تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبناگروی و مسأله ابتناء :

اشاره

برای دست یابی به دیدگاهی مبناگروانه در مبحث توجیه براساس فلسفه اسلامی که از استواری و استحکام عقلی لازم برخوردار باشد می باید چالش های مختلفی را که در این باره برانگیخته شده اند از سر گذراند و به آنها پاسخ هایی درخور و مناسب داد. یکی از این چالش ها در خصوص مسأله کیفیت ابتناء قضایای نظری به بدیهی است که شکاک با طرح آن، سعی تا نظام معرفتی مذکور را مبتلا به عارضه «خود تنهاگروی» (

solipcism

) نشان دهد. این مقاله سعی دارد تا با طرح و رد چنین مساله ای، راه را برای مبناگروی براساس فلسفه اسلامی هموار کند.

***

ارائه الگوی ابتنا و کیفیت تحویل نظری به بدیهی

«مشکله ابتنا» مشکله ای است که به جِدّ در این قلمرو مطرح است. شکاک بعد از پذیرش این که فی الجمله قضایای بدیهی ضرورتا صادقی، مانند وجدانیات و اولیات، وجود دارد، اولاً، این سؤال برایش مطرح می شود که آیا چند قضیه بدیهی وجود دارد به گونه ای که بتوان آنها را به نحوی به نظم کشید، و به واسطه پیدا کردن مثلاً حد مشترک بین آنها «نظام معرفت» را برپا ساخت، و یا چنین چیزی ممکن نیست؟ خاستگاه این سؤال برای او آن است که معمولاً در کتب منطق و فلسفه کلاسیک مثال های نادری برای اولیات ارائه می شود، از قبیل: «کل بزرگتر از جزء است»، «اجتماع نقیضین محال است»، «اگر چیزی مساوی چیز دیگر بود، و آن چیز مساوی شی ء دیگر بود، چیز اول با شی ء سوم مساوی است» و تعداد محدودی دیگر از این قضایا. به این ترتیب برای شکاک این سؤال مطرح می شود «آیا نظام معرفت را می توان بر این چند نمونه محدود قضایای بدیهی بنا ساخت؟!». ثانیا، شکاک می گوید: به فرض شما نمونه های زیادی از قضایای بدیهی اوّلی را نیز پیدا کنید، اما اشکالی از ناحیه دیگر رخ می دهد، زیرا پذیرفته اید که قضایای اوّلی نوعا قضایای حقیقیه و لُبّا شرطیه اند، و درباب «نظام واقع» یا «نظام خارج»، یعنی خارج از کل مراتب ذهن، سخن قطعی نمی گویند. پس در این صورت ما می مانیم و یک سلسله معلومات بدیهی ای که توان آن را ندارند که ما را از ذهنمان به بیرون کشانند، یا به تعبیری، ما را از خود وارهانند. پس بدین سان منطقا ما از «شکاکیت» به «خودتنهاگروی»(۱) فرو می غلتیم! در اینجاست که شکاک صادقانه از ما دو امر را مطالبه می کند: الف) اثبات امکان نظام سازی از بدیهیات. یعنی ثابت کنیم که بدیهیات به گونه ای اند که می توان در آنها «فرایند ترکیب» صورت داد، و «نظام معرفت» را بر مبنای آن بنا ساخت. ب) ارائه الگوی نظام سازی از بدیهیات. یعنی الگویی نشان دهیم که در آن با استفاده از فرایند ترکیبی که در بدیهیات صورت داده ایم، به قضیه یقینی دیگری درباب عالم خارج، یعنی خارج از کل مراتب ذهن، رسیده باشیم.

ولی قبل از آن که «نمونه و الگوی ابتنا» را ارائه کنیم، ابتدا به ترسیم نمودار ابتنا می پردازیم و سپس مطالبی را به اختصار پیرامون «مبناگروی» و «فرایند ابتنا» تقدیم خواهیم داشت.

نمودار ابتنا: در اینجا با اقتباس از پولاک(۲) (

Pollock

)، معرفت شناس معروف، به منظور تمثل فرایند ابتنا، به ترسیم نمودار ابتنا می پردازیم.

P

۰۰

۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰

«تصدیقات پایه» = «

Basic beliefs

»

همان گونه که در نمودار مشاهده می شود، اگر «معرفت» را به عنوان یک «ساختمان» در نظر بگیریم، بخشی از آن «پایه معرفت» را تشکیل می دهد و قسمتی از آن نیز «روبنا» به حساب می آید. در نموداری که ترسیم کردیم،

P

قضیه ای است نظری که معرفتی فراپایه و روبنا است و با زنجیره ای از استدلالات به معارف بدیهی و پایه می رسد.

گذری به پیشینه ابتنا: فلاسفه و معرفت شناسان دقیق النظر، به دلیل این که منطقی می اندیشند و مستند به مبانی منطق می نگارند، اصولاً دستگاه فکری آنان شالوده مند و زنجیره سان است. از این رو می توان گفت کسانی مانند ارسطو، فارابی، بوعلی سینا و…، به «ابتنا» گرایش داشته اند، گرچه البته مستقیما کمتر به این بحث روی آورده اند، ولی می توان به چند نمونه از متفکرانی اشاره کرد که مستقیما به «اصل موضوعی ساختن علوم» (

Axiomatiztaion

) یا به تعبیر دقیق تر «ابتناء منطقی علوم» پرداخته اند.

اقلیدس و نظام هندسی: در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح علیه السلام ، اقلیدس (

Euclid

)کتاب معروف خود «اصول» را نوشت و در آن کشف های هندسی خود را گرد آورد و با «روش صحیح»،منظم و پردازش کرد. این کتاب یکی از مهمترین نوشته هایی است که بر تفکر غرب اثر گذاشته و تا اواسط قرن نوزدهم، در آن دیار کتاب درسی بوده است.(۳) در جهان اسلام نیز این کتاب مورد عنایت بوده، به طوری که خواجه نصیرالدین طوسی، کتاب های «تحریر اقلیدس» یا تحریر اصول هندسه و «کتاب معطیات در هندسه اقلیدس»، و نیز «کتاب البلاغ» را در توضیح، شرح و تبیین آن نگاشته است.(۴) در هر صورت، آموزه های اقلیدس در کتاب «اصول» موجب تحولاتی در اندیشه بشر شده است.(۵) اقلیدس در این کتاب، هندسه را شاکله سازی منطقی می کند، به این صورت که او از «تعاریف» و «حدود اولیه» شروع کرده و سپس به بیان «اصول متعارف» می پردازد، و آن گاه به «اصول موضوعه» می رسد.

اینک به برخی از تعاریف که در آغاز مقاله اول کتاب «اصول» (

Elements

) آمده است، اشاره می کنیم: ۱ نقطه چیزی است که جزء ندارد. ۲ خط، طولی است بی عرض. ۳ خط راست خطی است که بی تغییر امتداد کشیده می شود و نقاط بر آن قرار دارند. ۴ سطح چیزی است که فقط طول و عرض داشته باشد. ۵ شکل چیزی است که به یک یا چند حد یا مرز محدود شده باشد. ۶ دو خط موازی، دو خط واقع در یک صفحه اند که هر قدر آنها را امتداد دهیم، در هیچ طرف با یکدیگر تقاطع پیدا نکنند. اینها پاره ای از تعاریف بود که اقلیدس برای نظام سازی هندسه از آن سود می جست. اصول متعارفه اقلیدس چنین اند: ۱ چیزهایی که با یک چیز مساوی باشند، با یکدیگر نیز مساویند. ۲ حاصل جمع مقدارهای متساوی، مساویند. ۳ حاصل تفریق مقدارهای متساوی از مقدارهای متساوی، مساویند. ۴ چیزهایی که بر یکدیگر منطبق می شوند، با یکدیگر برابرند. ۵ کل از جزء بزرگتر است.

پنج اصل موضوع (

aximos

) اقلیدس عبارتند از: ۱ از هر نقطه به هر نقطه دیگر می توان خطی کشید. ۲ هر خط راست محدودی را می توان به طور نامحدود و به صورت خط راست امتداد داد. ۳ هر نقطه ای و هر طولی داده شود، می توان دایره ای کشید که آن نقطه مرکزش و آن طول شعاعش باشد. ۴ همه زاویه های قائمه با هم برابرند. ۵ اگر خط راستی دو خط راست دیگر را قطع کند چنان که مجموع دو زاویه ای که در یک طرف آن تشکیل می شوند، از دو قائمه کمتر باشد، چون آن دو خط راست را به اندازه کافی امتداد دهیم، در همان طرفی که آن دو زاویه هستند، با یکدیگر تقاطع پیدا می کنند. این اصل به نام «اصل توازی اقلیدس» (

Euclid,s parallelpostulate

) معروف است، و بعدها در هندسه بحران آفرید.(۶) اقلیدس بر اساس چنین انگاره هایی به فرایند ابتنا و نظام سازی هندسه پرداخت و بعدها فلاسفه ای مانند دکارت و اسپینوزا، شیوه او را در فلسفه هم به کار گرفتند که اینک به آن اشاره می کنیم.

دکارت و ریاضی سازی معرفت: دکارت که ریاضی دان نیز بود، همواره استحکام و اتقان ریاضیات را می ستود و معتقد بود فلسفه نیز باید چنین نظام استوار به خود بگیرد. از این رو، وی که اندیشه «ریاضیات عام» را در سر می پروراند و معتقد بود که فلسفه نیز باید «نظم ریاضی» (

mathematical order

) به خود گیرد، در صدد برآمد فلسفه ای بنیاد نهد که دارای شالوده های محکمی بوده، و نیز بین اصول متعارفه و مسائل آن، نظم ریاضی برقرار باشد. به این ترتیب: دکارت که با شک دستوری شروع کرده بود، ابتدا به قضیه یقینی «من فکر می کنم، پس هستم.» دست یافت و متعاقب آن، وجه صدق این قضیه را «وضوح» و «تمایز» دانست. وی این دو ویژگی را ملاک صدق قضایای صادقه تشخیص داد و بدین سان به تدریج کوشید دستگاه معرفتی خود را نظامی ریاضی ببخشد.(۷) به عنوان مثال:

۱) من اکنون تصدیق دارم شیئی که پیش روی من است، کاغذ است.

۲) تصدیق حاضر من واضح و متمایز است.

۳) افکار واضح و متمایز صادقند.

نتیجه: اکنون کاغذی پیش روی من است.

اسپینوزا و نظام سازی معرفت: به طوری که ملاحظه کردیم، دکارت اندیشه ریاضیات عام را مطرح، و از «نظم ریاضی» یا «نظم هندسی» (

geometric Order

) جانبداری کرد هرچند موفق نشد این اندیشه را کاملاً عملی سازد. اسپینوزا راه دکارت را ادامه داد و حتی گامی از دکارت نیز به پیش نهاد به این ترتیب که علاوه بر تلاش برای آراستن فلسفه به «نظم ریاضی»، کوشید تا کتب و رسائل فلسفی خود را به شیوه ریاضی، و یا به «سبک نگارش هندسی» (

geometric manner of writing

)بنگارد. از این رو، وی کتاب «اخلاق» خود را به «نظم ریاضی» و با «روش نگارش ریاضی» نگاشت؛ بدین صورت که این کتاب را مانند کتب ریاضی و هندسی با تعاریف و حدود اولیه، و اصول متعارفه و اصول موضوعه، منظم ساخت و براساس آنها به اثبات قضایا پرداخت. به عنوان نمونه:«اصل متعارف: در طبیعت هیچ شی ء جزئی نیست که شی ء دیگری قویتر و قدرتمندتر از آن نباشد، بلکه در برابر هر شی ء جزئی مفروض، شی ء مفروض دیگری هست که قویتر از آن است، و می تواند شی ء اول را از میان بردارد. قضیه ۱: چیز مثبتی که در تصور نادرست هست به واسطه حضور چیز درست، از این حیث که درست است زائل نمی شود. برهان: نادرستی، چیزی نیست مگر فقدان شناخت، که لازمه تصورات ناقص است (قضیه ۳۵، بخش ۲) و این تصورات چیز مثبتی ندارند که به موجب آن نادرست خوانده شوند (قضیه ۳۳، بخش ۲)، برعکس، از این حیث که به خدا مربوطند درستند (قضیه ۳۲، بخش ۲)، بنابراین چیز مثبتی که در تصور نادرست موجود است، اگر به واسطه حضور امر درست از این حیث که درست است زائل شود، لازم می آید که تصور درست به واسطه نفس خود ازبین رفته باشد، که (قضیه ۴، بخش ۳) نامعقول است. بنابراین شی ء مثبتی که الی آخر. مطلوب ثابت شد(۸)».

بحران ابتنا: تا اینجا با سه نمونه از تلاش هایی که در خصوص فرایند اصل موضوعی سازی علوم یا به تعبیر دقیق تر: «ابتناء منطقی علوم» انجام یافته بود، آشنا شدیم، ولی این نظام های معرفتی هر یک با بحرانی خاص مواجه شدند. دستگاه هندسی اقلیدس که مبتنی بر «اصل توازی» بود، در قرن هیجدهم میلادی، با پیدایش «هندسه ریمانی» (

Riemannian geometry

) و «هندسه لباچفسکی» (

Lobachevski geometry

) دچار بحران شد.(۹) اشکالاتی که بر افکار دکارت، به ویژه در مورد تصورات فطری، وارد آمد، دستگاه معرفتی وی را به لرزه انداخت. همچنین مناقشاتی که در مورد زیرساخت های اندیشه اسپینوزا صورت گرفت، نظام معرفتی او را نیز با بحران مواجه کرد. به تدریج این توهم به وجود آمد که «ابتناء منطقی»، به آن صورت که دکارت و اتباع او درپی آن بودند، ناممکن است. از این رو، مخالفان ابتنا به دو دسته تقسیم شدند: گروهی از آنها از «مبناگروی عقلگرا» سربرتافته و به «مبناگروی تجربه گرا» که در باب پایه های معرفت، تسامح می ورزید، و یا به تعبیر «ارنست سوسا»، لیبرال عمل می کرد، روی آوردند.(۱۰) گروهی دیگر نیز به تبع کواین (

Quine

)، به کلی از پذیرش مبناگروی، اعم از تجربی و عقلانی، سرباز زده و به «کل انگاری» (

Holism

) روی کردند.

در اینجا مجال آن نیست تا به تفصیل به بررسی ابعاد و جوانب این بحران بپردازیم ولی در این بحث دامنه دار و بسیار دقیق توجه به چند نکته ضروری است:

۱) در فرایند ابتنا همواره باید به خاطر داشته باشیم که ما در پی چه نوع معرفتی هستیم. اگر درپی دستیابی به «تصدیق جازم مطابق با واقع تشکیک ناپذیر» هستیم، پس باید آن ابتنایی را برگزینیم که دارای شالوده های دقیق منطقی است و مبانی آن به تسامح گزینش نشده اند.

۲) به فرض کسانی مانند دکارت و اسپینوزا و… در کارشان موفق نبوده اند اما این نباید موجب ناامیدی شود زیرا شکست آنها مبیّن دشواری راه است و به هیچ وجه بیانگر این نیست که «ابتنای منطقی» ناممکن است.

۳) به نظر می رسد در مناقشاتی که درباره «اصل توازی اقلیدس» (

euclids parallel postulate

)صورت می گیرد، حیثیات بحث از هم تفکیک نمی شود زیرا باید اولاً، بین «هندسه محض» (

pure geometry

) و «هندسه کاربردی» (

applied geometry

) فرق گذاشت(۱۱) و ثانیا، بررسی کرد آیا اصل توازی اقلیدس که عبارت است از این که در یک سطح مستوی برخلاف سطح کره و سطح زمین از یک نقطه خارج یک خط فقط و تنها فقط می توان یک خط به موازات آن رسم کرد اصلی است مربوط به «هندسه محض» یا «هندسه کاربردی»؟ و همچنین آیا قضیه ای است «خارجیه» یا «حقیقیه»؟

گونه های ابتنا: در اینجا ابتدا اشاره ای به انواع ابتنا خواهیم داشت و سپس در بین آنها، گونه مورد نظر را گزینش خواهیم کرد. برای تشخیص گونه های ابتنا باید انواع مبناگروی در توجیه معرفت را مورد تأمل قرار داد. «مبناگروی» (

foundationalism

) دارای انواع مختلفی است: ۱ مبناگروی ضعیف (

weak foundationalism) 2

مبناگروی قوی. (

strong foundationalism) 3

مبناگروی عقلگرا

foundationalism) (rationalist. 4

مبناگروی تجربه گرا (

empiricist foundationalism

)امروزه مبناگروی عقلگرا موسوم به مبناگروی کلاسیک (

classical foundationalism

) و مبناگروی تجربه گرا موسوم به مبناگروی نوین (

modern foundationalism

) است. اینها تقسیمات رایج مبناگروی است، ولی گاهی با دو تفکیک دیگر نیز مواجه می شویم(۱۲): ۱. تفکیک بین «مبناگروی مادی» و «مبناگروی صوری». ۲. تفکیک بین «مبناگروی معرفتی» و «مبناگروی فرامعرفتی». اینها تفکیکاتی بود که در مورد انواع مبناگروی بیان شد و اینک براساس آن به بیان گونه های ابتنا خواهیم پرداخت.

الف) ابتناء قوی: ابتناء قوی، آن است که مبتنی بر شالوده های معتبر و ضرورتا صادق بوده و با روش دقیق منطقی سازماندهی شده باشد.

ب) ابتناء ضعیف: ابتنا در صورتی موصوف به ضعیف می شود که دارای مبانی ضرورتا صادق نباشد، و یا از لحاظ صوری معیوب باشد.

ج) ابتناء عقلگرا: این نوع ابتنا، گونه ای از نظام سازی معرفت است که مبادی آن از قضایای عقلاً معتبر، تشکیل می شود.

د) ابتناء تجربه گرا: این نوع ابتنا مبتنی بر قضایایی است که از راه حس و تجربه به دست می آیند. درواقع این نوع ابتنا مبتنی بر این نظریه است که «معرفت» را باید براساس حس و تجربه توجیه کرد.

ما از میان انواع ابتنا، آن را برمی گزینیم که ضرورتا ما را به «معرفت تشکیک ناپذیر» برساند، و آن «ابتناء قوی عقلگرا» است که از این پس از آن به «ابتناء منطقی» یاد خواهیم کرد.

گامی در جهت نظام سازی معرفت: ما در اینجا به کمک یک الگو به «مدل سازی معرفت» براساس بدیهیات، که صدق آن را در مباحث دیگر، خصوصا در فاز صدق، به اثبات رساندیم، خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه می توان از «بدیهیات»، که قضایا و تصدیقات ضروری الصدقند، به قضایا و تصدیقات نظری ای رسید که آنها نیز ضرورتا صادق باشند. لازم به ذکر است که ما در این الگو از مبادی ای استفاده می کنیم که بدیهی، تحویل ناپذیر و ضروری الصدقند و خطا را برنمی تابند. چنانکه قبلاً تشخیص دادیم، وجدانیات و اولیات از مصادیق چنین قضایایی هستند. اگر به سؤال اصلی شکاک در این بحث بازگردیم، خواهیم دید که وی از ما دو درخواست دارد: ۱) اثبات امکان ابتنا. ۲) ارائه الگوی ابتنا. ما در اینجا فرصت بحث تفصیلی درباره امکان ابتنا را نداریم. تنها به تذکار این نکته می پردازیم که آنچه را به عنوان «وجدانیات» و «اولیات» معرفی کردیم، گرچه با مثال هایی از قبیل: «من شادم»، «کل بزرگتر از جزء است» و… معرفی نمودیم، ولی مصادیق آن را منحصر به این چند مثال نمی دانیم، بلکه هر یک از این عناوین می توانند مصادیق زیادی داشته باشند و این وظیفه یک پژوهنده و محقق در هر رشته علمی یا هر قضیه ای خاص است که در پی یافتن چنین قضایای یقینی ضروری الصدق برآید. به نظر می رسد اگر محققی دغدغه صدق داشته باشد و در پی یافتن قضایای ضروری الصدق باشد، خواهد توانست مصادیق مختلف وجدانیات و اولیات را بیابد و با استفاده از آنها در برهان، به قضایای نظری ضروری الصدق گوناگون دست یابد.

ارائه الگوی ابتنا: در اینجا نمونه و الگویی را معرفی می کنیم که در آن «کیفیت ابتناء نظریات بر بدیهیات» ارائه می شود. این الگو درواقع نمونه ای از قضایای نظری است که با اتکاء بر بدیهیات به تیقن می رسد.

بیان مساله: مسأله ای که هم اکنون به استناد «وجدانیات» و «اولیات» درصدد اثبات آنیم، قضیه ای است نظری درباب اثبات «واجب الوجود»، یعنی موجودی که هستی خود را از غیر نمی گیرد و معلول علتی نمی باشد، و ضرورتا موجود است، یعنی ممکن نیست جای هستی او را عدم پر کند.

قضیه: «واجب الوجود موجود است». (قضیه نظری)

برهان: من وجود دارم، پس من معدوم و ممتنع نیستم، زیرا اگر چیزی موجود باشد، دیگر معدوم و ممتنع نیست، چراکه اگر چیزی که موجود است، معدوم و ممتنع باشد، اجتماع نقیضین لازم می آید که بالضروره باطل است. اکنون که من وجود دارم، پس یا معلول غیر هستم و یا نیستم. اگر معلول غیر نباشم، پس واجب الوجود ثابت می شود. اگر معلول غیر باشم، اینک آن غیر، نقطه پرگار بحث قرار می گیرد. آن غیری که فرضا علت وجود من است، یا خود واجب الوجود است، و یا معلول. اگر واجب الوجود باشد، پس واجب الوجود ثابت می شود، و اگر معلول باشد، پس دور یا تسلسل لازم می آید، و چون دور و تسلسل باطل است، پس وجود واجب الوجود اثبات می گردد.

دور باطل است، زیرا اگر الف وجودا متوقف بر ب و ب متوقف بر الف باشد، به معنای این است که الف و نیز ب قبل از آنکه موجود باشند، موجود باشند، و این بالضروره باطل است، زیرا الف به دلیل این که معلول است، باید بعد از ب موجود باشد، و به دلیل این که علت است باید قبل از ب موجود باشد. همین طور ب به دلیل این که از طرفی علت الف است، پس باید قبل از الف موجود باشد، و چون فرضا نیز معلول الف است، باید بعد از آن موجود باشد، و این فرایند مستلزم وجود موجود، قبل از وجود آن است، و این بالضروره باطل است. پس به این ترتیب: بطلان دور ثابت شد.

تسلسل نیز باطل است، زیرا تسلسل علت و معلول به معنای سلسله نامتناهی از موجوداتی است که بالفعل موجودند، و همه آنها هم علتند و هم معلول، و چیزی که، هم علت است و هم معلول، وسط است و هر وسطی، طرف می خواهد، پس سلسله مفروض باطل است، زیرا مصداق وسط است، و به مقتضای قضیه بدیهی «هر وسطی طرف می خواهد» باید طرف داشته باشد، و چون لزوما باید طرف داشته باشد دیگر نامتناهی نخواهد بود، پس تسلسل باطل است.

نتیجه: حاصل آنکه به استناد قضایای بدیهی و نظری مستند به بدیهیات مذکور، «واجب الوجود» اثبات گردید.

بازسازی و تحلیل برهان: اکنون برهان مذکور یا «الگوی ابتنا» را با تشریح و تحلیل مبادی آن بازسازی و تحلیل می کنیم. در این برهان مبادی ای به کار رفته که یا از «وجدانیات» و یا از «اولیات» هستند، و یا به نحوی به آنها ارجاع می یابند. پس تلاش خواهیم کرد که این مبادی را، هرچند که گاهی به لحاظ ارتکاز یا شدت وضوحشان به خفا می روند، به خاطر ضرورت به صحنه آوریم. به عنوان مثال: «اصل عدم تناقض» مبدأ عامی است که معمولاً در براهین به آن تصریح نمی شود، چنانکه خواجه نصیرالدین طوسی در اساس الاقتباس آورده است:

«و مبادی عام یا به قوت استعمال کنند یا به فعل. و اول مانند سلب و ایجاب بود در همه علوم، که از غایت وضوحش تصریح به آن معهود نباشد.»(۱۳)

ولی برخلاف سنت معمول ما در اینجا درصددیم که به این گونه مبادی نیز تصریح کنیم. پس با توجه به مطالب یاد شده، «الگوی ابتنا» را که در «برهان اثبات واجب تعالی» تجلی یافته است، چنین بازسازی می کنیم:

قضیه نظری: «واجب الوجود موجود است».

برهان:

۱. من موجودم، (قضیه وجدانی)

۲. اجتماع و ارتفاع نقیضین محال است. (قضیه بدیهی أوّلی)

۳. هستی یا از غیر است یا از غیر نیست. (قضیه بدیهی أوّلی)

۴. اگر هستی من به عنوان یک موجود از غیر نباشد، پس من واجب الوجودم. (قضیه بدیهی أوّلی)

۵. اگر هستی من به عنوان یک موجود از غیر باشد، پس آن غیر موجود است، به دلیل ضرورت وجود علت عند وجود المعلول. (بدیهی اوّلی)

۶. آن غیر به عنوان یک موجود یا معلول غیر است و یا معلول غیر نیست. (بدیهی اوّلی)

۷. اگر هستی آن غیر به عنوان یک موجود از غیر نباشد، پس واجب الوجود است. (بدیهی اوّلی)

۸. اگر آن غیر به عنوان یک موجود، معلول غیر باشد، پس مستلزم دور و تسلسل است. (بدیهی اوّلی)

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *