توضیحات
فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه، محتوای خود را در قالب 72 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داوطلبی و کار جهادی در غسالخانه :
میهمان پیش قراول میزبان شده ایم. به سالن حوزه علمیه ای دعوت می شویم. اینجا خبری از صندلی های نرم و راحت تاشوی مخمل، چراغ های نئون و هالوژن و سن و تریبون نیست. اینجا خالی تر از هر خلوتی است که تا به حال دیده ایم. درست مثل قلوب مومنین. همان ها که کاتب نهج البلاغه نشانی شان را این طور می دهد که دل های شان از دنیا و ما فیها خالی است و خشنودی الهی سرلوحه اعمال کوچک و بزرگ شان است.کف سالن با موکت فرش شده و روی دیوار به نشان ارادت و دلتنگی چند عکس پرینت گرفته بی قاب از چهره شهیدان مقاومت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس به چشم می آید. طلاب جهادی که از راه می رسند بی حرف و با فاصله از ما می نشینند و به دیوار تکیه می دهند. عبا و قبا های ساده شان چروک برداشته است و عمامه هیچ کدام شان تازه بسته نمی زند. نگاه تیز و عطشی برای حرف زدن ندارند. چشم به زیر انداخته اند. پیداست باید با منقاش از دهان شان حرف بکشیم. می دانیم دم به دم این سکوت متواضعانه بدهیم همین اول کاری قافیه را باخته ایم. با همه این حرف ها اما روحیه طلبگی سرزنده شان با اولین سوال های مان مجال بروز پیدا می کند و تا آخر این همنشینی کوتاه همه چیز ساده و صمیمی و بی تکلف پیش می رود.
بی خبری والدین
انگار نه انگار نزدیک به یک ماه و نیم می شود که رنگ خانه و خانواده را ندیده اند. سوال اول مان خیلی منتظر جواب نمی ماند. می پرسیم خانواده کدام تان می دانند که داوطلب غسل دادن اموات مبتلا به کرونا شده اید؟ همه مان به جواب کوتاه حجت الاسلام ظهیری می خندیم. می گوید: خانواده من که نمی دانند. اگر بدانند همین جا اعدامم می کنند. مادرم هر روز تماس می گیرد و می گوید اگر نزدیک بیمارستان شوی شیرم را حلالت نمی کنم. دیشب هم تماس گرفته بود که با این لباس زرد کجا می چرخیدی؟»
حجت الاسلام تیموری دنبال حرف رفیقش را می گیرد و می گوید که فیلم های ما با لباس های ویژه کار در غسالخانه در فضای مجازی دست به دست شده و ایشان را دیده بودند. ظهیری دانه های قرمز تسبیح توی دستش را بین انگشتانش می غلتاند و از سابقه بیماری آسم حادی که داشته می گوید: «به مادرم گفتم برای این که مبتلا نشوم این لباس ها را پوشیدم. من بیماری آسم داشتم. خانواده ام متوجه شده اند که بیماری کرونا برای کسانی که سابقه بیماری های تنفسی داشته اند خطرناک تر است. به همین دلیل مادرم هر روز در سه نوبت تماس تصویری می گیرد. به این که تماس ها تصویری هم باشد تاکید دارد.»
رفقایش دوباره سربه خنده تکان می دهند. ظهیری باور دارد اهل بیت (ع) بیماری اش را شفا داده اند: «خانواده ام در اهواز نگران هستند. به لطف اهل بیت (ع) حالم خوب است و باور دارم آن ها بیماری من را شفا داده اند. با این حال هر روز قبل از خارج شدن از خانه با مادرم تماس تصویری می گیرم. بعضی وقت ها اگر وسط روز تماس بگیرد خودم را به جایی می رسانم که بتوانم چند کلمه ای با تصویر صحبت کنم که نگرانی شان کمتر شود.»
ظهیری می گوید هر روز را با تهدید مادر خانمش آغاز می کند: «مادر خانم بنده با ما زندگی می کند. می داند مادرم در جریان کار من در غسالخانه نیست. مدام تماس می گیرد و می گوید می آیی خانه یا به مادرت تماس بگیرم؟ خلاصه این که همسرم مامور آرام کردن و دلداری دادن به ایشان شد. راستش حسرت رفتن به سوریه و دفاع از حرم در دلم مانده بود. خانمم به مادرش این را گفته بود و ایشان از آن روز کمترحساسیت نشان می دهند.»
صدایش به وضوح شبیه به حاج آقا فلاح زاده است، چهره آشنای احکام در سیمای ملی. می گوید در دوران عقد به سر می برد و فقط همسرش از غسال شدنش با خبر است: «پدر و مادرم از این که در غسالخانه کار می کنم بی خبر هستند. نگران شان هستم. اگر متوجه شوند حال شان بد می شود. فقط همسرم را در جریان گذاشتم.۷ ماهی می شود که عقد کرده ایم ونزدیک به ۳ ماه است که ایشان را ندیده ام.»حجت الاسلام فقیه می گوید: «احساسات در روحیه خانم ها غالب است. ابتدا که با همسرم موضوع را مطرح کردم کمی برای شان سخت بود اما کم کم از من پشتیبانی و حمایت کردند.»
واجب کفایی و کار جهادی
قدردان همراهی های همسرش است. انگار که بخواهد اشاره کند صبر آن ها هم کم از جهاد این گروه ندارد. هم عقیده بودن همسر حجت الاسلام رحمتی برایش مثل اقبال آوردن می ماند. می گوید تنها یک شرط برایش گذاشته اند: «خانم بنده برای حضور من در بیمارستان و غسالخانه تنها یک شرط داشتند. آن هم این بود که اگر نیرو به حد کفایت رسید و دیگر نیازی به حضورمان نبود به خانه برگردم. پدر و مادرم هم از کارم در غسالخانه با خبرند. بیشتر از قبل به من تماس می گیرند و حالم را می پرسند.»رحمتی می گوید تنها مشکلی که دارد دوری از دختر ۲ ساله اش و بهانه گیری های اوست: «۲۵ روز است که دخترم را ندیده ام و بهانه ام را می گیرد. اما غسل دادن میت یک واجب کفایی است و باید انجام می شد. الحمدالله به همت این دوستان این وظیفه از گردن خیلی ها ساقط شده است و تا زمانی که نیاز باشد به این کار ادامه خواهیم داد.»
بابایم فقط کار
بی تکلف ترین جهادی این جمع مسئول این گروه است. مثل باقی دوستانش دروس سطح عالی حوزه را می گذارند. راحت حرف می زند و مدام رفقایش را به خنده می اندازد. حجت الاسلام تیموری نفر آخر این ردیف ۶ نفره نشسته. رفقایش که حرف می زنند خم به بالاتنه اش می دهد تا صورت شان را ببینند و آن ها هم با دیدن او لبخند به لب دنباله حرف هایشان را می گیرند. تیموری حرف هایش را با خاطره ای از دختر کوچکش شروع می کند و صدای شلیک خنده جمع با این روایت فضای سالن را پر می کند: «بنده خدا خانم محترم بنده به این کارهای ما عادت کرده است. برایم تعریف می کرد که چند روز پیش در تکالیف دخترم آمده بود که با کلمه بابا جمله بساز. دخترم نوشته بود: بابا فقط کار می کند. خانم می گفت خیلی به شما احترام گذاشته که ننوشته شما چطور و مثل چی کار می کنید.»
تیموری همسرش را محرم رازش می داند و می گوید خانواده خودش و خانواده همسرش از کارشان در غسالخانه بی خبر هستند: «هر روز به من تماس می گیرند و می پرسند کجایی؟ قرنطینه خانگی دارید؟ من هم جلوی در غسالخانه می گویم بله بله در خانه هستیم و اصلا بیرون نمی رویم.» دوباره صدای خنده جمع بلند می شود.
تماس روزانه
تا همین چند هفته پیش روی کتاب ها و جزوه های درسی اش خیمه زده بود و از آن ها جدا نمی شد. اما حالا به قول خودش وسط کار است و دروس را به شکل عملی پاس می کند. حجت الاسلام معتدل می گوید فقط همسرش از این کار داوطلبانه خبر دارد: «همسرم از روز اول در جریان این کار قرار گرفت. اما حالا که نیرو ها بیشتر شده اند می گوید که انجام این کار دیگر بر من واجب نیست. دختر کوچکی داریم که مدام بهانه من را می گیرد.» معتدل می گوید هر وقت بیمار می شود با داروهای گیاهی خودش را درمان می کند و برای همین درمان شدنش صبوری چند هفته ای می طلبد: «پدر من سال تا سال به من تماس نمی گیرد. اما از آنجا که شیوع این بیماری از شهر قم شروع شد هر روز به من تماس می گیرد و می گوید پسر تو ضعیفی، یک وقت بیرون نروی.تو زودتر از بقیه این مریضی را می گیری.»
تواضع در گفتارش با ته لبخند و لهجه ترکی به مخاطبش منتقل می شود. مولایی می گوید همسرش برای حضور در بیمارستان به او مهلت چند روزه داده است: «پدر و مادرم در اردبیل هستند و از کارهای جهادی ما خبر ندارند. همسرم در ابتدا با حضورم در بیمارستان مخالف بودند اما به من مهلت چند روز خدمت کردن را دادند. با این که نگران بودند متوجه شدند که کار زیاد است و دیگر برای حضور در غسالخانه هم مخالفتی نداشتند و عادت کردند.»
حمید مولایی
طلبگی، طالب شدن برای کارهای روی زمین مانده
از لابه لای حرف های شان پیداست برای نخستین بار نیست که طالب کار داوطلبانه سخت شده اند. اما آمدن این بیماری همه گیر آن ها را از دنیای پیشین شان گسسته است. همه طلابی که پیش روی مان نشسته اند می گویند ابتدا برای خدمت راهی بیمارستان هایی شده اند که وضعیت بحرانی و قرمز داشته اند. آن هم در نخستین روزهایی که ترس و هراس بر جامعه کوچک قم غالب بود و تجهیزات و زیرساخت ها کفاف بیماران مراجعه کننده به بیمارستان های فرقانی و کامکار را نمی دادند.
حجت الاسلام فقیه می گوید خیلی ها فکر می کنند کار طلبه ها فقط خیمه زدن روی کتاب ها در پستوی حجره هاست اما در همین چند سال گذشته هر جا کار سختی بود طلاب جهادی حاضر بودند و این از خاصیت های روحیه طلبگی است: «هر کدام از طلبه ها حرفه و توانایی هایی دارند. این طور نیست که فقط بند درس و کتاب های شان باشند و دور هم اوقات شان را به مباحثه بگذارنند. ماه محرم و صفر ما به تبلیغ شعائر دین مشغولیم. سیل که آمد از نخستین گروه هایی بودیم که عملیات پاکسازی خانه های مردم از گل و لای را شروع کردیم. در زلزله کرمانشاه به کمک هم وطن های کردمان رفتیم. حالا هم اینجا تیماردار بیماران کرونایی شدیم. در بیمارستان که بودیم بعد از چند روز دوباره جلسه گذاشتند و گفتند این کار سخت هم روی غلتک افتاد و عده ای بعد از شما داوطلب کمک و خدمات رسانی در بیمارستان ها شده اند اما یک جا هست که کسی میلی به خدمت در آنجا را ندارد. به غسالخانه می روید؟ حدس مان درست بود. انجام این واجب کفایی داوطلبی نداشت.کار در بیمارستان را تحویل دادیم و دسته جمعی راهی غسالخانه شدیم.»
در پیگیری های اولیه متوجه شده اند که اموات را غسل نمی دهند. ابرو در هم کشیدند و علت را جویا شدند. جواب شان برای این جمع چندان منطقی نبود. به آن ها گفته اند که این کار خطر دارد. آن ها هم بلافاصله جواب در آستین شان را داده بودند که این واجب کفایی است و ما خطرش را رفع می کنیم. و از همان جا سخت گیری ها و مانع تراشی ها دوباره از سر گرفته شده است.
حضور در کمال احترام
حجت الاسلام ظهیری در غسالخانه هم سر و سراغ از کارهای سختی گرفته که الباقی جمع هنوز خیلی از آن ها را تجربه نکرده اند. پیش از این تجربه حضور در غسالخانه را نداشته اما پای کار واجب که پیش آمده بی چون و چرا پذیرفته که جزو السابقون این کار سنگین شود. از روایت هایی که می دهد فهم مان می شود که ممانعت عده ای بیشتر از کار در غسالخانه باعث ناراحتی او شده است: «میت مسلمان باید در کمال احترام به خاک سپرده شود. متاسفانه در روزهای اول تعداد زیادی از اموات در انتظارغسل در سردخانه مانده بودند. چرا که تکلیف هنوز روشن نبود. به هر سختی بود دو میت را غسل داده بودیم که ماموران شهرداری آمدند و مانع ادامه کار شدند. ما را به طبقه بالای غسالخانه هدایت کردند. آن جا منتظر نشسته بودیم که حاج آقا گفتند هر کسی ۱۴ صلوات هدیه به روح ملکوتی حضرت زینب (س) بکند تا این مانع برطرف شود. همین کار را کردیم. هنوز یک ساعت نشده بود که ما را صدا زدند و گفتند مشروط به رعایت نکاتی می توانیم به این کار ادامه دهیم.»
سختی های غسالخانه در برابر صحنه های تلخ بیمارستان
هر چه که از سر گذرانده اند را در کمال اختصار تعریف می کنند. آب و تابی در این روایت ها نیست. مثل آدم هایی که راو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.