تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی به همراه یک هدیه ویژه: پاورپوینت رایگان!

یک پیشنهاد فوق‌العاده برای شما!

با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی، یک پاورپوینت حرفه‌ای و زیبا را کاملاً رایگان از ما دریافت کنید.

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی را انتخاب کنید؟

  • 101 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    پارادایم

    (paradigm)

    از
    جدیدترین مفاهیمی است که وارد حوزه علوم و جامعه شناسی شده است. این مفهوم با نام فیلسوف
    و مورخ علم، تامس کهن

    (T.s.kuhn)

    ، مقارن است و اولین بار
    توسط وی در کتاب معروف او، ساختار انقلابهای علمی

    (The
    structure of scientific Revolutions)

    ، به کار گرفته شده است. هدف کهن در این کتاب،
    اثبات این نظریه است که علی رغم تصور موجود درباره اینکه پیشرفت علوم از راه تراکم
    و انباشت

    (

    صورت می گیرد، رشد
    و توسعه علوم از راه انقلاب

    (Revolution)

    به وجود می آید و در جریان انقلاب های علمی، پارادایم های جدید جای
    پارادایم های سابق را می گیرند. در زبان فارسی، برای مفهوم پارادایم معادل های
    متعددی برگزیده اند; مانند نمونه، الگوی نظری، سرمشق، نمونه فرد اعلی و امثال آن
    که این امر حاکی از نوعی ابهام و پیچیدگی در این مفهوم است. کهن، که واضع این
    مفهوم است، به پیچیده بودن و ابهام آن اذعان دارد. وی در چاپ دوم کتابش، که موجب
    واکنش های انتقادی فراوانی در میان اندیشمندان شد، در پی نوشتی که بر آن افزود،
    ضمن تلاش برای پاسخگویی به انتقادات، چنین می گوید: «یک خواننده همفکر، که با من
    در این باره – که سرمشق ( پارادایم

    )

    عناصر فلسفی این کتاب را معرفی می کند –
    شریک است، یک فهرست تحلیلی جزئی فراهم آورده و چنین نتیجه گرفته بود که این
    اصطلاح، دست کم، از ۲۲ راه در این کتاب به کار رفته است

    (۱)

    البته
    کهن بر این باور است که برداشت های متفاوت از مفهوم پارادایم نتیجه ناسازگاری های
    برخاسته از روش نویسندگی است و به آسانی، می توان آنها را حذف کرد، ولی در عین
    حال، به ابهام این مفهوم اعتراف دارد

    .

    تعریف سرمشق

    همان گونه که در مقدمه اشاره شد، به دلیل نوعی ابهام در این مفهوم،
    ارائه تعریفی جامع و مانع از سرمشق مشکل می نماید. لذا، بسیاری از کسانی که درباره
    این مفهوم سخن گفته اند بدون ارائه تعریف، در مقام توضیح آن برآمده اند. ما ابتدا
    برخی از این تعاریف را مرور و سپس سعی خواهیم کرد تا تصویری کلی از این مفهوم نشان
    دهیم

    .

    کهن می گوید: «یک سرمشق ( پارادایم) چیزی است که اعضای یک جامعه علمی
    در آن با یکدیگر اشتراک دارند و بعکس، یک جامعه عملی از کسانی تشکیل یافته است که
    در یک سرمشق ( پارادایم) با یکدیگر شریک اند. همه دورها باطل و خبیث نیست، ولی این
    یکی منبع دشواری های واقعی است. جامعه های علمی می توانند و باید بدون توسل به
    نمونه ها، جدا شوند و این نمونه ها پس از آن، با تحقیق و موشکافی در رفتار اعضای
    یک جامعه اکتشاف می شود


    (۲)

    کهن سپس سعی می کند برای رفع ابهام های موجود و اعتراف به دشواری هایی
    که در متن اصلی کتاب وجود دارد از سرمشق دو معنای متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از
    دشواری های متن اصلی بر گرد مفهوم نمونه تجمع پیدا می کند. در بیشتر جاهای کتاب،
    اصطلاح نمونه به دو معنای متفاوت به کار رفته است; از یک سو، نماینده مجموعه
    باورها و ارزش ها و روش های فنی و چیزهای دیگری از این قبیل است که اعضای یک جامعه
    علمی در آنها با یکدیگر شریک اند و از سوی دیگر، اشاره به گونه ای از اجزای آن،
    یعنی معماگشایی های شناخته ای است که به عنوان سرمشق یا مثال به کار می رود و می تواند
    همچون شالوده ای برای حل معماهای باقیمانده علم، جایگزین قواعد صریح حل معما شود

    (۳)

    به نظر کهن، معنای نخستین، جامعه شناختی و معنای دوم فلسفی می باشد.
    ادامه سخن را از زبان ایان باربور نقل می کنیم: «تامس کهن نشان داده است که حجیت و
    اعتبار جامعه اهل علم با پیش نهادن نمونه های عالی بر مجموعه ای از مفروضات و
    مسلمات مهر تایید می زند. نمونه های عالی یا سرمشق ها ( پارادایم ها) همان
    نمونه های معیار کارهای علمی سابق اند که گروه معینی از دانشمندان در زمان معینی،
    آنها را پذیرفته اند. اینها همان نمونه های فراوانی هستند که کتاب های درسی آکنده
    از آنهاست و دانشجویان با آموختن آنها، هم مفاهیم نظری، هم روش های تجربی و هم
    هنجارهای رشته علمی خود را همزمان کسب می کنند. این سرمشق ها راهنمای پژوهش های گروهی
    نیز هست; چرا که تلویحا می گوید چه نوع سؤال هایی وارد و قابل طرح است، چه تکنیکی
    مفید است، چه نوع راه حل هایی پذیرفتنی است

    (۴)

    باربور در جای دیگری، از زبان تولمین، چنین می گوید: «تولمین بر آن است
    که این گونه سرمشق ها یا نمونه های عالی تبیینی است که تعیین می کند ما چه چیزی را
    مساله و چه چیزی را تبیین کافی و چه چیزی را امر واقع تلقی کنیم

    … .

    طبق گفته تولمین، این سرمشق ها یا نمونه های عالی و آرمانی تبیینی
    توسعا تجربی شمرده می شوند، نه حقیقتا; چرا که نمی توان آنها را مستقیما با نتایج
    مشاهدات مقابله کرد. اینها ارزش خود را در طول زمان ثابت می کنند و دانشمندان در غالب
    کارهای شان آنها را به صورت تصدیق بلاتصور به کار می گیرند

    (۵)

    آلن راین در کتاب فلسفه علوم اجتماعی، برای پارادایم، این اوصاف را ذکر
    می کند: «از اوصاف عمده [و] ویژه سرمشق ها

    (

    پارادایم ها) این است که
    عام و گسترده اند و چنان از توصیف محض وقایع فاصله دارند که مدلولات تجربی آنها را
    فقط می توان به مدد فرضیات کمکی عدیده ای که راه عملی تعیین صدق آنها را نشان
    می دهد آشکار نمود


    (۶)

    جامعه شناس معاصر امریکا، جرج ریتزر، که جامعه شناسی را در قالب سرمشق مورد
    بحث قرار داده است و در ادامه این مقاله نظرات او را بیان خواهیم کرد، درباره
    سرمشق، چنین می گوید: «سرمشق ( پارادایم) یک تصور اساسی درباره قلمرو موضوعی علوم
    است. الگوی نظری به تعریف چیزی می پردازد که چه چیز باید مطالعه شود، چه سؤالاتی
    باید پرسیده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانینی را باید در تفسیر جواب ها به کار
    برد. الگوی نظری وسیع ترین واحد توافق و اجماع در یک علم است و موجب تفاوت یک
    اجتماع علمی از دیگری است. الگوی نظری مقوله بندی می کند، به تعریف و تفسیر نمونه ها
    می پردازد، نظریه، شیوه ها و ابزار آنها را نیز شامل می شود

    (۷)

    به عنوان جمع بندی تعاریف ارائه شده، می توان گفت: «پارادایم تعیین
    می کند که چه چیزی مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتی قابل طرح اند;
    چه تکنیکی مفید است; چه راه حل هایی پذیرفتنی است; چه نوع از تبیین، جستجو کردنی
    است; چه تبیینی کامل است; چه مفاهیمی جهان نماست; در کار علمی، چه انتظاری معقول
    است; در کار علمی، چه زبانی به کاربستنی است. پس پارادایم ها فضای فراگیر
    دانشمندان، سؤالات، مفاهیم، روش ها و زبان مشترک و معیار قضاوت و زیربنای نظریه ها
    و عام تر از مباحثات رایج بین دانشمندان یک رشته می باشد

    (۸)

    مثال هایی از چند
    سرمشق

    اکنون که تعاریف گوناگون صاحب نظران را در خصوص سرمشق بیان کردیم، برای
    روشن تر شدن این مفهوم به چند مثال از علوم طبیعی و علوم دینی توجه کنیم

    :

    ۱-

    سرمشق فیزیک ارسطو و گالیله: «در فیزیک
    ارسطویی، اصل در هر چیز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبیر دیگر، اصل [بر] سکون
    بود و حرکت علت می خواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به این پارادایم شناخته
    می شد، ولی در نظر گالیله، حرکت اصل بود و سکون امر[ی] عارضی، تبعی و محتاج به علت

    (۹)

    به عنوان مثال، اگر ارابه ای را در نظر آوریم که در حال حرکت است هر یک
    از این سرمشق ها آن را به گونه ای تفسیر خواهند کرد. در فیزیک ارسطویی، چون اصل بر
    سکون است از علت حرکت ارابه خواهند پرسید و هنگامی که ارابه از حرکت ایستاد دیگر
    سؤال کردن از اینکه چرا حرکت نمی کند و ساکن است سؤالی نامعقول خواهد بود و بعکس،
    در فیزیک گالیله، چون اصل بر حرکت است، تا وقتی که ارابه حرکت می کند سؤال از
    علت حرکت موردی ندارد و همین که ارابه ایستاد باید به دنبال علت سکون آن بود

    .

    ۲-

    سرمشق های علوم دینی: یکی از نقش های دین بیان
    رابطه انسان یا خداوند است و هر کدام از علوم دینی از منظر خاصی این رابطه را
    می بینند. رابطه انسان با خداوند در سرمشق فقه، تصویر رابطه «عبد و مولا» است و
    عبد در اموری که مولی او را مکلف و تکلیف او را دقیقا روشن کرده است، به انجام
    تکلیف می پردازد و انگیزه عبد از انجام این تکالیف عمدتا ترس از دوزخ و یا حداکثر،
    شوق بهشت است، در حالی که در سرمشق عرفان، رابطه انسان با خداوند کاملا متفاوت است

    .

    در
    اینجا، نه رابطه بنده و مولی، بلکه رابطه «عاشق و معشوق » مطرح است و عاشق دایما
    در تلاش برای نیل به وصال معشوق است. بزرگ ترین عذاب برای عاشق لحظه ای دوربودن از
    معشوق و یاد اوست. آنجا که علی علیه ا صفحه کاملاً استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    پارادایم

    (paradigm)

    از
    جدیدترین مفاهیمی است که وارد حوزه علوم و جامعه شناسی شده است. این مفهوم با نام فیلسوف
    و مورخ علم، تامس کهن

    (T.s.kuhn)

    ، مقارن است و اولین بار
    توسط وی در کتاب معروف او، ساختار انقلابهای علمی

    (The
    structure of scientific Revolutions)

    ، به کار گرفته شده است. هدف کهن در این کتاب،
    اثبات این نظریه است که علی رغم تصور موجود درباره اینکه پیشرفت علوم از راه تراکم
    و انباشت

    (

    صورت می گیرد، رشد
    و توسعه علوم از راه انقلاب

    (Revolution)

    به وجود می آید و در جریان انقلاب های علمی، پارادایم های جدید جای
    پارادایم های سابق را می گیرند. در زبان فارسی، برای مفهوم پارادایم معادل های
    متعددی برگزیده اند; مانند نمونه، الگوی نظری، سرمشق، نمونه فرد اعلی و امثال آن
    که این امر حاکی از نوعی ابهام و پیچیدگی در این مفهوم است. کهن، که واضع این
    مفهوم است، به پیچیده بودن و ابهام آن اذعان دارد. وی در چاپ دوم کتابش، که موجب
    واکنش های انتقادی فراوانی در میان اندیشمندان شد، در پی نوشتی که بر آن افزود،
    ضمن تلاش برای پاسخگویی به انتقادات، چنین می گوید: «یک خواننده همفکر، که با من
    در این باره – که سرمشق ( پارادایم

    )

    عناصر فلسفی این کتاب را معرفی می کند –
    شریک است، یک فهرست تحلیلی جزئی فراهم آورده و چنین نتیجه گرفته بود که این
    اصطلاح، دست کم، از ۲۲ راه در این کتاب به کار رفته است

    (۱)

    البته
    کهن بر این باور است که برداشت های متفاوت از مفهوم پارادایم نتیجه ناسازگاری های
    برخاسته از روش نویسندگی است و به آسانی، می توان آنها را حذف کرد، ولی در عین
    حال، به ابهام این مفهوم اعتراف دارد

    .

    تعریف سرمشق

    همان گونه که در مقدمه اشاره شد، به دلیل نوعی ابهام در این مفهوم،
    ارائه تعریفی جامع و مانع از سرمشق مشکل می نماید. لذا، بسیاری از کسانی که درباره
    این مفهوم سخن گفته اند بدون ارائه تعریف، در مقام توضیح آن برآمده اند. ما ابتدا
    برخی از این تعاریف را مرور و سپس سعی خواهیم کرد تا تصویری کلی از این مفهوم نشان
    دهیم

    .

    کهن می گوید: «یک سرمشق ( پارادایم) چیزی است که اعضای یک جامعه علمی
    در آن با یکدیگر اشتراک دارند و بعکس، یک جامعه عملی از کسانی تشکیل یافته است که
    در یک سرمشق ( پارادایم) با یکدیگر شریک اند. همه دورها باطل و خبیث نیست، ولی این
    یکی منبع دشواری های واقعی است. جامعه های علمی می توانند و باید بدون توسل به
    نمونه ها، جدا شوند و این نمونه ها پس از آن، با تحقیق و موشکافی در رفتار اعضای
    یک جامعه اکتشاف می شود


    (۲)

    کهن سپس سعی می کند برای رفع ابهام های موجود و اعتراف به دشواری هایی
    که در متن اصلی کتاب وجود دارد از سرمشق دو معنای متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از
    دشواری های متن اصلی بر گرد مفهوم نمونه تجمع پیدا می کند. در بیشتر جاهای کتاب،
    اصطلاح نمونه به دو معنای متفاوت به کار رفته است; از یک سو، نماینده مجموعه
    باورها و ارزش ها و روش های فنی و چیزهای دیگری از این قبیل است که اعضای یک جامعه
    علمی در آنها با یکدیگر شریک اند و از سوی دیگر، اشاره به گونه ای از اجزای آن،
    یعنی معماگشایی های شناخته ای است که به عنوان سرمشق یا مثال به کار می رود و می تواند
    همچون شالوده ای برای حل معماهای باقیمانده علم، جایگزین قواعد صریح حل معما شود

    (۳)

    به نظر کهن، معنای نخستین، جامعه شناختی و معنای دوم فلسفی می باشد.
    ادامه سخن را از زبان ایان باربور نقل می کنیم: «تامس کهن نشان داده است که حجیت و
    اعتبار جامعه اهل علم با پیش نهادن نمونه های عالی بر مجموعه ای از مفروضات و
    مسلمات مهر تایید می زند. نمونه های عالی یا سرمشق ها ( پارادایم ها) همان
    نمونه های معیار کارهای علمی سابق اند که گروه معینی از دانشمندان در زمان معینی،
    آنها را پذیرفته اند. اینها همان نمونه های فراوانی هستند که کتاب های درسی آکنده
    از آنهاست و دانشجویان با آموختن آنها، هم مفاهیم نظری، هم روش های تجربی و هم
    هنجارهای رشته علمی خود را همزمان کسب می کنند. این سرمشق ها راهنمای پژوهش های گروهی
    نیز هست; چرا که تلویحا می گوید چه نوع سؤال هایی وارد و قابل طرح است، چه تکنیکی
    مفید است، چه نوع راه حل هایی پذیرفتنی است

    (۴)

    باربور در جای دیگری، از زبان تولمین، چنین می گوید: «تولمین بر آن است
    که این گونه سرمشق ها یا نمونه های عالی تبیینی است که تعیین می کند ما چه چیزی را
    مساله و چه چیزی را تبیین کافی و چه چیزی را امر واقع تلقی کنیم

    … .

    طبق گفته تولمین، این سرمشق ها یا نمونه های عالی و آرمانی تبیینی
    توسعا تجربی شمرده می شوند، نه حقیقتا; چرا که نمی توان آنها را مستقیما با نتایج
    مشاهدات مقابله کرد. اینها ارزش خود را در طول زمان ثابت می کنند و دانشمندان در غالب
    کارهای شان آنها را به صورت تصدیق بلاتصور به کار می گیرند

    (۵)

    آلن راین در کتاب فلسفه علوم اجتماعی، برای پارادایم، این اوصاف را ذکر
    می کند: «از اوصاف عمده [و] ویژه سرمشق ها

    (

    پارادایم ها) این است که
    عام و گسترده اند و چنان از توصیف محض وقایع فاصله دارند که مدلولات تجربی آنها را
    فقط می توان به مدد فرضیات کمکی عدیده ای که راه عملی تعیین صدق آنها را نشان
    می دهد آشکار نمود


    (۶)

    جامعه شناس معاصر امریکا، جرج ریتزر، که جامعه شناسی را در قالب سرمشق مورد
    بحث قرار داده است و در ادامه این مقاله نظرات او را بیان خواهیم کرد، درباره
    سرمشق، چنین می گوید: «سرمشق ( پارادایم) یک تصور اساسی درباره قلمرو موضوعی علوم
    است. الگوی نظری به تعریف چیزی می پردازد که چه چیز باید مطالعه شود، چه سؤالاتی
    باید پرسیده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانینی را باید در تفسیر جواب ها به کار
    برد. الگوی نظری وسیع ترین واحد توافق و اجماع در یک علم است و موجب تفاوت یک
    اجتماع علمی از دیگری است. الگوی نظری مقوله بندی می کند، به تعریف و تفسیر نمونه ها
    می پردازد، نظریه، شیوه ها و ابزار آنها را نیز شامل می شود

    (۷)

    به عنوان جمع بندی تعاریف ارائه شده، می توان گفت: «پارادایم تعیین
    می کند که چه چیزی مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتی قابل طرح اند;
    چه تکنیکی مفید است; چه راه حل هایی پذیرفتنی است; چه نوع از تبیین، جستجو کردنی
    است; چه تبیینی کامل است; چه مفاهیمی جهان نماست; در کار علمی، چه انتظاری معقول
    است; در کار علمی، چه زبانی به کاربستنی است. پس پارادایم ها فضای فراگیر
    دانشمندان، سؤالات، مفاهیم، روش ها و زبان مشترک و معیار قضاوت و زیربنای نظریه ها
    و عام تر از مباحثات رایج بین دانشمندان یک رشته می باشد

    (۸)

    مثال هایی از چند
    سرمشق

    اکنون که تعاریف گوناگون صاحب نظران را در خصوص سرمشق بیان کردیم، برای
    روشن تر شدن این مفهوم به چند مثال از علوم طبیعی و علوم دینی توجه کنیم

    :

    ۱-

    سرمشق فیزیک ارسطو و گالیله: «در فیزیک
    ارسطویی، اصل در هر چیز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبیر دیگر، اصل [بر] سکون
    بود و حرکت علت می خواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به این پارادایم شناخته
    می شد، ولی در نظر گالیله، حرکت اصل بود و سکون امر[ی] عارضی، تبعی و محتاج به علت

    (۹)

    به عنوان مثال، اگر ارابه ای را در نظر آوریم که در حال حرکت است هر یک
    از این سرمشق ها آن را به گونه ای تفسیر خواهند کرد. در فیزیک ارسطویی، چون اصل بر
    سکون است از علت حرکت ارابه خواهند پرسید و هنگامی که ارابه از حرکت ایستاد دیگر
    سؤال کردن از اینکه چرا حرکت نمی کند و ساکن است سؤالی نامعقول خواهد بود و بعکس،
    در فیزیک گالیله، چون اصل بر حرکت است، تا وقتی که ارابه حرکت می کند سؤال از
    علت حرکت موردی ندارد و همین که ارابه ایستاد باید به دنبال علت سکون آن بود

    .

    ۲-

    سرمشق های علوم دینی: یکی از نقش های دین بیان
    رابطه انسان یا خداوند است و هر کدام از علوم دینی از منظر خاصی این رابطه را
    می بینند. رابطه انسان با خداوند در سرمشق فقه، تصویر رابطه «عبد و مولا» است و
    عبد در اموری که مولی او را مکلف و تکلیف او را دقیقا روشن کرده است، به انجام
    تکلیف می پردازد و انگیزه عبد از انجام این تکالیف عمدتا ترس از دوزخ و یا حداکثر،
    شوق بهشت است، در حالی که در سرمشق عرفان، رابطه انسان با خداوند کاملا متفاوت است

    .

    در
    اینجا، نه رابطه بنده و مولی، بلکه رابطه «عاشق و معشوق » مطرح است و عاشق دایما
    در تلاش برای نیل به وصال معشوق است. بزرگ ترین عذاب برای عاشق لحظه ای دوربودن از
    معشوق و یاد اوست. آنجا که علی علیه ا صفحه مرتب و آماده استفاده است.

  • مطابق با اصول علمی: فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی براساس استانداردهای آموزشی تهیه شده و برای پروژه‌های تحقیقاتی ایده‌آل است.
  • ساختار منظم و حرفه‌ای: طراحی دقیق فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی باعث سهولت در استفاده از آن شده است.
  • دریافت یک هدیه ارزشمند: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی، یک پاورپوینت شیک و استاندارد نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
  • بدون نیاز به ویرایش: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی و پاورپوینت هدیه آماده ارائه در جلسات و کنفرانس‌ها هستند.
  • محتوای جامع و به‌روز: مطالب موجود در فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی به درک بهتر موضوعات کمک می‌کند.
  • ویرایش آسان و سریع: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت و پشتیبانی: فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی و پاورپوینت همراه آن از نظر کیفیت تضمین‌شده هستند و شامل پشتیبانی کامل می‌شوند.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت سرمشق وجامعه شناسی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

پارادایم

(paradigm)

از
جدیدترین مفاهیمی است که وارد حوزه علوم و جامعه شناسی شده است. این مفهوم با نام فیلسوف
و مورخ علم، تامس کهن

(T.s.kuhn)

، مقارن است و اولین بار
توسط وی در کتاب معروف او، ساختار انقلابهای علمی

(The
structure of scientific Revolutions)

، به کار گرفته شده است. هدف کهن در این کتاب،
اثبات این نظریه است که علی رغم تصور موجود درباره اینکه پیشرفت علوم از راه تراکم
و انباشت

(

صورت می گیرد، رشد
و توسعه علوم از راه انقلاب

(Revolution)

به وجود می آید و در جریان انقلاب های علمی، پارادایم های جدید جای
پارادایم های سابق را می گیرند. در زبان فارسی، برای مفهوم پارادایم معادل های
متعددی برگزیده اند; مانند نمونه، الگوی نظری، سرمشق، نمونه فرد اعلی و امثال آن
که این امر حاکی از نوعی ابهام و پیچیدگی در این مفهوم است. کهن، که واضع این
مفهوم است، به پیچیده بودن و ابهام آن اذعان دارد. وی در چاپ دوم کتابش، که موجب
واکنش های انتقادی فراوانی در میان اندیشمندان شد، در پی نوشتی که بر آن افزود،
ضمن تلاش برای پاسخگویی به انتقادات، چنین می گوید: «یک خواننده همفکر، که با من
در این باره – که سرمشق ( پارادایم

)

عناصر فلسفی این کتاب را معرفی می کند –
شریک است، یک فهرست تحلیلی جزئی فراهم آورده و چنین نتیجه گرفته بود که این
اصطلاح، دست کم، از ۲۲ راه در این کتاب به کار رفته است

(۱)

البته
کهن بر این باور است که برداشت های متفاوت از مفهوم پارادایم نتیجه ناسازگاری های
برخاسته از روش نویسندگی است و به آسانی، می توان آنها را حذف کرد، ولی در عین
حال، به ابهام این مفهوم اعتراف دارد

.

تعریف سرمشق

همان گونه که در مقدمه اشاره شد، به دلیل نوعی ابهام در این مفهوم،
ارائه تعریفی جامع و مانع از سرمشق مشکل می نماید. لذا، بسیاری از کسانی که درباره
این مفهوم سخن گفته اند بدون ارائه تعریف، در مقام توضیح آن برآمده اند. ما ابتدا
برخی از این تعاریف را مرور و سپس سعی خواهیم کرد تا تصویری کلی از این مفهوم نشان
دهیم

.

کهن می گوید: «یک سرمشق ( پارادایم) چیزی است که اعضای یک جامعه علمی
در آن با یکدیگر اشتراک دارند و بعکس، یک جامعه عملی از کسانی تشکیل یافته است که
در یک سرمشق ( پارادایم) با یکدیگر شریک اند. همه دورها باطل و خبیث نیست، ولی این
یکی منبع دشواری های واقعی است. جامعه های علمی می توانند و باید بدون توسل به
نمونه ها، جدا شوند و این نمونه ها پس از آن، با تحقیق و موشکافی در رفتار اعضای
یک جامعه اکتشاف می شود


(۲)

کهن سپس سعی می کند برای رفع ابهام های موجود و اعتراف به دشواری هایی
که در متن اصلی کتاب وجود دارد از سرمشق دو معنای متفاوت ارائه دهد: «چند نمونه از
دشواری های متن اصلی بر گرد مفهوم نمونه تجمع پیدا می کند. در بیشتر جاهای کتاب،
اصطلاح نمونه به دو معنای متفاوت به کار رفته است; از یک سو، نماینده مجموعه
باورها و ارزش ها و روش های فنی و چیزهای دیگری از این قبیل است که اعضای یک جامعه
علمی در آنها با یکدیگر شریک اند و از سوی دیگر، اشاره به گونه ای از اجزای آن،
یعنی معماگشایی های شناخته ای است که به عنوان سرمشق یا مثال به کار می رود و می تواند
همچون شالوده ای برای حل معماهای باقیمانده علم، جایگزین قواعد صریح حل معما شود

(۳)

به نظر کهن، معنای نخستین، جامعه شناختی و معنای دوم فلسفی می باشد.
ادامه سخن را از زبان ایان باربور نقل می کنیم: «تامس کهن نشان داده است که حجیت و
اعتبار جامعه اهل علم با پیش نهادن نمونه های عالی بر مجموعه ای از مفروضات و
مسلمات مهر تایید می زند. نمونه های عالی یا سرمشق ها ( پارادایم ها) همان
نمونه های معیار کارهای علمی سابق اند که گروه معینی از دانشمندان در زمان معینی،
آنها را پذیرفته اند. اینها همان نمونه های فراوانی هستند که کتاب های درسی آکنده
از آنهاست و دانشجویان با آموختن آنها، هم مفاهیم نظری، هم روش های تجربی و هم
هنجارهای رشته علمی خود را همزمان کسب می کنند. این سرمشق ها راهنمای پژوهش های گروهی
نیز هست; چرا که تلویحا می گوید چه نوع سؤال هایی وارد و قابل طرح است، چه تکنیکی
مفید است، چه نوع راه حل هایی پذیرفتنی است

(۴)

باربور در جای دیگری، از زبان تولمین، چنین می گوید: «تولمین بر آن است
که این گونه سرمشق ها یا نمونه های عالی تبیینی است که تعیین می کند ما چه چیزی را
مساله و چه چیزی را تبیین کافی و چه چیزی را امر واقع تلقی کنیم

… .

طبق گفته تولمین، این سرمشق ها یا نمونه های عالی و آرمانی تبیینی
توسعا تجربی شمرده می شوند، نه حقیقتا; چرا که نمی توان آنها را مستقیما با نتایج
مشاهدات مقابله کرد. اینها ارزش خود را در طول زمان ثابت می کنند و دانشمندان در غالب
کارهای شان آنها را به صورت تصدیق بلاتصور به کار می گیرند

(۵)

آلن راین در کتاب فلسفه علوم اجتماعی، برای پارادایم، این اوصاف را ذکر
می کند: «از اوصاف عمده [و] ویژه سرمشق ها

(

پارادایم ها) این است که
عام و گسترده اند و چنان از توصیف محض وقایع فاصله دارند که مدلولات تجربی آنها را
فقط می توان به مدد فرضیات کمکی عدیده ای که راه عملی تعیین صدق آنها را نشان
می دهد آشکار نمود


(۶)

جامعه شناس معاصر امریکا، جرج ریتزر، که جامعه شناسی را در قالب سرمشق مورد
بحث قرار داده است و در ادامه این مقاله نظرات او را بیان خواهیم کرد، درباره
سرمشق، چنین می گوید: «سرمشق ( پارادایم) یک تصور اساسی درباره قلمرو موضوعی علوم
است. الگوی نظری به تعریف چیزی می پردازد که چه چیز باید مطالعه شود، چه سؤالاتی
باید پرسیده شود، چگونه سؤال شود و چه قوانینی را باید در تفسیر جواب ها به کار
برد. الگوی نظری وسیع ترین واحد توافق و اجماع در یک علم است و موجب تفاوت یک
اجتماع علمی از دیگری است. الگوی نظری مقوله بندی می کند، به تعریف و تفسیر نمونه ها
می پردازد، نظریه، شیوه ها و ابزار آنها را نیز شامل می شود

(۷)

به عنوان جمع بندی تعاریف ارائه شده، می توان گفت: «پارادایم تعیین
می کند که چه چیزی مسلم، مفروض، امر واقع و مساله است; چه سؤالاتی قابل طرح اند;
چه تکنیکی مفید است; چه راه حل هایی پذیرفتنی است; چه نوع از تبیین، جستجو کردنی
است; چه تبیینی کامل است; چه مفاهیمی جهان نماست; در کار علمی، چه انتظاری معقول
است; در کار علمی، چه زبانی به کاربستنی است. پس پارادایم ها فضای فراگیر
دانشمندان، سؤالات، مفاهیم، روش ها و زبان مشترک و معیار قضاوت و زیربنای نظریه ها
و عام تر از مباحثات رایج بین دانشمندان یک رشته می باشد

(۸)

مثال هایی از چند
سرمشق

اکنون که تعاریف گوناگون صاحب نظران را در خصوص سرمشق بیان کردیم، برای
روشن تر شدن این مفهوم به چند مثال از علوم طبیعی و علوم دینی توجه کنیم

:

۱-

سرمشق فیزیک ارسطو و گالیله: «در فیزیک
ارسطویی، اصل در هر چیز قرارگرفتن در مقر خود بود و به تعبیر دیگر، اصل [بر] سکون
بود و حرکت علت می خواست. لذا، سؤالات قابل طرح، با توجه به این پارادایم شناخته
می شد، ولی در نظر گالیله، حرکت اصل بود و سکون امر[ی] عارضی، تبعی و محتاج به علت

(۹)

به عنوان مثال، اگر ارابه ای را در نظر آوریم که در حال حرکت است هر یک
از این سرمشق ها آن را به گونه ای تفسیر خواهند کرد. در فیزیک ارسطویی، چون اصل بر
سکون است از علت حرکت ارابه خواهند پرسید و هنگامی که ارابه از حرکت ایستاد دیگر
سؤال کردن از اینکه چرا حرکت نمی کند و ساکن است سؤالی نامعقول خواهد بود و بعکس،
در فیزیک گالیله، چون اصل بر حرکت است، تا وقتی که ارابه حرکت می کند سؤال از
علت حرکت موردی ندارد و همین که ارابه ایستاد باید به دنبال علت سکون آن بود

.

۲-

سرمشق های علوم دینی: یکی از نقش های دین بیان
رابطه انسان یا خداوند است و هر کدام از علوم دینی از منظر خاصی این رابطه را
می بینند. رابطه انسان با خداوند در سرمشق فقه، تصویر رابطه «عبد و مولا» است و
عبد در اموری که مولی او را مکلف و تکلیف او را دقیقا روشن کرده است، به انجام
تکلیف می پردازد و انگیزه عبد از انجام این تکالیف عمدتا ترس از دوزخ و یا حداکثر،
شوق بهشت است، در حالی که در سرمشق عرفان، رابطه انسان با خداوند کاملا متفاوت است

.

در
اینجا، نه رابطه بنده و مولی، بلکه رابطه «عاشق و معشوق » مطرح است و عاشق دایما
در تلاش برای نیل به وصال معشوق است. بزرگ ترین عذاب برای عاشق لحظه ای دوربودن از
معشوق و یاد اوست. آنجا که علی علیه السلام در دعای کمیل می فرماید: «خدایا، گیرم
که عذاب تو را تحمل کنم، فراق و دوری ت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *