توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله شامل 25 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرمانده شجاع و دلاور ۲۲ ساله :
دهم اردیبهشت ماه سالگرد شهادت محسن وزوایی است. همان دانشجوی انقلابی که مصاحبه هایش در مورد دانشجویان پیرو خط امام با صلابتی که در سیمایش بود، در رسانه های غربی بازتاب داده می شد. او وقتی شهید شد فقط ۲۲ سال سن داشت اما دلاوری های زیادی را در کارنامه رزمندگی اش ثبت کرده بود. فرماندهی گردان “حبیب بن مظاهر” و تیپ تازه تأسیس “محمد رسول اللّه(ص)” و فرماندهی “تیپ ۱۰ سیدالشهداء” و…به نام محسن وزوایی خوش درخشید.
کتاب «ققنوس فاتح» فصل شهادت او را اینگونه نگاشته است: «محسن تمام قد ایستاده بر روی جاده بر سر نیروهایی که بدون کمترین سنگر و جان پناهی هنوز در غرب جاده می جنگیدند فریاد می زد طوری که دیگر صدایش هم گرفته بود. او براشفته می گفت: “برادرها! بیایید پشت جاده؛ لااقل از روبرو کمتر اذیت می شوید.” عباس شعف، خود را به محسن رسانده و او را در آغوش کشید آن دو لحظاتی در ان جهنم آتش و دود در آغوش هم آرام گرفتند. هنوز چند قدمی از هم دور نشده بودند که ناگهان انفجار مهیبی در نزدیکی محسن رخ داد و بعد… هنگامی که عباس بالای سر محسن رسید، او را دید که به همراه معاون دومش حسین تقوی منش و بیسیم چی شان به شهادت رسیده اند. سپس با ملایمت چفیه سیاه رنگ دور گردن محسن را باز کرد و با همان صورت خاک آلود، دوست و برادر شهیدش را پوشاند. گوشی بی سیم را به دست گرفت: ” احمد..احمد..شعف”؛ متوسلیان: “شعف! احمد… به گوشم.” شعف: “حاج آقا خوب گوش کن…آتیش سنگین…(محور عملیاتی) محرم بی علمدار شد…آقا محسن…آقا محسن…”شعف دیگر نای صحبت کردن نداشت و احمد متوسلیان آنچه را که می بایست بشنود، شنیده بود».
وصیت نامه این شهید بزرگوار که شاید جنس متفاوتی داشته باشد را در ادامه خواهید خواند. امام راحل درباره وصیت نامه شهدا می فرمود: «این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند(را) مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند؛ یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید.»
وصیت نامه شهید محسن وزوایی:
بسم الله الرحمن الرحیم
ما ترس از شهادت نداریم و این تنها آرزوی ماست در این جبهه ها خداوند را مشاهده می کنیم که چگونه ملتمسانه به کمک رزمندگان اسلام می شتابد و آنها را نصرت می دهد و به مصداق آیه شریفه که می فرماید: کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره را می بینیم که تعداد محدود لشکریان سپاه اعم از سپاه و ارتش و نیروهای مردمی بر تعداد کثیری از نیروهای دشمن غلبه می نماید.
بیاد دارم در عملیات بازی دراز در قسمتی از عملیات مقداد ما نفر بودیم و بر نفر غلبه پیدا نمودیم. در جبهه ها چنان روحیه ایمان و ایثار مفهوم پیدا می کند که گویی اصلا قابل تصور نیست هنگامی که در قسمتی از عملیات صحبت از داوطلب شهادت می شود دعوا بین برادران می افتد. اینها ارزش هایی است که ملت الله ارزانی بشریت داشته است.
حقیر بزرگ ترین افتخار خودم را عبودیت به در گاه احدیت می دانم. می خواهم بگویم ای عازمان و ای عاشقان لقاء الله، ای مخلصین اخلاق و ای کسانی که مشغول ریاضت کشیدن جهت نزدیکی به درگاه خدا هستید، بیایید تا ببینید در جبهه ها چگونه برادران شما به آن درجه از نزدیکی به درگاه خداوند رسیده اند که نوجوان تازه داماد پس از ساعت که از عروسیش می گذرد در جبهه حاضر می شود؛ آخر در کدامین مکتب چنین ارزش هایی را سراغ دارید؟
خدا را شاهد می گیریم هنگامی که در شهریور در سر پل ذهاب به واسطه اصابت گلوله تانک زخمی شده بودم، خون زیادی از بدنم رفته بود؛ وقتی به کمک الهی نجات پیدا کردم، در بیمارستان زجر زیادی می بردم؛ آنگونه که شاید قابل تصور نباشد به طوری که در یک شب ده عدد والیوم به من تزریق شد تا کمی آرام گرفتم اما هنگامی که درد می کشیدم در عین زجر بدنی، از لحاظ معنوی و روحی لذت می بردم. حس می کردم که بار دوشم سبک می شود و هنگامی که شخص پرستار مراقب من، به مسخره می گف
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.