تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است :

فایل پاورپوینت کامل انسان شیفته احسان است

عُشر عاشورا ایام متبرّکی است که برای زیاد شدن ایمان و ولایت باید بهره برداری کرد جان دین که ولایت است ظهور و طلوع و زیاد شدنش در این ایام و لیالی می باشد. محبّت که حقیقت ایمان است باید زیاد گردد، لازم است برای روشن شدن مطلب، معنی ایمان ذکر شود:

هر انسان عاقل مکلّفی که سفیه نباشد با اندک تأملی در خودش و آنچه داراست خدایش را دوست می دارد می بیند آنچه نیاز داشته از اعضا و جوارح و علاقه های خارجی و داخلی خداوند به او داده است لازمه این شناسایی و دیدن نعمت، دوستی خداوند است، زیرا خدای تعالی بشر را دوستدار احسان آفریده است. ضرب المثلی است که «الِانسانُ عَبیدُ الاحْسانِ» انسان برده نیکی است، فطری هر بشر عاقلی است، اگر کسی به او نیکی کرد قهراً به او علاقمند می شود و دلبستگی پیدا می کند یعنی راستی دل به او متوجه می گردد.

این معنی حتی در حیوانات نیز موجود است و در بعضی از آنها مثل سگ کاملًا مشهود است.

به هر اندازه انعام و احسان زیادتر شد، دلبستگی نیز بیشتر می شود، پس از آن که پروردگارت را شناختی که هر چه داری از اوست چشم و گوش و زبان و دست و پا و عقل، علاقه ها، اولاد و همسر، زندگی و وسایل و اقسام خوراک و لباس و مسکن که نعمت هایش هرگز به شماره نمی آید.[۱]

از آن که چشمت داد تشکر کن

خیلی عجیب است کسی چشمش آب آورده بود نمی دید، نزد دکتری رفت چشمش را میل زد خوب شد تا آخر عمر به این دکتر علاقمند شد و مدح او را می کرد از او تشکر می نمود چون سبب شد چشمش که نمی دید ببیند. اما یک کلمه از خدایی که اصل چشم را به او داد تشکری نمی نمود، چرا از آن که این دستگاه عظیم و لطیف را برای تو ساخت یادی نمی کنی همین طور بقیه اعضا.

ایمان یعنی دلبستگی

لازمه شناختن منعم، دلبستگی به او، یعنی ایمان به اوست. علاقمندی و دوستی به خدا باید طوری باشد که انسان خدای خودش را از تمام علاقه ها بیشتر دوست بدارد[۲] این نخستین مرتبه ایمان است [۳] تا جایی که جز خدا را دوست ندارد و هر چه را دوست دارد به جهت و برای خدا

باشد، مال چیست در برابر خدا، اولاد کدام است، اسم و رسم حتی جان چه باشد.

اگر رشد عقلی پیدا کند هر احسانی و هر نعمتی از هر کس و هر چه هم به او روی آورد بفهمد آن هم از خداست «وَما بِکمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ. ..»[۴] حال که چنین است، «آمنوا بِاللَّهِ» بیایید به خدا ایمان بیاورید، گرایش پیدا کنید به خدای خود، دلبستگی به او پیدا کنید.

دیگران که بی خبرند دور خودشان می گردند و می تنند، نعمت ها و احسان ها را از خدا نمی بینند علاقه فوق العاده ای هم به خدا ندارند، اما تو که می گویی خوشنودم که خداوند پروردگارم است [۵] و خدایا هر چه نعمت داریم تنها از تو است [۶] پس باید تنها به خدا علاقمند باشی و ایمانت، دلبستگی ات تنها به خدا باشد، تمام دل متوجه منعم گردد.

واسطه نعمت هم عزیز است

انسان پس از آن که متوجه شد به تنهایی هیچ وقت معرفت حق را پیدا نمی کند، از کجا آمده و به کجا خواهد رفت این دانش ها به برکت سفیر حق، واسطه الهی و وجود مقدس خاتم الانبیاء محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نصیب او شده است. محمّد صلی الله علیه و آله و سلم آقایی است که خداوند کریم به لطف و کرمش او را فرستاد و واسطه هدایت و معرفت مردمان قرار داد. اگر قرآن محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نبود کسی چه می فهمید غرض از آفرینش چیست، چگونه باید خدا را پرستید؟ انواع راهنمایی ها که حیات حقیقی بشر به آن وابسته است به واسطه نعمت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است.

پس باید محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را از جان و دل دوست بدارد، یعنی به او گرایش پیدا کند، به تعبیر دیگر به محمّد صلی الله علیه و آله و سلم ایمان بیاورد، «آمِنُوا بِرَسُولِهِ» ایمان به محمّد صلی الله علیه و آله و سلم تنها این نیست که بگویی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم راست فرموده ما او را تصدیق می کنیم چه بسیار از مشرکین و منافقین راستی می دانستند که محمّد راست می فرماید[۷]، اما علاقه ای به او نداشتند و در نتیجه خشوع دل و تسلیم در کار نبود.

بیخبران و بیخردان مال دنیا دلشان را برده، پس ایمانشان به مال دنیاست. تو که دلت از خدا و رسول خبردار شد باید گرایش و علاقه و ایمانت هم منحصر به خدا و رسول باشدخود انسان کم و بیش می فهمد که به چه دلبستگی دارد یعنی ایمانش به چیست؟[۸]

حب کمال، فطری بشر است

نکته دیگر: از خصایصی که خداوند غریزه بشر قرار داده است حب کمال است. انسان عاقل هر جا که کمال دید آن را دوست می دارد و به آن دلبستگی پیدا می کند. مثلًا ما حاتم طائی را ندیده ایم و با او نسبتی نداریم، اما چون می دانیم مردی کریم بوده او را دوست می داریم.

روی این میزان، اصل کمال در محمّد و آل اوست پس ایشان دوست داشتنی هستند. عدل حقیقی، جود و سخای مطلق و هر صفت کمالی که تصوّر کنید اصلش در اهل بیت است. اگر کسی آنان را شناخت و دوست نداشت معلوم می شود یا آنان را واقعاً نشناخته یا در خودش اشکال است.

دوستی محمّد (ص) و آل او

مطلب دیگر آن است که نمی شود کسی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را دوست بدارد اما به اهل بیتش و ذریه اش علاقمند نباشد زیرا:

اولًا: انوار طیبه آل محمّد با محمّد صلی الله علیه و آله و سلم یکی هستند، چنانچه روایتی در این زمینه [از امام صادق علیه السلام ] رسیده «… اوَّلُنا مُحَمَّدٌ واوسَطُنا مُحَمَّدٌ وآخِرُنا مُحَمَّدٌ»[۹] همه، واسطه های هدایت الهی هستند همه اصل کمال و کل کمالند پس علاقمندی به یکی از دیگران جدا نیست.

ثانیاً: از نظر فریضه و وجوب شرعی، شگفت اینجاست که سنی ها هم به قدری روایت در این مورد دارند که امام فخر رازی گوید ضرورت دین اسلام دوستی آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و عترت اوست؛ یعنی اگر کسی آن را منکر شود از اسلام بیرون است شافعی که عجیب تر می گوید:

یا آل بیت رسول اللَّه حُبّکم

فَرْضٌ من الرّحمن فی القرآن أنزله

یکفیکم مِن عظیم الفخر انّکم

مَن لَم یصَلِّ علیکم لا صَلَوهَ له

«ای خاندان پیغمبر، دوستی شما از طرف خداوند رحمان در قرآن واجب شده است کافی است شما را از بزرگی فخر؛ کسی که بر شما در نماز (تشهّد نماز) صلوات نفرستد نمازش درست نیست».

این معنی چیزی نیست که مسلمانی بتواند انکار کند، مرحوم امینی در الغدیر روایات متعددی به سندهای عامه نقل می فرماید تنها یکی را برای تبرّک نقل می نمایم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «سوگند به خدایی که جان من در دست قدرت اوست ایمان نیاورده بنده ای به خدا، مگر که من در نزد او دوست داشتنی تر باشم از فرزند و پدرش، و خاندان من نزد او از خاندانش دوست داشتنی تر باشد».[۱۰] در برابر محمّد و آل او، مال و اولاد و خانواده چیست؟ اگر محمّد و آل محمّد بیشتر در دلش جا نداشته باشد، ایمان به دنیا و مال و جاه است، نه به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم، تا علاقمندی و دلبستگی که اصل ایمان است به چه باشد؟

پس بر مسلمانان واجب است کاری کنند که دلشان علاقه مند محمّد و آل او شود. راه نجات و ایمان حقیقی این است نه تصدیق تنها. ایمان باید در دل جا بگیرد، همان طور که پول در دلت جا گرفته حسین علیه السلام هم باید جا بگیرد، بیشتر جانب خدا و آخرت بیاید. این فریضه و واجب است، ولایت که اهمّ فرایض الهی است، همان ایمان است که علاقمندی و بستگی به خدا و آنچه مربوط به خداست.

به خودت بگو آیا وقت آن نرسیده که دیگر یک طرفی شوی، خدا را دوست بداری و وسایط نعمت او را (محمّد و آل او را) آیا نرسیده موقعی که خواهان بهشت شوی نه ماشین و پارک، خدا از تو خشنود باشد خواه دنیایت آباد باشد یا خراب.

برخلاف اهل غفلت که دنیایشان آباد باشد دیگر برایشان اهمّیت ندارد، گناه کرده، سستی در عبادت کرده است و باکی هم ندارد چون دلش متوجه آخرت نیست.

پاسخ اعتراض واضح می شود

اینجاست که ما حیران می شویم برادران سنی چقدر بی انصافی می کنند با این همه روایاتی که خودشان دارند و نقل می نمایند به شیعه ایراد می گیرند چرا هر سال محرم که می شود، به سر و سینه می زنید، گریه و زاری می کنید؟ با این که خودشان نقل می کنند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«ایمان وقتی است که اولاد من عزیزتر باشد نزد مؤمن از اولاد خودش» اگر اولاد بمیرد، سالگرد وفات او چه حالی داری؟ اگر مؤمن هستی علی اکبر باید در دلت دوست داشتنی تر از اولاد خودت باشد.

خودتان می گویید، محمّد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خدایا من گریانم بر آنچه امت بر سر حسین می آورند»، حسین را در بغل می گرفت، روی منبر گریه ها و ناله ها داشت برای حسین علیه السلام، از سر تا پایش را می بوسید و می فرمود: «نمی بوسم مگر جای شمشیرها و تیرها و نیزه ها را».

در سجده نماز، امام حسین بر پشت پیغمبر سوار می شد، پیغمبر سجده را طول می داد با دستش آهسته حسین را می گرفت که نیفتد، چقدر علاقه خود را نسبت به حسین علیه السلام بروز می داد. در قرآن می فرماید روش و سنّت پیغمبر را باید پیروی کنید. خود پیغمبر در مجالس متعدد عزای حسین را برپا می داشت.

پیغمبر (ص) و عزای حسین (ع)

از طریق سنی ها هم رسیده مواردی که پیغمبر در خانه عایشه، فاطمه، ام سلمه و در مسجد و مجمع اصحاب، عزای حسین را برپا می نمود.

در کتاب «سیرتنا و سنّتنا» مرحوم امینی نقل کرده است که مضمون آن چنین است: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خانه ام سلمه استراحت فرموده بود، حسین علیه السلام آمد ام سلمه جلو آقازاده را گرفت گفت جدت خوابیده است، امام حسین اعتنا نکرد رو به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفته روی سینه پیغمبر نشست. ام سلمه منتظر است کی پیغمبر برمی خیزد. ناگهان صدای گریه رسول خدا را شنید. پیش خود گمان کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چون حسین بی موقع آمده است ناراحت شده است، عذر خواست که یا رسول اللَّه من جلو او را گرفتم، اما نتوانستم او را باز دارم.

– فرمود: ام سلمه من گریه نمی کنم که چرا حسین آمد گریه ام برای این است که جبرئیل گزارشات او را برایم نقل کرد. کربلای حسینم را نشانم داد و از خاک قبرش برای من هدیه آورد. اینک در دست من است.

آن را نگهدار هر وقت دیدی خون شده، بدان حسین کشته شده است.[۱۱] مسلمانان باید به حکم قرآن مجید به رسول خدا اقتدا نمایند عزای حسین را برپا کنند.

سجده بر تربت حسین (ع)

از جمله ایرادهای واهی که به شیعه می گیرند، سجده بر تربت حسین است. می گویند شرک و بت پرستی است. در باره اهل بیت غلوّ می کنند.

اوّلًا: ما خودمان شرمساریم که نتوانستیم آن طوری که سزاوار است بروز محبّت و علاقه دهیم.

ثانیاً: کار بر عکس است به جای این که ایرادهای زیادی که به خودتان است برطرف کنید، به کار صحیح دیگران ایراد می گیرید؟ شما روی قالی در مسجد و خانه سجده می کنید آیا یک روایت (هر چند ضعیف) داریم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر قالی سجده کرده باشد (اصلًا در آن زمان قالی معلوم نیست بوده) یا اذن داده باشد که روی فرش سجده کنند شما بدعت گذاشته اید نه ما که به روی خاک سجده می کنیم.

روایات سجده از صحاح ستّه

روایاتی که در صحاح ستّه در باب سجده نقل شده، مرحوم امینی در «سیرتنا وسنّتنا» در سه دسته جمع آوری فرموده است.

یک دسته: روایات، مضمونش این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اول بعثت تا آخر عمر در اوقاتی که هوا زیاد گرم نبود، روی ریگ وخاک سجده می کرد.

دسته دوم: گاهی که هوا گرم بود مسلمانان ریگ های کف مسجد را که داغ بود در دست می گرفتند قدری که از حرارت می افتاد بر آن سجده می کردند. گاهی نیز حصیری که از لیف خرما بود می انداختند قدری آب رویش می پاشیدند و بر آن سجده می کردند.

دسته سوم: روایت دیگری که باز سنی ها نقل کرده اند وقتی پیش آمد که محل سجده پیغمبر سخت داغ بود که پیشانی می سوخت رسول خدا دامنش را کشید روی سنگ و بر آن سجده کرد و این طور نتیجه گیری

می شود که مسلمانان روی خاک و سنگ سجده می کردند، مگر وقتی ضرورت اقتضا کند.

بنابر این، سجده بر فرش پشمی یا پنبه ای بدعت است نه روی خاک، چون اصل آن است که روی خاک سجده کنند.

چرا مهر کربلا درست می کنند؟

عمده ایرادی که دارند این است که چرا خاک کربلا را به صورت مهر درست می کنید؟ کسی که مقید به نمازهای پنجگانه است و مقید است حتماً محل سجده اش خاک نظیف باشد در خانه روی فرش است، در مسافرت است موقع نماز چه کند؟ باید چیزی که سجده بر آن درست است همراه داشته باشد چه بهتر از خاک نظیف و طاهر، به صورت مهر.

اما خصوص خاک کربلا که ایراد می گیرند هم اکنون گفتیم که روایت از خود عامه است. حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به ام سلمه فرمود: «جبرئیل از خاک کربلا برای من هدیه آورد». آن را بوسید و فرمود: «بوی بهشت می دهد».

این قطعه اززمین به داعی خدا، محبّ خدا، عبدخالص خدا، حسین علیه السلام نسبت دارد و شرافتش را پیغمبر شناخت و عملًا و قولًا به ما رساند.

کربلا پاره ای از بهشت است

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای جابر زیارت کن قبر حسین را در کربلا، پس هر آینه کربلا پاره ای از بهشت است».[۱۲]

خدا هم طول عمر به جابر داد و موفق گردید قبر حسین علیه السلام را زیارت نماید. (حدیث مشهور زیارت جابر در روز اربعین حسین را شنیده اید). اگر چشم بصیرتی باشد سزاوار است خاک کربلا را توتیای چشم کنند، خاکی که رسول خدا به آن تبرّک می جُست.

تربت حسین همراه جنازه

صاحب کتاب «مدارک الاحکام» می نویسد: در زمان حضرت صادق علیه السلام زن زانیه ای بوده بچه هایی که از زنا از او متولّد می شد در تنور می انداخت و می سوزانید. وقتی که مردم پس از غسل و کفن او را به خاک سپردند، زمین جنازه اش را بیرون انداخت. جای دیگر او را دفن کردند باز زمین او را نپذیرفت تا سه مرتبه، آن گاه مادرش به امام صادق علیه السلام متمسّک شد: ای پسر پیغمبر به فریادم برس!

امام فرمود کارش چه بود؟ عرض کرد زنا و سوزاندن بچه های حرام زاده، فرمود هیچ مخلوقی حق ندارد مخلوقی را بسوزاند، سوزاندنِ به آتش مخصوص خالق است.

عرض کرد حالا چه کنم؟ فرمود مقداری از تربت حسین علیه السلام با او در قبر بگذارید.

تربت حسین علیه السلام امان است همراهش کرد زمین او را پذیرفت.

در توقیع مبارک حضرت حجه بن الحسن (عجّل اللَّه تعالی فرجه) نیز اذن داده شده است، یکی از شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغری توسط نائب خاص حضرت) می نویسد آیا جایز است ما تربت حسین را با میت در قبر بگذاریم یا با تربت حسین روی کفن بنویسیم؟

حضرت در پاسخ مرقوم می فرمایند: هر دو جایز و کار پسندیده ای است البته باید رعایت احترام تربت بشود. مهر یا تربت مقابل یا زیر صورت میت باشد، بلکه به برکت خاک قبر حسین، قبر میت محل امن باشد از هر بلا و آفت و عذابی در امان گردد و اگر در خود خاک کربلا دفن شود چه بهتر.

جلسه دوازدهم

دوستی آل محمد (ص) ضروری اسلام است

گفتیم ولایت و دوستی اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از مسلّمات اسلام است، جمیع فرقه های اسلامی از صدر اول تاکنون همه اتفاق دارند که مودّت آل محمّد واجب و ضروری دین است. با این که دست های خیانت حکومت های اموی و عباسی در کار بود که نگذارند این ضروری دین به مردم برسد، لکن به کوری چشمشان همه قایلند جز عده انگشت شماری از نواصب و دشمنان اهل بیت که از یهود و نصارا بدتر و نجس هستند. خلاصه نص قرآن مجید و آیه مودّت [۱۳] دوستی آنان را واجب فرموده است.

شافعی رئیس مذهب شافعیه می گوید:

ان کان حب آل محمّد رفضاً

فلیشهد الثقلان انی رافض

«اگر دوستی آل محمّد رفض و از دین بیرون رفتن باشد پس جن و انس گواهی دهند که من رافضی هستم»، دوستدار آل محمدم، نمی شود کسی مسلمان باشد واقرار به وجوب مودّت وولایت اهل بیت نداشته باشد.

عمر بن فارض مصری که از مشاهیر عرفای عرب است و سنی ها او را صاحب کرامت دانسته مقام شامخی برای او قائلند دیوان شعر مفصلی دارد در آخر قصیده تائیه اش دو سطر شعر دارد:

ذهب العمر ضیاعاً وانقضی

باطلا ان لم افز منک بشی ء

غیر ما اوتیت من عهدی الولا

عتره المبعوث من آل قصی

یعنی «عمرم به باطل گذشت حال که می خواهم بمیرم دستم خالی است یگانه تکیه و دلخوشی من ولایت عترت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است».

در صدر اسلام ابن عباس «حبر و ربانی» امت که جمیع فرقه های اسلامی او را قبول دارند آخر عمرش سنش از نود سال گذشته در حال نزع، سر بلند کرد و گفت «اللّهم انی اتَقَرَّبُ الَیک بِحُبِّ الشیخ علی بن ابی طالب علیه السلام»[۱۴] پروردگارا! من به تو تقرّب می جویم به دوستی بزرگ مرد علی بن ابی طالب، یعنی آنچه موجب تقرّب حقیقی به تو می شود دوستی علی علیه السلام است.

شواهد این مطلب از قول عامه مفصل است و اصل مطلب از مسلّمات است. صاحب کتاب «ینابیع الموده»، که سنّی حنفی است این کتاب را در دوستی اهل بیت تصنیف کرده و کتاب «تذکره الائمه» را در فضایل و معجزات دوازده امام از علی علیه السلام تا حجه بن الحسن (عج) نوشته است.

محمّد بن طلحه شافعی کتاب مستقل «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» در باره کمالات اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و همچنین ابن صباغ مالکی «کتاب فصول المهمه فی احوال الائمه» را، اینها نمونه کتاب هایی است که علمای معتبر عامه در این باره نوشته اند، بلکه برخی دیگر مانند «اخبار البیان فی مناقب صاحب الزمان» کتاب مستقلی در خصوص امام دوازدهم حجه بن الحسن (عج) نوشته اند.

پس نزاع شیعه و سنّی چیست؟

ممکن است پرسیده شود اگر دوستی اهل بیت ضروری دین و مورد اتفاق عموم است پس نزاع شیعه و سنی برای چیست؟ دشنام دادن ها و خونریزی ها چرا؟ حتی بعضی که قایل به امامت حجه بن الحسن (عج) هستند دیگر چرا سنی باشند؟

جواب: هیچ وقت در هیچ دوره ای شیعه با سنّی طرف نشده چون از طرف امامان به ما چنین اجازه ای داده نشده است حتی نماز جماعت را در مواردی که پیش می آید باید با آنان خواند و صحیح می باشد؛ جان و مال و ناموسشان نزد شیعه محفوظ و محترم است، اما متأسفانه آنان ما را بد می دانند، خون شیعه جعفری را برخی از آنان مباح می دانند اشتباه و نزاع از طرف آنان است، تاریخ را ورق بزنید سنّی کشی از طرف شیعه سابقه ندارد، بلکه شیعه کشی از طرف سنی ها بوده است.

شیعه کشی معاویه و پیروانش

نخستین کسی که شیعه کشی را بدعت گذاشت معاویه بن ابی سفیان- علیه اللعنه- بود، کسی که محمّد بن ابی بکر را به جرم دوست علی علیه السلام بودن، کشت، او را در پوست الاغ کرده آتش زد. لا اقل ملاحظه پدرش خلیفه اوّل که معاویه خیلی از او طرفداری می کرد، نکرد رعایت احترام خواهرش ام المؤمنین عایشه را که با معاویه در دشمنی با علی علیه السلام یکی بود، نکرد چون محمّد بن ابی بکر شیعه علی بود.

معاویه- علیه الهاویه- پس از مسلّط شدن بر بلاد اسلامی صفحات تاریخ را از جنایات خودش سیاه کرد. شیعه کشی او از حجر بن عدی ها و رشید هجری ها را کم و بیش شنیده اید.

پس از او در هر دوره ای چه شیعه هایی که مظلوم کشته شدند؛ شهید اول فقیه اهل بیت را در شام کشتند، علمای سنی فتوا به قتلش دادند چون عالمِ شیعه است؛ همچنین شهید ثانی و قاضی نوراللَّه شوشتری و دیگر از علمای بزرگ را به جرم شیعه بودن کشتند، خلاصه شیعه با آنان دعوایی نداشته است و ندارد، آنان بوده اند و هستند که متعرّض شیعه می شوند در حالی که ما آنان را مسلمان و طاهر می دانیم، در نکاح و ارث، شیعه و سنّی قایل نیستیم.

ریشه اختلاف

ثانیاً- اختلاف شیعه و سنّی از اینجا سرچشمه می گیرد که شیعه می گوید ای مسلمانان بیایید حقیقت را دریابید. شما می گویید ایمان به خدا و پیغمبر، دوستی آل محمّد اصل دین و ایمان به خداست که معنی آن را در دلبستگی و علاقمندی به خدا و آنچه مربوط به رب العالمین است ذکر کردیم این مطلب یعنی ایمان است، حقیقت پیدا می کند و آن در وقتی است که نفس و هوا کنار گذاشته شود میل و اراده های شخصی و فردی رها شود تابع و علاقمند به سفیر و نماینده او، محبوب خدا و واسطه فیض یعنی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم گردد.

وقتی مؤمن می شوی (به قول خود سنّی ها) که محمّد صلی الله علیه و آله و سلم نزد تو از جانت عزیزتر باشد، اگر چنین شد خواهی نخواهی در مقام تبعیت و پیروی طوری می شوی که جان و مال و اولاد در برابر او چیزی نیست که بخواهی به خاطر آنان از پیروی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم باز مانی.

تو که می گویی «لا اله الّا اللَّه» ناچار باید هوای نفس وحبّ ذات (خود دوستی و خودخواهی) و شهوات را کنار بگذاری، اگر راستی خدا را دوست می داری باید تابع محمّد صلی الله علیه و آله و سلم شوی چنانچه نص قرآن مجید است.[۱۵]

لازمه دوستی چیست؟

بنابر این تا اینجا این طور نتیجه گرفتیم که اگر دوستی حقیقی باشد حتماً تبعیت و پیروی از محمّد صلی الله علیه و آله و سلم است. اینک ببینیم محمّد صلی الله علیه و آله و سلم چه فرموده است حدیث مشهور «ثقلین» را همه شما مکرر شنیده، به خوبی می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من در میان شما دو چیز سنگین و گرانبها می گذارم کتاب خدا (قرآن) و عترتم».[۱۶] رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چه کسی را برای شما معین کرد؟ وقتی دنبال احمد حنبل یا محمّد شافعی یا ابوحنیفه یا مالک، هستی و در پیروی کردن از آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم برکنار هستی چگونه ادعای دوستی می کنی؟ آیا این دوستی است که جعفر بن محمّد علیه السلام را رها کرده و دنباله رو ابوحنیفه باشی؟ به چه مدرک وبه کدام دلیل دنبال ابوحنیفه و غیره می روید؟

آیاجز تقلیدکورکورانه ازگذشتگان می کنید هزارسال دنبال شافعی رفته اند ما هم می رویم.

تبعیت از محمّد صلی الله علیه و آله و سلم در تبعیت از جعفر صادق علیه السلام است نه از ابوحنیفه و غیر او. در جهت تبعیت، عمر و ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *