تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم شامل 47 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خودم‌ را برای اعدام هم آماده کرده بودم :

نسل یاران انقلاب، که حالا بقیه السلف آنها، آیت الله سیدعلی خامنه ای، رهبریِ انقلاب را برعهده دارند، نسلی “مبارز” بود. مبارزه برای نسلهای بعد، تصویری است ذهنی و برای این قوم نوعی از “زندگی” به شمار می آمد. نوعی از زیست اجتماعی و نه ژست سیاسی، که باید برای آن از همه آرزوهای خود می گذشتند[۱] و در راه آینده ای متعالی همه چیز را فدا می کردند. سالهای قبل از انقلاب مشحون از واژگانی بود مثل ساواک، تعقیب، شکنجه و بازداشت.

زندانِ سیاسی سال های قبل از انقلاب، نه محلی برای اجتماع و تنبه مشتی مخالف سیاسی که محل اقامت میزبانانی بود، درس آموخته ی تخصص های آمریکایی و اسرائیلی[۲]- که در یک «دستگاه جهنمی»، “مبارزه را سخت کنند” که گاهی هم سخت می شد واقعا: «آن قدر از این داعیه داران و خیلی از کسانی که تحلیلهای مارکسیستی و روشنفکری و ادّعا و حرف داشتند، وقتی آن زندانها را دیدند و شکنجه هایش را حتّی بسیاری ندیدند، بلکه فقط شنیدند، از وسط راه برگشتند و خودشان را تسلیم کردند!»[۳] زندگی مبارزاتی آیت الله خامنه ای اما، نمودار یکی از پرماجراترین زندگی نامه های آن عصر است. مردان مبارزی که زندان، ممنوع السفری[۴]، دوری از خانواده، ترسِ اعضای خانواده، شکنجه کشیدن، شکنجه ی دیگران را دیدن، تبعید و حتی هراس از گام برداشتن بر سنگفرش خیابان ها[۵] را بازیچه ی همت های بلندشان قرار داده بودند.

مأموریت از جانب خدا

نخستین دستگیری آیت الله خامنه ای به زمانی باز می گردد که در محرم سال ، یاران امام ماموریت یافتند که منابر را سیاسی کنند و علیه سیاست های دولت وابسته و جنایات مدرسه فیضیه[۶]اطلاع رسانی کنند. آیت الله خامنه ای عازم بیرجند، پایگاه خاندانیِ اسدالله علم شد. مسئولان امنیتی بیرجند در شب تاسوعا، آیت الله خامنه ای را بازداشت و پس از یک شب بازداشت، به شرط ترک منبر آزاد کردند. سه روز بعد، واقعه پانزدهم خرداد در شهر قم به وقوع پیوست که ایشان به دلیل فعالیت های اعتراضی پس از این واقعه دوباره دستگیر و ده روز هم در زندان نظامی محبوس شد. گفتگوی آیت الله خامنه ای با ماموران امنتیتی رژیم در ماجرای این دستگیری نشان از روحیه بالای ایشان می دهد: «پرسید: از طرف چه کسی مأمورید؟ گفتم: از جانب خدا… سخت تحت تأثیر قرار گرفت و گفت: این کار خطر دارد؛ مشکلات دارد؛ شما جوانید. گفتم: من فکر نمی کنم بالاتر از اعدام کاری باشد؛ شما بالاتر از اعدام ندارید و من خودم را برای اعدام آماده کرده ام. همه کارهای شما زیر اعدام است. واقعاً مبهوت شده بود و گفت: شما که خود را برای اعدام آماده کرده اید، من به شما چه بگویم.»[۷]

رمضان (بهمن) همان سال، فرصت تبلیغ مجددی پیش آمد که آیت الله خامنه ای شهرهای کرمان و زاهدان را انتخاب کردند. پس از دو سه روز توقف در کرمان و سخنرانی و دیدار با علمای شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانی های متعرضانه و کنایه دار ایشان در این شهرها، به ویژه در روز ششم بهمن (سالگرد همه پرسی انقلاب سفید) به سرعت توجه مراقبان امنیتی رژیم را جلب کرد تا اینکه در روز پانزدهم رمضان، روز میلاد امام حسن (ع)، ساواک شبانه ایشان را دستگیر کرد و با هواپیما به تهران فرستاد. دو ماه زندان انفرادی در قزل قلعه، مجازات این سخنرانیها بود؛ مجازاتی که پس از مراحلی از بازجویی و شکنجه های روانی تعیین شد: «اذیت زبانی و تضییع و اهانت های خیلی بد [کردند]، حرف های خیلی زشت آنجا زدند که من یادم نمی رود. [جزئیات آن را] نمی خواهم… بگویم. برخورد خیلی تندی کردند… نه اینکه وحشت کنم بترسم، اما احساس تنهایی کردم؛ واقعا احساس کردم هیچ کس نیست که به من کمک کند و پناه بردم به خدا.»[۸]

روز بازداشت انفرادی

بهانه بازداشت سوم در فروردین ، فعالیتهای سیاسی آیت الله خامنه ای در اعتراض به تبعید آیت الله سید حسن قمی (از علمای مبارز مشهد) به خاش بود.[۹] اما آنچه بیشتر در بازجویی ها و دادگاه، اتهام اصلی ایشان عنوان می شد، ترجمه یک کتاب بود؛ کتاب «آینده در قلمرو اسلام». این کتاب، نوشته سیدِقطب، اندیشمند انقلابی مصری بود که وجوه ضداستعماری و سیاسی اسلام را برجسته و با لحنی پرشور و پرمدعا، آرزوی برتری اسلام بر دیگر مرام ها را تصویر می کرد. آنچه از مروری گذرا بر متن بازجویی های این دوره دیده می شود زیرکی و تمرکز آیت الله خامنه ای است که با تقیه و دادن پاسخهای هوشمندانه، کوشش بازجویان و قاضیان برای تطبیق اعمال ایشان بر موارد خرابکارانه را بی اثر گذاشت. با این حال، آیت الله خامنه ای پس از تحمل روز بازداشت انفرادی و بدون امکان ملاقات در زندان لشکر مشهد، به سه ماه زندان محکوم شد که با تبدیل قرار به وجه الکفاله در تاریخ تیر آزاد شد. فضای بازجویی ها و دستگیری ها به گونه ای تلخ و وحشتناک بود که بر فرزندان ایشان هم اثر می گذاشت. آیت الله خامنه ای، حالات فرزند بزرگ خود مصطفی را که در آن هنگام کودک خردسالی بوده است را به یاد می آورند که هنگام دیدار در زندان، «بچه را گرفتم و بوسیدم، اما او مبهوت و حیرت زده و زبان بندآمده به من نگاه می کرد. سپس گریه بلندی سر داد که نتوانستم او را آرام کنم. دوباره او را به آن افسر دادم که به خانواده ام که حق ملاقات با من را نداشتند برگرداند.»[۱۰]

اتهام: تبلیغ برای امام خمینی (رحمه الله)

تبلیغ برای امام خمینی (رحمه الله) و اشاعه ی خبر شهادت آیت الله سعیدی در زندان اتهام چهارمی بود که دست مایه دستگیری آیت الله خامنه ای بوسیله ساواک شد. اتهامی که به یک اتهام دیگر تقویت شد: گوش دادن به رادیو عراق! مدت زندانی این دوره، بیش از سه ماه بود و ایشان در دی ماه آزاد شدند: «این، یکی از دفعات سه گانه دستگیری من بود که در مهرماه اتفاق افتاد، به طوری که من این ماه را به جای ماه مهر، ماه کین نامیده بودم.[۱۱] از این بازداشت، بازجوییها خشن تر شد. در یک مورد عده ای ماموران ساواک ایشان را دوره کردند و بدون هیچ محدودیتی، به ناسزاگویی پرداختند[۱۲]وضعیت کلی شکنجه در زندانهای رژیم به گونه ای بود که مورد اعتراض آیت الله خامنه ای قرار گرفت. ایشان در یکی از بازجوییها که ظاهرا بازجو با لحن صمیمانه تری برخورد میکرد قدری صریح تر صحبت کردند که یک مورد آن اعتراض به شکنجه ها بود: «برای شکنجه هرگز نظر به احضار این دفعه خود نداشتم ولی برای اینکه خاطر سرکار مستحضر باشد در همین مشهد آقای شیخ علی فصیحی را مثال می زنم که در یکی از کلانتری های مشهد (فکر می کنم کلانتری) آقایان پاسبان ها یکی دو ساعت به وسیله شلاق و باتوم از ایشان پذیرایی کرده بودند. آیا این هم بر طبق مقررات بوده است؟»[۱۳]

شکنجه، قرائت قرآن و روزه داری

در آستانه برگزاری جشنهای سال شاهنشاهی، ساواک مامور بود که انتقادها را سرکوب و سازهای ناکوک را خاموش کند. برای همین و به قصد پیشگیری، ساواکْ افراد سابقه دار در اقدام علیه حکومت را تحت مراقبت قرار داد که نام آیت الله خامنه ای هم در فهرست مظنونین وجود داشت. چهارم مهرماه ، شانزده روز مانده به افتتاح جشن ها، ایشان را بازداشت کردند و به انفرادی بردند: «تا آن روز اتاقی به آن کوچکی ندیده بودم. به شکل مربع و هر ضلع آن یک متر و نیم طول داشت. هیچ منفذ و روزنه ای نداست. تاریکی مطلق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *