تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

یک پیشنهاد فوق‌العاده: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » همراه با هدیه ویژه!

فرصتی که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک منبع کامل و دقیق هستید، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » را دریافت کنید و علاوه بر آن، یک پاورپوینت حرفه‌ای را به‌عنوان هدیه ویژه از ما بگیرید!

فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین »،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اشاره

نوشتار حاضر، در نقد مقاله «ذاتی و عرضی در دین »، نوشته آقای
عبدالکریم سروش به رشته تحریر درآمده است. مجله معرفت به منظور تضارب آراء و روشن
ساختن هر چه بیش تر اذهان ارباب معرفت، این مقاله را به چاپ می رساند و متذکر می گردد
چنانچه سایر اهل قلم نیز سخن قابل طرحی داشته باشند از آن استقبال خواهد شد

.

مقدمه

تهاجم بی وقفه دشمنان اسلام علیه آیین مقدس اسلام در همه حوزه های
فرهنگی و به اشکال گوناگون در این دهه، به خصوص چند ساله اخیر، به طور گسترده ای
صورت می گیرد. مهم ترین هدف این تهاجم ها تخریب ایمان دینی و اعتقادات اسلامی
درجوامع مسلمان، به ویژه میهن اسلامی، ام القرای اسلام و مهد تشیع است. از این رو،
بر همه اندیشوران و خردورزان معتقد به اسلام ناب، لازم است در مقام دفاع و پاسداری
از سنگرهای عقیدتی اسلام برآیند

.

آن چه در ذیل می آید نکاتی است انتقادی به مقاله «ذاتی و عرضی در دین »
نوشته آقای عبدالکریم سروش که در مجله کیان ش. ۴۲ به چاپ رسیده است. ایشان در این
مقاله سعی نموده بسیاری از مطالب دینی و غیر دینی را به عنوان عرضیات اسلام
معرفی کند، آن گاه نظریه جوازتغییر عرضیات در طول اعصار را به عنوان کبرای کلی
مطرح سازد و تلویحا حکم جواز تغییر عرضیات دینی از جمله عربیت قرآن و فرهنگ و
محتویات غیرذاتی اسلام را صادر نماید که این نیز خود بر مبنایی سست و شکننده در
بحث معرفت دینی به نام «قبض و بسط تئوریک شریعت » بنا شده است

.

در ابتدا، گزارشی مختصر از مقاله مزبور بیان می گردد، سپس نقاط ضعف آن
در پی خواهد آمد

:

چکیده ای از مقاله
«ذاتی و عرضی در دین

»

این مقاله مشتمل بر شش بخش (نکته) و یک نتیجه است

:

اول. بیان برخی از احکام ذاتی و عرضی به طور عام

;

دوم. بیان تفاوت تقسیم دین به ذاتی و عرضی و تقسیمات دیگر دین; مثل
تقسیم آن به ظاهر و باطن یا قشر و لب و یا شریعت و طریقت و حقیقت

.

سوم. نفی طبیعت مشترک و جامع بین ادیان و نفی شباهت آن ها با یکدیگر;
وی مطابق قول ویتگنشتاین، شباهت ادیان را از نوع شباهت خانوادگی دانسته است، نه از
نوع شباهت افراد یک نوع یا یک جنس. از این رو، دست یابی به تعریف ماهوی واحد از
دین به عنوان جامع مشترک بین ادیان را کاری غیر ممکن شمرده است. در پایان این بخش،
خوانندگان را به جست وجو و کشف عرضیات ادیان توصیه می کند که پرحاصل تر از کاوش در
ذاتیات آن هاست

.

چهارم. بیان نمونه هایی از عرضیات کتاب مثنوی; از جمله، فارسی بودن مثنوی،
منظوم بودن آن، به کار رفتن ادبیات عربی و کلمات ترکی در بعضی از فرازهای آن،
تاثیر رخدادها و اتفاقات مختلف زمانه در محتوای شعری کتاب و ورود برخی از کلمات
رکیک و الفاظ مستهجن در آن و نیز ورود آداب و رسوم فرهنگ زمانه در آن، همچنین ذکر
برخی از گزاره های علوم گوناگون در مثنوی; مثل فقه و طب و نجوم و جانورشناسی و
امثال آن

.

پنجم. ذکر این نکته که عرضیات نه از دل ذات برمی آیند – یعنی: نه معلول
ذاتند – و نه به دلیل ثبات ذات، ثابت می مانند، بلکه همواره قابل تغییر و
جانشین پذیرند، بدون این که ذات آن ها، دستخوش دگرگونی گردد. به ذات نیز تعین نمی بخشند،
بلکه مجال تجلی می دهند. در پایان این بخش، انتظارات بشر را از دین، یکی از
معیارهای شناخت ذاتی و عرضی در دین معرفی می کند; یعنی: آنچه را انسان مقصود
بالذات، دین بداند، ذاتی دین است و آنچه بالعرض مقصود باشد و نه بالذات، عرضی
خواهد بود

.

ششم. بیان بعضی از عرضیات دین; نویسنده در ذیل این نکته، عربی بودن
زبان اسلام – یعنی: قرآن – را عرضی دین اسلام دانسته و فرهنگ اسلام را فرهنگی عربی
معرفی نموده، سپس آن را عرضی اسلام شمرده است. ورود نظریه های علمی در کتاب و سنت
و نیز داستان ها و رخدادهایی که در قرآن ذکر شده همگی از عرضیات اسلام خوانده شده
و در نهایت، علم فقه دراسلام، عرضی این دین معرفی گردیده است. نویسنده اعتقاد به
شخصیت حضرت نبی اکرم(ص) را ذاتی دین اسلام دانسته و نقش شخصیت های دیگر اسلامی،
حتی شخصیت امامان معصوم(ع) را عرضی دین اسلام ذکر کرده است

.

در پایان، مقاله مزبور نیز چنین نتیجه می گیرد که از هیچ امر عرضی به
هیچ امر ذاتی نمی توان رسید. اسلام عقیدتی، عین ذاتیات و اسلام تاریخی عین عرضیات
بوده و مسلمانی در گرو اعتقاد و التزام به ذاتیات است، نه عرضیات. به بیان دیگر،
ایمان به اسلام عقیدتی – یعنی: ذاتیات اسلام – تعلق می گیرد، نه به اسلام تاریخی –
یعنی: عرضیات

.

نقد اول: عدم ذکر
معنای «ذاتی » و «عرضی

»

در مقدمه مقاله مزبور تحت عنوان «اشاره » که حاوی رئوس مطالب در مقاله
است چنین آمده: «در این مقاله ابتدا عرضی و ذاتی معنا و تعریف شده اند و سپس شئون
و تعلیمات دین به دو دسته شئون و تعلیمات ذاتی و عرضی تقسیم شده اند

».

این در حالی است که نویسنده در ابتدای مقاله خود هیچ تعریفی از دو واژه
«ذاتی » و «عرضی » ارائه نکرده و مستقیما وارد بحث از احکام عام ذاتی و عرضی آن هم
به طور مطلق – نه ذاتی و عرضی در دین که در «اشاره » وعده داده بود – شده است. در
حالی که ضروری ترین امر پیش از بیان احکام یک موضوع، روشن نمودن معنا و تعریف آن
است

.

ابتدا باید الفاظ محوری مورد استفاده در بحث روشن شود و ابهامات آن ها
زدوده گردد. البته در پی نوشت مقاله، اشاره ای مختصر به این مطلب شده است، اما این
چیزی از ابهام این دو واژه نمی کاهد. در آن جا، «ذاتی » به معنای «زیرانداز» و

«

عرضی »
به معنای «روانداز» ترجمه شده است

.

کلمه «ذاتی » دست کم دارای پنج معناست که شیخ الرئیس ابن سینا در کتاب
برهان شفاء

(۱)

، مفصلا به شرح و توضیح آن ها پرداخته است. دو معنای پر استعمال
این دو واژه به «ذاتی باب ایساغوجی » و «ذاتی باب برهان » معروف است که در مقابل

«

عرضی
باب ایساغوجی » و «عرضی باب برهان » به کار می رود. آیا مراد از کلمه ذاتی در
مقاله مزبور، ذاتی باب ایساغوجی است که به عقیده منطق دانان فقط مشتمل بر اجزای
ذات و مقومات ماهیت چیزهاست؟ یا مقصود، ذاتی باب برهان است که دامنه گسترده تری از
ذاتی به معنای اول دارد و اوصاف و عوارض لازم ذات را که از محدوده ماهیت و مقومات
آن خارج است در برمی گیرد؟یااصلامعنای دیگری از ذاتی مورد نظر نویسنده است؟

به هر حال، تحریر محل بحث و توضیح واژه های محوری در آن از ضروری ترین
مقدمات شروع بحث است که در مقاله

«

ذاتی و عرضی در دین » به صورتی روشن و
غیر مبهم رعایت نشده است

.

نقد دوم: یکسان
نبودن موارد کاربرد «ذاتی » و «عرضی

»

از نقاط ضعف مقاله مزبور، این است که نویسنده معنای یکسان و ثابتی از
واژه «ذاتی » اراده نکرده. او در بعضی از عبارت ها، ذاتی را در معنای «ذاتی باب
ایساغوجی

»
(۲)

به کار برده و در بعضی دیگر، موافق معنای ذاتی
باب برهان دانسته است. وی در ابتدای مقاله، پس از ذکر چند ضرب المثل، در مقام بیان
احکام ذاتی و عرضی آن ها برآمده و به هفت مورد از آن ها اشاره می کند که در چهار
مورد بر معنای ذاتی باب برهان دلالت دارد که عوارض لازمه ذات را نیز شامل می شود و
سه مورد دیگر، منطبق بر معنای ذاتی باب ایساغوجی است

.

جمله هایی که واژه «ذاتی » در آن ها لوازم ذات را نیز شامل می شود –
ذاتی باب برهان – از قرار ذیل است: «۱- قوام و هویت آن ضرب المثل به درون مایه
ثابت و مدلول واپسین آن است، نه برون مایه های متغیر و معنای اولین آن

(۳)

نویسنده در این حکم از احکام ذاتی و عرضی، ویژگی های عرضی را به برون
مایه های متغیر اختصاص داده است. بنابراین، اوصاف لازمه ذات چون متغیر نبوده –
بلکه ثابت است – ذاتی می باشد

.

همچنین پس از آن، آورده است: «۲- برون مایه های عرضی از عوامل و شرایط
بسیار فرمان می پذیرند و در چهره ها و اندام های بسیار مختلف ظاهر می شوند و عقلا
حد و حصری برای نحوه تجلی و ظهورشان متصور نیست

(۴)

واضح است که طبق این گزاره، صفات خارج از ذات اما لازمه ذات، عرضی
نبوده، بلکه ذاتی است; چون در نحوه تجلی و ظهورشان همواره محصور و ثابت می باشد

.

اشکال دیگر این عبارت آن است که در آن گفته شده: «برون مایه های
عرضی… عقلا حد و حصری برای نحوه تجلی و ظهورشان متصور نیست.» پیداست که چنین
عبارتی از حیث عقلی و منطقی پذیرفتنی نمی باشد; زیرا اگرچه ممکن است که عرضیات به
گونه های بسیار متنوعی درآیند، اما هرگز تعداد این گونه ها، حتی بالقوه، غیر محصور
و نامتناهی نیست

.

وی در ادامه می گوید: «۴- ضابطه امر عرضی این است که می توانست به گونه
دیگری باشد


(۵)

لازم به ذکر است که ویژگی های لازمه ذات چون با فرض ثبات ذات،
تغییرپذیر نیست، نمی تواند به گونه دیگری باشد

.

پس این ویژگی ها عرضی
نبوده، بلکه ذاتی است، هر چند خارج از ذات باشد

.

در چند سطر بعد چنین آورده است: «۷- عرضی ها اصالت محلی و دوره ای
دارند، نه اصالت جهانی و تاریخی

(۶)

از این حکم نیز فهمیده می شود که صفات خارج از ذات اما لازمه ذات که
محلی و دوره ای یعنی تغییرپذیر نیستند، عرضی نبوده، بلکه ذاتی است و این همان
معنای ذاتی باب برهان است

.

همان گونه که پیداست، نویسنده مقاله «ذاتی و عرضی در دین » در این چهار
مورد از احکام ذاتی و عرضی، ثبات را ملاک ذاتی بودن و تغیر را ملاک عرضی بودن
دانسته است. از این رو، چنین ملاکی با ذاتی باب برهان سازگاری دارد; زیرا صفات لازمه
ذات با وجود این که خارج از ذات است، همانند ذات، ثابت می باشد

.

اما ایشان سه حکم دیگر از احکام ذاتی و عرضی را در لابه لای چهار حکم
مزبور به گونه ای ذکر کرده که با ذاتی و عرضی باب ایساغوجی سازگار است. او در این
سه حکم، به عوض استعمال واژه «ذاتی » از کلمه «ذات » استفاده کرده که این، خود دلیلی
بر صدق مدعای ماست. به عبارت های ذیل توجه کنید

:

«۳-

روح یا ذات برهنه نداریم. ذات ها همواره خود
را در جامه ای از جامه ها و چهره ای از چهره ها عرضه می کنند

(۷)

«۵-

گرچه عملا هیچ گاه ذات از عرضی ها جدا نیست،

…»

«۶-

وقتی می خواهیم ذاتی را از فرهنگی به فرهنگ
دیگر ببریم، کاری ترجمه آسا باید انجام دهیم; یعنی: باید جامه فرهنگ نوین را بر
اندام آن ذات بپوشانیم، وگرنه به نقض غرض و تضییع ذات، خواهد انجامید

(۸)

از آن جاکه بیش تر کاربردهای دو واژه «ذاتی » و «عرضی » در مقاله مزبور
را می توان بر معنای ذاتی و عرضی باب ایساغوجی منطبق نمود، در این نوشتار نیز همین
معنا در نظر گرفته می شود

.

نقد سوم: تنافی
وصول عارفان به حقیقت با ترک شریعت

نویسنده مقاله مزبور، ذیل نکته دوم گفتار خود، از یک سو، در مقام بیان
فرق بین تقسیم محتوای دین به ذاتی و عرضی و از سوی دیگر تقسیم آن به شریعت و طریقت
و حقیقت یا باطن و ظاهر و یا قشر و لب برآمده است و در عبارات خود، گزینه ذیل را
آورده است

:

«

عارفان ظهور حقایق را موجب بطلان شرایع
می شمردند (لو ظهرت الحقائق لبطلت الشرایع) و رسیدن به حقایق را چون برشدن به بام
وصال و بی نیاز شدن از نردبان علم و عمل می دانستند

(۹)

وی در ادامه، به ابیاتی چند از مثنوی نیز استشهاد نموده است

.

اگر مراد عارفان از آنچه گفته شد، این باشد که «وقتی سالک به مقام وصل
برسد دیگر نیازی به شریعت – یعنی علم فقه و احکام عملی – ندارد، به این دلیل که
شریعت تنها وسیله و گذرگاهی برای رسیدن به حق تعالی است و بعد از وصول به مقصد
نیازی به راه نیست »، چنین حرفی بسیار تهی و سخیف می باشد; زیرا صاحبان این عقیده
از این مهم غفلت ورزیده اند که انسان می خواهد به مقام ربوبیت برسد و جوهره ربوبیت
در عبودیت و بندگی خدا بوده و فاصله انسان تا معبود، بی نهایت است. از این رو،
آدمی هیچ گاه به کمالی نمی رسد که بالاتر از آن، مرتبه ای کامل تر وجود نداشته
باشد

.

اشرف مخلوقات عالم – یعنی: حضرت نبی خاتم(ص) تا آخرین لحظه عمر، از عمل
به دستورات الهی و عبادت خالصانه دست نکشید. سیره عملی امامان معصوم(ع) نیز
این گونه بوده است. بر اساس آیات قرآن و روایات و نقل های تاریخی، آن ها لحظه ای
از ظاهر شریعت و عمل به احکام اسلام، نه در خلوت و نه در جلوت، دست نکشیدند و خود
را از این طریق به خدا نزدیک تر می نمودند، نه این که طبق اعتقاد نویسنده مقاله،
«ذاتی و عرضی در دین »، در کنج خلوت دلیری کنند و فرایض شرعی را فرو نهند و تنها
در جمع، حفظ شریعت را برای جمع واجب شمارند

. (۱۰)

این همه مربوط به حوزه عمل بود. اما در حوزه علم، به عقیده نویسنده
مقاله مورد نقد، عارفان رسیدن به حقایق را موجب بی نیازی از نردبان علم نیز
می دانسته اند

.

وی در این زمینه به یک بیت از مثنوی استناد نموده است

:

«

چون به مطلوبت رسیدی ای ملیح شد طلبکاری علم
اکنون قبیح

»
(۱۱)

این در حالی است که حضرت نبی خاتم(ص) با این که به اوج مقامات عرفان
رسیده بود «ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی »(نجم:۸-۹)به توصیه الهی
می گفت:«رب زدنی علما.»(طه:۱۱۴

)

نقد چهارم: تجویز
تغییر عرضیات در دین یعنی تجویز تحریف دین

نویسنده در جمله های پایانی ذیل نکته دوم از مقاله مزبور، چنین آورده
است: «ثالثا، مقصود از عرضی – چنان که آمد – آن است که می توانست و می تواند به
گونه دیگری باشد

در ادامه می گوید: «ذاتی دین، به تبع، آن است که عرضی نیست و دین بدون
آن دین نیست و تغییرش به نفی دین خواهد انجامید. ذاتی اسلام آن است که اسلام بدون
آن اسلام نیست و دگرگونی اش به پیدایی دین دیگری خواهد انجامید

(۱۲)

ایشان اولا در چهارمین حکم از احکام ذاتی و عرضی که قبلا به آن اشاره
نمود، آورده بود: «ضابطه امر عرضی این است که می توانست به گونه دیگری باشد

(۱۳)

اما در عبارت مذکور، کلمه «و می تواند» را به آن افزوده است و این
نکته ای است که سر از تجویز بسیاری از تحریفات در دین درمی آورد

.

توضیح آن که به اعتقاد ایشان (سروش)، عربیت قرآن، عرضی دین اسلام است،

(۱۴)

همچنان که وی فقه و احکام را در هر دینی، از جمله دین اسلام، از عرضیات
می داند

.
(۱۵)

از سوی دیگر، به حکم همین کلمه «می تواند»،
جایز است همه عرضیات دین را تغییر دهیم. از انضمام این دو مقدمه به هم نتیجه
می گیریم که «می توانیم عربیت قرآن و احکام فقهی را در اسلام تغییر دهیم، به طوری
که قرآنی غیر عربی جایگزین قرآن عربی کنیم و فقهی کاملا مغایر با فقه موجود داشته
باشیم

.

مثلا بگوییم از نظر دین اسلام نماز و روزه واجب نیست و یا شراب خواری و
فحشاء حرام نمی باشد و…» این همان تجویز تحریف در دین اسلام است که به عقیده
سروش، لطمه ای به دین نمی زند صفحه محتوای علمی و استاندارد است که به‌صورت کاملاً منظم و حرفه‌ای تنظیم شده است. تمامی اطلاعات به‌دقت گردآوری شده و برای استفاده در تحقیقات و پروژه‌های علمی ایده‌آل است.

با داشتن این مجموعه، نیازی به ویرایش و تغییر ندارید. فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » کاملاً آماده استفاده است و ارائه شما را حرفه‌ای‌تر خواهد کرد. به‌علاوه، پاورپوینت هدیه‌ای که دریافت می‌کنید، کار شما را در جلسات و سمینارها آسان‌تر می‌کند.

تمامی مطالب بر اساس آخرین استانداردهای آموزشی و تحقیقاتی به‌روز شده‌اند و ساختار فایل به‌گونه‌ای طراحی شده که کار با آن راحت و سریع باشد. همچنین، امکان ویرایش تمامی بخش‌ها برای شخصی‌سازی محتوا فراهم است.

ما کیفیت این محصول را تضمین می‌کنیم و در صورت نیاز، پشتیبانی کامل ارائه خواهد شد. همین حالا اقدام کنید و این مجموعه ارزشمند را از دست ندهید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقدی بر مقاله «ذاتی و عرضی در دین » :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اشاره

نوشتار حاضر، در نقد مقاله «ذاتی و عرضی در دین »، نوشته آقای
عبدالکریم سروش به رشته تحریر درآمده است. مجله معرفت به منظور تضارب آراء و روشن
ساختن هر چه بیش تر اذهان ارباب معرفت، این مقاله را به چاپ می رساند و متذکر می گردد
چنانچه سایر اهل قلم نیز سخن قابل طرحی داشته باشند از آن استقبال خواهد شد

.

مقدمه

تهاجم بی وقفه دشمنان اسلام علیه آیین مقدس اسلام در همه حوزه های
فرهنگی و به اشکال گوناگون در این دهه، به خصوص چند ساله اخیر، به طور گسترده ای
صورت می گیرد. مهم ترین هدف این تهاجم ها تخریب ایمان دینی و اعتقادات اسلامی
درجوامع مسلمان، به ویژه میهن اسلامی، ام القرای اسلام و مهد تشیع است. از این رو،
بر همه اندیشوران و خردورزان معتقد به اسلام ناب، لازم است در مقام دفاع و پاسداری
از سنگرهای عقیدتی اسلام برآیند

.

آن چه در ذیل می آید نکاتی است انتقادی به مقاله «ذاتی و عرضی در دین »
نوشته آقای عبدالکریم سروش که در مجله کیان ش. ۴۲ به چاپ رسیده است. ایشان در این
مقاله سعی نموده بسیاری از مطالب دینی و غیر دینی را به عنوان عرضیات اسلام
معرفی کند، آن گاه نظریه جوازتغییر عرضیات در طول اعصار را به عنوان کبرای کلی
مطرح سازد و تلویحا حکم جواز تغییر عرضیات دینی از جمله عربیت قرآن و فرهنگ و
محتویات غیرذاتی اسلام را صادر نماید که این نیز خود بر مبنایی سست و شکننده در
بحث معرفت دینی به نام «قبض و بسط تئوریک شریعت » بنا شده است

.

در ابتدا، گزارشی مختصر از مقاله مزبور بیان می گردد، سپس نقاط ضعف آن
در پی خواهد آمد

:

چکیده ای از مقاله
«ذاتی و عرضی در دین

»

این مقاله مشتمل بر شش بخش (نکته) و یک نتیجه است

:

اول. بیان برخی از احکام ذاتی و عرضی به طور عام

;

دوم. بیان تفاوت تقسیم دین به ذاتی و عرضی و تقسیمات دیگر دین; مثل
تقسیم آن به ظاهر و باطن یا قشر و لب و یا شریعت و طریقت و حقیقت

.

سوم. نفی طبیعت مشترک و جامع بین ادیان و نفی شباهت آن ها با یکدیگر;
وی مطابق قول ویتگنشتاین، شباهت ادیان را از نوع شباهت خانوادگی دانسته است، نه از
نوع شباهت افراد یک نوع یا یک جنس. از این رو، دست یابی به تعریف ماهوی واحد از
دین به عنوان جامع مشترک بین ادیان را کاری غیر ممکن شمرده است. در پایان این بخش،
خوانندگان را به جست وجو و کشف عرضیات ادیان توصیه می کند که پرحاصل تر از کاوش در
ذاتیات آن هاست

.

چهارم. بیان نمونه هایی از عرضیات کتاب مثنوی; از جمله، فارسی بودن مثنوی،
منظوم بودن آن، به کار رفتن ادبیات عربی و کلمات ترکی در بعضی از فرازهای آن،
تاثیر رخدادها و اتفاقات مختلف زمانه در محتوای شعری کتاب و ورود برخی از کلمات
رکیک و الفاظ مستهجن در آن و نیز ورود آداب و رسوم فرهنگ زمانه در آن، همچنین ذکر
برخی از گزاره های علوم گوناگون در مثنوی; مثل فقه و طب و نجوم و جانورشناسی و
امثال آن

.

پنجم. ذکر این نکته که عرضیات نه از دل ذات برمی آیند – یعنی: نه معلول
ذاتند – و نه به دلیل ثبات ذات، ثابت می مانند، بلکه همواره قابل تغییر و
جانشین پذیرند، بدون این که ذات آن ها، دستخوش دگرگونی گردد. به ذات نیز تعین نمی بخشند،
بلکه مجال تجلی می دهند. در پایان این بخش، انتظارات بشر را از دین، یکی از
معیارهای شناخت ذاتی و عرضی در دین معرفی می کند; یعنی: آنچه را انسان مقصود
بالذات، دین بداند، ذاتی دین است و آنچه بالعرض مقصود باشد و نه بالذات، عرضی
خواهد بود

.

ششم. بیان بعضی از عرضیات دین; نویسنده در ذیل این نکته، عربی بودن
زبان اسلام – یعنی: قرآن – را عرضی دین اسلام دانسته و فرهنگ اسلام را فرهنگی عربی
معرفی نموده، سپس آن را عرضی اسلام شمرده است. ورود نظریه های علمی در کتاب و سنت
و نیز داستان ها و رخدادهایی که در قرآن ذکر شده همگی از عرضیات اسلام خوانده شده
و در نهایت، علم فقه دراسلام، عرضی این دین معرفی گردیده است. نویسنده اعتقاد به
شخصیت حضرت نبی اکرم(ص) را ذاتی دین اسلام دانسته و نقش شخصیت های دیگر اسلامی،
حتی شخصیت امامان معصوم(ع) را عرضی دین اسلام ذکر کرده است

.

در پایان، مقاله مزبور نیز چنین نتیجه می گیرد که از هیچ امر عرضی به
هیچ امر ذاتی نمی توان رسید. اسلام عقیدتی، عین ذاتیات و اسلام تاریخی عین عرضیات
بوده و مسلمانی در گرو اعتقاد و التزام به ذاتیات است، نه عرضیات. به بیان دیگر،
ایمان به اسلام عقیدتی – یعنی: ذاتیات اسلام – تعلق می گیرد، نه به اسلام تاریخی –
یعنی: عرضیات

.

نقد اول: عدم ذکر
معنای «ذاتی » و «عرضی

»

در مقدمه مقاله مزبور تحت عنوان «اشاره » که حاوی رئوس مطالب در مقاله
است چنین آمده: «در این مقاله ابتدا عرضی و ذاتی معنا و تعریف شده اند و سپس شئون
و تعلیمات دین به دو دسته شئون و تعلیمات ذاتی و عرضی تقسیم شده اند

».

این در حالی است که نویسنده در ابتدای مقاله خود هیچ تعریفی از دو واژه
«ذاتی » و «عرضی » ارائه نکرده و مستقیما وارد بحث از احکام عام ذاتی و عرضی آن هم
به طور مطلق – نه ذاتی و عرضی در دین که در «اشاره » وعده داده بود – شده است. در
حالی که ضروری ترین امر پیش از بیان احکام یک موضوع، روشن نمودن معنا و تعریف آن
است

.

ابتدا باید الفاظ محوری مورد استفاده در بحث روشن شود و ابهامات آن ها
زدوده گردد. البته در پی نوشت مقاله، اشاره ای مختصر به این مطلب شده است، اما این
چیزی از ابهام این دو واژه نمی کاهد. در آن جا، «ذاتی » به معنای «زیرانداز» و

«

عرضی »
به معنای «روانداز» ترجمه شده است

.

کلمه «ذاتی » دست کم دارای پنج معناست که شیخ الرئیس ابن سینا در کتاب
برهان شفاء

(۱)

، مفصلا به شرح و توضیح آن ها پرداخته است. دو معنای پر استعمال
این دو واژه به «ذاتی باب ایساغوجی » و «ذاتی باب برهان » معروف است که در مقابل

«

عرضی
باب ایساغوجی » و «عرضی باب برهان » به کار می رود. آیا مراد از کلمه ذاتی در
مقاله مزبور، ذاتی باب ایساغوجی است که به عقیده منطق دانان فقط مشتمل بر اجزای
ذات و مقومات ماهیت چیزهاست؟ یا مقصود، ذاتی باب برهان است که دامنه گسترده تری از
ذاتی به معنای اول دارد و اوصاف و عوارض لازم ذات را که از محدوده ماهیت و مقومات
آن خارج است در برمی گیرد؟یااصلامعنای دیگری از ذاتی مورد نظر نویسنده است؟

به هر حال، تحریر محل بحث و توضیح واژه های محوری در آن از ضروری ترین
مقدمات شروع بحث است که در مقاله

«

ذاتی و عرضی در دین » به صورتی روشن و
غیر مبهم رعایت نشده است

.

نقد دوم: یکسان
نبودن موارد کاربرد «ذاتی » و «عرضی

»

از نقاط ضعف مقاله مزبور، این است که نویسنده معنای یکسان و ثابتی از
واژه «ذاتی » اراده نکرده. او در بعضی از عبارت ها، ذاتی را در معنای «ذاتی باب
ایساغوجی

»
(۲)

به کار برده و در بعضی دیگر، موافق معنای ذاتی
باب برهان دانسته است. وی در ابتدای مقاله، پس از ذکر چند ضرب المثل، در مقام بیان
احکام ذاتی و عرضی آن ها برآمده و به هفت مورد از آن ها اشاره می کند که در چهار
مورد بر معنای ذاتی باب برهان دلالت دارد که عوارض لازمه ذات را نیز شامل می شود و
سه مورد دیگر، منطبق بر معنای ذاتی باب ایساغوجی است

.

جمله هایی که واژه «ذاتی » در آن ها لوازم ذات را نیز شامل می شود –
ذاتی باب برهان – از قرار ذیل است: «۱- قوام و هویت آن ضرب المثل به درون مایه
ثابت و مدلول واپسین آن است، نه برون مایه های متغیر و معنای اولین آن

(۳)

نویسنده در این حکم از احکام ذاتی و عرضی، ویژگی های عرضی را به برون
مایه های متغیر اختصاص داده است. بنابراین، اوصاف لازمه ذات چون متغیر نبوده –
بلکه ثابت است – ذاتی می باشد

.

همچنین پس از آن، آورده است: «۲- برون مایه های عرضی از عوامل و شرایط
بسیار فرمان می پذیرند و در چهره ها و اندام های بسیار مختلف ظاهر می شوند و عقلا
حد و حصری برای نحوه تجلی و ظهورشان متصور نیست

(۴)

واضح است که طبق این گزاره، صفات خارج از ذات اما لازمه ذات، عرضی
نبوده، بلکه ذاتی است; چون در نحوه تجلی و ظهورشان همواره محصور و ثابت می باشد

.

اشکال دیگر این عبارت آن است که در آن گفته شده: «برون مایه های
عرضی… عقلا حد و حصری برای نحوه تجلی و ظهورشان متصور نیست.» پیداست که چنین
عبارتی از حیث عقلی و منطقی پذیرفتنی نمی باشد; زیرا اگرچه ممکن است که عرضیات به
گونه های بسیار متنوعی درآیند، اما هرگز تعداد این گونه ها، حتی بالقوه، غیر محصور
و نامتناهی نیست

.

وی در ادامه می گوید: «۴- ضابطه امر عرضی این است که می توانست به گونه
دیگری باشد


(۵)

لازم به ذکر است که ویژگی های لازمه ذات چون با فرض ثبات ذات،
تغییرپذیر نیست، نمی تواند به گونه دیگری باشد

.

پس این ویژگی ها عرضی
نبوده، بلکه ذاتی است، هر چند خارج از ذات باشد

.

در چند سطر بعد چنین آورده است: «۷- عرضی ها اصالت محلی و دوره ای
دارند، نه اصالت جهانی و تاریخی

(۶)

از این حکم نیز فهمیده می شود که صفات خارج از ذات اما لازمه ذات که
محلی و دوره ای یعنی تغییرپذیر نیستند، عرضی نبوده، بلکه ذاتی است و این همان
معنای ذاتی باب برهان است

.

همان گونه که پیداست، نویسنده مقاله «ذاتی و عرضی در دین » در این چهار
مورد از احکام ذاتی و عرضی، ثبات را ملاک ذاتی بودن و تغیر را ملاک عرضی بودن
دانسته است. از این رو، چنین ملاکی با ذاتی باب برهان سازگاری دارد; زیرا صفات لازمه
ذات با وجود این که خارج از ذات است، همانند ذات، ثابت می باشد

.

اما ایشان سه حکم دیگر از احکام ذاتی و عرضی را در لابه لای چهار حکم
مزبور به گونه ای ذکر کرده که با ذاتی و عرضی باب ایساغوجی سازگار است. او در این
سه حکم، به عوض استعمال واژه «ذاتی » از کلمه «ذات » استفاده کرده که این، خود دلیلی
بر صدق مدعای ماست. به عبارت های ذیل توجه کنید

:

«۳-

روح یا ذات برهنه نداریم. ذات ها همواره خود
را در جامه ای از جامه ها و چهره ای از چهره ها عرضه می کنند

(۷)

«۵-

گرچه عملا هیچ گاه ذات از عرضی ها جدا نیست،

…»

«۶-

وقتی می خواهیم ذاتی را از فرهنگی به فرهنگ
دیگر ببریم، کاری ترجمه آسا باید انجام دهیم; یعنی: باید جامه فرهنگ نوین را بر
اندام آن ذات بپوشانیم، وگرنه به نقض غرض و تضییع ذات، خواهد انجامید

(۸)

از آن جاکه بیش تر کاربردهای دو واژه «ذاتی » و «عرضی » در مقاله مزبور
را می توان بر معنای ذاتی و عرضی باب ایساغوجی منطبق نمود، در این نوشتار نیز همین
معنا در نظر گرفته می شود

.

نقد سوم: تنافی
وصول عارفان به حقیقت با ترک شریعت

نویسنده مقاله مزبور، ذیل نکته دوم گفتار خود، از یک سو، در مقام بیان
فرق بین تقسیم محتوای دین به ذاتی و عرضی و از سوی دیگر تقسیم آن به شریعت و طریقت
و حقیقت یا باطن و ظاهر و یا قشر و لب برآمده است و در عبارات خود، گزینه ذیل را
آورده است

:

«

عارفان ظهور حقایق را موجب بطلان شرایع
می شمردند (لو ظهرت الحقائق لبطلت الشرایع) و رسیدن به حقایق را چون برشدن به بام
وصال و بی نیاز شدن از نردبان علم و عمل می دانستند

(۹)

وی در ادامه، به ابیاتی چند از مثنوی نیز استشهاد نموده است

.

اگر مراد عارفان از آنچه گفته شد، این باشد که «وقتی سالک به مقام وصل
برسد دیگر نیازی به شریعت – یعنی علم فقه و احکام عملی – ندارد، به این دلیل که
شریعت تنها وسیله و گذرگاهی برای رسیدن به حق تعالی است و بعد از وصول به مقصد
نیازی به راه نیست »، چنین حرفی بسیار تهی و سخیف می باشد; زیرا صاحبان این عقیده
از این مهم غفلت ورزیده اند که انسان می خواهد به مقام ربوبیت برسد و جوهره ربوبیت
در عبودیت و بندگی خدا بوده و فاصله انسان تا معبود، بی نهایت است. از این رو،
آدمی هیچ گاه به کمالی نمی رسد که بالاتر از آن، مرتبه ای کامل تر وجود نداشته
باشد

.

اشرف مخلوقات عالم – یعنی: حضرت نبی خاتم(ص) تا آخرین لحظه عمر، از عمل
به دستورات الهی و عبادت خالصانه دست نکشید. سیره عملی امامان معصوم(ع) نیز
این گونه بوده است. بر اساس آیات قرآن و روایات و نقل های تاریخی، آن ها لحظه ای
از ظاهر شریعت و عمل به احکام اسلام، نه در خلوت و نه در جلوت، دست نکشیدند و خود
را از این طریق به خدا نزدیک تر می نمودند، نه این که طبق اعتقاد نویسنده مقاله،
«ذاتی و عرضی در دین »، در کنج خلوت دلیری کنند و فرایض شرعی را فرو نهند و تنها
در جمع، حفظ شریعت را برای جمع واجب شمارند

. (۱۰)

این همه مربوط به حوزه عمل بود. اما در حوزه علم، به عقیده نویسنده
مقاله مورد نقد، عارفان رسیدن به حقایق را موجب بی نیازی از نردبان علم نیز
می دانسته اند

.

وی در این زمینه به یک بیت از مثنوی استناد نموده است

:

«

چون به مطلوبت رسیدی ای ملیح شد طلبکاری علم
اکنون قبیح

»
(۱۱)

این در حالی است که حضرت نبی خاتم(ص) با این که به اوج مقامات عرفان
رسیده بود «ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی »(نجم:۸-۹)به توصیه الهی
می گفت:«رب زدنی علما.»(طه:۱۱۴

)

نقد چهارم: تجویز
تغییر عرضیات در دین یعنی تجویز تحریف دین

نویسنده در جمله های پایانی ذیل نکته دوم از مقاله مزبور، چنین آورده
است: «ثالثا، مقصود از عرضی – چنان که آمد – آن است که می توانست و می تواند به
گونه دیگری باشد

در ادامه می گوید: «ذاتی دین، به تبع، آن است که عرضی نیست و دین بدون
آن دین نیست و تغییرش به نفی دین خواهد انجامید. ذاتی اسلام آن است که اسلام بدون
آن اسلام نیست و دگرگونی اش به پیدایی دین دیگری خواهد انجامید

(۱۲)

ایشان اولا در چهارمین حکم از احکام ذاتی و عرضی که قبلا به آن اشاره
نمود، آورده بود: «ضابطه امر عرضی این است که می توانست به گونه دیگری باشد

(۱۳)

اما در عبارت مذکور، کلمه «و می تواند» را به آن افزوده است و این
نکته ای است که سر از تجویز بسیاری از تحریفات در دین درمی آورد

.

توضیح آن که به اعتقاد ایشان (سروش)، عربیت قرآن، عرضی دین اسلام است،

(۱۴)

همچنان که وی فقه و احکام را در هر دینی، از جمله دین اسلام، از عرضیات
می داند

.
(۱۵)

از سوی دیگر، به حکم همین کلمه «می تواند»،
جایز است همه عرضیات دین را تغییر دهیم. از انضمام این دو مقدمه به هم نتیجه
می گیریم که «می توانیم عربیت قرآن و احکام فقهی را در اسلام تغییر دهیم، به طوری
که قرآنی غیر عربی جایگزین قرآن عربی کنیم و فقهی کاملا مغایر با فقه موجود داشته
باشیم

.

مثلا بگوییم از نظر دین اسلام نماز و روزه واجب نیست و یا شراب خواری و
فحشاء حرام نمی باشد و…» این همان تجویز تحریف در دین اسلام است که به عقیده
سروش، لطمه ای به دین نمی زند

.


 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *