تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی شامل 90 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر اسلام در ادبیات فارسی :

ادبیات فارسی دری از همان آغاز پیدایش و توسعه ی خود (نیمه ی قرن ۳ ق) ادبیاتی اسلامی محسوب می شد، حتی برخلاف ادبیات عربی، یک دوره ی جاهلی هم پشت سرنداشت. لاجرم تأثیر اسلام درآن، تأثیری خارجی نبود، بلکه ادامه ی تأثیر محیط پیدایش آن بود. این ادبیات در عهد صفاریان و حداکثر در آغاز دوره ی طاهریان شکل گرفت. آن چه به ایران قبل از اسلام تعلق داشت، سابقه ی بلافصل این ادبیات اسلامی به شمار نمی آمد. قبل از عهد طاهریان و اوایل عهد خلافت مأمون هم، ادبیات فارسی دری شکل مکتوب و مضبوط نداشت. آن چه بعد از فتوح اسلامی در این زبان به وجود آمده بود، از حدود ترانه ها و تصنیف های متداول در افواه عام عصر، مثل سرود اهل بخارا( زرین کوب، ۱۳۳۷ ش: ۲۸۸ به بعد) و ترانه ی کودکان بلخ (قزوینی، ۱۳۳۲ ش: ۳۴/۱ – ۴۵) و سرود کرکوی (تاریخ سیستان، ۱۳۱۴ ش: ۳۷) تجاوز نمی کرد. سرودهای خسروانی هم اکنون دست کم یک نمونه ی آن ردیابی شده (شفیعی، ۱۳۶۸ ش: ۵۷۱ – ۵۷۳)، تا عصر شمس قیس رازی مؤلف المعجم ظاهراً شهرت و تداول محدودی داشته است و در واقع تقریباً تمام این سرودها به ادبیات عامیانه و غیر مکتوب تعلق دارد.

نخستین نمونه ی شعر فارسی دری که در مآخذ آمده است، به اوایل عهد مأمون و دوره ی اقامتش در مرو خراسان می رسد. با وجود این، صحت انتساب ۴ بیتی که از آن نمونه در روایت عوفی مؤلف لباب الالباب آمده است، قابل تأیید نیست و به هر حال هنوز مورد مناقشه است (صادقی، ۱۳۶۳ ش: ۸۷ به بعد). نمونه ای دیگری هم نقل شده که مربوط به همان عهد است و نشانه های کهنگی که در بعضی از آن ها هست، احتمال اصالت آن ها را قابل تأیید می سازد. اما در تاریخ سیستان (۱۳۱۴ ش: ۲۱۰) نخستین شعری که به زبان فارسی سروده شده، به محمد بن وصیف، دبیر دیوان انشاء یعقوب لیث، منسوب شده است و جالب آن است که این اشعار همان اندازه که نمونه ی قدیم ترین شعر به زبان فارسی دری است، قدیم ترین شعر اسلامی هم در زبان فارسی هست.

از مقوله ی نثر فارسی دری هم، هیچ اثرغیراسلامی یا ما قبل اسلام که مبنی بر «تعبیر ادبی» باشد، در دست نیست. چند اثری که به این زبان از اواخر عهد فتوح اسلامی به دست آمده، نمونه ی اسناد و قباله هاست و از مقوله ی آثار ادبی نیست (لازار، ۱۹۶۳: ۳۱). بعضی آثار هم که از تورفان و از انقاض میراث مانویان ترکستان به دست آمده، آثار دینی مانوی است و چند ورق از یک منظومه ی فارسی بلوهر و بوداسف که از این جمله به دست آمده است (هنینگ، ۱۹۶۲ م: ۱۰۴-۸۹)، ظاهراً به مدت ها بعد از نظم قدیم ترین شعر فارسی، یعنی به عهد رودکی، تعلق دارد. به هر حال، قدیم ترین نمونه های نثر موجود که به زبان فارسی تصنیف شده است، نیز جنبه ی اسلامی دارد، خواه بازمانده ی اجزایی از تفسیر منسوب به ابوعلی جبایی (د ۳۰۳ ق) از ائمه ی معتزله باشد، خواه اجزای موجود اما دست کاری شده ی یک کتاب مفقود در باب مباحث کلامی، موسوم به سواد اعظم منسوب به ابوالقاسم حکیم سمر قندی (د۳۴۲ ق) که آن را به درخواست امیر نصر سامانی به عربی نوشت و بعد به فارسی درآورد.

مقدمه ی قدیم شاهنامه، معروف به شاهنامه ی ابومنصوری و آن چه درزمینه ی ترجمه ی تفسیر طبری به فارسی دری به وجود آمده است، نیز از حیث تاریخ در همین زمینه قرار دارد و مجموع آن ها نشان می دهد که نثر فارسی هم مثل شعر فارسی قدیم ترین نمونه هایش اسلامی است و این دعوی که ادبیات فارسی دری، در شعر و نثر خویش، به عنوان ادبیاتی اسلامی ظاهر شد و قبل از آن سابقه ی قابل ملاحظه ای نداشت، قولی که محل تردید و اختلاف عاری از مکابره باشد، نیست. این که فارسی زبانان این قرون و چند قرن تالی خود در نشر زبان عربی هم به عنوان زبان اسلامی، مجاهده کردند و دست کم آثار علمی خود را به آن زبان منتشر ساختند، فرهنگ ایرانی را مقارن ظهور ادبیات فارسی دری، فرهنگی اسلامی می سازد. این نکته هم که این آثار در اروپا از قرون وسطی آثار عربی خوانده شده اند، اصل ایرانی مؤلفان آن ها را پوشیده نمی دارد و آن را امری غیر قابل تردید نشان می دهد (پیتسی، ۱۸۹۴: ۴۲۲). با این همه، زبان عربی هم در تکوین و توسعه ی زبان ادبی فارسی بی تأثیر نماند و این تأثیر البته نوعی تأثیر اسلامی بود. شمار واژگان عربی که هم زمان با فتوح اسلامی و تا مدت ها بعد، طی قرون نخستین اسلامی، در زبان فارسی وارد شد و مجال کاربرد گسترده یافت، از همین تأثیر ناشی می شد. در واقع،اگر فتوح اسلامی به استقرار حکومت خلفا در مدتی طولانی در ایران نمی انجامید، البته این واژگان دخیل تا این اندازه فراوان، متنوع و ریشه دار در فارسی دری مجال ورود و بقا نمی یافت.

این گونه واژه ها بعضی مربوط به دین تازه بود، مثل آیت، اذان، ایمان، ثواب، جمعه، جهاد، حج، حرام، حلال، دعا، رکوع، سجود، سلام، صلات، صوم، عذاب، عقاب، غزو، غیب، فاسق، قبله، قضا و قدر، قلم، کافر، لوح، محراب، مسجد، مسلم، مؤمن و نظایر آن ها. برخی لغات اداری و مربوط به طرز حاکمیت و حکومت جدید بود، مثل امام، امر ونهی، امیر، بیت المال،تعزیر، ثغر، جبایت، جزیه، حاکم، حد، خراج، خطبه، خطیب، خلیفه، رعیت، زجرو حبس، سلطان، طاعت، طغیان، عاصی، عصیان، قتل، قهر، کاتب، محتسب، مصلی، مولی، والی، وزیر و مانند آن ها. شماری هم الفاظ مترادف بود که به ضرورت احوال در پاره ای موارد از زبان عربی به جای واژگان فارسی، یا به همراه آن ها در زبان فارسی وارد شد و تداول یافت و بعدها در محاوره ی عام فارسی زبانان، یا در ادبیات فارسی هم برای خود جایی بازکرد و رایج شد.

به احتمال قوی، تفاوت و تنوع گونه ها و گویش های فارسی در اوایل قرون نخستین اسلامی به نحو بارزی در عرصه ی رواج فارسی دری باقی بود (رواقی، ۱۳۶۴ ش: ۷-۲۴) و ضرورت اجتناب از سرگشتگی ناشی از ناهمگونی آن ها از اسباب و انگیزه های عمده در دخول این گونه مترادفات غیر لازم در زبان فارسی بوده است. از این گونه بود الفاظ ایام حرب، حیات و موت، خیر و شر، سمع،سهل، صبح، صعب، صلح، قلیل و کثیر، لسان، یوم و امثال آن ها که البته ورودشان در زبان فارسی از تأثیرلوازم حاکمیت اسلام بود و بعدها هم استعمال آنها به زبان و ادبیات فارسی وسعت و غنایی قابل ملاحظه بخشید (برای نمونه های بیش تر، بهار، ۱۳۳۷ ش: ۲۵۹/۱ به بعد، ۸۵/۲ به بعد، ۱۹۰ به بعد).

لغات علمی، کلامی و فلسفی هم در زبان فارسی دری هست که مأخوذ از قرآن و حدیث یا معادل های قیاسی در مقابل اصطلاحات رایج در ترجمه های عربی آثار یونای، هندی، آرامی، سریانی و پهلوی بود و از همان قرون نخستین در زبان علمی عربی شایع شده بود، مثل برهان، جسم، جوهر، جهت، حس، خاطر، صواب، خطا،مطلق و مقید، فرع و اصل، نفس، روح، عقل، حرکت، زمان، ظاهر و باطن، قوه، مقوله، قیاس، حجت و نظایر آن ها که چون نخست در عربی رایج بود، از آن طریق وارد فارسی شد و این پدیده را هم می توان از تأثیر اسلام در زبان فارسی تلقی کرد. اما این نکته که زبان عربی در آن ایام زبان علمی عصر بود، قابلیت زبان فارسی را بری تقریر معانی علمی نفی نکرد و کتاب هایی علمی هم در همان ایام به زبان فارسی به وجود آمد که در مقابل واژگان عربی، الفاظ فارسی را اصطلاح کرد (معین، لغت نامه، مقدمه، ۶۳ به بعد). البته استعداد زبان فارسی و نیز زبان های ایرانی میانه در بیان معانی علمی و دینی از مدت ها قبل از اسلام در محیط فرهنگ عربی تجربه شده بود.

وجود شمار بسیاری از لغات فارسی و ایرانی در بین لغات غیر عربی دخلیل در قرآن کریم (جفری، ۱۹۳۸: ۴۴، جم) و شمار بیش تری از واژگان فارسی در شعر جاهلی عرب (آذرنوش، ۱۳۵۴ ش: ۱۲۲ – ۱۴۴)، این نکته را در خاطر می نشاند که دخول بسیاری از لغات عربی را در فارسی دری نباید از یک نیاز ادبی فارغ از تأثیر اسلام به شمار آورد؛ عامل وانگیزه ی عمده ی آن، سلطه ی اسلام و ضرورت هماهنگی با زبان قرآن بود. تأثیر زبان عربی در ادبیات فارسی و زبان محاوره ی آن محدود به ورود شماری واژه ی عربی در زبان فارسی نماند. به علت زمینه ی اسلامی فرهنگ ایران در آن عصر به تدریج مقدار قابل ملاحظه ای ترکیبات، تعبیرات و امثال و تلمیحات عربی هم در زبان فارسی رایج شد که بعضی از آن ها ریشه ی قرآنی داشت، یا از طرق احادیث و تفاسیر وارد فارسی شد و چندی بعد در ادبیات فارسی جزو سنت های ادبی درآمد؛ از این گونه بود ترکیبات آتش ابراهیم، آتش طور، آتش نمرود، پیراهن یوسف، پیر کنعان، حزن یعقوب، حسن یوسف، حکمت لقمان، دم عیسی، صبر ایوب، طوفان نوح، طینت آدم، عصای موسی، کشتی نوح، گناه آدم، لحن داوود و ملک سلیمان که در فارسی نظایر آن ها کم نیست و بسیاری از آن ها ریشه ی قرآنی دارد. با این حال، ورود تدریجی واژگان و تعبیرات عربی در فارسی، هرچند نفوذ و دوام بقایای میراث باستانی ایران را در ادبیات فارسی از بین نبرد، به هر صورت در سیر تکامل زبان فارسی در جهت قبول هرچه بیش تر نفوذ اسلامی تأثیر قابل ملاحظه داشت. نه فقط فنون بلاغت عربی که خود غالباً مأخوذ از بلاغت قرآنی بود، تدریجاً در سبک بیان و تقریر معانی در زبان فارسی تأثیر گذاشت و سجع و موازنه و صنایع بدیعی رایج در نثر ونظم عربی، در نثر فارسی خاصه آن چه نثر فنی خوانده می شد، مورد تقلید واقع گشت، بلکه شعر فارسی هم از همان آغاز کار، شعر عربی رایج عصر را سرمشق ساخت، اوزان عروضی عربی را از آن نمونه اخذ کرد، بعضی از آن اوزان را کنار گذاشت و بعضی اوزان خاص را که در شعر عربی رایج نبود، مورد توجه قرار داد. در زمینه ی قافیه هم شعر فارسی از همان قرون نخستین اسلامی تحت تأثیر شعر عربی واقع گشت و هرچند «ردیف» را خود بر اوصاف قافیه افزود، خود قافیه را از شعر عرب گرفت. در واقع وجود قافیه را در شعر پهلوی قبل از اسلام، آن گونه که بعضی از محققان (از جمله، بنونیست(۱)، ۱۹۳۲: ۲۴۵ به بعد) خواسته اند در رساله ی پهلوی یادگار زریران نشان دهند، نمی تون مسلم شمرد. در متن های پهلوی دیگر مانند قطعه ی اندر متن شاه وهرام وجود قافیه شاید ناشی از تقلید شعر عربی باشد. قطعه ی منظوم اندرز داناکان هم در زبان پهلوی ظاهراً از همان مقوله است. در قطعه ی پهلوی درخت آسوریک هم قافیه هست، اما اهل تحقیق درآن مورد هم این احتمال را که از شعر عربی اخذ شده باشد، بعید نشمرده اند. به علاوه، با آن که فنون ادب، آن گونه که در عهد اول عباسی در بغداد شایع بود، عناصری هم از فرهنگ ایرانی قبل از اسلام داشت. تقلید شعر و نثر فارسی از نظم و نثر عربی در قرن ۳ ق و پس از آن از الزام تأثیر اسلام بود. ارتباط دولت های محلی ایران با دربار خلافت بغداد و ضرورت اجتناب از سوء تفاهم، مکاتبات رسمی را مدت ها به همان صورت عربی رایج در سایر بلاد اسلامی درآورد. از این رو، تحت تأثیر شیوه ی نثر نویسی عربی عصر استفاده از قالب های بیانی عربی در نظم و نثر فارسی هم الزام شد و نثر فارسی به حکم این ضرورت از انواع و قالب های عربی الگو گرفت. اخذ این قالب ها در شعر و نثر فارسی در عین حال، هم نشان تفاهم با ادبیات رسمی عامه ی مسلمانان وهم علامت تربیت اسلامی بود. از این رو، در نامه ها و توقیعات شیوه ی دربار خلفا تقلید شد. در شعر، قالب قصیده وتغزل رایج نزد اعراب سرمشق شد. قالب قصیده، با آن که در اصل یک میراث جاهلی عرب بود، درایران به عنوان جزئی از سنت شعر اسلامی اخذ و تقلید شد. قالب های دیگر مثل مسمط، غزل، قطعه، و ترکیب بند تفنن های تازه ای بود که از قصیده اخذ شد وبه قالب های خاص شعر فارسی نوعی مزیت داد.

با این همه، نه تمام اوزان رایج درعروض عربی در فارسی شایع شد، نه در قالب های شعری مأخوذ از عرب تمام اوصاف و حدود رایج در ادبیات عربی مورد تقلید واقع گشت. چنان که قصیده و تغزل از حیث شمار ابیات در فارسی به آن چه در عربی متداول بود، محدود نماند و قالب های مثنوی که در فارسی رایج شد، هرچند شاید از تأثیر ارجوزه های عربی خالی نبود، در ادبیات فارسی تنوع واهمیت بسیار یافت و در ادبیات عربی هرگز چیزی همانند آن به وجود نیامد (فروزانفر، ۱۳۵۴ ش: ۳۳-۳۵؛ قس: شبلی نعمانی، ۱۳۴۱ ق: ۱۱۳/۴-۱۱۹؛ همان، ۱۳۱۴ ش: ۹۹/۴-۱۰۱). قالب رباعی و آن چه به عنوان دوبیتی به آن ملحق شده است، البته جزو قالب های قدیم شعر عربی نیست، اما در باب منشأ آن هنوز اختلاف بسیار است (باوزانی، ۱۹۵۹: ۵۳۷-۵۲۸)؛ اختراع آن را قدما به رودکی نسبت داده اند، اما تعلق آن به ادبیات عامیانه ای که اشکال دوبیتی های منسوب به باباطاهر صورت های تحول یافته ی آن به نظر می آید، اختراع آن را به وسیله ی رودکی محل تردید می سازد (شفیعی، ۱۳۶۸ ش: ۴۶۷ به بعد).

گذشته از اخذ وزن، قافیه و قالب های شعری از شعر عربی، از همان عهد سامانیان هم که شعر فارسی وارد دوران بلوغ خویش گشت، اغراض عمده ی رایج در شعر عربی، مثل مدح، هجا، فخر، شکر، عتاب، تشبیب، اعتذار، وصف و حکمت، را هم به ضرورت اقتضا دنبال کرد و بر آن جمله شعر رزمی را که در عربی نظیر نداشت، به وجود آورد و آن را وسیله ی بیان حماسه ی ملی و حماسه ی دینی قرار داد که خود غرض خاصی از اغراض شعر فارسی محسوب شد. با این همه، تقلید ازساختار شعر عربی و از فنون و اغراض آن، در شعر فارسی در واقع تقلید از شعر عربی نیست، بلکه سعی در هماهنگی با شعر رایج اسلامی است. از همین روست که در بین قدیم ترین نمونه های شعر در زبان فارسی قصاید منسوب به محمد بن وصیف، بسام کرد خارجی و محمد بن مخلد سکزی (تاریخ سیستان، ۱۳۱۴ ش: ۲۱۰-۲۱۲) شعر اسلامی محسوب اند و با وجود الفاظ و تعبیراتی چون لوح، خط، لمن الملک، آدم و حوا، مکه، حرم و معجز پیغمبر مکی که در آن ها هست، آن اشعار بیش از آن که شعر فارسی باشند، در واقع شعر اسلامی به شمار می آیند.

در ادوار بعد هم مثل دوران پیدایش نخستین شعر و نثر فارسی، ادبیات ایرانی همچنان به موضوع های مذهبی و دینی علاقه مند ماند؛ حتی در جریان های الحادی که نوعی طغیان بر ضد این گرایش بود، این دین گرایی در تمام قرون نخستین اسلا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *