تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع با 96 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعامل سیاسی از صلح امام حسن ع تا ولایت عهدی امام رضا ع :

امام رضا قبل از پذیرش ولایتعهدی, برای اقدام خود,مستداتی از قرآن و سنت ارائه کردند

در جلد بیست و دوم کتاب شریف عوالم العلوم احادیثی وجود دارد که می توان پاسخ ها و استدلالات امام رضا(ع) را در پذیرش این ولایت دریـافت نـمود و سـیره آن حضرت را ملاک عمل در مـوارد کـاملاً مـشابه قرارداد.

از پرفرازترین وحکیمانه ترین فرازهای تاریخ اسلام، پذیرش ولایت عهدی مأمون عباسی توسط امام رضا(ع) است. شرایط و اهدافی که سبب شد تا این پیشنهاد مورد پذیرش واقع شود در طول تاریخ حیات سیاسی اسلام مورد گفت و گو بوده است. شواهد تاریخی و متون روائی ما نشان می دهد؛ شبهات مرتبط با این اتفاق سیاسی سابقه در دوران امام هشتم داشته و ایشان اولین و اصلی ترین شخصیتی است که به این شبهات پاسخ داده اند. اگرچه افراد دیگری در عصر امام رضا(ع) مانند مامون عباسی و برخی از راویان و اصحاب امام هشتم مطالبی را در علل وانگیزه های این پذیرش بیان کرده اند اما پاسخ اصلی و نیزانگیزه ها و اسباب این اقدام را باید درکلام امام رضا(ع) که متکی به وصف علم وعصمت است دریافت کرد و آن را حجت قرار داد. ایشان در مقام دفاع کلامی و اخلاقی از پذیرش ولایت‏عهدی، مسئله کراهت، اجبار، اضطرار و ضرورت را بطور بارز مطرح کرده و تصمیم خود را نمونه ای از اقدام یوسف پیامبر و دانیال نبی در همکاری با عزیز مصر و طاغوت عصر خود دانسته و عمل خود را، به وارد شدن امام علی(ع) در شورای تعیین خلیفه در عهد خلیفه اول مستند می سازد.

مجموع این پاسخ ها که از احادیث کتاب عوالم العلوم (ج۲۲) مرحوم بحرانی استنباط می شود؛ اساس تنظیم یک قاعده راهگشا در نظام سیاسی اسلام خواهد بود. زیرا این اقدام امام رضا(ع) به تعبیر دانش اصول فقه، خصوصیت نداشته و منحصر به شخص امام رضا(ع) و مأمون عباسی نمی شود. بنابراین با تطبیق شرایط و إلقاء خصوصیت از این اقدام امام رضا (ع)، می توانیم این پذیرش را مانند صلح امام حسن(ع) در برخی از شرایط اجتماعی یک شیوه مشروع در تعاملات سیاسی دانست.

اجتناب از طاغوت و مبارزه با ستمکران از برجسته تـرین اهداف تمام اولیا و انبیا بوده است همانطور که قرآن می فرماید: «…ان اعبد الله و اجتنبوا الطاغوت»( ۳۶/النحل ). اگـر انـبیا و اولیا الهی چنین هدف و ماموریتی را دنبال نکرده بودند و تسلیم دستورات الهی نمی شدند این همه ستم و آزار و اذیت نمی دیدند و در این راه به شهادت نمی رسیدند. این محرومیت ها نشان از پایداری در انجام ایـن ماموریت بوده است. با وجود این، در زندگی برخی از معصومین (ع) صحنه ها و تصمیماتی دیده می شود که مخالف با آن دستور الهی می نمایاند. اقدام امام رضا(ع) در پذیرش ولایت‏عهدی از یک حاکم غاصب بـه نـام مامون از این دست تصمیمات است. برای رفع این تعارض و نیز پاسخ به این شبهه اعتقادی، بسیاری از جمله اباصلت هروی و حتی شخص مامون عباسی پاسخ هایی را طرح کرده اند. اما بـدیهی اسـت پاسخ های امام رضا (ع) به این سئوالات از جهات مختلف مورد اهمیت و توجه ویژه قرار دارد. زیرا علاوه بر دارا بودن علم و عصمت، شخص ایشان است که مورد سئوال قرار گرفته؛ بـنابراین پاسـخ های ایشان در تبیین این تصمیم ملاک خواهد بود.

در جلد بیست و دوم کتاب شریف عوالم العلوم احادیثی وجود دارد که می توان پاسخ ها و استدلالات امام رضا(ع) را در پذیرش این ولایت دریـافت نـمود و سـیره آن حضرت را ملاک عمل در مـوارد کـاملاً مـشابه قرارداد. دسته ای از روایات این کتاب در پاسخ به سئوالاتی است که بطور مستقیم در رابطه با پذیرش ولایت‏عهدی، از امام رضا (ع) پرسیده شده اسـت. امـا دسـته دیگر روایاتی است که ایشان، دلایل پذیرش ولایت‏عهدی را بـدون آن که پرسشگری وجود داشته باشد تصریح کرده و در حقیقت به سئوالات مقدر در این باره پاسخ داده است.

در این مقاله با تـاکید بـیشتر بـر دسته اول از این روایات، مجموعه پاسخ ها و استدلالات امام رضا (ع) را بـرای فهم بهتر وتنظیم دقیق تر، به دو شکل کلی می توان ارائه کرد:

۱.پاسخ های نقضی:

در میان برخی از روایات کـتاب عـوالم العـلوم پاسخ های نقضی از سوی امام رضا (ع) به سئوال کنندگان وجود دارد. بـه ایـن معنا که حضرت رضا (ع) پاسخ مخالفان را ارجاع به مواردی کرده که آن مورد از مسلمات ذهنی پرسـشگر و در عـین حـال نقض کننده پرسش و یا شبهه او می باشد. زیرا جواب نقضی پاسخی مـنطبق بـر اصـول پذیرفته شده پرسشگر است که اصل سؤال او را منتفی و بی مورد می کند و یا لااقـل شـبهه کـننده را از قاطعیت در پرسش به تردید می کشاند. این یکی از شیوه های گفت و گو و جدال احـسن اسـت.

در کلمات امام رضا(ع) به دو نمونه از این شکل پاسخ می توان اشاره کرد:

1-۱ ورود عـلی ابـن ابـیطالب(ع) به شورای تعیین خلیفه سوم:

شخصی به نام محمد بن عرفه از امام رضا(ع) سـئوال مـی کند ای فرزند رسول خدا! چه امری سبب شد تا شما در ولایت عهدی داخـل شوید؟ حـضرت در پاسـخ می فرمایند: آنچه سبب شد جدم امیر المومنین (ع) داخل بر شوری (تعیین خلیفه سوم) شـود « قـلت للرضا(ع) یابن رسول الله ما حملک علی الدخول فی ولایه العهد؟ فقال: ما حـمل جـدی أمـیر المومنین (ع) علی الدخول فی الشوری؟» (بحرانی،عوالم العلوم، ج۲۲، ص ۲۸۵). اگرچه با مراجعه به تاریخ معلوم می شـود کـه عـلی ابن ابیطالب (ع) بخاطر فشار و تهدید به قتل( ن. ک به: حسینی، تاریخ تحلیلی اسـلام، ص۳۸۳ ) ایـن اقدام را انجام داده است ( ر.ش به: مجلسی، بحار الانوار، ج۳۱). اما عدم ذکر آن توسط امام رضا (ع) نقضی بودن ایـن پاسـخ را تقویت می کند. زیرا رفته رفته تا زمان امام رضا(ع)، این اقـدام امـیرالمومنین (ع) امر قابل قبول و پذیرفته شده ای برای شـیعیان بـه حـساب آمده است. بنابراین امام هشتم، سؤال مـحمد بـن عرفه را با کمک این امر پذیرفته شده، نقض کرده و یا لااقل او را به تـردید مـی اندازد. البته بدیهی است کـه هـیچوقت پاسخ نـقضی جـواب کـامل نبوده و نیازمند همراهی با پاسخ حـلّی اسـت. از این‏رو، امام هشتم در نقل های دیگر به پاسخ حلّی این پرسش پرداخـته اسـت. آنچنان که اشاره شد در عمق هـمین پاسخ نقضی نیز بـا مـراجعه به تاریخ امام علی (ع) مـی تـوان حکمت پذیرش ولایت عهدی را دریافت نمود.

۲-۱ پیشنهاد یوسف نبی(ع) جهت سرپرستی خزانه هـای مـصر:

نمونه دیگر در پاسخ های نـقضی، سـئوال مـردم در عصرامام رضا(ع) اسـت کـه توسط ریّان بن صـلت از ایـشان پرسیده شد که چرا امام هشتم علیرغم اظهار زهد نسبت به دنیا، ولایت‏عهدی مـامون را پذیرفتند؟ امـام رضا (ع) در کنار پاسخ های متعدد فـرموند: «. .. ویـحهم! أما عـملوا أنّ یـوسف (ع) کان نبیاً رسولاً فـلما دفعته الضروره التولّی خزائن العزیز قال له: إجعلنی علی الأرض إنّی حفیظ علیم؛. .. شگفتا از این مردم! مـگر نـمی دانند که یوسف در حالی که نـبی و رسـول بـود بـخاطر ضـرورت سرپرستی خزائن عـزیز مـصر به او گفت: مرا سرپرست آن خزائن زمین قرار ده بدرستیکه من حافظ و دانا خواهم بود. »(بحرانی، ج۲۲ ص۲۸۳)

اگرچه در ایـن جـمله مـی توان به یک پاسخ حلّی نیز کـه در جـای خـود مـطرح مـی شـود دست یافت؛ اما ظاهر این پاسخ به پاسخ نقضی شبیه تر و نزدیک تر است. زیرا داستان یوسف پیامبر و اقدامات او در قرآن آمده است، مورد اعتقاد و باور مسلمانان بـوده و هست. امام رضا (ع) از این اعتقاد قبلی برای تردید در شبهه سازی مردم نسبت به زهد و دنیا گریزی اش استفاده کرده و پاسخ آنان را ارائه کرد.

در نقل دیگری این پاسخ امام رضا (ع) با شکل کـاملاً نـقضی مطرح شده است که یکی از خوارج از ایشان علت ورود به ولایت‏عهدی این طاغوت را که به اعتقاد امام هشتم کافر است پرسید. امام رضا(ع) در جواب فرمودند: آیا در نزد تو این گـروه(بـنی عباس) کافرترند یا عزیز مصر و مردم کشورش؟ آیا این گونه نیست که این افراد به گمان خویش خود را موحد می دانند اما آنها نـه مـوحد بوده و نه خدا را می شناختند؟ بـا وجـود این یوسف نبی، پسر یعقوب نبی به عزیز مصر که کافر بود گفت: مرا سرپرست خزانه های این سرزمین قرار بده بدرستیکه مـن حـافظ و دانا هستم. و مدتها بـا فـراعنه همنشینی داشت… پس به چه دلیل مرا سرزنش می کنی؟ فقال له أبوالحسن (ع) أ رأیتک هؤلاء أکفرُ عندک أم عزیز مصرَ و أهل مملکته؟ أ لیس هؤلاء علی حال یزعمون أنهم موحدون، و أولئک لم یوحدوا الله و لم یعرفوه؟ و یوسف بن یـعقوب نـبیٌ ابن نبیٍ ابن نبیٍ ، فسأل العزیز و هو کافر فقال: اجعلنی علی خزائن الارض إنّی حفیظ علیم (یوسف/۵۵) و کان یجلس مجلس الفراعنه… ما الذی أنکرت و نقمت علیّ؟» ( بحرانی، ج۲۲، ص۱۰۷) پس از این پاسخ بود که آن مـرد خـارجی چون بـه قرآن و مفاد آن ایمان داشت با همین پاسخ نقضی قانع شد و خطاب کرد که شهادت می دهم امام رضـا(ع) فرزند نبی خدا بوده و صادق است (همان، ص۱۰۸).

۲.پاسخ های حلّی:

امـام رضـا(ع) مـنطبق بر احادیث وارده از ایشان در کتاب عوالم العلوم (ج۲۲) اموری را به عنوان مستندات خود بر پذیرش ولایت عهدی بیان مـی کـنند که این دسته از پاسخ را می توان جواب حلّی به پرسش سئوال کنندگان دانـست.

پاسـخ هـای حلّی امام رضا(ع) از قرار زیر است:

۱-۲ عمل به قرآن

امام رضا(ع) بعد از آن که از طـرف عبدالله مامون پیشنهاد ولایت‏عهدی او را شنید؛ از پذیرش آن استنکاف کرده و برای ردّ آن استناداتی مطرح نمودند (ر.ک بـه: عوالم العلوم، همان، صـص۲۸۱ و۲۸۲ و۲۸۵ ) پاسـخ های قاطع امام هشتم، در مامون عباسی که تصمیم قطعی خود را بر انجام این کار از قبل گرفته بود تاثیر نگذاشت. بلکه صراحت بیان امام رضا(ع) (همان، ص۲۸۲ ) باعث شد تا مامون این تـصمیم قاطع خود را به هرشکل ممکن و با تهدید جدی بر قتل (ضرب عنق) امام (ع) بیان کند. همین شکل از بیان که با مقدمه سازی امام هشتم فراهم گردید؛ بزرگ ترین گواه در تاریخ اسـلام بـر سوء نیت مامون عباسی و فشار واقعی بر امام (ع) است.پس از این تهدید جدی بر قتل، امام رضا (ع) ولایت‏عهدی را با شروطی که برای مامون قرار گذاشت؛ پذیرفتند (همان و ص ۲۸۷) اما نکته قابل تأمل ایـن اسـت که امام هشتم قبل از آن که به صراحت قبول خود را اعلام نموده و بر آن شرط قرار دهد؛ علت این قبول را بیان کرده و پسندیده ندانست که آن را به بعد از پذیرش منوط کند. امـام رضـا(ع) با استناد به اطلاق ( ر. ک به: طباطبائی، المیزان،ج۲،صص ۶۵ و ۷۴ ) بخشی ازآیه ۱۹۵ سوره بقره که می فرماید:«و لا تلقوا بأیدیکم إلی التّهلکه؛ خود را با دستان خود به هلاکت نیندازید»؛ فرمودند: «قد نهانی الله تـعالی أن ألقـی بـیدی إلی التّهلکه. خداوند تعالی مـرا از ایـن کـه خود را به هلاکت بیندازم نهی کرده است»(بحرانی، ج۲۲، ص۲۸۲). سپس در ادامه این استدلال، قتل مورد تهدید را، مصداق هلاکت نهی شده از طرف خـداوند مـتعال دانـسته و فرمودند: « فإن کان الأمر علی هذا فافعل مـا بـدا لک و أنا أقبل ذلک…؛ پس اگر مسئله این چنین است ( فشار و تهدید به قتل ) تو بر آنچه برایت آشکار شده اسـت عـمل کـن و من هم این پیشنهاد را می پذیرم. ..(همان، ص۲۷۲ )

همچنین ممکن اسـت مستند اصلی امام رضا (ع) در این تصمیم، نهی پیامبراسلام (ص) از مخالفت سلطان البته با رعایت سایر دستورات و احکام دینی- بـاشد که فـرمود: «طـاعه السلطان واجبه و من ترک طاعه السلطان فقد ترک طاعه اللّه عز و جـل و دخـل فی نهیه؛ إنّ اللّه عز و جل یقول: و لاتلقوا بأیدیکم إلی تهلکه؛ پذیرش فرمان سلطان واجب است و کـسی کـه پذیـرش فرمان او را ترک کند به تحقیق فرمان خداوند عزیز و جلیل را ترک کرده و مـرتکب نـهی او شـده که فرمود: خود را با دستان خود به هلاکت نیندازید. (صدوق، امالی،ص ۲۷۷، ح ۲۰). در حقیقت امام رضـا (ع) شـرایط خـود با مامون را مصداق این فرمایش پیامبر(ص) دانسته است که قبول ولایت‏عهدی خود را به آیـه «تـهلکه» استناد کرده است.

۲-۲ عمل به سنّت:

امام رضا (ع) در ضمن احادیثی که از ایشان مـنقول اسـت؛ پذیـرش ولایت‏عهدی را مستند به سنت معصوم (ع) اعم از انبیا و اولیای الهی کرده است. به عنوان نـمونه، از نـقل یکی از راویان به نام «یاسر» معلوم است که امام هشتم پس از پذیرش ولایت‏عهدی دسـت هـای خـود را به طرف آسمان بلند کرده و پس از آن که خود را در این پذیرش مکره و مضطر معرفی می کـند، بـا اشاره ای لطیف عمل یوسف پیامبر(ع) در مقابل عزیز مصر را مستندی بر اقدام خـود دانـسته و از خـداوند می طلبد که همانگونه که بنده و نبی خود یوسف را در هنگامه ولایت پذیری عزیز مصر مـواخذه نـکرده ای، مـرا نیز در پذیرش این ولایت ‏عهدی مواخذه نکن «عن یاسر قال: لمّا ولّی عـلی ابـن موسی الرضا (ع) العهد سمعتُه و قد رفع یدیه إلی السماء و قال: الّلهم أنّک تعلم أنّی مکره مضطرّ فـلا تـواخذنی کما لم تواخذ عبدک و نبیّک یوسف حین دفع إلی ولایه مصر» ( بحرانی، ج۲۲، ص ۲۸۳). همچنین چـنانچه پاسـخ امام رضا(ع) به محمد بن عرفه -کـه در پاسـخ هـای نقضی مطرح شد- را یک پاسخ نقضی و یـا کـاملاً نقضی ندانیم به مسئله اقتدا و تأسی به سنت در امر پذیرش ولایت‏عهدی اشاره شـده اسـت. زیرا امام هشتم در جواب او، عـمل امـیر المومنین(ع) را، در ورود بـه مـسئله شـوری در عهد خلیفه دوم، مستند خویش در پذیرش ایـن ولایت‏عهدی مطرح می کند.

در کلام دیگری که از امام رضا(ع) نقل شده است ایـشان بـطور مشخص از یوسف و دانیال نبی که در شـرایط اضطرار از طاغوت زمان خـود ولایـت را پذیرفتند نام می برد و بـه ایـن شکل شرایط ویژه ای که در مقابل مأمون پیدا کرده است را نظیر شرایط این دو پیـامبر مـی داند و در پیشگاه خداوند سنت ایـن دو پیـامبر خـدا را مستند خود قـرار مـی دهد؛ «فقال(ع): ألّلهم أنـّک قـد نَهیتَنی عنِ الإلقاءِ بِیدی إلی التّهلکه و قد أشرفتُ مِن قِبل عبد الله المأمونِ علَی القَتل مـَتی لَم أقـبِل وِلایَه عَهدِه وَ قد أُکرِهتُ و اضطُرِرتُ کـم اضـطرّ یوسف و دانـیال(ع) أذ قـبل کـل واحد منهما الولایه مـن طاغیه زمانه»(همان،ص۲۸۴))

۳-۲اکراه و اضطرار

به نظر می آید اصلی ترین دلیل امام رضا(ع) بـر پذیـرش ولایت عهدی که مستند سایر دلایـل نـیز مـحسوب مـی شـود؛ قرار گرفتن در شـرایط اکـراه و به تبع آن اضطرار است. از این رو می توان آیه «تهلکه» را که یکی از مستندات امام هشتم بر پذیـرش ولایت‏عهدی اسـت؛ یک امر ارشادی بر حکم عقل، درتدبیر حـالت اکـراه و اضـطرار دانـست. چـنان کـه امام رضا(ع) نیز بلافاصله پس از اشاره و استناد به این آیه، مسأله اکراه و اضطرار را به صورت مستند اصلی مطرح می کند: «ألّلهم أنّک قد نَهیتَنی عنِ الإلقاءِ بِیدی إلی التـّهلکه و قد أشرفتُ مِن قِبل عبد الله المأمونِ علَی القَتل مَتی لَم أقبِل وِلایَه عَهدِه وَ قد أکرَهتُ و اضطُررتُ…؛ (همان) خداوندا تو مرا از این که خودم را با دستان خود به هلاکت بـیندازم نـهی کرده ای و اینک اگر ولایت‏عهدی عبدالله مامون را نپذیرم، مرا در آست

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *