار دنیا روی سرم آوار شد. گریه امانم را برید.» اینکه چه اتفاقی افتاد که کربلایی خانی هم راهی شد هم جالب است:‌ «یک روز دلم شکست و گفتم: آقا شما که می دانید من خدا،خدا می‌کنم بیایم تا زیرپای زائرانتان را با جان و دل تمیز کنم. شما که می دانید به شوق خدمت و کار می‌آیم یعنی کارم را نپسندید؟ در همین حال و هوا بودم که متوجه شدیم همسر یکی از همکاران نیاز به عمل جراحی دارد و قرار شد من راهی شوم. برای سلامتی همسرش از ته دل دعا کردم. گفتند باید خودت برای ویزا و اعزام اقدام کنی و گفتم: ای به چشم! وقتی به نجف رسیدم، احساس کردم روی ابرها راه می روم. هر روز از ساعت صبح تا یک ظهر باید خیابان اصلی حرم؛ شارع الرسول(ص) و کوچه‌های منتهی به آن را جارو می‌زدیم و بعد وقتمان آزاد بود. بعد از خدمت به زیارت می رفتم. برای مردم کشورمان دعا می‌کردم. برای همکارانم و همه آرزومندان. آخرسر هم برای خودم و خانواده‌ام.»

دویدم تا صاحبش را پیدا کنم

کیف قرمز رنگی که آن روز کربلایی خانی بین زباله‌های نزدیک در ورودی بانوان حرم امیرالمؤمنین(ع) پیدا کرد و به قول خودش یک لحظه هم صبر نکرد و دستپاچه با دویدن خودش را به مسئول گروهشان رساند تا کیف را به صاحبش برگردانند، برایش سبب خیر شد و عنوانی را پیشکش امانت داری و زحماتش کرد که می‌گوید به اندازه دریافت مدال المپیک برایش غرورآفرین بوده است: «وقتی مخزن را خالی کردم و کیف پول را دیدم به قصد اینکه بتوان نشانی از صاحب کیف پیدا کنم باز ش کردم. عکس یک خانم محجبه عرب داخل کیف بود. پولی داخل کیف نبود اما چند کارت بود احتمالاً کارت بانکی؛ یک سکه بزرگ طلای وکیوم شده عراقی هم بود. پیش خودم فکر کردم صاحب کیف حتماً دنبالش می‌گردد،‌ خودم را به مسئولمان آقای حیدری رساندم و کیف را تحویل دادم تا صاحب کیف را پیدا کنند. از من تشکر کرد اما قبل از آنکه کیف را از من بگیرد با آن کیف پول و نمای حرم آقا امیرالمؤمنین(ع) که پشت سرم بود، از من عکس گرفت.»

وظیفه ام بود، آقای شهردار!

مدتی بعد از برگشت زائران و خادمان اربعین حسینی از کربلا به بهانه اعیاد ربیع الاول شهرداری منطقه تهران برای تجلیل از پاکدستی کربلایی خانی مراسمی جمع و جور ترتیب داد. او از آن روز به عنوان یک خاطره به یادماندنی و شیرین یاد می‌کند: «نیروی خدماتی اداره هستم. ایام اربعین در قالب کارگران خدماتی به عراق می‌روم. وقتی شهردار منطقه لطف کردند و به من لوح یادبود و سکه هدیه دادند،‌ واقعاً نمی‌خواستم سکه را بگیرم چون برگرداندن کیف وظیفه من بود. آدم برای انجام وظایفش چشمداشت ندارد. شهردار گفتند برای تشویق دیگران این هدیه را در نظر گرفته‌اند. البته همکارانم از خودم بهتر هستند و بسیار زحمتکش. این روزها که دشمن قصد تفرقه بین شیعه و سنی، ایرانی و عراقی را دارد، امیدوارم این کار کوچکم به اندازه خودش هم که شده حیله کثیف دشمن را خنثی کند» این تنها آزمون پاکدستی کربلایی خانی و سبب تجلیل از او نبوده است. او تجربه‌های شیرین دیگری هم در کارنامه‌اش دارد:‌

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *