توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توکل و عوامل اعتماد به خداوند در امور :
توکل به خدا و تکیه به یاری او و اعتماد به تدبیر و تقدیر الهی، از مهم ترین مؤلفه ها برای عزّت نفس انسان است. انسانی که به حقیقت توکل دست یافته و دل به دستگیری و یاری او دوخته است، هرگز خویشتن را در برابر دیگران خوار نمی سازد و ضعف و زبونی از خود نشان نمی دهد. قرآن کریم در آیات متعدد، توکل به خدا را برای سعادتمندی و حفظ مصالح و منافع انسان کافی دانسته است و او را از چنگ زدن به دامان مخلوقی ضعیف و ناتوان باز می دارد و به سوی خود فرا می خواند.[۱]
آگاهی به حرمت نفس خویش، شناخت توانمندی ها و استعدادهای خداداد و توکل به خدا و تکیه به یاری و دستگیری او موجب می شود تا انسان در امور زندگی خویش، بر توان خود و یاری خدا تکیه کند و تمام تلاش خویش را به کار بندد و چشمش را بر دستگیری و کمک هم نوعان ببندد. در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده است: گروهی از انصار به پیامبر (ص) عرض کردند: ای رسول خدا! برای حاجتی نزد شما آمده ایم. .. حاجت ما این است که در پیشگاه پروردگارت، بهشت را برای ما ضمانت کنی. پیامبر (ص) سرش را به زیر افکند، سپس عصایش را چند بار به زمین زد و سرش را بلند کرد و فرمود: «ضمانت می کنم به شرطی که از هیچ کس (جز خدا) چیزی را تقاضا نکنید». امام صادق (ع) در ادامه فرمود: «آنان تعهد دادند در زندگی از احدی تقاضا نکنند، تا آن جا که اگر یکی از آنان در سفر بود و سواره حرکت می کرد و تازیانه اش به زمین می افتاد، خوش نداشت به کسی بگوید تازیانه را به من بده، بلکه خودش پیاده می شد و تازیانه اش را برمی داشت؛ یا اگر یکی از آنان در کنار سفره دستش به آب نمی رسید، به کسی نمی گفت آب را به من بده، بلکه خودش برمی خاست و ظرف آب را برمی داشت».[۲] در این حدیث نیز پیامبر (ص) شرط ضمانت بهشت را عدم درخواست از غیر می داند. تحقق این امر مستلزم توجه به توانمندی های خداداد خویش و توکل بر خدا و استعانت از او به جای استعانت از بندگان خداست. نتیجه آن که انسان با عزّت نفس بالا، عقل خویش را در حد کمال به کار می گیرد، در کسب علم و دانش می کوشد و با رعایت تقوا و پرهیزکاری و توکل به خدای متعال، از تمام توان خود برای اهداف خویش بهره می جوید و نیز خفّت و خواری ناشی از اظهار نیاز به هم نوعان را نمی پذیرد.
توکل تکیه و اعتماد
وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلِّ شَیءٍ قَدْراً.[۳]هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را بس است؛ همانا خداوند به خواست خویش می رسد و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
واژه شناسی توکل
«توکل» از ریشه «و ک ل» است و بر اعتماد و تکیه بر دیگری در انجام امور دلالت می کند. ازاین رو در معنای «توکل» نوعی اظهار ناتوانی نیز وجود دارد؛ یعنی شخص متوکل به سبب درک نوعی ناتوانی در خود و از جمله آگاهی نداشتن از سرانجام کار، به شخص دیگری که توان جبران ضعف او را دارد متوسل شده، او را از طرف خود برای پیگیری امور خویش جلو می اندازد و نماینده خویش معرفی می کند.[۴] ازاین رو راغب در بیان معنای «توکل» می نویسد: «توکیل آن است که اعتماد کنی بر دیگری و او را نایب خویش قرار دهی».[۵] همچنین طریحی، باور به عجز و ناتوانی و ابراز آن را لازمه توکل برشمرده و توکل بر خدا را به معنای بریدن از غیر خدا و اتصال به خدا و اعتماد بر او دانسته است.[۶] البته گاهی «وکالت» به معنای «کفالت» دانسته شده است ولی به نظر می رسد وکالت اعم از کفالت است؛ زیرا هر وکیل، کفیل هست، اما هر کفیلی را نمی توان وکیل خواند.[۷] اما تفاوت «تفویض» با «توکیل» در آن است که در تفویض، تمام امر بر عهده دیگری قرار داده می شود و اختیار از خود سلب می گردد اما در توکیل، اختیار و جایگاه موکل محفوظ است.[۸] واژه «وکیل» نیز به معنای کسی است که اعتماد بر او و واگذاری امور به او تحقق خارجی یافته است. در این میان، خداوند مصداق تمام و کمال وکیل است که در تمام امور بر وکالت بندگانش قادر و حکیم است. ازاین رو یکی از نام های نیکوی او «وکیل» است و کسی جز او وکیل علی الاطلاق نیست.
معنای اصطلاحی توکل
توکل در اصطلاح، یعنی تکیه و اعتماد به خدا برای به نتیجه رسیدن کارها و جلب سود و دفع زیان در امور دنیا و آخرت.[۹] توکل، یکی از مراحل سلوک الی الله است و «وکیل» کسی است که از سوی موکلِ خود، تدبیر و سرپرستی کاری را بر عهده می گیرد. و غالباً کسی وکیل می گیرد که در انجام آن کار «خُبره» نیست و یا «توان» آن را ندارد.
پس علی رغم دانشی که ممکن است در آن زمینه خدای سبحان به او عطا کرده باشد، به دلیل تسلط نداشتن بر تمام اسباب و مسببات و نداشتن علم و آگاهی به امور غیبی، در کارهای خود نه خُبره است و نه قدرت انجام آن را دارد، پس باید بر مبدئی که دانا و توانا است تکیه و اعتماد کند. بنابراین توکل آن است که انسان در همه کارها، خود را نادان و ناتوان بداند و کار خود را به خدای دانا و توانا واگذار کند.[۱۰] البته در معنای توکل به خدا، حرکت و تلاش خردمندانه موکل برای رسیدن به هدف، به جای چشم دوختن به یاری و دستگیری دیگران نهفته است. از این رو در تعریف برخی صاحب نظران آمده است: «اعتماد به آنچه نزد خداست و ناامیدی از آنچه نزد مردم است».[۱۱] بنابراین انسان متوکل پس از توکل، بی حرکت و بدون تلاش نمی نشیند تا وکیل او یعنی خداوند کار او را به سامان برساند، بلکه توکل با برنامه ریزی، تدبیر، تلاش و سعی متوکل همراه است مگر آن که از دست انسان متوکل هیچ کاری برنیاید؛ همانند ابراهیم (ع) هنگامی که در منجنیق نهاده شده بود تا به آتش افکنده شود. البته برخی این حالت را که از دست بنده کاری برنیاید و او به جای جزع و فزع، تسلیم امر پروردگار باشد «تفویض» یا واگذاری امر به خدا می دانند که مرتبه ای پایین تر از مرتبه توکل است.[۱۲]
پس اگر کشاورز بی آن که زمین خود را شخم بزند و بذری بکارد و یا در آبیاری بموقع و مراقبت از محصول خود تلاش کند، به خدا توکل نماید، توکل او به جایی نخواهد رسید و نتیجه دل خواه او را به ارمغان نمی آورد. بنابراین فقط در صورت تلاش و سعی و اقدام عملی در مسیر دستیابی به هدف است که توکل، بی نیازی را به ارمغان می آورد؛ زیرا هیچ متوکلی بدون تلاش و حرکت، بی نیاز نشده است؛ حقیقتی که در حدیثی گران بها از امام صادق (ع) این گونه بیان شده است: ان الغنی و العزّ یجولان فاذا ظفرا بموضع التوکل اوطنا.[۱۳]بی نیازی و توانمندی جولان می دهند، پس آن گاه که به جایگاه توکل می رسند آن جا را وطن خود برمی گزینند. با این توضیحات طبیعی است که توکل بدون تلاش، نتیجه جهالت و نادانی برشمرده شود.[۱۴] رسول گرامی اسلام (ص) با گروهی که کشت و کار نمی کردند برخورد کرد. از آنان پرسید: شما چه کاره اید؟ گفتند: ما توکل کنندگانیم. فرمود: «نه، بلکه شما سربارید».[۱۵]
جایگاه توکل
یکی از پرسش ها در موضوع توکل این است که توکل بر خدا تا چه اندازه اهمیت دارد؟ آیا به راستی بدون توکل نمی توان امور خویش را پیش برد و به اهداف خود نایل گردید، منافع را به دست آورد و آسیب ها و زیان ها را دور کرد؟ در آموزه های اسلام، توکل به خدای متعال، جایگاه بسیار ویژه ای دارد. این معنا را از فراوانی آیات قرآن کریم که به موضوع توکل پرداخته و به آن توصیه کرده می توان استنباط کرد. در قرآن کریم هشت گروه نام برده شده است که خداوند با تعبیر «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ» دوستی خود را به آنان اعلام داشته است[۱۶] که توکل کنندگان یکی از آن گروه های هشت گانه اند.[۱۷] این موضوع، از اهمیت توکل در نزد پروردگار حکایت می کند. امام علی (ع) در حدیثی نقل کرده است که در شب معراج، پیامبر (ص) از خداوند پرسیده است: «پروردگارا! برترین اعمال کدام است؟». خدای عزیز و جلیل فرموده است: «نزد من چیزی برتر از توکل بر من و خشنودی به آن چه قسمت کرده ام نیست».[۱۸] همچنین توکل، یکی از مقامات بلند عرفانی است و بیشتر عارفان مسلمان، یکی از مقامات اهل یقین را رسیدن به درجه توکل به شمار آورده اند که البته دست یافتن به آن در نهایت دشواری است؛ زیرا لازمه آن رسیدن به درجه بالایی از معرفت و یقین است. از ویژگی های این درجه آن است که اسباب و وسایل را ببینی و از تدبیر و تلاش نیز مضایقه نکنی؛ با این حال فقط خدا را مؤثر اصلی بدانی و برای نیل به هدفی که برایش مشغول تلاشی، جز یاری و دستگیری او مؤثری نشناسی و جز دل به یاری او نبندی.
عوامل توکل
یکی از رفتارهایی که رابطه انسان با خدا را متجلی می سازد، توکل بر خداست. فرد متوکل، پیش از توکل اموری را پذیرفته و باور کرده است. مهم ترینِ آن باورها، اعتقاد و باور به قدرت، حکمت، بی نیازی و مهربانی خداوند به بندگانش است. اما به نظر می رسد پیش از باور و اعتقاد به امور فوق، معرفت یافتن به آن صفات الهی، گامی اساسی است؛ زیرا بدون آگاهی و شناخت، ایمان و اعتقاد به دست نمی آید. پس اگر قرار باشد بنده به خدای خویش توکل و در تمام امور خویش به او تکیه کند و راه خیر و صلاح را از او بخواهد، به قضا و قَدَری که مقدر فرموده اعتماد کند و بدان خشنود باشد، ابتدا باید او را واجد صلاحیت های لازم برای وکالت بیابد؛ و این امر نیز متوقف بر معرفت و شناخت او به صلاحیت های مورد نیاز برای وکالت در ذات مقدسش خواهد بود. بدیهی است اگر فرد به این درجه از معرفت نرسد، به خدا توکل نمی کند و اگر در ظاهر بر او توکل کند، در مقام عمل به لوازم آن پایبند نخواهد بود. با این بیان روشن شد که عوامل و لوازم توکل به دو بخشِ «لوازم معرفتی» و «لوازم عملی» تقسیم شدنی است.
الف- لوازم معرفتی توکل
انسان خردمند برای گرفتن وکیل، تا شناختش از فرد مورد نظر به درجه ای نرسد که او را از هر نظر شایسته و توانمند بیابد، هرگز او را به وکالت برنمی گزیند، به ویژه اگر موضوعی که برای آن وکیل اختیار می کند، اهمیت بسیار داشته باشد. بنابراین برای وکیل قرار دادن خداوند در تمام امور خویش، باید او را شناخت و در مواردی در حدّ اعلا اطمینان یافت. این موارد عبارت است از:
۱.آگاهی از مهربانی خدا
یکی از مقدمات توکل به خالق یکتا این است که او را مهربان بدانی و در خیرخواهی او به بندگانش تردید نداشته باشی؛ چرا که او خالق و ما آفریده اوییم و او هستی بخش ما و ما وابسته به لطف و احسان اوییم. پس کدام خالق و هستی بخشی است که به آفریده خود مهربان نباشد و خیر او را نخواهد؟! لذا می بینیم که مهربانی پروردگار، از شاخص ترین صفات اوست و در آغاز هر سوره، نام خدا با دو صفت «بخشاینده» و «مهربان» بر زبان جاری می شود و در ضمن آیات قرآن کریم بارها به آن تصریح شده است: قُلْ هُوَ الرَّحْمنُ آمَنَّا بِهِ وَ عَلَیهِ تَوَکلْنا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ.[۱۹] بگو: او خدای مهربانی است که به او ایمان آوردیم و بر او توکل کردیم. پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است. در این آیه، به مهربانی خدا از یک سو و توکل پیامبر (ص) و مؤمنان به او از سویی دیگر تصریح شده است. همچنین با مقدم شدن ضمیر «هو» بر واژه «الرحمن»، حقیقت و کمال مهربانی به خدا نسبت داده شده و نیز با تقدیم «علیه» بر «توکلنا» منحصر بودن توکل پیامبر (ص) به ذات مقدس پروردگار بیان شده است. ازاین رو خداوند در پایان آیه وعده داده است که کفار و مشرکان به زودی خواهند دانست کسانی که بدان ها تکیه کرده و چشم طمع به یاریشان دوخته بودند، مهربان واقعی نبودند و یاری و کمکشان نیز جز خیالی باطل نبوده است.[۲۰] نتیجه آن که اگر او را مهربان ندانی، چگونه بر او توکل می کنی و امور خویش را به او می سپاری؟! نکته مهمی که در سوره شعراء آشکارا به آن تصریح شده است، آن گاه که فرمود: وَ تَوَکلْ عَلَی الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ.[۲۱] و بر توانای مهربان توکل کن.
۲.باور به آگاهی خداوند از خیر و صلاح بنده
گام دوم معرفتی انسان در توکل به خدای متعال این است که بداند خدای متعال به ظاهر و باطن، و آشکار و نهان آگاه است و خیر بندگان خویش را به بهترین صورت ممکن تشخیص می دهد؛ زیرا از لوازم وکالت آن است که وکیل به فنون آن آگاه باشد و راه جلب منفعت و دفع ضرر موکل خویش را بداند. پس کیست که از خدای عزیز و جلیل آگاه تر باشد و خیر و صلاح آدمی را بهتر از خود او بشناسد؟ حضرت شعیب (ع) در گفتگو و محاجه با کافران، گستره علم خدا را نا محدود می داند و او را دانا به همه چیز، چه در گذشته و حال و چه در آینده[۲۲] معرفی می کند. سپس بیان می کند که ما تنها بر خدا توکل کرده ایم: وَسِعَ رَبُّنا کلَّ شَی ءٍ عِلْماً عَلَی اللَّهِ تَوَکلْنا رَبَّنَا افْتَحْ بَینَنا وَ بَینَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَیرُ الْفاتِحِینَ.[۲۳] پروردگار ما بر همه چیز کاملًا آگاه است، ما بر خدا توکل کردیم. ای پروردگار ما! میان ما و قوم ما به حق، راهی بگشا که تو بهترین راهگشایان هستی. توکل حضرت شعیب (ع) آن گونه که در آیه شریفه بدان اشاره شده، به دلیل علم و آگاهی پروردگار به خیر و صواب بندگان بوده است[۲۴] و ایشان نیز به دلیل آگاهی خداوند بر همه چیز، از پروردگار می خواهد تا نزاع میان مؤمنان و کافران را تدبیر و بینشان داوری کند و برای مؤمنان گشایش رقم زند.
۳.باور به خیرخواهی خداوند برای بندگان
باور به مهربان بودن خدا از یک سو، و آگاهی او به خیر و صلاح بنده اش از سویی دیگر و بی نیازی مطلق او، اقتضا می کند بپذیریم که جز خیر و صلاح بنده اش را نخواهد و در صدد زیان و خُسران بنده خویش نباشد. پس در صورتی که آدمی به او اعتماد و بر او توکل کند، با چیزی جز خیر و صلاح خویش روبه رو نمی شود. این باور و اعتقاد، انسان را به سوی تکیه بر پروردگار سوق می دهد و توکل بر او را در تمام امورش تحقق می بخشد؛ چیزی که قرآن کریم از زبان پیامبران الهی در قالب پرسشی این گونه حکایت می کند: وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَکلَ عَلَی اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیتُمُونا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیتَوَکلِ الْمُتَوَکلُونَ.[۲۵] چرا بر خدا توکل نکنیم، و حال آن که او راه ما را به ما بنمود؟ و ما بر آزاری که به ما می رسانید صبر می کنیم و توکل کنندگان، بر خدا توکل کنند. بر این اساس اگر به خدا توکل نکنیم، چه عذری می توانیم داشته باشیم و حال آن که خدای تعالی ما را به راه هایمان هدایت فرمود و ما خود در دستیابی به نعمت هدایت دخالتی نداشته ایم؛ و چون خدای سبحان چنین نعمتی را که تمامی خیرها در آن است به ما ارزانی داشته، لازم است در سایر امور خود نیز بر او توکل کنیم.[۲۶]
۴.باور به توانمندی و قدرت خدا
با اعتقاد به سه مورد پیشین (مهربانی خدا با بنده اش، آگاهی او به خیر و صلاح انسان، و خیرخواهی برای بنده خویش)، این پرسش به ذهن می آید که آیا او قدرت و توان لازم را برای جلب خیر و مصلحت بندگانش دارد؟ این پرسش به این دلیل مطرح است که مهربانی، آگاهی و خیرخواهی، برای توکل کردن کافی نیست، بلکه قدرت و توانایی برای رسیدن به مطلوبِ موکل نیز لازم است. این جاست که خدا در قرآن کریم بارها به توانایی و قدرتش تصریح، و بندگان خویش را به توکل و اعتماد به ذات مقدسش دعوت می کند و آنان را از تمسک به بندگانی که خود محتاج، نادان و ناتوان و نیازمندند بر حذر می دارد. تعابیر قرآن کریم برای تفهیم این معنا، متعدد و متنوع است. گاهی علاوه بر بیان آگاهی خدا به تمام نهان و آشکار جهان، بازگشت تمام امور را به او یادآور می شود و می گوید: وَ لِلَّهِ غَیبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَیهِ یرْجَعُ الْأَمْرُ کلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَکلْ عَلَیهِ وَ ما رَبُّک بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.[۲۷] سرّ نهان آسمان ها و زمین از آن خداست و همه امور به او باز می گردد؛ او را بپرست و بر او توکل کن که پروردگار از کردار شما غافل نیست. همچنین گاهی تصریح می کند که خداوند برای جلب خیر و مصلحت بنده خویش، توانمند است و وکالت بنده خود را با حکمت کامل خویش به بهترین وجه ممکن به سرانجام می رساند. ازاین رو منافع حقیقی را می رساند و زیان های واقعی را دور می کند. لذا می فرماید: «هر کس به خدا توکل کند، بداند که خدا در انجام وکالت بنده خویش، توانمند و حکیم است».[۲۸]سرانجام، گاهی کفایت توکل بر خدا را خاطر نشان می کند و بی نیازی انسان ها از همه مخلوقات را پس از توکل بر خدا، یادآور می شود و می فرماید: «هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را بس است؛ زیرا خداوند به خواست خویش می رسد و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است».[۲۹] گفتیم که وکالت خدا برای بنده این است که بنده به چیز دیگری نیاز نخواهد داشت و وکالت خدا برای او کافی است؛ اما این باور تنها در کنار علم و اعتقاد به ناتوانی غیر خدا در رساندن خیر و شر و یا سود و زیان کامل می شود؛ یعنی از یک سو بداند که خدا برای توکل بنده کافی است و از سویی دیگر باور داشته باشد که از غیر او کاری بر نمی آید و همه امور به او باز می گردد. شیخ صدوق در حدیث شریفی نقل کرده است که جبرئیل (ع) در پاسخ پیامبر خدا (ص) در باره حقیقت توکل بر خدا می گوید: «توکل آن است که بدانی مخلوق نه زیانی می تواند برساند و نه سودی، نه قادر به عطاست و نه مانع خیررسانی».[۳۰]بر این اساس، توکل به خدا بر دو رکن استوار است: نخست آن که بدانی همه امور از خدا آغاز می شود و به او باز می گردد و دیگر این که معتقد باشی همه مخلوقات، فقیر و ناتوانند و تأثیرگذار حقیقی در جهان آفرینش جز پروردگار جهانیان نیست.[۳۱] پس او هر گونه که بخواهد در مخلوقاتش تصرف می کند و قادر است سببیت را به چیزی بدهد و یا از آن باز پس گیرد آن گونه که بُرندگی را از تیغ ابراهیم (ع) به هنگام ذبح فرزندش اسماعیل (ع) و سوزانندگی را از آتش نمرود گرفت.
۵.ناتمام نماندن وکالت خداوند
سؤال دیگر در باره توکل این است که آیا خداوند وکالت بنده اش را به پایان می رساند؟ آیا عوارضی همچون مرگ یا بیماری و یا علت دیگری موجب ناتمام ماندن امر وکالت نمی شود؟ آیه ۵۸ سوره فرقان پاسخ این دغدغه را می دهد، خیال آدمی را راحت می کند و وکیلی را به انسان معرفی می کند که برخلاف هر وکیل دیگری هرگز نمی میرد و کار وکالت را ناتمام نمی گذارد. همچنین خستگی و خواب و غفلت بر او عارض نمی شود:[۳۲] وَ تَوَکلْ عَلَی الْحَی الَّذِی لا یمُوتُ. خداوند در این آیه به پیامبرش می فهماند فقط خدایی که زنده است و هرگز نمی میرد و چیزی را از دست نمی دهد می تواند وکیل باشد.[۳۳] ازاین رو باید از شرّ اذیت های مشرکان و آسیب هایی که ممکن است از طرف آنان به آن حضرت و دیگر مؤمنان وارد شود به خدا پناه برد و بر او توکل کند و با داشتن تکیه گاه و پناهگاه و سرپرستی که همیشه زنده است و زنده می ماند، نه نیازی به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.