تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انشعاب سیاسی-فکری علویان در عصر صادقین علیهم السلام-زمینه ها و پیامدها :

مقدمه

فشارها و مراقبت های دستگاه خلافت، به ویژه در دوره عباسی، بر علویان و امامان شیعه و پیروان آنها، از یک سو، و سیاست تقیه امامان، به علاوه عدم بسط ید و اشراف کامل بر شیعیان که در مناطق مختلف پراکنده بودند، از سوی دیگر، پیامدهای مختلفی را در عرصه های فکری و سیاسی و اجتماعی در پی داشت. پیامدهای ناخواسته و احیاناً مستمری که در عصر امامان به وقوع پیوست، عبارت اند از:

۱- سردرگمی اصحاب امامان در ویژگی ها و شئون امامت و مصادیق واقعی امام؛

۲- تنازعات و اختلافات درونی اصحاب ائمه در باب مسایل مختلف کلامی؛

۳- طرح دعاوی مهدویت و ظهور اندیشه نامیرایی برای امامان؛

۴- شکل گیری انشعابات فرقه ای و ظهور برخی انحرافات فکری در میان شیعیان؛

۵- ظهور پدیده غلو و غالی گری؛

۶- انشعاب سادات علوی به دو شاخه حسنی و حسینی.

هر یک از این محورها خود موجب پیامدهای ویژای برای شیعه و تشیع شد که در جای خود قابل بررسی است. نگارنده از میان این اختلافات و پیامدهای آن تنها به گزارش موضوع اخیر می پردازد.

۱- انشعاب سیاسی فکری علویان به دو شاخه حسنی و حسینی

جدایی تفکر سیاسی زیدی از مکتب و روش سیاسی امامان شیعه در اواخر روزگار امویان و در جریان قیام زید بن علی آغاز شد، امّا تمایز فرقه ای این گروه و طرح و ترویج اندیشه های آنها در خصوص جایگاه امامت و ظهور برخی دولت های شیعی به نام این گروه را باید در گذر زمان و در جریان قیام های بعدی علویان، به ویژه سادات بنی الحسن، ملاحظه کرد. در جریان این قیام ها، و نوعاً به انگیزه توجیه اهداف صاحبان این قیام ها، بود که قیام و حرکت سیاسی و دعوت آشکار به امامت و خلافت از شرایط و وظایف اصلی امام تلقی شد. این پدیده، اختلافات دیگری نظیر تقسیم سادات به حسنی و حسینی، تقسیم تشیع به زیدی و جعفری و از آن پس اثناعشری و نیز جدایی خط سیر مبارزان سیاسی به دو جناح تندرو و معتدل و اختلاف در برخی از شرایط ظاهری برای امام را در پی داشت.

۱- ۱- نخستین زمینه های جدایی

عموم پژوهش گران حرکت زید را سرآغاز ظهور زیدیه دانسته اند. با این حال قیام زید را می توان بیشتر حرکتی در جهت امر به معروف و نهی از منکر و قیامی از روی غضب برای خدا و رسول و نه حرکتی صرفاً شیعی و علوی و یا به منظور کسب موقعیت ویژه به حساب آورد. اینکه گزارش شده که در قیام وی عده ای از فقها و علمای اهل سنت نیز حضور داشتند و سران و پیروان گروه هایی چون معتزله، مرجئه و حتی خوارج با او همراهی می کردند نیز دلالت بر همگانی بودن قیام او دارد (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۴: ۹۹؛ حمیری، ۱۹۴۸: ۱۸۵؛ برای مطالعه تفصیلی در این خصوص، نک. : حسن، ۱۳۷۵: ۲/۶۸ به بعد). حتی بنا بر یک تحلیل، با توجه به این اهداف مقدس و بی توجهی او به خودمحوری بود که امامان شیعه نیز برای قیام و شخصیت او حساب جداگانه ای باز کرده بودند. به هر صورت قیام زید با شکست مواجه شد، اما راه را برای مدعیان دیگر و حتی قیام عباسیان هموار کرد و زمینه مساعدی برای قیام های مؤثرتر بعدی در عصر اموی و عباسی به وجود آورد (محمدجعفری، ۱۳۶۴: ۳۱۱ ). البته حرکت و دعوت برخی از سادات حسنی در دوران امامت امام صادق (ع) و ادامه آن در عصر دیگر امامان، از نوع دیگری به حساب آمده است.

از این رو، می توان گفت آنچه از همه بیشتر، اسباب آغازین انشعاب علویان را به دو شاخه بنی الحسن و بنی الحسین فراهم ساخت و به شکل گیری رسمی و رواج تفکر زیدیه نیز کمک کرد، ادعاهای خارج از ظرفیت عبدالله ابن حسن (عبدالله محض) بود. وی، که نزد برخی شیعیان داناترین فرد از اهل بیت و صاحب سیف رسول به حساب می آمد (کلینی، ۱۴۰۱: ۱/۳۴۹؛ طوسی، ۱۳۴۸: ۴۲۷؛ صفار، ۱۳۶۲: ۶۶)، برای فرزندش محمد بن عبدالله، معروف به «نفس زکیه»، با عنوان قائم آل محمد بیعت گرفت و ادعای مهدویت وی را مطرح کرد. قیام نفس زکیه در ۱۴۵ ه. ق. با زمینه سازی های قبلی پدرش موجب شد که برخی از شیعیان به او بپیوندند و با او به عنوان قائم و منجی موعود بیعت کنند. قائم بودن و نجات بخشی نفس زکیه به گونه ای در میان برخی از شیعیان رسوخ کرده بود که حتی عده ای پس از کشته شدن وی معتقد بودند که او نمرده و به زودی ظهور خواهد کرد (نوبختی، ۱۳۸۱: ۶۲؛ درباره اختلافات و مشاجرات نفس زکیه با امام صادق (ع)، نک. : کلینی، ۱۴۰۱: ۱/۳۵۸؛ ۲/۱۵۵؛ ۳/۵۰۷؛ ۸/۳۶۳ ۳۶۴؛ صفار، ۱۳۶۲: ۱۵۶و۱۶۰؛ اربلی، بی تا: ۲/۳۸۱ -۳۸۶، ۳۹۶، ۳۹۲ ). در جریان همین قیام بود که امام صادق (ع) از مدینه بیرون رفت و هیچ اقبالی به دعوت آنها نکرد. از این زمان بود که برخی شیعیان علوی، به رهبری سادات حسنی و گاهی حسینی زیدی، روابط خود را با امامان و پیروان شیعی آنها تیره کردند و با گذشت زمان نیز روز به روز بر شدت تیرگی آن افزوده شد؛ و این گروه توانستند در مبارزه رو در رو و نظامی با عباسیان نقش به ظاهر فعال تری داشته باشند. آثار کهنی نظیر جلد سوم مروج الذهب مسعودی، مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، و نیز اخیراً، لیثی در کتاب جهاد الشیعیه به تفصیل قیام های علویان و احیاناً موفقیت آنها را در تأسیس و تشکیل حکومت های محلی گزارش کرده اند. بنا بر گزارش این آثار، پس از قیام و شهادت یحیی- فرزند زید – علویانِ فراوانی، به طور پی در پی، بر خلفای زمان خود شوریدند؛ از جمله عبدالله بن معاویه بر مروان حمار، محمد نفس زکیه بر منصور دوانیقی، حسین بن علی (صاحب فخ) بر هادی عباسی، یحیی بن عبدالله بن حسن بر هارون الرشید، ابن طباطبا بر مأمون، محمد بن قاسم بن علی بن عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب بر معتصم، و ده ها علوی دیگر (اشعری، ۱۴۰۰: ۷۵-۸۵؛ و نیز نک. : سبحانی، ۱۴۱۸: ۳۳۰-۳۸۳).

با این حال، اگر از تشکیل دولت ادریسیان در مغرب و حکومت علویان در طبرستان، که در زیدی بودن آن نیز تردیدهایی شده، صرف نظر کنیم، هیچ یک از قیام های مزبور به موفقیت چشم گیری نایل نیامد. البته این قیام های احساسی و طبیعی، پیامدهای مثبتی در پی داشت و انگیزه بیشترِ صاحبان آن مقدس بود. همچنین توانست عواطف طبقات زیادی از مردم و حتی عالمان بزرگ اهل سنت را به خود جلب کند و از سوی دیگر، فرصت بیشتری برای امامان معصوم در ترویج میراث اسلام و فرهنگ اهل بیت به ارمغان بیاورد. نهی امامان شیعه نیز از سر دل سوزی و با هدف ارشادی تحلیل شده است (برای تحلیل این مدعا نک. : منتظری، ۱۳۶۷: ۱/۳۳۳ به بعد). اما از پیامدهای زیان‏بار آن، به ویژه کم رنگ شدن راه و رسم امامان شیعه برای برخی شیعیان و تأثیر کمّی بر پیروان آنها نمی توان چشم پوشید. به هر حال، یکی از نتایج تاریخی روشنِ آن این بود که برخی از علویان خود را از نظام امامت پی در پی و رهبری منصوص الاهی جدا کردند و نه تنها برخی از آنها، بنا بر برخی گزارش ها، امامت و ولایت علی (ع) را با دیگر رقبای فکری و سیاسی آن حضرت درآمیختند، بلکه نقش امامت را در حدّ زعامت سیاسی فرو کاستند (نوبختی، ۱۳۸۱: ۵۴). تقسیم ماندگار شیعه به زیدی و جعفری به همراه رقابت ها و دشمنی های پی در پی آنها با شلوغ بازاری برخی از متکلمان و نظریه پردازان زیدی که خود نقش برجسته ای در قیام نداشتند، نیز از نتایج تاریخی و فکری این قیام ها بود. اگرچه این فرقه به عنوان فرقه ای مستقل و دارای فقه و کلامی ویژه شناخته شده، اما بسیاری از پژوهش گران به این نکته اشاره کرده اند که اندیشه های زیدیه، بدون توجه به دیدگاه های زیدِ شهید، آمیزه ای از فقه حنفی و کلام اعتزالی بوده و تنها شاخصه و وجه ممیزه عقاید آنها در امر امامت و رهبری و شرایط خاصی است که برای آن ارائه می کنند (سبحانی، ۱۴۱۸: ۴۶۵-۴۷۴). به هر جهت دل مشغولی های سیاسی- نظامی پیشوایان این گروه و دوری آنها از مکتب امامان شیعه، که آگاه ترین افراد اهل بیت به قرآن و علم شریعت بودند، موجب شد تا آنان خلأ علمی خود را با عنصر اخذ و اقتباس فرقه ای پر کنند و به جای فضل التشیع به نگارش فضل الاعتزال بپردازند (برای نمونه هایی از آن، نک. : کلینی، ۱۴۰۱: ۱/۳۵۶۳۶۸).

تفاوت روش های سیاسی و مبانی عقیدتی این گروه با امامان شیعه به گونه ای رقم خورد که برخی از آنها نه تنها امامان شیعه را آماج حملات و اتهامات قرار می دادند و آن بزرگان را متهم به حسادت، سازش کاری و همکاری با خلفای ستمکار عباسی می کردند، بلکه احیاناً از سعایت و جاسوسی نزد دستگاه خلافت و زمینه سازی برای حبس و تعقیب آنها نیز پرهیزی نداشتند. به علاوه اینکه، بنا بر برخی گزارش ها، خلفای عباسی نیز گاهی ترجیح می دادند به افرادی از آنها نزدیک شوند و آنها را به همکاری بگیرند (ابن طقطقی، ۱۳۶۰: ۳۰۴؛ عطاردی، ۱۳۶۸: ۱/۱۱۵و۱۲۷؛ برای نمونه دیگری از جاسوسی یکی از علمای زیدیه علیه یکی از علویان نک. : طبری، ۱۴۰۹: ۳/۵۶۱؛ حسین، ۱۳۷۷: ۷۰).

۱- ۲- رشد و رواج اختلافات سیاسی و کلامی در باب امامت

بررسی مجادلات سیاسی مذهبی زیدیه با امامان شیعه و پیروان آنها در عصر حضور، نشان می دهد که شاخص ترین محور چالش این دو گروه در ابتدا موضوع جایگاه و کارکرد امامت بوده است. بر پایه گزارش های متعدد تاریخی و روایی، مدعای اصلی آنها درباره امامت این بود که این منصب اگرچه در انحصار خاندان نبوت و از نسل فاطمه است، اما مصادیق واقعی آن کسانی از این خاندان (حسنی و یا حسینی) هستند که اهل دعوت و قیام و مبارزه با شمشیر باشند و نه متکی به نص و یا وراثت پی در پی. از نگاه آنها امامت که البته بیشتر بعد سیاسی آن مد نظرشان بود، نه بعد مذهبی و معنوی آن لایق کسانی بود که شمشیر خود را در کسب آن به خون آغشته کنند، نه کسانی که در برخورد با دشمنان، شیوه حزم و احتیاط و استفاده از عنصر تقیه را راه و رسم خود قرار دهند (برای اطلاع از این ادعا نک. : طوسی، ۱۳۴۸: ش۴۳۰ و ۷۸۸؛ نوبختی، ۱۳۸۱: ۵۲ ).

زیدیان نیز همانند کیسانیه البته با تفاوت های قابل ملاحظه ای – از دل سیاست و تحولات سیاسی و بر محور امامت و رهبری روییدند. این گروه در طی زمان و با تکیه بر برخی قیام های مردم پسند و ارائه مبانی و اندیشه هایی که زمینه و ظرفیت پذیرش آن کم نبود، برای خود استقلالی نسبی در فقه و کلام به دست آوردند و ماندگار شدند. با این حال، شاخصه اصلی جدایی این گروه و تداوم این جدایی را از دیگر گروه های شیعی، باید در نگاه ویژه بنیان گذاران و پیروان نخستین آن به جایگاه و وظایف امامت و زعامت و تفاوت نگاه آنها به نقش و کارکرد امام دانست. تأکید آنها بر کارکرد سیاسی امامت به روشنی از خطبه ها و نیز نامه های رد و بدل شده آنها در خطاب به خلفای عباسی و کارگزاران آنها دیده می شود (نک. : الاهی زاده، ۱۳۸۵: ۲۶۷ به بعد ). منشأ دیدگاه های ویژه آنها درباره امامت، نظیر پذیرش امامت مفضول، شرط قیام مسلحانه و فاطمی بودن برای امام و اختلاف آنها با دیگر شیعیان در تعداد و مصادیق امامان، که در گزارش های مختلف از تاریخ و عقاید این گروه آمده است (ناشی اکبر، ۱۳۸۶: ۶۷-۷۰)، از نتایج این نگاه است. گرچه تفاوت دیدگاه و رفتار آنها در شیوه مبارزه با دشمنان و چگونگی برخورد سیاسی از مهم ترین عوامل جدایی تاریخی این گروه از مکتب امامان شیعه شد و حتی برخی پژوهشگران آن را اصل و اساس اختلاف گروه های شیعی می پندارند (صبحی، ۱۴۰۵: ۳/۴۸)، اما این تفاوت را نیز باید در تفاوت مبانی آنها در شرایط امامت و رهبری دانست. گزارش نوبختی، که در دیگر آثار تاریخی و فرقه شناسی نیز موجود است، گواه این مطلب است. وی در گزارش خود از فرقه های شیعی بعد از امام حسین (ع) چنین می گوید: گروهی گفتند که پس از درگذشت حسین امامت در فرزندان او و حسن باشد، و جز زادگان ایشان را اگرچه از پشت علی بن ابی طالب باشند آن پایگاه نشاید. پس هر که از فرزندان آن دو قیام کند و مردمان را به خویشتن خواند، به مانند علی بن ابی طالب امام واجب الاطاعه است، و امامت او از جانب خدا بر خاندان و خویشان وی و دیگر مردمان بایسته است، و هر که از آفریدگان از وی سرپیچی کند یا مردمان را به خویشتن خواند تباهکار و کافر است. همچنین، هر که از زادگان حسن و حسین دعوی امامت کند و در خانه بنشیند و در بر روی خود بندد و از مردم در پرده باشد با پیروان گروندگان به خویش مشرک و کافر باشد. . . سپس این گروه با دو دسته دیگر که هواخواه برتری علی بن ابی طالب بر همه مردمان پس از پیغمبر خدا بودند به هم پیوستند و در آن هنگام که زید بن علی بن حسین در کوفه قیام کرد به پیروی او درآمدند و به امامت او بگرویدند و همگی ایشان زیدیه نامیده شوند، ولی در قرآن و سنت و شرع و واجبات و دستورهای دین با یکدیگر اختلاف دارند (نوبختی، ۱۳۸۱: ۵۲۵۳)

و نیز گفته شده که حتی عقیده به اینکه به چه کسی باید به عنوان اهل البیت نگریسته شود چندان روشن نبوده و هر یک از مدعیان و پیروان آنها دیدگاهای مختلفی ارائه می کردند.

تأکید فراوان ائمه اهل بیت بر عنصر نص را بایستی نوعی پاسخ به این افراد به حساب آورد. در اینجا به منظور روشن شدن این مطلب، گزارش دیگر نوبختی را، که گزارش های دیگر نیز آن را تأیید کرده است، و زیدیان نیز به انکار کلی آن برنخاسته اند، می آوریم. این گزارش ها علاوه بر بیان دیدگاه زیدیه در فلسفه سیاسی، شدت برخورد برخی از آنها با امامیان را نیز به خوبی نشان می دهد. نوبختی در جای دیگری می گوید: برخی از ایشان در امامت شخص معینی را در نظر نگیرند، بلکه هر که از فرزندان علی خروج کند از هر بطن و شکمی که باشد او را امام دانند (همان: ۵۴ ). این سخنان به روشنی حکایت از آن دارد که مراد اصلی آنها از امامت، خلافت و زعامت سیاسی بوده است.

جمع بندی نوبختی از دیدگاه های زیدیه درباره شرایط و تعیین مصادیق امامت، که به تأیید دیگر گزارشگرانی چون ابوالحسن اشعری و ناشی اکبر رسیده، چنین است: امّا زیدیه، که حسینیه نیز خوانده شوند، کسانی هستند که گویند هر که از خاندان محمد مردمان را به خداوند بزرگ ارجمند بخواند امام واجب الاطاعه است، و علی بن ابی طالب در آن زمان که مردم را دعوت می کرد و امر خویش را اظهار می نمود امام بود. پس از وی، پسرش حسین به جای او نشست و پیش از آنکه خروج کند از معاویه و یزید روی گردانیده بود تا کشته شد. پس از وی، فرزندش یحیی بن زید بن علی، که در خراسان کشته شد و مادرش «ریطه» دخت ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه بود، امام گشت و سپس پسر دیگرش، عیسی بن زید بن علی که مادرش هند دخت ابوعبیده بن عبدالله بن زمعه، امام گردید، و پس، هر کس از خاندان محمد مردمان را به فرمان برداری و طاعت خدا خواند امام است (همان: ۵۵). البته این به معنای بی توجهی نسبت به اختلاف دیدگاه های فرقه های انشعابی آنها، نظیر جارودیه، سلیمانیه و بتریه، در خصوص ویژگی های نص بر امامت حضرت علی (ع) و جایگاه و میزان مشروعیت خلافت شیخین نیست (در خصوص اختلافات داخلی زیدیان درباره امامت نک. : ناشی اکبر، ۱۳۸۶: ۶۷ -۷۱).

طرح چنین اندیشه هایی از جانب این گروه، به ویژه با توجه به عدم وضوح جایگاه امامت در آن زمان طبیعی بود و در مجموع سرزنشی متوجه آنها نبود. اساساً تصور و انتظار عمومی شیعیان پس از شهادت امام حسین (ع) و در زمان خلافت طولانی هشام بن عبدالملک، که علاوه بر شیعه کشی از اهانت آشکار به اهل بیت نیز پرهیزی نداشت (ابوزهره، ۱۳۷۸: ۴۷، ۵۷)، بیشتر سیاسی بود (مدرسی طباطبایی، ۱۳۸۶: ۳۳-۳۸). از این روی، آنها عموماً در پی فرد یا افرادی از اهل بیت بودند که بتواند به هر قیمتی شده، عقده های متراکم آنها را بگشاید و با توجه به موقعیت خاصی که پیش آمده بود، انتقام تاریخی آنها را بستاند. البته توجه به اینکه حفظ کلیت و بقای تفکر شیعی و سامان دهیِ میراثی اصیل و ماندگار بر انتقام جویی و اظهار احساسات زودگذر رجحان دارد، در حیطه فهم بیشتر آنها نبود؛ چراکه درک این مسئله تنها از عهده کسانی برمی آمد که رفتار خود را بر بینش الاهی استوار کرده بودند. هرچند امامان شیعه چنین ویژگی ای داشتند، اما قدرت روشن سازی آن را در سطح عمومی نداشتند و گاهی مورد اطاعت شیعیان خاص خود نیز نبودند، تا چه رسد به عموم مردم.

سادات بنی الحسن و هر یک از پیشوایان زیدی دیگر، همواره خود را وارث قانونی و شرعی امام علی (ع) دانسته و با بیان این افتخار که آنها از اهل بیت و فرزندان امام علی (ع) هستند خود را کمتر از امامان نمی دانستند و اساساً خلافت و امامت خود را با توجه به وابستگی خود به خاندان پیامبر و علی (ع) و دیگر شایستگی هایی که مدعی بودند، حق خویش می دانستند. برای مثال، محمد نفس زکیه، از بنیان گذاران نخستین تفکر زیدی، در نامه ای به منصور، خلیفه عباسی، می گوید: پدر ما علی وصی و امام بود. چگونه است که تو میراث او را به خود اختصاص می دهی، در حالی که ما هنوز زنده ایم؟ تو خود می دانی که در میان هاشمیان هیچ کس دیگر وجود ندارد که فضایل و افتخاراتش با ما و اعقاب و اهداف ما در گذشته و حال قابل قیاس باشد. . . ما اولاد فاطمه دختر پیامبر (ص) در زمان اسلام هستیم. . . و من هم اتفاقاً واسطه طلایی در نسل بنی هاشم و بهترین آنها از نظر والدین هستم (ابن اثیر، ۱۴۰۸: ۳/۵۶۸؛ همچنین در خصوص خطبه پدر او نک. : ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۴: ۲۲۴).

با توجه به این ادعا بود که آنها نه تنها به سیره امامان در تبیین امامت و حق الاهی خویش به سختی معترض بودند، بلکه آن بزرگان را گاهی به پنهان‏کاری در امر امامت خود مجبور می کردند؛ شیخ مفید در کتاب ارشاد گزارش کرده است که: معاویه بن وهب از سعید سمان روایت کند که گفت: من شرفیاب خدمت امام صادق (ع) بودم که دو تن از مردمان زیدی مذهب بر آن حضرت درآمدند و به او گفتند: آیا در میان شما امامی که پیرویَش واجب باشد هست؟ حضرت (تقیه کرده) فرمود: نه. گفتند: مردانی راست گو از جانب تو به ما خبر دادند که تو چنین می گویی (و خود را امام مفترض الطاعه می دانی)؟ و گروهی را نام بردند (که اینان چنین سخنی گفته اند) و گفتند: اینان مردمانی پارسا و خردمندند و تکذیب نشوند (یعنی نسبت دروغ‏گویی به ایشان نتوان داد) پس امام صادق (ع) غضبناک شد و فرمود: من چنین دستوری به ایشان نداده ام. آن دو نفر چون غضب آن جناب را دیدند از نزدش بیرون رفتند. (سعید گوید: ) پس آن حضرت به من فرمود: آیا این دو مرد را می شناسی؟ گفتم: آری، این دو مرد از اهل بازار ما و در زمره زیدیه هستند، و اینان چنین پندارند که شمشیر رسول خدا (ص) در نزد عبدالله بن حسن است (مقصود عبدالله بن حسن بن حسن است که معروف به عبدالله محض بود). فرمود: دروغ گفتند، خدایشان لعنت کند، به خدا آن شمشیر را عبدالله بن حسن نه با دو چشم خود دیده و نه با یک چشم و نه پدرش آن را دیده است، مگر اینکه نزد علی بن الحسین (ع) دیده باشد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *