توضیحات
فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه شامل 88 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیت توحید، تعلیم و تزکیه :
وجود مبارک فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بیتش بیت توحید و تعلیم و تزکیه بود؛ یعنی همان کاری که ذات اقدس الهی وظیفه انبیا
(علیهم السلام)، مخصوصاً وجود مبارک حضرت قرار داد یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ،
[۱]
وجود مبارک زهرا(سلام الله علیها) در عین خانه داری، ذکری که بر زبان مطهّرش جاری بود توحید بود و فرزندش وجود مبارک امام حسن(علیه السلام) همین که به حرف آمد و به جایی رسید که کلماتی بفهمد، وجود مبارک صدیقه کبرا به او معالم توحید تعلیم داد؛ «طُوبَی لِمَنْ هُدِی لِلْإِسْلَامِ»
[۲]
این حرف های عادی حضرت در خانه است که مشغول انجام کار بود، نه اینکه در جمع زنان؛ آن جمع زنان و خطبه ها حساب دیگری بود. «طُوبَی لِمَنْ هُدِی لِلْإِسْلَامِ وَ کانَ عَیشُهُ کفَافاً وَ قَنِعَ بِه»؛ خوشا به حال کسی که به اسلام هدایت شده است. این «طوبی» یک درخت طیب و طاهری است که دو حدیث درباره همین درخت از وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد شده است؛ در محفلی وجود مبارک حضرت فرمود: «طوبی» شجره ای است در بهشت که ریشه آن در خانه من است، در مجلس و محفلی دیگر فرمود «طوبی» شجره ای است که ریشه آن در خانه علی بن ابی طالب (سلام الله علیه) است؛ یکی از اصحاب به حضرت عرض کرد ما قبلاً از شما شنیدیم که فرمودید «شجره طوبی» ریشه اش در خانه من است و الآن می فرمایید که در خانه علی بن ابی طالب است، فرمود هر دو حق است و هر دو را گفتم، چون «دَارِی وَ دَارَ عَلِی وَاحِدَه»؛
[۳]
خانه من و خانه علی در قیامت یکی است. اگر او نفس وجود مبارک پیغمبر شد، خانه ایشان هم یکی می شود؛ البته نه وحدت زمانی یا زمینی، وحدتی که مناسب با آن عالم باشد، فرمود: «دَارِی وَ دَارَ عَلِی وَاحِدَه». این «طوبی» برای کسی است که «هُدِی إِلَی الإِسْلامِ وَ کانَ عَیشُهُ کفَافًا وَ قَنَعَ بِهِ»؛ او به یک روزی حلال بسنده کرده است و به چیزی که باید بگذارد و برود دل نمی بندد، چون یک بار سنگینی است؛ چیزی را که انسان دل ببندد و آن انسان را رها نکند و نه تنها رها نکند، بیاید باری هم بر روی دوش او شود، آدم عاقل این کار را نمی کند.
اصرار صدیقه کبرا (سلام الله علیها) این بود که قرآنی زندگی کند. هنگامی که حسن بن علی(علیه السلام) به حرف آمد و می توانست چیزی یاد بگیرد، این کلمات نورانی را به امام حسن(سلام الله علیهما) آموخت. فرمود بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا ینْسَی مَنْ ذَکرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یخَیبُ مَنْ دَعَاه»
[۴]
خدا هم که بنده صالح و صابر خود را فراموش نمی کند و هیچ بنده ای که با او رابطه داشته باشد امیدش قطع نمی شود و ناامید نمی شود چون به جایی مرتبط است که فیضش ابدی است. این توحیدی زندگی کردن و موحّدانه به سر بردن ریشه قرآنی دارد؛ می بینید اصرار قرآن کریم این است که بر فرض اگر کسی بخواهد آلوده شود این آلودگی اش به جان او راه پیدا نکند، چون اگر ـ خدای ناکرده ـ این آلودگی به درون جان آمد، درمانش بسیار سخت است. تعبیر قرآن این است که «وَلِیجَه»
[۵]
نگیرید، تعبیر قرآن این است که «بِطَانَه»
[۶]
نگیرید. «بِطَانَه»؛ یعنی کسی که وارد درون زندگی آدم می شود، این اختصاصی به مسائل فردی ندارد؛ جمعی، سیاسی و اجتماعی هم همین طور است. بیگانه را به اسرار کشورتان راه ندهید، بیگانه را به درون خانه تان راه ندهید، بیگانه را به درون جانتان راه ندهید؛ زر و زور، بیگانه است؛ دنیا بیگانه است و فرق نمی کند. یک وقت مسائل سیاسی است که می شود استکبار و صهیونیسم، یک وقت مسائل اخلاقی است که می شود زن و فرزند، فرق نمی کند. فرمود «وَلِیجَه»؛ یعنی چیزی که به درون نفوذ میکند و آسیب می رساند، یولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ
[۷]
همین است؛ فرمود: «لا تتخذوا من دونه ولیجه» و «لا تتخذوا من دونه بطانه»؛ «بِطَانَه» آن آستر را می گویند.
در نصاب الصبیان خواندید «الظهاره ابره دان و البطانه آستر» این لباس آن قسمت بیرونی آن را می گویند «ابره» و آنکه به بدن وصل است را می گویند «بِطَانَه». فرمود آستری زندگی خود را بیگانه قرار ندهید، حالا «ابره» هر چه شد، شد; بیگانه اگر «بِطَانَه» و آستر شود و به درون زندگی شما راه پیدا کند، مشکل پیدا می کنید؛ ولو زن و بچه تان باشد. «من دون الله» هیچکس را آستر زندگی و «بِطَانَه» خود قرار ندهید، اگر مسائل سیاسی باشد و نظامی باشد، بیگانه را به اسرار کشورتان آگاهی ندهید؛ مسائل اخلاقی باشد زن و بچه را به درون خود تان راه ندهید؛ این درون را بگذارید برای درون آفرین. محبّت با «وَلِیجَه» بی ارتباط نیست، محبّت با «بِطَانَه» بی ارتباط نیست؛ لذا آیاتی که طایفه اُولی و طایفه ثانیه را مشخص کرد، طایفه ثالثه را در مدار محور محبّت تعیین می کند؛ فرمود غیر خدا را دوستتان قرار ندهید. ما با بسیاری زندگی می کنیم؛ مثلاً جنس می فروشیم و جنس می خریم، مگر به همه علاقه مندیم؟! زندگی کردن و رابطه داشتن یک چیز است، دوست داشتن چیز دیگری است. ما با هزارها نفر گفتگو داریم، سخنرانی داریم و خرید و فروش داریم؛ اما ر از دوستی نیست، یک رابطه عادی است. فرمود اگر کسی بخواهد درون دلتان راه پیدا کند إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی
[۸]
راه دیگری است. محبّت با این طایفه سوم از آیات؛ یعنی با «وَلِیجَه» و «بِطَانَه» هماهنگ است. اینها را وجود مبارک صدیقه کبرا (سلام الله علیها) در درون خانه به حسن بن علی(علیه السلام) یاد می داد؛ حالا آن مقاماتی که در آیه «تطهیر»
[۹]
هست آن مقاماتی که در آیه «مباهله»
[۱۰]
هست جای خود دارد. خدا غریق رحمت کند سیدناالاستاد علامه طباطبایی را یک بیان بسیار لطیفی در آیه «مباهله» دارد که فرمود اینها تنها همراهان پیغمبر نبودند؛ یک وقت آدم وقتی می خواهد نماز «استسقاء» بخواند که بچه ها را هم می برد، حیوانات را هم می برد، بین گوسفند و برّه اش جدایی می اندازد که این ناله ها اثر کند و باران بیاید، این جزء مستحبات است و حق هم هست؛ این یکطور است، یک وقت وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) دختر و بچه خود را برد، بعد در مباهله شرکت می کنند که دو حرف عظیم بزنند، این استنباط سیدناالاستاد است؛ فرمود در مباهله اینها همراهان پیغمبر نبودند که عاطفه برانگیز باشد؛ همانند کاری که انسان در نماز «استسقاء» می کند، برای اینکه آیه ای که ذات اقدس الهی درباره مباهله نازل کرد این است که ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ،
[۱۱]
نه یعنی ما به خدا می گوییم خدایا تو لعنت بفرست، ما این کار را می کنیم و ما لعنت خدا را بر کاذبین قرار می دهیم، پس جعل به دست ماست. چه کسی چنین قدرتی دارد؟ یک وقت است ما می گوییم خدایا عذابت را بر کافرین، کاذبین و مانند آن نازل کن که این دعاست، اما یک وقت خودِ ما عذاب الهی را بر دیگران تحمیل می کنیم؛ این آیه این را می خواهد بگوید، ما این کار را می کنیم ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ نه «ندعوا الله سبحانه و تعالی أن یجعل عذابه علی کذا» فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ این یک نکته، دوم این است که کاذب به چه کسی می گویند؟ به تماشاچی که کاذب نمی گویند. تماشاچی نه صادق است و نه کاذب; مقصد صدق و کذب اِخبار است، اگر کسی گزارشگر باشد و خبر دهد او صادق است یا کاذب، اما کسی که گوشه نشسته یا همراه گزارشگر است او نه صادق است و نه کاذب، چون صدق و کذب مقصدش خبر و گزارش است. اگر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سهمی در گزارش نداشت و حسنین هم همچنین؛ این نه صادق بود و نه کاذب، پس معلوم می شود حرف و گزارشی دارد؛ نه اینکه گزارش را از طرف پدرش نقل می کند، همه از طرف «الله» دارند می گویند; منتها یکی باواسطه و یکی بلاواسطه. یک وقت است که آدم مستمع است، این مستمع نه صادق است و نه کاذب، چه خبر دروغ بشنود و چه خبر راست بشنود او مستمعِ صدق و کذب است، نه صادق و کاذب باشد؛ اما کسی که خودش گزارش دارد و خبر می دهد، بالأخره خبر یا مطابق است یا مطابق نیست ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ؛ یا ما کاذبیم یا شما، ما از طرف خدا خبر می دهیم، این مقام است; حالا آن مقامات ذات مقدس صدیقه کبرا سر جایش محفوظ است؛ ولی زندگی او زندگی قرآنی بود. یک وقت است «سبحان الله» «سبحان الله» می گوید و ذکر می گوید تا ثواب ببرد، این یک عبادت است؛ اما یک وقت است در همین زندگی روزانه اش آیه را تفسیر می کند، حدیث را تفسیر می کند و فرزندش را با توحید آشنا می کند. بنابراین اگر به ما گفتند اُسوه شما این ذوات قدسی است؛ یعنی موحّدانه انسان زندگی کند و مواظب باشد که درون او سهم خود اوست تا بتواند این سهم را به صاحب سهم دهد؛ به تعبیر دیگران که گفتند او ضمیر زبان بسته ها را می داند، انسان همین را به او تقدیم می کند. اگر ـ خدای ناکرده ـ این جا جای «وَلِیجَه» باشد، این جا جای «بِطَانَه» باشد، این جا جای محبّت بیگانه باشد، دیگر انسان آلوده را که نمی تواند تقدیم به «الله» کند. همین سه طایفه آیات قرآنی را وجود مبارک صدیقه کبرا(سلام الله علیها) در زندگی اش اِعمال می کرد.
حالا چون روز عزا و مصیبت است یک مقدار از بیانات نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) را که در هنگام مراسم دفن آن حضرت بیان کردند بخوانیم. کتاب شریف نهج البلاغه قبلاً «نهج البلاغه» بود و متأسفانه صبغه حدیثی نداشت. روزگار نهج البلاغه به جایی رسید که این شده جزء مراسیل؛ اما به برکت کاری که علمای شیعه کردند ـ مخصوصاً بعد از انقلاب ـ این از نهج البلاغه بودن در آمده، از نهج الفصاحه بودن در آمده شده کتاب حدیث و نظیر کافی، منلایحضر، تهذیب و استبصار شد، برای اینکه سید رضی (رضوان الله علیه) این خطبه ها را تقطیع کرده، یک و سند را کنار گذاشته، دو; این دیگر حجیت نداشت، اما این بزرگوارها آمدند آن سخنرانی حضرت را مثلاً پنج صفحه بود همه را نقل کردند، نامه اگر پنج صفحه بود همه را نقل کردند. سید رضی(رضوان الله علیه)، چون هدف او بلاغت بود نه حدیث، اگر نامه ای پنج صفحه بود ایشان یک صفحه آن را انتخاب می کرد و آن جمله های آهنگین و فصیح تر و بلیغتر را نقل می کرد، اگر خطبه ای پنج صفحه بود ایشان یک صفحه آن را انتخاب می کرد؛ تقطیع کرده و تقطیع آن هم این است که گاهی اصلاً بخشی را در نهجالبلاغه ذکر نکرده بودند و گاهی هم تقطیع کردند. این خطبه که «قَدْ أَحْیا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ»
[۱۲]
از کلمات بلند آن حضرت است، در همان تتمّه خطبه ای است که در وصف متقیان برای همّام تشریح کرده است.
[۱۳]
این بزرگوارها آمدند تمام نهج البلاغه؛ یعنی کلّ این کتاب را، خطبه ها را، نامه ها و کلمات همه را جمع کردند و سندهای فراوانی هم که برای این خُطب و نامه ها و کلمات بود ذکر کردند و این را دیگر از صورت نهج البلاغه ای بودن در آوردند، شده کتاب حدیث؛ نظیر کافی شد.
جریان دفن وجود مبارک صدیقه کبرا همین طور است. جریان فدک را همه شما مستحضرید؛ باغی بود که در یکی از نبردها به وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مصالحه شده بود و حضرت هم برابر با وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ
[۱۴]
که در ذیل این آیه این بحث را ملاحظه بفرمایید، فدک را به وجود مبارک صدیقه کبرا(سلام الله علیهما) بخشید
[۱۵]
و «نِحله»
[۱۶]
بود، برای اینکه دستشان باز باشد و فقرای مدینه مخصوصاً بنی هاشم را دریابند. بعد از رحلت حضرت، به بهانه های گوناگونی از دست حضرت گرفتند؛ اوّلی و دومی و سومی، سومی که داده بود به دودمان مروانی و بعد همین طور دست به دست گشت تا در زمان عمربن عبدالعزیز که برگرداندند به بنی هاشم و بعد دوباره غصب شد و بعد در زمان متوکل و منصور که تا زمان فاطمی ها چند بار فدک ردّ و بدل شد. الآن اگر سعودی عاقل باشد و بخواهد از آتش نجات پیدا کند باید این فدک را در اختیار سادات مدینه و مراجع سید قرار دهد که اولاد زهرا آن جا را حوزه علمیه درست کنند و مکتب فاطمیه آن جا ترویج شود؛ اگر بخواهند از عذاب الهی نجات پیدا کنند، راهش این است.
خود حضرت امیر که وقتی قدرت را در دست گرفت، با آن خطبه های غرّای خود که من چنین می کنم، اگر هفت آسمان را به من بدهند و بخواهند از من که به یک مورچه ظلم کنم نمی کنم،
[۱۷]
این خطبه ها فراوان بود؛ ولی نتوانست فدک را استرداد کند و به اولاد فاطمه برگرداند. فدک که برای حضرت امیر نبود که از حقّ خودش صرف نظر کند یا فدک برای ملت نبود تا بگوییم او ولی مسلمین است، فدک برای بچه های فاطمه بود و حضرت امیر نتوانست این کار را کند، چرا حضرت امیر نتوانست؟ اگر می توانست که یقیناً این کار را می کرد، آن هم با آن قدرت. سرّش آن است که تنها اوّلی و دومی و سومی نبودند، سرّش در این خطبه و در این ناله های حضرت امیر در هنگام دفن حضرت زهرا مشخص می شود، این ناله را توجه کنید که حضرت چه فرمود؛ نگفت اوّلی و دومی و سومی به فاطمه(سلام الله علیها) ستم کردند
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.