تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام شامل 59 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام رئیس مکتب تشیع و اسلام :

وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) که رئیس مذهب ماست، در حقیقت رئیس اسلام است، اختصاصی به شیعه ها ندارد. در فرصت مناسبی که نصیب آن حضرت شد سعی کردند اسلام ناب را درست تبیین کنند و تعلیم بدهند و عناصر محوری آن را بیان کنند. اوّلاً سعی کرد مردم را به ساختن مدرسه و حوزه علمیه و مراکز دانشگاهی آن روز آشنا کند، این به عنوان اوّلین اصل و اقدام آن حضرت بود. اگر قرآن کریم درباره حضرت یعقوب دارد که در فراغ یوسف شِکوه اش را به خدا می بُرد، وجود مبارک امام صادق شکوه اش را به خدا می بَرد در نداشتن حوزه علمیه و مراکز فرهنگی بزرگ. وجود مبارک یعقوب گفت: أَشْکوا بَثِّی وَ حُزْنی إِلَی اللَّه؛ [۱] اما وجود مبارک امام صادق می گوید: «أَشْکو إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَحْدَتِی وَ تَقَلْقُلِی بَینَ أَهْلِ الْمَدِینَهِ حَتَّی تَقْدَمُوا وَ أَرَاکمْ وَ آنَسَ بِکمْ فَلَیتَ هَذِهِ الطَّاغِیهَ أَذِنَ لِی فَأَتَّخِذَ قَصْراً فِی الطَّائِفِ فَسَکنْتُهُ وَ أَسْکنْتُکمْ مَعِی وَ أَضْمَنَ لَهُ أَنْ لَا یجِیءَ مِنْ نَاحِیتِنَا مَکرُوهٌ أَبَدا»؛[۲]فرمود من از تنهایی شکوه دارم و اندوهم را به بارگاه الهی منتقل می‎کنم. ای کاش این طغیان گر عصر ما منصور دوانقی به من اجازه می داد من مدرسه ای را در یک جای خوش آب و هوا می ساختم؛ چون طائف در حجاز، جزء بهترین منطقه های خوش آب و هواست. یک مدرسه و حوزه علمیه ای را، مراکز فرهنگی، دانشگاهی اسلامی را در بهترین منطقه حجاز می ساختم، خودم در آن‎جا مسکن انتخاب می کردم حجره ای می گرفتم و شما دانشجویان و طلّاب را در آن‎جا جا می دادم و ملتزم می شدم که از ناحیه ما آسیبی به حکومت او نرسد؛ «فَلَیتَ هَذِهِ الطَّاغِیهَ أَذِنَ لِی فَأَتَّخِذَ قَصْراً». در حجاز آن منطقه های سوزان و گرمسیر جا برای درس و بحث و فکر نیست؛ اما جایی که آب و هوایش مناسب و معتدل باشد این‎جا برای مطالعه و پژوهش و تحقیق و تدریس و تعلیم و تألیف است «فَلَیتَ هَذِهِ الطَّاغِیهَ أَذِنَ لِی فَأَتَّخِذَ قَصْراً فِی الطَّائِفِ فَسَکنْتُهُ»؛ خودم هم می آمدم در آن حوزه علمیه حجره ای داشتم مسکنی داشتم «وَ أَسْکنْتُکمْ مَعِی»؛ شما شاگردان و دانشجویان و طلّاب را در آن‎جا جا می دادم «وَ أَسْکنْتُکمْ مَعِی وَ أَضْمَنَ لَهُ أَنْ لَا یجِیءَ مِنْ نَاحِیتِنَا مَکرُوهٌ أَبَدا»؛ تعهّد می سپردم که از ناحیه حوزه علمیه و دانشگاه امام صادق (سلام الله علیه) آسیبی و رنجی به حکومت ننگین منصور دوانقی نرسد، این اصل اوّل.

اگر وجود مبارکش رئیس مذهب بود این ایده را پیاده کرد؛ منتها اجازه ساختن مدرسه و حوزه علمیه و دانشگاه را در طائف ندادند، در جای دیگر ندادند؛ اما او در منزلش، در جاهای تنهایی، یک نفر، دو نفر همین کار حوزه و دانشگاه را کرد، چهار هزار شاگرد تربیت کرد، اصول اربعمائه را تدوین کرد که این کتب اربعه ما خوشه و شاخه ای از آن اصول اربعمائه وجود مبارک امام صادق است که ده ها حُکم فلسفی و کلامی و فقهی و حقوقی را به شاگردانش آموخت. فرمود، برو در مسجد کوفه بنشین! «اجْلِسْ فِی مَسْجِدِ الْمَدِینَهِ وَ أَفْتِ النَّاس».[۳]برای تشویق به خدمتگزارش فرمود. ابان بن تغلب که از شاگردان مخصوص امام صادق(سلام الله علیه) بود. حضرت برای اینکه به علم و عالم احترام کند تا جامعه به حوزه علمیه بروند به دانشگاهها بروند، حوزوی و دانشگاهی بشوند، عالم بشوند. وقتی ابان بن تغلب طبق نقل نجاشی به حضور مولایش شرفیاب می شد؛ ابان از شاگردان حضرت بود وقتی به حضور امام صادق مشرّف می شد، حضرت به خدمتگزارش دستور می داد، می فرمود: «ألق الوساده لابان»؛[۴]این تشک را پهن کن که ابان روی تشک بنشیند، در حالی که این شاگرد او بود؛ الآن هم وجود مبارک امام زمان همان کار را می کند، اینها یک نورند «کلهم من نور واحد»؛[۵] این طور نیست که وجود مبارک امام صادق به شاگردانش احترام بکند و ـ معاذالله ـ وجود مبارک امام زمان نکند.

این فخر بود برای ابان بن تغلب که به حضور امام زمانش برود. این امام زمان به خدمتگزارش می گوید این تشک را برای آقا پهن کن تا ایشان روی تشک بنشیند: «ألق الوساده لابان»؛ این اصل اوّل که امام صادق این کاره بود. حالا مدرسه ساخت، حوزه علمیه ساخت یا نساخت در خانه ها دو نفر، سه نفر؛ مثل خود پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیه والثناء) که سیزده سال در مکه بودند حوزه علمیه نداشتند، دانشگاه نداشتند، ولی این خانه ها، کوی و برزن ها، دیدارهای خصوصی با افراد همین دانشگاه و حوزه علمیه او بود.

اصل دوم اینکه آدم به هر حال چه چیزی بفهمد؟ حالا ما حوزه علمیه و دانشگاه درست کردیم، چه درسی بخوانیم؟ درس بخوانیم که روی میز بنشینیم و مشکل جامعه حلّ نشود یا درس بخوانیم که مشکل جامعه حلّ بشود. درسی بخوانیم که خروجی اش صنعت و کشاورزی و دامداری و اشتغال و تولید باشد. درسی بخوانیم که روی میز بنشینیم همان است که به ما گفتند: «أَعُوذُ بِک مِنْ عِلْمٍ لَا ینْفَع»[۶] این دعاهایی که می گویند در قنوت نماز، در تعقیبات نماز بخوانید یعنی چه؟ یعنی خدایا آن علمی که مشکل جامعه را حلّ نکند آن علم یک آفت است ما از آن علم به تو پناه می بریم.

وجود مبارک امام صادق اگر توفیقی برایش پیدا نشد که حوزه علمیه وسیعی، دانشگاه وسیعی، مدرسه وسیعی بسازد علومی که باید بخوانند و عالم بشوند آن را مشخص کرد؛ وگرنه این روضه خوانی یک اثر خاص خود را دارد، این از هر عوامی ساخته است. همه ما می دانیم نجّارها که سابقاً خطکشی میکردند خودکار یا مدادی را پشت گوش خود قرار میدادند؛ این از کجا آمده، کسی در محضر حضرت آمده چیزی نوشته خواست قلم را به زمین بگذارد، فرمود: «ضَعْ قَلَمَک عَلی أُذُنِک»؛[۷] قلم را روی زمین نگذار پشت گوش‎ات بگذار! این را از بزرگان چند قرن قبل نقل کردند که پیغمبر فرمود: که قلم را مگر کسی روی زمین می گذارد؟«ضَعْ قَلَمَک عَلَی أُذُنِک»؛ قلم را پشت گوش بگذارد. خدا به این قلم قسم خورد همان طوری که به قمر قسم خورد که نور می دهد وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها* وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها[۸] به قلم هم قسم خورد: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یسْطُرُون؛[۹] قسم به قلم! قسم به تألیفات! قسم به کتاب های عالمان دین! این قسم خداست، این است که جامعه را زنده و پویا نگه می دارد.

اصل دوم که حالا مدرسه ساختیم چه چیزی باید بخوانیم؟ مرحوم کلینی نقل کرد هم وجود مبارک پیغمبر هم وجود مبارک امام صادق (علیهما الصلاه و علیهما السلام) فرمود: «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَهٌ آیهٌ مُحْکمَهٌ أَوْ فَرِیضَهٌ عَادِلَهٌ أَوْ سُنَّهٌ قَائِمَه»؛[۱۰] وقتی وارد حوزه علمیه یا دانشگاه شدید بدانید انسان چه حقیقتی است بدانید حقیقت عالَم چیست؟ بدانید حقیقت عالم را چه کسی آفرید؟ بدانید بین انسان و حقیقت عالم چه پیوندی است؟ بدانید انسان یک موجود ابدی است بدانید انسان مرگ را می میراند نه بمیرد؛ انسان هست که هست، فرمود اینها را بخوانید. آن وقت چنین انسانی خروجی اش نه بیراهه می رود نه راه کسی را می بندد. او هم حرمت هوا را حفظ میکند. همین دین گفته «مَنْ سَقَی طَلْحَهً أَوْ سِدْرَهً فَکأَنَّمَا سَقَی مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ»[۱۱]همه ما می دانیم که اگر مؤمنی تشنه بود عطش داشت و اگر آب به او نرسانیم، بر ما لازم و واجب است بر ما ثواب هم دارد؛ همان بیان را امام درباره کشاورزی و دامداری و آبیاری درخت ها و نهال ها و فضای سبز گفته، ما فضای سبز می خواهیم، پرهیز از ریزگرد می خواهیم، امنیت منطقهای، هوایی و صحرایی می خواهیم. حضرت فرمود: وقتی وارد حوزه علمیه یا دانشگاه شدید «إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَهٌ آیهٌ مُحْکمَهٌ أَوْ فَرِیضَهٌ عَادِلَهٌ أَوْ سُنَّهٌ قَائِمَه»، این چیزها را باید یاد بگیرید.

اصل سوم، امام صادق که رئیس مذهب ماست چه کار کرد؟ فرمود اگر این دانشگاهی که من می گویم داشتید، اگر این حوزه های علمیه‎ای که من می گویم داشتید، خروجی اش اینها هستند که من می گویم «لَا یسْتَغْنِی أَهْلُ کلِّ بَلَدٍ عَنْ ثَلَاثَهٍ یفْزَعُ إِلَیهِمْ فِی أَمْرِ دُنْیاهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ فَإِنْ عَدِمُوا ذَلِک کانُوا هَمَجا»؛[۱۲]فرمود خروجی حوزه ها باید مردانی باشند راه شناس، راه بین، راه رو که جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشی بِهِ فِی النَّاسِ[۱۳]در هر محلّی که می رود مثل اینکه نور دارد حرکت می کند. آن عالمی که دیدن او، نشستن او، گفتار او، محضر او مردم را نور ندهد که او عالم نیست. آن دانشگاهی هم این‎چنین است. فرمود سه اصل، سه چیز، سه عنصر و سه طایفه است که هیچ کشوری از آنها بی نیاز نیست « فَإِنْ عَدِمُوا ذَلِک کانُوا هَمَجا»؛ «همج»؛ این پشه های فضا را می گویند. آنها چه کسانی هستند؟ «فَقِیهٍ عَالِمٍ وَرَعٍ وَ أَمِیرٍ خَیرٍ مُطَاع وَ طَبِیبٍ بَصِیرٍ ثِقَه »؛ فرمود خروجی حوزه و دانشگاه باید اینها باشد؛ فقاهت باشد، پرهیزگاری باشد، وارستگی باشد، حقیقت گویی باشد، حقیقت یابی باشد که انسان با سیره و سنّت او متدین بشود این برای حوزه. بخش های بهداشت و درمان و تأمین سلامت جامعه باید طوری باشد که انسان به حرف این طبیب اطمینان داشته باشد، این طبیب بین خود و خدای خود چیزی که نمی داند نسخه بنویسد. اگر ـ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *