تعداد بازدید
2 بازدید
ریال79.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت، محتوای خود را در قالب 80 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تکفیر از نگاه بزرگان اهل سنت :

وظیفه اندیشمندان مذاهب اسلامی در وضعیت کنونی ایجاب می ­کند که دلایل این نوع رفتارها را در جوامع اسلامی با دقت رصد کنند و علت آن را بیابند. زیرا در غیر این صورت و با وضعیت موجود، این امکان وجود دارد که به زودی، آتش تکفیر دامن همه را بگیرد و همگان در آن بسوزند. بنابراین وظیفه داریم که در خاموش نمودن این فتنه بزرگ بکوشیم و با بیان و استدلال خویش تلاش کنیم تا آنانی که با اتکای به قدرت، هر روز فتواهای ناحق و ناصواب درباره پیروان مذاهب اسلامی صادر می­ کنند، به خود آیند و تا این اندازه، در مخالفت با بزرگان دین، سلف صالح و ائمه مذاهب اسلامی فتاوای تفرقه ­افکنانه و مبتنی بر تکفیر مسلمانان صادر نکنند.

در این مقاله، سعی شده است تا دیدگاه برخی ائمه مذاهب اهل سنت درباره تکفیر مسلمانی که ضوابط مسلمان بودن را هم در بخش عقیده و باروهای اساسی اصول مانند توحید، نبوت و معاد و بقیه ضروریات دین دارد و هم در عمل، احکام اسلامی را بر اساس مذهب خویش انجام می­ دهند، بحث، بررسی و تبیین گردد تا برای آن گروه از افرادی که تحت تأثیر جریان­ های تکفیری واقع شده­ اند، دیدگاه ائمه مذاهب در این زمینه مفید واقع شود.

مفهوم شناسی

تکفیر: تکفیر، مصدر از ماده «ک ف ر» است. «کفر» در لغت به معنای پوشانیدن است و بر همین اساس در عربی به «کشاورز»، «کافر» گفته می­ شود، زیرا او دانه ­ها را با خاک می­ پوشاند. علت نام­گذاری این است که کفر، پوشاننده حق است (الحسینی، بی­تا: ۵۵) و در اصطلاح، نقطه مقابل و ضد ایمان است (الأزدی، ۱۹۸۷م: ۷۸۶). بنابراین «تکفیر» یعنی گواهی دادن به کفرورزی فرد یا افرادی که پیش از این، در زمره مسلمانان به شمار می­ رفتند و عضو بالفعل امت اسلامی هستند.

پیشینه تاریخی تکفیر: نخستین فرقه ­ای که در تاریخ اسلام، دیوانه­ وار به تکفیر مخالفان خود پرداخت، خوارج بود. آنان مسلمانان را به دلیلِ ارتکاب گناه (العسقلانی، بی­تا: ۴۷)، کافر می­ خواندند و ساختار دو قطبی اسلام و کفر را به هم ریخته و مفهوم کفر را به داخل دایره اسلام آورده و کلمه کافر را بر مسلمانانی که با مبانیِ عقیدتی ­شان همساز نبودند یا مرتکب گناه می ­شدند، اطلاق کردند (الملل والنحل، ج۱، ۱۱۴). بدین ترتیب، خوارج اولین گروهی در تاریخ اسلام بودند که اندیشه­ تکفیر را در جوامع اسلامی سامان دادند و از این ­رو، می­ توان گفت که آنان نیای نخستین وهابیت، القاعده، داعش و دیگر گروه­ های تندرو و تکفیری در دنیای اسلام هستند.

ابوحنیفه

نعمان بن ثابت معروف به ابوحنیفه؛ (۸۰ -۱۵۰هـ.ق) (عبدالوهاب، ۱۴۲۲ق: ۳۷) فقیه و متکلم نام­دار کوفی است که مذهب حنفی برگرفته از نام او است و از این ­رو، پیروان وی را حنفی می نامند (نعمانی، ۱۳۸۶: ۱۶۵).

او أنس بن مالک، صحابی رسول­الله(ص)، را درک کرده بود و نزد عطاء بن أبی رباح، أبی إسحاق السبیعی، محارب بن دثار، حماد بن أبی سلیمان، محمد بن المنکدر، نافع مولی ابن عُمَر، هشام بن عروه و دیگران علم آموخت، در حالی که امور زندگی خویش را از طریق فروش لباس تأمین می کرد (جوزی، ۱۴۱۲ق، ۱۲۹).

ابوحنیفه قائل به «رأی» بود و قیاس و استحسان در مذهب او، اصل چهارم پس از قرآن و سنت و اجماع است (مشکور، ۱۳۷۲: ۱۷۰). او هر چند پیش از این­که وارد حوزه فقه شود، سرگرم مباحث کلامی بود، ولی بعدها به مباحث فقهی علاقه مند شد (نعمانی، ۱۳۸۶: ۱۷۹و۱۸۰) و شیوه ­ی خاصی در مباحث فقهی بنا نهاد که از سوی شاگردانی چون ابویوسف انصاری(قاضی القضاه) ادامه پیدا کرد (گرجی، ۱۴۲۱ق: ۸۸). به همین جهت، مکتب خاص ابوحنیفه مربوط به مباحث فقهی است و به فقه حنفی معروف شده است.

ابوحنیفه می گوید: برای استنباط احکام، نخست به کتاب خدای تعالی مراجعه می کنم، اگر نتوانستم از کتاب خدا و سنت پیغمبر(ص) حکمی استنباط کنم، از گفته های صحابه بهره گرفته و بقیه را رها می نمایم و به قول دیگری عمل نمی کنم. سپس اضافه می کند: اگر حدیثی از پیغمبر(ص) به ما برسد، آن را به کار می بندیم و اگر از صحابه باشد، در پذیرفتن آن مختاریم و اگر از تابعین باشد، با آن مقابله می کنیم (پژوهشی درباره امامان اهل سنت: ۶۳).

هر چند امروز مردم، امام ابوحنیفه را تنها بنیان­گذار بزرگترین مذهب فقهیِ اهل سنت می­ شناسند. اما بنا به گزارش مورخان و سیره ­نویسان، او در زمانه خود پیش از این­که به عنوان فقیهی صاحب ­رأی مطرح شود، متکلمی زبردست و شهره آفاق بوده است (الخطیب البغدادی،۱۴۲۲ق: ۴۵۹). گزارش­ های کهن، مشعر است که ابوحنیفه محفل درسی داشت که در آن دانش کلام را برای جمعی از فرهیختگان آن روزگار تدریس می­ کرد (ابن ندیم، ۱۴۱۷ق: ).

امام اعظم ابوحنیفه دارای تألیفاتی نیز بوده است و کتاب­هایی چون «فقه الاکبر»، «الوَصِیّه» و «العالم والمتعلم» به ایشان منسوب است که همه صبغه­ ی کلامی دارد (ابومظفر، ۱۴۰۳ق: ۱۸۴). علم کلام در میان علوم دیگر از نگاه وی، دارای مقام ارجمندی است تا جایی که او آن را «فقه الاکبر» می ­نامید و اهمیت آن را نسبت به دانش فقه بالاتر می­ دید (زیدان، ۲۰۱۰م: ). وی در نبرد فکری با خوارج، با استفاده از علم کلام توانست مبانی اعتقادیِ آنان را به خوبی و مستدل نقد نماید و در مسافرت­ های متعددی که به بصره داشت، طی نشست­های مختلف با خوارج به مناظره به آنها می­پرداخت (مناقب الامام الاعظم ابی حنیفه، ج۱: ۶۰).

موضوع تکفیر، یکی از مهمترین ­ترین مباحثی بود که در مناظرات کلامیِ میان امام ابوحنیفه و خوارج درباره آن بحث می­شد و آن زمان، خوارج تنها فرقه ­ای بود که با سلاح برنده تکفیر دیگر مسلمانان را بی رحمانه می­ کشت و مانند تکفیری­ های امروز هیچ­گونه رحمی نسبت به مسلمانان در دل آنها وجود نداشت. امام ابوحنیفه با مشاهده درد و رنجی که مردم آن زمانه از این ناحیه می­ کشیدند، راه خلاص از این فتنه­ ی کور و خانمان­ سوز را در آن دید که با ابزار علم کلام با آنها به مقابله برخیزد و با نقد علمی، مبانی خوارج را به چالش گیرد، تا بتواند شر آنها را از سَر جوامع اسلامی کم کند.

دیدگاه امام ابوحنیفه به عنوان یکی از شخصیت های تأثیرگذار در میان ائمه مذاهب اهل سنت، امروز نیز همان کارکرد را می ­تواند ایفا نماید، زیرا در جامعه ای که فکر تکفیری خوارج با حمایت قدرت­های بیگانه و دلارهای باد آورده نفتی برخی کشورها روز به روز گسترده ­تر می­ شود، تبیین دیدگا­ه ­هایی مانند وی در آگاهی ­دهی به جامعه جای انکار نیست و به طور قطع می­ تواند نقش اساسی در این راستا بیافریند که از سایر عوامل شاید برنیاید. از این ­رو، تبیین دیدگاه وی در موضوع تکفیر از ضرورت و اهمیت بالایی برخوردار است.

امام ابوحنیفه درباره تکفیر مسلمانان بسیار محتاط بود و به صراحت می­ گفت که تکفیر اهل قبله جایز نیست «لا نکفر أحدا من أهل القبله» (ابی حنیفه، ۱۴۱۹ق: ۴۷؛ الخمیس، بی­تا: ۱۷۰) و با شهادتین، فرد را مسلمان محسوب می­ کرد و به راحتی کسی را از دایره دین بیرون نمی­ دانست و به آسانی و به بهانه ­های واهی مسلمانی را تکفیر نمی­ کرد که این موضوع، یکی از مزایا و امتیازاتی مکتب کلامی وی است.

بدین ترتیب، یک مرز پر رنگ بین نگاه او به این مسأله و گروه ­های تکفیری که امروز در جهان به بهانه ­های مختلف، اکثر مسلمانان را کافر و مشرک می­ دانند، وجود دارد. او به شدت اهل سعه ­صدر و تساهل در این باره است و جمله ­ای که از وی درباره عدم تکفیر اهل قبله به ما رسیده است، بسیار قابل توجه است و نیاز دارد که از زوایای مختلف مورد بحث قرار گیرد تا روشن شود که تکفیر مسلمان به این آسانی رخ نخواهد داد. امام ابوحنیفه اندیشه تکفیری خوارج را از ابعاد مختلف مورد نقد علمی قرار داد که به برخی از آنها اشاره می شود:

الف: تعریف ایمان

وی بر خلاف دیدگاه خوارج، تعریفی از ایمان ارائه می­ دهد که در نقطه مقابل دیدگاه آنها است. او تنها اقرار زبانی و تصدیق قلبی را مصداق ایمان می داند و عمل ظاهری را در حقیقت ایمان داخل نمی ­داند (البغدادی التمیمی، ۱۹۷۷م: ۱۹۱؛ فخرالدین الرازی،۱۴۲۰ق: ۲۷۱) و در این باره، چنین استدلال می­ کند: «عمل با ایمان و ایمان با عمل ناهمسان است؛ زیرا بسا اوقات، ممکن است عمل از مسلمان مرفوع گردد؛ چنان­که خداوند ادای نماز را از زنان حایض مرفوع نموده است، ولی جایز نیست گفته شود که خداوند ایمان را از آنان مرفوع کرده است… می توان گفت فقیر مکلف به ادای زکات نیست، حال که روا نیست گفته شود فقیر مکلف به ایمان نمی باشد.» (الخمیس، بی­تا: ۳۵۹)

نتیجه تعریفی که ابوحنیفه از ایمان ارائه داد، این بود که وی عمل نکردن به احکام را خروج از دین نمی­دانست و عصیان را با ایمان قابل جمع می دانست (الترکی، ۱۴۱۷ق: ۳۷).

امام ابوحنیفه چندین بار با خوارج به محاجه برخاست و اندیشه تکفیری و برداشت ناصواب آنان را از دین به گونه­ ای علمی نقد نمود. در نمونه ­ای از این ارتباطات علمی چنین آمده است:

«وقتی خوارج اطلاع یافتند که امام ابوحنیفه هیچ کسی از اهل قبله را به سبب ارتکاب گناه کافر نمی داند، وفدی را جهت مناظره با او فرستادند. وفد به امام گفت: دو جنازه، دم دروازه ی مسجد است؛ یکی مردی است که خیلی شراب خورده و بر اثر آن مرده است، دیگری زنی است که زنا کرده و هنگامی که احساس حاملگی نموده، خودکشی نموده است.

امام خطاب به آنان گفت: این دو نفر از کدام دین هستند؟ از یهودند؟ گفتند: خیر. گفت: آیا از مسیحیان هستند؟ گفتند: نه. امام گفت: از مجوسیانند؟ گفتند: خیر. امام گفت: پس از کدام دین هستند؟ گفتند: از دینی هستند که اهل آن به «لا اله الا الله محمد رسول الله» گواهی می دهند.

امام گفت: کلمه چه بخشی از ایمان است: آیا ربع آن است، یا خُمس آن؟ گفتند: ایمان ثلث و ربع و خمس ندارد. امام فرمود: پس کلمه، چه مقداری از ایمان است؟ گفتند: تمام ایمان. امام فرمود: پس چرا از من می پرسید نسبت به دو نفری که خود اعتراف دارید مؤمن اند! گفتند: این را بگذار! آیا این دو نفر بهشتی اند یا جهنمی؟

امام فرمود: الآن که انکار کردید، پس من در حق آن دو می گویم آنچه که حضرت ابراهیم علیه السلام گفته است در حق قومی که جرم بیش تر داشتند: «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (إبراهیم، ) و نسبت به آن دو می گویم آنچه حضرت عیسی علیه­ السلام گفته است در حق قومی که از آن دو گناه بیش تر داشتند: «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» (مائده، ) و می گویم در حق آن دو آنچه حضرت نوح علیه السلام گفته است: «قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَی رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ» (شعراء، -) « وَلَا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّی مَلَکٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِینَ تَزْدَرِی أَعْیُنُکُمْ لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللَّهُ خَیْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِی أَنْفُسِهِمْ إِنِّی إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِینَ» (هود، ) امام می گوید: اسلحه ها را انداختند وگفتند: از هر دینی که بر آن بودیم، بیزاریم و به همان دینی که تو داری خدا را بندگی می کنیم، خداوند به تو فضل، حکمت و علم داده است» (راغب الاصفهانی، ۱۴۲۰ق: ۲۱۳).

ب: تسامح در دین

ابوحنیفه تأکید می­ ورزید که ایمان عبارت است از معرفت و اقرار به خداوند، معرفت به رسول و اقرار «بِماجاء مِن عِندالله فی الجمله دون التفسیر». بنابراین، باور و اعتقاد به آن­چه که با کمک تفسیر و تأویل از دلِ دین استخراج و استنباط می شود، از نظر ابوحنیفه، لازمه ایمان داری نمی باشد، بلکه برای تحقق ایمان، کافی است شخص گزاره ها و آموزه های وحیانی را در مجموع و بدون هیچ گونه تفسیری بپذیرد.

بنا به قول ابوعثمان الآدمی، ابوحنیفه و عمر بن ابی عثمان الشِمَّزِی در مکه با یکدیگر ملاقات کردند. عمر از وی پرسید: «بگو ببینم، درباره انسانی که اظهار می کند خدا خوردنِ گوشت خوک را حرام کرده است و با این همه، مطمئن نیست که آیا این حرمت در مورد این خوک خاص (که مشخصاً در این لحظه، پیش چشمانش است) نیز صادق است، چه می اندیشی؟» ابوحنیفه پاسخ داد: «چنین انسانی، مومن است». سپس عمر از وی پرسید: «فرض کن که این انسان، علاوه بر این، قایل شود که خدا زیارت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *