تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین :

چکیده:

همه ادیان در پذیرش وجود خداوند متعال اشتراک نظر دارند، آنچه آنها را از یکدیگر متمایز می سازد، بحث در توجیه و تفسیر هستی مطلق است. در دنیای اسلام نیز نحوه قبول وجود خالق جهان در میان مذاهب گوناگون و حتی در فرقه های مختلف یک مذهب متفاوت می باشد. شاید یکی از دلایل پیدایش استدلالهای متنوع در این موضوع واحد همین باشد. اما از این نکته نیز نمی توان گذشت که تلاش زیادی برای اثبات وجود خداوند با استناد به خود او در همه زمانها صورت گرفته است، تا جایی که بسیاری وجود مقدس خدای عالم را بی نیاز از برهان دانسته و او را بهترین گواه بر بودنش گرفته اند. امّا بودند و هستند کسانی که علی رغم قبول این مطلب، سعی کردند به این بینش رنگ استدلالی داده و آن را به قالبهای منطقی و فلسفی بکشانند.

واژه های کلیدی: وجوب وجود، صرف الوجود، ترجیح و ترجح بلامرجح، امکان ذاتی، ضرورت علّی

فایل پاورپوینت کامل بحثی در برهان صدیقین :

فلاسفه ومتکلمین، در طول تاریخ تفکر ، استدلالهای مختلفی برای اثبات وجود خداوند متعال ارائه نموده اند. آنچه که در همه این براهین علیرغم اختلافهای بسیاری که با هم دارند، مشترک است، استفاده از واسطه در اثبات ذات احدیت است . از برهان محرک اول ارسطو گرفته تا براهین متکلمین که به حدوث عالم متکی است و برهان نظم که به یک معنی شایع ترین ادله در الهیات است ، و سایر استدلالهایی که بر اثبات وجود خداوند اقامه شده، همگی از ممکنات و مخلوقات به عنوان واسطه در اثبات بهره برده اند. حتی برهان لطف نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، حکماء چه در دنیای تفکر شرق و چه در مغرب زمین همواره به دنبال دلیلی در اثبات ذات الهی بوده اند که به اصطلاح منطق، لمّی باشد. در غرب، براهینی مثل برهان وجودی آنسلم را، واجد این ویژگی قلمداد نموده اند؛ ولی با ایراد اشکالات عدیده براین برهان، اساس آن متزلزل شد و در کلیت حجیت آن تردید بوجود آمد؛ به گونه ای که دیگر این برهان را به عنوان حجتی قاطع در اثبات خداوند محسوب نمی کنند. در میان فلاسفه مسلمان نیز این مسأله همواره موضوعیت داشته است و تقریبا همه آنان در تلاش یافتن برهانی که در آن، برای اثبات وجود خداوند از مخلوقات و پدیده های طبیعی استفاده نشود، بوده اند. آنچه که به روایت تاریخ فلسفه می توان گفت، این است که از زمان فارابی تابه امروز این دغدغه همیشه با قوت و شدت وجود داشته است. اما راجع به آغاز رسمی دست یافتن به این برهان ویا ادعای این دستیابی نمی توان با قاطعیت سخن گفت. برخی فارابی را مؤسس این نوع برهان می دانند و برخی شیخ الرئیس ابوعلی سینا را مبدع واقعی این نظریه به شمار می آورند. اما با استناد به آثاری که برجای مانده می توان گفت که اصطلاح برهان صدیقین را ابوعلی سینا برای اولین بار بکار برده است. به گفته شیخ الرئیس، وجه تسمیه برهان هم، مفاد آیات شریفه قرآن کریم بوده است. ابن سینا مدعی بود که این برهان، همان برهانی است که در آن هیچ واسطه ای در

اثبات ذات الهی مورد استفاده قرار نگرفته است ، یعنی هیچ یک از افعال و مخلوقات نظیر نظم و حدوث و حرکت و لطف، واسطه در اثبات در برهان محسوب نمی شوند. به قول این فیلسوف : « تامل کیف لم یحتج بیاننا لثبوت الاول و وحدانیته وبرائته عن الصمات الی تامل لغیر نفس الوجود ولم یحتج الی اعتبار من خلقه وفعله.»

[i]

شیخ الرئیس در توضیح برهان چنین آورده که در آن بعد از نفی سفسطه و به عبارتی بعد از قبول اجمالی هستی، صرفا با استفاده از امکان ماهوی بدون هیچ واسطه ای به اثبات خداوند پرداخته است. ابن سینا در این راه از تقسیم عقلی مطلق وجود به واجب و ممکن استفاده کرده است. و بعد با استشهاد به چند آیه شریفه از قرآن کریم استدلال خود را زینت بخشیده است.

امّا چه در زمان شیخ و چه بعد از او، همواره این بحث مطرح بوده که اصلاً این چگونه برهانی است؟ مقدمات آن کدام است ؟ آیا واقعا این برهان لمّی است؟ و یا مانند سایر ادله، از واسطه در اثبات ذات احدیت استفاده شده است؟ برای پاسخ اجمالی به این سؤالات باید با مروری تاریخی و محتوایی صورت و ماده برهان را مورد نقد و بررسی قرار داد.

نامگذاری برهان به صدیقین :

در فلسفه اسلامی این نام را از قرآن مجید گرفته اند، آیاتی که برخی روایات معصومین (ع) هم موّید برداشت صحیح از آنهاست. قرآن مجید صدیقین را بر کسانی اطلاق نموده که خدا را نه با وساطت موجودی دیگر که تنها با خود خدا می یابند. تعلیم کلام خدا این است که « شهد الله انه لااله الاّ هو» و چه چیزی بالاتر از شهادت خداوند عالم قادر نیز در قرآن می خوانیم که «او لم یکف بربک انه علی کل شی ء شهید» و اگر خدا بالاتر از هر چیزی مشهود است، پس کدام مخلوق وکدام فعل شایسته است که واسطه کاملی برای شهادت بر وجود خدا باشد؟ خدایی که به گواهی خودش شرط واقعی و لمّی هر شناختی است. حضرت امیر المومنین علی (ع) در تفسیر همین آیات شریف فرمود: «یا من دل علی ذاته بذاته » و به راستی جز خدا چه چیزی را شایستگی دلالت بر ذات اوست؟ حضرت سجاد(ع) نیز چنین فرمودند که : « بک عرفتک وانت دللتنی علیک و دعوتنی الیک ». و این است برهان صدیقین آنان که خدا را می یابند و با خدا مخلوقات او را. آنان که خدا را شاهد بر هر چیز می دانند و عالم را جز مظاهر او نمی یابند. بدین قرار اگر چنین برهانی اقامه شود، برهانی است که در آن از ذات خدا به صفات او و از صفات به افعال او پی می توان برد و این برهان صدیقین است و آنان که آن را درست درک کنند، همان نوادری هستند که مظهر صدق و صداقت اند.

سابقه تاریخی برهان صدیقین :

همانطور که گذشت، کار برد اصطلاح صدیقین اولین بار توسط ابن سینا صورت گرفته است، امّا برخی محققین سابقه برهان را به فارابی رسانده اند و برای این ادعا به محتوای برهان معلم ثانی استناد نموده اند. عبدالرحمن بدوی، یکی از این دانشمندان است که در کتاب ارزنده موسوعه فلسفی خود آورده است که این برهان از ابتکارات خاص فارابی است که آن را در دو کتاب «شرح رساله زینون الکبیر» و «عیون المسائل» ذکر کرده و ابن سینا به واسطه دسترسی به این آثار واعتقادی که به فارابی داشته، آن را اخذ و در کتب نجات و الهیات شفا مورد استفاده قرار داده و برآن مطالبی افزوده است.

[ii]

فارابی چنین گفته بود که « لو حصلت سلسله الوجود بلا وجوب و یکون مبدئها ممکنا حاصلاً بنفسه، لزم اما ایجاد الشی لنفسه و ذلک فاحش و امّا عدمه بنفسه و هو افحش ».

[iii]

همانطور که مشهود است، برهان مبتنی بر وجوب و امکان است و اینکه اگر سلسله ممکنات بدون وصل به واجب در نظر گرفته شود مستلزم محال است، فلذا در حلقه موجودات عالم لزوما باید واجب الوجود را در نظر گرفت. فارابی اگر چه در اقامه برهان، نامی از صدیقین نبرده امّا آنچه مطرح کرده، همان است که در برهان سینوی می توان ملاحظه نمود. برهان مذکور بر مقدماتی استوار است همچون: قاعده « الشی ما لم یجب لم یوجد » که حلقه اتصال ممکن به واجب را نشان می دهد و اینکه سلسله ممکنات حکم واحد ممکن را دارد و این هم قاعده ای عقلی است، چرا که ممکن بما هو ممکن نیازمند به علت و مرجح است و در این جهت سلسله ممکنات فرقی با شی ممکن واحد ندارد. فارابی نیز همین برهان را به شکل دیگری که مستند به ابطال دور و تسلسل است نیز مطرح کرده است که به برهان اسّد و اخضر مشهور است، ولی تفاوت ماهوی میان این دو برهان وجود ندارد.

حکیم متاله، مرحوم الهی قمشه ای هم برهان ارائه شده فارابی را متضمن برهان صدیقین دانسته و در تشریح آن می گویند که: با تأمل و توجه در خداوند که صرف الوجود است می توان به تجلیات و اوصاف و افعال او پی برد و بعد به مرحله تجلیات اسماء و صفات رسید و اگر چنین نگریسته شود، برهان لمّی است که در آن از علت به معالیل پی برده شده است و بعد این سلوک فکری را به قوس نزول تشبیه می نمایند؛ سلوکی که در آن از مخلوقات اعراض شده و ذات اقدس الهی که همان وجود مطلق است، توجه می شود تا جایی که به شهود نایل شده و به مقام عین الیقین می رسد و این مقام سیر من الخلق الی الحق است که سرانجامش درجه رفیع فناء در ذات ربوبی است و صدیقین تنها کسانی هستند که سعادت و شایستگی این سفر را دارند و در آنجاست که سالک عالم را مظهر خداوند متعال می بیند و بلکه می یابد و پس از این سفر است که در بازگشت مجدد به عالم مخلوقات، سیر فی الخلق مع الحق پیش می آید. دوره ای که در آن عارف بالله جزخدا نمی بیند و جز خدا نمی شنود و جز خدا نمی یابد

[iv]

برهان صدیقین از نظر ابو علی سینا:

ابن سینا در کتب مختلف فلسفی خود همچون شفا، اشارات و تنبیهات و نجات مفصلاً به بحث راجع به خداوند متعال، صفات و افعال او پرداخته و براهین مختلفی را که تا آن هنگام ارائه شده بود، مورد نقد و بررسی قرار داده است. امّا همانطور که خود تصریح نموده، همواره به دنبال استدلالی می گشته که در آن برای اثبات ذات خداوند، از چیزی جز او استفاده نشود. هم او بود که با استشهاد به آیات شریف قرآن مجید اصطلاح صدیقین را برای اولین بار بر برهانی که اقامه نموده بود اطلاق نمود و آن را نمونه برهان لمّی در اثبات ذات باری دانست. ابن سینا با برهان وجوب و امکان به اثبات خداوند پرداخت. او در نجات و شفا و اشارات و دانشنامه تقریبا یک چیز گفت، ولی بهترین تقریرش در اشارات است که چنین آورد: «کل موجود اذا التفت الیه من حیث ذاته من غیر التفات الی غیره، فاما ان یکون بحیث یجب له الوجود فی نفسه، او لا یکون. فان وجب فهو الحق بذاته، الواجب الوجود من ذاته و هو القیوم، و ان لم یجب ….».

همانگونه که ملاحظه می شود در این برهان، مقدماتی مورد استفاده قرار گرفته که تأمل در آنها، این پرسش را پیش می آورد که آیا اطلاق صدیقین بر آن درست است یا قابل مناقشه؟ چرا که ادعای ابن سینا این است که با امعان نظر در وجود و حصر عقلی حاکم بر این ماهیت که یا واجب است یا ممکن و بدون استعانت از فعل و مخلوق به نتیجه دست یافته است. نکته قابل توجه اینکه این برهان را به دو شکل می توان تفسیر نمود ولی در هر دو حالت سه مقدمه عقلی مشترک است:

۱ هر موجودی نظر به ذات یا واجب است یا ممکن.

۲ ترجح بلامرجح محال است.

۳ اشیایی و واقعیاتی فی الجمله وجود دارند.

به لحاظ علم منطق یک استدلال، هنگامی برهان محسوب می شود که از نظر شکل، قابل ارجاع به شکل اول قیاس که بدیهی الانتاج است، باشد و از جهت ماده یا مستقیما و یا با واسطه به بدیهیات اولیه و یا متفرعات این بدیهیات ختم گردد. بدیهی است از آنجا که صدیقین به ادعای شیخ الرئیس، نمونه اعلای برهان است باید آشکارا واجد این ویژگیها باشد. در مورد شکل برهان صدیقین ادعا این است که به ضرب اول شکل اول بازمی گردد (و در این مورد بعدا توضیح داده خواهد شد) و امّا برهان ابن سینا همانطور که گذشت از سه مقدمه بهره برده است. مقدمه اول: یک حصر عقلی است و دلالت بر این دارد که در عالم هستی، هر شی ای که اطلاق موجود بر آن جایز باشد، نظر به ذات و ماهیتش یا ضروری الوجود است و یا ممکن الوجود و خارج از این دو حالت قابل تصور نیست، چرا که ضروری العدم بودن ماهیت، مستلزم این است که حتی فرض وجود برای آن ممتنع باشد و حال آنکه مقسم در این تقسیم بندی موجود است. فلذا می توان ادعا کرد که هر موجودی یا واجب است یا ممکن؛ این حصر عقلی هم پایه بدیهیات اولیه محسوب می شود به طوری که انکار آن محال است. مقدمه دوم: که همان قاعده مشهور ترجح بلامرجح محال است، می باشد. لمّ اصل علیت و به برداشتی دیگر همان اصل علیت و نفی صدفه است که بداهت عقلی دارد و اساسا قابل اثبات وابطال هم نیست و به عنوان یک اصل متعارف زیربنای تفکر را تشکیل می دهد. ابن سینا در تقریرهای مختلفی که برای برهان خاص خود ارائه نموده به دفعات و با واسطه و بی واسطه از این اصل متعارف بهره جسته است. نادیده گرفتن این اصل به معنای توقف مطلق در بحث است و هرگز نمی توان استدلالی بدون تمسک به این قاعده مطرح نمود، چرا که به هر ترتیب، هر استدلالی برای اثبات نتیجه مورد نظر است و این خود نوعی مصداق برای این قاعده به شمار می رود. مقدمه سوم: نیز از بدیهیاتی است که شکل گیری و قوام فلسفه بدان است یعنی، مرز جدایی از سفسطه مطلق به شمار می رود. اصولاً فلسفه بعد از نفی سفسطه آغاز می شود و این پندار که برخی متفکرین ادعا کرده اند در بحثهای شناخت ابتدا باید به ابطال سفسطه نائل آمد تا آن گاه فلسفه آغاز شود، باطل است. در حقیقت این قضیه که فی الجمله واقعیاتی وجود دارد و عدم محض قابل قبول نیست، نقطه آغاز تفکر است. دو اصل (یکی همین قاعده مورد بحث) و دیگری اصل امتناع اجتماع و ارتفاع نقیضین شالوده تفکر را تشکیل می دهند و اصلاً فکر کردن بر همینها مبتنی است و حتی بحث راجع به همین قضایا هم به خود آنها برمی گردد. هرگز نمی توان این اصول را اثبات نمود و هرگز هم نمی توان آنها را ابطال کرد. هرگونه اثبات و ابطالی و هرگونه فعل و حرکت و تلاشی (چه ذهنی و چه عینی) هم به لحاظ شناخت شناسی و هم از دیدگاه روان شناسانه، به این دو اصل (و سایر بدیهیات اولیه) برمی گردد. حتی مخالفین اطلاق این اصول و نیز آنانکه به رد استدلالی سفسطه معتقدند، چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند، با توسل و تمسک به این قواعد استدلال نموده اند. این مقدمه رکن رکین استدلال ابن سینا محسوب می شود و انکار آن، نه انکار این استدلال که انکار مطلق اندیشه و قابلیت اندیشیدن است.

بنابراین تردیدی نیست که هر سه مقدمه اصلی برهان صدیقین سینوی، یا مستقیما جزء بدیهیات اولیه اند و یا با واسطه بدانها ختم می شوند و بدین ترتیب می توان ادعای شیخ الرئیس را که ماده استدلال خود را خدشه ناپذیر می داند، به لحاظ منطقی تائید نمود.

امّا بعد از قبول این سه مقدمه به دو شکل می توان برهان وجوب و امکان ابن سینا را مورد ارزیابی قرار داد. یکی اینکه در ادامه از مقدمه چهارمی که همان ابطال دور و تسلسل است، استفاده نمود و سلسله ممکنات را با استناد به همین امر به واجب الوجود رساند که در این حالت نه از حرکت، نه حدوث، نه لطف، نه نظم و نه هیچ واسطه دیگری استفاده نشده است. و تفسیر دوم که به صدیقین قرابت بیشتری دارد، اینکه گفته شود ابن سینا در این برهان از بطلان دور و تسلسل هم سودنبرده بلکه با التفات به «هستی بماهو هستی» لازمه این توجه را که ضروری الوجود بودن مبداء آن است یعنی همان واجب الوجود بالذات را استنتاج نموده است. در چنین فرضی برهان از هستی محض شروع شده و به هستی محض که همان واجب الوجود بالذات است ختم شده و سپس از این ذات سایر مخلوقات عالم مکشوف گشته است. ظاهرا ابن سینا همین نظر را داشته که فرمود : « ان هذا حکم للصدیقین الذین یستشهدون به لاعلیه».

بهر تقدیر آنچه که تردید در آن جایز نیست قوام و استحکام منطقی برهان شیخ است (صرف نظر از این شبهه که برخی آن را نوعی توضیح درباره یک آگاهی از پیش حاصل آمده دانسته اند و به عبارتی برهان صدیقین را به شهود برگردانده و برای آن تنها ارزش تنبهی قائل گشته اند). ابن سینا در ابتدای نمط چهارم چنین می فرماید : «هر سلسله ای از موجودات که یکایک افراد آن معلول باشند ناگزیر نیازمند به علتی بیرون از خود می باشد. زیرا یا این سلسله اصلاً محتاج علت نیست که در این صورت خود واجب الوجود است و چگونه چنین چیزی ممکن است در حالیکه آحاد آن واجب می شود. و یا اینکه سلسله نیازمند به علتی می باشد که آن علت عبارت از همه افراد آن با هم می باشند، که باید گفت این سلسله معلول ذات خودش می باشد، زیرا «افراد با هم» و «آن سلسله» و «کل افراد» همه به معنای واحدی هستند. و امّا اگر کل به معنای کل واحد و هریک از افراد مراد باشد از این راه سلسله واجب نمی شود. و یا اینکه سلسله نیازمند علتی است که آن علت بعضی از افراد سلسله می باشد. ولی اگر پذیرفتیم که همه افراد سلسله معلول هستند در این صورت هیچ یک از افراد این سلسله از دیگران سزاوارتر به علیت نیست. زیرا اگر بگوئیم یکی از افراد سزاوارتر است باید گفت که علت آن از او سزاوارتر می باشد به علیت. و یا اینکه بگوئیم این سلسله نیازمند به علتی بیرون از تمامی افراد خود می باشد و این تنها فرضی است که باقی می ماند».

[v]

همانگونه که ملاحظه می شود، تلاش شیخ بر این است که بدون توسل به ابطال دور و تسلسل و با استناد به مقدمات سه گانه به اثبات عله العلل بپردازد. طریقه قرار گرفتن مقدمات هر قیاس در نمط چهارم اشارات به گونه ای است که تمام شقوق ممکن در نظر گرفته شده است؛ به نحوی که انکار نتیجه جز با انکار مقدمات میسر نیست و انکار مقدمات هم به روشنی مستلزم سفسطه مطلق خواهد بود. نکته قابل تأمل اینکه ابن سینا در تمام کتب فلسفی خود در بحث وجود از ابتدا به اثبات ذات خداوند متعال پرداخته است و در همه موارد شیوه استدلال او از نظم و نسق واحدی برخوردار است؛ به گونه ای که آنچه که در الهیات شفا آورده، با تقریر برهان در نجات و نیز برهان اقامه شده در رسائل و دانشنامه علائی و اشارات و تنبیهات یکی است و تنها تفاوتی که در این استدلالهای به ظاهر گوناگون به چشم می خورد همان است که قبلاً گفته شد و آن اینکه در برخی از استدلالها از ابطال دور و تسلسل که خود ازمتفرعات اصل علیت است استفاده شده و در برخی استفاده نشده است.

ارزیابی این برهان نشان دهنده قوت مبانی فلسفی آن و استحکام در شیوه استنتاج است. صرف نظر از اشکالاتی که بعدها با دیدگاه اصالت وجودی صدر المتالهین (ره) مطرح شد، این برهان از کمال انسجام برخوردار است و اشکالاتی که بر آن وارد نمودند، مهم نبوده و در همان زمان پاسخ داده شده است. همانند شبهه یا اشکال ابن رشد که تقسیم موجود به واجب و ممکن را زیر سؤال برد و گفت موجود نسبت به وجود و عدم لااقتضاء نیست بلکه ضروری الوجود است و نیز ممتنع العدم و دیگر امکان در اینجا راهی ندارد و بدین ترتیب مقدمه اول برهان سینوی را انکار نمود. در حالیکه شیخ الرئیس به واجب الوجود بودن هر شئای که لباس هستی بر تن کرده واقف بود و تقسیم بندی او که موجود را مقسم گرفته و به واجب یا ممکن تقسیم کرده بود نظر به ذات و ماهیت داشت یعنی هر شی ای که وجود پیدا کرده یا این وجود پیدا کردنش به اقتضای ذات و ماهیت او بوده یا به واسطه علتی خارج از ذاتش که همان ممکن بالذاتی است که اینک وجود یافته است. به عبارت دیگر شیخ الرئیس دقیقا به دو نوع واجب الوجود یعنی بالذات و بالغیر توجه داشت فلذا این اشکال مندفع است و مقدمه اول پابرجاست. و یا اشکالی که شیخ اکبر، محی الدین عربی وارد کرده و ادعا نموده که شناخت صرف ذات اولاً ممکن نیست و ثانیا در صورت تحقق هم افاده علم نمی کند، بلکه ذات باید همراه صفتی شناخته شود که در پاسخ او نیز گقته اند: این ادعا به نوعی انکار مبنایی برهان لمّی است و خود این مطلب بیشتر از موضوعی که بدان شبهه وارد نموده نیازمند استدلال و اثبات است. و از طرف دیگر، نظر ابن سینا بر این بوده که برهان اقامه شده از نظر صورت و محتوی صحیح است بنابراین بدون اینکه ذات با صفت همراه باشد قابلیت آنرا دارد که موضوع شناخت قرار بگیرد و بر شیخ اکبر است که با استدلال این مساله را رد کند. در عین حال جدای از خود ابن سینا، دیگران هم که به نقد و بررسی برهان سینوی پرداخته اند، علی القاعده مضمون آن را فهمیده اند و با عنایت به ادراک خود به قبول یا رد آن مبادرت ورزیده اند و این خود پاسخی به هر دو اشکال محی الدین است . برخی متفکرین هم به گونه دیگری به مقابله با برهان ابن سینا پرداخته اند. همچون غزالی که معتقد بود اساسا ابن سینا و فلیسوفانی که به قدم عالم معتقدند، نمی توانند بر وجود خدا استدلال کنند چه لمّی و چه انّی، که پاسخ این متکلم نامدار هم بسیار روشن است و حتی اگر ادعا پذیرفته شود، جای این سوال باقی می ماند که اشکال منطقی برهان صدیقین چیست؟ درحالیکه قبول حدوث ذاتی و قدم زمانی عالم نه به صورت و نه به ماده استدلال ارتباطی ندارد.

صدر المتالهین (ره)و برهان صدیقین :

فلیسوف نامدار جهان اسلام ، صدر المتالهین (ره) با اتکاء به فلسفه اصالت وجودی خود چهره ای تازه به برهان صدیقین داد و بسیاری از نارسائیهای این برهان را کشف و مرتفع نمود. نکته مهم اینکه این فیلسوف نامدار با عنایت به لوازم بحث

اصالت وجود نتایجی از برهان مذکور گرفت که بطور کلی از دید فلاسفه متقدم پنهان مانده بود. متفکرین بزرگ چنین عقیده دارند که ملاصدرا(ره ) برهان صدیقین را در جایگاه اصلی خود قرار داد و آن را به اوج رسانید و آنچه که برای دیگران باقی گذارد بهره برداری از آن و استخراج متفرعات بیشتر است.

مرحوم صدرالمتالهین در کتاب شریف اسفار این برهان را چنین توصیف می نماید: «اسدالبراهین و اشرفها الیه هو الذی لایکون الوسط فی البرهان غیره بالحقیقه. فیکون الطریق الی المقصود و هو عین المقصود و هو سبیل الصدیقین.»

[vi]

آنگاه در توضیح آن می فرمایند که در این برهان که از خدا بر خدا دلالت می شود و هیچ واسطه ای غیر از او در کار نیست صفات و افعال نتایج مترتب بر شناخت ذات خواهد بود، به عبارتی : «الذین یستشهدون به تعالی علیه ثم یستشهدون بذاته علی صفاته و بصفاته علی افعاله واحدا بعد واحد»

[vii]

آنچه که این فیلسوف بزرگوار مدعی آن شده نکته ای بسیار رفیع و ممتاز است نکته ای که بر اساس آن طلب و مطلوب یکی است و به زبان منطق اصغر و اکبر و اوسط واحد است. به همین دلیل بسیاری از متفکرین همچون مرحوم مدرس آشتیانی این برهان را لمّی و یا شبه لمّی دانسته اند، چرا که از خدا آغاز میشود و به خدا و صفات خدا و افعال خدا، یکی پس از دیگری، استدلال می گردد. در کل این مسیر ممکنات و مخلوقات جایی ندارند مگر در آخرین مرحله و به عنوان آخرین نتایج برهان.

مرحوم صدر المتالهین تأکید دارد که این برهان با ابتنای بر چند اصل و مقدمه ساخته شده است و اگر این مبانی نادیده گرفته شود اشکالات متعددی بر آن وارد خواهد آمد. به قول این فیلسوف گرانقدر، برهان مذکور مستلزم قبول اصالت وجود، وحدت وجود مساوقت وجود و وحدت است و همینطور قبول تشکیک وجود. به همین دلیل است که صدرا، برهان ابن سینا را فاقد صلاحیت اطلاق عنوان صدیقین بر آن می داند. به قول او برهان سینوی نزدیک به برهان صدیقین است ودلیل این امر را این می داند که در شیوه شیخ الرئیس به جای اصالت وجود و استفاده از حقیقت وجود، مفهوم وجود مورد توجه قرار گرفته است. ضمن اینکه ابن سینا با تقسیم موجود به واجب و ممکن، از طریق ممکنات به واجب الوجود رسیده که این امر مستلزم قبول عدم حجیت کامل خواهد بود یعنی یقین مورد نظر صدیقین را به همراه نخواهد داشت.

در برهان صدرایی، تلاش بر این است که لمّ مطلب در اثبات وجود خداوند سبحان، از طریق ذات خدا به درستی شناسایی شود. هر آنچه که راجع به وحدت و بساطت وکمال مطلق و علم و قدرت می شود همه از وجوب وجود است. اما سوال این است که چگونه می توان بلاواسطه و مستقیما به وجوب وجود (که این همان لمّ مطلب است) رسید؟ صدرالمتألهین (ره) می فرمایند: این ملاک و اساس چیزی نیست، جز اصالت وجود ک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *