توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز شامل 48 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتگوی پدر با پسر در مورد سفر موفقیت آمیز :
پهلوان زور آزمایی بر اثر پرخوری و شکمبارگی به سختی و ناسازگاری روزگار مبتلا شده بود و بر اثر تهیدستی، جانش به لب رسیده بود. نزد پدر رفت و از دشواریها و ناکامیهای زندگی گله کرد و گفت: اجازه بده سفر کنم، بلکه با قوت بازو، همت کنم و چیزی به دست آورم.
فضل و هنر ضایع است تا ننماید
عود بر آتش نهند و مشک بشایند
پدر گفت: ای پسر! این خیال باطل را از سر بیرون کن، قناعت پیشه ساز، و خود را به خطر نیفکن، که بزرگان گفته اند: ((بخت و سعادت به کوشیدن نیست، و از حوادث تلخ روزگار گریز نمی باشد.))
کسی نتواند گرفت دامن دولت به زور
کوشش بی فایده است، وسمه بر ابروی کور
اگر به هر مویت دو صد هنر باشد
هنر به کار نیاید چو بخت بد باشد
پهلوان گفت: برای سفر فایده های بسیار است مانند: شادی دل، کسب درآمد مادی، دیدن شگفتیها، تحصیل مقام و ادب، افزایش مال، فراهم آوردن معاش زندگی، یافتن دوستان و تجربه روزگار، چنانکه رهروان راه سیر و سلوک گفته اند:
تا به دکان و خانه در گروی
هرگز ای خام! آدم نشوی
برو اندر جهان تفرج کن
پیش از آن روز که، کز جهان بروی
پدر گفت: ای پسر! همان گونه که گفتی منافع سفر، بسیار است ولی بطور قطع تنها، این منافع به یکی از پنج گروه می رسد:
۱ – بازرگانی که با داشتن دارایی و کالاهای تجارتی و غلامان و کنیزان دلربا و خدمتگزاران چاکر، هر روز به شهری رود و هر لحظه از تفرج گاهی بگذرد و از نعمتهای دنیا بهره مند گردد.
منعم به کوه و دشت و بیابان غریب نیست
هر جا که رفت خیمه زد و خوابگاه ساخت
آن را که بر مراد جهان نیست دسترس
در زاد و بوم خویش غریب است و ناشناخت
۲ – دانشمندی که در گفتار، شیرین گوست و نیروی فصاحت و رسایی بیان دارد، چنین کسی هرجا رود، مردم از او احترام کنند و به او خدمت نمایند.
وجود مردم دانا مثال زر طلی است
که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند
بزرگ زاده نادان به شهر واماند
که در دیار غریبش به هیچ نستانند
۳ – زیبایی، که موجب می شود صاحبدلان به او اشتیاق یابند، همان گونه که بزرگان گفته اند: ((اندکی جمال از بسیاری مال بهتر است. )) و نیز گویند: چهره زیبا، مرهم دلهای خسته و کلید درهای بسته است، ناگزیر در همه جا همنشینی با او را غنیمت می شمرند، و با کمال منت از او خدمتگزاری نمایند.
شاهد آنجا که رود، حرمت و عزت بیند
ور برانند به قهرش، پدر و مادر خویش
پر طاووس در اوراق مصاحف دیدم
هر کجا پای نهد دست ندارندش پیش
چو در پسر موافقی و دلبری بود
اندیشه نیست گر پدر از وی بری بود
او گوهر است، گو صدفش در جهان مباش
در یتیم را همه کس مشتری بود
۴ – خوش آوازی، چرا که حنجره خوش داوودی آب را از جریان، و پرنده را از پرواز باز می دارد، به وسیله صدای دلنشین و خوش، دل آرزومندان مشتاق، شکار شود، اهل باطن به همنشینی و هم دمی با او مایل گردند، و با انواع گوناگون خدمت به او خدمت نمایند.
چه خوش باشد آهنگ نرم حزین
به گوش حریفان مست صبوح
به از روی زیباست آواز خوش
که آن حظ نفس است و این قوت روح
5 – صنعتگری، که کوچکترین صنعتگر با سعی و نیروی بازو، معاش زندگی خود را تامین کند، تا آبرویش برای تحصیل نان نرود، چنانکه خردمندان گفته اند:
گر به غریبی رود از شهر خویش
سختی و محنت نبرد پنبه دوز
ور به خرابی فتد ار مملکت
گرسنه خفتد ملک نیم روز
ای فرزندم! هر کدام از این صفتها(ی پنجگانه ) را که بیان کردم، در سفر موجب آرامش خاطر و زندگی خوش است، ولی کسی که دارای هیچ یک از این صفات نیست، سفر او بر اساس خیال باطل است و اگر در سفر بمیرد، هیچ کس از او اطلاع نمی یابد.
هر آنکه گردش گیتی به کین او برخاست
به غیر مصلحتش رهبری کند ایام
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید
قضا همی بردش تا به سوی دانه دام
پسر گفت: ای پدر! چگونه با سخن حکیمان فرزانه مخالفت کنیم که گفته اند: ((رزق و روزی اگر چه به قسمت است، ولی مشروط به فراهم شدن اسباب و وسایل می باشد، و بلا گر چه مقدر شده، در عین حال باید از ورور به درهای نزول بلا، پرهیز و دوری نمود.))
رزق اگر چند بی گمان برسد
شرط عقل است جستن از درها
ورچه کس بی اجل نخواهد مرد
تو مرو در دهان اژدرها
بنابراین، من با این قدرت و توان، می توانم با پیل خروشان بجنگم، و پنجه در پنجه شیر ژیان بگذارم، پس ای پدر! مصلحت آن است که سفر کنم که بیش از این، طاقت تهیدستی و بینوایی در وطن ندارم.
چون مرد در فتاد ز جای و مقام خویش
دیگر چه غم خورد، همه آفاق جای او است
شب هر توانگری به سرایی همی روند
درویش هر کجا که شب آمد سرای او است
به این ترتیب پسر پهلوان، با پدر خداحافظی کرد، و با امید و آرزو و برای سفر حرکت نمود، در حالی که می گفت:
هنرور چو بختش نباشد به کام
به جایی رود کش ندانند نام
او در سفر خود، همچنان می رفت تا به کنار رودخانه ای رسید که از شدت موج آب آن رودخانه، تخته سنگهای بزرگ، بر روی تخته سنگهای بزرگ دیگر می غلتیدند، و صدای برخورد سنگها تا یک فرسخ به گوش می رسید.
سهمگین آبی که مرغابی در او ایمن نبود
کمترین اوج، آسیا سنگ از کنارش در ربود
پهلوان مسافر، گروهی از مسافران را در آنجا دید که هر یک با دادن اندکی پول، در کشتی سوار شده و آماده سفر هستند، چون آن پهلوان، همراه خود پول نداشت به کشتیبان التماس کرد و زاری نمود تا او را نیز سوار کشتی کند، ولی هرچه زاری کرد. کشتیبان به او اعتنا نکرد و با نیشخند از او روی برگردانید و گفت:
زر نداری نتوان رفت به زور از دریا
زور ده مرده چه باشد، زر یک مرده بیار
در پهلوان از طعنه کشتیبان جوشید، همین که خواست از او انتقام بگیرد، کشتی از آنجا رفت، پهلوان فریاد زد: ای کشتیبان، اگر به این لباس که پوشیده ام قناعت کنی، از دادن آن به عنوان کرایه کشتی، مضایقه ندارم، کشتیبان به طمع لباس او، کشتی را باز گردانید.
بدوزد شره دیده هوشمند
در آرد طمع، مرغ و ماهی ببند
همین که ریش و گریبان کشتیبان به دست جوان پهلوان افتاد، او را به طرف خود کشید، و بدون گذشت آنچه توانست او را کتک زد، رفیق کشتیبان از کشتی بیرون آمد تا از کشتیبان حمایت کند، ولی بر اثر ضربات جوان پهلوان، پا به فرار گذاشت، سرانجام چاره ای ندیدند جز اینکه با مصالحه و سازش پهلوان رفتار کنند، با او آشتی کردند، چنانکه گفته اند:
کل مداراه صدقه.
هر نرمخویی همچون صدقه (بر طرف کننده بلا )است.
از پهلوان عذر خواهی کردند:
چو پرخاش بینی تحمل بیار
که سهلی ببندد در کار زار
به شیرین زبانی و لطف و خوشی
توانی که پیلی به مویی کشی
کشتیبان از جوان پهلوان، عذرخواهی کرد، و از روی ظاهر و دورویی، سر و چشمش را بوسید، آنگاه سوار کشتی شدند، و حرکت نمودند، تا اینکه کشتی به نزدیک ستونی از ساختمانهای یونان رسید و در میان آب ایستاد، کشتیبان خطاب به سرنشینان کشتی چنین اعلام کرد: ((به کشتی نقصی رسیده است، یکی از شما که از همه دلاورتر است، باید بر بالای این ستون برود، و زمام کشتی را بگیرد و نگه دارد، تا کشتی را تعمیر کنیم. ))
جوان پهلوان که به دلاوری خود مغرور و غافل بود، آزار به کشتیبان را فراموش کرد، همان گونه که حکیمان فرزانه گفته اند:
((هر که را رنجی به دل رسانیدی، اگر در پشت سر آن، صد گونه آسایش به او برسانی، از مجازا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.