توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی شامل 92 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه مقدّمه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی :
مقدمه
عبدالرحمن بن محمد معروف به «ابن خلدون» در سال ۷۳۲ ه . ق / ۱۳۳۲ م در تونس، کانون مهم تمدّن اسلامی در مغرب عربی زاده شد و تا سال ۸۰۸ ه . ق / ۱۴۰۶ م / زیست. جایگاه ابن خلدون در تاریخ اندیشه و دانش اجتماعی همواره مورد بحث و بررسی منتقدان او بوده است. برخی از این منتقدان، او را متعلق به «دنیای قدیم» و اندیشه او را دارای همان ویژگی های تفکر سنّتیِ اسلامی یونانی دانسته اند. از آن میان از محسن مهدی نویسنده کتاب فلسفه تاریخ ابن خلدون، می توان یاد کرد.
در اینجا گفتنی است که لئو اشتراوس در کتاب تاریخ فلسفه سیاسی۱ در دوره بندی اندیشه سیاسی، سیر عمومی این اندیشه را از نظر مضمون به دو دوره «کلاسیک» (Classic) و «مدرن» (Modern)تقسیم کرده است. در این تقسیم بندی، او روش متداول دوره بندی سه گانه تاریخ تفکر سیاسی به «باستانی» (ancient) ، «سده های میانه ای» (Medieval) و «جدید» (Modern) را به روش دوگانه یاد شده در بالا تغییر داده است. در این تغییر روش، اشتراوس از تمایزات اندیشه در دوره های باستان و سده های میانه چشم پوشی کرده و آن دو دوره را به یک دوره «کلاسیک» تقلیل داده است.
به تعبیر وی، اندیشه در سده های میانه به هویّت اصیل دست نیازید و فرآورده ای جز تکرار پاره ای مضامین و بحث های فلسفی دوره باستان در اشکال التقاط و تفسیر به بار نیاورد و از این رو از نوآوری و ابداع، آن گونه که در دوران مدرن و عصر پس از رنسانس پدیدار آمد، بازایستاد.
محسن مهدی نیز از همین دیدگاه، «اندیشه سده های میانه ای اسلامی» (Islamic Medieval Thought) را فاقد اصالت و موضوعیت دانسته و آن را در حدّ گرته برداری و تفسیر مفاهیم مورد تأمل متفکران یونان باستان تنزل داده است. از این منظر به گفته محسن مهدی، جهانبینی ابن خلدون به رغم دستیابی به افق های تازه، فراسوتر از فضای فکری جهان قدیم یونانی اسلامی نرفت و در کلیّت خود نتوانست در منطق اندیشه قدیم، تحوّلی ایجاد کند. به نظر محسن مهدی، ابن خلدون هم در فلسفه نظری و هم عملی، دارای ریشه های ژرف در سنّت فلسفی قدیم بود و از این رو جهانبینی وی را نمی توان بر ضدّ این سنّت یا در ردّ آن توصیف کرد. تنها می توان آن را «یک الحاق مختصر و جزیی به آن سنّت در زمینه ای به حساب آورد که پیشینیان او آن را به اندازه ای خوار می دانستند که سزاوار توجه فلسفه نمی شمردند».۲
محسن مهدی تا آنجا پیش می رود که به رغم قبول پاره ای تفاوت ها میان نگرش ابن خلدون و متفکران پیش از او در جهان اسلام، شباهت بین مضامین مورد تأکید ابن خلدون و اندیشه نوین را نفی می کند. به قول او:
ابن خلدون با اینکه ماهیّت پاره ای عادات و رسوم و حتّی پاره ای گمان ها را روشن کرده است ولی معتقد به «اصالت تاریخ» نیست؛ با اینکه به تأثیرات عوامل طبیعی، روانی و اجتماعی اشاره می کند ولی معتقد به «موجبیّت» نیست؛ با اینکه به برخی ترتیبات در مکان اجتماعی قائل می شود امّا «عقلی مشرب» نمی باشد و بالاخره با اینکه به عقیده او رهیافت به علم اجتماعی مستلزم اطلاع از ماهیّت بشر و اجتماع انسانی بود، ولی حصول به این مهم را بدون اتکا به یک معیار سنجش درباره غایات حقیقی بشر و اجتماع میّسر نمی دانست.۳
بدین سان از دید محسن مهدی، برای مقایسه میان مضامین مورد تأکید در اندیشه ابن خلدون و موضوع های مورد تأمل اندیشه مدرن، دلیلی در کار نیست. زیرا این دو در دو جهان متفاوت، با حال و هوا و ویژگی های خاص خود شکل بسته اند. اندیشه ابن خلدون به دلیل پایبندی به مبانی تفکر مدرسی و اصول شریعت، خصلت قرون وسطایی خود را حفظ کرد و از تبدیل و ارتقاء به سطح اندیشه ای عقلی در زمینه تاریخ و جامعه باز ماند و فقط او جزیی از منابع نوزایش در عصر جدید در مغرب زمین به شمار آمد.
دسته دیگری از محقّقان اندیشه ابن خلدون بر آنند که جهانبینی او دارای مضمونی نو است و لذا می توان به مقایسه آن با اندیشه نو پرداخت.
از این منظر، ابن خلدون پیش از متفکرانی چون ماکیاولی، ویکو، تورگو، مونتسکیو، مارکس، دورکیم، اشپنگلر و نظایر آنان، به مفاهیم و موضوع هایی مشابه با آنچه که مندرج در آراء اندیشمندان یاز شده می باشد اگرچه به صورت ابتدایی دست یازیده است. ایو لاکُست نویسنده کتاب جهان بینی ابن خلدون را در این زمره می توان به شمار آورد.
به عقیده وی، ابن خلدون را از همه متفکران قدیم و قرون وسطا باید متمایز شمرد. اثر او آن قدر جدید و نو به نظر می رسد که گویی آن را مورّخی در سده بیستم نگاشته است. مطالب و موضوع های بدیع و مهم کتاب او، از جمله جدیدترین و تازه ترین مسائل عصر ما به شمار می روند. همان سلسله مسائلی که فکر مورّخ عصر حاضر را به خود مشغول داشته، مورد توجه ابن خلدون بوده و همان شیوه علمی امروزی را او در قرن چهاردهم میلادی به کار برده است. او بسان مورّخان جدید، علل عمیق بروز حوادث را در کیفیت نهادهای اقتصادی و اجتماعی جسته است.۴
بدین ترتیب لاکُست در رهیابی به اثر ابن خلدون، بدون در نظر گرفتن تفاوت های موجود و سرشت تفاوت های زمانه کهن و عصر ابن خلدون با دوران جدید، مضامین مندرج در اندیشه ابن خلدون را قابل قیاس با مفاهیم اندیشه نو دانسته است.
در برابر دو گروه پژوهندگان یاد شده اندیشه های ابن خلدون، گروهی دیگر به ادّعای خود، جدا از افراط و تفریط، راه میانه را برگزیده و چهره ای واقع بینانه تر از ابن خلدون و نظرات او به دست داده اند. ناصف نصار، مؤلّف کتاب اندیشه واقع گرای ابن خلدون از آن شمار است. در تصویر ارائه کرده ناصف نصار، ابن خلدون به عنوان متفکری متعلّق به اواخر دوران سده های میانه اسلامی معرّفی شده است که می توان او را در چارچوب کلیّت اندیشه اش درحلقه میانی بین ارسطو و ماکیاولی جای داد.
گفتار حاضر در معرفی ابن خلدون و بررسی آراء اندیشه های او از سه منبع یاد شده و دیدگاه های منضم به آنها بهره گرفته است.
محیط اجتماعی و فضای فکری عصر ابن خلدون
محیط پرورش ابن خلدون بخش غربی (مغرب عربی در شمال آفریقا) از گستره ای بود که در آن تمدّن و فرهنگ سده های میانه اسلامی تا مرزهای چین و جنوب اسپانیا (اندلس) پیش رفته و پراکنده شده بود.
در عصر ابن خلدون (سده هفتم هجری / پانزدهم میلادی) این جهان پهناور، پس از پشت سر نهادن روزگاری زرّین، در دوره احتضار خود بسر می برد. این دوران همچنین با فراآمدن طلیعه نوزایی معنوی (رنسانس) و عصر جدید در مغرب زمین مصادف شد. در این هنگام جهان اسلام که از درون سخت دستخوش ضعف و تباهی شده بود در اثر یورش های تاتارهای تیموری از بیرون از هم فرو پاشید.۵
از آنجا که درخشش ستاره اقبال معنوی ابن خلدون با افول آخرین کانون تمدّن اسلامی در مغرب عربی مصادف شد، لذا بیهوده نبود که این متفکر بزرگ بیشتر در راه ژرف کاوی در بنیان های انحطاط جهان یاد شده کوشید و پرداختن نظریه ای تاریخی اجتماعی در تبیین آن را وجهه همّت خود قرار داد.
فضای عمومی فکری حاکم بر جهان یاد شده، آمیزه و التقاطی برآمده از سه عنصر «عقل یونانی»، «ایده ایرانشهری» و «شریعت اسلام» بود که در حوزه های گوناگون فکری و معرفتی رایج در آن دوران استیلا داشت.
گفتنی است که متفکران اسلامی از یکسو به منظور تنظیم دستگاهی فلسفی و از سوی دیگر برای تدوین نظامی کلامی (تئولوژیک) جهت بیان استدلالی مبانی شریعت، به وام ستانی از فلسفه یونان باستان رو آوردند. از آنجا که ارتباط این متفکران با فلسفه یونان با میانجی مکتب اسکندرانی فلسفه صورت گرفت، لذا آنان فلسفه اشراقی فلوطین را که تفسیری باطنی و عرفانی از اندیشه های اصیل افلاطون بود با برخی آراء منطقی ارسطویی که جای جای با نظرات افلاطون یکی گرفته شده بود تلقین کردند و اصول فلسفه و کلام قدیم اسلامی را بر آن بنا نهادند. و به قول اقبال لاهوری «… حکمیان، همه به زبان افلاطون و ارسطو سخن گفتند»۶.
عنصر دیگر در کار ترکیب این فضای فکری، اندیشه ایرانشهری یا تفکر باستانی ایران زمین بود که آیین زرتشت بنا نهاده شده بود.
در نظام فکری زردشت دو گرایی فلسفی و یکتاپرستی دینی با هم کنار آمده بودند. زردشت کوشید تا دغدغه کثرت و ثنویّت هستی را در وحدتی والاتر یعنی یگانگی اهورامزدا فرو نشاند.۷
تأثیر این رأی فلسفی بر تفکر بعدی یونانی عرفانی (گنوسی (gnostic رایج در جهان اسلام آشکار است. افزون بر آن، در پرتو جهانبینی اوستایی فره شهریاران که بنیاد وحدت در دستگاه گسترده شاهنشاهی ایران به شمار می رفت با سقوط این شاهنشاهی به امپراتوری اسلامی میانه راه یافت و بر آن سایه گستراند.
دین اسلام نیز شریعت مسلّط و پایه اعتقادیِ اکثر ساکنان پهنه گسترده جهان اسلام بود. از آنجا که اسلام آیینی فراگیر بود، آموزه های آن با امور این جهانی ودنیای پس از مرگ سخت درآمیخت و زندگی در همه عرصه ها از دین و شریعت رنگ و رو گرفت.
در چنین جهانی که زندگی در عمل و در همه سپهرهایش با رهنمون ها و آموزه های دینی درآمیخته بود، هر گونه تأمل فکری، فلسفی و نظری جز در طریق بیان مقتضیات و علائق عملی و سیاسی، تنها در وادی پندار و تخیل متصور بود. از آن روست که «برای فهم فلسفه اسلامی باید به یاد آورد که اکثر حکیمان به دین وابستگی داشته اند»۸.
بدین سان در محیط اجتماعی و فضای فکری عصر ابن خلدون، عالم نظر سخت پایبند ملاحظات دفاعی دین ماند و در جهت سامان بخشی به زندگی اجتماعی و سیاسی به ترکیب ظریفی میان منابع یاد شده در بالا دست یافت. نحوه این ترکیب را میزان تأکید بر خردوزی در عرصه فلسفه و یا سیر و سلوک باطنی در قلمرو طریقت و یا انگیزه تحکیم مبانی شریعت تعیین می کرد.
مهم ترین نمونه های چنین ترکیب هایی از تفکر سده های میانه اسلامی در آراء ابونصر فارابی، ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد با تأکید بر برجستگی عنصر عقلی، و در نوشته های سهروردی و ابن عربی با برجستگی اندیشه عرفانی و در آثار غزالی و ماوردی و ابن تیمیه با تاکید بر شریعت صورتبندی شدند.۹
جهان بینی ابن خلدون
ابن خلدون متفکری که دوران زندگی اش در عصر انحطاط و غروب تمدّن اسلامی گذشت مرحله آغازین زندگی خود را صرف مشاهده و کسب تجربه درباره وقایع متنوع اجتماعی و سیاسی عصر خود کرد و به عنوان مرد عمل در جریان آن وقایع گرفت.
در مرحله دوم زندگی، به دنبال سرخوردگی از فعالیت های اجتماعی و سیاسی به انزوا و به تأمل و تفحص درباره تجارب و یافته های ارزشمند اندوخته در جریان فعالیت های عملی خود پرداخت. او در پرتو بازنگری اندیشمندانه بر زندگی پرحادثه و عبرت انگیزش، اثر بزرگ تاریخی فلسفیِ العبر را فراآورد و آن را به مقدّمه ای که حاوی جهانبینی ژرف اوست آراست.۱۰
ابن خلدون در تنظیم این جهانبینی پی جوی آن بود تا تبیینی فلسفی تاریخی از رخدادهای اجتماعی و سیاسی عصر خود پدید آورد و میان اندیشه عقلی و واقعیت در پویش تاریخی اجتماعی اش یا بروز عقلانیت در عرصه شناخت و عمل پیوند برقرار کند. به بیان دیگر او در این راستا بود که به کاری در نوع خود بدیع ومتمایز از حال و هوای فکری و روح حاکم بر زمانه خود دست یازید. چنان که خود در این زمینه تصریح کرده است: «کتابی در تاریخ ساختم که در آن از روی احوال نژادها و نسل های پی در پی پرده برداشتم… و علل و موجبات آغاز تشکیل دولت و تمدّن ها را در آن آشکار ساختم»۱۱. جهانبینی ابن خلدون از عناصری فراهم آمد که در ترکیب فراگیرنده اش دریافتی نسبتا جامع و چند ساحتی درباره کلّیت پدیده ها را برای وی میسر کرد. در توضیح این جهانبینی، عناصر مندرج در آن را به گونه زیر می توان برشمرد.
۱. روابط متقابل پدیده ها
ابن خلدون به میانکُنشی عناصر حیات اجتماعی قایل بود. به عقیده او زندگی اجتماعی برآمده و برآیند تعامل میان عوامل متنوعی چون فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جغرافیا بود. نقطه تلاقی این عوامل پایه نگرش تحلیلی او را تشکیل داد. همین شیوه نگرش وجه و تفاوت اساسی دید ابن خلدون در قیاس با دریافت های روایتی، صوری و تک ساحتی از رویدادهای زندگی اجتماعی رایج در زمانه او می باشد. ایو لاکست به این ویژگی در جهانبینی ابن خلدون این گونه اشاره کرده است:
ابن خلدون به خوبی… به روابط و پیوستگی هایی که میان بخش های مختلف حیات اجتماعی موجود است توجهی ژرف نموده است.۱۲
۲. کلیّت عینی
در جهانبینی ابن خلدون «کلیّت عینیِ» شناخت پذیر جای «کلّ مجرّد» را گرفته است. چنان که او کلّ اجتماعی را به جای کل کیهانی مطرح در هستی شناسی نظری قدیم موضوع مطالعه خود قرار داده است.۱۳
به عقیده ابن خلدون، تجرید محض راه به شناختی یقینی و بی گمان نمی برد. به جای آن، او در جست و جوی نظامی عقلی شد که بر مصادیق منفرد همخوانی یابد و رهیافتی مقتضای درک عینیّت اشیاء و امور ارائه دهد. ترکیب مقتضیات عینیّت و ضرورت عقلی ترجمان خود را در روش واقع گرایانه مثبت او یافته است.۱۴
یافته های وسیع و همه جانبه ابن خلدون او را یاری کرد تا شناختی عام بر پایه معاینه واقعیت عینی منفرد فراهم آورد. او در تعیین رابطه میان «حکمت عقلی» و «جزئیت واقعی» از روش قیاسی جاری در فضای مدرسی یونانی اسلامی دوران خود فاصله گرفت و به شیوه استقرایی نزدیک شد.
۳. سرشت تاریخی پدیده های اجتماعی
از مهم ترین زمینه های جهانبینی ابن خلدون، نقد او درباره شیوه تاریخ نگاری متداول در دنیای قدیم اسلامی است. او مورّخان زمانه خود را به دلیل بی اعتنایی به «موجبات و علل وقایع و احوال»۱۵ و پرداختن به «اخبار و ترهات»۱۶ مورد نکوهش قرار داده است. ابن خلدون در مقدّمه این شیوه رایج تاریخ نگاری عصر خود را که جز از میان وقایع صوری و سطحی و روایتیِ وقایع فراتر نرفت و هرگز واقعیّت اجتماعی و تاریخی را به عنوان موضوع شناخت خود قرار نداد، به نقد کشیده است:
و امّا در باطن، اندیشه و تحقیق درباره حوادث ومبادی آنها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آنهاست، و علمی است درباره کیفیات وقایع و موجبات و علل حقیقی آنها…۱۷.
به نظر ابن خلدون، مورّخ به منظور نیل به هدف بالا، باید از ظاهر محسوس حوادث گذر کند و به باطن و عمق و ریشه نامحسوس و ویژگی های درونی آنها رخنه یابد و به حکمت تحولات تاریخی پی برد. ابن خلدون با انتخاب عنوان العبر برای اثر تاریخی خود در واقع به هدف یاد شده نظر داشته است. درگذشتن از ظواهر امور و راه بردن به بواطن آنها اسلوب تاریخ نگاری را نزد ابن خلدون از بیان تقلیدی و تعبدی و روایت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.