تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی، محتوای خود را در قالب 62 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأکید بر ساده زیستی روحانیت و زیّ طلبگی :

مقدمه

نقش «روحانیت» به عنوان یک قشر و پایگاه اجتماعی آن در جامعه و گرایش آن به توسعه و یا مقابله با توسعه توجه شده است… روحانیت به عنوان یک قشر با پایگاه اجتماعی معیّن در جامعه، می تواند در شرایط متفاوت اجتماعی، تأثیرات مثبت و منفی، تسریع کننده توسعه یا کُند کننده آن، داشته باشد و نمی توان این رابطه را به صورت یک قانون عام صورت بندی کرد. درباره نقش روحانیت اسلام نیز در توسعه جوامع اسلامی به یکسان می توان قضاوت نمود. نقش روحانیت در جوامع اسلامی، بنا به جایگاه آن ها در سلسله مراتب اجتماعی و نوع علایق آن ها متفاوت است. روحانیت در ایران نقشی متفاوت از روحانیت در حکومت عثمانی داشته است. همچنین در یک جامعه، همه زیرگروه های روحانیت نقشی یکسان نداشته اند، چنان که نقش روحانیت بیدارگر با روحانیت درباری متفاوت بوده است و نمی توان درباره کلّیت روحانیت یکسان قضاوت نمود. در همین زمینه، پدیده قابل توجهی که در دو دهه گذشته، در سطح جهانی اشتغال ذهنی صاحب نظران را فراهم کرده، حکومت اسلامی در ایران و قدرت گرفتن روحانیت است که از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله نگاه هایی که می توان به این پدیده داشت، نسبت آن با توسعه جوامع، بخصوص، توسعه جامعه ایرانی است.

قدرت یافتن روحانیت در جریان توسعه ایران

سؤالی که مطرح می شود این است که قدرت یافتن روحانیت در جریان توسعه ایران چه جایگاهی دارد؟ آیا عامل تقویت کننده توسعه است یا به صورت مانعی در مسیر توسعه عمل می کند. در پاسخ به این سؤال، اگر به نظریه ها و تحقیقاتی که در زمینه توسعه انجام شده تکیه کنیم، با عنایت به مطالب ارائه شده، درباره وجوه فرهنگی توسعه، که سکولارشدن حیات اجتماعی را یک وجه اساسی توسعه می شمارد، باید نتیجه بگیریم که پدیده مزبور به صورت مانعی در مسیر توسعه عمل خواهد نمود؛ زیرا روحانیت به عنوان حافظ معرفت مربوط به امر قدسی و با نگاهی که به جهان به عنوان مخلوق دارد، قدرت یافتن اش به معنای گسترش و تقویت این نوع جهان بینی و معرفت در جامعه هاست که خود به عنوان مانعی در مسیر توسعه عمل می کند…کنار رفتن روحانیت از قدرت به عنوان یک عامل مثبت برای توسعه تلقّی شده است. در مقال، مداخله روحانیت در حکومت عثمانی به عنوان مانعی در راه توسعه قلمداد گردیده است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که قدرت یافتن روحانیت مانع توسعه است. اما همان گونه که قبلاً اشاره شد، توسعه به عنوان فرایندی انضمامی و مشخص، تابع قواعدی کلی نیست و بررسی آن در هر جامعه و در هر زمان، نیازمند تحقیقات مشخص تاریخی است و نمی توان به صرف تکیه بر تجربه ای که از شرایط تاریخی دیگر اخذ شده، درباره واقعیت های مربوط به توسعه قضاوت نمود. چنان که در مورد نقش عقاید دینی، نظرات متعارضی ارائه شده که ریشه آن زمینه های تجربی متفاوت است؛ از جمله تکیه ای که به سکولار شدن حیات اجتماعی به عنوان یک مؤلفه فرهنگی توسعه می شود، مطلبی است که از تجربه توسعه غرب اخذ شده و بررسی های مقایسه ای نشان می دهد که عنصر ماهوی توسعه محسوب نمی شود؛ زیرا در جوامعی مانند چین، علی رغم غلبه فرهنگ سکولار، شاهد عدم توسعه یافتگی آن هستیم. از فلسفه کنفوسیوسی چین با ماهیت سکولار آن به عنوان مانع توسعه یاد می شود، در حالی که همین فرهنگ در ژاپن به عنوان مقوّم توسعه شناخته می شود (رجب زاده، ۱۳۷۴) این مسأله نشان می دهد که فرهنگ سکولار فی نفسه، نسبت به توسعه بی طرف است و فقط در ترکیب با عوامل اجتماعی و در بستر تاریخی و اجتماعی معیّن است که نقش مثبت یا منفی می یابد. این مطلب را به همین شکل در مورد دینی شدن جامعه نیز می توان ابراز کرد. در جامعه اسلامی طی چهارده قرن، علی رغم غلبه عنصر دینی در آن، در دوره هایی شاهد شکوفایی جامعه و قوّت شیوه های توسعه ای و در دوره هایی، شاهد افول این روند هستیم که علت آن نه دینی بودن جامعه، بلکه عوامل اجتماعی دیگر می باشد. (رجب زاده، ۱۳۷۴)

روحانیت در وضعیت کنونی، در مجموعه جامعه ایران و بستر تاریخی

بنابراین، با تکیه صرف به تجربه و تحلیلی درباره توسعه جوامع دیگر، نمی توان به سؤال مطرح شده پاسخ گفت، بلکه باید بر مبنای تحلیلی ساختاری، قدرت یافتن روحانیت را در وضعیت کنونی، در مجموعه جامعه ایران و بستر تاریخی و اجتماعی کنونی مورد بررسی قرار داد. آنچه در پی می آید، تحلیلی است در این زمینه که با تعریفی از توسعه که مؤلفه اصلی آن را «تفکیک نسبی اقتصاد از سیاست» می داند تأثیر حکومت اسلامی (ولایت فقیه) را بر فرایند توسعه، از طریق تأثیر آن بر «نظام قشربندی ایران» نشان می دهد. این نوشته بر این است که «حکومت فقیه و روحانیت »از یک سو و تأکید بر «زی طلبگی برای روحانیت» از سوی دیگر، امکانی است که نهاد قشربندی ایران را تحت تأثیر قرار می دهد و آن را از نظامی با وابستگی متقابل فرصت ها به نظامی با عدم تمرکز فرصت ها تبدیل می کند واز طریق این تغییر، به تفکیک نسبی اقتصاد و سیاست کمک می رساند و مقوّم توسعه محسوب می شود.

برای بحث پیرامون این مطلب، ضمن توضیحی در مورد توسعه، به بحث درباره نهاد قشربندی و ابعاد آن می پردازیم. سپس با استناد به موارد تاریخی، به نقش نهاد قشربندی در توسعه و توسعه نیافتگی جوامع از جمله ایران، پرداخته، به بنیان هایی که انواع نهادهای قشربندی را شکل می دهد، اشاره می گردد. پس از آن درباره نهاد قشربندی در ایران پیش از انقلاب اسلامی بحث می شود. آن گاه بحث در زمینه فرض اصلی این نوشته پی گیری می شود.

مفهوم «توسعه»

اگر بخواهیم از فراز مباحث مربوط به بحث توسعه و مؤلّفه های آن بگذریم، مروری بر مفاهیم، نظریه های گوناگون و سیر تطوّر آن ها نشان می دهد: اولاً، توسعه مسأله ای انضمامی و تاریخی است و فرایند و علل آن در جوامع گوناگون متفاوت است. ثانیا، محتوای مشترک آن از دید جامعه شناختی، تفکیک و افتراق ساختاری جامعه، به ویژه افتراق حوزه اقتصاد و سیاست می باشد. این دو نکته را بررسی های تاریخی جامعه شناختی مربوط به تحوّل غرب در دهه های گذشته، بررسی های تطبیقی توسعه جوامع گوناگون و گسترش نظام جهانی طی دو قرن گذشته و ساختار کنونی آن در تمام جهان تقویت می کند و مورد تأکید قرار می دهد. (برای بحث تفصیلی در این زمینه، به منبع ذیل مراجعه کنید: رجب زاده، ۱۳۷۴، فصل ۱و۳) در این نگاه، نهادها، ساخت ها و روابط ساختاری از مقوله های عمده تحلیلی توسعه اند. هر جامعه به مثابه واقعیتی ساختارمند در نظر گفته می شود که فرایند تحوّل آن، از جمله توسعه را می توان بر اساس برآیند عمل ساخت ها و نهادها و حالت هایی که درون آن ها شکل گرفته، توضیح داد. از جمله نهادهایی که در این زمینه اهمیت به سزایی دارد، نهاد «قشربندی» است…

نهاد قشربندی و توسعه در ایران

تحقیقات تاریخی نشان می دهد، در ایران، نظام قشربندی، نظامی با ویژگی تمرکز فرصت ها و پیوند متقابل بوده است؛ به این معنی که افراد با دست یابی به قدرت سیاسی، قادر به تملّک اراضی و جلب احترام بودند. ریشه این وابستگی متقابل را می توان در نهاد «اقطاع» جست وجو کرد؛ نهادی که در عصر عباسیان شکل مشخصی به خود گرفت و تا دوره قاجار (مشروطیت) یکی از اشکال عمده عمل حکومت ها در زمینه تأمین نیروهای نظامی و اداری بود. امپراتوری عباسی به عنوان دومین امپراتوری مسلمانان با روبه رو شدن نیروهای رزمنده اش با موانعی در راه پیش روی خود، در جریان گسترش امپراتوری، از یک منبع عمده تأمین نیازهای مالی نیروهای نظامی (یعنی غنیمت) محروم شد و در تلاش برای تأمین این نیرو، شیوه اقطاع شکل گرفت. (لمبتون، ۱۳۶۲، ص ۴ ۱۲۱)

در این حالت، نیروهای نظامی که تا آن زمان از طریق غنیمت جنگی امرار معاش می کردند، البته به درآمد حاصل از زمین روی آوردند. و در جریان گذشت زمان، همان گونه که لمبتون بر اساس شواهد تاریخی نشان می دهد، اقطاع (تیول) به ملک شخصی و موروثی فرد تبدیل شد. به این شکل، فرد از طریق دست یابی به قدرت و پایگاه اداری در حکومت، به منبع و فرصت دیگری هم دست می یافت و به این ترتیب، مهم ترین حوزه منابع مادی (زمین) به سیاست پیوند می خورد. این وابستگی فرصت ها (قدرت و بهره مندی مادی) با یکدیگر در فرایند حیات اجتماعی ایران با ساز و کارهایی که در ساخت جامعه ایجاد می کرد، در موقعیت های گوناگون که برای توسعه ایران فراهم شده بود، به عنوان مانع عمل کرد. عصر صفوی که به عنوان یکی از دوره های شکوفایی و توسعه ایران شناخته می شود، یکی از عواملی که در بلند مدت در افولش مؤثر بود، همین نظام قشربندی با ویژگی تمرکز فرصت ها بود. (رجب زاده، ۱۳۷۴، صص ۸۰ ۱۷۹ و ۱۷ ۲۱۴) در مشروطیت، علی رغم لغو قانونی تیول داری، نهاد قشربندی از طریق پیوند زمین داری و مالکیت با قدرت سیاسی و تحت تأثیر سنّت تاریخی، اهمیت مالکیت زمین به عنوان نماد منزلت، بورژوازی ایران را هم به سمت زمین داری متمایل ساخت و به جای اقطاع داران گذشته، طبقه ای از زمین داران و تجّار را شکل داد که علایق محول نسبت به زمین داشتند و به توسعه، که مستلزم افتراق اقتصاد و سیاست بود، روی خوش نشان نمی دادند. (اشرف، ۱۳۵۹، شجیعی، ۱۳۷۲ و رجب زاده، ۱۳۷۴)

همین ویژگی نهاد قشربندی در ترکیب با وجوه دیگر ساخت اجتماعی در دوره جدید نیز عاملی است که فرایند نوسازی در ایران را با مشکل مواجه می سازد. در دوره رضا شاه، شاهد مجموعه اقداماتی بودیم که به عنوان اقدامات نوسازی و توسعه ای شناخته می شود؛ مانند تقویت بنیه اداری کشور (Foran, 1993, P. 221)، گسترش شبکه راه آهن، راه ها و شبکه ارتب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *