تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

🔥 پیشنهاد ویژه: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان با امکانات استثنایی!

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان که هم اکنون ارائه می‌شود، یک راه‌حل جامع و بی‌نظیر برای نیازهای تحقیقاتی و آموزشی شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

مفهوم «فرهنگ » از واژه هایی است که در جامعه شناسی متولد شده و به علم
مدیریت راه یافته و در وادی مدیریت، در چهره سازمان و کارکنان آن، مورد بررسی قرار
گرفته است

.

صاحب نظران مدیریت، فرهنگ سازمانی را به دو دسته اساسی تجزیه می کنند.
در این تجزیه و تحلیل، فرهنگ سازمانی را به کوه یخ تشبیه می کنند که بخشی از آن
پیدا و نمایان است و بخشی دیگر آن ناپیدا ونامحسوس

. (۱)

در بخش
اول، رفتارها، نوع لباس، جشن ها، داستان ها،شعارها و علایم، قرار دارد و در بخش
دوم، ارزش های اصولی، باورها واعتقادات، نگرش ها و احساسات

.

تحلیل فرهنگ بر این پایه استوار است که چهره بیرونی فرهنگ تحت تاثیر
چهره درونی آن است

.

یکی از عوامل درونی فرهنگ، «اعتقادات و باورها» است

.

تحقیقات مدیریت در زمینه فرهنگ سازمانی کم تر به کاوش این جزء ازبخش
درونی فرهنگ پرداخته است

.

این تحقیق در صدد است اعتقادات را از دریچه فرهنگ اسلامی موردبررسی
قرار دهد و با تجزیه و تحلیل، اعتقاد رشد و پویایی آن را درسازمان شناسایی کند

.

در نهایت رهیافت اعتقادات دینی در این تحقیق در بخش کوچکی اززندگی
اجتماعی انسان، یعنی «سازمان » مورد توجه قرار می گیرد

.

اجزای فرهنگ
سازمانی

برای پی بردن به فرهنگ سازمانی لازم است همه جنبه ها و اجزای آن
راشناسایی کنیم

.

اجزای فرهنگ، چنان ظریف و پراکنده اند که به دشواری می توان آن رااز
یکدیگر تفکیک کرد و مورد دقت قرار داد

.

به طور کلی، فرهنگ سازمانی در دو سطح قرار دارد

: (۲)

الف در
سطح بالایی، پدیده های محسوس قرار دارند که از این اجزا تشکیل شده اند

:

۱

محیط فیزیکی و قابل مشاهده: رنگ ها، سبک
معماری، تزیینات، عکس هاو قاب های آویخته شده در فضای یک سازمان از فرهنگ آن
سازمان حکایت می کند

.

۲

رفتارها: هر فرهنگ سازمانی، حرکات و رفتارهای
خاصی را به پیروان خود القا می کند; مانند: نوع سلام کردن، نحوه گفت و گو،
نوع ارتباط افراد از نظر سن و جنسیت و چنان که در فرهنگ ایرانی، مصافحه درهنگام
دیدار یا جدایی مرسوم است، ولی در برخی فرهنگ ها متداول نیست

.

۳

نوع لباس: همان گونه که رفتارها زاییده
فرهنگ ها هستند، در هرجامعه ای نوع لباس پوشیدن نیز متاثر از فرهنگ آن جامعه و
سازمان است، چنان که در فرهنگ ایرانی و اسلامی حضور کارکنان در سرکار باپوشش
اسلامی صورت می گیرد

.

اما در عین حال، میزان تقید آنان به این پوشش حاکلی از وجود
فرهنگ سازمانی در اعضا می باشد

.

۴

مراسم ها و جشن ها: مدیران باید برای ارائه
نمونه هایی از ارزش ها،مراسم ها، و جشن هایی برپا نمایند

.

به وسیله این مراسم، به افراد این احساس را القا می کنند که برای درک
بهتر این ویژگی ها گرد هم آیند و قهرمانان سازمان را محترم شمارند. برپایی
این گونه مراسم بیانگر فرهنگ سازمانی خاصی می باشد

.

برگزاری اعیاد و وفیات ملی و مذهبی که در آن ها از اسطوره های
دینی تجلیل به عمل می آید نشان از حاکمیت فرهنگ دینی بر سازمان دارد

.

۵

داستان ها: داستان ها، ماجراهایی هستند در
رابطه با رویدادهای واقعی که بسیاری از اعضای سازمان شاهد آن ها بوده اند و برای
افرادتازه وارد نقل می کنند

.

بدین گونه آنان از وضع سازمان آگاه می شوند

.

بسیاری از این داستان ها در رابطه با قهرمانانی است که به صورت الگو در
آمده اند و نمادی از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی می باشند

.

برخی از این ماجراها با ارزش ها و باورهای سازمان سازگاری دارند

.

ارزش های اصولی سازمان به وسیله داستان ها زنده می مانند و
موجب می شوند تا افراد از نظر استنباط و درک عمومی دارای وجوه مشترک گردند

.

۶

شعارها: زبان گفتاری، اشاره ای و نمادی ابزاری
برای انتقال پیام است که حاکی از فرهنگ هر گروه کاری یا سازمان می باشد

.

در فرهنگ سازمان های ایرانی، چنین شعارهایی یافت می شود:وجدان
کاری،انضباط اجتماعی، پرهیز از اسراف، نظافت نشانه ایمان، عالم محضرخداست در محضر
خدا معصیت نکنید، بهترین بندگان به تقواترین آنهاهستند، و

….

ب در سطح زیرین، پدیده های نامحسوس فرهنگ سازمانی وجود دارد

.

این پدیده ها نشانه هایی هستند مبتنی بر ارزش های ژرفی که در
اعماق افکار اعضای سازمان وجود دارند و اجزای روبنایی فرهنگ متاثر ازاین
پدیده هاست

.

۱

ارزش ها: «ارزش » را چنین تعریف کرده اند:
پای بندی به این که یک شیوه خاص از رفتار از دیدگاه شخصی یا دیدگاه اجتماعی بر نوع
مخالف آن برتری داشته باشد

. (۳)

ارزش ها اساس و پایه ای
است برای درک نگرش ها و انگیزش های افراد وغالبا نگرش ها و رفتارهای افراد متاثر
از ارزش ها می باشد

.

بسیاری از ارزش ها در همان سال های اولیه کودکی از طریق والدین،معلمان،
دوستان و مانند آن ها در افراد ایجاد می شود

.

البته با بالا رفتن سن، پای بندی فرد به برخی از ارزش ها تغییرمی کند،
به ویژه اگر فرد در محیط جدیدی قرار گیرد، سعی می کند خودرا با ارزش های محیط
تطبیق دهد

.

اما غالبا ارزش ها ثابتند و کم تر دچار تغییر می شوند

(۴)

.

در فرهنگ اسلام، اهرم های گوناگونی برای تقویت ارزش ها وجود دارد

.

مهم ترین بخش این اهرم ها، برانگیختن مسوولیت انسان در برابر خداوندو
مسوولیت در قبال دیگران است

(۵)

.

ارزش ها در صورتی که به صورت اعتقادی جامع و کامل تحت عنوان
«دین الهی » در بیابند، می توانند دگرگونی های پایدار و مثبتی در زندگی انسان به
وجود بیاورند

(۶)

.

۲

اعتقادات: فرهنگ هر سازمانی، بر محور نظام
اعتقادی مشترک اعضاشکل می گیرد و تداوم می یابد

.

یکی از محققان به نام بیر می گوید: «نظام اعتقادی در یک سازمان،نظام به
هم بافته ای از باورهاست که گروهی از مردم را به هم پیوسته می سازد و جهان بینی
آنان را در تبیین رابطه های علت و معلولی روشن می سازد

» (۷)

نظام اعتقادی از درون سمت گیری ارزشی و نظام سازمان سربرداشته و
توجیه گر کنش های افراد می شود

.

۳

نگرش ها: «نگرش » عبارت از اظهارات
ارزیابی کننده درباره یک شی ء، فرد یا یک واقعه است

.

در مقایسه نگرش ها با ارزش ها، نگرش ها خاص تر از ارزش ها می باشند

. (۸)

از سوی دیگر، بر خلاف ارزش ها، نگرش ها از ثبات کم تری برخوردارمی باشند

.

نکته مهم این که از طریق تبلیغات و زمینه های مشابه، می توان بر
نگرش افراد تاثیر گذاشت و آن ها را به سوی نگرش های دلخواه سوق داد

.

بسیاری از نگرش ها از طریق تقلید از نگرش های افراد مقبول جامعه
وسازمان و کسانی که فرد برای آن ها احترام قایل است به دست می آید

.

احساسات، هنجارها، عادات و مانند آن ها دیگر اجزای سطح زیرین
فرهنگ سازمانی می باشند

.

به طور کلی، این سطح پوشیده و نا آشکار است و به طور سنتی، یاهرگز
بررسی نمی شود یا به گونه ای نارسا کاوش می گردد

(۹)

.

اجزای اعتقادات و
باورها

انسان دارای یک دسته از توانایی های تکوینی و ارزشی است که
می تواندمبنای به وجود آمدن و استحکام عقاید دینی شود

.

در اولین گام ها، باید این توانایی ها را شناخت.این توانایی هاعبارتند
از

:

۱

توانایی علم و دانش

۲-

گرایش و رغبت

پس از شناخت توانایی های انسان، که ابزارهای حرکت تکاملی انسان هستند،
باید به هدف تکامل او توجه نمود و کمال مطلوب آدمی راشناخت. این کمال مطلوب با
توجه به ظرفیت ها و توانایی های انسان قابل تصور است که در این بحث به فراخور
تحقیق، مورد توجه قرارمی گیرد. شناخت هدف تکاملی او در قالب این عنوان صورت
می گیرد

:

«

آرمان ها و مطلوب ها

»

۱-

توانایی علم و دانش

علم را به صفتی که موجب تشخیص اشیا از یکدیگر می شود

(۱۰)

تعریف کرده اند

. (۱۱)

انسان ها از دو دسته
علم و ناخت برخور دارند

(۱۲)

.

الف شناخت واقعیات خارجی: یعنی: دریافت حقیقت چیزهایی که درمحیط وجود
دارد; مثل تشخیص گرم بودن یا سرد بودن هوا، کوچکی یابزرگی یک سازمان، فعال بودن یا
غیر فعال بودن یک گروه شکل ضعیف این گونه شناخت در حیوان ها نیز وجود دارد

.

مانند این که یک پرنده با دیدن دانه بر روی زمین به وجود غذا علم پیدا
می کند یا غذا را از غیر غذا تشخیص می دهد

.

این بخش از شناخت ها و علوم به «است »ها و «نیست »ها، «وجودداشتن » یا
«وجود نداشتن » مربوط است

.

بنابراین، علومی که واقع را توصیف می کنند جزو این دسته اند

.

ب شناخت اعتبارات و ارزش ها: یعنی: تشخیص چیزهایی که مربوط به اعتقادات
دینی و ملی است یا آنچه نفش آفرینان جامعه و قوانین جعل کرده اند و گریزی از انجام
آن ها نیست و یا ناگزیز باید آن ها را ترک نمود و در صورت عمل کردن، بر خلاف این
اعتبارها عواقب سخت درانتظار متمرد خواهد بود

.

این بخش از شناخت ها و علوم مربوط به «باید» و «نباید»هاست که در فرهنگ
و آداب و رسوم هر ملتی وجود دارد

.

پس از تعریف و آشنایی با دانش و علم، نوبت به بررسی چند موضوع می رسد

.

رابطه علم و عقاید دینی

:

دین مبین اسلام تاکید فراوانی به کسب علم و دانش دارد

.

بر همین اساس، پذیرش دین را بر پایه علم و آگاهی دارای ارزش می داند و
به پیروان خود سفارش می کند که با آگاهی، آن را بپذیرند واز آن پیروی کنند: «و ان
احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ذل بانهم قوم لا
یعلمون » (توبه:۶); واگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا
رابشنود، سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومی نادانند

.

از آیه مزبور استفاده می شود که ایمان و عقیده دینی زاییده علم است،

(۱۳)

چنان که عامل مهم بی ایمانی، جهل است

.

بنابراین، با فراهم آمدن امکانات کافی برای اندیشه و تحقیق،می توان
اعتقادات را ارتقا بخشید

.

هر چه علم و دانش بیش تر باشد، عقیده و پای بندی به دستورات
دینی بیش تر است و از سوی دیگر، عمل به دستورات دینی، که متکی بر علم باشد، نیز
علم با ارزشی تلقی شده است: «ارفع العلم ما ظهر فی الجوارح و الارکان

» (۱۴) .

منابع دانش: شناخت جهان و دریافت علوم و معارف بشری از سه منبع برای
انسان میسر است

:

حس، عقل و قلب دانش حسی: دانشی است که به وسیله حواس ظاهری به دست
می آید و تاشعاع آزمون و استقرا به پیش می رود

.

این گونه دانش ها مربوط به عالم طبیعت است و همانند طبیعت متحول ومتغیر
می باشد

.

هر کدام از حواس انسانی متکفل در اختیار گذاشتن بخشی از علوم
به انسان اند

.
(۱۵)

محدودیت این منبع دانش در عدم توانایی دست
پیدا کردن به علوم غیر حسی است

.

دانش عقلی: دانش عقلی یا مفهومی، علم نسبت به حقایق ثابتی است
که موضوعات متغیر و غیر ثابت عالم طبیعت را نیز پوشش می دهد

.

این علم، که فراتر و گسترده تر از علوم حسی است، همانند معلوم
خود(حقیقت ثابت) از ثبات و استقرار برخوردار است

.

این دانش راهنما و هدایتگر دانش حسی نیز می باشد و در مواقع تضادبین
یافته های دانش حسی، به قضاوت و تعیین دریافت صحیح می پردازد

.

دانش قلبی: این دانش از نظر گستردگی، هم شامل وحی انبیا: می شود وهم
شامل الهام ها و اشراق هایی که احیانا به انسان های عادی می شود

.

به عقیده بسیاری از دانشمندان، اغلب اکتشافات بزرگ که به طورناگهانی،
در روح و مغز دانشمند جهیده از این نوع بوده است

. (۱۶)

همان گونه
که ادراک حسی در فهم حقایق عقلی عاجز و ناتوان است،شناخت عقلی نیز در شهود معارف
الهی و الهام های ناگهانی ناتوان وقاصر است

.

بخش هایی از علوم بشری که متکی به منبع شهودی می شود، از
طریق اولیاءالله، به ویژه انبیا و ائمه اطهارعلیهم السلام به بشر منتقل شده اند.
این بخش از علوم به سبب ارتباط تنگاتنگ با حقایق مجرد وسیراب شدن از علم الهی، از
صحت و سقم بالایی برخوردار است و تکیه برآن ما را از استنادهای عقلی و حسی بی نیاز
می سازد

.

آیات قرآن کریم از این دسته هستند و روایات معصومان علیهم السلام پس از
اثبات صحت انتسابشان به معصومان: (از نظر سند روایت و دلالت)جزو این دسته قرار
می گیرند

.

آموختن دانش: پس از شناخت منابع معارف بشر، چگونگی بهره برداری ازاین
سه منبع مطرح می شود

.

به عبارت دیگر، بر چه اساسی انسان می تواند آموزش ببیند و برمعلومات
خود بیفزاید

.

از دیرباز، این یکی از سؤال های متداول درباره ادراک بوده که
آیاتوانایی ادراک محیط چیزی آموختنی است یا فطری انسان می باشد

.

سابقه این سؤال به فلاسفه سده های هفده و هجده باز می گردد

.

از آن زمان تاکنون، دو عقیده اساسی مطرح بوده است

.

گروهی از فلاسفه از جمله دکارت و کانت، این عقیده را داشتند که شیوه
ادراک ما چیزی است که با آن به دنیا آمده ایم

.

اینان به فلاسفه «فطری نگر

»

(Nativists)

شهرت پیدا کرده اند

.

گروهی دیگر از فلاسفه مانند بر کلی و جان لاک، مدعی بودند که ماشیوه
ادراک را با تجربه اشیای دنیای پیرامون خود یاد می گیریم

.

اینان به فلاسفه «تجربه گرا

»

(Empiricists)

لقب یافتند

.

روان شناسان معاصر معتقدند که تلفیقی از این دو دیدگاه سودمندتراست

. (۱۷)

هرچند که در کتب روان شناسان غربی گرایش تحقیقات به تجربه گرایی است و
یادگیری های فطری کم تر مورد توجه آنان قرار گرفته است. در این تحقیق نیز نظریه
تلفیقی محور بحث قرار می گیرد

.

برخی از معلومات و دانش های بشر زمینه فطری دارند، به این معنا که منشا
این علوم را خداوند در نهاد انسان به ودیعت گذاشته است وانسان باید در شرایط مناسب
آن ها را شکوفا سازد

;
(۱۸)

مثلا «علاقه به هنر» از فطریات بشر است که
احتیاج به آموزش ندارد، بلکه اگرانسان در شرایطی قرار گیرد که این آموزه فطری
تقویت شود می تواندیک هنرمند بار بیاید

.

البته قابل ذکر است که روش های گوناگون
هنر وچگونگی بکارگیری از ابزارهای هنری، یادگرفتنی است و احتیاج به آموزش دارد،
هرچند در اثر شکوفایی جنبه فطری، فرد توانایی ابداع وخلق شیوه های جدید را خواهد
داشت

.

بنابراین، برخی از معلومات بشر سرمنشا فطری دارند

.

عقیده دینی و اعتقاد به خداوند و خالق جهان را می توان از این
قبیل دانست که دارای منشا فطری است

. (۱۹)

یعنی: انسان اگر در یک
محیط مذهبی پرورش پیدا کند استعدادهای نهفته دینی او رشد می یابند و خداجو می شود،
چنان که اگر در محیطی قرار گیرد که از دغدغه و سرگرمی های مادی دور باشد یا در
شرایطدرماندگی و ناامیدی قرار داشته باشد این فطرت خداجویی در او بیدارمی گردد.
قرآن کریم به یکی از این موارد اشاره دارد و می فرماید

:

«

فاذا رکبوا فی الفل دعوا الله مخلصین له الدین
فلما نجیهم الی البر اذا هم یشرکون.» (عنکبوت: ۶۵)و هنگامی که بر کشتی سوار
می شوند، خدا را پاک دلانه می خوانند و زمانی که نجات پیدا کردند و به خشکی
رسیدند، مشرک می شوند

.

دانش های مؤثر: توصیه های موکد اسلام به فراگیری دانش این سؤال را درپی
دارد که چه دانشی را باید آموخت؟ به عبارت دیگر، از علوم دینی چه دانش هایی در
سازمان تاثیرگذار است؟دوگونه پاسخ در پیش روی ماوجود دارد

:

توصیه های دین اسلام به فراگیری دانش به معنای شناخت همه ابعاد دین است

.

سفارش های دین اسلام به فراگیری دانش شامل همه علوم و معارف بشری است

.

معنای پاسخ اول، که دایره معلومات بشر محدود به «علم دین »می شود، این
است که مردم به خود دین عالم شوند و در واقع، اسلام فقطتوصیه به شناخت خود کرده و
درباره شناخت دیگر علوم بشری سخنی نگفته است. چنین توصیه ای هیچ فخر و مباهاتی
برای دین اسلام در پی نخواهد داشت; زیرا مسلم است که هر مسلکی چنین توصیه ای دارد
و هیچ مکتبی مخالف شناخت خود نیست

. (۲۰)

پاسخ دوم با تاکیدهای
دین اسلام به فراگیری و اهمیت دانش سازگاری بسیار دارد; به این معنا که آیین مقدس
اسلام پیروان خود رابه فراگیری همه علوم بشری توصیه کرده است

. (۲۱)

که مرز
آموختن علوم تا جایی پیش می رود که آن علم «نافع » باشد

.

در غیر این صورت، آموختن علومی که به ضرر بشریت است مورد نکوهش واقع
شده است

.

بنابراین، از نظر اسالم هم ء معارف بشری، که نافع باشند، سفارش
به فراگیری شده اند

.

اما در عین حال، این دانش ها از یک دسته نیستند، بلکه سطوح اهمیت آن ها
با یکدیگر متفاوتاست

.

برخی از اهمیتی بالا برخورداند و برخی از اهمیتی کم تری

.

به طور کلی، می توان گفت برخی از علوم به گونه ای هستند که صرف شناخت
آن ها با ارزش است; یعنی: به گونه ای هستند که جدای از آثار ونتایجشان فی نفسه
دارای ارزش اند

.

این دسته از درجه بالای اهمیت برخوردارند و در سطوح فوقانی قراردارند;
مثل: علم به خداوند متعال

.

توصیه به فراگیری اعتقادات دینی از این دسته است

.

برخی دیگر از علوم، پیش درآمد فعالیت های دیگر است; یعنی: به
گونه ای هستند که دارای نتیایج و آثار مفیدی یم باشند

.

این ها نیز به تناسب میازن نفعی که در پی دارند، در سطوح پایین ترقرار
می گیرند; مثل: دانش های بشر در زمینه فنی، پزشکی، روان پزشکی،ریاضی، الکترونیک،
حقوق، اقتصاد و مانند آن

.
(۲۲)

الف شناخت خداوند

:

انسان باید ابتدا قضاوت صحیحی نسبت به شناخت مبدا و خالق جهان آفرینش
داشته باشد

. (۲۳)

باید بداند که حوادث جهان نشات گرفته از علتی است،
نه اتفاق

.

او باید بداند که این جهان بر اساس نظم به وجود آمده است، نه براثر
تصادف; باید بداند که هر موجودی در این جهان برای هدف خاصی خلق شده است، نه
بی جهت; باید بداند که انسان نیز برای رسیدن به هدفی خلق شده است، نه بی هدف; باید
بداند که خالق این جهان از قدرت و علم بی نهایت برخوردار است و دانش و توانایی
انجام هر تغییری رادر نظام آفرینش داراست

.

شناخت و آگاهی از این گونه مسائل انسان را نسبت به خداوند آشنامی سازد
و در پی آن، انسان در صدد بر می آید که هدف زندگی خود رادریابد و آنگاه آن را در
دستور کار خود قرار دهد

.

ب شناخت زندگی نهایی انسان: اگر انسان بداند که زندگی منحصر به این
دنیا نیست و گسترده تر از آن است، قضاوت صحیح تری نسبت به خوبی و بدی، لذت و درد،
موفقیت و عدم موفقیت در این زندگی خواهد داشت

.

شناخت زندگی نهایی انسان به او این امکان را می دهد که گفتارها
وکردارهای خود را با توجه به نتایج آتی آن ها در دراز مدت (زندگی پس از مرگ) مورد
ارزیابی قرار دهد

.

این جاست که او به قضاوت این مساله می نشیند که با انجام یک عمل،لذت یک
ساعتی را (در دنیا) برگزینم یا رنج و عذاب چندین سال را(در آخرت) انتخاب کنم

.

شناخت انسان نسبت به زندگی نهایی در واقع، ریشه دار کردن نظام اعتقادات
دینی است

.

اگر این نظام در دل انسان ریشه پیدا کند، قضاوت و نگرش دیگری نسبت به
دنیا خواهد داشت و برای رسیدن به مطلوب خود، همه گونه فداکاری را انجام می دهد و
حتی بالاترین سرمایه ها یعنی: مال جان خود رانیز در راه اعتقادات فدا می کند

;

زیرا
قضاوت او نسبت به مرگ، نیستی و نابودی و پایان زندگی نیست; بلکه به فرمایش قرآن
کریم چنان اعتقادی پیدا می کند که: «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم واموالهم
بان لهم الجنه » (توبه:۶); خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری
کرد. انسانی که اعتقاد به زندگی پس ازمرگ ندارد، در حالت عادی، که هیچ هیجان و
احساسی بر او غلبه پیدانکرده است، بر اساس معادلات عقلانی از فداکاری و جان باختن
دوری می کند; زیرا در برابر جانی که از دست می دهد، نمی تواند چیزی دریافت کند

. (۲۴)

ج شناخت رابطه دنیا با زندگی ابدی

:

پس از آن که انسان دریافت که دارای دو نوع زندگی است (زندگی دنیا
وزندگی آخرت)، شناخت دیگری که می تواند محرک او باشد شناخت ارتباطبین این دو زندگی
است. به بیان دیگر، اگر این دو زندگی هیچ تاثیرو تاثری در یکدیگر نداشته باشد
پیامد مثبتی به دنبال نخواهدداشت. بنابراین، لازم است که پس از شناخت دو جهان،
انسان دریابد که هر گونه رفتار او در این دنیا عواقب مثبت و منفی خود را در
دنیای آخرت پیش روی خواهد داشت

.

قرآن کریم در آیات متعددی به ارتباط این دو دنیا اشاره فرموده است. به
عنوان نمونه، می فرماید: «لیس بامانیکم ولا امانی اهل الکتاب من یعمل سوء یجز به
ولا یجد له من دون الله ولیا ولا نصیراومن یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو
مؤمن فاءولئک یدخلون الجنه ولا یظلمون نقیرا

.

(

نساء:۱۲۳ و ۱۲۴); (پاداش و کیفر) به دلخواه شما
و اهل کتاب نیست; هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر می بیند و جز خدا برای خودیار و
مددکاری نمی یابد و کسانی که کارهای شایسته کنند چه مردباشند یا زن در حالی که
مؤمن باشند، داخل بهشت می شوند و به قدرگودی پشت هسته خرمایی مورد ستم قرار
نمی گیرند

.

شناخت رابطه دینا و
آخرت به دو معناست

:

الف این که انسان بداند اعمال و رفتار او در این دنیا، پیامدهایی را در
آخرت به دنبال خواهد داشت

.

در این باره، قرآن کریم می فرماید: «یومئذ یصدر الناس اشتاتا
لیروااعمالهم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرایره.» (زلزال:۶
8) آن روز مردم(به حال) پراکنده بر آیندتا(نتیجه) کارهایشان به آنان نشان داده شود

.

پس هر که به وزن ذره ای نیکی کند(نتیجه) آن را خواهد دید و هر که به
وزن ذره ای بدی کند(نتیجه) آن را خواهد دید

.

با این شناخت، انسان پی می برد که ارتباط دو سرا ارتباط اعتباری
وقراردادی نیست، بلکه ارتباطی واقعی و تکوینی است

.

اعمال نیک و بد انسان در دنیا، علت پیدایش ثواب و عقاب در آخرت است. ب
این که انسان بداند توجه به زندگی آخرت موجب آبادانی زندگی دنیوی انسان می شود

.

آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارد صفحه محتوای تخصصی است که با دقت بالا تهیه شده است.

ویژگی‌های کلیدی فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان:

  • محتوای ۱۰۰% اصلی و تألیفی
  • قالب‌بندی حرفه‌ای و آماده ارائه
  • منابع معتبر و به‌روز
  • پشتیبانی فنی رایگان

🎁 هدیه رایگان با خرید فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان:

با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان امروز، یک پاورپوینت ارائه حرفه‌ای شامل ۳ تمپلیت پاورپوینت اختصاصی رایگان دریافت خواهید کرد که مخصوص کاربران فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان طراحی شده‌اند.

این پاورپوینت به تنهایی ارزشی معادل ۵۰ هزار تومان دارد که امروز به صورت رایگان در اختیار شما قرار می‌گیرد.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان را انتخاب کنید؟

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان برخلاف سایر محصولات مشابه:

  • قابلیت شخصی‌سازی کامل دارد
  • با جدیدترین استانداردهای آموزشی منطبق است

فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان تنها محصولی است که این مجموعه خدمات را یکجا ارائه می‌دهد!

این پیشنهاد تا پایان هفته معتبر است. برای دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان و هدایای ویژه آن، همین حالا اقدام کنید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت رویکرد اعتقادات اسلامی در سازمان :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

مفهوم «فرهنگ » از واژه هایی است که در جامعه شناسی متولد شده و به علم
مدیریت راه یافته و در وادی مدیریت، در چهره سازمان و کارکنان آن، مورد بررسی قرار
گرفته است

.

صاحب نظران مدیریت، فرهنگ سازمانی را به دو دسته اساسی تجزیه می کنند.
در این تجزیه و تحلیل، فرهنگ سازمانی را به کوه یخ تشبیه می کنند که بخشی از آن
پیدا و نمایان است و بخشی دیگر آن ناپیدا ونامحسوس

. (۱)

در بخش
اول، رفتارها، نوع لباس، جشن ها، داستان ها،شعارها و علایم، قرار دارد و در بخش
دوم، ارزش های اصولی، باورها واعتقادات، نگرش ها و احساسات

.

تحلیل فرهنگ بر این پایه استوار است که چهره بیرونی فرهنگ تحت تاثیر
چهره درونی آن است

.

یکی از عوامل درونی فرهنگ، «اعتقادات و باورها» است

.

تحقیقات مدیریت در زمینه فرهنگ سازمانی کم تر به کاوش این جزء ازبخش
درونی فرهنگ پرداخته است

.

این تحقیق در صدد است اعتقادات را از دریچه فرهنگ اسلامی موردبررسی
قرار دهد و با تجزیه و تحلیل، اعتقاد رشد و پویایی آن را درسازمان شناسایی کند

.

در نهایت رهیافت اعتقادات دینی در این تحقیق در بخش کوچکی اززندگی
اجتماعی انسان، یعنی «سازمان » مورد توجه قرار می گیرد

.

اجزای فرهنگ
سازمانی

برای پی بردن به فرهنگ سازمانی لازم است همه جنبه ها و اجزای آن
راشناسایی کنیم

.

اجزای فرهنگ، چنان ظریف و پراکنده اند که به دشواری می توان آن رااز
یکدیگر تفکیک کرد و مورد دقت قرار داد

.

به طور کلی، فرهنگ سازمانی در دو سطح قرار دارد

: (۲)

الف در
سطح بالایی، پدیده های محسوس قرار دارند که از این اجزا تشکیل شده اند

:

۱

محیط فیزیکی و قابل مشاهده: رنگ ها، سبک
معماری، تزیینات، عکس هاو قاب های آویخته شده در فضای یک سازمان از فرهنگ آن
سازمان حکایت می کند

.

۲

رفتارها: هر فرهنگ سازمانی، حرکات و رفتارهای
خاصی را به پیروان خود القا می کند; مانند: نوع سلام کردن، نحوه گفت و گو،
نوع ارتباط افراد از نظر سن و جنسیت و چنان که در فرهنگ ایرانی، مصافحه درهنگام
دیدار یا جدایی مرسوم است، ولی در برخی فرهنگ ها متداول نیست

.

۳

نوع لباس: همان گونه که رفتارها زاییده
فرهنگ ها هستند، در هرجامعه ای نوع لباس پوشیدن نیز متاثر از فرهنگ آن جامعه و
سازمان است، چنان که در فرهنگ ایرانی و اسلامی حضور کارکنان در سرکار باپوشش
اسلامی صورت می گیرد

.

اما در عین حال، میزان تقید آنان به این پوشش حاکلی از وجود
فرهنگ سازمانی در اعضا می باشد

.

۴

مراسم ها و جشن ها: مدیران باید برای ارائه
نمونه هایی از ارزش ها،مراسم ها، و جشن هایی برپا نمایند

.

به وسیله این مراسم، به افراد این احساس را القا می کنند که برای درک
بهتر این ویژگی ها گرد هم آیند و قهرمانان سازمان را محترم شمارند. برپایی
این گونه مراسم بیانگر فرهنگ سازمانی خاصی می باشد

.

برگزاری اعیاد و وفیات ملی و مذهبی که در آن ها از اسطوره های
دینی تجلیل به عمل می آید نشان از حاکمیت فرهنگ دینی بر سازمان دارد

.

۵

داستان ها: داستان ها، ماجراهایی هستند در
رابطه با رویدادهای واقعی که بسیاری از اعضای سازمان شاهد آن ها بوده اند و برای
افرادتازه وارد نقل می کنند

.

بدین گونه آنان از وضع سازمان آگاه می شوند

.

بسیاری از این داستان ها در رابطه با قهرمانانی است که به صورت الگو در
آمده اند و نمادی از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی می باشند

.

برخی از این ماجراها با ارزش ها و باورهای سازمان سازگاری دارند

.

ارزش های اصولی سازمان به وسیله داستان ها زنده می مانند و
موجب می شوند تا افراد از نظر استنباط و درک عمومی دارای وجوه مشترک گردند

.

۶

شعارها: زبان گفتاری، اشاره ای و نمادی ابزاری
برای انتقال پیام است که حاکی از فرهنگ هر گروه کاری یا سازمان می باشد

.

در فرهنگ سازمان های ایرانی، چنین شعارهایی یافت می شود:وجدان
کاری،انضباط اجتماعی، پرهیز از اسراف، نظافت نشانه ایمان، عالم محضرخداست در محضر
خدا معصیت نکنید، بهترین بندگان به تقواترین آنهاهستند، و

….

ب در سطح زیرین، پدیده های نامحسوس فرهنگ سازمانی وجود دارد

.

این پدیده ها نشانه هایی هستند مبتنی بر ارزش های ژرفی که در
اعماق افکار اعضای سازمان وجود دارند و اجزای روبنایی فرهنگ متاثر ازاین
پدیده هاست

.

۱

ارزش ها: «ارزش » را چنین تعریف کرده اند:
پای بندی به این که یک شیوه خاص از رفتار از دیدگاه شخصی یا دیدگاه اجتماعی بر نوع
مخالف آن برتری داشته باشد

. (۳)

ارزش ها اساس و پایه ای
است برای درک نگرش ها و انگیزش های افراد وغالبا نگرش ها و رفتارهای افراد متاثر
از ارزش ها می باشد

.

بسیاری از ارزش ها در همان سال های اولیه کودکی از طریق والدین،معلمان،
دوستان و مانند آن ها در افراد ایجاد می شود

.

البته با بالا رفتن سن، پای بندی فرد به برخی از ارزش ها تغییرمی کند،
به ویژه اگر فرد در محیط جدیدی قرار گیرد، سعی می کند خودرا با ارزش های محیط
تطبیق دهد

.

اما غالبا ارزش ها ثابتند و کم تر دچار تغییر می شوند

(۴)

.

در فرهنگ اسلام، اهرم های گوناگونی برای تقویت ارزش ها وجود دارد

.

مهم ترین بخش این اهرم ها، برانگیختن مسوولیت انسان در برابر خداوندو
مسوولیت در قبال دیگران است

(۵)

.

ارزش ها در صورتی که به صورت اعتقادی جامع و کامل تحت عنوان
«دین الهی » در بیابند، می توانند دگرگونی های پایدار و مثبتی در زندگی انسان به
وجود بیاورند

(۶)

.

۲

اعتقادات: فرهنگ هر سازمانی، بر محور نظام
اعتقادی مشترک اعضاشکل می گیرد و تداوم می یابد

.

یکی از محققان به نام بیر می گوید: «نظام اعتقادی در یک سازمان،نظام به
هم بافته ای از باورهاست که گروهی از مردم را به هم پیوسته می سازد و جهان بینی
آنان را در تبیین رابطه های علت و معلولی روشن می سازد

» (۷)

نظام اعتقادی از درون سمت گیری ارزشی و نظام سازمان سربرداشته و
توجیه گر کنش های افراد می شود

.

۳

نگرش ها: «نگرش » عبارت از اظهارات
ارزیابی کننده درباره یک شی ء، فرد یا یک واقعه است

.

در مقایسه نگرش ها با ارزش ها، نگرش ها خاص تر از ارزش ها می باشند

. (۸)

از سوی دیگر، بر خلاف ارزش ها، نگرش ها از ثبات کم تری برخوردارمی باشند

.

نکته مهم این که از طریق تبلیغات و زمینه های مشابه، می توان بر
نگرش افراد تاثیر گذاشت و آن ها را به سوی نگرش های دلخواه سوق داد

.

بسیاری از نگرش ها از طریق تقلید از نگرش های افراد مقبول جامعه
وسازمان و کسانی که فرد برای آن ها احترام قایل است به دست می آید

.

احساسات، هنجارها، عادات و مانند آن ها دیگر اجزای سطح زیرین
فرهنگ سازمانی می باشند

.

به طور کلی، این سطح پوشیده و نا آشکار است و به طور سنتی، یاهرگز
بررسی نمی شود یا به گونه ای نارسا کاوش می گردد

(۹)

.

اجزای اعتقادات و
باورها

انسان دارای یک دسته از توانایی های تکوینی و ارزشی است که
می تواندمبنای به وجود آمدن و استحکام عقاید دینی شود

.

در اولین گام ها، باید این توانایی ها را شناخت.این توانایی هاعبارتند
از

:

۱

توانایی علم و دانش

۲-

گرایش و رغبت

پس از شناخت توانایی های انسان، که ابزارهای حرکت تکاملی انسان هستند،
باید به هدف تکامل او توجه نمود و کمال مطلوب آدمی راشناخت. این کمال مطلوب با
توجه به ظرفیت ها و توانایی های انسان قابل تصور است که در این بحث به فراخور
تحقیق، مورد توجه قرارمی گیرد. شناخت هدف تکاملی او در قالب این عنوان صورت
می گیرد

:

«

آرمان ها و مطلوب ها

»

۱-

توانایی علم و دانش

علم را به صفتی که موجب تشخیص اشیا از یکدیگر می شود

(۱۰)

تعریف کرده اند

. (۱۱)

انسان ها از دو دسته
علم و ناخت برخور دارند

(۱۲)

.

الف شناخت واقعیات خارجی: یعنی: دریافت حقیقت چیزهایی که درمحیط وجود
دارد; مثل تشخیص گرم بودن یا سرد بودن هوا، کوچکی یابزرگی یک سازمان، فعال بودن یا
غیر فعال بودن یک گروه شکل ضعیف این گونه شناخت در حیوان ها نیز وجود دارد

.

مانند این که یک پرنده با دیدن دانه بر روی زمین به وجود غذا علم پیدا
می کند یا غذا را از غیر غذا تشخیص می دهد

.

این بخش از شناخت ها و علوم به «است »ها و «نیست »ها، «وجودداشتن » یا
«وجود نداشتن » مربوط است

.

بنابراین، علومی که واقع را توصیف می کنند جزو این دسته اند

.

ب شناخت اعتبارات و ارزش ها: یعنی: تشخیص چیزهایی که مربوط به اعتقادات
دینی و ملی است یا آنچه نفش آفرینان جامعه و قوانین جعل کرده اند و گریزی از انجام
آن ها نیست و یا ناگزیز باید آن ها را ترک نمود و در صورت عمل کردن، بر خلاف این
اعتبارها عواقب سخت درانتظار متمرد خواهد بود

.

این بخش از شناخت ها و علوم مربوط به «باید» و «نباید»هاست که در فرهنگ
و آداب و رسوم هر ملتی وجود دارد

.

پس از تعریف و آشنایی با دانش و علم، نوبت به بررسی چند موضوع می رسد

.

رابطه علم و عقاید دینی

:

دین مبین اسلام تاکید فراوانی به کسب علم و دانش دارد

.

بر همین اساس، پذیرش دین را بر پایه علم و آگاهی دارای ارزش می داند و
به پیروان خود سفارش می کند که با آگاهی، آن را بپذیرند واز آن پیروی کنند: «و ان
احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ذل بانهم قوم لا
یعلمون » (توبه:۶); واگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا
رابشنود، سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومی نادانند

.

از آیه مزبور استفاده می شود که ایمان و عقیده دینی زاییده علم است،

(۱۳)

چنان که عامل مهم بی ایمانی، جهل است

.

بنابراین، با فراهم آمدن امکانات کافی برای اندیشه و تحقیق،می توان
اعتقادات را ارتقا بخشید

.

هر چه علم و دانش بیش تر باشد، عقیده و پای بندی به دستورات
دینی بیش تر است و از سوی دیگر، عمل به دستورات دینی، که متکی بر علم باشد، نیز
علم با ارزشی تلقی شده است: «ارفع العلم ما ظهر فی الجوارح و الارکان

» (۱۴) .

منابع دانش: شناخت جهان و دریافت علوم و معارف بشری از سه منبع برای
انسان میسر است

:

حس، عقل و قلب دانش حسی: دانشی است که به وسیله حواس ظاهری به دست
می آید و تاشعاع آزمون و استقرا به پیش می رود

.

این گونه دانش ها مربوط به عالم طبیعت است و همانند طبیعت متحول ومتغیر
می باشد

.

هر کدام از حواس انسانی متکفل در اختیار گذاشتن بخشی از علوم
به انسان اند

.
(۱۵)

محدودیت این منبع دانش در عدم توانایی دست
پیدا کردن به علوم غیر حسی است

.

دانش عقلی: دانش عقلی یا مفهومی، علم نسبت به حقایق ثابتی است
که موضوعات متغیر و غیر ثابت عالم طبیعت را نیز پوشش می دهد

.

این علم، که فراتر و گسترده تر از علوم حسی است، همانند معلوم
خود(حقیقت ثابت) از ثبات و استقرار برخوردار است

.

این دانش راهنما و هدایتگر دانش حسی نیز می باشد و در مواقع تضادبین
یافته های دانش حسی، به قضاوت و تعیین دریافت صحیح می پردازد

.

دانش قلبی: این دانش از نظر گستردگی، هم شامل وحی انبیا: می شود وهم
شامل الهام ها و اشراق هایی که احیانا به انسان های عادی می شود

.

به عقیده بسیاری از دانشمندان، اغلب اکتشافات بزرگ که به طورناگهانی،
در روح و مغز دانشمند جهیده از این نوع بوده است

. (۱۶)

همان گونه
که ادراک حسی در فهم حقایق عقلی عاجز و ناتوان است،شناخت عقلی نیز در شهود معارف
الهی و الهام های ناگهانی ناتوان وقاصر است

.

بخش هایی از علوم بشری که متکی به منبع شهودی می شود، از
طریق اولیاءالله، به ویژه انبیا و ائمه اطهارعلیهم السلام به بشر منتقل شده اند.
این بخش از علوم به سبب ارتباط تنگاتنگ با حقایق مجرد وسیراب شدن از علم الهی، از
صحت و سقم بالایی برخوردار است و تکیه برآن ما را از استنادهای عقلی و حسی بی نیاز
می سازد

.

آیات قرآن کریم از این دسته هستند و روایات معصومان علیهم السلام پس از
اثبات صحت انتسابشان به معصومان: (از نظر سند روایت و دلالت)جزو این دسته قرار
می گیرند

.

آموختن دانش: پس از شناخت منابع معارف بشر، چگونگی بهره برداری ازاین
سه منبع مطرح می شود

.

به عبارت دیگر، بر چه اساسی انسان می تواند آموزش ببیند و برمعلومات
خود بیفزاید

.

از دیرباز، این یکی از سؤال های متداول درباره ادراک بوده که
آیاتوانایی ادراک محیط چیزی آموختنی است یا فطری انسان می باشد

.

سابقه این سؤال به فلاسفه سده های هفده و هجده باز می گردد

.

از آن زمان تاکنون، دو عقیده اساسی مطرح بوده است

.

گروهی از فلاسفه از جمله دکارت و کانت، این عقیده را داشتند که شیوه
ادراک ما چیزی است که با آن به دنیا آمده ایم

.

اینان به فلاسفه «فطری نگر

»

(Nativists)

شهرت پیدا کرده اند

.

گروهی دیگر از فلاسفه مانند بر کلی و جان لاک، مدعی بودند که ماشیوه
ادراک را با تجربه اشیای دنیای پیرامون خود یاد می گیریم

.

اینان به فلاسفه «تجربه گرا

»

(Empiricists)

لقب یافتند

.

روان شناسان معاصر معتقدند که تلفیقی از این دو دیدگاه سودمندتراست

. (۱۷)

هرچند که در کتب روان شناسان غربی گرایش تحقیقات به تجربه گرایی است و
یادگیری های فطری کم تر مورد توجه آنان قرار گرفته است. در این تحقیق نیز نظریه
تلفیقی محور بحث قرار می گیرد

.

برخی از معلومات و دانش های بشر زمینه فطری دارند، به این معنا که منشا
این علوم را خداوند در نهاد انسان به ودیعت گذاشته است وانسان باید در شرایط مناسب
آن ها را شکوفا سازد

;
(۱۸)

مثلا «علاقه به هنر» از فطریات بشر است که
احتیاج به آموزش ندارد، بلکه اگرانسان در شرایطی قرار گیرد که این آموزه فطری
تقویت شود می تواندیک هنرمند بار بیاید

.

البته قابل ذکر است که روش های گوناگون
هنر وچگونگی بکارگیری از ابزارهای هنری، یادگرفتنی است و احتیاج به آموزش دارد،
هرچند در اثر شکوفایی جنبه فطری، فرد توانایی ابداع وخلق شیوه های جدید را خواهد
داشت

.

بنابراین، برخی از معلومات بشر سرمنشا فطری دارند

.

عقیده دینی و اعتقاد به خداوند و خالق جهان را می توان از این
قبیل دانست که دارای منشا فطری است

. (۱۹)

یعنی: انسان اگر در یک
محیط مذهبی پرورش پیدا کند استعدادهای نهفته دینی او رشد می یابند و خداجو می شود،
چنان که اگر در محیطی قرار گیرد که از دغدغه و سرگرمی های مادی دور باشد یا در
شرایطدرماندگی و ناامیدی قرار داشته باشد این فطرت خداجویی در او بیدارمی گردد.
قرآن کریم به یکی از این موارد اشاره دارد و می فرماید

:

«

فاذا رکبوا فی الفل دعوا الله مخلصین له الدین
فلما نجیهم الی البر اذا هم یشرکون.» (عنکبوت: ۶۵)و هنگامی که بر کشتی سوار
می شوند، خدا را پاک دلانه می خوانند و زمانی که نجات پیدا کردند و به خشکی
رسیدند، مشرک می شوند

.

دانش های مؤثر: توصیه های موکد اسلام به فراگیری دانش این سؤال را درپی
دارد که چه دانشی را باید آموخت؟ به عبارت دیگر، از علوم دینی چه دانش هایی در
سازمان تاثیرگذار است؟دوگونه پاسخ در پیش روی ماوجود دارد

:

توصیه های دین اسلام به فراگیری دانش به معنای شناخت همه ابعاد دین است

.

سفارش های دین اسلام به فراگیری دانش شامل همه علوم و معارف بشری است

.

معنای پاسخ اول، که دایره معلومات بشر محدود به «علم دین »می شود، این
است که مردم به خود دین عالم شوند و در واقع، اسلام فقطتوصیه به شناخت خود کرده و
درباره شناخت دیگر علوم بشری سخنی نگفته است. چنین توصیه ای هیچ فخر و مباهاتی
برای دین اسلام در پی نخواهد داشت; زیرا مسلم است که هر مسلکی چنین توصیه ای دارد
و هیچ مکتبی مخالف شناخت خود نیست

. (۲۰)

پاسخ دوم با تاکیدهای
دین اسلام به فراگیری و اهمیت دانش سازگاری بسیار دارد; به این معنا که آیین مقدس
اسلام پیروان خود رابه فراگیری همه علوم بشری توصیه کرده است

. (۲۱)

که مرز
آموختن علوم تا جایی پیش می رود که آن علم «نافع » باشد

.

در غیر این صورت، آموختن علومی که به ضرر بشریت است مورد نکوهش واقع
شده است

.

بنابراین، از نظر اسالم هم ء معارف بشری، که نافع باشند، سفارش
به فراگیری شده اند

.

اما در عین حال، این دانش ها از یک دسته نیستند، بلکه سطوح اهمیت آن ها
با یکدیگر متفاوتاست

.

برخی از اهمیتی بالا برخورداند و برخی از اهمیتی کم تری

.

به طور کلی، می توان گفت برخی از علوم به گونه ای هستند که صرف شناخت
آن ها با ارزش است; یعنی: به گونه ای هستند که جدای از آثار ونتایجشان فی نفسه
دارای ارزش اند

.

این دسته از درجه بالای اهمیت برخوردارند و در سطوح فوقانی قراردارند;
مثل: علم به خداوند متعال

.

توصیه به فراگیری اعتقادات دینی از این دسته است

.

برخی دیگر از علوم، پیش درآمد فعالیت های دیگر است; یعنی: به
گونه ای هستند که دارای نتیایج و آثار مفیدی یم باشند

.

این ها نیز به تناسب میازن نفعی که در پی دارند، در سطوح پایین ترقرار
می گیرند; مثل: دانش های بشر در زمینه فنی، پزشکی، روان پزشکی،ریاضی، الکترونیک،
حقوق، اقتصاد و مانند آن

.
(۲۲)

الف شناخت خداوند

:

انسان باید ابتدا قضاوت صحیحی نسبت به شناخت مبدا و خالق جهان آفرینش
داشته باشد

. (۲۳)

باید بداند که حوادث جهان نشات گرفته از علتی است،
نه اتفاق

.

او باید بداند که این جهان بر اساس نظم به وجود آمده است، نه براثر
تصادف; باید بداند که هر موجودی در این جهان برای هدف خاصی خلق شده است، نه
بی جهت; باید بداند که انسان نیز برای رسیدن به هدفی خلق شده است، نه بی هدف; باید
بداند که خالق این جهان از قدرت و علم بی نهایت برخوردار است و دانش و توانایی
انجام هر تغییری رادر نظام آفرینش داراست

.

شناخت و آگاهی از این گونه مسائل انسان را نسبت به خداوند آشنامی سازد
و در پی آن، انسان در صدد بر می آید که هدف زندگی خود رادریابد و آنگاه آن را در
دستور کار خود قرار دهد

.

ب شناخت زندگی نهایی انسان: اگر انسان بداند که زندگی منحصر به این
دنیا نیست و گسترده تر از آن است، قضاوت صحیح تری نسبت به خوبی و بدی، لذت و درد،
موفقیت و عدم موفقیت در این زندگی خواهد داشت

.

شناخت زندگی نهایی انسان به او این امکان را می دهد که گفتارها
وکردارهای خود را با توجه به نتایج آتی آن ها در دراز مدت (زندگی پس از مرگ) مورد
ارزیابی قرار دهد

.

این جاست که او به قضاوت این مساله می نشیند که با انجام یک عمل،لذت یک
ساعتی را (در دنیا) برگزینم یا رنج و عذاب چندین سال را(در آخرت) انتخاب کنم

.

شناخت انسان نسبت به زندگی نهایی در واقع، ریشه دار کردن نظام اعتقادات
دینی است

.

اگر این نظام در دل انسان ریشه پیدا کند، قضاوت و نگرش دیگری نسبت به
دنیا خواهد داشت و برای رسیدن به مطلوب خود، همه گونه فداکاری را انجام می دهد و
حتی بالاترین سرمایه ها یعنی: مال جان خود رانیز در راه اعتقادات فدا می کند

;

زیرا
قضاوت او نسبت به مرگ، نیستی و نابودی و پایان زندگی نیست; بلکه به فرمایش قرآن
کریم چنان اعتقادی پیدا می کند که: «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم واموالهم
بان لهم الجنه » (توبه:۶); خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری
کرد. انسانی که اعتقاد به زندگی پس ازمرگ ندارد، در حالت عادی، که هیچ هیجان و
احساسی بر او غلبه پیدانکرده است، بر اساس معادلات عقلانی از فداکاری و جان باختن
دوری می کند; زیرا در برابر جانی که از دست می دهد، نمی تواند چیزی دریافت کند

. (۲۴)

ج شناخت رابطه دنیا با زندگی ابدی

:

پس از آن که انسان دریافت که دارای دو نوع زندگی است (زندگی دنیا
وزندگی آخرت)، شناخت دیگری که می تواند محرک او باشد شناخت ارتباطبین این دو زندگی
است. به بیان دیگر، اگر این دو زندگی هیچ تاثیرو تاثری در یکدیگر نداشته باشد
پیامد مثبتی به دنبال نخواهدداشت. بنابراین، لازم است که پس از شناخت دو جهان،
انسان دریابد که هر گونه رفتار او در این دنیا عواقب مثبت و منفی خود را در
دنیای آخرت پیش روی خواهد داشت

.

قرآن کریم در آیات متعددی به ارتباط این دو دنیا اشاره فرموده است. به
عنوان نمونه، می فرماید: «لیس بامانیکم ولا امانی اهل الکتاب من یعمل سوء یجز به
ولا یجد له من دون الله ولیا ولا نصیراومن یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو
مؤمن فاءولئک یدخلون الجنه ولا یظلمون نقیرا

.

(

نساء:۱۲۳ و ۱۲۴); (پاداش و کیفر) به دلخواه شما
و اهل کتاب نیست; هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر می بیند و جز خدا برای خودیار و
مددکاری نمی یابد و کسانی که کارهای شایسته کنند چه مردباشند یا زن در حالی که
مؤمن باشند، داخل بهشت می شوند و به قدرگودی پشت هسته خرمایی مورد ستم قرار
نمی گیرند

.

شناخت رابطه دینا و
آخرت به دو معناست

:

الف این که انسان بداند اعمال و رفتار او در این دنیا، پیامدهایی را در
آخرت به دنبال خواهد داشت

.

در این باره، قرآن کریم می فرماید: «یومئذ یصدر الناس اشتاتا
لیروااعمالهم فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرایره.» (زلزال:۶
8) آن روز مردم(به حال) پراکنده بر آیندتا(نتیجه) کارهایشان به آنان نشان داده شود

.

پس هر که به وزن ذره ای نیکی کند(نتیجه) آن را خواهد دید و هر که به
وزن ذره ای بدی کند(نتیجه) آن را خواهد دید

.

با این شناخت، انسان پی می برد که ارتباط دو سرا ارتباط اعتباری
وقراردادی نیست، بلکه ارتباطی واقعی و تکوینی است

.

اعمال نیک و بد انسان در دنیا، علت پیدایش ثواب و عقاب در آخرت است. ب
این که انسان بداند توجه به زندگی آخرت موجب آبادانی زندگی دنیوی انسان می شود

.

آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارد از جمله: «ولو ان اهل القری ءامنوا
واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والا رض

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *