تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت :

۱. تنظیم فایل پاورپوینت کامل آیات استقامت به ترتیب مصحفی شان

۱. کیفَ یکونُ لِلْمُشْرِکینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَّقِینَ.[۱]

۲. قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکما فَاسْتَقِیما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ.[۲]

۳. فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.[۳]

۴. قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحی إِلَی أَنَّما إِلهُکمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیلٌ لِلْمُشْرِکینَ.[۴]

۵. إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلائِکهُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کنْتُمْ تُوعَدُونَ.[۵]

۶. فَلِذلِک فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَینَکمُ اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّکمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَکمْ أَعْمالُکمْ لا حُجَّهَ بَینَنا وَ بَینَکمُ اللَّهُ یجْمَعُ بَینَنا وَ إِلَیهِ الْمَصِیرُ.[۶]

۷. إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ.[۷]

۸. وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیناهُمْ ماءً غَدَقاً.[۸]

۹. لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ.[۹]

۲. در معنای استقامت

راغب در مفردات فرموده: به راهی که بر خط راست است، استقامت گفته می شود.

راه حق به این چنین راهی تشبیه شده است، مانند: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»، «وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً»، «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.» لازمه آن، استقامت انسان بر راه و روش مستقیم است؛ مانند قوله: «إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»،* و قوله: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»، و قوله: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ.»[۱۰]

فخر الدین هم در این باره در مجمع البحرین فرموده: و استقامت، اعتدال در امر است.

«فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ»: در توجّه نمودن بدون الهه، و قوله: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ»؛ یعنی بر طاعت، و گفته اند: چیزی را با او شریک قرار نداند.[۱۱]

مصطفوی در التحقیق فی کلمات القرآن فرموده: استقامت، باب استفعال است و دلالت می کند بر طلب قیام در امر، خواه ارادی باشد و خواه طبیعی و یا عملی، مانند: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»،[۱۲] «ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۱۳] «فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ»،[۱۴] که طلب قیام را اراده می کنند، و نیز اراده می کنند که آن امر و به فعلیت درآمدنش، دوام یابد و نفس خود را بر آن امر، در عمل، در قول توحید و در عهد، منصوب نمایند، و طلب طبیعی همچنان است که در:

«الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ»،* آمده است.[۱۵]

هم چنین شیخ طوسی در تبیان، و طبرسی در مجمع البیان، در معنای استقامت در آیه:

«فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»،[۱۶] فرموده اند: و استقامت استمرار داشتن در جهت واحد است و این که نه به سمت راست عدول کند، و نه به سمت چپ.[۱۷]

باز شیخ طوسی در تبیان فرموده: استقامت استمرار بر جهت صواب است و هروقت استمرار بر وجه خطا باشد، استقامت نامیده نمی شود.[۱۸]

نیز او فی قوله: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ»،[۱۹] فرموده: استقامت بر طریق حق که عقل به آن دعوت می کند، طاعت خدای متعال است.[۲۰]

همین طور فی قوله: «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ»،[۲۱] فرموده: برای امر خدای متعال، وعظ استمرار و پایداری داشته باشند.[۲۲]

علامه طباطبایی در المیزان فرموده: استقامت، طلب قیام شی ء و درخواست ظهور و آشکار شدن همه آثار و منافع آن است. پس استقامت راه، متّصف نمودن آن است به آنچه از راه قصد می شود، مانند: مستقیم بودن، واضح و آشکار بودن. و عدم تمایل و انحراف و استقامت انسان در امر، به این است که از نفس خودش قیام آن و اصلاحش را طلب نماید، به گونه ای که با فساد و نقصی مواجه نشود و به طور کامل و تمام حاصل گردد؛ قال اللّه تعالی: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحی إِلَی أَنَّما إِلهُکمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیلٌ لِلْمُشْرِکینَ»؛[۲۳] یعنی حقّ توحید او جلّ و علا را به جا می آورند.[۲۴]

– صراط المستقیم

در تحقیقی که در معنای استقامت انجام شد، ارتباط تطبیقی استقامت و «صراط مستقیم» حاصل می گردد. لذا با استناد به آیات ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۵۱، ۱۵۲، ۱۵۳ سوره مبارکه انعام به تحقیق درباره مفهوم صراط مستقیم می پردازیم تا معنای استقامت بیشتر مفهوم گردد:

قوله تعالی: «فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ»؛[۲۵] یعنی هرکه را خدای متعال اراده هدایت او کند، سینه او را برای قبول اسلام گشاده می نماید.

و قوله تعالی: «وَ هذا صِراطُ رَبِّک مُسْتَقِیماً.»[۲۶]: و این راه مستقیم پروردگار تو است.

بنابراین مفهوم صراط مستقیم، شرح صدر پیدا نمودن برای قبول اسلام است.

– شرح صدر چیست؟ و علامت آن کدام است؟

هنگامی که آیه: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک»[۲۷]: آیا سینه تو را (ای پیامبر!) وسیع و گشاده نساختیم، نازل شد، از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله سؤال کردند، شرح صدر چیست؟ پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود:

«نور یقذفه اللّه فی قلب من یشاء، فینشرح له صدره و ینفسخ.»: نوری است که خدای متعال در دل هرکس که بخواهد افکنده و در پرتو آن، سینه او وسیع و گشاده می شود (دارای آن چنان روح بزرگی می گردد که برای پذیرش هر مسئله و واقعه ای، هرچند در کیفیت، عجیب، و در کمیت، بزرگ و عظیم باشد، آمادگی می یابد).

و نیز از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله سؤال شد که داشتن شرح صدر، آیا علامت و نشانه ای هم دارد که با آن شناخته شود؟ آن حضرت فرمود: «نعم، الانابه الی دار الخلود، و التجافی عن دار الغرور، و الاستعداد للموت قبل نزول الموت.»: آری، توجّه داشتن به سرای جاویدان (آخرت)، و مهیای رها شدن از سرای فریب (دنیا)، و با عمل صالح و ایمان آماده مرگ بودن، پیش از این که فرا رسد.[۲۸]

– مصادیق صراط مستقیم

معلوم گردید که مفهوم «صراط مستقیم»، شرح صدر پیدا کردن برای پذیرش و قبول اسلام است. در آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره مبارکه انعام، به مصادیق آن اشاره شده و آیه ۱۵۳ هم امر به تبعیت از آن می کند:

– قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکمْ عَلَیکمْ أَلَّا تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکمْ وَ إِیاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ.[۲۹]

– وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ حَتَّی یبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکیلَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ لا نُکلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ.[۳۰]

– أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ.[۳۱]

بنا بر استناد به آیات فوق، مصادیق صراط مستقیم عبارتند از:

۱. تمسک به توحید: «أَلَّا تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً.»

۲. نیکی نمودن به والدین: «وَ بِالْوالِدَینِ إِحْساناً.»

۳. نکشتن فرزندان به خاطر فقر و تنگدستی: «وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکمْ وَ إِیاهُمْ.»

۴. دوری نمودن از فحشا و کارهای زشت: «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ.»

۵. پرهیز از خون به ناحق ریختن: «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ.»

۶. پرهیز از مال یتیم برای جلب منافع شخصی: «وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ.»

۷. پیمانه و وزن را تمام و کامل دادن و احتراز از کم فروشی: «وَ أَوْفُوا الْکیلَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ.»

۸. از روی عدالت سخن گفتن (گواهی دادن) هرچند در مورد خویشاوندان باشد:

«وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی. »

۹. وفا نمودن به عهد و پیمان الهی (همه تکالیف الهی): «وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا.»

۱۰. و البتّه، این راه مستقیم من است (یعنی موارد ذکر شده در بالا)، پس از آن پیروی و تبعیت کنید: «أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ.»

۳. استقامت در تفاسیر

شیخ طوسی در تبیان فی قوله: «فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ»،[۳۲] فرموده: تا آنجا که آنان نسبت به عهد و پیمان شما استمرار دارند، شما هم به عهد و پیمان خود نسبت به آنها استمرار داشته باشید.[۳۳]

فی قوله: «فَاسْتَقِیما»[۳۴] هم فرموده: امر است از جانب حق تعالی به آن دو نفر؛ یعنی موسی و هارون علیهما السّلام، به این که در دعوتشان براساس آنچه خدای متعال به آنان امر فرموده، در برابر فرعون و قوم فرعون پایداری و استقامت کنند.[۳۵]

نیز فی قوله: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»،[۳۶] فرموده: امر است از جانب حق تعالی به خود پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و به امّت او به این که همان گونه که خدای متعال به آنان و هم چنین به کسانی که به سوی خدا و پیامبر او بازگشته اند، امر فرموده، ثابت قدم باشند و پایداری کنند، و در معنای قوله: «لا تَطْغَوْا»،* فرموده: در استقامت و پایداری، طغیان نکنید، پس از حدّ آن، از آنچه به شما امر شده، چه در وجه وجوب و چه در وجه استحباب، (فراتر نرفته و) زیاده روی نکنید.[۳۷]

همین طور فی قوله: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ»،[۳۸] فرموده: در طاعت و خلوص عبادت نسبت به او بر وجه واحدی که مقتضای حکمت است، استمرار داشته باشید.[۳۹]

فی قوله: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»[۴۰] هم فرموده: بر آنچه بدان ربوبیت را توجیه می کنید، استمرار داشته باشید، و گفته اند: بر طاعت خدای متعال استمرار داشته و پایداری کنید.[۴۱]

هم چنین فی قوله: «فَلِذلِک فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ»،[۴۲] فرموده: یعنی «فالی ذلک فادع»؛ همچنان که فرموده: «بِأَنَّ رَبَّک أَوْحی لَها.»[۴۳][۴۴]

نیز فی قوله: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۴۵] فرموده: یعنی بر آن (اعتقاد قلبی به ربنا اللّه) استمرار داشته و از آن عدول نکنند.[۴۶]

فی قوله: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ»[۴۷] هم فرموده: آن بر دو امر است:

۱. یعنی اگر بر راه هدایت استقامت کنند، به دلالت آیه ۶۹ سوره مائده: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ»، و آیه ۹۵ سوره اعراف: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکنْ کذَّبُوا.»

۲. یعنی اگر به طریقه کفر، استمرار و پایداری کنند، به دلالت آیه ۳۳ زخرف: «وَ لَوْ لا أَنْ یکونَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً لَجَعَلْنا لِمَنْ یکفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُیوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّهٍ.»

و معنای آیه به گفته اکثر مفسران این است که اگر عقلا بر راه هدایت پایداری کرده و بر آن استمرار داشته باشند و به موجب آن عمل نمایند، جزای آنان را به سیرابی بسیار خواهیم داد.[۴۸]

طبرسی در مجمع البیان فی قوله: «فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ»،[۴۹] فرموده: «فما استقاموا لکم علی العهد»: مادامی که با شما بر طریق راست و مستقیمی باقی هستند، پس شما هم با آنان این چنین باشید.[۵۰]

نیز فی قوله: «فَاسْتَقِیما»،[۵۱] فرموده: یعنی بر آنچه به شما دو نفر، موسی و هارون علیهما السّلام، امر شده است (در مأموریت دعوت مردم به ایمان به خدای متعال و انذاز آنان نسبت به عذاب الهی)، ثابت و پابرجا باشید.[۵۲]

همین طور فی قوله: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»،[۵۳] فرموده: ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله! بر وعظ، انذار، تمسّک به اطاعت، امر نمودن و دعوت بدان، پایدار و ثابت قدم باش (و استقامت، عبارت است از انجام مأمور به و نهی از منهی عنه) همچنان که در قرآن به آن مأمور شده ای.[۵۴]

نیز فی قوله: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ»،[۵۵] فرموده: از راه او منحرف نشوید؛ با طاعت به سوی او توجّه نمایید، همچنان که گفته می شود: «استقم الی منزلک»: راست و مستقیم به سوی خانه ات روانه شو؛ بدین معنا که از جهت آن، به سمت دیگر آن عدول ننما.[۵۶]

فی قوله: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»[۵۷] هم فرموده: بر این که خدای متعال، پروردگار آنان، یکتا است، استمرار داشته و هیچ چیزی را برای او شریک قرار نداده اند، و گفته اند: «ثُمَّ اسْتَقامُوا» در افعالشان است؛ همچنان که «اسْتَقامُوا» در گفتارشان است، و گفته اند: «ثُمَّ اسْتَقامُوا» بر توجیه ربوبیتی که نسبت به عبادت او دارند.[۵۸]

و از انس روایت شده که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله این آیه را بر ما قرائت فرمود، پس از آن گفت: «قد قالها ناس ثم کفر اکثرهم، فمن قالها حتی یموت، فهو ممن استقام علیها.»: مردم آن را گفتند و سپس اکثر آنان از آن روی گردانیدند، پس هرکس آن را بگوید تا هنگامی که بمیرد، پس او از کسانی خواهد بود که بر آن استقامت ورزیده است.[۵۹]

نیز فی قوله تعالی: «وَ اسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»[۶۰] هم فرموده: بر امر خدای تعالی ثابت باش و به آن تمسّک کن و به موجب آن عمل نما، و گفته اند: بر تبلیغ رسالت پایدار و با استقامت باش.[۶۱]

هم چنین فی قوله: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ لَأَسْقَیناهُمْ ماءً غَدَقاً»،[۶۲] فرموده: یعنی اگر انسان و جنّ بر راه ایمان استقامت و پایداری ورزند، و گفته اند: در آیه، مشرکین مکه اراده شده اند؛ یعنی اگر ایمان آورند و بر هدایت استقامت و پایداری کنند، برای آنان آب فراوانی را از آسمان می بارانیم، و گفته اند: اگر ایمان آوردند و استقامت و پایداری ورزند، در دنیا بر آنان وسعت می دهیم. «ماء غدق» را مثل زده؛ زیرا آن همه اش خیر کلّی بوده و روزی در مطر است.[۶۳]

فی قوله: «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ»[۶۴] هم فرموده: بر امر خدای متعال و بر طاعت او، راست و مستقیم باشد. خدای سبحان ابتدا آن را به طور عموم برای جمیع خلق ذکر فرمود و پس از آن، مستقیم را خاصّ نمود؛ زیرا منفعت به آنان برمی گردد، همچنان که فرمود: «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکرَ وَ خَشِی الرَّحْمنَ بِالْغَیبِ.»[۶۵][۶۶]

زمخشری در تفسیر کشّاف فی قوله تعالی: «فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ»،[۶۷] فرموده:

«فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ»: پس مادامی که بر عهد شما، بر راه راست و مستقیم اند، «فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ»: پس شما هم مثل آنان بر راه راست و مستقیم باشید.[۶۸]

نیز فی قوله: «فَاسْتَقِیما»،[۶۹] فرموده: پس بر آنچه که شما دو نفر (موسی و هارون) بر آن متفقید، دعوتتان، ثابت و استوار، و در الزام حجت، برتر باشید.[۷۰]

فی قوله: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»[۷۱] هم فرموده: پس بر طریق راست و مستقیم، ثابت و استوار باش، مانند آن طریق راست و مستقیمی که بر جدیت و تلاش به حق بدون عدول از آن مأموری، و از جعفر صادق رضی اللّه عنه است که فی قوله: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ» را فرموده: «افتقر الی اللّه بصحه العزم.»: با صحّت عزم، استغنای به خداوند یاب.[۷۲]

هم چنین فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ»،[۷۳] فرموده: پابرجا و استوار نسبت به توحید و خلوص عبادت او باشید، بدون این که به راست یا به چپ بروید، و بدون توجّه به آنچه شیطان با اتّخاذ دوستان و شفیعان برای شما می آراید.[۷۴]

نیز فی قوله تعالی: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۷۵] فرموده: «ثم»، برای دوری استقامت از اقرار، در مرتبت، و فضیلتش نسبت به آن است؛ زیرا استقامت

برایش شأن و مرتبت، همه اش، است، مانند آن، قوله تعالی: «… إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یرْتابُوا.»، است، و معنای آن چنین است: سپس بر اقرار و مقتضیات آن، ثابت و پابرجا ماندند.[۷۶]

فی قوله تعالی: «وَ اسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»[۷۷] هم فرموده: بر آن و بر دعوت به آن؛ همان گونه که خدا تو را به آن امر فرموده، پابرجا و استوار باش.[۷۸]

همین طور فی قوله تعالی: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ»،[۷۹] فرموده: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا»:

«أن»، مخففه از ثقیله است و معنای آیه چنین می شود که: و به من وحی شده در شأن و حدیث این که: اگر جنیان بر روش مثل من، ثابت و پابرجا بودند؛ یعنی اگر پدر آنان جانّ بر آنچه بر آن بود از عبادت خدا و طاعت او، ثابت بود و از سجود به آدم تکبّر نمی کرد و کافر نمی شد و فرزند او پیرو اسلام بود، بر آنان انعام می کردیم و روزی آنان را وسیع می نمودیم، و «ماء غدق» به فتح دال و به کسر آن ذکر شده و آن به معنای بسیار است، و به هر دو قرائت شده؛ زیرا آن (آب گوارا) اصل معاش و وسعت روزی است.[۸۰]

فی قوله تعالی: «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ»،[۸۱] فرموده: «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ»، بدل است از «لِلْعالَمِینَ» (که ذیل آیه قبل آمده)، و البتّه، بدل از آنان است؛ زیرا آنان که در دخول به اسلام، پایداری و مقاومت کردند، همان ها با ذکر منتفع می گردند. پس مثل این است که جز آنان، دیگران پند نگرفته اند، گرچه همگی موعظه می شده اند.[۸۲]

ملا محسن فیض کاشانی فی قوله تعالی: «فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا»،[۸۳] در تفسیر صافی فرموده: امر آنان را منتظر باشید، اگر آن مشرکان بر عهد خود استمرار داشته و ثابت و استوار بودند، پس شما هم بر وفایتان ثابت و پابرجا باشید، و «کیف» که در آیه بعد تکرار گردیده، به سبب بعید بودن آن مشرکان است نسبت به استواری آنان در امر عهد و پیمانی که بسته اند.[۸۴]

فی قوله: «قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکما»[۸۵] هم فرموده: دعای موسی و هارون، و گفته اند:

موسی دعا می نمود و هارون آمین می گفت، پس هردوی آنان را «دعاکننده» خطاب فرمود، و در کتاب کافی از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله آمده است که موسی دعا می فرمود و هارون آمین و ملایکه آمین می گفتند. (پس) خدای متعال فرمود: «قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکما، و من غزا فی سبیل اللّه، استجیب له، کما استجیب لکما یوم القیامه.»: دعوت شما دو نفر اجابت شد، و هرکس در راه خدای تعالی جهاد کند، دعای او به اجابت می رسد؛ همچنان که برای شما دو نفر در روز قیامت به اجابت می رسد، و در کافی و تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السّلام نقل است که: بین قول خدای تعالی: «قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکما»، و بین اخذ فرعون، چهل سال فاصله افتاد.[۸۶]

همین طور فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیما»،[۸۷] فرموده: بر آنچه شما دو نفر، موسی و هارون علیهما السّلام، بدان مأمور هستید، در دعوت نمودن به حق به همراه حجّت و دلیل، باثبات و استوار باشید و نسبت به آن تعجیل نکنید که آنچه مطلوب شماست، انجام شدنی است، اما در وقت و زمان خودش.[۸۸]

نیز فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»،[۸۹] فرموده: بر جاده حق پابرجا باش بدون این که از آن عدول نمایی و آن، شامل عقاید و اعمال است، «وَ مَنْ تابَ مَعَک»: کسانی که از کفر توبه نموده و با تو ایمان آوردند. از ابن عباس نقل شده که چون این آیه بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نازل گردید، بر آن حضرت بسیار مشقت بار می نمود و لذا فرمود: «شیبتنی هود و واقعه و اخواتها.»[۹۰]

فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ»[۹۱] هم فرمود: در عمل و افعالتان پایدار و ثابت قدم باشید، در حالی که به سوی او توجّه دارید و از آنچه شما پیش از این بر آن بودید، طلب آمرزش کنید.[۹۲]

هم چنین فی قوله تعالی: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۹۳] فرموده: بر مقتضای آن، ثابت و استوار بودند، و قمی هم فرموده: بر ولایت علی، امیر مؤمنان علیه السّلام، پابرجا و استوار بودند.[۹۴]

همین طور فی قوله: «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»،[۹۵] فرموده: بین آن توحیدی که خلاصه علم است و استقامت در اموری که منتهی به عمل می شود، «ثمّ» برای دلالت بر تأخّر رتبه عمل و متوقف بودن ارزش آن بر توحید است. قمی فرموده: «استقاموا»، بر ولایت علی، امیر مؤمنان علیه السّلام، دلالت می کند.[۹۶]

علامه طباطبایی، در تفسیر المیزان فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیما»،[۹۷] فرموده: استقامت، عبارت است از ثابت بودن در امر، و آن درباره آن دو برادر (موسی و هارون علیهما السّلام) است و (معنای این در آیه) عبارت است از ثابت بودن بر دعوت به سوی خدای متعال و بر احیای کلمه حق.[۹۸]

فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ»[۹۹] هم فرموده: بر دین، ثابت و پابرجا باش، در حالی که حقّ آن را ادا می نمایی، مطابق آنچه تو نسبت به آن، امر به استقامت شده ای، و مراد از «فَاسْتَقِمْ الخ»، امر به آشکار نمودن ثبات و پایداری در عبودیت و لزوم قیام به حق آن است. پس از آن، نهی از تعدّی در این استقامت و نهی از استکبار از خضوع برای خداوند متعال و خروج از آن به زندگی عبودیت است که فرمود: «وَ لا تَطْغَوْا.»[۱۰۰]

نیز فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ»،[۱۰۱] فرموده: چون به جز خدای یکتا که هیچ شریکی برای او نیست، خدایی نیست، (پس) به سوی توحیدش و نفی شرکا از او آراسته شوید و نسبت به آنچه از شرک و گناه از شما گذشته است، استغفار و طلب آمرزش کنید.[۱۰۲]

هم چنین فی قوله تعالی: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»،*[۱۰۳] فرموده: پس مراد از آن، لزوم بودن در وسط و میان راه است بدون انحراف و تمایلی، و ثابت بودن بر قولی که آن را گفته اند:

«فَمَا اسْتَقامُوا لَکمْ فَاسْتَقِیمُوا»[۱۰۴] و «وَ اسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ.»[۱۰۵][۱۰۶]

همین طور فی قوله تعالی: «فَلِذلِک فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ»،[۱۰۷] فرموده: لام در «فلذلک»، برای تعلیل است، و گفته اند که لام به معنای «الی» است؛ یعنی به آنچه از دین برای شما تشریع گردید، پس به آن دعوت کن و نسبت به آن، در راه و روشی مستقیم، استوار و پابرجا باش.[۱۰۸]

فی قوله تعالی: «ثُمَّ اسْتَقامُوا»[۱۰۹] هم فرموده: مراد از استقامت آنان، ثبات و پایداری ایشان است بر آنچه بدان شهادت داده اند بدون انحراف و کجی و با التزام آنان به لوازم عملی آن.[۱۱۰]

نیز فی قوله تعالی: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِ»،[۱۱۱] فرموده: «أن» مخفّفه از ثقیله است و مراد به «الطّریقه»، طریقه اسلام (ایمان) می باشد، و استقامت و پایداری بر آنچه است که ایمان به خدا اقتضای آن را دارد و لازمه آن است، و معنای آیه چنین می شود: این که اگر جن و انس بر طریقه اسلام (ایمان) برای خدا پایداری و استقامت کنند، روزی بسیاری را روزی آنان می کنیم تا ایشان را در روزی شان بیازماییم. پس این آیه هم معنا با آیه: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکنْ کذَّبُوا»،[۱۱۲] است.[۱۱۳]

هم چنین فی قوله تعالی: «لِمَنْ شاءَ مِنْکمْ أَنْ یسْتَقِیمَ»،[۱۱۴] فرموده: مشروط به این است که استقامت بر حق را بخواهند، و آن، عبارت است از تلبّس به پایداری و ثبات بر عبودیت و طاعت.[۱۱۵]

۴. استقامت در تفاسیر روایی

سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان فی قوله تعالی: «قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکما فَاسْتَقِیما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لا یعْلَمُونَ»،[۱۱۶] می فرماید: راه فرعون و یاران فرعون را متابعت نکنید.[۱۱۷]

و فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک»،[۱۱۸] فرموده: علی بن ابراهیم گفته:

«قال تعالی لنبیه صلّی اللّه علیه و آله:” فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک”.»[۱۱۹]

فی قوله تعالی: «فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ»[۱۲۰] هم فرمود: «ای اجیبوه.»: اجابت کنید او را[۱۲۱]

هم چنین فی ق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *