تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی شامل 57 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی :

فایل پاورپوینت کامل ایجاد تردید در روایات نبوی

گامهای اموی

۱ تردید افکنی در احادیث نبویی که درباره علی (ع ) رسیده و برساختن احادیثی با مضمونهای همانند درباره برخی دیگر از صحابه. در نامه معاویه به کارگزارانش آمده است: بنگرید که در نزد شما چه کسانی از طرفداران و دوستداران و خاندان عثمان هستند و یافضایل و مناقب او را روایت می کنند، اینان را به نزدیک خویش آورید، از خاصان خود بداریدو گرامی شان بشمرید و هر چه را هر یک از اینان روایت کنند، همراه با نام راوی، نام پدر و نام خاندان او برایم بنویسید ((۱)).

چون این کار همه جاگیر شد و احادیث فضیلت عثمان فراوان گردید در نامه ای دیگر برای کارگزارانش نوشت: چون این نامه رسید مردم را به روایت کردن در فضایل صحابه و خلفای نخستین بخوانید وهیچ یک از خبرهایی را که مسلمانی درباره ابوتراب روایت کرده است وانگذارید، مگر آن که روایتی نقض کننده آن درباره صحابه بیاورید، که این کار برای من دوست داشتنی تر است، دیدگان مرا روشن تر می کند، دلایل ابوتراب و طرفدارانش را سختتر درهم می کوبد و بیش ازروایت کردن مناقب و فضایل عثمان بر آنان دشوار می افتد ((۲)).

۲ تلاش برای نادیده گرفتن و از میان برداشتن هر فضیلت و ویژگی علی بن ابی طالب (ع ) که او را از دیگر صحابه متمایز می سازد، و کوشش برای این که او را به سان دیگر مسلمانان قلمداد کنند. از ابن عمر روایت کرده اند که گفت: ما در دوران پیامبر(ص ) هیچ کس را همتای ابوبکر، سپس عمر و پس از او عثمان نمی دانستیم. اما از اینها گذشته، همه اصحاب پیامبر(ص ) را با یکدیگر برابر می دانستیم و میان آنها تفاوتی نمی نهادیم ((۳)). از محمد بن حنیفه (پسر امام علی (ع )) روایت کرده اند که گفت: از پدرم پرسیدم: بهترین مردم پس از رسول خدا(ص ) کیست؟ گفت: ابوبکر. پرسیدم: سپس چه کسی؟ گفت: عمر. من ترسیدم که او بگوید: سپس عثمان. از همین روی گفتم: و سپس تو؟ گفت: اما من، مردی از مسلمانان هستم ((۴)). یاد کردن این روایتها به معنای تردید آوردن یا کنایه زدن به دو خلیفه نخستین نیست. بلکه هدف یادآوری این نکته است که چگونه این روایتها با حقایق ثابت تاریخ ناسازگار است، چه بنابر گواهی تاریخ، علی (ع ) از آن روی که پیامبر(ص ) او را درحجه الوداع به خلافت نصب کرد و او را وصی خود اعلام داشت هیچ کس را به مساءله خلافت سزاوارتر از خود نمی دید. دیگر مسلمانان نخستین نیز هر کدام در مساءله خلافت و یا برتری صحابه بر یکدیگر دیدگاههایی ویژه خویش داشتند. اگر روایتهای حاکی از برابری صحابه صحت داشت و برساخته هدفهای فرقه ای وطایفه ای نبود چرا ابوبکر به ابوعبیده می گوید: دست پیش آر تا با تو بیعت کنم، که ازرسول خدا(ص ) شنیدم که می گوید: تو امین این امتی؟ چرا او را بر خود مقدم می دارد؟ وچرا روزی دیگر می گوید: در حالی که برترین شما نیستم بر شما حکومت یافتم ((۵))؟ آیا این دو سخن بر فضیلتی برای ابوعبیده، بر برتری او نسبت به ابوبکر و بر وجودکسانی بهتر از او دلالت ندارد؟ این سخن عمر به چه معناست که پیش از شوری می گوید: اگر ابو عبیده جراح زنده بود او را به جانشینی می گماشتم و اگر خدایم در این باره از من می پرسید پاسخ می دادم: از پیامبرت شنیده ام که می گوید: او امین امت است.

اگر سالم وابسته ابوحنیفه زنده بود او را به جانشینی می گماشتم، و اگر پروردگارم در این باره از من می پرسید پاسخ می دادم: سالم در دوستی خدا استوار است ((۶)). آیا این گفته ها و این روایتها بر آن دلالت نمی کند که ابوعبیده و سالم از عثمان برتربودند؟ اگر چنین بود معنای این روایت چیست که از زبان ابن عباس می گوید: ما دردوران پیامبر(ص ) هیچ کس را همتای ابوبکر، سپس عمر و پس از او عثمان نمی دانستیم؟ یا معنای این سخن ابن عوف چیست که در جریان شورا می گوید: ای مردم، من درپنهان و آشکار از خواسته هایتان پرسیدم و نیافتم که جز یکی از این دو تن را بخواهید: یاعلی و یا عثمان ((۷))؟ و معنای این رفتار ابن عوف چیست که پس از این سخن برای بیعت به علی (ع ) رو می کند و او را بر عثمان مقدم می دارد؟ همچنین این سخن عایشه به چه معناست که چون از او پرسیدند: اگر رسول خدا(ص ) کسی را به خلافت می گماشت آن کس که بود از ابوبکر و عمر نام برد و ازعثمان هیچ یاد نکرد، و بلکه ابوعبیده را بر او ترجیح داد ((۸))؟ آیا اینها همه از امتیازی برای علی (ع ) و ابوعبیده و سالم و از این نکته که آنان ازعثمان برتر بودند حکایت نمی کند؟ این چه معنا دارد که از زبان ابن عباس نقل کنند که کسی از صحابه را بر دیگری برتر نمی دانستیم با آن که در میان صحابه کسانی بودند که از مژده یافتگان بهشت و یا ازکسانی بودند که متنی صریح از پیامبر(ص ) درباره عظمت و والایی و گرانقدری آن رسیده است؟ ۳ برساختن احادیثی در عدالت همگانی صحابه، همانند این حدیث که اصحاب من چونان ستارگانند، از هر کدام پیروی کنید هدایت یافته اید تا از این رهگذر ابوسفیان، مروان بن حکم، حکم بن عاص، معاویه، عبداللّه بن ابی سرح، ولید بن عقبه و همتایانشان را به مانند و در رتبه علی (ع )، فاطمه (س )، ابن عباس، ابوذر و همانند آنها قلمدادکنند. این کار هنگامی صورت پذیرفت که نتوانستند اسلام را ریشه کن کنند و در برابرفرزندان اسلام و عقاید مسلمانان بایستند. طراحان این دسیسه در پی آن بودند که باگستراندن این اندیشه آنچه را در نکوهش و نفرین امویان بر زبان پیامبر(ص ) و یا در قرآن آمده است نفی کنند و از از این بالاتر، گفته های صحابیان را نیز در شمار منابع تشریع اسلامی درآورند تا گفتار هر یک از آنان همسنگ اصحاب تقرب یافته و نزدیک پیامبر(ص ) تلقی شود و آنان با این گروه اخیر در برگرفتن نشانه ها و احکام دین از ایشان رقابت کنند. این در حالی است که در حدیث ثابت از پیامبر(ص ) آمده که بزرگان بنی امیه را لعن ودر قنوت نمازش آنان نفرین می کرد و می گفت: خداوندا ابوسفیان را لعنت کن، خداونداحارث بن هشام را لعنت کن، خداوندا سهیل بن عمرو را لعنت کن، خداوندا صفوان بن امیه را لعنت کن ((۹)). همچنین به تواتر از او رسیده است که روزی چون ابوسفیان همراه با معاویه به سوی او می آمد، فرمود: خداوندا تابع و متبوع را لعنت کن ((۱۰)). در حدیثی دیگر است که یزیدبن ابی سفیان نیز با آن دو بود و حضرت گفت: خداوندا آن را که مهار مرکب را می کشد، آن را که در پی مرکب است و آن را که سواراست لعنت کن ((۱۱)). این سخن دیگر آن حضرت هم زبانزد است که درباره مروان بن حکم و پدرش رانده شده پیامبر(ص ) گفت: خداوندا وزغ پسر وزغ را لعنت کن ((۱۲)). اما امویان کوشیدند مفهوم برخی از احادیث نبوی و از جمله احادیث لعن را تغییردهند تا لعنت شدگان را به رتبه ای رسانند که تنها بهره یافتگان از فیض الهی بدان دست می یابند، تا از این رهگذر در آنچه از رسول خدا(ص ) صادر شده تردید افکنند و مدعی شوند لعنی که بر زبان حضرت آمده، از سر تعصب قبیله ای بوده است، گویا که او پناه برخدا به هیچ اصلی ثابت در زندگی پایبندی نداشته است! برای نمونه، عایشه روایت کرده است که آن حضرت فرموده: خدای، من هم یک انسانم، هر مسلمانی را که لعنت کردم یا ناسزا گفتم، این لعن و ناسزا را زکات و اجر برایم قرار ده ((۱۳)). ما نمی خواهیم این دو حدیث و همانند اینها را که فراوان است نقد کنیم، بلکه تنهامی خواهیم خواننده را از نقش امویان در تاریخ و از این حقیقت آگاه سازیم که چگونه ازرهگذر ترسیم پیامبر(ص ) به عنوان شخصیتی که هیچ عرف و ارزش و هنجاری رامراعات نمی کند، به حقوق مسلمانان تجاوز می کند و سپس برای آنان از خداوند رحمت می طلبد، شخصیت او را مسخ نمایند و باژگونه بنمایانند.

چگونه پیامبر(ص ) می تواند کسی یا کسانی را که سزاوار لعن و نفرین نیستند نفرین کند، یا چگونه می تواند، آن سان که در روایت ابوهریره آمده است بر مؤمنان لعنت فرستد؟ یا چگونه می توان حدیث ابوهریره را با این روایت نبوی (ص ) سازگاری داد که فرمود: من نه لعنت کننده، بلکه به عنوان رحمت برانگیخته شده ام ((۱۴))؟ آیا او براستی برای کسی که خود او را لعن کرده است رحمت می طلبد؟ اگر چنین است که پیامبر(ص ) کسی را لعنت کرده، چگونه مدعیانی بر عدالت همه صحابه تاءکید می کنند؟ و این تاءکید به کدامین معناست؟ مگر نه این است که در میان صحابه هم مؤمن بود و هم منافق؟ مگر نه هم در میان آنان کسانی هستند که خدا و پیامبر(ص ) دوستشان دارد و هم کسانی هستند که خدا وپیامبر(ص ) لعنتشان می فرستد؟ چگونه می توانیم این دو گروه را همسان یکدیگربشمریم؟ و چنین کاری به چه هدفی می تواند انجام پذیرد؟ چه کسی از این کار سودمی برد؟ و چرا چنین ادعایی کرده اند؟ آنان چنین ادعایی کرده اند تا از این رهگذر آن را که جهاد کرده با آن که از جهادخودداری ورزیده، آن را که هجرت گزیده و آن را که رسول خدا(ص ) آزادش کرده، آن راکه سپاه ایمان را محاصره کرده و آن را که در محاصره سپاه ایمان افتاده، و آن را که شرک ورزیده با آن ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *