توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی!؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی!، محتوای خود را در قالب 52 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی! با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی! آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی! بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی! ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی!، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تو اما بخند حاج حسین خرازی! :
عصر عاشورا، بطالین فکر میکردند سیدالشهدا و یارانش باختهاند؛ تاریخ اما شکست هیچ شهیدی را به یاد ندارد! شهید، قهرمان همیشه اعصار است؛ خواه عملیات را مثل کربلای ببازد، خواه عملیات را مثل کربلای ببرد! این باختنها و بردنهای ظاهری، فرع ماجراست! اصل ماجرا آن است که شهید هرگز نمیمیرد! شهید، بالاترین عضو خانواده خداست و خدا کشته راه خود را نمیمیراند! خدا برخلاف دوستان کدخدا، شهید را زنده میخواهد! و شهید را زنده میدارد! و شهید را زنده میداند! خدا تضمین داده رزق و روزی شهید را میدهد! و نهتنها این، که به شهید، حیات مجدد و زندگی جاودان میدهد! الحمدلله که از شهید مینویسم! الحمدلله که از شهید میخوانی! سال دفاعمقدس، بهار شهادت بود که برخلاف بهار طبیعت، هرگز خزان ندارد! قسم به قایق عاشورا، نسل لالهها منقرض نخواهد شد! بنویس فهمیده و بخوان حججی! و تماشا کن اعجاز خدا را! ما از حسین شهید سال ۵۹ به محسن شهید سال ۹۶ رسیدیم و دشمن عقبمانده اما هنوز درگیر قصه نارنجک و تانک است! سردار سپاه قدس ما کربلا را هم رد کرده و دشمن اما مشغول محاسبه اشتباهات ما در کربلای است! چه دشمنان دلسوزی داریم! نمردیم و روضه BBC در فراق شهدا را هم دیدیم! البته فقط عملیاتهای شکستخورده را میبینند!
هیچ حواسشان نیست که کربلای نیمه دومی هم داشت؛ کربلای که فاتحانش همان کربلای چهاریها بودند! دشمن میخواهد با مانور روی عملیات های شکستخورده به اهداف شومی برسد! اولا تبدیل سال دفاعمقدس از موضع افتخار به موضع انزجار! ثانیا تبدیل سال دفاعمقدس از موضع اتحاد به موضع انتقاد! شرمنده از ایامی باشیم که باعث فخر ما است! بگومگو بر سر روزگاری کنیم که عامل وحدت ما است! چرا دشمن، چند ماه پیش «حسین فهمیده» را زد؟! چرا دشمن، چند روز پیش «کربلای » را زد؟! واقعا دشمن از جان جبهه و جنگ چه میخواهد؟! مگر دشمندوستان، مکرر نمیگفتند که ما با سال دفاع مقدس، هیچ مشکلی نداریم و گیرمان روی این مدافعان حرم است؟! پس چه شده که حاجقاسم امروز را و امروز حاج قاسم را رها کردهاند و گریبان حاجقاسم دیروز را و دیروز حاج قاسم را چسبیدهاند؟! بگذار حرف را صاف بزنم! دشمن و دشمندوستان، جنگ امروز را به ما باختهاند، لذا میخواهند جنگ را بکشانند به دیروز! و به همه آن روزهایی که دستمان از سلاح خالی بود! آری! اجنبی دید که نه حریف قاسم سلیمانی کربلا میشود، نه حریف محسن حججی شام! بنابراین بند کرده به دیروز! و به دیروزها! چرا؟! چون بهدرستی فهمیده که اگر فهمیده را بزند و اگر سال دفاعمقدس را بزند، ریشه را زده! و دقیقا از ورای همین تحلیل است که چندی است بیخیال حججی، «رهبر ما آن طفل ۱۳ ساله» را میزند! و بیخیال سلیمانی کربلا، سلیمانی کربلای و ۵ را میزند! این از تاکتیک دشمن که پیادهنظامش همین دشمندوستان زنجیرهای هستند! و اما تکنیک جماعت چیست؟! این است که به اسم بیان «واقعیت جنگ» بنا کنند به تخریب «حقیقت جبهه»! که چه بشود؟! که مصطفی احمدی روشنهای بالقوه، در دل بگویند؛ «گویا مصطفی چمران، خیلی هم حالا الگو نبوده!» و محسن حججیهای بالقوه نیز بگویند؛ «گویا حسین فهمیده، خیلی هم حالا اسوه نبوده»! بله! نه چمران در کربلای بود و نه فهمیده، اما تو وقتی امروز به کربلای شک کنی، فردا هم با بهانهها و دسایس دیگری به کل سال دفاع مقدس شک خواهی کرد! هم به شکست ها و هم به پیروزیها! اوایل دی به کربلای که چرا چنین شد! و اواخر دی به کربلای که چرا چنان شد! چرا آنجا مظلوم شدی؟! چرا اینجا ظالم شدی؟! چرا در «رمضان» کشته شدی؟! چرا در «الی بیتالمقدس» کشتی؟! اینکه امام بزرگوار ما فرمودند؛ «ما در جنگ، حتی برای یک لحظه هم نادم نیستیم» در جواب همین شبهات امروز بود! و همین که یک توئیت نپخته را بهانه کنند برای هتک حرمت فرمانده جنگ! آن هم در پوشش دفاع از شهدا! و خانواده شهدا! شگفتا! همان جماعت که مرتب بر فرق فرزندان شهدا، چماق سهمیه میکوفتند و حتی سال دفاعمقدس را «برادرکشی» میخواندند، ناگهان شدند «آشنا»یان شهدا! و جنگ شد تیتر یکشان! اما درشت! و نه درست! و کلی بحث و جدل در صفحات دیگر! به اسم ناگفتهها! و ناشنیدهها! مضحک است! زمانی که هنوز صدام در عراق حاکم بود، جنگ را «برادرکشی» میخواندند و حالا که با عراق در یک جبههایم، عراقی را نزد ایرانی، بدنام میکنند! و شدهاند محرم اسرار خانواده شهدا! چقدر میان زنجیرهایها دلسوز داشتیم و نمیدانستیم! نمردیم و حاجکاظم شدن مسعود بهنود را هم دیدیم! هیهات! هیچ عباس تشنه لبی و هیچ غواص دریا دلی، اندک احتیاجی به ترحم حقوق بگیران انگلیس ندارد! عقاب بالانشین را چه حاجت به محبت روباه پیر؟! بهنود همان به راوی شکست انگلیس و آمریکا در عراق و سوریه باشد! لشکر شکستخورده غرب! پترائوس گوربهگوری! که علمدار تبسمهای ناتمام، خواه در کربلای باشد و خواه در کربلای بعدش، سید شهیدان اهل قلم را دارد برای روایت! روایت فتح، قسمت علمدار! بهبه! مارش را بزن و نوشتن را تازه آغاز کن! اگر شهید حسین خرازی، فقط یک فرمانده جنگ بود و اگر همت و باکری نیز، کجا آن کافه نشین گریزان که هیچ کجا بند نبود، پابند فکه میشد؟! اباطیل این روزهای منور الفکران که معالاسف با همراهی احمقانه قلیلی از خودیها همراه شده، دقیقا عین همان است که سالی یک بار، یکی از عکسهای عصر ماضی راوی فتح را بیرون میکشند و علیه آنچه «قرائت رسمی از شهید آوینی» میخوانند، شعر میبافند! انگار که ما بیخبریم از «راه طیشده»! و هیچ از «سبیل نیچهای» نمیدانیم! انگار که قاره جدید کشف کردهاند! اتفاقا رسمیترین قرائت از شهدا را خود شهید آوینی ارائه میداد؛ آنجا که حاشیهها را کنار میزد و فقط به متن میپرداخت! او دنبال آن بود که فرق میان سرداران سال دفاع مقدس را با سایر فرماندهان جهان ترسیم کند! نیز تفاوت جنگ ما را با سایر جنگها! بهنود در لندن، همان به که قصه چرچیل را بنویسد! و در غرب، همان به که مستند هیتلر را بسازد! لنز دوربینت را بگیر سمت گاوچرانهای عاری از خدا، آقای بیبیسی!
کربلاهای ما چه باشند و چه گنجی دارند به نام «روایت فتح»! جوری دشمن، متمرکز روی شکست کربلای شده، کأنه ما مدعی بودیم که در این عملیات تا بغداد رفتهایم! بگذار کمی دشمن نفهم را مسخره کنم! و چند وعده غذا برایش جور کنم! بیمی نیست! ما در کربلای هم به همه اهدافمان نرسیدیم! چه مینویسم که ما حتی روز آغاز «الی بیتالمقدس» هم هیچ وضعمان خوب نبود! جهنمی شده بود آن جاده بهشتی، در آن روز اردیبهشتی! ولی چه میشد کرد؟! جنگ بود آخر! آن هم چه جنگی! جنگ میان تعدادی رزمنده که جز خدا، هیچ تکیهگاهی نداشتند با تمام کفر! و تمام شرک! و تمام نفاق! و تمام ظلم! همین انگلیسیها که هر ماه، حقوق شومنهای بیبیسی فارسی را میدهند، از حامیان پروپاقرص صدام بودند! هم غرب و هم شرق، حامی صدام بودند! و ما البته در تحریم سیمخاردار! تو میخواستی تا عملیات هم نبازیم؟! برد ما اما در دل همین باختها و نداریها و دستتنگیها بود! نه! ما فراری از واقعیتهای جنگ نیستیم و اقتضائات جنگ را خوب میشناسیم! این را در قامت یک «فرزند شهید» مینویسم! آمدیم و یکی به من ثابت کرد که پدرم، نه توسط دشمن، که غفلتا از ناحیه یک دوست، به شهادت رسیده! جواب من این است؛ «خب که چی؟! جنگ بود دیگر!» ور بیخود نروند زنجیرهایها با احساسات ما! ما «نوگل بهار» نیستیم!
و هنوز هم «مرد کارزاریم». بله! «واقعیت جنگ» این بود که ما در مقاطعی از سال دفاع مقدس، حتی سیمخاردار هم نداشتیم اما «حقیقت جبهه» مهمتر بود؛ «اگر میخواهی از سیمخاردار دشمن عبور کنی، ابتدا باید از سیمخاردار نفست بگذری!» و آوینی امثال «علی چیتسازیان» را دیده بود که به معنای درست کلمه، مست شهیدان شده بود! آوینی در جبهه و جنگ، دنبال قاتل و مقتول نبود؛ دنبال «آدم» بود، چرا که به نیکی دریافته بود که جنگ ما «جنگ عقیده» است!
برخی این
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.