تعداد بازدید
2 بازدید
ریال78.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی شامل 79 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حرکت تاریخی انبیاء و حکومت جهانی :

مقدمه

حکومت جهانی امام زمان موعد به کمال رسیدن و اوج گرفتن حرکت اصلاحی دین در برابر حرکت طغیانگر و انحرافی شیطان است. در این روزگار است که بر اساس روایات فراوان اهل بیت، تمامی شرایط برای تکامل و رشد سریع و بی عیب و نقص انسان فراهم می شود و آدمی می تواند با خیالی آسوده دل به کمند حکومت جهانی بسپارد و در آسمان فضائل و منازل، به پرواز درآید. امری که رسیدن به آن در سایر زمان ها به سادگی این دوران، قابل تحقق نبود. همین امر باعث شده تا گمانه هایی درباره جایگاه حکومت جهانی در طول تاریخ و در حرکت تاریخی انبیاء پدیدار گردد و چنین تصور شود که از اساس، آغاز کار حرکت انبیاء با نگاه به این آینده درخشان همراه بوده و آنها بر اساس چنین چشم اندازی به فعالیت و برنامه ریزی می پرداختند. در این نوشتار به دنبال آنیم تا با تحلیل حرکت اصلاحی انبیاء و نیز نیم نگاهی به منابع دینی، صحت و سقم این گمانه را بررسی نمائیم.

جایگاه حکومت جهانی در حرکت انبیاء الهی

برای رسیدن به پاسخی منطقی نسبت به این پرسش که: جایگاه حکومت جهانی در حرکت تاریخی انبیاء چیست؟ و آیا انبیاء الهی در این باره رسالت و وظیفه ای بر دوش داشتند یا نه؟ می-توان از دو راه وارد شد: یکی تحلیل حرکت انبیاء در طول تاریخ؛ و دیگری روایاتی که درباره جایگاه حکومت جهانی در حرکت انبیاء الهی در دست است.

راه نخست: تحلیل حرکت تاریخی انبیاء

درباره راه نخست باید دقت داشت حرکت انبیاء در طول تاریخ را می توان بر اساس چهار محور تحلیل نمود و نسبت آن را با حکومت جهانی سنجید:

الف. محدوده مسئولیت انبیاء؛

ب. مدیریت جامعه حق و باطل؛

ج. حرکت تمدن محور؛

د. ظرفیت های بشری.

در اینجا به اختصار به توضیح و بررسی هریک از چهار محور یاد شده و تحلیل جایگاه حکومت جهانی بر اساس هریک از آنها می پردازیم:

الف. محدوده مسئولیت انبیاء

در اینکه انبیاء الهی، موظف به هدایت انسان و مدیریت وی تا رسیدن به کمال مطلوب هستند هیچ شبهه و تردیدی وجود ندارد. وظیفه انبیاء الهی است که با حجج و بینات، به استقبال مردم بروند تا هرآنکه جویای حق است بتواند در مسیر حق و حقیقت گام بردارد. «رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل». ولی از سوی دیگر با توجه به آیات متعدد قرآن همچون «اکثرهم لایؤمنون» «لاتجد اکثرهم شاکرین» «و لکن اکثرهم لایشکرون» «و ان وجدنا اکثرهم فاسقین» «ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون» «و ما کان اکثرهم مؤمنین» «و لکن اکثرهم لایعقلون» «الذین کانوا من قبل کان اکثرهم مشرکین» «لقد حق القول علی اکثرهم فهم لایؤمنون» «فأعرض اکثرهم فهم لایسمعون» و امثال آن از یکسو و آیات دیگری همچون «ما فعلوه الا قلیل منهم» «و ما آمن معه الا قلیل» «و قلیل من عبادی الشکور» «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و قلیل ما هم» و امثال آن از سوی دیگر؛ اینکه انبیاء نسبت به جامعه پیرامونی خود رسالت ویژه ای داشته باشند، قابل اثبات نیست. به بیان گویاتر: هرچند دعوت انبیاء، عمومی و فراگیر است ولی آنها با توجه به علمی که نسبت به تمرّد عمومی در برابرشان دارند، هدفشان را بر اساس جذب افراد مستعد و قابل هدایت، که همان اقلیت را تشکیل می دهند، تنظیم می نمایند؛ بنابراین دلیلی در دست نداریم که انبیاء الهی به دنبال جذب اکثریت و هدایت جامعه بشری باشند بلکه به دنبال جذب حداکثری اقلیت هستند. از برخی آیات قرآن نیز این نکته قابل برداشت است؛ آیاتی همچون: «انهم شرذمه قلیلون» «ما نراک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرأی» «لولا رهطک لرجمناک». براین اساس اینکه انبیاء نسبت به تکامل اجتماعی جامعه، مسئولیت داشته و این مسأله از دغدغه ها و برنامه های آنها بوده باشد، قابل اثبات نیست. همانگونه که با رسیدن این مسئولیت به رسول الله نیز تغییری در این سنت الهی مشاهده نمی شود «طه * ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» «لاتذهب نفسک علیهم حسرات». هرچند که آیه «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رئوف رحیم» وجود دارد ولی در ادامه و در آیه بعد می خوانیم «فان تولوا فقل حسبی الله». دقت در این نکته از آن جهت مهم است که معتقدان به حرکت تاریخی انبیاء در جهت حکومت جهانی، نوعی مسئولیت اجتماعی برای انبیاء تصور کرده بر اساس آن به تبیین این جریان می-پردازند. آنها معتقدند هرچند تکامل فردی انسان در هر عصری و به وسیله پیامبر آن روزگار امکان پذیر بوده ولی تکامل اجتماعی انسان، چون مسأله ای زمان بر و تدریجی است، نیازمند برنامه ریزی و جریانی چشم اندازگونه از سوی انبیاء الهی است؛ ولی همانگونه که اشاره شد، دلیلی بر اثبات این ادعا لااقل در آیات قرآن وجود ندارد و قرآن ظاهرا برای انبیاء الهی، مسئولیتی غیر از جذب اقلیت قابل هدایت در کنار دعوت عمومی قائل نشده است.

ب. مدیریت جامعه حق و باطل

وجود دو جبهه حق و باطل، مستلزم سیاستگذاری و مدیریت از هردو سو است. با وجود جبهه مخالف، هریک از جریان حق و باطل، برای بقاء خویش نیازمند مدیریت رهبران آنها و سیاستگذاری در جهت حفظ و بقاء مکتب خویش هستند. این مدیریت ناگزیر از نگاه و برنامه ریزی دوسویه است. یک برنامه برای حفظ خویش و یک برنامه در برابر جبهه مخالف و عکس العمل های آن؛ بنابراین هردو جبهه حق و باطل از یک مدیریت دو سویه برخوردار خواهند بود.

مدیریت دوسویه جبهه باطل از یکسو به دنبال حفظ جبهه کفر است و از سوی دیگر به دنبال نفوذ در جبهه حق برای خشکانیدن و پوسانیدن آن از درون می باشد. در اینجاست که جریان نفاق شکل می گیرد و نفوذ نرم جبهه باطل در جبهه حق، خود را نشان می دهد.

از دیگر سو مدیریت جبهه حق نیز از یکسو به دنبال حفظ جبهه ایمان است و از سوی دیگر تلاش دارد حتی الامکان، یک سری اصول کلی را در دل جبهه کفر، رسوخ داده و عمیق نماید تا به سادگی قابل انکار یا مبارزه نباشد. بقاء این اصول کلی، که در طبیعت و جبلّی انسان ها وجود دارد و تثبیت و تعمیق آنها کار چندان مشکلی نیست، برای ادامه حیات جبهه حق، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. بر همین اساس است که مثلا می بینیم انبیاء الهی بر ارجاع مردم به عقل یا وجدان خویش برای اثبات حق، اصرار ویژه دارند و در آیات فراوانی نیز به تعقل و تدبر تأکید شده است و دقیقا به همین دلیل است که مدیریت کلان جبهه باطل به دنبال خشکاندن ریشه تعقل و وجدان و اصول اخلاق در میان افراد جامعه خویش است تا هیچ حق و حقیقتی را درک ننمایند. «اخرجوهم من قریتکم انهم اناس یتطهرون» «قالوا انا تطیرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم و لیمسنکم منا عذاب الیم» «کذلک ما أتی الذین من قبلهم من رسول إلا قالوا ساحر أو مجنون * أتواصوا به بل هم قوم طاغون». اینجاست که مدیریت سومی در جبهه حق و باطل شکل می گیرد و آن مدیریت نفوذ جبهه مخالف است. از یکسو جبهه باطل به دنبال آن است تا جلو نفوذ و رسوخ اصول اخلاقی و عقلانی را در دل جامعه کفر بگیرد مگر در آن اندازه که همسو با نیل به اهداف جبهه باطل است و از سوی دیگر جبهه حق نیز تلاش دارد تا نفاق را رسوا نموده مؤمنان را در جهت رصد و خنثی سازی تحرکات نفاق آلود و نیز منافقان، بیمه نماید و حتی در سطح کلان تر به مدیریت جبهه نفاق بپردازد.

نکته سوم در این بخش اینکه:

حرکت + مدیریت دو و بلکه سه سویه از سوی جبهه حق و باطل، نتیجه ای جز رسیدن به قله یا سقوط در دره نخواهد داشت. این حرکت نمی تواند در طول تاریخ و تا ابد، یکنواخت و مداوم بماند و تا ابد این دو جبهه با یکدیگر درگیر و متخاصم بمانند؛ چراکه در طول تاریخِ این دو جریان، حرکت و مدیریت، منجر به مبارزه سخت افزاری و نرم افزاری خواهد شد و کمترین نتیجه مبارزه نرم افزاری، تکامل و شفافیت حق و حقیقت خواهد بود.

در جریان یک مبارزه تمام عیار سه سویه، نه جبهه باطل می تواند تا ابد به حرکات نفاق آلود خود ادامه دهد؛ چراکه هرروز یک پرده از آن رو می شود و نه جامعه اخلاقیِ در دل جامعه کفر می-تواند با مدیریت پیدا و پنهان جبهه باطل همراهی کند؛ چراکه اساس این جبهه را عدم التزام مطلق تشکیل می دهد. قصه هارون الرشید و حمید بن قحطبه فراموشمان نشود که هارون به دنبال آن بود که تمام وجود حمید را – اعم از دین و دنیا و جان و ناموس – تحت سیطره خود درآورد و در نتیجه، حمید هیچ اختیاری در برابر حاکم فاسد و خواسته های وی از خود نداشته باشد حتی اگر آن خواسته سر بریدن جمع زیادی از علویان به دست خود وی و در یک شب باشد!! نتیجه از این قرار خواهد بود که پس از مدتی، کم یا زیاد، مرزبندی ها به شفافیت مطلق می رسد و حد وسطی باقی نمی ماند و این همان چیزی است که در منطق قرآن و روایات اهل بیت از آن با تعابیری همچون «تمحیص» و «غربال گری» و «تمییز» یاد شده؛ همانگونه که در ماجرای قوم نوح، آن حضرت به خداوند عرض می نماید «انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجرا کفارا» چون خود خداوند به او فرموده بود «انه لن یؤمن من قومک الا من قد آمن» و آن زمان است که قیامت این دنیایی افراد ایندو جریان فرا خواهد رسید و عذاب نازل می شود.

با توجه به آنچه گفته شد روشن است که این شروع و پایان، نیاز به هیچ چشم اندازی ندارد و همان حرکت و مدیریت برای انجام و اتمام آن کافی است. مهم آن است که هریک از اولیاء الهی خشت خود را درست بگذارند و گام فعلی خود را صحیح بردارند؛ در این صورت سایر امور، به صورت خودکار در جامعه، جلو خواهد رفت تا به پایان خود برسد؛ بنابراین وجود چشم انداز برای انبیاء و حرکت بر اساس آن، حتی در فرض اثبات، هیچ دخلی در پر رنگ تر شدن و تأثیر گذاری بر کار آنها ندارد. پس از این ناحیه نیز نمی توان برای حکومت جهانی، جایی در حرکت انبیاء الهی اختصاص داد و چشم اندازی این چنینی برای آنها ترسیم نمود.

ج. حرکت تمدن محور

در ابتدای تاریخ انسان، ظاهرا تمدنی وجود نداشت هرچند در پرتو هدایتگری های انبیاء الهی، زندگی متمدنانه وجود داشت. کم کم و با رشد تدریجی افراد انسان و شکل گیری اجتماعهای کوچک، زمینه برای پیدایش جوامع بشری شکل گرفت و در پرتو شکل گیری جوامع اولیه بشری، خرده تمدن ها پا به عرصه نهادند. به عنوان قدیمی ترین خرده تمدنی که در قرآن از آن نام برده شده می توان از تمدن عاد و قوم و قبیله حضرت هود نام برد. این خرده تمدن ها در گذر زمان اندک اندک به تمدن های کلان تر تبدیل می شوند. از آیات قرآن به دست می آید که در زمان حضرت ابراهیم، تمدنی فراتر از خرده تمدنها شکل گرفته بود و لااقل سرزمین عراق برخوردار از تمدنی گسترده و جاافتاده بود. بدیهی است که هرچه تمدن ها کلان تر و بزرگتر می شوند مدیریتی پیچیده تر و عمیق تر را می طلبند و همچنین انبیائی کارآمدتر و والاتر نیاز است تا بتوانند این نقش را ایفا نمایند. از این روست که به جز حضرت نوح، سایر انبیاء اولوا العزم، با این تمدن های کلان روبرو هستند.

روشن است که جریان شکل گیری تمدن ها یک جریان مستقل و کاملا اجتماعی است و انبیاء الهی در شکل گیری آن نقش خاصی ندارند، بلکه مسئولیت آنها تلاش در راه مدیریت همسان با تغییرات انسان و جوامع انسانی است؛ بنابراین ولیّ خداوند باید تلاش کند تا خشت خود را درست بگذارد تا تأثیر کامل خود را در جامعه کنونی داشته باشد. این تأثیر درست، نقش خود را در نسل های بعدی نیز نشان خواهد داد. از دیگر سو حرکت انسان، هیچگاه متوقف نخواهد شد. بنابراین حتی تمدن های کلان نیز در طول تاریخ، دچار بهم پیوستگی تاریخی می شوند که البته جریانی بسیار زمان بر و پر فراز و فرود خواهد بود. در طی قرون متمادی و در پی تضارب دائمی تمدن ها، تبادل گسترده اطلاعات و فرهنگ ها شکل خواهد گرفت که باعث نزدیکی آنها در طول تاریخ خواهد شد و کم کم انسان را به آرزوی دیرینه اش که حکومت بر کلّ جهان باشد نزدیک و نزدیک تر خواهد ساخت. حرکت تدریجی بشر بالاخره به این هدف خواهد رسید و یک «جامعه واحد» جهانی شکل خواهد گرفت. جامعه واحدی که فارغ از مدیریت جبهه حق و باطل، به تدریج به تحقق خود نزدیک خواهد شد. از این منظر، تمدن کلان بشری کاملا شبیه یک فرد خواهد بود که به اقتضاء طبیعتش، دو نفر و سپس سه نفر و بیشتر از آن خواهد شد تا آنجا که پس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *