تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه شامل 50 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حفظ نظام به حفظ ولایت فقیه :

روزهای اکنون، تداعی گر سی و هشتمین سال یاد چهارمین شهید محراب، آیت الله حاج شیخ عطاء الله اشرفی اصفهانی است. هم از این روی تصمیم گرفتیم تا ذکر جمیل وی را از زبان دو فرزند روحانی اش، یعنی حجج اسلام حاج شیخ محمد و حاج شیخ حسین اشرفی اصفهانی مرور کنیم. محور خاطراتی که در پی می آید، خدمات اجتماعی و نقش سیاسی وی در کرمانشاه، پس از اعزام از سوی آیت الله العظمی بروجردی بدان خطه است. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب و عموم علاقه مندان را مفید و مقبول آید.

امام در قم به پدرم اقتدا می کرد

حجت الاسلام والمسلمین حسین اشرفی اصفهانی، فرزند ارشد روحانی شهید آیت الله حاج شیخ عطاء الله اشرفی اصفهانی است. او شاهد دوران اقامت، تحصیل و تدریس پدر در شهر قم بوده و از مراودات وی با عالمان هم دوره خویش، از جمله امام خمینی، خاطراتی شنیدنی دارد. وی ابتدا در باب چگونگی بازگشت پدر به کرمانشاه، چنین نقل می کند: «حضرت آیت الله بروجردی توسط نماینده خود مرحوم حاج احمد ارجمند در کرمانشاه، مدرسه ای در دو طبقه با حدود حجره و در کنار آن مسجد بزرگی را ساخته بودند و تصمیم داشتند از علمای خود کرمانشاه، برای راه اندازی آنجا استفاده کنند. مرحوم ارجمند گفته بود که آقایان روحانیون کرمانشاه مشغول مسائل خودشان هستند و اگر از قم افرادی به کرمانشاه بیایند، بهتر است. آیت الله بروجردی تصمیم گرفتند چند نفر، از جمله شهید آیت الله اشرفی اصفهانی را که حدود سال در درس خارج ایشان شرکت کرده و جزو شاگردان مبرز ایشان بودند، به اتفاق عده ای دیگر به کرمانشاه اعزام کنند. یادم است که با مرحوم والد در مدرسه فیضیه بودیم که یک روز صبح یکی از خدام مرحوم آیت الله بروجردی به نام حاجی اسماعیل به حجره آمد و گفت که مرحوم والد نزد آیت الله بروجردی بروند. ایشان هم لباس پوشیدند و رفتند. آیت الله بروجردی به ایشان فرمودند که همراه با دو سه نفر که با آن ها مأنوس و آشنا هستید، به کرمانشاه بروید. مرحوم والد، مرحوم آقای امام سدهی و مرحوم حاج جواد جبل عاملی – که قریب سال در قم با ایشان مأنوس و هر سه اهل خمینی شهر اصفهان بودند- را انتخاب کردند. آقای بروجردی علاوه بر این، تن از طلاب حوزه علمیه قم را همراه آنان راهی کرمانشاه کردند. مسافرت آن ها به کرمانشاه دو شبانه روز طول کشید و در مسیر، در شهر های اراک، ملایر، تویسرکان و… مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفتند و با تجلیل شایسته ای وارد کرمانشاه شدند. در ابتدا سه نفری حوزه را اداره می کردند. به این ترتیب که مرحوم سدهی شب ها، شهید اشرفی اصفهانی ظهر ها و مرحوم جبل عاملی نماز صبح را اقامه و طلبه اعزامی از قم را، در حوزه علمیه کرمانشاه اداره می کردند. سه سال بعد مرحوم سدهی، چون حالشان مساعد نبود، به خمینی شهر برگشتند و سه سال بعد از ایشان هم مرحوم جبل عاملی تصمیم گرفتند برگردند و اداره حوزه علمیه کرمانشاه، عملاً به عهده مرحوم والد قرار گرفت. ایشان سه سال تمام در کرمانشاه بودند و حتی یک بار هم نتوانستند برای دیدن خانواده و اقوام به اصفهان بیایند.»

حسین اشرفی اصفهانی به تناسب نقل خاطرات خویش از ماجرای اعلام مرجعیت امام خمینی توسط آیت الله اشرفی اصفهانی، مخاطب را به سالیان مراوده و دوستی وی با رهبر کبیر انقلاب می برد و در این باره، به نقل خاطراتی شنیدنی می پردازد: «زمانی که آیت الله بروجردی از دنیا رفتند و مسئله مرجعیت پس از ایشان مطرح شد، با اینکه در آن برهه علمای بزرگی در نجف، قم، مشهد و سایر بلاد ایران بودند، اما مرحوم والد نظرشان حضرت امام بود و می فرمودند از نظر من آقای خمینی اعلم و از نظر بی هوایی از همه مراجع قم و نجف شاخص ترند… من خودم چندین سال شاگرد مرحوم آیت الله بروجردی بودم و مایل بودم بدانم پس از ایشان باید به چه کسی مراجعه کنم؟ که با این توصیه مرحوم والد تکلیفم معلوم شد و از حضرت امام تقلید کردم. سابقه حضرت امام با والد ما هم، حدود سال بود. مرحوم والد هر وقت برای چند روزی به اصفهان می رفتند و برمی گشتند، مرحوم امام از اولین کسانی بودند که به دیدار ایشان می آمدند. مرحوم والد از اصفهان گز می آوردند و می شکستند و در ظرفی خدمت امام می گذاشتند. مرحوم امام آن روز ها شال به کمر می بستند. دو سه تکه گز برمی داشتند و می فرمودند: یکی برای والده آقا مصطفی و باقی هم برای بچه ها! هر چه پدر اصرار می کردند بیشتر بردارید، می فرمودند: همین مقدار کافی است. می خواهم عرض کنم که این قدر با هم صمیمی و بدون رودربایستی بودند. یادم است در مدرسه فیضیه که طلبه بودیم، نماز جماعت به امامت حضرت آیت الله العظمی آ سید محمدتقی خوانساری برگزار می شد و حدود ، نفر از جمله حضرت امام و مرحوم والد به ایشان اقتدا می کردند. گاهی اوقات که آیت الله خوانساری کسالت داشتند و نمی توانستند بیایند، می فرمودند که به آقای اشرفی بگویید نماز را اقامه کنند. یادم می آید که چند تن می آمدند و به زور عمامه را روی سر مرحوم والد می گذاشتند و ایشان را می بردند تا نماز را اقامه کنند. من خود بار ها دیده بودم که حضرت امام می آمدند و وقتی می دیدند روی زیلو ها پر است، عبایشان را پهن می کردند و پشت سر مرحوم والد نماز می خواندند.

مرحوم والد وسط نماز مغرب و عشاء برای حضرت امام پیغام می دادند که نماز عشاء را شما اقامه کنید، ولی مرحوم امام قبول نمی کردند و می فرمودند: خیر! می خواهم پشت سر شما نماز بخوانم! از آن زمان بین این دو بزرگوار، چنین رابطه صمیمانه ای برقرار بود.

همین سوابق و شناخت طولانی هم موجب شد که مرحوم والد مرجعیت ایشان را مطرح کردند. در سابقه و صمیمیت این دو بزرگوار، همین بس که حضرت امام در پیامی که به مناسبت شهادت ایشان دادند، ایشان مصداق بارز رجال صدقوا ما عاهدالله علیه بوده است. خوب است بدانید که مرحوم والد، در سالگی به قم رفتند و در درس خارج مرحوم آیت الله حائری یزدی شرکت کردند. می فرمودند: در آن درس با اولین کسی که آشنا شدم، امام بودند. مرحوم والد در هنگام شهادت، سال از عمر شریفشان می گذشت، بنابراین امام، ضمن اشاره به این مطلب فرموده بودند: آزار ایشان حتی به یک مورچه هم نرسیده بود، در بی هوایی کم نظیر بود، مخالف لهواه و مطیعا لامر مولاه بود…مرحوم آیت الله مشکینی بعد از شهادت مرحوم والد که در قم خدمت ایشان رسیدیم، فرمودند: در میان تمام تعابیری که حضرت امام درباره شهید اشرفی اصفهانی به کار برده اند، این جمله که آزار ایشان حتی به یک مورچه هم نرسید، بسیار جالب است و نشان می دهد که پدر شما اگر معصوم نبوده، اما در درجه ای مادون از معصوم بوده است! هنگامی که پیام حضرت امام منتشر شد، همه کسانی که مرحوم والد را می شناختند، گفتند که امام درباره ایشان عین واقعیت را گفته اند و ایشان واقعاً به هیچ کسی کوچک ترین آزاری نرسانده بود!

مرحوم والد معتقد بودند بالاترین اصل در نظام سیاسی ما، اصل ولایت فقیه است. بسیار روی این مسئله تأکید داشتند و می گفتند: ولایت فقیه حافظ و پشتیبان نظام جمهوری اسلامی است، لذا باید آن را حفظ کنیم تا نظام محفوظ بماند. همان طور که اشاره کردم، مرحوم والد در دورانی که ، مرجع در نجف و قم و بلاد دیگر ایران داشتیم، بر اعلمیت امام گواهی دادند و قبل از انقلاب بار ها به خاطر حمایت از نهضت امام به زندان و تبعید رفتند. حتی یک بار مأموران ساواک در ساعت شب به منزل ما ریختند و حتی اجازه ندادند که مرحوم والد لباس بپوشند و ایشان را با همان پیراهن و شلوار منزل بردند! ایشان بیمار هم بودند و با زجر و مشقت فراوان از کرمانشاه به تهران برده شدند. جرم ایشان حمایت از امام بود.

در کرمانشاه هم، ساواک مکرراً ایشان را احضار می کرد و ساعت ها نگه می داشت.

گاهی بعد از نماز می د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *