تعداد بازدید
3 بازدید
ریال118.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی، محتوای خود را در قالب 119 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی کرامات امام علی(ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی :

مقدمه

کرامات، یکی از برگ های افتخار برای انسان هاست و بیش تر شدن علاقه مردم به اشخاص میشود. کرامات، رابطه بین عاشق و معشوق است که با خواسته خداوند تحقق مییابد و از چشمه تمام شدنی الهی منشأ میگیرد. کرامات امری است خارق العاده که به وسیله تقرب به پیشگاه خداوند و لطافت روح و صفای باطن از انسان صادر میشود. اعتقاد به معجزات انبیا و ائمه هدی، لازم و ضروری و انکار آن گناه است. تفاوت میان معجزه و کرامت این است که در معجزه تحدی یعنی دعوت به مبارزه و معارضه و هدایت خلق مطرح است، ولی در دعاهای اولیای الهی و کرامت های صادره از آن ها صحبت تحدی در کار نیست. عنایات و معجزاتی که از ائمه اطهار علیهم السلام به وقوع میپیوندد، کرامات نامیده می شود.

امام کاظم (ع) می فرماید: گناهکارترین مردم کسی است که بر آل محمد(ص) طعنه بزند و سخن آن ها را تکذیب و معجزات شان را انکار کند. هر کسی که معجزه را انکار کند جاهل است، چون اولا صاحب اعجاز دارای عصمت میباشد، ثانیا اعجاز برای تقویت ایمان صورت میگیرد، ثالثا به اذن خداوند تحقق پیدا میکند. اگر می خواهیم معجزات و کرامات ائمه را بپذیریم، باید پرده حجاب و غفلت کنار رود. کرامات امام علی(ع) بسیار است، اما جای تعجب است که مردم با وجود دیدن این همه کرامات، باز هم به عنادورزی خویش با آن حضرت ادامه دادند. اگر میخواهیم کرامات و عنایات امام علی(ع) نصیب ما بشود، باید قلب آماده و دل سوخته داشته باشیم. از امام علی(ع) خواسته های کوچک طلب نکنیم و چیزی بخواهیم که تا ابد بماند، شفای جسم و رفع فقر خواسته های اندکی است.

پیشینه تحقیق

در مورد مولانا و مضامین اشعار وی تحقیق های زیادی انجام شده است ولی تحقیقی که در ارتباط با موضوع این مقاله باشد تا کنون انجام نشده است ولی برای روشن شدن بهتر موضوع به برخی پیشینه های نزدیک به موضوع اشاره می نماییم. از جمله:

– داوود اسپرهم در مقاله ای با عنوان «مولانا و هویت انسانی» بیان داشته که یکی از راه های وصول به «هویت انسانی» که به استعانت از آن میتوان امنیتی جهانی را توقع داشت «عرفان» و آموزه های جهان شمول آن است. اگر میدان عواطف، احساسات و خواسته های بشری را در نگرشی عرفانی تعریف کنیم، به اجتماع انسانی مطلوب تری میرسیم. اجتماعی که با آموزه هایی چون عدم آزمندی، وحدت گرایی، رواداری و صلح اندیشی در صدد رفع تمایزات و تأکید بر اخوتی فراتر از قومیت و ملیت دارد.

– خلیل بهرامی قصرچی، در مقاله ای با موضوع «انسان کامل از دیدگاه ابن عربی و مولانا» به تبیین انسان کامل، حقیقت الهی و مظهر عنایت رحمانی پرداخته که شناخت وی، آشنایی با ناخدای کشتی عالم وجود، در مسیر حیات می باشد و برای درک بهتر این موضوع بررسی آثار این دو شخصیت عرفانی را ضروری میداند.

– ناصر جابری، در مقاله ای تحت عنوان «باژگونگی امور عالم در مثنوی مولانا» اینگونه اظهار داشته که باژگونگی امور عالم اصلی است که مبنای بسیاری از قصه ها و اندیشه های «مثنوی» بر آن گذاشته شده است و بررسی آن میتواند یکی از مهم ترین عوامل جذابیت این اثر را تبیین کند. بر این اساس، در این مقاله نخست گونه هایی از باژگونگی معرفی میشود؛ مواردی مانند: ترجیح مرگ بر زندگی، دیوانگی بر خردمندی، بلاهت بر هوشیاری، غلامان بر سروران، قهر بر لطف، مطلوب نزدیک بر دور، مدارا بر انتقام، نفی بر اثبات و… سپس به دلایل وجود باژگونگی در عالم پرداخته میشود؛

دلایلی مثل باژگونگی قواعد بارگاه الهی، باژگونگی ظاهر و باطن، تقدیر، نزدیکی مطلوبی که تصور دوریاش میرود و اندیشه بنیادی مرگ و فنا. موانع درک این قاعده شگفت دنیا و هر چیزی است که رنگ هستی دارد. بند نگهدارنده هستی نیز عقل و محصولات آن است که باید از سر راه برداشته شود. این مضامین در قصه های گوناگونی تبیین میشود و هدف مولانا از طرح آن ها، رسیدن به اصل مهم و دشوار فهم فناست.

– مهدی شهبازیان، در مقاله ای به عنوان «بررسی جهان بینی عرفانی مولانا با رجوع به کتاب میناگر عشق»، ابراز داشته که در دورانی به سر میبریم که اسلام هراسی از یک سو و تفرقه پراکنی میان فرق مختلف از سوی دیگر از چالش های پیش روی جهان اسلام است و در برخی نقاط چون عراق و سوریه شرایط بحرانی و حاد شده و لزوم ارائه چهره رحمانی و وجه عقلانی اسلام و خوانش های معتدل و به دور از هرگونه افراطیگری بیش از پیش احساس میشود. ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام و با تکیه بر گنجینه های بی نظیر علمی و فرهنگی میتواند و میباید که نقش پررنگ تری در این عرصه ایفا کند. یکی از عالیترین نمونه های اسلام ناب و معتدل که خوشبختانه هم اکنون نیز با اقبال جهانی روبه روست، در اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی یافت میشود. بر عهده ماست که این منبع گوهربار را هرچه بهتر و دقیق تر معرفی کنیم تا جهان و جهانیان از آن به بهترین شکل بهره مند گردند و اسیر تبلیغات دشمنان و خوانش های تند و افراطی اسلام ناشناسان نگردند. بنابراین هدف از این تحقیق آن است که با مراجعه به «مثنوی معنوی» و تحلیل های مورد وثوق از این اثر ارزشمند برخی از موارد و مسائل اساسی در اسلام و برخی از موارد محل اختلاف و راه حل ملای روم در پاسخ به این مسائل و شبهات را جمع آوری کرده، به این امید که منجر به رفع سوء تفاهمات و کج اندیشیهای موجود گردد.

در مورد پیشینه پژوهش این موضوع با توجه به سایت های موجود، مقالات و سایت کتابخانه های ایران باید گفت که تحقیق حاضر اولین کار مستقل در بررسی کرامات علی (ع) در اشعار مولانا جلال الدین بلخی بوده و تا به حال کار مستقلی در موضوع مقاله صورت نگرفته است.

کرامات و تصاویر امام علی(ع) نزد عرفا

از جمله افتخارات بزرگ علی بن ابی طالب (ع) که نشان افضلیت آن بزرگوار نسبت به صحابه پیامبر در آن دوران و نسبت به کل بشر از آدم (ع) تا عصر حاضر و در همه اعصار است، عبارت «سلونی قبل ان تفقدونی» میباشد(اصغری نژاد، ۱۳۹۰: ۲۰).

همچنین رسول خدا(ص) وقتی که علی(ع) را در یک جنگ جانشین و خلیفه خود قرار داد، علی(ع) عرض کرد: «من جانشین برای زن ها و بچه ها باشم آن حضرت فرمود: آیا راضی نیستی که تو نسبت به من به منزلت هارون باشی از موسی جز اینکه بعد از من پیغمبری نیست»(قندوزی، بیتا، ج ۱: ۴۵۷). صاحب کتاب «شریف التواریخ» نیز حضرت را با این اوصاف ستوده است: «در دریای کرامت، گوهر یکتای سلامت، دیباچه عنوان محبت، خواجه دیوان مودت، عندلیب گلستان فصاحت، طوطی شکرستان ملاحت، چشم و چراغ عاشقان، شمع جمیع عارفان، امام مظفر، شجاع غضنفر، والد شبیر و شبر، قاسم طوبی و سقر، انزع البطین، اشرف المکین، اشجع المتین، عالم الابین، عارف المبین، ناصرالمعین، سید المؤمنین، یعسوب المسلمین، مرکز دائره وفا، گوهر معدن صفا، سلطان الاولیا، برهان الاثقیا، حضرت علی المرتضی صلوات الله و سلامه علیه و علی جمیع ائمه الهدی. همین مؤلف ۱۳۳ صفحه از کتاب خود را به حضرت علی(ع) اختصاص داده است و بر این باور است که اگر علی(ع) مدت ۲۵ سال خلافت ظاهری نداشت اما صاحب ولایت باطنی، آن حضرت بود»(نوشاهی، ۱۳۹۹ق: ۱۲۷). ابن اثیر نقل کرده است که پیغمبراکرم (ص) به علی(ع) فرمود: «ای علی خداوند تو را به چیزهایی زینت داده که بندگان او به زینتی محبوبتر و بهتر از آن ها پیش خدا آراسته نشده اند. از آن جمله است زهد و کناره گیری از دنیا، آن چنانکه نه تو از دنیا چیزی بهره مند شوی و نه آن از تو، دوستی مسکینان را به تو ارزانی داشت، آنان به امامت و رهبری تو خشنودند و تو از پیروی آنان. خوشا به حال کسی که تو را دوست بدارد و در دوستی تو صداقت داشته باشد، وای به حال کسی که با تو دشمنی کند و ضد تو دروغ بگوید»(ابن اثیر، بیتا، ج ۴: ۶). ابونعیم روایت میکند که پیغمبر (ص) خطاب به انصار کرد و فرمود: «آیا راهنمایی کنم شما را به چیزی که اگر بدان چنگ بزنید هرگز گمراه نشوید؟ گفتند: آری یا رسول الله! فرمود: این علی(ع) است. دوستش بدارید به دوستی من و احترامش کنید به احترام من، که خداوند به وسیله جبرئیل فرمانم داد که این را برای شما بگویم»(اصفهانی، بیتا، ج ۱: ۶۳).

دیگر اینکه پیامبر(ص) فرمود: «انا مدینه العلم وعلی بابها فمن اراد المدینه فلیأت الباب ؛ من شهر علم هستم و علی در آن است، هر کس که علم میخواهد از در آن وارد شود» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۰ق، ج ۳: ۱۲۷-۱۲۶). در جای دیگر فرموده اند: «هر که خواهد که زندگانی کند مثل زندگانی من و بمیرد مثل مردن من و ساکن شود در جنت عدن که پروردگار من آن را وعده کرده است، پس باید قبول کند علی بن ابی طالب و ذری او را که بعد از اویند. پس به درستی که ایشان این امت را از طریق هدایت بیرون نمیبرند و به وادی ضلالت نمیافکنند»(ابونعیم اصفهانی، بیتا، ج ۱: ۸۶).

جلال الدین محمد مولوی

زندگانی واقعی مولوی به عنوان یک شاعر شیفته از انقلاب حال او در سال ۶۴۲ق آغاز شد و از آن پس به برکت انفاس شمس، عارفی وارسته و کامل شد و زندگی خود را وقف ارشاد و تربیت عده ای از سالکان در خانقاه کرد و دسته جدیدی از متصوفه را که به مولویه مشهورند به وجود آورد.

مولوی درباره تأثیر شمس بر خودش چنین گوید:

زاهد بودم ترانه گویم کردی

سر فتنه بزم و باده خویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم

بازیچه کودکان کویم کردی

(مولوی، ۱۳۸۳: ۱۴۸۴)

مولوی هرچند سنی حنفی مذهب اشعری مسلک بوده اما در افقی فراتر از مذهب اشعری و حنفی سیر میکرد و در عین دینداری کامل، فردی آزادمنش بود که به پیروان ادیان و مذاهب دیگر به دیده احترام مینگریست. اشارات مستقیم و غیر مستقیم او به اهل بیت (ع) و حوادث تاریخ تشیع که با ابراز احساسات وی همراه است میتواند دلیل روشنی برای اثبات آزاد منشی این اندیشمند باشد. پس از آشنایی با شمس تبریزی بر وسعت این جهان بینی عارفانه اش افزوده شد و شاعر گام در«مذهب عشق» نهاد که حد و مرزی به گستردگی انسانیت دارد.

جالب اینجاست که مولوی علیرغم اینکه سعی میکند آزاد منشی خود را حفظ نماید، در برخی از بحث های مربوط به تقابل پیروان دو مذهب، قادر به کتمان تمایل قلبی خود نیست و خواننده به روشنی به محبت او نسبت به خاندان رسالت و نیز شیعیان پی میبرد. به عنوان مثال در داستان «تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر» زمانی که باغبان، علوی را متهم میکند و زبان به تحقیر وی میگشاید مولانا نخست عمل آن مرد علوی را تقبیح میکند که هیچ نادان و احمقی اجازه ندارد که خود را منسوب به نبی(ص) و علی(ع) بشمارد:

خویشتن را بر علی و بر نبی

بسته است اندر زمانه بس غبی

مولوی دشنام های باغبان را ناروا میشمارد و باغبان بد دهان را سرزنش میکند و آنگاه توهین باغبان را متوجه خود کرده، دامان پاک آل رسول (ص) را مبرا از چنین سخنان سخیفانه و بی ادبانه ای میداند و عداوت و کینه ورزی با آل رسول (ص) را در حد کفر و ارتداد میداند و میگوید کسی که حرمت خاندان نبی(ص) را نگه نمیدارد همچون شمر و یزید است:

هر که باشد از زنا و زانیان

این برد ظن در حق ربانیان

هر که بر گردد سرش از چرخ ها

همچو خود گردنده بیند خانه را

آنچه گفت آن باغبان بوالفضول

حال او بد، دور از اولاد رسول

گر نبودی او نتیجه مرتدان

کی چنین گفتی برای خاندان

(مولوی، ۱۳۷۳: ۲۴۰)

در این ابیات، مولوی سادات را «شریف» و خاندان رسول را «آل یاسین» و دشمنانشان را «خوارج» میخواند که حکایت از ایمان او به اهل بیت پیامبر(ص) دارد.

مولوی نمونه ای عالی از عارفان و شاعران ایرانی است که در جای جای آثار او عشق و محبت اهل بیت (ع) موج میزند.

شعر زیر تنها قطره ای از دریای بیکران عرفان مولوی است که در آن، نام یکایک جانشینان پیامبر اسلام و فرزندان امام علی(ع) آمده است. معلوم می شود که محبت اهل بیت چراغی است که نور آن در دل های همه مسلمین (چه شیعه و چه سنی) روشن بوده و هست:

ای شاه شاهان جهان الله، مولانا علی

ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی

موسی عمران در غمت بنشسته بد در کوه طور

داود می خواندت زبور الله مولانا علی

(مولوی، ۱۳۸۳: ۱۱۸۸)

کرامات امام علی(ع) در آثار مولوی

برای درک ارتباط معنوی مولوی با شخصیت امام علی(ع) به بررسی سیمای تابناک آن حضرت در آثار مولوی پرداخته، تا هم پیوند روحانی و قلبی مولانا با امام علی(ع) نمایان شود و هم اوصاف دلربای مولای متقیان (ع) را از دریچه نگاه یک عارف روشن شود. مولوی هرچند در ظاهر علی(ع) را خلیفه چهارم معرفی میکند اما با توجه به شناخت مقام حضرت و اطلاع از تأکید مکرر نبی اسلام (ص) مبنی بر جانشینی ایشان مولای متقیان (ع) را لایق پوشیدن خلعت خلیفگی میداند. مولوی در سخن کوتاهی به تفسیر حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه»(اصفهانی، بیتا، ج ۴: ۲۳) پرداخته و ضمن اینکه این حدیث را سندی محکم در اثبات جانشینی امیر مؤمنان میداند به معترضان گفته است همانگونه که پیامبر الهی انسان ها را از بردگی رهانید علی(ع) نیز مؤمنان را از قید و بند بردگی رهانید.

زین سبب پیغامبر با اجتهاد

نام خود و آل علی مولا نهاد

ای گروه مؤمنان شادی کنید

همچو سرو و سوسن آزادی کنید

(مولوی، ۱۳۷۳: ۹۸۶)

مولوی یقین دارد کسی که هستی خود را در راه رضای خدا نهاده و به دنیا و مافیها پشت پازده است هرگز گرفتار جاذبه های دنیوی خلافت نمیشود و سلامتی نفس را از دست نمیدهد:

آن که او تن را بدین سان پی کند

حرص میری و خلافت کی کند؟

(مولوی، ۱۳۷۳: ۱۵۷)

مولوی با الهام از حدیث «انا مدین العلم وعلی بابها…» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۰ق، ج ۳: صص ۱۲۷-۱۲۶) از امیر مؤمنان میخواهد که طالبان دانش را از علم الهی محروم نکند و در دانش خود را که بی شک در رحمت است بگشاید تا شمیم این علوم لدنی، تشنگان طریقت را سرمست کند و تاریکی جهل و نادانی را از دل سالکان بزداید.

چون تو بابی آن مدینه علم را

چون شعاعی آفتاب حلم را

باز باش ای باب بر جویای باب

تا رسد از تو قشور اندر لباب

باز باش ای باب رحمت تا ابد

بارگاه «ماله کفوا احد»

(همان: ۱۵۰)

مولوی در آثار خود القاب مختلف را برای حضرت علی(ع) به کار برده است:

علی مرتضی

طبق روایات لقب امام علی برای این مرتضی شد که، بعد از انتصابش، دین خدا کامل شد و خدا به واسطه نصب علی راضی شد، پس علی وسیله ای شد برای رضایت خدا.

جمله عشق و جمله لطف و جمله قدرت، جمله دید

گشته در هستی شهید و در عدم او مرتضی

(مولوی، ۱۳۸۳: ۱۰۷)

راز بگشا ای علی مرتضی

ای پس از سوء القضا حسن القضا

(مولوی، ۱۳۷۲: ۱۵۰)

یک زنی آمد به پیش مرتضی

گفت شد بر ناودان طفی مرا

(همان: ۵۹۳)

علی(ع) حیدر کرار

در برخی روایات یکی از نام های امام علی (ع) «حیدر» معرفی شده است. یکی از آن روایات، روایتی است که داستان جنگ خیبر را نقل میکند. بر اساس این روایت امام علی(ع) هنگام مواجهه با مرحب (پهلوان یهودیان خیبر) خود را به نام «حیدر» معرفی میکند (قمی، ۱۳۶۳: ۱۷۰). به نظر میرسد «حیدر» یکی از نام های تقریبا مشهور امام علی است. شاهد این مدعا این است که بسیاری از فرهنگ نویسان زبان عربی نیز تصریح میکنند که «حیدر» یا «حیدره» یکی از نام های امام علی(ع) است. در زبان عربی حیدر به معنای «شیر» (نماد شجاعت و شکست ناپذیری) است. البته با این توضیح که از ویژگیهای زبان عربی آن است که برای یک چیز به لحاظ ویژگیهای مختلف نام های متعدد قرار میدهد. در مورد علت نامگذاری شیر به حیدر دو نظریه مطرح کرده اند؛ یک اینکه شیر را به جهت داشتن مقام فرمانروایی و سلطنت «حیدر» میگویند. دلیل دیگر نامیدن شیر به حیدر؛ این است دارای گردنی کلفت و دست (ساعد و بازوی) قوی است.

به همین جهت به جوانی که دارای بدنی پر و محکم و قدرتی سترک باشد جوان حادر میگویند. البته بعضی نیز در مورد معنای حیدر میگویند حیدر به معنای دور اندیش و کسی است که در ظرافت ها و نکته های دقیق امور و کارها اندیشه میکند (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۳: ۲۶۱). «کرار» به معنای کسی است که در هنگام جنگ، پی در پی و بسیار حمله کند. این وصف و لقب یکی از القابی است که پیامبر اکرم (ص) به امام علی(ع) داده است. خلاصه داستان به این صورت است که پیامبر اکرم (ص) پس از اینکه چند فرمانده برای گشایش قلعه خیبر تعیین نمودند و همه آن ها بدون اینکه موفقیتی به دست آورند عقب نشینی کردند، فرمودند: «فردا مردی همانند خودم را به سوی ایشان [یهود خیبر] می فرستم که هم او؛ خدا و رسولش را دوست می دارد، و هم خدا و رسولش او را دوست می دارند. او حمله کننده ای بی گریز (کرار غیر فرار) است، و باز نگردد تا آنکه خدا فتح و پیروزی را به وی ارزانی دارد». پیامبر اسلام پیش از اعزام، نوید فتح و پیروزی داد، پس یاران آن حضرت در پی این کلام [برای آنکه انتخاب شوند] گردن کشیدند، و چون فردا شد، رسول خدا (ص) علی را فراخوانده و به سوی یهودیان خیبر فرستاد، پس علی(ع) را بدین فضیلت برگزید و او را «حیدر کرار» «حمله کننده ای بیگریز» نامید (ابن شعبه، ۱۳۸۱: ۳۴۱).

گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده

در صف درآ، وا پس مجه ای حیدر کرار

(مولوی، ۱۳۸۳: ۶۷۷)

دزد دغم گردن خود از حذر سیلی من

ز آنک من از بیشه جان حیدر کرار شدم

(همان: ۵۳۹)

علی(ع) شیر خدا

اسد الله یا شیر خدا در اصل متعلق به حضرت حمزه بن عبدالمطلب عموی پیامبر گرامی اسلام (ص) است. در روایات متعددی این لقب برای ایشان آمده است. علامه کلینی بیان داشته که «علی قائم العرش مکتوب: حمزه اسد الله واسد رسوله وسید الشهداء وفی ذؤاب العرش: علی امیر المؤمنین. در ستون عرش نوشته شده است که حمزه شیر خدا و شیر پیامبر خدا و سرور شهیدان است و در بالای عرش نوشته شده است که علی(ع) امیر مؤمنان است. در روایات، برای علی (ع) هم لقب اسد الله آمده است» (اصول کافی، ج ۱: ۲۲۴).

به عنوان نمونه، در «بحار الأنوار»(ج ۳۹: ۷۳) چنین آمده است: از پیامبر خدا پرسیدند: زاهدترین و خداییترین انسان کیست؟ آن حضرت فرمود: علی وصیی وابن عمی واخی وحیدری وکراری وصمصامی واسدی واسد الله. علی (ع) که وصی من، عموزاده ام، برادرم، شجاع ترین پشتیبانم، شجاع ترین حمله کننده به دشمن، شمشیرم، شیرم و شیر خدا است. و به خاطر این سخن پیامبر خدا(ص) دیگران هم آن حضرت را اسد الله می نامیدند که به معنای شجاع است. اسد الله کنایه است و در میان مردم عرب از این کنایه ها فراوان است (بحار الأنوار، ج ۳۵: ۸۴، ح ۲۷؛ خلاصه الغدیر: ۳۷۶).

اگر امشب بر من باشی و خانه نروی

یا علی شیر خدا باشی یا خود علوی

(همان: ۱۰۶۸)

چون ز رویش مرتضی شد درفشان

گشت او شیر خدا در مرج جان

(مولوی، ۱۳۷۳: ۱۹۶)

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

(مولوی، ۱۳۸۳: ۲۰۳)

صبر و حلم علی(ع)

صبر و حلم از صفات فاضله نفسانی است و از نظر علم النفس معرف ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *