تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان شامل 82 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انسان به جای خدا در دیدگاه طبیعت گرایان :

این نوشتار به بررسی و نقد مبانی انسان شناختی طبیعت گرایان در معنای زندگی که عمدتاً رویکردی اومانیستی دارند، خواهد پرداخت.

استقلال انسان از خدا

در دیدگاه انسان گرایان، محور و مرکز عالم انسان است که با حذف خداوند، خود را به جای او نشانده است. هر آنچه در عالم است با انسان نسبت سنجی می شود. انسانِ برآمده از دل طبیعت، اینک بر طبیعت و کل عالم فرمانروایی می کند. او با حذف خداوند، طرح و برنامه او برای عالم را نیز حذف می کند و خود طرح و برنامه ای برای خود می آفریند. موجودی منقطع از عالم ماوراء طبیعت که با طرح های خودساخته خویش سعی در تسخیر طبیعت دارد. به عقیده برخی، انسان در این نگاه نه درون جهان بلکه جدا از آن، نه به عنوان بخشی از «طبیعت»، و حتی بخش ممتاز آن، بلکه خارج از آن و فقط در تقابل با طرحی ماورائی از سوی خداوند، تعریف می شود (صانع پور، ۱۳۸۹: ۱۵۶)؛ و این به بیگانگی هر چه بیشتر او از خویش و جهان هستی و بی معنایی زندگی اش می انجامد.

آنچه انسان گرایان را در امتیازبخشیدن به جایگاه انسان در هستی و به تبع آن ارمغان آوردنِ معنای زندگی، ناکام گذاشته است، حذف خالق انسان و طرح و برنامه او برای معنابخشی به زندگی است؛ چراکه بر اساس تفکر انسان گرایانه، خدای متعال و نظم پیشینی که اساس تبیین زندگی خوب فرد انسانی یا جوامع انسانی باشد وجود ندارد (Monfasani, 1998: 529).

در حالی که در دیدگاه اهل بیت (ع)، که برگرفته از آیات الهی است، انسان به علت خلقت ویژه اش، از جایگاه ممتازی در میان مخلوقات برخوردار است. این جایگاه ممتاز نه از حذف خداوند، بلکه از ارتباط او با خالق هستی حاصل شده است. لذا معنای حقیقی زندگی او نیز در ارتباط با این جایگاه و در مسیر ارتباط با خالق شکل می گیرد.

در آیه ۷۵ سوره ص خداوند خلقت انسان را به دو دست خود نسبت می دهد و می گوید: «یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَک أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیدَی» (ص: ۷۵). علامه طباطبایی این نسبت (خلقت انسان به دو دست) را دال بر اثبات شرافت انسان از سوی خداوند می داند. به عقیده وی، خداوند درصدد بیان این مطلب بوده است که هر چیز را برای چیز دیگری آفریدم، ولی انسان را برای خودم. چنان که آوردن «ید» به صورت تثنیه نیز بیانگر اهتمام تام خداوند در خلقت انسان است (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۷: ۲۲۵).

به عقیده برخی دیگر از اندیشمندان، در آیه «و نفخت فیه من روحی» (ص: ۲۹) نیز خداوند اضافه ای تشریفی به کار برده است؛ یعنی همان طور که برای بیان شرافت و عظمت ماه رمضان و خانه کعبه، آنها را «شهر اللَّه» و «بیت اللَّه» می گویند، خداوند در انتساب روح انسان به خود درصدد اثبات کرامت و شرافت آن بوده است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱: ۴۵۰؛ مصباح یزدی، ۱۳۹۰: ۷۰-۷۲).

در حدیثی از امام باقر (ع) نیز این مطلب مشهود است:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَمَّا یرْوُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَی صُورَتِهِ فَقَالَ هِی صُورَه مُحْدَثَه مَخْلُوقَه وَاصْطَفَاهَا اللَّهُ وَاخْتَارَهَا عَلَی سَائِرِ الصُّوَرِ الْمُخْتَلِفَه فَأَضَافَهَا إِلَی نَفْسِهِ کمَا أَضَافَ الْکعْبَه إِلَی نَفْسِهِ وَالرُّوحَ إِلَی نَفْسِهِ فَقَالَ بَیتِی وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی (کلینی، ۱۴۰۷، ج۱: ۱۳۴).

در آیات قرآن از خلقت انسان به «احسن تقویم» (تین: ۴) یاد شده است. علامه طباطبایی این حسن را مشتمل بر حسن نظری و عملی می داند، به گونه ای که همه علل و عوامل در او تعبیه شده است و ساختارش به گونه ای است که به صلاح و فلاح رسیده و بهترین هستی ممکن در او اعمال شده است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۱۵: ۲۲). امام سجاد (ع) نیز درباره خلقت نیکوی انسان می فرمایند: «والحمد للَّه الذی اختار لنا محاسن الخلق، و أجری علینا طیبات الرّزق. .. و متّعنا بأرواح الحیاه،. .. و أغنانا بفضله، و أقنانا بمنّه» (امام علی بن الحسین، ۱۳۷۶: ۳۰).

کرامت و شرافتی که در نگاه اهل بیت (ع) برای انسان اثبات می شود، همگی نشئت گرفته از ارتباط ویژه انسان با پروردگار عالم است. توجه به مبدأ حقیقی وجود انسان است که او را در راه یابی به سوی معنای حقیقی زندگی اش موفق می کند؛ نکته ای که غفلت طبیعت گرایان از آن، موجب توفیق نیافتن آنان در ترسیم مبنایی استوار برای دست یابی به معنای زندگی شده است.

در دیدگاه اهل بیت (ع)، انسان در روی زمین مانند مهمانی است که همه چیز برای پذیرایی او فراهم شده است؛ خداوند نخست مائده و مأدبه را آماده کرده و سپس خلیفه و مهمان خود را فرا خوانده و سراسر جهان را مسخّر او قرار داده است. امام علی (ع) از این مطلب این گونه سخن می گویند: «فَلَمَّا مَهَدَ أَرْضَهُ وَ أَنْفَذَ أَمْرَهُ اخْتَارَ آدَمَ (ع) خِیرَه مِنْ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ أَوَّلَ جِبِلَّتِه» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۴: ۳۲۸)؛ و در بیانی دیگر می فرمایند: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً لِتَعْتَبِرُوا وَ لِتَتَوَصَّلُوا بِهِ إِلَی رِضْوَانِهِ وَ تَتَوَقَّوْا بِهِ مِنْ عَذَابِ نِیرَانِهِ . .. فَخَلَقَ لَکمْ کلَّمَا فِی الْأَرْضِ لِمَصَالِحِکمْ یا بَنِی آدَمَ» (صدوق، ۱۳۹۸، ج۲: ۱۲-۱۳).

در روایات اهل بیت (ع)، انسان به جایگاه ممتاز خویش در جهان، یعنی آنچه طبیعت گرایان با رویکرد انسان گرایانه به دنبالش بودند، به عالی ترین شکل خود دست می یابد؛ جایگاه ممتازی که نه از حذف خدا و خالق طرح و برنامه هستی، بلکه از ارتباط با او شکل می گیرد. زندگی انسانی که نگاهش به هستی این گونه است که عالم برای او خلق شده و او برای رسیدن به خدا، معنایی بسیار والاتر از آنچه طبیعت گرایان در جست وجوی آنند، دارد. در این نگاه، بحرانی چون سرگردانی، تحیر و اضطراب انسان که حاصل به خودوانهادگی او در رویکرد انسان گرایانه است، به چشم نمی خورد.

آزادی و اختیار مطلق انسان

آزادی و اختیار انسان از امور و مفاهیم ارزشمندی است که هم در مکتب اهل بیت (ع) و هم در اندیشه انسان گرایانه طبیعت گرا بر آن تأکید بسیار شده و در اصلِ آزاد و مختاربودن انسان اختلافی نیست. آنچه مسیر این دو نگاه را از هم متمایز می کند، محدوده و قلمروی است که هر کدام برای آن تعریف می کنند. برخی از مکاتب چون اگزیستانسیالیسم و لیبرالیسم که مبانی انسان گرایانه بر آنها سایه افکنده است، آزادی را هدف نهایی انسان و جزء حقیقت او برمی شمرند. از دیدگاه اینان، آزادی به معنای استقلال وجودی است (آربلاستر، ۱۳۷۷: ۸۳؛ لاکوست، ۱۳۷۵: ۱۶۰-۱۶۱).

علاوه بر آن، طبیعت گرایان انسان گرا به دلیل انکار بُعد روحانی انسان یا دست کم قائل نشدن اصالت برای آن، منشأ و متعلق آزادی را تمایلات و خواهش های نفسانی انسان می دانند. این مبنا از آزادی، معنای زندگی انسان را بیش از سامان دادن، دچار اضطراب و پریشانی می کند. هرچند نیازهای معنوی و اخلاقی انسان، حتی از دیدگاه برخی از آنها، انکارشدنی نیست و نمی توان با آزادی مطلق انسان در ابعاد مختلف عرصه را بر چنین نیازهای روحانی تنگ کرد. ضمن اینکه دست یابی بی حد و حصر انسان به خواسته های نفسانی اش زندگی او را از معنا تهی می کند و به تحیر می کشاند. اهل بیت (ع) به این آزادی معنوی اشاره کرده اند و انسان رهاشده از زیاده خواهی های شهوانی را آزاد معرفی می کنند: «مَنْ تَرَک الشَّهَوَاتِ کانَ حُرّاً» (حرانی، ۱۴۰۴: ۸۹ و ۹۹).

پیش از این بیان شد که طبیعت گرایان قائل به فطرت و سرشت تعین یافته ای در انسان نیستند. آزادی مطلق انسان در انتخاب معنای زندگی خود نشئت گرفته از این نگرش آنان است؛ زیرا زمانی می توانیم از معنابخشی طرح های خودساخته انسان سخن بگوییم که هیچ حد و مرزی در هیچ حیطه ای برای او قائل نباشیم.

در دیدگاه اهل بیت (ع)، انسان از هر قید و بندی جز اطاعت و بندگی خداوند، آزاد است. حضرت علی (ع) در این باره به فرزند خویش می فرمایند: «و لَا تَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّا» (شریف الرضی، ۱۴۱۴: ۴۰۱). در این دیدگاه، آزادی نه هدف و معنای مطلق زندگی انسان، بلکه ابزاری برای دست یابی به معنای زندگی است؛ معنایی که از حرکت به سمت خداوند حاصل می شود و انسان با ایمان به خدا، تقوا و عمل صالح از هر بند و قیدی که روح متعالی او را از حرکت باز می دارد، رها می شود و به زندگی خود معنا می بخشد. این معنا عالی ترین درجه آزادی، یعنی آزادگی، را به بار می آورد که در ارتباطی متقابل، خود معنابخش به زندگی است.

نکته در خور تأمل در اختلاف میان دو نگاه اهل بیت (ع) و طبیعت گرایان انسان گرا، این مطلب است که افرادی همچون سارتر با بیان آزادی مطلق انسان، هر گونه فطرت و سرشت را نیز در وجود او انکار می کنند (سارتر، ۱۳۸۰: ۲۶-۳۰ و ۴۰ و ۴۹)؛ نگرشی که ناشی از انکار ارتباط انسان با مبدأ متعالی خویش است؛ اما در نگاه اهل بیت (ع) حتی آزادی انسان نیز در ارتباط با خالق او تعریف شده و معنابخش به زندگی قرار می گیرد. فطرت و سرشت انسان گرایش به سمت پروردگار و پرستش و بندگی او دارد. لذا آزادی او در این راستا و با گسیختن از بندهایی که مانع از شکوفایی این استعدادند، تعریف می شود.

بسندگی معیار ارزش در انسان

همان طور که بیان شد، در نظریات طبیعت گرایانه معنای زندگی با حذف خداوند و طرح و برنامه او برای خلقت، انسان ناچار به خلق معنا از درون می شود؛ چراکه در مبنای انسان شناختی آنان همواره انسان در تقابل با خدا یا بی نیاز از او تعریف می شود. نیچه با ابطال کلیه ارزش های مابعدالطبیعی مرگ خداوند را اعلام می کند و انسان و خواست او را تنها منبع و معیار ارزش می داند:

آری، این «من» و آشفتگی و تضاد «من» از هستی خویش از همه راست تر سخن می گوید: این «منِ» آفریدگار، خواستار، ارزش گذار، که سنجه و [خاستگاهِ] ارزش چیزها است. و این راستگوترین موجود، این «من» از تن سخن می گوید. .. «منِ» من، مرا غروری تازه آموخت و من آن را به آدمیان می آموزانم: دیگر سر خویش در ریگزار چیزهای آسمانی فرونبردن، بل آن را آزادانه به دوش کشیدن، چون یک سرِ زمینی که برای زمین معنا می آفریند (نیچه، ۱۳۷۷: ۴۳).

نیچه دین را به دلیل محصورکردن انسان در تعداد محدودی از ارزش ها، عامل تحقیر و پستی انسان برمی شمرد و معتقد است هرچه انسان ها دیندارتر باشند، ضعیف و ناتوان تر خواهند بود. وی فضای رشد دین و دینداری را فضای ضعف خارق العاده اراده و اختیار می داند (نیچه، ۱۳۸۰: ۳۱۹-۳۲۱). در این نگاه، «خداوند» صرفاً فرافکنی یا برون هشتگی صفات یا آرزوهای انسانی تحقق نایافته است که تعابیر «انسان خدای انسان است» یا «خداوند چیزی جز انسان در نظر خود انسان نیست» و نیز «دین انسانیت» حاکی از آن است (دیویس، ۱۳۷۸: ۳۸-۳۹).

به عقیده نیچه، این انسان است که خوب و بد اشیا را تعیین می کند و انسان در اشیا چیزی جز آنچه خود بدان بخشیده است، نمی یابد:

همانا که آدمیان نیک و بدشان را همه، خود به خویشتن داده اند. همانا که آن را نستانده اند، آن را نیافته اند و چون ندایی آسمانی برایشان فرود نیامده است. ارزش ها را نخست انسان در چیزها نهاد تا خویشتن را بپاید. نخست او بود که برای چیزها معنا آفرید. معنایی انسانی! (نیچه، ۱۳۷۷: ۷۱).

با مبدأ و منشأ قرارگرفتن انسان در همه امور، ارزش ها به اموری فردی، شخصی و نسبی بدل می شوند که از فردی تا فرد دیگر متفاوت اند و هیچ پایه و مبنایی جز تمایلات و گرایش های شخصی انسان ندارند. بر این مبنا، معنای زندگی نیز واحد نخواهد بود و از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد شد. زیرا اموری که زندگی معنادار به عنوان هدف در راستای آن قرار می گیرد، باید ارزش بخش به زندگی باشند و اگر ارزش این امور فقط از درون انسان ناشی شود، بدیهی است که معنا از فردی به فرد دیگر متناسب با تعریف او از ارزش، متفاوت خواهد شد. لذا مصادیق اموری چون لذت، خلاقیت، ابتکار، عواطف و احساسات که در نظریات طبیعت گرا به عنوان عوامل معنابخش به زندگی مطرح شد، همه اموری بر اساس خوش داشت های شخصی خواهند بود و هیچ پشتوانه ای در خارج از وجود انسان نخواهند داشت. برای نمونه، اگر معنای زندگی مقوله ای چون عشق قرار گیرد، ارزش و متعلق عشق از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود و طیفی وسیع از امور پست و متعالی و مادی و معنوی را در بر می گیرد. این وضعیت با ایجاد نوعی جوّ فقدان تفاهم و ناهم زبانی، منجر به بیگانگی و تنهایی آدمی می شود. اگزیستانسیالیست های پیرو سارتر با تکیه بر همین بینش، اضطراب و تنهایی را تقدیر بشر امروز دانسته اند (زرشناس، ۱۳۷۰: ۲۷).

علاوه بر آن، زمانی که منبع ارزش ها خود انسان و تجربیات او قرار می گیرد و امور مابعدالطبیعی حذف شود، اخلاق نیز هیچ پشتوانه ای جز آنچه کاملاً قائم به خویش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *