تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی شامل 75 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارتباط نفس مجرد و بدن در فلسفه اسلامی :

*-عضو هیأت علمی دانشگاه قم

چکیده

این مقاله به چگونگی ارتباط نفس مجرد با بدن در فلسفه اسلامی از دیدگاه فلسفه مشاء «ابن سینا» و فلسفه اشراق «سهروردی» می پردازد.

مسئله ارتباط مجرد با مادی از مهم ترین مباحثی است که فکر بسیاری از فیلسوفان را به خود مشغول کرده است.

با توجه به این که چگونگی ارتباط مجرد با مادی از جنبه انسان شناسی در مقایسه با جهان شناسی کمتر بررسی شده، نگارنده بر آن است تا در این مقاله این مسئله را از دیدگاه ابن سینا به عنوان فیلسوف مشائی و سهروردی به عنوان فیلسوف اشراقی از جبنه انسان شناسی بررسی کند.

ابتدا نفس از دیدگاه دو فیلسوف اثبات و تعریف شده، سپس به تأثیر متقابل نفس و بدن پرداخته شده و در ادامه، اصل بودن نفس و فرع بودن بدن و چگونگی ارتباط این دو بیان شده است.

کلید واژه ها: نفس، جسم لطیف، روح حیوانی، روح نفسانی، روح طبیعی.

مقدمه

بشر از مرگ و زندگی، خوابیدن و خواب دیدن به تصور نفس نایل می شود. پی بردن به حقیقت نفس و اسرار نهفته ای که در آن وجود دارد، هم چنین دانستن آثار، تأثیر و تأثرات متقابلی که بین نفس و بدن وجود دارد، یکی از مهم ترین مسائلی است که فکر دانشمندان را در تمام اعصار به خود مشغول کرده است.

چگونگی ارتباط مجرد با ماده در فلسفه، جایگاه خاصی داشته است. این بحث در جهان شناسی مطرح شده و ارتباط خدای مجرد را با جهان مادی از طریق عقول دهگانه که به عقول عشره معروف است، حل کرده اند. (ابن سینا، ۱۳۷۵: ۲۲۰)

در مورد چگونگی ارتباط نفس با بدن هم، چون نفس مجرد و از سنخ ملکوت است، در بدن که ماده و از سنخ عالم ماده است نمی تواند تصرف کند. به این لحاظ به واسطه ای نیاز است که این واسطه یک جسم لطیف نورانی است که اطبا آن را روح بخاری نامیده اند. این روح به واسطه اعصابی که متصل به مغز است در تمام بدن جریان دارد. (ملاصدرا، ۱۹۹۰م/ ۱۴۱۰ق: ۷۴)

اثبات وجود نفس

ابن سینا به دو طریق نفس را اثبات کرده است.

الف) نفس مبدأ صدور افعال مختلف و متعدّد است

در طریق اول ابن سینا درباره اثبات وجود نفس می گوید: «اجسامی را مشاهده می کنیم که دارای احساس و حرکت ارادی هستند و دسته ای دیگر دارای تغذیه، نمو و تولید مثل اند. این افعال مختلفی که از اجسام صادر می شود به دلیل جسمیت آنها نیست، زیرا در این صورت، باید همه اجسام در این افعال شریک باشند، حال آن که این طور نیست. پس باید در ذاتِ این اجسام مبادی دیگری غیر از جسمیت برای این افعال وجود داشته باشد.

آن چیزی که از روی اراده مبدأ صدور کارهای مختلف و متعدّد است، نفس نامیده می شود. (ابن سینا، ۱۹۷۵م ۱۳۹۵ ق:۵)

ب) انسان معلَّق در فضا

اگر انسان تصور کند که به طور دفعی کامل آفریده شده است، در حالی که نمی تواند اشیای خارجی را با چشم ببیند و در خَلأ یا هوایی قرار گرفته باشد که فشار هوا را احساس نکند و بین اعضایش هم فاصله ای وجود داشته باشد که با یکدیگر برخورد نکنند تا وجود آنها را احساس کند، در چنین حالتی این انسان معلَّق در فضا هیچ یک از اعضای ظاهری و باطنی خود از قبیل قلب و دماغ را احساس نمی کند. اما ذات خود را که بدون طول و عرض و عمق است و چیزی غیر از جسم و اعضایی است که برای او ثابت نشده است، احساس می کند و از روی یقین می داند که نفس غیر از جسم است. این انسان معلَّق اگر در همین حال دستی یا عضو دیگری را تخیّل کند، آن را به عنوان جزء یا شرطی برای قوامِ ذات خود نمی داند. (همان: ۱۳)

طبق نظر ابن سینا، اولین و بدیهی ترین ادراکی که برای انسان حاصل می شود و نیاز به هیچ گونه حدِّ اثباتی ندارد، همان ادراک نفس است، زیرا انسان نفس را بدون واسطه درک می کند. نفس مبدأ ادراکات و احساسات مختلف و اساس شخصیت است. از جسم و تعلّقات آن می توان خود را آزاد ساخت و غافل شد، ولی از نفس نمی توان لحظه ای غافل شد یا در وجود آن تردید کرد، زیرا کلیه اعمال و آثاری که بر وجود انسان مترتب است، دلایل روشنی بر وجود نفس هستند.

سهروردی در آثار متعدّد خود به شیوه های مختلفی نفس را اثبات کرده است.

الف) در همه حال به نفس توجه داری

هر جزئی از اجزای بدن به فراموشی سپرده می شود. بعضی از اعضا اگر از بین بروند در حیات و ادراک انسان نقصانی حاصل نمی شود. از هر جسم و عَرَضی می توان غافل شد، ولی از نفس نمی توان غافل شد و در همه حال آن را درک می کنی و به آن توجه داری. پس نفس با مجموعه اعضا و با هر یک از اعضا تفاوت دارد.

اگر یکی از این اعضا در نفس دخالت می داشت، خود را بدون آن عضو نمی توانست درک کند. (سهروردی، ۱۳۹۷ ق/۱۳۵۵ ش، هیاکل النور: ۸۵ ، پرتونامه: ۲۳) پس نفس چیزی غیر از اجسام و اعراض است.

ب) در نفس تبدیل و تغییر وجود ندارد

بدن در اثر حرارت از وزنش کاسته می شود و در اثر تغذیه افزایش پیدا می کند. پس در تبدیل و تغییر است. اگر نفس همان اعضای بدن بود باید پیوسته در تبدّل و تغیُّر می بود و نفسِ گذشته با نفسِ زمان حال تفاوت می داشت. حال آن که چنین نیست. دانایی که امری نفسانی است، پیوسته و دائم است. پس آن نفس نه همه بدن است و نه برخی از آن، بلکه با همه اینها مغایرت دارد. (همان، پرتونامه: ۲۴-۲۵)

تعریف نفس

ابن سینا نفس را از آن حیث تعریف می کند که مدبِّر بدن است نه از آن حیث که ذاتی مجرّد و مفارِق است. او در تعریف نفس می گوید:

هی کمالٌ اولٌ لجسمٍ طبیعی آلیٍ لَهُ یَفْعَلَ افعالَ الحیاه؛ (ابن سینا، ۱۹۷۵م: ۱۰؛ همو، ۱۳۳۱ش: ۱۱).

نفس کمال اول است برای جسم طبیعی که دارای آلت و ابزار است و افعال حیاتی را به کمک آن آلات انجام می دهد.

در توضیح این تعریف ابن سینا می گوید:

نفس کمال برای جسم طبیعی است و کمال بر دو قسم است: کمالِ اول که نوعیتِ نوع به آن بستگی دارد، مانند شکل برای شمشیر و کمال دوم که افعال و انفعالاتی است که بعد از حصول نوعیت از شی ء صادر می شود، مانند بریدن برای شمشیر و تمییز، رؤیت، و احساس و حرکت برای انسان.

نوع در فعلیتش نیازی ندارد که این آثار بالفعل از او صادر شود. همین مقدار که مبدأ این آثار برای نوع حاصل شده باشد کافی است. با توجه به این که مبدأ خود به فعلیت رسیده است، به طور بالقوّه می تواند مصدر این آثار شود. پس کمال اول مبدأ افعال و آثار است و کمال دوم خودِ افعال و آثاری است که از مبدأ صادر می شود.

جسم هم بر دو قسم است که عبارت اند از: طبیعی و صناعی. جسم طبیعی هم به نوبه خود یا آلی است و یا غیر آلی. نفس کمال اول برای جسم طبیعی آلی است. از جسم طبیعی آلی یا کمالات ثانیه ای که همان افعال و آثار هستند به وسیله آلات صادر می شود، یا این که قوّه صدور این افعال و آثار برای او به وسیله آلات و ابزار حاصل می شود. (ابن سینا، ۱۹۷۵م: ۹ و ۱۰)

سهروردی در تعریف نفس ناطقه می گوید:

جوهری است که نمی توان به او اشاره حسی کرد و کارش تدبیر جسم است و خود و چیزهای دیگر را درک می کند. (سهروردی، ۱۳۹۷/ ۱۳۵۵ش، هیاکل النور: ۸۷)

وی در یکی از آثار دیگر خود نفس ناطقه را جوهری روحانی و قسمت ناپذیر می داند. (همان، یزدان شناخت: ۴۲۵)

ابن سینا بین نفس از این جهت که مدبِّر و مبدأ افعال گوناگون است و ذات و حقیقت نفس که جوهری مجرد و مفارق است، تفاوت گذاشته است.

شاید همین تفکیک سبب شده که فلسفه صدرالمتألهین در این مورد با فلسفه ابن سینا متفاوت باشد، زیرا در نظر صدرالمتألهین اضافه و تعلّق نفس به بدن در قوام و ذاتِ نفس نهفته است و جزء حقیقت آن به شمار می رود.

ابن سینا نفس را صورت بدن می داند و بین این قائل به یک شوق طبیعی است که سبب اتحاد این دو می شود. وقتی بدن آمادگی پذیرش نفس را پیدا کرد، نفسی که آماده فرمانروایی بر بدن است، حادث می شود و همین آماده بودن بدن برای پذیرش نفس در به وجود آمدن نفس دخالت دارد. (ابن سینا، ۱۹۷۵م: ۱۸۷-۱۸۸)

در نزد سهروردی نفس بر بدن تقدّم و شرف دارد و بر همین اساس، فلسفه خود را طریق رهایی نفس از زندان تن قرار داده است.

این فیلسوف معتقد است: علاقه ای که بین نفس و تن وجود دارد، علاقه شوقی است و آن علاقه، اضافه ای است که از نوع اضافه ضعیف ترین اعراض است. (سهروردی، ۱۳۹۷/ ۱۳۵۵ش، هیاکل النور: ۱۶۹)

مغایرت نفس و بدن

آنچه ابن سینا در برهان انسان معلَّق در فضا گفته است نشان می دهد که نفس مستقل از بدن و غیر مادی است.

او در آثارش در موارد متعدّدی گفته است: «نفس جسم نیست». (ابن سینا، ۱۹۷۵م: ۲۲) نفس ناطقه انسانی منطبع در ماده نیست. (همان: ۳۱) هم چنین منطبع در بدن و قائم به بدن هم نیست. (همان: ۱۹۶) آن جوهری که در انسان محل معقولات است نه جسم است و نه قائم به جسم تا قوّه ای در جسم باشد و در اثر فساد، جسم او هم فاسد شود، هم چنین صورت جسم هم نیست. (همان: ۱۸۷) مطالب فوق به وضوح می رساند که در اعتقاد او، نفس از بدن جدا، مستقل و مغایر است.

دلایلی که سهروردی درباره اثبات نفس ناطقه و تجرّد آن ارائه داد، هم چنین جسم را جوهری می داند که می توان به آن اشاره حسی کرد و دارای طول، عرض و عمق است (سهروردی، همان: ۸۴)، به طور صریح، تغایر نفس ناطقه و بدن را در نزد آن فیلسوف به اثبات می رساند.

تأثیر و تأثر متقابل نفس و بدن

در بینش ابن سینا، نفس و بدن به دلایلی در یکدیگر تأثیر دارند که بخشی از آن دلایل بدین قرار است:

الف) تأثیر تصورات و تصدیقات در بدن

تصورات و تصدیقاتی که در نفس پیدا می شوند در بدن هم تأثیر می گذارند؛ مثلاً توهُّم راه رفتن بر روی شاخه ای که در هوا قرار دارد، لرزشی را ایجاد می کند که اگر توهم کند بر روی شاخه ای راه می رود که روی زمین است، آن لرزش را ایجاد نمی کند. (ابن سینا، ۱۳۷۸ق: ۴۱۴)

ب) ارتباط نفس و بدن سبب هیئت حال و ملکه

هنگامی که انسان به واسطه یکی از حواس چیزی را احساس کند، یا به خیال آورد و یا از چیزی ناراحت شود، ارتباطی که بین نفس و این قواست، هیئتی را در نفس به وجود می آورد. این هیئت ها اگر زودگذر باشند، آنها را حال گویند و اگر زودگذر نباشند، آنها را ملکه گویند. (همان: ۳۰۵ و ۳۰۷) در توضیح کلام ابن سینا که بیان گر تأثیر بدن بر نفس است، می گوییم: دیدن یک منظره زیبا سبب ایجاد نشاط و مسرت در نفس می شود، به طوری که این نشاط و شادی ممکن است تا زمان طولانی باقی باشد، همان طور که مشاهده یک صحنه دلخراش و ناراحت کننده در نفس تکدری به وجود می آورد که آثار آن تا مدت زمان طولانی باقی است.

ج) مبادی بعضی از امور نفس است و بعضی دیگر بدن

اموری از قبیل تخیُّل، شهوت و غضب در ابتدا برای نفس حاصل می شوند، البته از این نظر که نفس به بدن تعلّق دارد و در مرحله دوم بر بدن عارض می شوند، ولی خواب، بیداری، صحت و مرض که مبادی آنها در بدن است، برای بدن حاصل می شوند، ولی از این نظر که آن بدن دارای نفس است. (ابن سینا، ۱۹۷۵م: ۱۷۵) سهروردی معتقد است که علاقه و ارتباطی که بین نفس و بدن وجود دارد، علاقه شوقی است و آن علاقه، اضافه ای است که از نوع ضعیف ترین اعراض است. (سهروردی، همان: ۱۶۹)

نفس اصل و بدن فرع است

ابن سینا مغایر بودنِ نفس و بدن را ثابت کرد. اما عقیده دارد که این دو با هم حقیقتِ انسان را تشکیل می دهند. اگرچه به یک وجود واقعی موجود هستند. وجود واقعی و اصیل که در فلسفه ابن سینا از آنِ نفس است، دارای دو دلیل است:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *