تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاثیر جهانی شدن فرهنگ بر بسترسازی برای برقراری حکومت عدل علوی ـ مهدوی :

۱-مقدمه

بحث جذاب و البته مناقشه برانگیز جهانی شدن در دهه پایانی سده بیستم و آغاز هزاره سوم میلادی مطرح شد. طوری که هر کدام از نهادها و ارگان های مربوطه در کل جهان مشکلات و سختی های روی داده در کشورشان را به گردن این فرآیند می اندازند. مقامات حکومتی مشکلات اقتصادی، طرفدارن محیط زیست نابودی طبیعت و محیط زیست و اجتماع های بومی در دیگر جوامع، محو خرده فرهنگ ها در برابر موج فراگیر جهانی شدن فرهنگ را ناشی از جهانی شدن برمی شمرند( دهشیری، ۱۳۷۹: ۷۲). خیلی ها شالوده ی اصلی جریان جهانی شدن را فرهنگی می دانند چرا که سایر ابعاد در صورت تحقق این بعد فراهم می گردند. جهانی شدن فرهنگ مدعی است که دوران انحصار و متافیزیک محوری و برتری ذاتی یک فرهنگ از میان رفته و عرصه برای حضور و نشو نمای همه فرهنگ ها و هویت ها فراهم شده است؛ اما چیزی که امروزه در سطح جهان حاکم است با این گفته های منطقی تناقض آشکار دارد. بر همین مبنا اکثر تحلیل گران باطن اصلی جهانی شدن فرهنگ را ظهور آمریکایی شدن، غربی سازی و ترجمان نوینی از استعمار کهن می دانند که از طریق امپریالیسم رسانه ای در حال گسترش به دیگر مناطق جهان است که سرانجام منجر به تاراج منابع جهان سوم و کشورهای دیگر می گردد( صالحی امیری، ۱۳۸۹: ۳۲). در این مقاله مساعی بر آن است که با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای منابع گرداوری شده از طریق کتابخانه و اینترنت به تحلیل جهانی شدن فرهنگ و آموزه های حکومت عدل علوی داخته شود. باتوجه به جذابیتی که جهانی شدن در بحث فرهنگی برای شهروندان جهان داشته است این سوال مطرح می گردد که تاثیر آن بر زمینه سازی برای برقراری حکومت عدل علوی چیست؟ طبق فرضیه مقاله جهانی شدن با ایجاد بحران معنا و شکست خوردن در اهداف خود موجب برجسته تر شدن مفاهیم عدالت، آزادی و عزت در حکومت عدل علوی می گردد. برای این منظور ابتدا مفاهیم اصلی مقاله تعریف و سپس با تشریح چارچوب نظری، چگونگی تاثیرپذیری حکومت عدل علوی از جهانی شدن فرهنگی تشریح خواهد شد.

۲-مفهوم شناسی پژوهش

۲-۱-جهانی شدن: امروزه یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در میان تحلیل اندیشمندان و تحلیل گران سیاسی ـ اجتماعی بحث جهانی شدن است. Global به معنی جهانی، فراگیر و پیوسته وIzation به معنای یک فرآیند و دگرگونی اساسی در حال انجام تعریف می گردد؛ لذاGlobalization به معنای جهانی شدن به کار می رود. این اصطلاح در اصل به معنی کره یا سطح فراگیری یک جسم کروی است و برای کلیت فراگیر و به هم پیوسته جامعه بشری بکار می رود (سلیمی، ۱۳۸۴: ۳).

تقریبا از سال ۱۹۶۱ به بعد بود که فرهنگ وبستر به دنبال بازشناسی آشکار و و اهمیت فزآینده ی پیوند ها و ارتباطات جهان گستر برآن تاکید کرد. در محافل دانشگاهی شاید برای اولین بار علم اقتصاد بود که آن را به کار برد و به تدریج در اثر پیشرفت های چشمگیر در حوزه های فناوری های ارتباطی ـ اطلاعاتی این واژه بیش از پیش مطرح و به سایر رشته ها تسری پیدا کرد و تقریبا از نیمه دوم دهه ی هشتاد به بعد وارد جامعه شناسی گردید، به طوری که امروزه جهانی شدن به عنوان پارادایم حاکم بر جهان در کانون اغلب مباحث سیاسی، اقتصادی، جامعه شناختی و فرهنگی قرار گرفته است(۲۸ Giddens, 1998: ، گل محمدی، ۱۳۸۱: ۲۴). خیلی ها کاربرد رسمی و علمی این مفهوم را با انتشار دو کتاب: دهکده ی جهانی مارشال مک لوهان که به نقش و اثرتحولات و پیشرفت های اطلاعاتی ـ ارتباطی در زندگی گذشته ی بشر و مفهوم دهکده ی جهانی می پردازد و دیگری نوشته های زبیگنیو برژینسکی رئیس شورای امنیت ملی آمریکا مبنی بر نقش آمریکا در رهبری جهان و تأکید بر فرهنگ لیبرال ـ دموکراسی به عنوان مدل اعلی و کامل در زندگی بشریت، در نظر می گیرند( عبدالمجید، ۱۳۷۹: ۱۵۲) هرچند جهانی شدن به عنوان مهمترین مفهوم در علوم اجتماعی در چند دهه ی اخیر نامگذاری شده است ولی هنوز تعریف واحد و دقیقی از آن ارائه نشده است( دهشیری، ۱۳۷۹: ۷۲) از مجموع تعاریف ارائه شده می توان گفت که جهانی شدن یک فرایند تدریجی و پایدار است که از گذشته دور شروع شده و ادامه دارد و روز به روز شتاب و گستره ی آن افزایش می یابد و زمینه را برای ظهور فرهنگ سوم در سایه ی گسترش رسانه های ارتباط جمعی، مهاجرت انسان ها، توریسم به کشورهای دیگر مهیاکرده است (Featherston,1990:8)

۲-۲- فرهنگ: این واژه که در اصل از غرب وارد ادبیات ایران گردید در اصطلاح به معنی کلیت در هم تافته ای است که شامل: دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات، آداب، رسوم و کلیت بهم پیوسته ای از ارزش ها و اعتقادات و آداب و سنن، احساسات و گرایشات و عناصر تشکیل دهنده ی اخلاق و اعمال هر قوم و ملتی که نماد هویت دهندگی، توسعه خواهی، خلاقیت وپویایی است، می گردد (صالحی امیری، ۱۳۸۶: ۱۸۰). در اثر فرآیند جهانی شدن دو مقوله مهم هویت یابی یعنی زمان و مکان که ابزار اصلی ساخت و حفظ هویت بودند کمرنگ و تا حدودی از بین رفته اند، فرهنگ به عنوان ستون اصلی هویت یابی در اثر این فرآیند بی تاثیر نمانده است. بی گمان فرهنگ را باید اصلی ترین و غنی ترین منبع هویت برای افراد بشری در نظر داشت. فرهنگ جعبه ی ابزاری است حاوی اعمال و عادت هایی که ما را یاری می کنند تا جهان را درک کنیم مانند علم، دین و نیز یک منبع نهاد های احساسی مانند هویت ملی و ارزش هایی نظیر عدالت و آزادی است که به واسطه ی آنها به اعمال و کردار خود جهت می دهیم و آنها را توجیه می کنیم و برای خود هویت کسب می کنیم(Holton,1998:162).

۲-۳- جهانی شدن فرهنگ: جهانی شدن هرچند ریشه ی طولانی و دراز دارد اما چیزی که امروزه به عنوان یک پارادایم اصلی در جهان مطرح شده است، در بعد فرهنگی است. این بعد از جهانی شدن همواره در تمام ادیان، تمدن ها امپراتوری ها و حکومت ها مد نظر بوده است تا بتوانند افکار و اندیشه های خود را به دیگر مناطق گسترش بدهند اما در اواسط دهه ی ۷۰ میلادی تقریبا این مفهوم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. به طوری که با وقوع انقلاب انفورماتیک به عنوان سومین انقلاب در زندگی بشریت با پیشرفت و توسعه ای که در عرصه ی فناوری های ارتباطی ـ اطلاعاتی ایجاد کرد، آرمان جهانگستری و جهانشمولی که قبلا ادیان، تمدن ها، دولت ها داشتند، نه به واسطه ی زور، حمله و لشکر کشی بلکه به واسطه ی قدرت نرم و افزایش آگاهی و اطلاعاتی که فناوری های ارتباطی به دنبال فشردگی زمان و مکان و از بین بردن کنترل دولت ها بر مرزهای ملی خود ایجاد گردیده است به راحتی میسر شده است. به دنبال استحاله ی روش های اثباتی زمینه برای تجدید حیات فلسفه ی سیاسی و تبدیل علم سیاست به یک مقوله فرهنگی فراهم آورد به طوری که فرهنگ از حالت تبعی و عرضی بیرون آمده و در پاره ای از موارد خصلت زیربنایی به خود گرفته است. اهمیت فرهنگ و تحولات ناشی از بسترهای فرهنگی امروزه بر کسی و اندیشه ای پوشیده نیست به طوری که عده ای صحبت از قرن فرهنگ، پارادایم فرهنگی و ظهور قاره ی ششم فرهنگی یاد می کنند و مفاهیمی چون: عدالت، آزادی، دموکراسی با معیارهای فرهنگی تفسیرمی کنند(واترز، ۱۳۷۹: ۱۸ ـ ۲۱).

۳-چارچوب نظری: نظریه امانوئل کاستلز

یکی از موضوعات مهمی که در چارچوب نظری کاستلز، جایگاه محوری دارد، هویت و کنش های جمعی پیرامون آن است. به باور کاستلز، هویت فرایندی است که یک کنشگر اجتماعی بوسیله آن خود را می شناسد و عمدتاً بر مبنای یک خصیصه یا مجموعه ای از خصائص فرهنگی، و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی، معنا و جهان معنایی خود را می سازد. از منظر وی، در سرتاسر جهان معاصر، شاهدِ افزایش فاصله میان شبکه (جهانی شدن) و فرد (هویت) هستیم. در واقع، جریانِ متضادی میانِ جهانی شدن (به توسط تکنولوژی اطلاعات) از یک سو، و کنش های ناشی از هویت از سوی دیگر برقرار است. بنابراین، هویت امری است که توسط کنشگران و بصورتی جمعی ساخته می شود. وی سه صورت و منشاء برساختن هویت را از هم متمایز می کند:

۳-۱- هویت مشروعیت بخش: این نوع هویت توسط نهادهای غالب جامعه ایجاد می شود تا سلطه آنها را بر کنشگران اجتماعی گسترش دهد و عقلانی کند. از نگاه کاستلز هویت مشروعیت بخش نهاد جامعه مدنی را ایجاد می کند. کاستلز معتقد است:«مجموعه ای از سازمان ها و نهادها و همچنین مجموعه ای از کنشگران اجتماعی سازمان یافته و ساختارمند، این مجموعه هویتی را بازتولید می کند که منابع سلطه ساختاری را، البته گاهی به شیوه ای پرتعارض، عقلانی می سازد( کاستلز، : )».

۳-۲-هویت مقاومت: این هویت به دست کنشگرانی ایجاد می شود که در اوضاع و احوال یا شرایطی قرار دارند که از طرف منطق سلطه بی ارزش دانسته می شود. کاستلز در معرفی هویت مقاومت معتقد است که این هویت ها در نگاه اول برای مقاومت شکل می گیرند اما احتمالی که وجود دارد این است که با تبیلغ برنامه های خود در طول تاریخ و در بین نهاد های جامعه مبدل به یک نهاد مسلط شوند و براساس فرآیند عقلانی کردن سلطه خویش مبدل به یک هویت مشروعیت بخش شوند.

۳-۳-هویت برنامه دار: هنگامی که کنشگران اجتماعی با استفاده از هرگونه مواد و مصالح فرهنگی قابل دسترسی هویت جدیدی می سازند که موقعیت آنان را در جامعه از نو تعریف می کند و به این ترتیب در پی تغییر شکل کل ساخت اجتماعی هستند، این نوع هویت تحقق می یابد. در اینجا، ساختن هویت، برنامه ای برای یک زندگی متفاوت است که در جهت دگرگونی جامعه می باشد.

طبق دیدگاه کاستلز جهانی شدن با گسترش خود در ابعاد فرهنگی نوعی بحران هویت در جامعه ایجاد می کند و این بحران هویت و پیامدهای منفی جهانی شدن افراد را به سمت یافتن هویت جدیدی سوق خواهد داد هویتی که برنامه دار باشد. حکومت علوی یکی از گزینه های پیش رو برای پر کردن این خلاء معنا در جهان جدید است و از این طریق شهروندان می توانند هویت خود را بازسازی نمایند. برای اینکه چارچوب نظری بیان شده دقیق تر فهم گردد ناگزیر از آن هستیم تا پیش از بیان تاثیرات و جذابیت های حکومت علوی نحوه ایجاد بحران معنا در عصر جدید و تاثیرات جهانی شدن فرهنگ را تشریح نماییم.

۴-جهانی شدن و بروز بحران معنا

قرن بیستم به عنوان عصر ایدئولوژی ها و هویت سازیهای جهان شمول معرفی شده که هر یک می کوشیدند با ایجاد چهارچوب های تازه، به کردارها و زندگی سیاسی- اجتماعی افراد، معنا و شکل ببخشند(نظری،۱۳۸۳: ۱۹-۱۸). معنادار بودن رابطه میان ایدئولوژی و هویت، حکایت از آن داشت که میان آنها رابطه تنگاتنگ وجود دارد. معنایی که در قالب مفهوم هویت ایدئولوژیک خلاصه می شود. این هویت، یکسان ساز است و ضمن تقبیح فردگرایی، تلاش دارد تا با توسل به توجیهات ایدئولوژیک، معنایی جمعی و انحصاری برای پیروان ارائه کند. بنابراین در چهارچوب این نوع هویت، مسئله ای موسوم به بحران معنا، کمتر اجازه ظهور و بروز پیدا می کند. چالش هویت های ایدئولوژیک یکی از بنیادی ترین تحولات در این عصر محسوب می شود. تا پیش از ورود به چنین روندی، بسیاری از اندیشمندان حوزه روابط بین الملل، جنگ سرد را به مثابه بنیادی ترین صورت بندی قرن بیستم به حساب می آوردند. در این جنگ، قدرت و معنا به وسیله ابرقدرتها شکل می یافت و هویت سیمایی جهان شمول به خود گرفت که فضای ایدئولوژیک موجد آن بود. لیکن پایان یافتن جنگ سرد و به دنبال آن ظهور جنبش های شالوده شکن و تجدد ستیز در قرن بیستم، به معنای افول معنا در همه اشکال و اسطوره های آن محسوب می شود(هانتینگتون،۱۳۸۰: ۱۷۵).

با پیدایش شبکه های جهانی اطلاعات و گسترش فزاینده امکاناتی همچون رایانه ها، ماهواره های ارتباطی و اینترنت، دنیای نوینی ظهور یافت که تمامی ابعاد زندگی بشر، از این انقلاب تکنولوژیک تأثیر پذیرفته است. این پدیده دگرگونی گسترده و دامنه داری را در شکل گیری هویت و معانی وابسته به آن ایجاد کرد (هاگت، ۱۳۷۳: ۳۶). جهانی شدن با فراهم ساختن ارتباط افراد در اقصی نقاط جهان و گسترش ارتباطات گروهها و نهادهای مختلف سیاسی- اجتماعی با یکدیگر، محدودیت های مرزهای ملی را در نوردیده و در نتیجه الگوی زندگی در دولت- ملتها را دگرگون ساخت(سعید، ۱۳۷۱: ۲۷). رسانه ها به رشد فرهنگ شخصی، کاهش نفوذ کلیت های سیاسی و شکل گیری منابع جدید هویتی منجر شدند. با افزایش میزان تفاوت ها در اثر رشد استفاده عمومی از این امکانات، جهان بینی افراد واگراتر و گروه ها و هویت های مختلف، به برداشت-های گوناگونی از جهان می رسند(معینی علمداری،۱۳۸۴: ۱۳۷). در دنیای امروز نه تنها آهنگ تحولات اجتماعی سریع تر از هر جامعه ماقبل مدرنی است، بلکه میدان عمل و ژرفای تاثیرات آن بر کارکردها و شیوه های رفتاری جوامع پیشین نیز بی-سابقه است(گیدنز،۱۳۷۸: ۴۵-۳۱). از این منظر جهانی شدن همانند تجدد، نتیجه بر هم خوردن نظم و نسبت سنتی میان مکان، فضا و زمان است. جهانی شدن در این معنا معطوف به فرآیندی است که در جریان آن فرد و جامعه در گستره ای جهانی با یکدیگر پیوند می خورند(نظری، ۱۳۸۳: ۱۸).

بافت اصلی جامعه نوین را اطلاعات و نظام ارتباطات الکترونیک تشکیل می دهد و شبکه ارتباطی در چنین جوامعی یک حوزه عمومی مجازی پدید می آورد(loader,1998:35-65). بنابراین در چنین فضای بشدت مرکزیت زدایی شده، نباید انتظار قابلیت بالای هویت سازی در چارچوب نگرش کلان و جهان شمول ایدئولوژیک را داشت. جهانی شدن در این چهره، هویت سازی های سنتی را دشوار و فضایی فراسوی مدرنیته گشوده است. وحدت سوژه را مخدوش و تردید و عدم قطعیت را به تمامی حوزه ها رسوخ داده؛ قلمرو روابط زندگی اجتماعی را گسترش و دنیای اجتماعی افراد را بسیار بزرگ تر از گذشته جلوه گر نموده است. اصحاب هویت های شفاف و مواضع مستحکم را با هویت های کدر، موزائیکی و مواضع اختلاطی و پیوندی روبرو، و در فرایند هویت سازی، فرد را جایگزین دولت کرده است. اهل حریم های جاودانه و قدسی را با فروپاشی حریم ها، فراگفتمان های جهان شمول را با خرده گفتمان های محلی و مطلق گرایان را با بحران اصالت-ها و انگاره ها مواجه ساخته(تاجیک، ۱۳۷۷، ۱۲۰-۱۱۹) و با مساله دار کردن معنا، به بحرانی شدن آن و زوال هویت های مشترک منجر شده است.

۵-جهانی شدن و بحران اخلاقی

بشریت امروزه با چالش ها و مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند که بخش عمده ان نتیجه عملکرد قدرت های بزرگ و مبنا قرار گرفتن مادیت و ثروت در مناسبات جهانی شدن است. بخشی از این مشکلات که بحران معنا را عمیق تر ساخته و شهروندان را از دولت های خود دور کرده است اینگونه می توان برشمرد:

۵-۱- سلطه جویی، برتری جویی و بحران زایی: این سیاست به ویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم با مطرح شدن ثروت و قدرت به عنوان معیار اصلی در جهان، حاکم گردید، به طوری کشورهای غربی سعی کردند از طریق فشار های سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی، ایجاد بحران های امنیتی، تفرقه افکنی و اختلاف میان مردم، اقوام و قبایل در پی دست یابی به اهداف خود و در واقع مشروع جلوه دادن اعمال و رفتار خود برآیند. درواقع نتیجه گسترش فرهنگ مصرف گرایی، مادی گرایی دور شدن انسان ها از یکدیگر و غالب شدن رویکرد سلطه بر رفتار آنها شده است. امری که می توان آن را بحران اخلاقی عصر کنونی دانست. بحرانی که کلیسای کاتولیک امروز نسبت به ان مکرر هشدار می دهد.

۵-۲- ناکارامدی سازمان های منطقه ای ـ بین المللی: با این که این سازمان ها برای گسترش عدالت، امنیت و صلح پایدار در کشورهای جهان بنا شده اند، اما به دلیل تاثیر پذیری از عنصر قدرت و زور محوری حاکم بر جهان پس از جنگ جهانی دوم، کارایی و عمل کردن به وظیفه ی اصلی خود را فراموش کرده اند، به طوری که شورای امنیت است که باید ضامن صلح و امنیت برای همه ی کشور ها باشد، خود آفریننده ی بی عدالتی محض، نا امنی و تضییع حقوق ملت ها گردیده است.

۵-۳- هجمه سازمان یافته به ارزش های الهی ـ انسانی و برجسته کردن فرهنگ مصرفی سرمایه داری: با ارزش ترین و مقدس ترین بنیاد انسانی نهاد خانواده است که کانون پاک عشق، صمیمیت و محیط امن برای تربیت نسل های بشری و بستر شکوفایی عاطفه ها و استعداد ها است، امروزه شاهدیم یک هجمه ی سازمان یافته از ناحیه ی دشمنان انسانیت و چپاول گرا اقتصادی از طریق سبک زندگی مادی گرا با قدرت رسانه و ثروت جهت فروپاشی این نهاد اصیل هستیم( پژوهش های اسناد ریاست جمهوری، ۱۳۸۹: ۱۸۳ ـ ۱۸۶) نهایتا هدف اصلی، استحاله ی فرهنگ های بومی ـ سنتی و تغییر خود باوری و عزت نفس، ترویج روحیه ی تقلید گرایی و مصرفی به عنوان یک ارزش در میان ملتها هستند تا زمینه چپاول و غارت مستقیم و غیره مستقیم منابع طبیعی و انسانی را در این کشور ها مهیا کنند.

۵-۴-گسترش فقر و افزایش فاصله بین فقیر و غنی در جهان: در حالی که نزدیک به ۷۰ تا ۸۰ درصد منابع طبیعی ـ انسانی و سایر معادن زیر زمینی و قیمتی در سه قاره ی آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا قرار گرفته است اما، به یغما بردن این منابع توسط قدرت های چپاول گر به صورت مستقیم و غیره مستقیم روز به روز فاصله ی فقی و غنی در سطح جهان گسترش می یابد. طبق آمارهای منتشر شده توسط سازمان ملل روزانه حدود ۱۰۰ میلیون نفر گرسنه سر بر بالین می گذارند و ۹۸۰ میلیون نفر در فقر مطلق اند. نسبت برخورداری میان فقیر و غنی در برخی نقاط به ۴۰ برابر رسیده است. یک سوم مرگ و میر در جهان یعنی روزانه ۵۰ هزار نفر ناشی از عوامل مربوط به فقر است و…. (پژوهش های اسناد ریاست جمهوری، ۱۳۸۹: ۳۸: ۴۰ ـ ۵۰).

این موارد و بسیاری دیگر از مشکلات عصر کنونی و ناکارامدی ایدئولوژی لیبرالیسم برای پاسخگویی به آن مخصوصا در کشورهای خاورمیانه ای و کشورهایی که درهای خود را به سوی لیبرالیسم گشودند موجب گردیده تا یکبار دیگر بازگشت به عقب و احیای فرهنگ و سیره علوی مورد توجه قرار گیرد. بدین ترتیب جهانی شدن، ضمن به چالش کشیدن هویت های ایدئولوژیک و معانی انحصاری، موجب ظهور هویت های جدیدی شده است که مقاومت خود را بر بازسازی معنا و غلبه بر بحران های هویت استوار ساخته اند.

۶-بازسازی معنا و غلبه بر بحران هویت ازطریق معارف و فرهنگ علوی

جهانی شدن، با دگرگون کردن روابط تولید، قدرت و تجربه، روابط سنتی میان دین، هویت و جنسیت را با چالش روبرو ساخته و موجبات ناامنی، رهاشدگی، تنهایی فرد و در پی آن، خواسته هایی همچون نیاز به معنا و هویت را به وجود آورده است(کچویان،۱۳۸۵: ۷۴-۷۳).بی تردید شهروندان جوامع اسلامی در برابر امواج جهانی شدن و بحران معنای حاصله از این فرایند، برای مقاومت اجتماعی و قیام سیاسی همواره به بازسازی هویت فرهنگی متوسل شده اند که در واقع پدیده ای فرامدرن است. این کار از طریق حکومت علوی و زمینه سازی برای برقراری آن میسّر می گردد. مهمترین جذابیت های این سیره در رفع بحران فوق الذکر را در عوامل زیر می توان برشمرد:

۶-۱- عدالت محوری: به دنبال حاکم شدن اصول و آرمانهای جهانی شدن و غفلت از اصل ذاتی و فطری بشریت یعنی عدالت معضلات اساسی در جهان پدید آمده که بازنگری در مناسبات حاکم بر جهان را ضروری کرده است. عدل و صلح دو گمشده ی اصلی بشریت است که شالوده اسلام و درواقع یکی از مهمترین اصول حکومت عدل علوی را تشکیل می دهد. عدالت به عنوان دال مرکزی نظام اسلامی از سوی تحلیل گران و اندیشمندان اسلامی به اشکال گوناگون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این اصل در قرآن و سنت پیامبر و گفته های معصومین یکی از مبانی بنیادین اسلامی است و بنا به نص قرآن کریم هدف ارسال پیامبران و کتب آسمانی، برپا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *