تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر برای شما!

با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین، یک پاورپوینت حرفه‌ای و جذاب را کاملاً رایگان از ما هدیه بگیرید.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین بهترین انتخاب شماست؟

  • 104 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    پیش از این گذشت که کتاب «پایان فضیلت » نوشته السدیر مک اینتار نقدی
    بر تفکر اخلاقی رایج در غرب است. از ویژگی های این کتاب شیوه نگرش نقادانه آن بر
    مکاتبی است که الگوهای گزینش فردی را جایگزین فضایل اخلاقی و اصول ارزشی می کنند.
    در فصل چهاردهم این کتاب، او ضمن اشاره به نقد نظراتی همچون ذهن گروی و
    عاطفه گروی، فضایل مختلف را در چند مکتب بر شمرده و با هم مقایسه می نماید و سعی
    دارد با ایجاد نوعی سازگاری بین این نظریات، اخلاق مبتنی بر فضیلت را از دیدگاه
    خود تبیین نماید

    :

    ماهیت فضایل

    به قدری تصورات متعدد از یک فضیلت وجود دارد که نمی توان این مفهوم یا
    در واقع، تاریخ آن را دارای یک وحدت واقعی دانست. هومر، سوفوکلس، ارسطو، عهد جدید
    و متفکران قرون وسطی از جهات بسیار با هم فرق داشتند. آنان فهرست های گوناگون و
    ناسازگاری از فضایل به ما عرضه کرده اند. در سنتی که من تبیین نمودم نیز مفهوم
    اصلی واحدی وجود ندارد

    .

    در اینجا، ابتدا بعضی از جهات کلیدی نظریات مختلف را دوباره ذکر
    می نماییم و سپس برای مقایسه بیشتر، نظری به فهرست فضایل از دیدگاه دو نویسنده
    غربی جدیدتر، بنیامین فرانکلین

    (۱)

    و جین آوستین

    (۲)

    می افکنیم

    .

    امروزه به روشنی، بیشتر ما می توانیم دست کم، بعضی از عناوین موجود در
    فهرست فضایل هومر، را اصلا از فضایل

    (۳)

    به حساب نیاوریم.
    «قدرت بدنی » بارزترین مثال از این موارد است. هومر آن را یک مزیت یا «آریته »
    می داند، در حالی که ما آن را از فضایل محسوب نمی داریم

    .

    فهرست فضایل هومر و فهرست ارسطو و فهرست ما – همه با هم متفاوتند. یکی
    از دلایل آن این است که بعضی از واژه های یونانی فضیلت به سادگی به انگلیسی ترجمه
    نمی شوند. علاوه بر آن، می توان ملاحظه نمود که «دوستی » به عنوان یک فضیلت در
    فهرست ارسطو تا چه حد اهمیت دارد و تا چه حد با نظر ما تفاوت دارد! یا جایگاه
    فرونسیس

    (۴)

    (

    حکمت نظری)
    چطور با نظر هومر یا با نظر ما متفاوت است. همان گونه که ارسطو نفس را ستایش
    می کند، به همان نحو هومر بدن را می ستاید

    .

    فرق دیگر این فهرست ها در اولویت بندی فضایل است. طبق نظر ارسطو، فضایل
    تنها در دسترس کسانی است که دارای ثروت زیاد و موقعیت اجتماعی والا باشند; فضایلی
    وجود دارد که برای انسان های فقیر – هرچند آزاد هم باشند – قابل دستیابی نیست. در
    نظر ارسطو، این فضایل برای حیات بشر فضایلی اساسی می باشند. کرامت

    (۵)

    و سخاوت

    (۶)

    در طرح ارسطو تنها فضایلی
    معمولی نیستند،بلکه فضایلی مهم می باشند

    .

    فهرست ارسطو چشمگیرترین تقابل را نه با فهرست ما، بلکه با فهرست عهد
    جدید دارد. عهد جدید نه تنها فضایلی را ستایش می کند که ارسطو درباره آنها هیچ
    نمی داند (یعنی ایمان، امید و عشق) و هیچ حرفی از فضایلی همچون حکمت نظری

    (۷)

    که در نزد ارسطو سرنوشت ساز است، نمی زند، بلکه «تواضع » را به عنوان
    فضیلت می ستاید، در حالی که ارسطو آن را یک رذیلت در مقابل «کرامت » به حساب
    می آورد. به علاوه، از آنجا که عهد جدید ثروتمندان را به روشنی تمام، مقدر به عذاب
    جهنم می داند، روشن است که فضایل کلیدی نمی تواند در دسترس آنها باشد، ولی این
    فضایل برای بردگان در دسترس است و عهد جدید نیز نه تنها در عناوین موجود در
    فهرست نامه خود، هم با هومر و هم ارسطو اختلاف دارد، بلکه علاوه بر آن، در ترتیب
    درجات فضایل نیز با آنها متفاوت است

    .

    در فهرست جین آوستین، دو ویژگی برجسته وجود دارد. اولین ویژگی، اهمیتی
    است که او برای فضیلت «ثبات

    » (۸)

    قایل است.«ثبات » از
    بعضی جهات نزد جین اوستین نقشی مشابه نقش حکمت نظری

    (۹)

    نزد ارسطو ایفا می کند. کسب این فضیلت لازمه کسب دیگر فضایل است. دومین
    ویژگی، این است که آنچه ارسطو فضیلت «همسازی

    » (۱۰)

    تلقی
    می کند جین اوستین آن را فقط نمای دروغینی ازیک فضیلت اصیل (رافت

    ) (۱۱)

    می انگارد. از سوی دیگر، ارسطو شجاعت نظامی را نمای دروغینی از یک
    شجاعت حقیقی تلقی می کند. از این رو، هنوز می توان نوع دیگری از عدم توافق در
    فضایل را در اینجا یافت

    ;

    یعنی، عدم توافق در باره اینکه کدام یک از فضایل اصیل و
    کدام یک دروغین هستند

    .

    بنیامین فرانکلین فضایل جدیدی مانند پاکیزگی، سکوت و سخت کوشی

    (۱۲)

    برمی شمارد. او به وضوح، انگیزش برای کسب را بخشی از فضیلت به حساب
    می آورد، در حالی که نزد بیشتر یونانیان باستان این همان رذیلت حرص

    (۱۳)

    است. او بعضی از فضایل فرعی در قرون قبل را به عنوان فضایل اصلی تلقی
    می کند، بعضی از فضایل متعارف را نیز دوباره تعریف می کند. در فهرست سیزده فضیلتی
    که فرانکلین برای نظام خود گردآوری نموده است، هر فضیلت را به وسیله یک قاعده تبیین
    می کند. در مورد «عفت » قاعده این است: «به ندرت، از آمیزش جنسی بهره ور شو، مگر
    برای سلامتی یا فرزنددار شدن و نه تا حد رخوت، ضعف و لطمه به آرامش یا آبروی خود
    یا دیگری.» واضح است که این چیزی نیست که نویسندگان پیشین از عفت منظور داشته اند

    .

    سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این همه تفاوت در عناوین
    فضایل و نیز اختلاف نظر در ماهیت فضایل، چرا باید فرض کنیم که همه به دنبال فهرست
    واحد و یکسانی بوده اند؟

    تا زمانی که ما نقش های اجتماعی اصلی در جامعه زمان هومر و لوازم هر یک
    از آنها را نشناسیم، نمی توانیم فضایل عهد هومر را به خوبی بازیابیم. مفهوم «فلان
    نقشی که هر کس داراست و باید انجام دهد» مقدم بر مفهوم یک فضیلت است

    ;

    مفهوم
    دوم تنها از طریق مفهوم اول کاربرد دارد

    .

    در شرح ارسطو مساله کاملا متفاوت است. هرچند بعضی از فضایل تنها برای
    عده خاصی از مردم قابل حصول است، با این حال، فضایل نه به انسان به عنوان صاحب یک
    نقش اجتماعی، بلکه به انسان فی نفسه، متعلق می شود. غایت انسان به عنوان یک نوع،
    تعیین می کند که کدام یک از اوصاف بشری فضیلت اند. هر چند ارسطو اکتساب فضایل و
    به کارگیری آنها را چون وسیله ای برای یک هدف می انگارد، ولی ارتباط وسیله با هدف
    یک ارتباط بیرونی نبوده، بلکه درونی

    (۱۴)

    است

    .

    منظور
    من از وسیله ای درونی نسبت به یک هدف مفروض این است که آن هدف نتواند به نحوی
    مناسب، مستقل از توصیف آن وسیله، توصیف گردد. بنابر این، در شرح ارسطو، زندگی نیک
    برای بشر همراه با فضایل و غایت است

    .

    به کارگیری فضایل فی نفسه، یک مؤلفه
    سرنوشت ساز در حیات نیک برای انسان است. این تمایز بین وسایل درونی و بیرونی
    نسبت به یک هدف، توسط خود ارسطو در اخلاق نیکوماخوس ترسیم نشده، بلکه این تمایزی
    است که بعدا توسط آکویناس تبیین گردیده است

    .

    شرح عهد جدید از فضایل هرچند در محتوا با شرح ارسطو تفاوت بسیار دارد،
    ولی این شرح دارای همان ساختار مفهومی و منطقی شرح ارسطو است. درست همانند ارسطو،
    در عهد جدید نیز فضیلت وصفی است که بکارگیری آن ما را به تحصیل غایت

    (۱۵)

    بشر رهنمون می سازد. البته خیر انسان یک خیر ما فوق طبیعی است و نه فقط
    طبیعی، ولی فوق طبیعی که طبیعت را جبران و تکمیل می نماید. گذشته از آن، ارتباط
    فضایل به عنوان وسیله برای هدفی که همان اتحاد بشر

    (۱۶)

    در حکومت الهی در عهد آتیه است، مانند نظر ارسطو، بیرونی نبوده، بلکه
    درونی است. مسلما همین تشابه است که به آکویناس اجازه می دهد تا ترکیبی از ارسطو و
    عهد جدید را به دست دهد. یک ویژگی کلیدی در این وجه تشابه نحوه تقدم مفهوم «حیات
    نیک برای انسان » بر فضیلت است، درست به همان شکل که درشرح هومر مفهوم نقش اجتماعی
    مقدم بود

    .

    مفاد نظریه جین آوستین در باره فضایل به نوعی دیگر است. سی اس لوئیس

    (۱۷)

    به حق تاکید کرده است که تا چه حد دید اخلاقی او عمیقا برگرفته از
    مسیحیت است. گیلبرت رایل

    (۱۸)

    نیز بر
    میراث خواری او از شافتزبوری

    صفحه استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین شامل ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    پیش از این گذشت که کتاب «پایان فضیلت » نوشته السدیر مک اینتار نقدی
    بر تفکر اخلاقی رایج در غرب است. از ویژگی های این کتاب شیوه نگرش نقادانه آن بر
    مکاتبی است که الگوهای گزینش فردی را جایگزین فضایل اخلاقی و اصول ارزشی می کنند.
    در فصل چهاردهم این کتاب، او ضمن اشاره به نقد نظراتی همچون ذهن گروی و
    عاطفه گروی، فضایل مختلف را در چند مکتب بر شمرده و با هم مقایسه می نماید و سعی
    دارد با ایجاد نوعی سازگاری بین این نظریات، اخلاق مبتنی بر فضیلت را از دیدگاه
    خود تبیین نماید

    :

    ماهیت فضایل

    به قدری تصورات متعدد از یک فضیلت وجود دارد که نمی توان این مفهوم یا
    در واقع، تاریخ آن را دارای یک وحدت واقعی دانست. هومر، سوفوکلس، ارسطو، عهد جدید
    و متفکران قرون وسطی از جهات بسیار با هم فرق داشتند. آنان فهرست های گوناگون و
    ناسازگاری از فضایل به ما عرضه کرده اند. در سنتی که من تبیین نمودم نیز مفهوم
    اصلی واحدی وجود ندارد

    .

    در اینجا، ابتدا بعضی از جهات کلیدی نظریات مختلف را دوباره ذکر
    می نماییم و سپس برای مقایسه بیشتر، نظری به فهرست فضایل از دیدگاه دو نویسنده
    غربی جدیدتر، بنیامین فرانکلین

    (۱)

    و جین آوستین

    (۲)

    می افکنیم

    .

    امروزه به روشنی، بیشتر ما می توانیم دست کم، بعضی از عناوین موجود در
    فهرست فضایل هومر، را اصلا از فضایل

    (۳)

    به حساب نیاوریم.
    «قدرت بدنی » بارزترین مثال از این موارد است. هومر آن را یک مزیت یا «آریته »
    می داند، در حالی که ما آن را از فضایل محسوب نمی داریم

    .

    فهرست فضایل هومر و فهرست ارسطو و فهرست ما – همه با هم متفاوتند. یکی
    از دلایل آن این است که بعضی از واژه های یونانی فضیلت به سادگی به انگلیسی ترجمه
    نمی شوند. علاوه بر آن، می توان ملاحظه نمود که «دوستی » به عنوان یک فضیلت در
    فهرست ارسطو تا چه حد اهمیت دارد و تا چه حد با نظر ما تفاوت دارد! یا جایگاه
    فرونسیس

    (۴)

    (

    حکمت نظری)
    چطور با نظر هومر یا با نظر ما متفاوت است. همان گونه که ارسطو نفس را ستایش
    می کند، به همان نحو هومر بدن را می ستاید

    .

    فرق دیگر این فهرست ها در اولویت بندی فضایل است. طبق نظر ارسطو، فضایل
    تنها در دسترس کسانی است که دارای ثروت زیاد و موقعیت اجتماعی والا باشند; فضایلی
    وجود دارد که برای انسان های فقیر – هرچند آزاد هم باشند – قابل دستیابی نیست. در
    نظر ارسطو، این فضایل برای حیات بشر فضایلی اساسی می باشند. کرامت

    (۵)

    و سخاوت

    (۶)

    در طرح ارسطو تنها فضایلی
    معمولی نیستند،بلکه فضایلی مهم می باشند

    .

    فهرست ارسطو چشمگیرترین تقابل را نه با فهرست ما، بلکه با فهرست عهد
    جدید دارد. عهد جدید نه تنها فضایلی را ستایش می کند که ارسطو درباره آنها هیچ
    نمی داند (یعنی ایمان، امید و عشق) و هیچ حرفی از فضایلی همچون حکمت نظری

    (۷)

    که در نزد ارسطو سرنوشت ساز است، نمی زند، بلکه «تواضع » را به عنوان
    فضیلت می ستاید، در حالی که ارسطو آن را یک رذیلت در مقابل «کرامت » به حساب
    می آورد. به علاوه، از آنجا که عهد جدید ثروتمندان را به روشنی تمام، مقدر به عذاب
    جهنم می داند، روشن است که فضایل کلیدی نمی تواند در دسترس آنها باشد، ولی این
    فضایل برای بردگان در دسترس است و عهد جدید نیز نه تنها در عناوین موجود در
    فهرست نامه خود، هم با هومر و هم ارسطو اختلاف دارد، بلکه علاوه بر آن، در ترتیب
    درجات فضایل نیز با آنها متفاوت است

    .

    در فهرست جین آوستین، دو ویژگی برجسته وجود دارد. اولین ویژگی، اهمیتی
    است که او برای فضیلت «ثبات

    » (۸)

    قایل است.«ثبات » از
    بعضی جهات نزد جین اوستین نقشی مشابه نقش حکمت نظری

    (۹)

    نزد ارسطو ایفا می کند. کسب این فضیلت لازمه کسب دیگر فضایل است. دومین
    ویژگی، این است که آنچه ارسطو فضیلت «همسازی

    » (۱۰)

    تلقی
    می کند جین اوستین آن را فقط نمای دروغینی ازیک فضیلت اصیل (رافت

    ) (۱۱)

    می انگارد. از سوی دیگر، ارسطو شجاعت نظامی را نمای دروغینی از یک
    شجاعت حقیقی تلقی می کند. از این رو، هنوز می توان نوع دیگری از عدم توافق در
    فضایل را در اینجا یافت

    ;

    یعنی، عدم توافق در باره اینکه کدام یک از فضایل اصیل و
    کدام یک دروغین هستند

    .

    بنیامین فرانکلین فضایل جدیدی مانند پاکیزگی، سکوت و سخت کوشی

    (۱۲)

    برمی شمارد. او به وضوح، انگیزش برای کسب را بخشی از فضیلت به حساب
    می آورد، در حالی که نزد بیشتر یونانیان باستان این همان رذیلت حرص

    (۱۳)

    است. او بعضی از فضایل فرعی در قرون قبل را به عنوان فضایل اصلی تلقی
    می کند، بعضی از فضایل متعارف را نیز دوباره تعریف می کند. در فهرست سیزده فضیلتی
    که فرانکلین برای نظام خود گردآوری نموده است، هر فضیلت را به وسیله یک قاعده تبیین
    می کند. در مورد «عفت » قاعده این است: «به ندرت، از آمیزش جنسی بهره ور شو، مگر
    برای سلامتی یا فرزنددار شدن و نه تا حد رخوت، ضعف و لطمه به آرامش یا آبروی خود
    یا دیگری.» واضح است که این چیزی نیست که نویسندگان پیشین از عفت منظور داشته اند

    .

    سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این همه تفاوت در عناوین
    فضایل و نیز اختلاف نظر در ماهیت فضایل، چرا باید فرض کنیم که همه به دنبال فهرست
    واحد و یکسانی بوده اند؟

    تا زمانی که ما نقش های اجتماعی اصلی در جامعه زمان هومر و لوازم هر یک
    از آنها را نشناسیم، نمی توانیم فضایل عهد هومر را به خوبی بازیابیم. مفهوم «فلان
    نقشی که هر کس داراست و باید انجام دهد» مقدم بر مفهوم یک فضیلت است

    ;

    مفهوم
    دوم تنها از طریق مفهوم اول کاربرد دارد

    .

    در شرح ارسطو مساله کاملا متفاوت است. هرچند بعضی از فضایل تنها برای
    عده خاصی از مردم قابل حصول است، با این حال، فضایل نه به انسان به عنوان صاحب یک
    نقش اجتماعی، بلکه به انسان فی نفسه، متعلق می شود. غایت انسان به عنوان یک نوع،
    تعیین می کند که کدام یک از اوصاف بشری فضیلت اند. هر چند ارسطو اکتساب فضایل و
    به کارگیری آنها را چون وسیله ای برای یک هدف می انگارد، ولی ارتباط وسیله با هدف
    یک ارتباط بیرونی نبوده، بلکه درونی

    (۱۴)

    است

    .

    منظور
    من از وسیله ای درونی نسبت به یک هدف مفروض این است که آن هدف نتواند به نحوی
    مناسب، مستقل از توصیف آن وسیله، توصیف گردد. بنابر این، در شرح ارسطو، زندگی نیک
    برای بشر همراه با فضایل و غایت است

    .

    به کارگیری فضایل فی نفسه، یک مؤلفه
    سرنوشت ساز در حیات نیک برای انسان است. این تمایز بین وسایل درونی و بیرونی
    نسبت به یک هدف، توسط خود ارسطو در اخلاق نیکوماخوس ترسیم نشده، بلکه این تمایزی
    است که بعدا توسط آکویناس تبیین گردیده است

    .

    شرح عهد جدید از فضایل هرچند در محتوا با شرح ارسطو تفاوت بسیار دارد،
    ولی این شرح دارای همان ساختار مفهومی و منطقی شرح ارسطو است. درست همانند ارسطو،
    در عهد جدید نیز فضیلت وصفی است که بکارگیری آن ما را به تحصیل غایت

    (۱۵)

    بشر رهنمون می سازد. البته خیر انسان یک خیر ما فوق طبیعی است و نه فقط
    طبیعی، ولی فوق طبیعی که طبیعت را جبران و تکمیل می نماید. گذشته از آن، ارتباط
    فضایل به عنوان وسیله برای هدفی که همان اتحاد بشر

    (۱۶)

    در حکومت الهی در عهد آتیه است، مانند نظر ارسطو، بیرونی نبوده، بلکه
    درونی است. مسلما همین تشابه است که به آکویناس اجازه می دهد تا ترکیبی از ارسطو و
    عهد جدید را به دست دهد. یک ویژگی کلیدی در این وجه تشابه نحوه تقدم مفهوم «حیات
    نیک برای انسان » بر فضیلت است، درست به همان شکل که درشرح هومر مفهوم نقش اجتماعی
    مقدم بود

    .

    مفاد نظریه جین آوستین در باره فضایل به نوعی دیگر است. سی اس لوئیس

    (۱۷)

    به حق تاکید کرده است که تا چه حد دید اخلاقی او عمیقا برگرفته از
    مسیحیت است. گیلبرت رایل

    (۱۸)

    نیز بر
    میراث خواری او از شافتزبوری

    صفحه منظم و آماده استفاده است.

  • مورد تأیید علمی: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین بر اساس استانداردهای دانشگاهی تدوین شده و برای پروژه‌های علمی مناسب است.
  • طراحی بی‌نقص: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین با ساختاری مرتب و منظم طراحی شده که کار با آن را آسان می‌کند.
  • هدیه رایگان: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین، یک پاورپوینت شکیل و حرفه‌ای نیز به شما تقدیم می‌شود.
  • آماده ارائه: فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین و پاورپوینت هدیه به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بدون نیاز به ویرایش، برای جلسات و ارائه‌ها آماده باشند.
  • مطالب به‌روز و مفید: محتوای علمی فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین به‌گونه‌ای تدوین شده که فهم مطالب را برای شما آسان‌تر کند.
  • قابلیت ویرایش آسان: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت: کیفیت فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین و پاورپوینت هدیه تضمین‌شده است و پشتیبانی کامل ارائه می‌شود.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت پایان فضیلت یا نقد تفکر اخلاقی جوامع نوین :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اشاره

پیش از این گذشت که کتاب «پایان فضیلت » نوشته السدیر مک اینتار نقدی
بر تفکر اخلاقی رایج در غرب است. از ویژگی های این کتاب شیوه نگرش نقادانه آن بر
مکاتبی است که الگوهای گزینش فردی را جایگزین فضایل اخلاقی و اصول ارزشی می کنند.
در فصل چهاردهم این کتاب، او ضمن اشاره به نقد نظراتی همچون ذهن گروی و
عاطفه گروی، فضایل مختلف را در چند مکتب بر شمرده و با هم مقایسه می نماید و سعی
دارد با ایجاد نوعی سازگاری بین این نظریات، اخلاق مبتنی بر فضیلت را از دیدگاه
خود تبیین نماید

:

ماهیت فضایل

به قدری تصورات متعدد از یک فضیلت وجود دارد که نمی توان این مفهوم یا
در واقع، تاریخ آن را دارای یک وحدت واقعی دانست. هومر، سوفوکلس، ارسطو، عهد جدید
و متفکران قرون وسطی از جهات بسیار با هم فرق داشتند. آنان فهرست های گوناگون و
ناسازگاری از فضایل به ما عرضه کرده اند. در سنتی که من تبیین نمودم نیز مفهوم
اصلی واحدی وجود ندارد

.

در اینجا، ابتدا بعضی از جهات کلیدی نظریات مختلف را دوباره ذکر
می نماییم و سپس برای مقایسه بیشتر، نظری به فهرست فضایل از دیدگاه دو نویسنده
غربی جدیدتر، بنیامین فرانکلین

(۱)

و جین آوستین

(۲)

می افکنیم

.

امروزه به روشنی، بیشتر ما می توانیم دست کم، بعضی از عناوین موجود در
فهرست فضایل هومر، را اصلا از فضایل

(۳)

به حساب نیاوریم.
«قدرت بدنی » بارزترین مثال از این موارد است. هومر آن را یک مزیت یا «آریته »
می داند، در حالی که ما آن را از فضایل محسوب نمی داریم

.

فهرست فضایل هومر و فهرست ارسطو و فهرست ما – همه با هم متفاوتند. یکی
از دلایل آن این است که بعضی از واژه های یونانی فضیلت به سادگی به انگلیسی ترجمه
نمی شوند. علاوه بر آن، می توان ملاحظه نمود که «دوستی » به عنوان یک فضیلت در
فهرست ارسطو تا چه حد اهمیت دارد و تا چه حد با نظر ما تفاوت دارد! یا جایگاه
فرونسیس

(۴)

(

حکمت نظری)
چطور با نظر هومر یا با نظر ما متفاوت است. همان گونه که ارسطو نفس را ستایش
می کند، به همان نحو هومر بدن را می ستاید

.

فرق دیگر این فهرست ها در اولویت بندی فضایل است. طبق نظر ارسطو، فضایل
تنها در دسترس کسانی است که دارای ثروت زیاد و موقعیت اجتماعی والا باشند; فضایلی
وجود دارد که برای انسان های فقیر – هرچند آزاد هم باشند – قابل دستیابی نیست. در
نظر ارسطو، این فضایل برای حیات بشر فضایلی اساسی می باشند. کرامت

(۵)

و سخاوت

(۶)

در طرح ارسطو تنها فضایلی
معمولی نیستند،بلکه فضایلی مهم می باشند

.

فهرست ارسطو چشمگیرترین تقابل را نه با فهرست ما، بلکه با فهرست عهد
جدید دارد. عهد جدید نه تنها فضایلی را ستایش می کند که ارسطو درباره آنها هیچ
نمی داند (یعنی ایمان، امید و عشق) و هیچ حرفی از فضایلی همچون حکمت نظری

(۷)

که در نزد ارسطو سرنوشت ساز است، نمی زند، بلکه «تواضع » را به عنوان
فضیلت می ستاید، در حالی که ارسطو آن را یک رذیلت در مقابل «کرامت » به حساب
می آورد. به علاوه، از آنجا که عهد جدید ثروتمندان را به روشنی تمام، مقدر به عذاب
جهنم می داند، روشن است که فضایل کلیدی نمی تواند در دسترس آنها باشد، ولی این
فضایل برای بردگان در دسترس است و عهد جدید نیز نه تنها در عناوین موجود در
فهرست نامه خود، هم با هومر و هم ارسطو اختلاف دارد، بلکه علاوه بر آن، در ترتیب
درجات فضایل نیز با آنها متفاوت است

.

در فهرست جین آوستین، دو ویژگی برجسته وجود دارد. اولین ویژگی، اهمیتی
است که او برای فضیلت «ثبات

» (۸)

قایل است.«ثبات » از
بعضی جهات نزد جین اوستین نقشی مشابه نقش حکمت نظری

(۹)

نزد ارسطو ایفا می کند. کسب این فضیلت لازمه کسب دیگر فضایل است. دومین
ویژگی، این است که آنچه ارسطو فضیلت «همسازی

» (۱۰)

تلقی
می کند جین اوستین آن را فقط نمای دروغینی ازیک فضیلت اصیل (رافت

) (۱۱)

می انگارد. از سوی دیگر، ارسطو شجاعت نظامی را نمای دروغینی از یک
شجاعت حقیقی تلقی می کند. از این رو، هنوز می توان نوع دیگری از عدم توافق در
فضایل را در اینجا یافت

;

یعنی، عدم توافق در باره اینکه کدام یک از فضایل اصیل و
کدام یک دروغین هستند

.

بنیامین فرانکلین فضایل جدیدی مانند پاکیزگی، سکوت و سخت کوشی

(۱۲)

برمی شمارد. او به وضوح، انگیزش برای کسب را بخشی از فضیلت به حساب
می آورد، در حالی که نزد بیشتر یونانیان باستان این همان رذیلت حرص

(۱۳)

است. او بعضی از فضایل فرعی در قرون قبل را به عنوان فضایل اصلی تلقی
می کند، بعضی از فضایل متعارف را نیز دوباره تعریف می کند. در فهرست سیزده فضیلتی
که فرانکلین برای نظام خود گردآوری نموده است، هر فضیلت را به وسیله یک قاعده تبیین
می کند. در مورد «عفت » قاعده این است: «به ندرت، از آمیزش جنسی بهره ور شو، مگر
برای سلامتی یا فرزنددار شدن و نه تا حد رخوت، ضعف و لطمه به آرامش یا آبروی خود
یا دیگری.» واضح است که این چیزی نیست که نویسندگان پیشین از عفت منظور داشته اند

.

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این همه تفاوت در عناوین
فضایل و نیز اختلاف نظر در ماهیت فضایل، چرا باید فرض کنیم که همه به دنبال فهرست
واحد و یکسانی بوده اند؟

تا زمانی که ما نقش های اجتماعی اصلی در جامعه زمان هومر و لوازم هر یک
از آنها را نشناسیم، نمی توانیم فضایل عهد هومر را به خوبی بازیابیم. مفهوم «فلان
نقشی که هر کس داراست و باید انجام دهد» مقدم بر مفهوم یک فضیلت است

;

مفهوم
دوم تنها از طریق مفهوم اول کاربرد دارد

.

در شرح ارسطو مساله کاملا متفاوت است. هرچند بعضی از فضایل تنها برای
عده خاصی از مردم قابل حصول است، با این حال، فضایل نه به انسان به عنوان صاحب یک
نقش اجتماعی، بلکه به انسان فی نفسه، متعلق می شود. غایت انسان به عنوان یک نوع،
تعیین می کند که کدام یک از اوصاف بشری فضیلت اند. هر چند ارسطو اکتساب فضایل و
به کارگیری آنها را چون وسیله ای برای یک هدف می انگارد، ولی ارتباط وسیله با هدف
یک ارتباط بیرونی نبوده، بلکه درونی

(۱۴)

است

.

منظور
من از وسیله ای درونی نسبت به یک هدف مفروض این است که آن هدف نتواند به نحوی
مناسب، مستقل از توصیف آن وسیله، توصیف گردد. بنابر این، در شرح ارسطو، زندگی نیک
برای بشر همراه با فضایل و غایت است

.

به کارگیری فضایل فی نفسه، یک مؤلفه
سرنوشت ساز در حیات نیک برای انسان است. این تمایز بین وسایل درونی و بیرونی
نسبت به یک هدف، توسط خود ارسطو در اخلاق نیکوماخوس ترسیم نشده، بلکه این تمایزی
است که بعدا توسط آکویناس تبیین گردیده است

.

شرح عهد جدید از فضایل هرچند در محتوا با شرح ارسطو تفاوت بسیار دارد،
ولی این شرح دارای همان ساختار مفهومی و منطقی شرح ارسطو است. درست همانند ارسطو،
در عهد جدید نیز فضیلت وصفی است که بکارگیری آن ما را به تحصیل غایت

(۱۵)

بشر رهنمون می سازد. البته خیر انسان یک خیر ما فوق طبیعی است و نه فقط
طبیعی، ولی فوق طبیعی که طبیعت را جبران و تکمیل می نماید. گذشته از آن، ارتباط
فضایل به عنوان وسیله برای هدفی که همان اتحاد بشر

(۱۶)

در حکومت الهی در عهد آتیه است، مانند نظر ارسطو، بیرونی نبوده، بلکه
درونی است. مسلما همین تشابه است که به آکویناس اجازه می دهد تا ترکیبی از ارسطو و
عهد جدید را به دست دهد. یک ویژگی کلیدی در این وجه تشابه نحوه تقدم مفهوم «حیات
نیک برای انسان » بر فضیلت است، درست به همان شکل که درشرح هومر مفهوم نقش اجتماعی
مقدم بود

.

مفاد نظریه جین آوستین در باره فضایل به نوعی دیگر است. سی اس لوئیس

(۱۷)

به حق تاکید کرده است که تا چه حد دید اخلاقی او عمیقا برگرفته از
مسیحیت است. گیلبرت رایل

(۱۸)

نیز بر
میراث خواری او از شافتزبوری

(۱۹)

و از ارسطو
تاکید نموده است. در واقع، نظر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *