تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق شامل 72 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام حسین علیه السلام، قرآن ناطق :

یک وقت است برادران مسلمان در اثر اختلاف مالی و مانند آن نزاعی با هم دارند یکی دیگری را میکشد، اینجا مسئله قصاص مطرح است که وَ لکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبَابِ.[۱] یک وقت است یک مؤمن به ویژه یک عالم دینی را میکشند چون حق گفته است و حق نوشته است، اینجا دو تا حکم است: یک حکم شخصی است که قصاص است، یک حکم شخصیت حقوقی است، آن حکم شخصیت حقوقی مختصّ به جامعه اسلامی و حکومت اسلامی است. در سوره مبارکه «نساء» فرمود: وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً؛[۲] اگر کسی مؤمنی را بکشد مخلّد در عذاب است. این تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است وگرنه قتل یک گناه بزرگ است گناه بزرگ فسق عادی است و قتل، ابدیت جهنم و خلود را به همراه ندارد؛ مانند گناهان بزرگ دیگر است. این است که در سوره «نساء» فرمود: وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً؛ این ارشاد به آن سبب حکم است به اصطلاح، تعلیق حکم بر وصف مشعر به علیت است؛ یعنی «من یقتل مؤمناً لإیمانه»، این مخلّد در عذاب است. این تنها سخن از قصاص نیست، آن خلود ابدی را در قیامت به همراه دارد و وظیفه جامعه اسلامی را در آیه دیگر بازگو کرد، فرمود: وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً؛[۳] ولی مؤمن، جامعه اسلامی است که مؤمنان بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ.[۴] بنابراین آل سعود که این تصمیم نابخردانه را گرفت باید بداند قتل این عالِم برجسته در اثر حق گویی اوست، قتل یک انسان حق گو دو پیامد دارد: یکی خلود در عذاب است، یکی قیام مردمی علیه آل سعود نابخرد است. فرمود: من برای ولی او سلطنت قرار دادم، تنها سخن از قصاص نیست که یک حکم فقهی باشد، آن قصاص را در آیه: وَ لَکمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ[۵]بازگو شد؛ اما اگر کسی مظلومی را، مؤمنی را مظلومانه به قتل برساند، کیفر جهنم او خلود است از یک سو؛ قیام مردمی را هم علیه او به همراه دارد از سوی دیگر؛ فرمود: فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً؛ ولی این بزرگوار، جامعه اسلامی است و اگر جامعه اسلامی قیام کند، هرگز آل سعودِ نابخرد به جای خود نخواهد بود، او به جهنم ابد فرستاده می شود، امیدواریم که نصایح مراجع و علما و جامعه اسلامی در زمامداران آل سعود اثر کند، این نکته مربوط به آن تصمیم نابخردانه آل سعود بود.

سخنرانی زینب کبرا اساس نهضت را تبیین کرد و کوفه را زنده کرد، کوفی بی وفا را به وفاداری وادار کرد که قیام مختار محصول این سخنرانی بود. وقتی وجود مبارک زینب کبرا شروع به سخنرانی کرد، گفتند ما مثل اینکه علی بن ابیطالب (علیه السلام) دارد سخنرانی می کند داریم گوش می دهیم؛ چون در همین کوفه سالیان متمادی، امیرالمؤمنین حکومت کرد، زندگی کرد، فرزندان او زندگی کردند جلسات زنانه را زینب کبرا اداره می کرد، مردانه را حسنین اداره می کردند، برای مردان کوفه و زنان کوفه خاندان عصمت و طهارت، دودمان علوی (علیهم السلام) شناخته شده بودند. وقتی اینها را وارد محفل ابن زیاد کردند وجود مبارک زینب کبرا «فَدَخَلَتْ زَینَبُ أُخْتُ الْحُسَینِ فِی جُمْلَتِهِمْ مُتَنَکرَهً» ناشناس آمد اما «متکبرتاً» با جلال و شکوه که کسی از جامه غیر قیمتی او خیال نکند که گوهر او هم بی قیمت است «فَدَخَلَتْ زَینَبُ أُخْتُ الْحُسَینِ فِی جُمْلَتِهِمْ مُتَنَکرَهً وَ عَلَیهَا أَرْذَلُ ثِیابِهَا». ابن زیاد گفت: «مَنْ هَذِهِ المتنکره» این ناشناس کیست که وارد شده و دیگران نسبت به او حریم می گیرند؟ گفتند: «هَذِهِ زَینَبُ بِنْتُ عَلِی»؛ برای اینکه زخم زبان بزند، گفت: «کیفَ رَأَیتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیک».[۶] جریان جبر را دودمان اموی ترویج کردند، چون مکتب جبر برای توجیه تهبکاری حاکمان طاغی یک مکتب خوبی است. خدا فقیه نامور ما مرحوم حاج آقا رضا همدانی را غریق رحمت کند! این کتاب، کتاب فقهی بسیار خوبی است و خود این بزرگوار هم فقیه ناموری بود ایشان در مسئله جبر و تفویض که برخی ها فتوا دادند، کسی که قائل به جبر است نجس است، کسی که قائل به تفویض است نجس است، فرمودند: جبر و تفویض از مسائل عمیق نظری اسلام است نه ضروری، اگر کسی یک طرف رفت به طرف نظری رفت، نه به طرف ضروری، انکار ضروری نیست تا نجاست را به همراه داشته باشد؛ بعد فرمود: خیلی از علمای ما وقتی تحقیق میکنند گرفتار «احدالطرفین» میشوند، درک آن «امر بین الأمرین» کار هر فقیهی نیست؛ لذا فرمود نمیشود گفت کسی در مطلب دقیق نظری به «احدالطرفین» جبر یا تفویض مبتلا شد، این آلوده است، درک امر «بین الأمرین» بسیار سخت است؛ بعد فرمود: دودمان اموی جبر را ترویج کردند، بعدها کم کم که عباسی ها روی کار آمدند؛ مثل متوکل عباسی و دیگران، جبر را تشکیل دادند، چون مکتب منحوس جبر برای توجیه تبهکاری های هیئت حاکمه طاغوت یک مکتب خوبی است; یعنی همه این کارها را ـ معاذ الله ـ «الله» دارد انجام می دهد «من غلام و آلت فرمان او».[۷] چون مکتب جبر برای توجیه طغیان هیئت حاکمه طاغوت، یک مکتب خوبی است، اموی پایه ریزی کرد و عباسی بهره برداری کرد و سالیان متمادی عباسی ها طرفدار مکتب جبر بودند. بسیاری از علمای اسلام که تفکر آزادانه داشتند؛ مثل معتزله، اینها را متوکل عباسی و امثال اینها از بین بردند، اشاعره را که طرفدار مکتب جبر بودند، زنده نگه داشتند، الآن غالب این سنّی ها در فقه شافعی اند و در اصول اشعری اند؛ یعنی جبری اند.[۸]

به هر تقدیر ابنزیاد پلید گفت: «کیفَ رَأَیتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخِیک»، کاری که خدا برادرت کرد چگونه یافتی؟ وجود مبارک زینب کبرا(سلام الله علیها) فرمود این کاری بود که دودمان اموی کردند چه اینکه امام سجاد هم چنین پاسخی داد؛ ولی خود زینب کبرا فرمود: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا» هر چه شد کار، کار خوبی بود؛ برای اینکه برادرم می خواست با خون، دین را زنده کند و کرد؛ نه تنها کار، کار خوبی بود، بلکه به صورت جمله حصریه فرمود: «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا»[۹] جز زیبایی ما چیزی ندیدیم. در حالی که «وَ عَلَیهَا أَرْذَلُ ثِیابِهَا»،[۱۰]در حالی که با اسارت آمده، در حالی که از کنار قتلگاه عبور کرده، آن شیون کنار قتلگاه سر جایش محفوظ؛ اما این سخنرانی در دستگاه طغیان این است «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ جز زیبایی ما چیزی ندیدیم. بعد حرف های دیگری زد، وجود مبارک زینب کبرا (سلام الله علیها) پاسخ او را داد و دیگر اجازه نداد که او بیش از این گستاخی کند. رو کرد به وجود وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) گفت: آن جوان کیست؟ گفتند این علی بن الحسین است همین تفکر جبری اموی به صورت دیگر ظهور کرد، همین ابن زیاد در همان مجلس درباره امام سجاد که نام «عَلِی بْنُ الْحُسَینِ» را داشت گفت: «عَلِی بْنُ الْحُسَینِ» را که خدا در کربلا کشت، وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) فرمود: «قَدْ کانَ لِی أَخٌ یسَمَّی عَلِیاً» من برادری داشتم به نام علی، او علی اکبر بود ـ چون آن طوری که در مقتل ابی مخنف و دیگران آمده آن بزرگوار از امام سجاد از نظر سن بزرگتر بود ـ فرمود: «قَدْ کانَ لِی أَخٌ یسَمَّی عَلِیاً»،[۱۱] آن را قتله کربلا و مأموران اموی کشتند، نه ذات اقدس الهی. دید امام سجاد (علیه السلام) هم علیه تفکر جبری دارد سخن میگوید، حکیمانه جواب داد. مسائل عرفانی امام سجاد سر جایش محفوظ است؛ اما آن «مَا رَأَیتُ إِلَّا جَمِیلًا» یک حساب است، «قَدْ کانَ لِی أَخٌ یسَمَّی عَلِیاً قَتَلَهُ النَّاسُ» حساب دیگر است. بعد وقتی ابن زیاد در برابر این حرف ها ماند، دستور قتل وجود مبارک امام سجاد را داد، زینب(سلام الله علیها) برخاست، گفت: تا من زنده ام اجازه نمی دهم که به برادرم اهانت شود. وجود مبارک امام سجاد به عمه اش گفت شما ساکت باشید، من خودم پاسخ می دهم؛ به ابن زیاد فرمود: «أَبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِی» با کشتن ما را میترسانی، «أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَهٌ وَ کرَامَتَنَا الشَّهَادَهُ»[۱۲] کرامت ما شهادت است، نشانه آن جریان کربلاست، ما که از شهادت هراسی نداریم؛ ولی اگر قصد جدّی بر کشتن من داری یک محرم برای این قافله فراهم کن که این قافله را به مدینه برساند، زینب کبرا که برخاست، ابن زیاد گفت: «عَجَباً لِلرَّحِمِ»[۱۳]که عمه نمی گذارد حاضر است فدای برادرزاده شود این گوشه ای از جریان محفل ابن زیاد بود.

اما احیای کوفه با سخنرانی زینب کبرا(سلام الله علیها) شروع شد، آن سخنرانی که همه ساکت شدند، آن روز که بلندگو نبود؛ در جریان همهمه آوردن اسرا و تماشای اسیر و امثال آن، کار عادی نبود جمعیت را ساکت کنند. وجود مبارک زینب کبرا (سلام الله علیها) هم در بین قافله به عنوان مرجع فقهی شناخته شده بود، سعی کردند که امام سجاد (سلام الله علیه) به عنوان امام چهارم شناخته نشود، وگرنه او را شهید می کردند؛ لذا زینب کبرا مسائل فقهی را از امام سجاد سؤال می کرد، بعد به قافله ابلاغ می کرد وقتی آن خرما یا نان را صدقه آوردند دیگر نمی دانستند فتوا برای امام سجاد است، می گفت که «إِنَّ الصَّدَقَهَ عَلَینَا حَرَامٌ»،[۱۴]صدقه بر ما حرام است؛ برای اینکه مبادا وجود مبارک امام سجاد به عنوان امام چهارم شناخته شود. رهبری این قافله را واقعاً امام سجاد به عهده داشت؛ اما دستور می داد، مدیر اجرایی وجود مبارک زینب کبرا بود، در آن صحنه وجود مبارک زینب کبرا مردم کوفه را دعوتنامه مردم را، خیانت و تخلّف مردم کوفه را بازگو کرد، فرمود می دانید شما چه کبدی از پیامبر سوزاندند و در آوردید و شکستید. اینها زمینه شد که اشک ها ریخته شد کم کم زمینه قیام مختار فراهم شد و طولی نکشید که اموی سقوط کرد، کار زینب کبرا این بود رسالتشان این بود و این کار هر کسی هم نیست.

مطلب سوم آن است که وجود مبارک امام حسین (سلام الله علیه) در همه مقاطع سعی می کردند که قرآن ناطق باشند و قرآن را تفسیر کنند. استضعاف در قرآن دو قسم است: یک گروه مستضعف اند؛ یعنی بیچاره اند، هیچ راهی ندارند، بر دیگران لازم است که اینها را از ضعف و استضعاف و تنگدستی و تهیدستی و مسکنت و ذلّت به در آوردند که فرمود: وَ ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ؛[۱۵]یعنی «فی سبیل المستضعفین»، چرا برای آزادی مستضعفان؛ نظیر فلسطینی ها و یمنی ها قیام نمی کنید! وَ ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ اینها را باید دریابیم. در قرآن کریم برای اهمیت بخشودن به برخی از مطالب، ذات اقدس الهی نام خود را کنار نام او ذکر می کند، درباره احترام به پدر و مادر آن قدر محترم و مهم است که فرمود: أَنِ اشْکرْ لی وَ لِوالِدَیک؛[۱۶]حق شناس من باشید و حق شناس پدر و مادر; زیرا پدر و مادر مجرای فیض خالقیت اند، پدر و مادر نظیر آن دستگاه سلول های بنیادی نیستند که در آنجا یک موجود زنده ای دربیاید، همه فیوضاتی که ذات اقدس الهی می خواهد به کودک بدهد از راه نفس مادر است؛ لذا خصیصه مادر، احترام مادر، کرامت مادر در کودک خیلی مؤثر است، اگر غذای پاک و طیب و طاهر بخورد، با وضو بچه را شیر بدهد، بچه طرز دیگر به دنیا می آید. فیوضاتی که ذات اقدس الهی در تطوّرات این دارد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *