تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی نقش حضرت علی اکبر علیه السلام در حادثه کربلا با تاکید بر حقانیت قیام :

مقدمه

درک حقیقت حادثه کربلا و فـهم ژرفـای احوالات و انگیزه ها و رفتارهای قهرمانان این واقعه بزرگ، بسیار دشوار است. اما این بدان معنا نیست که نتوان تصویر و فهمی درست از این حادثه و کنش های عجیب و غیر معمول شخصیت های درگیر در آن، فـراچنگ آورد. یـکی از بـهترین و صحیح ترین راه ها در این باب، تـوسل بـه بـرخی از مفاهیم بنیادینی است که بتوان بر اساس آنها مبانی و معاییر محکمی برای تفسیر این حادثه استثنایی تاریخ اسلام به دست داد. مـفاهیمی چـون عـدالت، انسانیت، آزادی، کمال و… که در این میان به بـاور نگارنده این سطور، مفهوم بنیادین «حقّ» از اهمیت زیادی برخوردار است. مفهومی که به خوبی می تواند به مثابه تکیه گاهی برای غـور و تـأمل در ابـعاد مختلف این حادثه و به عنوان کلیدواژه تفسیر راستین نهضت امـام حسین (ع) و تبیین کننده نوع رفتار فداکارانه و ایثارگرانه ایشان و یاران بزرگوارش، به شمار آید. راستی سرّ این همه بـی باکی و آرامـش در بـرابر هجوم سیل مرگ و همه عواملش از تیغ و تیر و نیزه در چیست؟ چطور حسین (ع) در وانفسای ظـهر عاشورا با طمأنینه به نماز برمی خیزد؟! و چطور زینب در میان انبوهی از مکاره و مصایب هولناک، چیزی جز زیبایی نمی بیند! و چـگونه اسـت که علی اکبر(ع) با دلی فارغ بال و ذهنی آرام و قلبی مطمئن به نبرد در مـیان انبوه دشـمن می پردازد؟ آیا کلمه حق از چنان نیرویی برخوردار است که موجد چنین رفتارهایی غیر معمول باشد؟

آری، حـق و حـقیقت، چـنین نیروی دارد و این موضوعی است که حسین(ع) و اصحاب و اقوام و فرزندانش در صحنه عمل در کربلا به مـنصه ظـهور رسانده و قدرت خیره کننده حق و حق پرستی را نشان دادند و در این بین، علی اکبر(ع) حـقیقتاً نقش بـرجسته ای ایفا کرده است؛ زیرا او این معنا را در قالب پرسشی روشن آشکار می سازد و از پدر می خواهد پاسخی صـریح دهـد. او با طرح این پرسش، در واقع مخاطبان مکتب عاشورایی را به موضوعی بنیادین و اساسی در ایـن مـعرکه مـرگ و زندگی تنبّه می دهد.

بنابراین پرسش اصلی مقاله این است که نسبت موضوع بنیادین حق بـا حـادثه کربلا از یک سو و از سوی دیگر با علی اکبر چگونه است؟ و چگونه می توان مفهوم حـق را بـه عـنوان معیاری اساسی و اصلی برای تبیین و تحلیل حادثه کربلا و درک رفتار و شخصیت علی اکبر(ع) به کـار بست؟

روش تـحقیق

از آن جا که اساس تحلیل شخصیت علی اکبر(ع) در این مقاله بر حول محور حـق و حـق طلبی است، نخست به بررسی این مفهوم در آیات قرآن پرداخته و سپس با استفاده از منابع و مستندات تاریخی بـه روند تاریخی شکل گیری شخصیت علی اکبر(ع) و سرانجام به نقش ایشان در کربلا و تحلیل سـخنان ایـشان، به ویژه از منظر موضوع حق توجه خواهد شـد. بـنابراین عـمده ترین روش ما در تبیین شخصیت و نقش ایشان در کربلا، تـوصیف و تـحلیل داده های تاریخی با محوریت موضوع حق است. همین محوریت است که جهت و هـدف تـحقیق را نیز روشن می سازد و مقاله را از تـکرار مـکررات در باره حـضرت عـلی اکبر(ع) مصون داشته و می تواند برای مخاطبان مـتضمن نکاتی نوین و سودمند باشد.

به منظور رعایت نظم منطقی مقاله، مطالب مورد نظر در پنج قسمت مجزا مورد بحث قرار مـی گیرند:

الف) در باره حق؛

ب) در باره زندگانی و شـخصیت علی اکبر(ع)؛

ج) در باره نقش عـلی اکبر(ع) در کربلا؛

د) اشعاری که در باره علی اکبر(ع) سروده اند؛

هـ ) تحلیل شخصیت علی اکبر(ع).

۱. حـق و اهـمیت بنیادین آن

موضوع حق بنیادی ترین مـوضوع بـشر اسـت که از دیرباز، هـیچ گاه اهـمیت خود را از دست نداده اسـت؛ بـلکه در اجتماعات امروزی بیش از پیش اهمیت یافته و روز به روز به دامنه و وسعت آن افزوده شده و ساحات بـی شماری را درنوردیده است. از همین روست که امروز نه تنها از حـقوق بـشر سخن مـی رود، حـقوق حـیوانات و حقوق طبیعت نیز مـطرح می شود؛ همان چیزی که در روایات اسلامی نیز فراوان به چشم می خورد.

۱-۱. حق در قرآن

در قرآن بـیش از سـیصد بار کلمه «حقّ» به شکل های مـختلف بـه کـار رفـته اسـت. اهمیت این مـوضوع در قـرآن از حیث شمار بالای استفاده از این واژه نیست، بلکه به نوع کاربرد آن بسته است که حق را به عـنوان مـحوری مـهم در فهم قرآن به عنوان کتاب توحید بـه شـمار آورده و درسـت از هـمین روست کـه حـق از صفات مهم خداوند بوده و بلکه در آیات زیادی، خداوند را همان حق دانسته است.[۱] درست در همان حال، خلقت زمین و آسمان را نیز حق دانسته[۲] و بدین سان کلمه حق بر خالق و مـخلوق اطلاق شده است.

در قرآن کریم، کلمه حق بر دیگر امور مهم و اساسی نیز اطلاق شده است. از جمله در مورد ارسال رسولان الهی و نزول روح القدس به سوی ایشان.[۳] در همین راستا قتل رسـولان الهـی را تعبیر غیر حق می کند[۴] و نزول آیات قرآن و کتب آسمانی،[۵] عذاب ظالمان،[۶] ثواب صالحان،[۷] وزن در قیامت[۸] وقصص انبیاء[۹]، همه و همه حق اند. بنابراین حق، کلمه ای بنیادین و فراگیر به شمار می رود که مـی توان بـر اساس آن، جهان بینی توحیدی اسلام را تفسیر و تبیین کرد.

در قاموس لغات قرآن، در برابر واژه حق چنین آمده است:

اصل حق یعنی مطابقت و موافقت و حق به مـعنای ایـجاد کننده شیء است، به سـبب آن چه مقتضای حکمت باشد و از همین روست که در مورد خداوند گفته شده که هو الحق و حق نیز به معنای شیءای ایجاد شده است، به حسب آن چه مقتضای حکمت باشد. همچنین به معنای اعتقاد به هر چیزی که مطابق و مقتضی با ذات خـود آن چـیز است. از هـمین روست که می گوید بعث و حشر و ثواب و عقاب و بهشت و جهنم حق است. و نیز به معنای فعل و قولی که در وقـت خود واجب باشد و یا احکامی که به مقتضای حال خود واجـب بـاشند. (مـفردات الفاظ القرآن، ذیل واژه حق)

بنابراین حق به معنای هر چیزی است که درست و از اتقان و استحکام برخوردار بـاشد. از ایـن رو کلمه مناسب در تقابل با کلمه حق، چیزی جز باطل نیست. عرب به پارچـه مـحکم «ثـوب محقَّق» و نیز به شتری که به تازگی استحققاق حمل بار یافته باشد «حِقّه» می گوید (مـعجم مقاییس اللغه، ذیل واژه حق).

حتی مفاهیم مهمی چون عدالت و ظلم، روشنایی و ظلمت، زیـبایی و زشتی، با همه وسـعت مـعنایی خود می توانند در جنبه مثبت با کلمه حق و در جنبه منفی با کلمه مقابل حق، یعنی باطل توجیه شوند. اساساً مگر می توان بدون معرفت حق، مفاهیمی چون عدل و ظلم یا زیبایی و زشتی را ادراکـ کرد. وقتی می گوییم ظلمی واقع شده، یعنی امر حقی ضایع شده است. بنابراین مفاهیمی چون عدالت و ظلم تنها در پی درک و فهم حق قابل تشخیص اند. از همین رو در تعریف عدل گفته اند: «العدل اعطاء کل ذی حق حـقه».

از سـویی خداوند وعده داده است که حق را آشکار و محقق می سازد و باطل را محو می نماید.[۱۰] قرآن کریم، از تلبیس حق به باطل و کتمان حق با وجود آگاهی به شدت نهی می فرماید[۱۱] و به اهل کتاب تـأکید مـی کند که در دین خود به ناحق غلوّ نکنید.[۱۲] به هر قاضی نیز دستور می دهد حکم به حق کند، اگر چه نبی خدا باشد.[۱۳] همچنین خداوند کراهت داشتن نسبت به حـق را از نشانه های افراد بی ایمان و کافر مـی داند.[۱۴] جـالب است که قتل – که از مـحرمات مـؤکد الهـی است – در جایی مانند قصاص ممکن است به صورت حق درآید[۱۵] و یا وقتی گروهی از هدایت الهی سر باز می زنند، ضلالت و عذاب بـرایشان حـق مـی گردد. [۱۶] حتی یکی از صفات روز قیامت «الحاقه»[۱۷] است؛ بدین مـعنا کـه در این روز، حقیقت و کنه همه چیز آشکار می شود. به راستی این همه دامنه و سیالیت و شمول برای یک کلمه، مطلبی قـابل تـأمل اسـت.

۱-۲. چگونه حق در تحمل سختی ها تأثیر می گذارد؟

چنان که گذشت، حق در قرآن از اهـمیتی بنیادین و کلیدی برخوردار است. بنابراین دغدغه اصلی مؤمنان و سالکان طریق الهی و همه انبیا و اوصیا، آگاهی و اشعار به حـق و تـمسک بـه آن بوده است. هنگامی که این معنا برای ایشان مهیا می شد، مـی توانسته اند هـرگونه سختی و فشار سنگین را با جان و دل بپذیرند. در فرهنگ اسلامی تأمّل در بسیاری از ملکات اخلاقی اسلامی مانند صبر، تـوکل و… و مـفاهیمی چـون امربه معروف و نهی از منکر و جهاد و شهادت، خود تالی تلو مفهوم گوهرین و عـالی حـق اند. آیـا به کسی که در راه غیر حق کشته شده باشد، می توان عنوان باشکوه شهید را اعطا کـرد و آیـا کـسی که در راه باطل گام می نهد، می تواند به صفاتی چون صبر جمیل آراسته شود؟ جالب آن که در هـنگام ورود کـاروان امام حسین (ع) به کربلا، ایشان در اولین سخنان خود به روشنی به این مـوضوع اشـاره کـرده و می فرماید:

الا ترون الی الحق لایعمل به و الی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء ربه مـحقا. (مـؤسسه البلاغ، ۱۴۱۴: ۱۳۸ )

عجیب است که امام (ع) می فرماید در شرایطی که به حق عمل نمی شود و از بـاطل نهی نمی گردد، عرصه زندگی بر انسان واقعی و مؤمن راستین تنگ می شود و میل به مرگ و ملاقات الهی در او پیدا شده و مرگ را عـین حـق مـی داند. این جاست که فلسفه شهادت بر اساس حق قابل توجیه است. امام حـسین(ع) در جـایی دیگر نیز می فرماید:

سأمضی و ما بالموت علی الفتی

اذا ما نوی حقا و جاهد مسلما

یعنی در مسیر راه، بـرای جـوانمردی که در دل و نیتش حق باشد و چونان مسلمانی جهاد کند، مرگ چیزی نیست.(هـمو: ۱۳۷). در ایـن جا نیز میان پذیرش و آسان گرفتن مرگ بـا حـقّ، رابـطه ای معقول مطرح می شود.

۲. زندگانی علی اکبر(ع)

۲-۱. مـروری بـر زندگانی ایشان

علی اکبر(ع) بزرگ ترین فرزند امام حسین(ع) است که در یازدهم شعبان سـال ۳۴ هـجری به روزگار خلافت عثمان در مـدینه مـتولد شد (مـقرم، بـی تـا: ۲۶۷). مادر او لیلاست که از مادرش میمونه بـه بـنی امیه و از پدرش ابومره به خاندان بنی ثقیف می رسد. علی اکبر(ع) شباهتی عجیب به پیامبر خـدا(ص) داشـت. او را به عنوان محدث نیز ذکر کـرده اند. در معرکه کربلا همچون عـباس از نزدیکان و خاصان امام به شمار مـی رفت و در هـمه مخاطر این حادثه در کنار پدر حاضر بود. درباره سن و سال او در هنگام شهادت اختلاف نظر اسـت و عمر ایشان را از ۱۸ تا ۲۷ سال ذکـر کـرده اند. نیز درباره این که او عـلی اکـبر است یا علی اصـغر، مـورخان و عالمان شیعه اختلاف زیادی داشته اند. کنیه او ابوالحسن بوده و مع الوصف نسلی از او نمانده است(زرکلی، ۱۹۹۰: ۴/۲۷۷)؛ هـر چـند به اعتبار همین کنیه و نیز بـه اعـتبار این کـه در زیـارت نامه اش بـه عترت او اشاره شده، شـاید زمانی دارای فرزندی نیز بوده، اما از آن فرزند، نسلی باقی نمانده است (طبرسی، ۱۳۹۰: ۳۴۵).

۲-۲. علی اکبر یا عـلی اصغر؟

در بـاره این که «اکبر» لقب امام زیـن العـابدین بـوده یـا لقـب علی اکبر شـهید، اخـتلاف زیادی میان محققان و مورخان و عالمان شیعه وجود داشته است. برخی از علمای مشهور شیعه چون شیخ مـفید (۱۴۱۳: ۲/۱۳۵)، مـحدث قـمی (۱۳۶۱: ۱۹۵)، شیخ صدوق (بی تا: ۲/۳۰۶)، طبرسی (۱۴۲۲: ۸۸)، ابن شهرآشوب (۲۵۵) و مجلسی در بـحارالانوار (ج۴۵)، بـر ایـن بـاورند کـه عـلی مقتول به کربلا فرزند لیلا، همان علی اصغر بوده و علی اکبر، امام سجاد، فرزند شهربانو است که پس از شهادت امام حسین( به عنوان امام چهارم به امـامت شیعیان رسید. اما برخی چون ابوالفرج اصفهانی و به ویژه ابن ادریس حلی صاحب کتاب فقهی السرائر، ضمن ذکر این اختلاف، وجه اول را باطل دانسته و با ردّ قول مفید و پیروانش تأکید دارد که علی مقتول، هـمان عـلی اکبر، فرزند ارشد امام حسین(ع) است و زین العابدین همان علی اصغر است (ابن ادریس، ۱۴۱۰: ۱/۶۵۴). ابن ادریس بحث درباره علی اکبر را در باب زیارت امام حسین(ع) مطرح کرده و توصیه می کند زائر باید پس از زیارت امـام حـسین(ع)، به زیارت فرزندش علی اکبر بپردازد. آن گاه اطلاعات بسیار مهم و جالبی در باره آن حضرت می آورد؛ از جمله تأکید بر این که ارباب نسب شناس، اکبر را لقب هـمین عـلی مقتول می دانند نه لقب زیـن العـابدین و نیز تصریح دارد که او اولین شهید از آل ابی طالب در روز عاشوراست.

همچنین ابن ادریس به نقد نظر شخی مفید می پردازد و قول او را مبنی بر این که علی مقتول به طف، ابـن الثقفیه یـا همان علی اصغر اسـت و عـلی اکبر همان زین العابدین پسر شاه زنان شهربانو دختر یزدگرد است، با اقوال نسب شناسان برجسته در تعارض می داند و تأکید می کند که در این باره باید به قول نسب شناسان و اصحاب سیر و تواریخ هـمچون زبـیر بن بکار در کتاب انساب و ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین و بلاذری و مزنی صاحب کتاب لباب اخبار الخلفا رجوع کرد؛ چنان که العمری النساء، این موضوع را در کتاب المجدی تحقیق کرده است(ابن ادریس، ۱۴۱۰ق: ۱/۶۵۴). ابـن ادریـس به ایـن اسناد بسنده نکرده و اسناد دیگری در اثبات نظر خود مبنی بر اطلاق لقب اکبر بر علی المقتول بـه کربلا ارائه کرده که در این مختصر جای ذکر آنها نیست. اما وی در پایـان بـحث خـود به نکته ای بسیار جالب اشاره می کند و آن این که اگر لقب اصغر را به امام سجاد(ع) بدهیم نقصانی بر امـامت او وارد نمی شود؛ چنان که علی بن ابی طالب نیز کوچک ترین فرزند ابوطالب بوده و نقصانی در امامت ایشان نیست. صـغیر بـودن زین العابدین نیز مانع از فرزنددار بودن او نبوده است؛ چرا که ایشان در حادثه کربلا، بیست و سـه ساله بوده و فرزندش محمد باقر، سه سال و چند ماه داشته است.

گویی ابـن ادریس می خواهد بگوید اصـرار کـسانی مثل شیخ مفید و پیروانش به این که زین العابدین علی اکبر است، شاید از این رو بوده که گمان می کرده اند صغارت امام سجاد(ع) بر امامت او نقصی وارد می کند و از این رو کوشیده اند علی مقتول به کربلا را علی اصـغر بدانند. بدین سان ابن ادریس تلاش دارد به این بحث خاتمه دهد. شاید هیچ کدام از محققان، علما و مورخان قدیم به اندازه وی این بحث را به این تفصیل مطرح نکرده باشند. محققان مشهور جدید همچون سید مـحسن امـین در لواعج الاشجان و علامه زرکلی در الاعلام قاموس تراجم، به لقب «اکبر» برای علی مقتول به کربلا تصریح کرده اند (امین، ۱۳۳۱: ۱۶۹؛ زرکلی: ۴/۲۷۷).

۲-۳. میراث های شخصیتی خاندانی

نگارنده پیش تر در مقاله ای در باره حضرت ابوالفضل (ع)، بیان داشـت کـه انتقال خصلت های روحی و خُلقی و روی هم رفته ویژگی های شخصیتی از والدین به فرزندان، امری ثابت شده است. این انتقال کیفیات روحی و روانی، تقریباً پا به پای انتقال ژنتیک کمیات مادی و جسمی پیـش مـی رود. به دیگر سخن، همان طور که فرزندان از نظر چهره و اندام، شباهت های زیادی به والدین خود پیدا می کنند، از نظر خلقیات و رفتارها نیز مانندگی های بسیاری را از ایشان به ارث می برند. بنابراین در تـحلیل شـخصیت عـلی اکبر نیز مانند شخصیت عـباس نمی توان از ایـن موضوع غافل شد.

ابن سعد روایتی از نبرد علی بن الحسین (ع) دارد که در آن به وی لقب اکبر داده، نه اصغر و هم این که نام مادر او را به جـای لیـلا، آمـنه آورده است. به هر روی او در این روایت به مردی شـامی اشـاره دارد که به جهت قرابتی که علی اکبر با یزید داشته، خواستار امان دادن به اوست و علی اکبر وی را به سـختی و بـا ایـن جملات روشن پاسخ می دهد: «آگاه باش! به خدا قسم کـه خویشاوندی با رسول خدا شایسته تر است از دوستی با ابوسفیان » و آن گاه به آن شامی حمله کرد و این چنین رجز خواند:

مـن عـلی پسـر حسین پسر علی هستم. ما و خانه خدا سزاوارتریم به نبی اسـلام تـا به شمر و عمر سعد و عبیدالله حرام زاده.[۱۸]

در این جا علی اکبر به صراحت تفاوت آشکار میان دو خاندان را بـیان کـرده و از ایـن که او را به خاندان ابوسفیان نسبت دهند، ابراز تنفر می کند. با این حال، سـخن مـعاویه دربـاره علی اکبر – که آن را ابوالفرج اصفهانی نقل می کند – مبنی بر این که علی اکبر، شجاعت را از بـنی هاشم و سـخاوت را از بـنی امیه و زیبایی را از بنی ثقیف به ارث برده، قابل تأمل است. انتساب این سخن به معاویه بن ابـوسفیان، جـای سخن دارد؛ اما صرف نظر از این که علی اکبر زیبایی خود را از بنی ثقیف گرفته یـا از بـنی هاشم، نکته مهم این است که جد پدری مادر ایشان، لیلی بنت ابی مره، صحابی محترم رسول الله، عـروه بـن مسعود ثقفی اهل طایف است که در روز حدیبیه، نماینده قریش و از کفار بود؛ ولی در سال نهم ایـمان آورد و قـوم لجوج خود طایف را به اسلام خواند و توسط ایشان به شهادت رسید. پیامبر(ص) در باره وی فرموده اسـت:

مـَثَل عروه مثل صاحب یاسین است که قوم خود را به خدا خواند، ولی او را کـشتند. (حـرانی، ۱۳۷۶: ۴۸۳)

بـنا براین نمی توان وجود چنین صحابی گران سنگی را در سلسله نسب مادری علی اکبر، امری کم اهمیت به شـمار آورد.

۲-۴. شـبیه ترین مـردم به رسول خدا

علی اکبر(ع) بسیار زیباروی و در عین حال شبیه نبی اکـرم اسـلام(ص) بود. عبدالرزاق مقرم درباره زیبایی او آورده است:

و احسن منک لم تر قط عینی

و اجمل منک لم تلد النساء

(مـقرم، بـی تا: ۲۶۷)

اما آن چه در مورد شـخصیت عـلی اکبر مورد اتفاق است، شباهت بـیش از حد وی از نظر جسمی و اخـلاقی و صـوت و لحنِ سخن گفتن، به رسـول گـرامی اسلام(ص) است؛ تا جایی که امام حسین (ع) در آخرین لحظاتی که علی اکبر(ع) بـه مـیدان نبرد می رفت، فرمود:

الهم اشـهد عـلی هـولاء فقد برز الیـهم اشـبه الناس برسولک محمد خـلقا و خـلقا و منطقا و کنا اذا اشتقنا الی رویه نبیک نظرنا الیه.

عین همین عبارت را بسیاری دیگر از منابع قـدیم و جـدید، نیز آورده اند (مقرم، بی تا: ۲۶۹؛ فتال نیشابوری، ۱۳۶۶: ۳۰۹).

ایـن همه شـباهت بـه پیـامبر(ص)، علی اکبر(ع) را در کانون تـوجه خاص و عام قرار می داده و به طور طبیعی اقوام و دوستان و همه مردم، احترامی خاص برای او قـائل بـوده اند تا جایی که خود امام حـسین(ع) مـی فـرماید:

هـر گـاه دلمان برای دیـدار نبی خدا به تنگ می آمد به علی اکبر می نگریستیم.

۲-۵. علی اکبر محدِّث

ابوالفرج اصفهانی صاحب مقاتل الطـالبیین، در بـیانی کـوتاه در باب زمان ولادت ایشان که آن را در عصر خلافت عـثمان مـی داند، تـصریح مـی کند:

ایـن عـلی اکبر(ع) از جدش علی بن ابی طالب و از عایشه احادیثی ذکر کرده است که چون قصدم در این موضع چیز دیگری است، از آوردن این احادیث اکراه دارم. (اصفهانی، ۱۳۸۵: ۵۳)

در میان دیگر مورخان و نسب شناسان، کـمتر کسی به این ویژگی ایشان اشاره کرده است. اما همین مقدار هم که ابوالفرج نقل می کند، نشانگر آن است که ایشان سخنانی از امیرمؤمنان و عایشه و دیگر اشخاص برجسته و سرشناس نقل مـی کرده و از آن جا که مورد احترام بوده و به امانت داری او اعتماد داشته اند، به روایات و احادیث منقول او توجه کرده اند.

۳. کربلا و علی اکبر(ع)

عمده مورخان و مقتل نویسان، روایت های مربوط به علی اکبر(ع) را در صحنه های کربلا از ثعلبیه کـه در چـند منزلی نزدیک کوفه بوده است، پوشش داده اند. تقریباً از این منزل به بعد است که علی اکبر(ع)در چند صحنه مهم مطرح می شود. در این چـند صـحنه، سخنانی میان ایشان و پدر گرامی اش رفـته کـه مورد توجه مقتل نویسان و مورخان واقع شده و هرکدام از این سخنان می توانند به عنوان سندی راستین در بازشناسی شخصیت علی اکبر(ع) و نقش مهم ایشان در این حادثه و نیز حـق طلبی وی به شمار آیند.

اکـنون بـه تک تک این صحنه ها بر اساس مدارک مستند تاریخی پرداخته می شود.

۳-۱. خواب امام حسین(ع) و مباحثه علی اکبر(ع) با ایشان

ابن اعثم کوفی که سیر حرکت امام حسین را منزل به مـنزل بـیان می کند، از منزلگاه خزیمیه به بعد چنین گوید:

از آن جا برفتند تا به منزل ثعلبیه [۱۹] فرود آمدند. گرمگاه روز حسین بن علی سر به بالین نهاد و ساعتی میاسود. بعد از آن بیدار شد و در غـایت اضـطراب اشک از دیـده جاری کرد. علی اکبر – پسر آن حضرت – پرسید: «ای پدر، جان من به فدای تو باد! هرگز مباد که چـشم تو بگرید؛ گریه از چیست؟» فرمود: «خواب دیدم سواری بیامد و به نزدک مـا ایـستاد و گـفت: ای حسین! شما در رفتن به جانب عراق شتاب می کنید و مرگ به عقب شما می تازد و به تعجیل می آید تـا شـما را به بهشت برد. پس دانستم که اجل ما نزدیک رسیده است». علی اکبر گـفت: «ای پدر، نه مـا بر حقیم؟» امیرالمؤمنین حسین(ع) فرمود: «بلی ما برحقیم و حق با ماست». علی اکبر گفت: «ای پدر، چون مـا بر حقیم از مرگ باک نباشد». امیرالمؤمنین حسین – رضی الله عنه – فرمود: «ای پسر، خوش دل کـردی مرا، خدای تعالی جـزای تـو خیر کناد ». (کوفی، ۱۳۷۲: ۸۷۳)

طبری نیز عین همین مطلب را بیان می کند، جز این که محل خواب دیدن امام را در قصر بنی مقاتل دانسته که یک منزل بعد از ثعلبیه و نزدیک تر به کوفه بوده اسـت. این مورخ نامی، مباحثه و محاجه حق طلبانه علی اکبر با امام حسین (ع) را چنین آورده است:

چون امام از خواب بیدار شـدند، در اثـر خوابی که دیده بودند، دو یا سه بار کلمه استرجاع و تحمید یعنی «انا لله و انا الیه راجعون» و «الحمدلله» را تکرار کردند. علی اکبر می پرسد که چرا این کلمات را تکرار می کنند؟ امام وقتی خواب را تـعریف مـی کنند، علی اکبر روی به ایشان کرده و فرمود: یا ابتا! لا اراک سوءً، ا لسنا علی الحق؟ قال: بلی والذی الیه مرجع العباد. قال: یا ابت! اذاً لا نبالی و نموت محقین. فقال جزاک الله من ولد خیر ما جزی ولدا عـن والده. (طـبری، ۱۳۸۷: ۵/۴۰۷ و ۴۰۸)

جالب است که علی اکبر بلافاصله پس از پاسخ پدر می فرماید: «پس در صورتی که برحق باشیم، ما را از مرگ چه باک که می میریم در حالی که برحقیم؟» در این فراز زیبا، علی اکبر مرگ برحق را مـطرح مـی کند؛ مـرگ برحق که ناشی از کشته شـدن بـرسبیل حـق است، نه تنها مکروه و دشوار نیست که عین حیات است و از همین روست که می تواند شهادت دهد؛ شهادت به حقایقی مهم که انسان های شـریف و بـز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *