تعداد بازدید
2 بازدید
ریال88.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش»!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» شامل 89 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازشناخت «فرجام شناسی تطبیقی» و «هزاره گرایی» از دیدگاه «تیموتی آر فرنیش» :

مقدمه

از جمله عقاید اصیل و بنیادین در اسلام مسأله مهدویت است که می توان آن را قابل تطبیق با مسأله “موعود گرایی یا منجی گرایی “، ” نجات یا رستگاری ” و “هزاره گرایی ” در دیگر ادیان دانست. (موسوی، ۱۳۷۸، ۱۲) از آموزه های مرتبط با فرجام شناسی، هزاره گرایی [۱]، است که به معنای عام، عبارت است از: «انتظار برای یک نجات قریب الوقوع این جهان» و به معنای خاص، «حکومت هزارساله عیسی مسیح بر روی زمین»، می باشد. (قاسمی قمی، ۱۳۹۰، ۱۶۹) تحقیق و تفحص در خصوص این آموزه یکی از محور های مهم مطالعات غربیان بوده است. تیموتی آر فرنیش [۲]،یکی از خاورشناسانی است که تمرکز اصلی خود را بر مهدویت و جایگاه آن در اسلام و تقابل منجی اسلامی با منجی مسیحی قرار داده است؛ او در ذیل مدخل Mahdism، در دائره المعارف هزاره گرایی، به مقایسه کلی فرجام شناسی اسلامی با فرجام شناسی در سنت یهود و مسیحیت، پرداخته است که ترجمه این مقاله با عنوان «دکترین مهدویت و چالش هزاره گرایی »، توسط بهروز جندقی، در مجله انتظار موعود شماره ۱۷،پاییز و زمستان ۱۳۸۴، صفحه ۲۱۳ به چاپ رسیده است. لذا با توجه به جایگاه علمی فرنیش در جهان غرب، شایسته و ضروری است که نظرات او را درباره مفهوم هزاره گرایی بیان و نیز مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا چهره اصلی مهدویت که به قلم این شخص در جهان غرب به تصویر کشیده شده است بدست آید. در پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است ابتدا گزارشی از مقاله ارائه و سپس اهم نظرات نویسنده بیان شده است، آنگاه به نقد و بررسی دیدگاه او پرداخته شده است.

۱.گزارش مقاله

نویسنده در این مقاله با بکار گرفتن روش پژوهشی تطبیقی[۳]، فرجام شناسی را میان سه دین بزرگ ابراهیمی، یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام بررسی کرده است. تیموتی آر فرنیش در این مقاله سه موضوع را مورد بررسی قرار داده است:

الف ـ خاستگاه اندیشه مهدویت؛

ب ـ مهدویت در تاریخ اسلام؛

ج ـ نهضت های مبتنی بر مهدویت. عمده مباحث وی پیرامون فرجام شناسی در ذیل محور خاستگاه اندیشه مهدویت مطرح شده است. نویسنده ابتدا تعریفی از هزاره گرایی ارائه می دهد: « نظام عقیدتی در خصوص حوادثی که به پایان جهان منتهی می شود» (R.Furnish, 2001, 331)؛ در نگاه وی، کاربرد اصطلاح هزاره گرایی در بافت اسلامی، مناسب نمی باشد، بلکه صد ساله گرایی، اصطلاح دقیقتری خواهد بود، زیرا سنت ظهور یک مجدد در هر قرن بازتاب بیشتری در میان مسلمانان دارد. او سپس نسبت فرجام شناسی اسلامی را با عقاید یهودی و مسیحی بررسی می کند و معتقد است بین فرجام شناسی اسلامی و یهودی ومسیحی، تفاوت ها و تشابه هایی وجود دارد. مؤلف در بیان نسبت این اندیشه در اسلام و یهود، به دو مورد تشابه اشاره می کند و معتقد است که موعود اسلام و یهود، هر دو چهره های تاریخی خواهند بود که وظایف خود را در زمان و مکان عادی تحقق خواهند بخشید؛ تشابه دیگر از این جهت است که هدف اصلی مهدی و «Mashiah» (واژه عبری برای “تدهین شده”)، صلح و عدالت همگانی است، نه رستگاری فردی. (همان) فرنیش، وجه اشتراک فرجام شناسی اسلامی با مسیحیت، را بیان علایم مربوط به آخر الزمان و روز قیامت می داند. او معتقد است برخی از علائم آخر الزمان و قیامت، مانند بازگشت مسیح، دجال یعنی گمراه کننده یا ضد مسیح، دباح یعنی دیو، و یأجوج و مأجوج، هم در منابع اسلام یعنی قرآن و احادیث و هم در کتاب مکاشفه یوحنای قدیس،آخرین کتاب عهد جدید مسیحیان ذکر شده اند. (همان)مؤلف ذیل مبحث «تاریخچه مهدویت در اسلام» نیز به توضیح درباره هزاره گرایی پرداخته است. در این مبحث پس از اینکه مؤلف ریشه واژه«مهدی»، را از ریشه عربی «هدی»، به معنای «هدایت کردن به مسیر راست» معرفی می کند، برخی از تفاوت های شیعه و اهل سنت درباره منجی را برمی شمرد. از نظر ایشان، تفاوت عقیده شیعه و اهل سنت در مورد منجی به این برمی گردد که اهل سنت ظهور او را بیشتر به بازگشت مجدد مسیح ارتباط داده اند و بر آن بوده اند که نقش او را با نقش مجدد، که در برخی احادیث وعده داده شده در هر قرن ظهور می کند و ساختار جامعه اسلامی را تجدید می کند، یکی بدانند؛ اما تفاوت شیعه را در دو مورد بیان می کند:

الف ـ غیبت امام زمان(علیه السلام)، مؤلف علت غیبت ایشان را از منظر شیعه، اکثریت سنی و جانشین نالایق آنها پس از پیامبر، یعنی خلیفه، عنوان می کند.

ب ـ مهدی امام غایب دارای نور خاصی خواهد بود که مستقیما از جانب خداوند دریافت می کند. بخش سوم مقاله، نهضت های مبتنی بر مهدویت می باشد. در این بخش فرنیش از مطالب قبل بعنوان مقدمه استفاده کرده و بیان می کند در طول تاریخ اسلام، تعداد زیادی از نهضت ها ی مبتنی بر مهدویت بر پایه عقاید پیش گفته شده، شکل گرفته اند، اما او از چهار نهضت، عباسیان، فاطمیون، موحدون و مهدیون سودان، بعنوان نهضت هایی که بطور خاص موفق آمیز بوده اند یاد می کند و تاریخچه هایی از این چهار نهضت ارائه می دهد. بعد از معرفی این نهضت ها، فرنیش به بررسی تأثیر دین مسیحیت بر جهان و نیز انقلاب اسلامی ایران بر سایر ملت ها، با تعابیر مختلف صحبت به میان می آورد؛ او در مورد تأثیر دین مسیحیت در گسترش فرجام شناختی در جهان، معتقد است: «کاربرد جهانی تقویم مسیحی و این حقیقت که مسیحیت بزرگ ترین دین بر روی زمین است، کل کره زمین را تحت تأثیر شور و حال فرجام شناختی قرار داده که حتی اسلام نیز، علی رغم اینکه صریحا فاقد خصلت هزاره گرایی است، در این میان مصون نمانده است.» (همان: ۳۳۶)تیموتی معتقد است که در بافت اسلام باید اصطلاح صد ساله گرایی را بکار برد. وی وجه اشتراک موعود اسلام با یهود را چهره فرجام شناختی، و با مسیحیت را در علائم آخرالزمانی و قیامت می داند. او بر این باور است که اختلاف شیعه و اهل سنت، حاصل یک نزاع سیاسی بر سر جانشینی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است؛ در نگاه وی تفاوت موعود شیعی و اهل سنت در این است که از نظر اهل سنت ظهور موعود بیشتر به بازگشت مجدد مسیح ارتباط دارد؛ و علت غیبت ایشان از نظر شیعه، اکثریت سنی و جانشین نالایق آنها پس از پیامبر، یعنی خلیفه، می باشد. از طرفی شیعه معتقدست که مهدی دارای نور خاصی است که مستقیما از جانب خداوند دریافت می کند.

۲.نقد دیدگاه

همانطور که بیان شد مؤلف در این مقاله برای بررسی فرجام شناسی، از روش پژوهشی تطبیقی، استفاده کرده است؛ این روش پژوهشی عبارت است از: « شناخت یک پدیده یا دیدگاه در پرتو مقایسه (توصیف و تبیین مواضع خلاف و وفاق »؛ (فرامز قراملکی، ۱۳۹۱، ۲۹۴ ) بنابراین مؤلفه های روش پژوهشی تطبیقی، استقصای موارد تمایز و تشابه، توصیف مواضع خلاف و وفاق و تبیین مواضع خلاف و وفاق؛ می باشد. بر همین اساس نقدی که در این مقاله صورت می گیرد، باید بر اساس مؤلفه های این روش باشد.

۲. ۱. تطبیق نادرست و یکسویه

فرنیش، در ابتدای مقاله خود بر این نکته تأکید می کند که اصطلاح «هزاره گرایی»، از آن جهت که یادآور حکومت هزارساله حضرت عیسی(علیه السلام)، می باشد، مربوط به سنت یهود و مسیحیت است و جایگاهی در اسلام ندارد ولی از جهت امید به تشکیل جامعه ای آرمانی در آینده، می توان از این اصطلاح در اسلام استفاده کرد. اصطلاح پیشنهادی وی برای کاربرد در اسلام، «صد ساله گرایی »، می باشد. او معتقد است:

« فرجام شناسی اسلامی، یا نظام عقیدتی در خصوص حوادثی که به پایان جهان منتهی می شود، به عقاید هر دو آیین یهودیت و مسیحیت شباهت دارد، اما در استفاده از اصطلاحات millennialism، millenarianism، یا chiliasm باید به شرایطی قائل شد. هریک از این اصطلاحات برگرفته از واژه هایی برای عدد هزار در لاتین milleni یا یونانی chilioi، هستند و بر مفهوم به کار رفته در فصل بیستم از کتاب مکاشفه یوحنای قدیس که حکومت هزار ساله عیسای مسیح بر روی زمین را پیش بینی می کند، دلالت دارند و نباید در بافت اسلامی به کار روند، اما به لحاظ امید به تشکیل جامعه ای آرمانی در آینده، می توان از این اصطلاحات برای بیان عقاید مسلمانان استفاده کرد. در واقع صد ساله گرایی اصطلاح دقیقتری خواهد بود، زیرا سنت ظهور یک مجدد در هر قرن طنین بیشتری در میان مسلمانان دارد. » (همان: ۳۳۱)مؤلف مقاله، به این نکته دقت داشته است که در مورد هزاره گرایی دو معنای عام و خاص استعمال می شود و معنای خاص آن در مورد اسلام کارایی نداشته بلکه معنای عام آن را می توان در مورد اسلام بکار برد. اما در مورد اصطلاح پیشنهادی برای اسلام، یعنی «صد ساله گرایی»، دقت لازم را بکار نبرده است. او در این مورد روایتی از اهل سنت را مد نظر قرار داده است که دارای اشکال است. نویسنده در جای دیگری از مقاله، در مورد اصطلاح «صد ساله گرایی»، چنین بیان می کند:

« سنی ها ظهور او را بیشتر به بازگشت مجدد مسیح ارتباط داده اند و بر آن بوده اند که نقش او را با نقش مجدد، که در برخی احادیث وعده داده شده هر قرن ظهور می کند و ساختار جامعه اسلامی را تجدید می کند، یکی بدانند. » (R.Furnish, 332 – 333)ظاهرا فرنیش حدیث زیر را مدنظر داشته است: «فَسَمِعْتُ الْأُسْتَاذَ أَبَا الْوَلِیدِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ، یقُولُ: کنْتُ فِی مَجْلِسِ أَبِی الْعَبَّاسِ بْنِ شُرَیحٍ إِذْ قَامَ إِلَیهِ شَیخٌ یمْدَحُهُ، فَسَمِعْتُهُ یقُولُ: حَدَّثَنَا أَبُو الطَّاهِرِ الْخَوْلَانِی، ثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَهْبٍ، أَخْبَرَنِی سَعِیدُ بْنُ أَبِی أَیوبَ، عَنْ شَرَاحِیلَ بْنِ یزِیدَ، عَنْ أَبِی عَلْقَمَهَ، عَنْ أَبِی هُرَیرَهَ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ یبْعَثُ عَلَی رَأْسِ کلِّ مِائَهِ سَنَهٍ مَنْ یجَدِّدُ لَهَا دِینَهَا»»؛ «رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: «خداوند در هر صد سال کسی را برای این امت برمی انگیزد که دینشان را براساس رویدادهای نوین بیان کند».»(سجستانی، ۱۰۹)در بررسی این حدیث شهید مطهری بیان می کند: هر چند این حدیث توسط برخی از علمای شیعه مورد بحث واقع شده است، اما این حدیث در طرق شیعه وجود ندارد. ملاهاشم خراسانی در اثر خود، منتخب التواریخ، این حدیث را از مستدرک الوسائل نوری نقل کرده است، البته به نقل از ایشان، خود صاحب مستدرک الوسائل هم از یکی از کتب اهل تسنن نقل کرده است. علاوه براین شهید مطهری، به سند حدیث از آن جهت که راوی آن، ابوهریره، است، اشکال وارد می کنند؛ چون ابوهریره وَضّاع و کذّاب معروف، است. در کنار اشکال سندی مطرح شده، حدیث از لحاظ تطبیق متن و مضمون هم دارای اشکال است، چرا که با تاریخ جور در نمی آید. یعنی اینکه اولا برخی از افرادی که بعنوان مجدد دین معرفی شده اند، با اول قرنها درست در نمی آیند؛ ثانیا نامی از برخی از افرادی که اثر گذاری زیادی در احیای دین داشته اند، به میان نیامده است. (مطهری، ۱۳۶۹، ۴۹۷ ـ ۴۹۵) از سوی دیگر بر فرض پذیرش این حدیث، هیچ رابطه بین این دو اصطلاح وجود ندارد، چرا که اصطلاح هزاره گرایی برای کتاب مقدس است و معنای آن روشن است و باور به مجدد نیز معنای روشن خود را دارد. بنابراین چون این دو اصطلاح معادل هم نیستند، فرنیش دراین مورد دچار تطبیق نادرست و یکسویه شده است. شاید فرنیش برای اولین بار با حدیث مورد بحث یا عقیده «صد ساله گرایی»، در منابع دست دوم مواجه شده باشد ولی لازمه تحقیق دقیق، در کنار تسلط ایشان بر زبان عربی ایجاب می کرد به منابع دست اول مراجعه و صحت و درستی این عقیده و حدیث را بررسی می نمود.

۲. ۲. گزینشی عمل کردن

مؤلف علاوه بر تطبیق بین ادیان، بین مذاهب دین اسلام، شیعه و اهل سنت، نیز تطبیقی ارائه داده است. در تطبیق بین شیعه و اهل سنت، تمرکز او بیشتر بر عقاید اهل سنت بوده است و در مورد مذهب شیعه گزینشی عمل کرده است، بطوری که عقایدی مبهم از شیعه و آن هم بدون سند ارائه داده است.

حسن نیا در مورد روش تطبیقی بیان می کند که یکی از گونه های روش تطبیقی که خاورشناسان بکار می گیرند، تطبیق بین شیعه و اهل سنت است که آنها در حوزه مقایسه با میراث اهل سنت تلاش دارند که همیشه شیعه را وامدار اهل سنت نشان دهند. یعنی سعی می کنند یک مضمون یا محتوا را در میراث شیعه ردیابی کنند و آن را در پیشینه روایات اهل سنت نشان دهند تا بگویند شیعه در این زمینه کاملا مقلدانه از آن اخذ کرده است. (راد و حسن نیا، ۱۳۹۴)در تطبیق بین شیعه و اهل سنت، فرنیش، عقاید اهل سنت را همان عقاید اسلام معرفی می کند. از طرفی در بیان عقاید شیعه بصورت گزینشی و البته بدون ارجاع به سندی عمل کرده است. مثلا او در بیان تفاوت مهدویت شیعی با اهل سنت، بصورت گزینشی یکی از تفاوت ها را مسأله غیبت ایشان معرفی کرده است، در ادامه دلیل این غیبت هم بصورت گزینشی دلیل این غیبت را اختلاف سیاسی شیعه و اهل سنت، قلمداد می کند. در صورتی که فلسفه غیبت حضرت مهدی(علیه السلام )، طبق روایات اهل بیت(علیهم السلام)، را می توان سرّی از اسرار الهی(مجلسی، بی تا، ۵۱/ ۷۳)، ترس از قتل(همان، ۵۲/ ۹۰ ؛ ابن بابویه، ۱۳۸۵، ۱ / ۲۴۳ )، غربال انسانهای صالح از گمراه و دانا از نادان(نعمانی، ۱۳۹۷، ۲۰۲) و نیز بدلیل ستم پیشه بودن خلق و زیاده روی آنان در ستم (همان، ۲۰۳ )؛ و در نهایت آزمایش الهی(همان، ۲۴۳) بیان کرد؛ ولی همانطور که بیان شد، مؤلف در این مورد بصورت گزینشی عمل کرده است.

۲. ۳. عقیده اقتباس خاستگاه عقاید اسلامی از دیگر ادیان

از زمان تشکیل ابتدایی ترین جوامع، بشر همواره در درون خویش بدنبال جامعه ای آرمانی و آن شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعه ای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگ های مختلف، با نگرش های گوناگون و به صورت های متنوعی معرفی شده است. درست است این موعود با نگرش های گوناگون معرفی شده است اما لازم است به این نک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *