تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار شامل 65 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بلاها، و مصائب و گرفتاری های روزگار :

برخی از مردم نادان، بلاهایی را که گاه پدید می آیند؛ چون: وبا، یرقان، تگرگ، ملخ و. .. [که باعث زیان فراوان می شوند] بهانه می گیرند و به انکار آفرینشگر و حکمت و آفرینش می پردازند. در پاسخ این گروه باید گفت: اگر آفرینشگر و حکیم و تدبیرگری در کار نیست، چرا بیش از این و سخت تر از این آفات پدید نمی آید؟ چرا آسمان بر زمین نمی افتد؟ و زمین فرو نمی رود و متلاشی نمی گردد؟ چرا هیچ گاه خورشید از طلوع کردن باز نمی ایستد و رودخانه ها و چشمه ساران خشک نمی شوند تا قطره ای آب پدید نیاید؟ چرا باد [برای مدتهای زیاد] نمی ایستد تا همه چیز گندیده و فاسد شود؟ چرا آب آنقدر فوران نمی کند که سرزمین را غرق کند؟ چرا وبا و هجوم ملخها و دیگر بلاها برای همیشه ادامه ندارد تا همه چیز در عالم هستی نابود شود بلکه گاه پدید می آیند و پس از چندی می روند؟

نمی بینی که جهان هستی از آن بلاهای بزرگ در امان است و تنها گاه به این درد و بلاهای آسان گرفتار می شود؟ این برای آن است که مردم ادب شوند و استقامت یابند. این بلاها همیشه ادامه ندارد، بلکه آنگاه که مردم ناامید می شوند برطرف می گردند. وقوع آنها برای مردم درس عبرت و موعظه و رفتن و برداشتن آنها نیز رحمت و لطف الهی است.

ملحدان و اصحاب مانی حکمت سختیها و بلاهایی را که بر مردم وارد می شود انکار می کنند. آنان می گویند: اگر جهان هستی آفرینشگر با رأفت و مهربانی داشت، چرا این بلاها و مصیبتها در آن پدید می آید؟ آنان چنین می خواهند که انسان در این دنیا نباید هیچ دشواری و بلایی بچشد. او باید همواره خوش باشد. در حالی که اگر انسان این گونه باشد، استکبار، سرمستی و راحتی، او را به فساد در دین و دنیا می کشانند. چنان که بسیاری از رفاه طلبان و کسانی که در امن و آسایش رشد می کنند در این فسادها سقوط می کنند. اینان گاه حتی فراموش می کنند که انسان هستند، پروردگار و سرپرستی دارند، زیانی به آنان خواهد رسید، ناخواسته ای برایشان واقع می شود، باید ضعیفان را یاری کنند، فقیران را کمک رسانند، بر مبتلایان و گرفتار آمدگان رحم کنند و برای ناتوانان و بیچارگان دل بسوزانند. امّا هنگامی که انسان در سختیهایی گرفتار آمد و طعم تلخ آنها را چشید، موعظه می شود و چشم خود را در برابر آنچه بیش از این نمی دانست و از آنها در غفلت بود می گشاید و به بسیاری از وظایف خود آگاه می شود و به آنها می پردازد. آنان که این بلاها و مصیبتها را بی فایده و خالی از حکمت می پندارند مانند کودکانی هستند که داروهای تلخ و شفابخش را نکوهش می کنند و از اینکه از غذاهای زیانبار منع می شوند به خشم می آیند، از ادب شدن و کار می گریزند و دوست دارند که همواره بیکار باشند تا به سرگرمیها و بازیها بپردازند و هر غذا و شرابی میل کنند. آنان از پیامدها و آثار وخیم بیکاری و خوشگذرانی بی خبرند و نمی دانند که غذاهای خوشمزه و زیانبار بر ایشان چه زیانی و غذاهای بد مزه و مفید چه سودی دارد. خبر ندارند که ادب اگر چه ناگوار امّا چه پیامد و میوه شیرینی و داروی شفابخش اگر چه تلخ امّا چه سود و منفعتی دارد. ممکن است بگویند: چرا آدمی از لغزش و گناه معصوم آفریده نشد؟ اگر معصوم بود دیگر نیازی نداشت که با این مکاره و امور ناگوار بیدار شود. در پاسخ گفته می شود: اگر چنین بودند هیچ گاه در کارهای نیکویشان مستحق پاداش و ثواب نبودند. [زیرا کارهایشان اختیاری نبوده است ]. اگر بگویند: وقتی که سرانجامش نیکو شود و به نهایت درجه نعیم و خوشیها برسد، دیگر چه زیانی دارد که بر کارهای خیرش ستایش نشود و مستحق ثواب نگردد؟ در پاسخ گفته می شود: شما به یک انسانی که جسم و عقل او سالم است پیشنهاد کنید که به پیشگاه صاحب نعمتی برود و بی آنکه اندک سعی و تلاشی کند همه نیازهایش را آماده و حاضر نماید، آیا به این راضی می شود؟ بی شک او اندکی را که با تلاش و حرکت به کف می آورد بیشتر دوست دارد و خوشحالتر است تا اینکه نامستحقانه و بدون تلاش و کوشش به فواید فراوان برسد. نعمتهای آخرت نیز این گونه است و حکمت و تقدیر در آن است که آنها را با سعی و تلاش به دست آورند و مستحق و شایسته آنها باشند. در این صورت نعمت آدمی مضاعف است. اگر در برابر سعی و کوشش و مجاهده او در این دنیا به او پاداش دهند و در این دنیا نیز [با داشتن اختیار و انتخاب عمل صالح ] راه کسب استحقاق و تلاش برایش باز گردد بیشتر خوشحال و متلذذ می شود. اگر بگویند: آیا گاه نمی بینید که انسانی بدون آنکه تلاش کند و مستحق باشد نعمتی به او می رسد و او شادمان می گردد و آرامش می یابد؟، پس چرا در امر پاداش آخرت این امر باعث راحتی و خوشحالی انسان نباشد؟ در پاسخ گفته می شود: این دری است که اگر به روی مردم گشوده شود، گویی چون سگ هار می شوند و به بدترین فسادها و ارتکاب محرّمات دست می زنند. کسی که خویش را از انجام یک عمل فاحشه باز می دارد یا در کار نیکی سختی و ناگواری را بر خود هموار می کند می داند که سرانجام پاداش می بیند و به بهشت می رود. اگر مردم از حساب و عقاب روز قیامت هراس نداشتند چه کسی جان و ناموس و مالش در امان بود؟ زیان این کار پیش از آخرت در همین دنیا گریبان مردم را می گرفت. نیز در این صورت عدالت و حکمت هیچ معنی و فایده ای نداشتند و در این وقت حکمت و تدبیر در کار آفرینش به زیر سؤال می رفت و به آن طعنه می زدند و همه چیز در غیر جای خود قرار می گرفت.

چرا بلاها هم برای فاجر است و هم برای صالح؟

گاه مردم گرفتار بلایی می شوند که نیکوکار و بدکار را فرا می گیرد، گاه نیز انسانهای نیکوکار دچار می شوند و بدکاران می رهند. اینان می گویند: این امر با تدبیر و حکمت نمی سازد پس چه دلیلی دارد؟ در پاسخ آنان باید گفت: اگر چه این بلاها گاه صالح و طالح را در بر می گیرد امّا خداوند جلّ و علا سود هر دو را در آنها نهاده است؛ زیرا صالحان هنگامی که گرفتار می شوند به یاد نیکیها و نعمات گذشته خداوند و پروردگار خویش می افتند و پیشانی بر خاک می نهند و او را سپاس می گزارند و شکیبایی پیشه خود می سازند. بدکاران و فاسدان نیز وقتی که گرفتار این بلاها می شوند، قدری شکسته می شوند و از معصیت و فساد می پرهیزند. نیز نعمت و سلامتی هم به سود هر دو گروه است: صالحان از نیکویی و صالح بودن خود شادند و مسرور و با این نعمتها بر رغبت و شوقشان به سوی عمل صالح افزوده می شود و فاجران و فاسدان نیز به رأفت و مهر خداوندگارشان پی می برند و در می یابند که خداوند جلّ و علا بی آنکه آنان سزاوار مستحق باشند به آنان نعمت و سلامتی عطا فرموده است آنگاه این رأفت و گذشت الهی باعث می گردد که این افراد هم نسبت به مردم رأفت ورزند و از آنان درگذرند. ممکن است کسی بگوید: این که گفتید هنگامی است که بلاها در مال مردم بیفتد امّا چه می گویید هنگامی که بلا در «جان» آنان بیفتد؛ مانند: آتش سوزی، غرق شدن، سیل و زلزله که باعث می گردد که جانشان را از دست بدهند؟ در پاسخ گفته می شود: خداوند جلّ و علا در این هم خیر و صلاح هر دو گروه را نهاده است؛ زیرا صالحان از این سرای پیچیده در بلاها و سختیها راحت می شوند [و به منزل نعمت و راحتی می رسند] فاجران و فاسدان نیز اگر بر اثر این بلاها بمیرند از سویی باعث کاهش عذاب آخرت آنان است و از سوی دیگر باعث می گردد که به فساد و فسق ادامه ندهند. کوتاه سخن اینکه آفرینشگر والامرتبه، با حکمت و قدرت خود همه این امور را به سود و مصلحت همه می گرداند. چنان که اگر توفان، درختی یا نخلی را از ریشه در آورد سازنده ماهر، آن را بر می دارد و در جایهای فراوان به کار می گیرد. تدبیرگر و حکیم عالم نیز چنین است. اگر بلاهای جانی و مالی فرود آید همه را به سود و مصلحت همه مردم می گرداند. اگر بگوید: اصلا چرا واقع می شوند؟ در پاسخ گفته می شود: برای آنکه فاجران و فاسدان از سلامتی و راحتی در گناه و فسق و فجور بیشتر و گناهان افزونتر گرفتار نیایند و نیکوکاران نیز از تلاش و مجاهده [که لازمه آن تحمّل دشواریها و ناگواریهاست ] باز نمانند. غالبا این دو حالت زمانی رخ می نمایند که مردم در راحتی و وفور نعمت باشند و این بلاها آنان را از سقوط باز می دارد و به آنچه سود و مصلحت آنان در آن است آگاه می سازد. اگر از این بلاها در امان و راحت باشند، در طغیان و معصیت فرو می روند، چنان که مردم در آغاز چنین بودند و چنان در معصیت و فساد غرق شدند که به بلا و طوفان گرفتار گشتند تا زمین از لوث آنان پاکیزه شود.

مرگ و نیستی و انتقاد جاهلان و پاسخ به آنان

از جمله چیزهایی که منکران برای انکار حکمت و تقدیر ذکر می کنند، مرگ و نیستی است. آنان معتقدند که باید انسان در این دنیا نمیرد و همیشه زنده بماند و همه این آفتها و بلاها به آنان نرسد. اگر به عمق و نتیجه این کار توجه شود فساد آن پیداست. اگر هر که وارد زمین می شد و می ماند و احدی نمی مرد، آیا زمین تنگ نمی شد؟ و مسکنها و کشتزارها و ابزار زندگی بر ایشان اندک نبود؟ اینان با اینکه یکی یکی می میرند، بر سرزمین و مساکن و کشتزار رقابت می کنند و میانشان جنگها رخ می دهد و خونها می ریزد، چه رسد به آنکه به دنیا آیند و نمیرند. در این صورت حرص و طمع و قساوت قلب بر اینان حاکم می گشت. اگر مطمئن می شدند که نمی میرند، هیچ کس به آنچه داشت قانع و راضی نمی شد، به کسی که از آنان چیزی می طلبید چیزی نمی دادند و دشواریها و بلاها را فراموش نمی کردند.

همچنین از زندگی و تمام امور دنیا ملول و خسته و دلگرفته می گشتند چنان که گاه کسی که عمری طولانی می یابد از زندگی خسته می شود و چه بسا طلب مرگ و رهایی از دنیا نماید. اگر بگویند: سزاوار بود که سختیها و ناگواریها از ایشان برداشته می شد تا تمنای مرگ نکنند و به آن اشتیاق نورزند. ما نیز در پاسخ به این شبهه، اشاره کردیم که این امر باعث می شود که به فساد و استکبار روی آورند و دین و دنیای خویش را فاسد گردانند. اگر بگویند: خوب بود که توالد و تناسل نمی کردند تا شماره آنان نیفزاید و جایگاه و زندگی بر آنان تنگ نشود. در پاسخ باید گفت: اگر تنها انسانهای یک دوره پای در این دنیا می نهادند و آنگاه به تولید نسل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *