تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان با 26 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید قرآنی و خدمت به رزمندگان :

تنها سال داشت که راهی جبهه شد، می گفت: اگر بتوانم یک لیوان آب هم بدست رزمنده ای بدهم برای من کافی است، پس از شهادت، رهبر معظم انقلاب به منزلشان رفت و گفت: وصیت نامه شهید پورزرگری را خواندم و منقلب شدم.

شهید حمیدرضا پورزرگری از شهدای قرآنی است که با حضور در جلسات مختلف از جمله جلسه استاد سیدمحسن موسوی بلده در محضر قرآن شاگردی می کرد و هنوز هم در این جلسه قرآن یاد و خاطره شهید پورزرگری را زنده نگه داشته اند. او برادر محمدرضا پورزرگری قاری بین المللی قرآن کریم است که در سال های نوجوانی با هم راه قرآن کریم را در پیش گرفتند.

شهید حمیدرضا پورزرگری متولد اولین روز سال در تهران است. از کودکی با تشویق خانواده و به همراه برادرش در هیأت محبان العباس، مسجد سادات اخوی و بسیج خیابان ایران فعالیت داشت.

حضور در جبهه به محض رسیدن به سالگی

از همان سال های آغاز جنگ دغدغه دفاع از کشور را داشت و از آنجایی که به دلیل سن کم امکان حضورش در جبهه فراهم نبود، اما به عنوان بسیجی در زمینه جمع آوری کمک برای رزمندگان فعالیت می کرد؛ تا اینکه سال به محض اینکه سالش تمام شد، عزم رفتن به میدان کرد. در منطقه به عنوان مسئول تدارکات به رزمندگان خدمت می کرد و همین را بزرگ ترین افتخار می دانست.

اگر بتوانم یک لیوان آب هم به دست رزمنده ای بدهم، برای من کافی است

مادرش درباره حضور حمیدرضا در منطقه می گوید: در سال های جنگ، مدام به فکر رفتن به منطقه بود؛ تا اینکه بالاخره توانست اعزام شود. هنگامی که در اولین مرخصی به منزل آمد به او گفتم: پسرم! کافی است؛ دیگر به جبهه نرو، اما حمیدرضا در پاسخ من گفت: مادر جان! اگر بتوانم یک لیوان آب هم به دست رزمنده ای بدهم، برای من کافی است. پس اجازه بده بروم.

محمدرضا پورزرگری برادر شهید حمیدرضا پورزرگری درباره برادر شهیدش می گوید: حمید رضا نوجوانی پرشور، مذهبی و فعال در مسجد و هیأت بود. ما صبح های جمعه با هم به جلسه دارالتحفیظ استاد «سیدمحسن موسوی بلده» می رفتیم.

خدمت به رزمندگان و فعالیت به عنوان مسئول تدارکات

برادرم از طریق گردان «حبیب بن مظاهر» به جبهه اعزام شد و در آن زمان قصد شرکت در عملیات والفجر را داشت که قرار بود در منطقه شاخ شمیران شرق حلبچه برگزار شود، اما به دلیل سن کم، مسئولان مانع حضور وی در عملیات شدند، ولی حمید به تهران بازنگشت و در تدارکات ماند و به رزمندگان خدمت می کرد.

حمیدرضا دیگر برنمی گردد

او ادامه می دهد: حمیدرضا در اولین مرخصی که به منزل آمده بود، چهره برافروخته ای داشت و نورانیت خاصی در صورت او بود؛ حتی نماز خواندن و شیوه عبادت و راز و نیاز او فرق کرده بود. من دوستان زیادی داشتم که قبل از شهادت همین تغییرات را داشتند، حتی به مادرم گفتم حمید رضا دیگر از جبهه باز نمی گردد. اگر می خواهید جلوی او را بگیرید این آخرین فرصت است.

سال خانواده به مشهد می روند تا سال را در جوار امام رئوف تحویل کنند. یکی از دوستان در تماسی خبر شهادت حمیدرضا را به آنها می دهد. گویا یک هواپیمای جنگنده عراقی به کاروانی که ادوات نظامی و وسایل مورد نیاز رزمندگان را به خط می برده، حمله کرده و تعداد زیادی از این عزیزان از جمله حمیدرضا را به شهادت می رساند.

برادرش درباره شهادت حمیدرضا می گوید: با شنیدن خبر شهادت حمید فورا از مشهد به تهران برگشتم و متوجه شدم پیکر این شهید عزیز به شدت آسیب دیده و حتی بخشی از پیکر هنوز بازنگشته است. همه تلاشم را کردم تا به پدر و مادرم با پیکر متلاشی حمیدرضا روبرو نشوند.

پدری که حسرت دیدار فرزند بر دلش ماند

هنگام خاکسپاری حمیدرضا مرحوم پدرم مدام درخواست می کرد که به او اجازه دهیم بار دیگر چهره فرزندش را ببیند، اما خاکسپاری را سریع انجام دادیم. همیشه پدرم طی حدود سال پس از شهادت حمیدرضا افسوس می خورد که نتوانست یک بار دیگر چهره فرزندش را ببیند.

شهیدی که پیکرش بار دفن شد

او دنباله حرفش را این طور می گیرد: چند وقت پس از خاکسپاری حمیدرضا با ما تماس گرفتند که بخش دیگری از پیکر او پیدا شده است. با دفتر ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *