تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فرصتی طلایی: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر که کار شما را آسان‌تر می‌کند!

اگر به دنبال یک فایل جامع، علمی و کاملاً استاندارد هستید، اکنون زمان آن رسیده است که فایل فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت را دریافت کنید. فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت با دقت بالا تهیه شده و تمامی اطلاعات موردنیاز شما را در بر دارد. علاوه بر این، یک پاورپوینت حرفه‌ای و باکیفیت نیز به‌عنوان هدیه ویژه در اختیار شما قرار خواهد گرفت!

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت را تهیه کنید؟

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

قاعده فرعیه قاعده ای است که در کلمات فیلسوفان به این صورت شهرت یافته
است: «ثبوت شی ء لشی ء فرع ثبوت المثبت له لاالثابت

همان گونه که مشاهده می شود، این قاعده دو مطلب را افاده می کند

:

اول آن که «مثبت له » باید موجود بوده تا شیئی برای آن ثابت باشد و
چیزی که معدوم محض است و بهره ای از وجود ندارد هیچ چیز برایش ثابت نمی شود

.

دوم آن که «ثابت »، که برای «مثبت له » ثابت است، لازم نیست موجود باشد

.

این فرض که عدم، که خود وجودی در خارج ندارد، برای موجودی ثابت باشد،
از نظر مشهور فلاسفه نامعقول نیست

.

آنچه در این نوشتار بررسی می شود مطلب
دوم است; یعنی: بررسی ثبوت الثابت یا عدم ثبوت الثابت است. به طور واضح تر، این که
آیا «ثبوت شی ء لشی ء» همان گونه که فرع ثبوت «مثبت له » است، فرع ثبوت «ثابت » هم
هست یا خیر؟

تبلور قاعده فرعیه در قضایای موجبه حملیه صادقه است که بر اساس مضمون
اول قاعده، هر قضیه حملیه موجبه صادقه باید موضوعش موجود باشد تا محمولی برای آن
ثابت باشد. لذا، قاعده فرعیه در مضمون اول خود، در حمل وجود بر ماهیت، با اشکال
مواجه شده است; زیرا حمل وجود بر ماهیت فرع بر وجود ماهیت نیست. از این رو، برخی
قاعده را تخصیص زده اند و برخی دیگر قاعده را در هلیات مرکبه جاری دانسته اند و
هلیات بسیطه را از مصب قاعده خارج انگاشته اند; زیرا مفاد هلیات بسیطه ثبوت الشی ء
است، نه «ثبوت شی ء لشی ء». برخی دیگر نیز راه های دیگری برگزیده اند که جامع همه
این راه حل ها آن است که مشکل فقط در هلیات بسیطه است. اما اگر هلیه، مرکبه باشد،
خواه مفاد قاعده خصوص هلیات مرکبه را شامل شود و یا عموم را، وجود موضوع در هلیات
مرکبه ضروری است. اما سؤال این است که آیا وجود برای محمول نیز در هلیات مرکبه
ضروری است یا خیر؟

ثبوت الثابت

همان گونه که مشاهده می شود، انطباق قاعده در حملیه موجبه صادقه است و
اگر وجود محمول در ثبوت محمول برای موضوع ضروری نباشد، باز انطباق قاعده در حملیه
موجبه صادقه است و در این صورت، ممکن است محمول موجود نباشد و در عین حال، موضوع
به آن متصف شود; مانند حمل نابینایی بر زید در قضیه «زید نابیناست.» یا اگر محمول مفهوما
موجود باشد، در خارج معدوم است; زیرا اگر بخواهد در خارج موجود باشد اساس برهان،
مستلزم تناقض است

;

مانند نسبت های اضافی مثل فوقیت و تحتیت; زیرا وقتی گفته
می شود: «مداد روی میز است »، آنچه واقعیت دارد «مداد

»

و «میز» است و در خارج، چیزی
به نام «روی » وجود ندارد، بلکه این معنا از مقایسه میان مداد و میز انتزاع می شود
و اگر خود نسبت فوقیت بخواهد وجود خارجی داشته باشد، باید بین آن و شی ء، نسبت
دیگری برقرار شود و آن نسبت به نوبه خود، باید موجود باشد و بین آن و شی ء نسبت
دیگری باشد. پس می توان گفت: مضمون دوم قاعده فرعیه با حملیه موجبه معدوله
المحمول ها گره خورده است; معدوله المحمول هایی که در آن ها حرف سلب بر امر وجودی
داخل شده باشد. لذا، کسانی که نافی مضمون دوم قاعده فرعیه هستند، وجود محمول را در
قضیه ای مانند «زید نابیناست » انکار می کنند، با آن که موضوع به آن متصف می شود

.

قاعده سالبه به
انتفای موضوع

به موازات قاعده فرعیه در موجبه، که وجود موضوع در آن ضروری است، قاعده
سالبه به انتفای موضوع در حملیه سالبه مطرح می شود که وجود موضوع در آن ضروری
نیست. بنابراین، فرق معنوی میان سالبه و موجبه معدوله المحمول را منطق دانان در
ضرورت وجود موضوع در موجبه معدوله المحمول و عدم ضرورت وجود موضوع در سالبه
می دانند. بر این اساس، نمی توان موجبه معدوله المحمولی ساخت که موضوع آن به نحوی
موجود نباشد; مثلا، نمی توان گفت

: «

شریک خداوند غیر بصیر است »; زیرا این
قضیه موجبه است. لذا، وجود موضوع در حمل محمول بر آن ضروری است

.

ولی
می توان گفت: «شریک خداوند بصیر نیست »; زیرا در این مورد، محمول به انتفای موضوع
منتفی است

.

شیخ الرئیس آمده است، اما فخرالدین رازی

(۲)

در شرخ خود، این تفاوت را منکر می شود. از نظر او، معدوله المحمول در
معنا، با سالبه فرقی ندارد; چه بگوییم: «شریک خداوند غیر بصیر است » و چه بگوییم:
«شریک خداوند بصیر نیست.» فرقی ندارد; هر دو سالبه اند. استدلال فخر رازی چنین
است: طبیعت «غیر بصیر» عدمی است و عدمی محال است برای غیر ثابت باشد; زیرا ثبوت
چیزی برای غیر، فرع بر وجود فی نفسه است و چیزی که وجود فی نفسه ندارد، وجود
فی غیره ندارد. بنابراین، قضیه «زید غیربصیر است » موجبه نیست، بلکه سالبه است

.

حال
اگر گفته شود در معدوله کافی است که به لحاظ وجود ذهنی، محمول واقع شود، پاسخ فخر
رازی این است که به همین لحاظ، می توانیم معدوم را موضوع موجبه قرار دهیم و
بنابراین، در قضایای سالبه نیز وجود موضوع به لحاظ وجود ذهنی ضروری است

.

قطب رازی در محاکمات،

(۳)

اشکال فخر رازی را مطرح می کند
و در پاسخ، می گوید: ثبوت محمول برای موضوع به معنای وجود محمول برای موضوع نیست
تا محمولات عدمیه بر موضوع حمل نشوند، بلکه به معنای صدق محمول بر موضوع است و صدق
محمول بر موضوع فرع بر وجود محمول نیست; زیرا اعدام بر موجودات صادق اند

.

به نظر می رسد فخر رازی و قطب رازی، هر دو پذیرفته اند که اولا، اگر
حملیه موجبه «وجود شی ء برای شی ء» باشد، باید محمول نیز موجود باشد و فخر رازی
مفاد حملیه موجبه را «وجود شی ء برای شی ء» می داند. از این رو، قضایای معدوله المحمول
را – که طبیعت محمول آن عدمی باشد مانند «نابینا»، نه آن که طبیعت آن وجودی باشد
مانند «غیر جاهل

»

سالبه می داند. در مقابل، قطب رازی مفاد حملیه موجبه را
«وجود شی ء برای شی ء» نمی داند و بدین روی، قضیه معدوله المحمول مزبور را موجبه
می داند. ثانیا، ممکن نیست محمول موجبه، عدمی باشد و در عین حال، مفاد حملیه موجبه

«

وجود شی ء برای شی ء» باشد

.

شیخ الرئیس، که خود این تمایز را میان موجبه معدوله المحمول و سالبه
مطرح می کند، قایل است که مفاد حملیه موجبه «ثبوت » به معنای «وجود» می باشد; زیرا
او معتقد است که مفاد حمل «ثبوت شی ء لشی ء

» (۴)

است و
«ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت می باشد. شیخ الرئیس مستقیما مثبت مضمون دوم
قاعده فرعیه نیست، بلکه در الهیات شفاء،

(۵)

ادعا می کند که
صفت معدوم محال است چیزی را توصیف کند. بنابراین، اگر «نابینایی » صفتی است برای
شخصی که بینایی ندارد، پس «نابینایی » به نحوی از انحا، باید موجود باشد.
بنابراین، مضمون دوم قاعده فرعیه را نباید نفیا و اثباتا با موجبه معدوله المحمول
گره زد; یعنی: نباید گفت: به دلیل مضمون دوم قاعده فرعیه موجبه حملیه و از جمله
معدوله المحمول، «وجود شی ء لشی ء»… نیست و یا نباید گفت: چون «ثبوت شی ء لشی ء»
فرع ثبوت ثابت است، پس معدوله المحمول سالبه است. به عبارت دیگر، منافات ندارد که
هم انسان قایل شود که «ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت است و هم معتقد گردد که
معدوله المحمول موجبه است و مفاد آن «ثبوت شی ء لشی ء» است

.

بنابراین، منافات ندارد که برای معدوله ها نوعی ثبوت نفس الامری قایل
شویم

.

پس مهم این است که ببینیم «ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت است یا خیر،
خواه ثابت معدوله باشد یا محصله؟ و کسانی که مفاهیم انتزاعی را در خارج، معدوم
می دانند، آیا می توانند آن ها را محمول قضایای موجبه قرار دهند؟ یا بالاتر از آن،
آیا می توانند آن ها را موضوع قضایای موجبه قرار دهند؟ بی شک، می توان معانی عدمی
را محمول یا موضوع قضایای موجبه قرارداد. بنابراین، آیا محمول عدمی و یا موضوع
عدمی موجود است؟ اگر موجود است، به چه معنایی موجود است؟

قطب رازی

(۶)

«

ثبوت
شی ء لشی ء» را فرع ثبوت ثابت نمی داند; به این دلیل که مفاهیم عدمی بر موجود
صادق اند. لذا، مفاد «ثبوت شی ء لشی ء» به معنای وجود داشتن چیزی بر چیزی نیست،
بلکه به معنای صدق محمول بر موضوع است و همان گونه که یک محمول وجودی بر موضوعی
صادق است، یک محمول عدمی نیز می تواند بر موضوعی صادق باشد

.

قطب رازی این مطلب را در رد فخر رازی بیان کرده است. پس لازم است اشکال
فخر رازی دقیقا بررسی شود

.

اشکال فخر رازی

عبارت فخر رازی در الانارات فی شرح الاشارات چنین است

:

«

هیهنا بحث لابد منه [و هو ان لقائل ان یقول:]
المعقول من کون الشی ء وضعا لغیره ثبوته للغیر [و ثبوته للغیر] فرع علی ثبوته فی
نفسه فما لاثبوت له فی ذاته یستحیل ان یکون له ثبوت لغیره و محمول المعدوله امر
عدمی اذا اللابصیریه طبیعه عدمیه فیستحیل ثبوتها للغیر، فالمعدوله لاتکون موجبه.
[فلئن قلتم:] الحمل و الوضع من الامور التی لایتحقق الا فی الاذهان و محمولات
القضایا المعدوله و ان کانت عدمیه فی الخارج، لکن العقل اذا فرض لها وجودا فعند
ذلک یتمکن من التصرف فیها بالحمل و الوضع. فنقول: اذا جاز ان یفرض العقل لتلک
المحمولات ثبوتا حتی یتمکن من جعلها محمولات فلیفرض لها وجودا لیجعلها موضوعات حتی
یصح الایجاب علی المعدوم و عند ذلک یبطل ما یقولون من انه لایجوز ان یقال: «شریک
الله هو غیر بصیر.» و زیاده التحقیق فیه هو ان القضایا المعدوله لیس من شرطها ثبوت
المحمولات بل ثبوت نسبه الموضوعات الیها و کل ما امکن جعله محمول قضیه امکن جعله
موضوعا لقضیه اخری فاذن موضوع القضیه امکن ان یکون عدمیا فبطل ما ذکرتموه من ان
موضوع المعدوله یجب ان یکون وجودیا

.

ثم ان سلمنا ان موضوع المعدوله یجب ان یکون وجودیا فلم قلتم: ان موضوع
السالبه یجوز ان یکون عدمیا؟ و بیانه و هو ان السلب المطلق غیر معقول و لامتصور،
بل ما لم یخصص السلب محمول عن موضوع لم یتقید و لم یعقل. فاذن الموضوع یجب ان یکون
له تقید و تخصص و کل ما کان کذلک فهو موجود فی الخارج و الموجبه یجب ان یکون
موضوعها موجودا فی الخارج فنقول: هذا الفرق باطل; لان موضوع البسیطه لایجب ان یکون
موجودا فی الخارج. فانا اذا قلنا: «کل انسان حیوان » صدقنا و ان لم یکن فی الخارج
احد من الناس موجودا و بالجمله اتفق المحصلون علی انا اذا قلنا کل کذاکذا لم نعن
بالموضوع الموجود فی الخارج فاذن لم یبق الفرق بین الموجبه و السالبه

…». (۷)

در مجموع، فخر رازی در سه سطح اشکال را مطرح می کند

:

اشکال سطح اول

او در این سطح، اولا، این اصل را مسلم می گیرد که تا وصف وجود نداشته
باشد، چیزی را توصیف نمی کند. ثانیا، فرض می کند حملیه موجبه مصداق اصل مزبور است.
سپس با این دو پیش فرض نتیجه می گیرد حملیه معدوله، که طبیعت آن عدمی است، موجبه
نیست، بلکه سالبه است; زیرا اگر موجبه باشد، باید با آن که عدمی است، موضوع را
توصیف کند و این با پیش فرض اول سازگار نیست

.

اشکال سطح دوم

برای فراهم شدن اشکال سطح دوم، فخر رازی این نکته را مطرح می کند که
ممکن است گفته شود: حمل و وضع در ذهن تحقق می یابد. لذا، اگر عقل «عدم » را موجود
فرض کرد، می تواند آن را محمول قرار دهد. فخر رازی در پاسخ می گوید: پس عدم را
می توان موضوع نیز قرار داد. بنابراین، چرا قضیه «شریک الله هو غیر بصیر» را جایز
نمی دانید؟ با توجه به این مقدمه، اشکال سطح دوم مبتنی بر عدم قبول یکی از دو
پیش فرض در اشکال سطح اول است، به این صورت که اصلا حملیه موجبه مصداق پیش فرض اول
نیست. بنابراین، مفاد حملیه موجبه ثبوت نسبت موضوع به محمول است و هر چیزی را
بتوان محمول قضیه ای قرار داد، می توان همان را موضوع قضیه دیگر نیز دانست.
بنابراین، می توان معدوله را موضوع قضیه موجبه قرارداد و اگر عدم، موضوع قضیه
موجبه واقع شود، پس به طریق اولی، موضوع معدوله المحمول می تواند معدوم باشد،
اگرچه همچنان معدوله موجبه باشد

.

اشکال سطح سوم

بر فرض که موضوع معدوله المحمول باید موجود باشد، چرا نباید موضوع
سالبه موجود باشد؟ زیرا سلب مطلق معنا ندارد و سلب محمول از موضوع در جایی معقول
است که موضوع مقید شده باشد. بنابراین، موضوع سالبه باید موجود باشد و اگر گفته
شود: وجود عقلی موضوع در سالبه کافی است – در حالی که وجود موضوع در موجبه باید در
خارج موجود باشد – فخر رازی در پاسخ، می گوید: وجود موضوع در حملیه موجبه بسیطه
مانند «انسان حیوان است » ضروری نیست، بلکه حتی اگر انسانی هم در خارج موجود
نباشد، قضیه مزبور درست است

.

نقد و بررسی اشکالات فخر رازی

پیش از بررسی اشکالات، باید به این اصل مسلم توجه کنیم که موضوع و
محمول در موجبه و سالبه، باید در مرحله حکم، تصور شده باشند تا حکم به «این آن
است » یا «این آن نیست » شود. بنابراین، ضرورت وجود موضوع در موجبه و عدم ضرورت
موضوع در سالبه به لحاظ نفس حکم کردن نیست، بلکه به لحاظ نفس الامر و واقع است.
لذا، شیخ

(۸)

تصریح می کند ضرورت وجود موضوع در موجبه به لحاظ
نفس الامر است، نه به لحاظ حکم کردن، وگرنه به لحاظ حکم در سالبه نیز وجود موضوع
ضروری است. شیخ این مطلب را در الهیات شفاء

(۹)

اظهار کرده است،
اما صریح تر از آن، کلام محقق طوسی در کتاب اساس الاقتباس است که مقتبس از کلام
شیخ در شفاء می باشد

محتوای دقیق و کاربردی است که بر اساس جدیدترین استانداردهای آموزشی و علمی تهیه شده است. تمامی اطلاعات در آن به‌صورت منظم دسته‌بندی شده و شما می‌توانید بدون نیاز به ویرایش یا تغییر، از آن برای مقاصد مختلف مانند پروژه‌های تحقیقاتی، پایان‌نامه‌ها و ارائه‌های علمی استفاده کنید.

بسیاری از افرادی که در حوزه‌های علمی و تحقیقاتی فعالیت می‌کنند، زمان زیادی را صرف جمع‌آوری اطلاعات، تنظیم ساختار فایل و آماده‌سازی مطالب می‌کنند. اما با دریافت این مجموعه، دیگر نیازی به صرف وقت اضافی نخواهید داشت. فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت به‌صورت آماده و استاندارد در اختیار شما قرار گرفته تا بدون دغدغه از آن استفاده کنید.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد فایل فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت

این مجموعه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از سایر فایل‌های مشابه متمایز می‌کند. برخی از این ویژگی‌ها شامل موارد زیر است:

  • کاملاً فرمت‌بندی‌شده و دارای ساختار حرفه‌ای برای استفاده آسان
  • مطابق با اصول علمی و دانشگاهی و مناسب برای پژوهش‌های علمی
  • شامل پاورپوینت رایگان که ارائه شما را جذاب‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کند
  • دارای محتوای دقیق و به‌روز که بر اساس جدیدترین منابع گردآوری شده است
  • قابلیت ویرایش آسان برای سفارشی‌سازی بر اساس نیازهای شما
  • بدون نیاز به ویرایش اضافی و آماده برای استفاده فوری

یک هدیه ارزشمند برای شما!

همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت، شما یک پاورپوینت کاملاً حرفه‌ای و استاندارد نیز دریافت خواهید کرد. پاورپوینت فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت دارای طراحی جذاب و فرمت‌بندی مناسب است که به شما در ارائه‌های دانشگاهی، سمینارها و جلسات کمک می‌کند. با استفاده از این هدیه ویژه، می‌توانید مطالب خود را به شکلی شفاف و تأثیرگذار ارائه دهید.

تضمین کیفیت و پشتیبانی

ما کیفیت این محصول را تضمین می‌کنیم. فایل فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت و پاورپوینت هدیه، بر اساس استانداردهای روز تهیه شده‌اند و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی ما آماده پاسخگویی به شما خواهد بود.


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت قاعده فرعیه و ثبوت الثابت :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

قاعده فرعیه قاعده ای است که در کلمات فیلسوفان به این صورت شهرت یافته
است: «ثبوت شی ء لشی ء فرع ثبوت المثبت له لاالثابت

همان گونه که مشاهده می شود، این قاعده دو مطلب را افاده می کند

:

اول آن که «مثبت له » باید موجود بوده تا شیئی برای آن ثابت باشد و
چیزی که معدوم محض است و بهره ای از وجود ندارد هیچ چیز برایش ثابت نمی شود

.

دوم آن که «ثابت »، که برای «مثبت له » ثابت است، لازم نیست موجود باشد

.

این فرض که عدم، که خود وجودی در خارج ندارد، برای موجودی ثابت باشد،
از نظر مشهور فلاسفه نامعقول نیست

.

آنچه در این نوشتار بررسی می شود مطلب
دوم است; یعنی: بررسی ثبوت الثابت یا عدم ثبوت الثابت است. به طور واضح تر، این که
آیا «ثبوت شی ء لشی ء» همان گونه که فرع ثبوت «مثبت له » است، فرع ثبوت «ثابت » هم
هست یا خیر؟

تبلور قاعده فرعیه در قضایای موجبه حملیه صادقه است که بر اساس مضمون
اول قاعده، هر قضیه حملیه موجبه صادقه باید موضوعش موجود باشد تا محمولی برای آن
ثابت باشد. لذا، قاعده فرعیه در مضمون اول خود، در حمل وجود بر ماهیت، با اشکال
مواجه شده است; زیرا حمل وجود بر ماهیت فرع بر وجود ماهیت نیست. از این رو، برخی
قاعده را تخصیص زده اند و برخی دیگر قاعده را در هلیات مرکبه جاری دانسته اند و
هلیات بسیطه را از مصب قاعده خارج انگاشته اند; زیرا مفاد هلیات بسیطه ثبوت الشی ء
است، نه «ثبوت شی ء لشی ء». برخی دیگر نیز راه های دیگری برگزیده اند که جامع همه
این راه حل ها آن است که مشکل فقط در هلیات بسیطه است. اما اگر هلیه، مرکبه باشد،
خواه مفاد قاعده خصوص هلیات مرکبه را شامل شود و یا عموم را، وجود موضوع در هلیات
مرکبه ضروری است. اما سؤال این است که آیا وجود برای محمول نیز در هلیات مرکبه
ضروری است یا خیر؟

ثبوت الثابت

همان گونه که مشاهده می شود، انطباق قاعده در حملیه موجبه صادقه است و
اگر وجود محمول در ثبوت محمول برای موضوع ضروری نباشد، باز انطباق قاعده در حملیه
موجبه صادقه است و در این صورت، ممکن است محمول موجود نباشد و در عین حال، موضوع
به آن متصف شود; مانند حمل نابینایی بر زید در قضیه «زید نابیناست.» یا اگر محمول مفهوما
موجود باشد، در خارج معدوم است; زیرا اگر بخواهد در خارج موجود باشد اساس برهان،
مستلزم تناقض است

;

مانند نسبت های اضافی مثل فوقیت و تحتیت; زیرا وقتی گفته
می شود: «مداد روی میز است »، آنچه واقعیت دارد «مداد

»

و «میز» است و در خارج، چیزی
به نام «روی » وجود ندارد، بلکه این معنا از مقایسه میان مداد و میز انتزاع می شود
و اگر خود نسبت فوقیت بخواهد وجود خارجی داشته باشد، باید بین آن و شی ء، نسبت
دیگری برقرار شود و آن نسبت به نوبه خود، باید موجود باشد و بین آن و شی ء نسبت
دیگری باشد. پس می توان گفت: مضمون دوم قاعده فرعیه با حملیه موجبه معدوله
المحمول ها گره خورده است; معدوله المحمول هایی که در آن ها حرف سلب بر امر وجودی
داخل شده باشد. لذا، کسانی که نافی مضمون دوم قاعده فرعیه هستند، وجود محمول را در
قضیه ای مانند «زید نابیناست » انکار می کنند، با آن که موضوع به آن متصف می شود

.

قاعده سالبه به
انتفای موضوع

به موازات قاعده فرعیه در موجبه، که وجود موضوع در آن ضروری است، قاعده
سالبه به انتفای موضوع در حملیه سالبه مطرح می شود که وجود موضوع در آن ضروری
نیست. بنابراین، فرق معنوی میان سالبه و موجبه معدوله المحمول را منطق دانان در
ضرورت وجود موضوع در موجبه معدوله المحمول و عدم ضرورت وجود موضوع در سالبه
می دانند. بر این اساس، نمی توان موجبه معدوله المحمولی ساخت که موضوع آن به نحوی
موجود نباشد; مثلا، نمی توان گفت

: «

شریک خداوند غیر بصیر است »; زیرا این
قضیه موجبه است. لذا، وجود موضوع در حمل محمول بر آن ضروری است

.

ولی
می توان گفت: «شریک خداوند بصیر نیست »; زیرا در این مورد، محمول به انتفای موضوع
منتفی است

.

شیخ الرئیس آمده است، اما فخرالدین رازی

(۲)

در شرخ خود، این تفاوت را منکر می شود. از نظر او، معدوله المحمول در
معنا، با سالبه فرقی ندارد; چه بگوییم: «شریک خداوند غیر بصیر است » و چه بگوییم:
«شریک خداوند بصیر نیست.» فرقی ندارد; هر دو سالبه اند. استدلال فخر رازی چنین
است: طبیعت «غیر بصیر» عدمی است و عدمی محال است برای غیر ثابت باشد; زیرا ثبوت
چیزی برای غیر، فرع بر وجود فی نفسه است و چیزی که وجود فی نفسه ندارد، وجود
فی غیره ندارد. بنابراین، قضیه «زید غیربصیر است » موجبه نیست، بلکه سالبه است

.

حال
اگر گفته شود در معدوله کافی است که به لحاظ وجود ذهنی، محمول واقع شود، پاسخ فخر
رازی این است که به همین لحاظ، می توانیم معدوم را موضوع موجبه قرار دهیم و
بنابراین، در قضایای سالبه نیز وجود موضوع به لحاظ وجود ذهنی ضروری است

.

قطب رازی در محاکمات،

(۳)

اشکال فخر رازی را مطرح می کند
و در پاسخ، می گوید: ثبوت محمول برای موضوع به معنای وجود محمول برای موضوع نیست
تا محمولات عدمیه بر موضوع حمل نشوند، بلکه به معنای صدق محمول بر موضوع است و صدق
محمول بر موضوع فرع بر وجود محمول نیست; زیرا اعدام بر موجودات صادق اند

.

به نظر می رسد فخر رازی و قطب رازی، هر دو پذیرفته اند که اولا، اگر
حملیه موجبه «وجود شی ء برای شی ء» باشد، باید محمول نیز موجود باشد و فخر رازی
مفاد حملیه موجبه را «وجود شی ء برای شی ء» می داند. از این رو، قضایای معدوله المحمول
را – که طبیعت محمول آن عدمی باشد مانند «نابینا»، نه آن که طبیعت آن وجودی باشد
مانند «غیر جاهل

»

سالبه می داند. در مقابل، قطب رازی مفاد حملیه موجبه را
«وجود شی ء برای شی ء» نمی داند و بدین روی، قضیه معدوله المحمول مزبور را موجبه
می داند. ثانیا، ممکن نیست محمول موجبه، عدمی باشد و در عین حال، مفاد حملیه موجبه

«

وجود شی ء برای شی ء» باشد

.

شیخ الرئیس، که خود این تمایز را میان موجبه معدوله المحمول و سالبه
مطرح می کند، قایل است که مفاد حملیه موجبه «ثبوت » به معنای «وجود» می باشد; زیرا
او معتقد است که مفاد حمل «ثبوت شی ء لشی ء

» (۴)

است و
«ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت می باشد. شیخ الرئیس مستقیما مثبت مضمون دوم
قاعده فرعیه نیست، بلکه در الهیات شفاء،

(۵)

ادعا می کند که
صفت معدوم محال است چیزی را توصیف کند. بنابراین، اگر «نابینایی » صفتی است برای
شخصی که بینایی ندارد، پس «نابینایی » به نحوی از انحا، باید موجود باشد.
بنابراین، مضمون دوم قاعده فرعیه را نباید نفیا و اثباتا با موجبه معدوله المحمول
گره زد; یعنی: نباید گفت: به دلیل مضمون دوم قاعده فرعیه موجبه حملیه و از جمله
معدوله المحمول، «وجود شی ء لشی ء»… نیست و یا نباید گفت: چون «ثبوت شی ء لشی ء»
فرع ثبوت ثابت است، پس معدوله المحمول سالبه است. به عبارت دیگر، منافات ندارد که
هم انسان قایل شود که «ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت است و هم معتقد گردد که
معدوله المحمول موجبه است و مفاد آن «ثبوت شی ء لشی ء» است

.

بنابراین، منافات ندارد که برای معدوله ها نوعی ثبوت نفس الامری قایل
شویم

.

پس مهم این است که ببینیم «ثبوت شی ء لشی ء» فرع ثبوت ثابت است یا خیر،
خواه ثابت معدوله باشد یا محصله؟ و کسانی که مفاهیم انتزاعی را در خارج، معدوم
می دانند، آیا می توانند آن ها را محمول قضایای موجبه قرار دهند؟ یا بالاتر از آن،
آیا می توانند آن ها را موضوع قضایای موجبه قرار دهند؟ بی شک، می توان معانی عدمی
را محمول یا موضوع قضایای موجبه قرارداد. بنابراین، آیا محمول عدمی و یا موضوع
عدمی موجود است؟ اگر موجود است، به چه معنایی موجود است؟

قطب رازی

(۶)

«

ثبوت
شی ء لشی ء» را فرع ثبوت ثابت نمی داند; به این دلیل که مفاهیم عدمی بر موجود
صادق اند. لذا، مفاد «ثبوت شی ء لشی ء» به معنای وجود داشتن چیزی بر چیزی نیست،
بلکه به معنای صدق محمول بر موضوع است و همان گونه که یک محمول وجودی بر موضوعی
صادق است، یک محمول عدمی نیز می تواند بر موضوعی صادق باشد

.

قطب رازی این مطلب را در رد فخر رازی بیان کرده است. پس لازم است اشکال
فخر رازی دقیقا بررسی شود

.

اشکال فخر رازی

عبارت فخر رازی در الانارات فی شرح الاشارات چنین است

:

«

هیهنا بحث لابد منه [و هو ان لقائل ان یقول:]
المعقول من کون الشی ء وضعا لغیره ثبوته للغیر [و ثبوته للغیر] فرع علی ثبوته فی
نفسه فما لاثبوت له فی ذاته یستحیل ان یکون له ثبوت لغیره و محمول المعدوله امر
عدمی اذا اللابصیریه طبیعه عدمیه فیستحیل ثبوتها للغیر، فالمعدوله لاتکون موجبه.
[فلئن قلتم:] الحمل و الوضع من الامور التی لایتحقق الا فی الاذهان و محمولات
القضایا المعدوله و ان کانت عدمیه فی الخارج، لکن العقل اذا فرض لها وجودا فعند
ذلک یتمکن من التصرف فیها بالحمل و الوضع. فنقول: اذا جاز ان یفرض العقل لتلک
المحمولات ثبوتا حتی یتمکن من جعلها محمولات فلیفرض لها وجودا لیجعلها موضوعات حتی
یصح الایجاب علی المعدوم و عند ذلک یبطل ما یقولون من انه لایجوز ان یقال: «شریک
الله هو غیر بصیر.» و زیاده التحقیق فیه هو ان القضایا المعدوله لیس من شرطها ثبوت
المحمولات بل ثبوت نسبه الموضوعات الیها و کل ما امکن جعله محمول قضیه امکن جعله
موضوعا لقضیه اخری فاذن موضوع القضیه امکن ان یکون عدمیا فبطل ما ذکرتموه من ان
موضوع المعدوله یجب ان یکون وجودیا

.

ثم ان سلمنا ان موضوع المعدوله یجب ان یکون وجودیا فلم قلتم: ان موضوع
السالبه یجوز ان یکون عدمیا؟ و بیانه و هو ان السلب المطلق غیر معقول و لامتصور،
بل ما لم یخصص السلب محمول عن موضوع لم یتقید و لم یعقل. فاذن الموضوع یجب ان یکون
له تقید و تخصص و کل ما کان کذلک فهو موجود فی الخارج و الموجبه یجب ان یکون
موضوعها موجودا فی الخارج فنقول: هذا الفرق باطل; لان موضوع البسیطه لایجب ان یکون
موجودا فی الخارج. فانا اذا قلنا: «کل انسان حیوان » صدقنا و ان لم یکن فی الخارج
احد من الناس موجودا و بالجمله اتفق المحصلون علی انا اذا قلنا کل کذاکذا لم نعن
بالموضوع الموجود فی الخارج فاذن لم یبق الفرق بین الموجبه و السالبه

…». (۷)

در مجموع، فخر رازی در سه سطح اشکال را مطرح می کند

:

اشکال سطح اول

او در این سطح، اولا، این اصل را مسلم می گیرد که تا وصف وجود نداشته
باشد، چیزی را توصیف نمی کند. ثانیا، فرض می کند حملیه موجبه مصداق اصل مزبور است.
سپس با این دو پیش فرض نتیجه می گیرد حملیه معدوله، که طبیعت آن عدمی است، موجبه
نیست، بلکه سالبه است; زیرا اگر موجبه باشد، باید با آن که عدمی است، موضوع را
توصیف کند و این با پیش فرض اول سازگار نیست

.

اشکال سطح دوم

برای فراهم شدن اشکال سطح دوم، فخر رازی این نکته را مطرح می کند که
ممکن است گفته شود: حمل و وضع در ذهن تحقق می یابد. لذا، اگر عقل «عدم » را موجود
فرض کرد، می تواند آن را محمول قرار دهد. فخر رازی در پاسخ می گوید: پس عدم را
می توان موضوع نیز قرار داد. بنابراین، چرا قضیه «شریک الله هو غیر بصیر» را جایز
نمی دانید؟ با توجه به این مقدمه، اشکال سطح دوم مبتنی بر عدم قبول یکی از دو
پیش فرض در اشکال سطح اول است، به این صورت که اصلا حملیه موجبه مصداق پیش فرض اول
نیست. بنابراین، مفاد حملیه موجبه ثبوت نسبت موضوع به محمول است و هر چیزی را
بتوان محمول قضیه ای قرار داد، می توان همان را موضوع قضیه دیگر نیز دانست.
بنابراین، می توان معدوله را موضوع قضیه موجبه قرارداد و اگر عدم، موضوع قضیه
موجبه واقع شود، پس به طریق اولی، موضوع معدوله المحمول می تواند معدوم باشد،
اگرچه همچنان معدوله موجبه باشد

.

اشکال سطح سوم

بر فرض که موضوع معدوله المحمول باید موجود باشد، چرا نباید موضوع
سالبه موجود باشد؟ زیرا سلب مطلق معنا ندارد و سلب محمول از موضوع در جایی معقول
است که موضوع مقید شده باشد. بنابراین، موضوع سالبه باید موجود باشد و اگر گفته
شود: وجود عقلی موضوع در سالبه کافی است – در حالی که وجود موضوع در موجبه باید در
خارج موجود باشد – فخر رازی در پاسخ، می گوید: وجود موضوع در حملیه موجبه بسیطه
مانند «انسان حیوان است » ضروری نیست، بلکه حتی اگر انسانی هم در خارج موجود
نباشد، قضیه مزبور درست است

.

نقد و بررسی اشکالات فخر رازی

پیش از بررسی اشکالات، باید به این اصل مسلم توجه کنیم که موضوع و
محمول در موجبه و سالبه، باید در مرحله حکم، تصور شده باشند تا حکم به «این آن
است » یا «این آن نیست » شود. بنابراین، ضرورت وجود موضوع در موجبه و عدم ضرورت
موضوع در سالبه به لحاظ نفس حکم کردن نیست، بلکه به لحاظ نفس الامر و واقع است.
لذا، شیخ

(۸)

تصریح می کند ضرورت وجود موضوع در موجبه به لحاظ
نفس الامر است، نه به لحاظ حکم کردن، وگرنه به لحاظ حکم در سالبه نیز وجود موضوع
ضروری است. شیخ این مطلب را در الهیات شفاء

(۹)

اظهار کرده است،
اما صریح تر از آن، کلام محقق طوسی در کتاب اساس الاقتباس است که مقتبس از کلام
شیخ در شفاء می باشد

:

«

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *