تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم شامل 118 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکومت و رهبری پیامبر اعظم (ص) در قرآن کریم :

مقدمه

یکی از ویژگیهای دین اسلام به عنوان دین خاتم و نجاتبخش بشریت، جامعیت تعالیم و آموزه های آن است. اسلام، دین و دنیا، فرد و جامعه، دنیا و آخرت، مادیت و معنویت را با هم جمع نموده است و انسان کامل را انسانی می داند که بتواند بطور متوازن به نقطه طلایی تعادل در عرصه های مختلف حیات بشری دست یابد.

اسلام برای تربیت و تکامل انسان، نظام‏های متعدد از قبیل نظام حقوقی و قضایی، نظام تربیتی، نظام اقتصادی و نظام سیاسی و… پیش بینی کرده است. در این میان، نظام سیاسی جایگاه ویژه ای دارد. نظام سیاسی اسلام بر مفهوم عمیق و دقیق ولایت مبتنی است. در روایات معصومین علیهم السلام جایگاه و اهمیت ولایت از نماز، روزه، حج و… بالاتر معرفی شده است.

متأسفانه حوادث تاریخی صدر اسلام مانع از اجرای نظام ولایی در جامعه شد و خلافت جایگزین ولایت گردید. در عصر حاضر نیز عده ای تحت تأثیر اندیشه های سکولاریستی غربی بطور کلی منکر نظام ولایی گردیده و حتی ولایت و حکومت پیامبر (ص) را بشری و غیر مرتبط با رسالت الهی و دینی آن بزرگوار دانسته اند. با توجه به اهمیت بحث ولایت و حکومت در اسلام، این مقاله به بررسی و نقد این اندیشه پرداخته است و اثبات می کند که حکومت و رهبری اجتماعی از لوازم قطعی و جدایی ناپذیر ادیان آسمانی است.

۱-این موضوع که رسول اللّه (ص) با ورود به مدینه به تأسیس حکومت اقدام فرمود و عملا زمام امور جامعه را به دست گرفت از نظر همه مسلمانان، مسلّم و مفروض است. تنها تعداد اندکی از مسلمانان و برخی از غیر مسلمانان، تأسیس حکومت توسط پیامبر (ص) را منکر شده اند. علی عبد الرازق (مشهور به علی عبد الرزاق) از دانش آموختگان دانشگاه الازهر در سال ۱۳۴۳ قمری در کتاب پر سر و صدای «الاسلام و اصول الحکم» آشکارا هرگونه نظام سیاسی را از اسلام نفی می کند. او می گوید: «محمد (ص) فقط یک رسول بود و دعوت خالص دینی داشت بدون هیچ شائبه ای از سلطنت و حکومت و به تأسیس کشور با مفهوم سیاسی امروزین آن اقدام نکرده است. او فقط یک رسول بود مانند پیامبران قبلی خود. ولایت محمد (ص) بر مؤمنان، ولایت رسالت بود بدون هیچ خلطی از ابعاد حکومتی و پادشاهی» (عبد الرازق، ۳۹۹۱: ۶۶ -۲۶ ).

همچنین در کتاب تاریخ اسلام دانشگاه کمبریج تلاش شده است که حکومت پیامبر در مدینه انکار شود. فصل دوم این کتاب، توسط مونتگمری وات استاد دانشگاه ادینبور و تألیف شده است. مؤلف در این بخش از کتاب، وجود هر نوع حکومتی را برای پیامبر (ص) در مدینه انکار می کند. وی ضمن اشاره به قراردادی که میان قبایل و گروههای نه گانه در ابتدای ورود پیامبر به مدینه امضا شد، می نویسد: «جدای از به رسمیت شناختن دعوی دینی، محمد (ص) به طور ساده به عنوان بزرگ یکی از این طوایف نه گانه عمل می کرد و هیچ قدرت خاصی نداشت جز اینکه منازعاتی که صلح و آرامش را در مدینه به مخاطره می افکند به او ارجاع می شد. بنابراین پیامبر از رهبریت حکومت جدید برپا شده در مدینه فاصله زیادی داشت » (دانشگاه کمبریج، ۳۸۳۱: ۰۸).

۲-برخی از روشنفکران ایران با تأخیری نسبتا طولانی با پیروی از آرای عبد الرزاق، ولایت الهی تفویض شده به پیامبر اعظم (ص) را انکار نموده و حکومت پیامبر (ص) را ناشی از اوضاع خاص اجتماعی و درخواست مردم دانسته اند. «نظریه حکومت اختصاصی واگذار شده از سوی خداوند به انبیا دلیل قابل دفاعی ندارد. نمی شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به عده ای حق حاکمیت بر این انسان‏ها را بدهد. این دو مسأله با هم ناهماهنگند. » (مجتهد شبستری، ۹۷۳۱، هفته نامه آبان). از آی «اطیعو اللّه و اطیعوا الرسول… » (نساء /۹۵) هیچ حق حاکمیتی برای پیامبر و غیره فهمیده نمی شود، بلکه این می خواهد بگوید حالا که ایمان آوردید و پیامبر را حاکم خود قرار دادید در این چارچوب از حاکم خود پیروی کنید؛ همان گونه که چنانچه عقلای هر قومی باید از حاکم خود پیروی کنند و الا امر حکومت دچار اخلال می شود. »(مجتهد شبستری، ۹۷۳۱، هفته نامه آبان). خلاصه گفتار آقای شبستری این است که دستور خداوند به پیروی از رسول و اولی الامر از نوع ارشادی است یعنی عقلا خودشان می دانند که باید از حاکم تبعیت کنند. شرع نیز این حکم عقلی را امضا و تأیید می کند. آقای کدیور نیز به همین دیدگاه اعتقاد دارد: «دین، حکومت ندارد و هیچ روشی را برای نحو حکومت پیشنهاد نداده است. نحوه حکومت را مردم تعیین می کنند؛ چون اصل حکومت یک امر عقلانی است نه دینی »(کدیور، ۷۷۳۱، روزنامه خرداد).

آقای شبستری در جای دیگر، نهاد دین را از سیاست جدا دانسته، پذیرش حکومت را توسط پیامبر، عرفی می داند نه دینی. نهاد دین از نهاد حکومت جداست و پذیرش حکومت توسط پیامبر به دلیل اقتضائات زمان بوده است. لذا پس از تحولات فرهنگی-اجتماعی توسط پیامبر، می بینیم که این دو نهاد مجددا از هم تفکیک شدند (مجتهد شبستری، ۸۷۳۱، روزنامه خرداد).

این نظریات، همه در پی این هستند که پیامبر دارای دو نوع ولایت است: یکی ولایت دینی که برخاسته از مقام نبوت و جزئی از رسالت آن حضرت بوده و دیگری ولایت سیاسی که منشأ آن اوضاع اجتماعی و خواست مردم است. بنابراین علت تشکیل حکومت توسط پیامبر، امری الهی نبوده، کاری به رسالت ندارد. از این رو «شأن نبوت و شأن زعامت پیامبر دو مقول متمایز است. اوّلی، الهی و آسمانی و دوّمی، زمینی و برآمده از ضرورت موقعیت و رأی و خواست مردم مدینه بوده است» (یوسفی اشکوری، ۱۳۸۴، www. ehsamshariati. com/articles

با توجه به مباحث یاد شده، سؤال اصلی این مقاله این است که آیا پیامبر اسلام از جانب خداوند متعال، علاوه بر شأن رسالت و امامت معنوی، مأموریت زعامت و رهبری سیاسی اجتماعی را بر دوش داشته و یا اینکه شأن زعامت از سوی مردم به پیامبر اسلام (ص) واگذار شده است. فرضی ما در این مقاله این است که دین در ذات خود دارای احکام و معارفی است که انسان را در عرصه حیات فردی و جمعی و روابط سیاسی هدایت نموده و مسیر ویژه ای برای حرکت تکاملی انسان در نظر گرفته است و پیامبران الهی علاوه بر دارا بودن شأن نبوت و رسالت، هم دارای شأن امامت و ولایت باطنی و ملکوتی هستند و هم دارای مقام ولایت و زعامت مُلکی و ناسوتی، بدان معنا که آنها عهده دار سیاست امور مسلمین و والی امور آنان بوده اند.

ما در این مقاله با استناد به آیات قرآن کریم و رجوع به منابع تفسیری و کلامی این حقیقت را به اثبات می رسانیم. سؤال فوق از اینجا ناشی شده است. که عده ای معتقدند زعامت و رهبری سیاسی اجتماعی، کاملا عرفی و عقلانی است و جزو ذات و گوهر دین نیست و دین در این گونه موضوعات صرفا به تأیید حکم عقل می پردازد.

گروهی از روشنفکران با نگرش حداقلی به دین، اساسا هدف دین را معرفی خدا و آخرت دانسته، هیچ گونه رسالتی برای دین به منظور سامان دادن به زندگی انسان در این دنیا قائل نیستند. آنها ادعا می کنند قرآن کریم پاداش و کیفر انسانها را نسبت به اعمالشان به عالم آخرت و بهشت و دوزخ موکول کرده است و در هیچ جا اشاره ای به بهبود وضع انسان در این دنیا در برابر انجام دادن اعمال نیک نشده است.

مهندس بازرگان در سالهای پایانی عمرش به این دیدگاه گرایش پیدا کرد. او در مورد اهداف انبیا چنین اظهار داشته است: «هدف رسالت پیغمبران دو چیز بوده است: ۱-انقلاب عظیم و فراگیر علیه خودمحوری انسان‏ها برای سوق دادن آنها به سوی آفریدگار جهان‏ها؛ ۲-اعلام دنیای جاویدان بی نهایت بزرگتر از دنیای فعلی (بازرگان، ۱۳۶۷، نشریه کیان). ابلاغ پیام‏ها و انجام کارهای اصلاحی و تکمیل دنیا در سطح مردم دور از شأن خداوند انسان و جهان است و تنزل دادن مقام پیامبران به حدود مارکس ها، پاستورها، گاندی و… است (بازرگان، ۷۶۳۱، نشریه کیان).

دکتر سروش در مقام استدلال بر صحت این دیدگاه می گوید: «رسالت و غایت دین، تأمین سعادت ابدی انسان‏هاست زیرا اگر مرگ، پایان حیات بشر به شمار می رفت به دین حاجتی نبود؛ همچنان که شناخت زوایای ابدیت و سعادت اخروی تنها وامدار دین و شریعت است. حال اگر وحی در تمامی ابعاد بشر جریان یابد، نقش حس و عقل در نظام معیشتی انکار می گردد (سروش، ۱۳۷۷، نشریه کیان).

۳-با توجه به اینکه بحث ما قرآنی است برای اثبات فرضی فوق به سراغ چهار دسته از آیات قرآن کریم می رویم:

دسته اول آیاتی که دین را دارای کارکردهای دنیایی معرفی کرده است.

دست دوم آیاتی که در آنها با اشاره یا تصریح از حکومت پیامبران یاد شده، و حکومت آنها ناشی از اراد الهی دانسته شده است.

دسته سوم آیاتی که درباره ابعاد حکومت پیامبر اسلام نازل شده، و حکومت ولایت آن بزرگوار را در امتداد ولایت الهی معرفی کرده است.

دسته چهارم آیاتی که بیانگر احکام سیاسی، اجتماعی، قضایی و نظامی است.

۱-۳-آیات دسته اول (کارکردهای دنیوی دین)

در قرآن کریم آیات زیادی وجود دارد که بیانگر این واقعیت است که پایبندی به دین و ارزش‏های دینی، علاوه بر تکامل روحی و معنوی انسان، که آثار عمده آن در حیات پس از مرگ تجلی خواهد کرد در همین دنیا نیز آثار بسیار مثبت و ارزشمندی در پی خواهد داشت. این موضوع با دو بیان متفاوت مورد تأکید قرار گرفته و از مؤمنان خواسته شده است که به ارزشهای دینی و سنت‏های الهی عمل کنند. در شیوه نخست، قرآن کریم با روش تبشیری آثار مثبت وفاداری به ارزشهای دینی را برشمرده است و در شیوه دوم به روش تنذیری که شاید به لحاظ تعداد از شیوه اول بیشتر باشد، آثار و پیامدهای شوم و ناگوار ناشی از سرپیچی از قوانین و سنت‏های الهی را، که در همین دنیا دامنگیر متخلفان شده است، بیان می دارد.

۱-۱-۳-بیان تبشیری
الف ) و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض (هود/۱۰۰)

از دیدگاه قرآن کریم بین اعمال نیک و بدی که انسان انجام می دهد و حوادثی که رخ می دهد، ارتباط برقرار است؛ به تعبیری دیگر، اعمال زشت انسان‏ها، منشأ بروز بسیاری از حوادث ناگوار و مصیبت‏هایی است که در همین دنیا دامنگیر جوامع انسانی می شود؛ «و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم» (شوری۰۳/). از سوی دیگر اعمال شایسته و حسن انسان نیز در همین دنیا سبب فراوانی نعمت و برکات می گردد. علام طباطبایی معتقد است: «حوادثی که در عالم حادث می شود، تا حدی تابع اعمال مردم است. اگر نوع بشر بر طبق رضای خدا عمل کند و راه طاعت او را پیش گیرد، نزول خیرات و باز شدن درهای برکات را در پی دارند و اگر از راه عبودیت منحرف گشته، ضلالت و فساد نیت را دنبال کنند و اعمال زشت مرتکب شوند، باید منتظر ظهور فساد در خشکی و دریا و هلاکت امت‏ها و سلب امنیت و شیوع ظلم و بروز جنگ‏ها و سایر بدبختی‏ها باشند» (طباطبایی «الف»، بی تا، ج ۲: ۱۷۲ ). ایشان در جایی دیگر می فرمایند: از این آیه می توان نکته ای را استنباط کرد و آن این است که ایمان این موجود، یعنی نوع بشر و عمل صالح وی در نظام عالم از جهت ارتباطش با زندگی خود او تأثیر دارد؛ به عبارتی دیگر کفر او و عمل زشتش در فساد عالم مؤثر است. پس اگر انسان به صلاح و سداد گراید نظام دنیا هم از جهت ایفا به لوازم سعادت زندگی بشری و هم از جهت دفع بلا از او و توفیر نعمت برای او صالح خواهد شد (طباطبایی «الف»، بی تا، ج ۶: ۳۵). ایشان در تفسیر این آیه می فرمایند: “برکات به معنای هر چیز کثیری از قبیل امنیت، آسایش، سلامتی، مال و اولاد است که غالبا انسان به فقد آن‏ها مورد آزمایش قرار می گیرد. در جمل لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض، استعاره به کنایه به کار رفته برای اینکه برکات را به مجرایی تشبیه کرده که نعمت‏های الهی از آن مجرا بر آدمیان جریان می یابد. باران و برف هر کدام در موقع مناسب و به مقدار نافع می بارد. هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد شده و در نتیجه غلات و میوه ها فراوان می شود. البته این در موقعی است که مردم به خدای خود ایمان آورده و تقوا پیشه کنند وگرنه این مجرا بسته شده و جریانش قطع می گردد”(طباطبایی«الف»، بی تا، ج ۸: ۴۵۲). «از قضایای حتمی و سنت جاریه الهی یکی این است که همواره میان احسان و تقوی و شکر خدا و میان توارد نعمت ها و تضاعف برکات ظاهری و باطنی و نزول و ریزش آن از ناحی خدا ملازمه بوده است» (طباطبایی«الف»، بی تا، ج ۱۱: ۶۲۴).

برخی دیگر از مفسران نیز با تأکید بر همین سنت الهی، آی فوق را این گونه تفسیر نموده اند: “در اینکه منظور از برکات زمین و آسمان چیست در میان مفسرین گفتگو است. بعضی آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر کرده اند و بعضی به اجابت دعا و حل مشکلات زندگی، ولی این احتمال نیز وجود دارد که منظور از برکات آسمانی، برکات معنوی و منظور از برکات زمین، برکات مادی بوده باشد. اما با توجه به آیات گذشته، تفسیر اول مناسبتر است “(مکارم شیرازی، ۰۶۳۱، ج ۶: ۶۲).

ب) «و ان لو استقاموا علی الطریقه لأسقیناهم ماء غدقا » (جن۶۱/)

در منابع روایی شیعه استقامت بر طریقه، پایبندی مردم به ولایت امیر المؤمنین تفسیر شده است (مجلسی، ۱۴۰۳، بی تا، ج ۲: ۱۵۲ و فرات ابن ابراهیم کوفی، ۱۴۱۰: ۵۱۲). امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: «به خدا قسم اگر مردم به ثقلین (کتاب اللّه و عترت رسول) اللّه تمسک می کردند، آسمان، باران خود را و زمین برکات خود را بر آنان فرو می ریخت و تا روز قیامت از بالای سر (آسمان) و زیر پای خود (زمین) با شادمانی و خرّمی از نعمت‏های آن برخوردار بودند » (انصاری، ۸۱۴۱: ۲۳۱، به نقل از الروائع المختاره من خطب الامام حسن السبط).

ج) «و لو انهم اقاموا التورات و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم لأکلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم» (مائده ۶۶ /)

شیخ طوسی می فرماید: معنی اقام توارت و انجیل این است که به محتوای آن بدون هیچ تحریفی عمل کنند و ممکن است معنای آن این باشد که آن را نصب العین خود قرار دهند تا از مقررات و حدود آن منحرف نشوند و منظور از ما انزل الیهم یا فرقان است و یا هر امر دینی که خدا انسان را به آن راهنمایی کرده است (شیخ طوسی، ۹۰۴۱، ج ۳: ۵۱۵). استقامت، حرکت مستمر در جهت رشد است و معنی استقامت بر طریق حق، که عقل به آن دعوت می کند، همان طاعت الهی است. بنابراین معنای آیه این است که اگر عاقلان پیوسته در مسیر هدایت حرکت کنند و به موجب آن عمل کنند، خداوند به آنها این گونه پاداش می دهد که آنها را با آب فراوان سیراب می سازد. فیض کاشانی می گوید: «منظور از ماء غدقا این است که خداوند روزی آنها را فراوان می سازد» (فیض کاشانی، ۶۷۳۱، ج ۱: ۴۸۲).

د) فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا، یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا (نوح۰۱/-۲۱).

فخر رازی در ذیل این آیه از مجاهد نقل می کند: هنگامی که مردم، مدت طولانی نوح را تکذیب نمودند به مدت ۴۰ سال دچار خشکسالی شدند. نوح به آنان فرمود: از شرک استغفار کنید تا خداوند درهای نعمت خود را به روی شما باز کند. فخر رازی در ادامه به عنوان یک قاعد کلی می گوید «اشتغال به طاعت، سبب گشایش درهای خیرات و برکات می شود » (فخر رازی، بی تا، ج ۰۳: ۷۲۱). او معتقد است خداوند در این آیه، پنج منفعت دنیوی وعده داده است: «۱- باران فراوان ۲- قراردادن مال ۳- فرزندان ۴- باغها و بستان‏ها ۵- رودخانه های جاری» (فخر رازی، بی تا، ج ۰۳: ۷۲۱ ).

۲-۱-۳-بیان تنذیری

براساس آموزه های قرآنی بین اعمال ناشایست انسان و پشت پا زدن به دعوت الهی از یک سو و بروز نابسامانی های طبیعی و حتی اقتصادی و اجتماعی ارتباط تنگاتنگ وجود دارد. صاحب جواهر در این زمینه می گوید: «سبب اصلی کمبود آب رودخانه ها و کمی بارش باران و پیدایش گرانی و خشکسالی، فراوان شدن گناه، کفران نعمت، استمرار دشمنی و زورگویی، ادا نکردن حقوق دیگران، کم فروشی، ظلم، نیرنگ، ترک امر به معروف و نهی از منکر، عدم پرداخت زکات و حکومت بر اساس قوانین غیر الهی است» (نجفی، بی تا: ۷۲۱).

آیات زیر بیانگر این حقیقت است:

الف) «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا»

(روم۱۴/). علامه طباطبایی می گوید: این آیه به ظاهر لفظش عام است و مخصوص به یک زمان و یا به یک واقعه نیست و در نتیجه مراد از برّ و بحر، همان معنای معروف است که شامل هم روی زمین می شود و مراد از فساد در زمین، مصایب و بلاهای عمومی است که یکی از منطقه ها را گرفته، مردم را نابود می کند؛ مانند زلزله، نیامدن باران، قحطی، مرض‏های مُسری، جنگ‏ها، غارت‏ها، سلب امنیت… بما کسبت ایدی الناس یعنی این فساد ظاهر در زمین بر اثر اعمال مردم است یعنی به دلیل شرکی که می‏ورزند و گناهانی است که مرتکب می شوند (طباطبایی«ب»، بی تا، ۷ج ۶۱: ۲۹۲ و ۳۹۲). آلوسی می گوید: آشکار شدن فساد مانند خشک‏سالی، مرگ و میر، فراوانی آتش سوزی، غرق شدن و خفگی صیادان و غواصان در دریا و از بین رفتن برکت از هر چیز و کمی منفعت اشیا و ازدیاد ضرر است (آلوسی، بی تا، ج ۲: ۷۴ ).

ب) «ضرب اللّه مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یأتیها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بأنعم اللّه فأذاقها اللّه لباس الجوع و الخوف بما کانوا یصنعون» (نحل/۲۱۱).

در این آیه، خداوند شهری را مثال می زند که از همه جهات در رفاه و آسایش است؛ هم از نعمت امنیت برخوردار است و هم از رونق اقتصادی، به گونه ای که نیازمندی‏های آن از اطراف به سوی آن سرازیر است. اما در اثر کفران نعمت و ارتکاب گناه، خداوند آنها را مجازات می کند و دو نعمت بزرگ امنیت و رفاه اقتصادی را به دو بلای خانمان‏سوز گرسنگی و ناامنی مبدل می سازد. این آیه به دنبال بیان یک قاعد کلی است و آن اینکه بین ایمان داشتن مردم و شکرگزار بودن آنها از یک سو و بین برقراری امنیت و رفاه اجتماعی و اقتصادی رابطه برقرار است. از سوی دیگر، هرگاه امتی نعمتهای مادی و معنوی الهی را کفران نمایند، خداوند نعمت را به نقمت مبدل می سازد.

علامه طباطبایی می گوید: بعضی گفته اند آی مذکور، مثلی کلی نیست بلکه حکایت حال خصوص مکه است، لکن از سیاق آیات برمی آید که مثلی عمومی باشد به عنوان مقدمه و زمینه چینی برای حلال و حرام‏هایی که بعدا ذکر می شود (طباطبایی«ب»بی تا، ج ۲۱: ۲۳۵ و ۳۲۵).

۲-۳-دسته دوم: حکومت انبیا در قرآن

در قرآن کریم آیات زیادی وجود دارد که برخی به طور عام و برخی به صورت خاص از حکومت پیامبران الهی سخن به میان آورده است.

۱-۲-۳-حکومت انبیا بطور

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *