تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج شامل 107 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آسیب های علمی و غیر علمی درس خارج :

اگر بخواهیم طلبه را برای درس خارج اصول آماده کنیم، باید او را به شناخت خوبی از قواعد و مهارت در کاربرد آن قاعده ها در نمونه هایی از بحث های فقهی برسانیم. در وضع موجود در درس خارج حرف هایی زده می شود که اصلاً در کتاب های سطح نبوده است. مثلاً نظریه شهید صدر، نظریه مرحوم عراقی یا نظریه مرحوم نایینی مطرح می شود که در رسائل و کفایه، حرفی از آن ها نیست. این مسئله به عهده متن آموزشی است.

اگر درس خارج بخواهد به وضعیت مطلوب برسد، باید آن را مرحله بندی کرد. برای طلبه ای که سال اول است، چه چیزهایی را باید در نظر گرفت. لازم نیست از ابتدا آرا و نظریات مختلف را برای طلبه بگوییم، بلکه گام اول این است که یاد بگیرد چگونه باید روایات را پیدا کند. چطور روایت ها را دسته بندی کند و بعد از دسته بندی، چگونه آن ها را جمع بندی کند. گام دوم؛ چگونه باید از تقریرها استفاده کند. مثلاً چگونه از «مستمسک» مرحوم حکیم یا کتابی مثل «جامع المدارک» می توان استفاده کرد؟ یک مرحله رفع کردن مشکل طلبه در مورد این کتب سهل و دشوار است که بتواند اقوال را بفهمد و سپس بتواند آن ها را برای خودش جمع بندی کند و مرحله بعد چطور روزنه ها را بیابد که بتواند وارد شود و نقد کند.

ارتباط مرحله سطح، درس خارج و اجتهاد، و جایگاه آنها

برای پرداختن به هدف درس خارج باید از این سؤال شروع کنیم که هدف حوزه چیست؟ آن چه در حوزه بر آن بیشتر تأکید می شود و تلاش ها و فعالیت های آموزشی حوزه حول آن محور می چرخد، تربیت کسانی است که توان مندی استنباط و اجتهاد را داشته باشند. این هدفی است که در شکل سنتی حوزه موجود است. برای رسیدن به این توان مندی، مراحلی تعریف شده است. مرحله اول، مقدمات است که هدف آن، دست یابی به ابزارهای مقدماتی، مثل ادبیات، منطق و اطلاعات پیش زمینه ای برای ورود به بحث فقه و اصول است. مرحله دوم، سطح است که هدف آن، در دو محور اصلی فقه و اصول تعریف می شود. در اصول، هدف شناخت قواعد اصولی و نظریه های موجود در این قواعد و هم چنین شناخت روش های استدلال و خاستگاه های این قواعد است. در مرحله بالاتر، هدف از آموزش اصول، مهارت به کارگیری قواعد اصولی است؛ یعنی طلبه بعد از شناخت قاعده ها باید بتواند آن ها را به کار ببندد. همان طور که در بحث مقدمات که طلبه صرف و نحو را به شکل نظری یاد می گیرد، باید بتواند قواعد آن را به کار ببندد و بر اساس آن، متنی را بخواند یا ترجمه کند. در اصول هم بعد از شناخت قواعد باید بتواند آن ها را در نمونه های واقعی به کار بگیرد که در فقه مطرح است.

هدف بحث فقه نیز در دوره سطح، آشنایی با شیوه های استدلال فقهی و شیوه جمع آوری، بررسی و جمع بندی ادله است. هدف دیگر، آشنایی با شیوه های نقد استدلال ها و روش هاست و آن چه طلبه باید از خواندن کتاب هایی مثل لمعه و مکاسب، به دست آورد، همین مطلب است. با در نظر گرفتن این اهداف و فاصله آن با توان استنباط و اجتهاد از منابع، جایگاه درس خارج روشن می شود؛ یعنی کسی که مرحله مقدمات و سطح را می گذراند و به اهداف آن رسیده است، وارد درس خارج می شود تا سه مرحله طی شود: مرحله اول، فهم آرا و اقوالی که در مسئله ای مطرح شده است؛ مرحله دوم، نقد و بررسی اقوال و استدلال ها و در نهایت، مرحله سوم، برگزیدن مبنایی.

اگر طلبه در درس خارج به خوبی پیش برود، یک اتفاق دیگر هم برای طلبه مستعد رخ می دهد و آن، نظریه پردازی در عرصه فقهی یا اصولی است که با برگزیدن مبنا تفاوت دارد. برگزیدن مبنا؛ یعنی انتخاب مبنایی از میان مبانی موجود، اما وقتی مجتهدی توان مند در عرصه اصول یا فقه خوب کار کند، می تواند فراتر از مبانی موجود، دست به نظریه پردازی بزند. چه در عرصه مسائلی که سابقه تاریخی دارد و بارها مطرح شده است و چه در پاسخ به مسائل جدیدی که فراروی او قرار می گیرند.

در عرصه فقه، طلبه ای که در دوره سطح، شیوه ها را آموخته، باید به توان مندی جمع آوری، بررسی و جمع بندی ادلّه، و هم چنین به توان مندی نقد و ارزیابی آرا و استنادات آن ها برسد. پس اگر این دو مرحله را با هم ببینیم، طبق اهداف آموزش، مرحله آشنایی و شناخت در دوره سطح اتفاق می افتد و مرحله توان مندی، به خصوص در بحث فقه باید در دوره خارج اتفاق بیفتد.

معنای دقیق نظریه پردازی

یعنی نوآوری و ابداع چیزی که پیش از آن نبوده است. به تعبیر دیگر، تولید علم است. ممکن است یک اصولی در مواجهه با مسئله ای، به نقد و بررسی آرا طرح شده بپردازد و در نهایت، به این نتیجه برسد که یکی از این آرا و مبانی، بهتر از دیگری است و آن را اتخاذ کند، اما گاهی طرحی نو مطرح می کند و پاسخی جدید به مسئله می دهد که به این نظریه پردازی می گویند. با توجه به این که فقیه برای استنباط چه سیری را طی می کند، این سطوح را می توان هم در فقه و هم در اصول تعریف کرد. اولاً باید در استنباط اصولی بتواند درست آرا و نظریات دیگران را دریابد. بعد از آن باید بتواند آن ها را با هم مقایسه کند و به این ارزیابی برسد که این سطحی بالاتر است. بعد از این باید بتواند خودش آن ها را نقد بزند که این سطح دیگری از کار است که البته این سطح بندی در فضای آموزشی کنونی حوزه وجود ندارد. در درس های خارج، کسی که سال اول وارد می شود، با کسی که پانزده سال است که درس خارج می خواند، یک جا و سر یک درس می نشیند. این که می گویم سطوح مختلفی دارد، بایسته ها و کارهایی است که باید برای آن برنامه ریزی شود. پس با مشخص شدن هدف آموزش حوزه ـ که حصول توان استنباط در عرصه فقه و اصول است ـ این هدف را به موردهایی تقسیم می کنیم که مقدمه هستند و در دوره مقدمات باید اتفاق بیفتد و چیزهایی که در مرحله شناخت و آشنایی هستند و باید در مرحله سطح اتفاق بیفتد. در این میان، آن چه می ماند، به دوره خارج مربوط می شود. البته همه این مطالب به وضعیت موجود مربوط است که درس فقه و اصول ما به شکل سنتی تعریف شده و محور آموزش های حوزوی ماست، اما خود این شیوه سنتی آسیب هایی به دنبال دارد که اگر بخواهیم از آن جلوگیری کنیم، باید تعریف دیگری بر اساس نیاز جامعه و منابع دینی مان ارائه دهیم و اهداف را به شکل دیگری تعریف کنیم.

اهداف حوزه آموزش حوزه

باید اهداف آموزش حوزه را به شکل دیگری، تعریف و برای رسیدن به آن اهداف، آموزش خود را نیز به شکل دیگری برنامه ریزی کنیم تا هم بتوانیم متناسب با نیازهای جامعه پیش برویم و هم این که حرکت ما به منابع وحیانی، مستند باشد. اگر به نیازهای جامعه و مردم توجه کنیم، نیازهایی فراوانی هستند که امروز در جامعه هست و حوزه باید پاسخ گوی این نیازها باشد؛ از نیازهای تبلیغی، تربیتی و مدیریتی گرفته تا نیازهای علمی و اجتهادی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و…اگر بخواهیم هدفمان را بر اساس این نیازها تعریف کنیم، باید توان مندی هایی را یافت که بتواند پاسخ گوی این نیازها باشد و نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مورد نظر اسلام را استخراج کند و پاسخ گوی مسائل سیاسی و اجتماعی جدید باشد. ما با این سیر و هدف و اجتهاد محدود در عرصه فقه مرسومی که الآن داریم، نمی توانیم به نیازها پاسخ بدهیم. پاسخ گویی، زمانی حاصل می شود که بر اساس نیازسنجی، اهداف را به دست آوریم.

تعریف اجتهاد

عرصه های جدیدی به اجتهاد اضافه می شود؛ یعنی اگر تا به حال فقط در عرصه اجتهاد پاسخ گوی مسائل فقهی، آن هم در محدوده مسائلی بوده ایم که در کتب فقهی آمده است، با این نگاه که برخاسته از نیاز جامعه است، علاوه بر این ها، به مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه و…نیز باید پاسخ بدهیم. باید الگویی برای حرکت جامعه ارائه دهیم. باید پاسخ دهیم که مدیریت اقتصادی جامعه در مواجهه با مسائل مختلف چگونه باید موضع گیری کند که این موضع گیری، مستند به دین و برخاسته از منابع دینی باشد. علاوه بر این، در عرصه های دیگری مثل اخلاق و اعتقادات نیز که نیاز جامعه است، باید با استناد به منابع دینی، پاسخ گو باشیم. این مطلب، مستلزم این است که ما فقه را در عرصه های دیگر هم وارد کنیم. مخصوصاً با توجه به مباحثی که از بیرون دین به جامعه عرضه می شود و اگر دین، داعیه هدایت مردم را دارد، باید در این عرصه هم فعال باشد و نظرش را ارائه دهد.

آیا لزوماً عرصه اخلاق باید دست فقیه باشد یا این که می تواند مجتهد خاص خودش را داشته باشد. ممکن است مجتهد خاص خودش را داشته باشد، اما عرض من این است که این امر باید به یک هدف از اهداف آموزشی حوزه تبدیل شود.

در واقع، درس خارج، آموزش خاص خودش را می طلبد.

از ابتدا تا درس خارج، آموزش خاص خودش را می طلبد. وقتی به سراغ محور دوم، یعنی منابع دینی می آییم، مسئله روشن تر می شود. آن چه در منابع دینی مطرح است، تفقه در دین است، نه تفقه در مسائل فقهی مرسوم و نه تنها پاسخ گویی به حکم این که چگونه نماز را بخوانیم و…. با توجه به این که یک بخش دین، اخلاق است، یک بخش آن اعتقادات و بخشی از آن نظامات اجتماعی و اقتصادی است. از این رو، تفقه در دین شامل همه این عرصه ها می شود. پس اگر ما بخواهیم بر اساس ضرورتی که پیش آمده است، از روند سنتی فاصله بگیریم ـ البته نه این که فقه سنتی را کنار بگذاریم، بلکه آن را مطابق نیازهای جامعه به عرصه های دیگر هم توسعه دهیم ـ به ناچار باید اهداف را به استناد نیازها و منابع دینی، بازنگری و بازتعریف کنیم و بر اساس آن اهداف، برنامه ریزی آموزشی جدیدی داشته باشیم.

امروزه یک بخش از آسیب هایی که طلاب و در مرحله بعد، حوزه و در ادامه، اجتماع، گرفتارش است، به این دلیل است که آن چه در حوزه، محور فعالیت و کار و تلاش قرار می گیرد، با نیاز جامعه فاصله دارد یا در اندازه نیاز جامعه نیست. یعنی بخشی از نیازها را گرفته است و به بخش های دیگر جواب گو نیست و این، شروع یک آسیب است. طلبه ای که این آسیب را به همراه دارد، وقتی وارد جامعه می شود و نمی تواند کارآیی داشته باشد، دچار یک سری آسیب های روانی نیز می شود. مثلاً انگیزه اش را از دست می دهد. وقتی دانشجویی در رشته ای درس می خواند که مستقیماً کارآیی آن در جامعه معلوم است، انگیزه بالایی به دست می آورد، ولی طلبه ای که می بیند باید ده سال فقط دوره سطح را بگذراند و بعد ده ـ پانزده سال هم دوره خارج را بگذراند، در حالی که آن چه در این جا گفت وگو می کند، اثر مستقیمی در جامعه ندارد، دچار افت انگیزه و در ادامه راه، خسته و دل زده می شود و همین طور ادامه می یابد تا به افسردگی یا روزمرگی و گرفتاری های دیگر دچار می شود. آسیب دیگری که به دنبال دارد، این است که این طلبه با این که آموزش لازم و متناسب با نیاز جامعه را ندیده و مهارت های لازم برای برطرف کردن نیازها را به دست نیاورده است، ولی وقتی در عمل، با نیازها مواجه می شود، چاره ای نمی بیند جز این که جواب بدهد. از این رو، جایگاه هایی را اشغال می کند که توان مندی های لازمش را ندارد و این امر به جایگاه حوزه و روحانیت آسیب وارد می کند.

به طور کلی، اگر بخواهیم آسیب ها را از نگاه خاستگاه های آن تقسیم بندی کنیم، یکی از خاستگاه ها، فاصله داشتن مباحث و آموزش های موجود از نیازهای جامعه است. خاستگاه دیگر آسیب ها این است که طلبه در این روال آموزشی، در مرحله سطح به اهداف آن مرحله دست نیافته است و بدون شناخت ها و مهارت های لازم و بدون این که مقدمات و توان مندی های را داشته باشد، وارد درس خارج می شود. به دست نیاوردن توان مندی ها، دارای چند ریشه است: اول، متون آموزشی؛ دوم، شیوه آموزشی و سوم، کم کاری طلبه ها، ولی مسئله اساسی همان دو مورد اول است؛ یعنی آموزش ما آموزشی نیست که طلبه را برای درس خارج آماده کند. مثلاً اگر بخواهیم طلبه را برای درس خارج اصول آماده کنیم، باید او را به شناخت خوبی از قواعد و مهارت در کاربرد آن قاعده ها در نمونه هایی از بحث های فقهی برسانیم. در وضع موجود در درس خارج حرف هایی زده می شود که اصلاً در کتاب های سطح نبوده است. مثلاً نظریه شهید صدر، نظریه مرحوم عراقی یا نظریه مرحوم نایینی مطرح می شود که در رسائل و کفایه، حرفی از آن ها نیست. این مسئله به عهده متن آموزشی است.

حال این سؤال پیش می آید که چگونه باید دروس سطح مطلوب باشند؟ درس سطح مطلوب، درسی است که بتواند آن چه را از دانش فقه و اصول تا به حال به آن رسیده است، به طلبه ارائه دهد و علاوه بر ارائه دادن به شکل نظری، کاربرد آن را هم به طلبه آموزش دهد. اگر طلبه با این توان مندی وارد درس خارج شود، چندان با مشکل مواجه نخواهد شد. یک بخش دیگر، شیوه آموزش است؛ زیرا اگر یک متن خوب هم داشته باشیم که همه ویژگی ها را داشته باشد، ولی فرضاً استاد بیشتر وقتش را روی متن از نظر عبارت خوانی و مشکلات عبارت بگذراند یا این که آموزش، به شیوه آموزش فعال و تعامل بین استاد و طلبه نباشد؛ طلبه کتابی را می خواند و امتحان می دهد و نمره هم می گیرد، ولی معلوم نیست چه مقدار از مهارت ها را به دست می آورد. منشأ دیگری که آسیب ها از آن برمی خیزد، شیوه درس خارج است. شیوه درس خارج، شیوه ای است که طلبه نمی تواند خوب بهره ببرد و ابهام های خود را رفع کند.

خصوصیات شیوه درس خارج

شیوه درس خارج موجود این است که استادی برای این که نظر خودش را توضیح بدهد، نظریات موجود را مطرح و آن ها را نقد می کند و بعد ادله را بررسی می کند و در نهایت، با ارزیابی ها و نقد و بررسی هایی که انجام می دهد، به ارائه نظر خودش می رسد. طلبه در کلاس چکاره است؟ نقش شنونده یا نویسنده را دارد؟ در خیلی از موارد، اگر خوب بتواند بنویسد، تنها کاری که کرده، این است که یک تقریر به تقاریر اضافه کرده است.

الان این شیوه در حوزه علمیه قم مطرح است و من از این شیوه موجود صحبت می کنم. این شیوه، آسیب هایی دارد. نکته اساسی در درس خارج این است که خود طلبه، فعالیتی را شروع کند و استاد در کنار این که نظرش را ارائه می دهد، طلبه را در این سیر، هدایت و راهبری کند و نقطه ضعف هایش را مشخص و بر روی آن ها کار کند تا طلبه بتواند به نتیجه برسد، ولی طلبه ای که در این روند قرار نگیرد، به یک مستمع تبدیل می شود. البته اگر طلبه باهوش و فعالی باشد، می تواند به نتیجه هایی برسد، اما راهی را که می توانسته در پنج سال بپیماید، باید در ده ـ پانزده سال طی کند.

بنابراین، خاستگاه های آسیب ها عبارتند از: یک، فاصله آموزش حوزه با نیازها؛ دوم، فراهم نشدن مهارت های پیش نیاز درس خارج در دوره سطح و سوم، شیوه های ناکارآمد درس خارج. منشأ چهارم هم مشکلات جنبی طلبه است، از قبیل مشکلات فکری و معرفتی طلبه نسبت به حوزه و اهداف حوزه و برنامه آن.

نبود برنامه هدایت تحصیلی

طلبه های ما دارای مشکل برنامه ریزی و مشکل معیشت هستند و در کنار همه این ها کسی را ندارند که حتی بتوانند با او مشورت کنند. کسی که بتوانند با او ارتباط داشته باشند که آن ها را بپذیرد و برایشان وقت بگذارد. این چهار مورد، خاستگاه آسیب های حوزه است. گاهی این آسیب ها، آسیب های علمی است، مثل این که طلبه جوان در بهترین سال های عمرش، حتی آن کسی که پرتلاش و باانگیزه است، وقتش را می گذارد، ولی حجم وقتی که می گذارد، با حاصلی که به دست می آورد، متناسب نیست. آسیب دیگر این است که طلبه به ناچار برای رسیدن به یک هدف پایه ای که برای ورود به عرصه های دیگر هم لازم است، زمان بیش از حدّی هزینه کند؛ مثلاً دو یا سه برابر آن چه لازم است. فرصت ها را برای پر کردن کاستی های دیگر از دست می دهد و در نتیجه، نمی تواند آن طور که باید، نقش خود را ایفا کند. از طرفی، این طلبه، دوره ای را گذرانده و به سنی رسیده که فرصت های طلایی درس خواندن و کار علمی کردن را پشت سر گذاشته است و حالا می خواهد به عنوان استاد حوزه و دانشگاه، مسئول، امام جمعه یا مبلّغ، وارد عرصه اجتماعی شود. او با همین کاستی ها وارد جامعه می شود که مجموعه آسیب هایی را در جامعه به وجود می آورد و آسیب هایی را نیز برای جایگاه حوزه در اجتماع به دنبال خواهد داشت. از نظر روحی و روانی هم آن چه زیاد دیده می شود، افت انگیزه و بی انگیزگی است.

می بینیم طلبه ای در پایه های یک تا شش که تحت پوشش آموزش بوده، با انگیزه درس می خوانده و نمراتش هم خیلی خوب بوده، ولی وقتی این دوره را تمام کرده است و به دوره درس آزاد می آید، به دلیل این که آن الزامات وجود ندارد و یک مقدار رها شده است، اف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *