تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی علیه السلام :

مقدمه

یکی از رخدادهای مهم تاریخ جهان در آخرالزمان، انقلاب و حکومت جهانی امام مهدی است. اما گستر مدیریت ایشان محدود به کشورها و امت‎های اسلامی نیست، بلکه فراگیر می‎باشد. بنابراین دستاوردهای عظیمی از جهات، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مدیریتی به همراه خواهد داشت. دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی آن نتایج و ثمرات مهم حاصل از مدیریت منابع با ایجاد انگیزه فوق العاده در جهت اهداف الهی‎شان است.

این مقاله در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که «دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی چیست؟» پرسش های فرعی دیگری نیز قابل طرح است: یکم. دستاوردهای ایشان در محور وظایف مدیر و رهبر چیست؟ دوم. دستاوردهای حضرت در محور منابع سازمانی کدامند؟ سوم. دستاوردهای ایشان در محور رفتار سازمانی چیست؟ چهارم. دستاوردهای ایشان در فرهنگ سازمانی کدام است؟

تلاش نگارنده در این مقاله به این پاسخ رهنمون شده است که «دستاورد مدیریت ایشان سازمانی منظم، رشد یابنده از تمام جهات، دارای افرادی با انگیزه فعال و دارای محیطی معنوی و روحانی و عرفانی است.» مقاله حاضر، باعنوان دستاوردهای مدیریتی حکومت جهانی حضرت مهدی در صدد است تا بر اساس قاعده (۴+۲) امکان ردیابی تصویری از نتایج مدیریتی جکومت حضرت را بررسی نماید. دستاوردهای مدیریتی امام مهدی به عنوان ناب ترین و کامل ترین نسخ مدیریتی عالم در لسان روایات یاد می شود. اهمیت و ضرورت بحث همین اندازه کافی است که با الگو گیری از سیره ایشان و نزدیک شدن رهبران اسلامی به سیره مدیریتی ایشان، مقدمات ظهور ایشان فراهم شده و امید امیدواران افزوده گردد. این مقاله قصد دارد با کاوش در دستاوردهای حضرت حجت ع بر اساس قاعده (۴+۲) دنبال نموده، و نگاه جدیدی از دستاوردها را بر مبنای ساختار مسائل جدید مدیریتی ارایه نماید. طرح این ساختار از دستاوردهای ایشان نمی باشد، بلکه هر نوع مدیریتی باید دارای ساختار مسائل این چنینی باشد. هرچند در مبانی، روش و دستاوردها با یکدیگر متفاوت‎اند. دستاوردهای حکومت امام مهدی که دارای ابعاد مختلف، سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی، دینی، تربیتی، اجتماعی، علمی و مدیریتی است؛ پژوهش حاضر، بعد مدیرتی حکومت امام مهدی را تشکیل می‎دهد. دستاوردهای مدیریتی ایشان را از زوایای مختلف می‎توان مورد ملاحظه قرار داد. مانند مبانی مدیریت، رفتار سازمانی، روان‎شناسی سازمانی، مدیریت منابع‎سازمانی، دولتی، بازرگانی، مالی، صنعتی، دانش، استراتژیک و… اما آن چرا که به عنوان دستاوردهای مدیریتی حکومت جهانی حضرت مهدی در این نوشتار مورد تأکید قرار می‎دهیم تنها به دستاوردهای مدیریتی حضرت در محورهای چهارگانه مدیریت می‎پردازیم. پیشین بحث دستاوردهای مدیریتی حکومت امام مهدی ، به همان نتایج و مقاصد مدیریتی حکومت پیامبراسلام, و امیرالمومنین می‎رسد. اما به خاطر موانع پیش رو میسر نشد آنها را تام و تمام تحقق بخشند. نوع پژوهش‎های در زمینه حکومت نبوی و علوی از پیشین عام بحث مطرح است. بدون شک «حکومه‎المهدی» به نوعی تکرار یا تداوم «حکومه‎النبی» است. پس حکومت فاضله عادله مصداقی در گذشته و آینده دارد. برای آگاهی از اهداف، روش‎ها و دستاوردهای حکومت امام مهدی می توان نگرشی به سیره و سنت پیامبراکرم, در این زمینه انداخت؛ زیرا علاوه بر این که هر دو مهندس و طراح حکومت‎اند، هم نام و کنیه نیز می باشند. همچنین از زاویه دیگر آن که یکی خاتم‎الانبیاء و دیگری خاتم‎الاوصیاء می باشد. با وجود تشابه گسترده که در اخبار و روایات آمده است، تفاوت عمده تنها در دو مطلب است یکی «کمیت» و دیگری «زمان و مکان» است. نوآوری بحث هم از جهت ساختار مقاله است و هم نتیجه دستاوردهای با توجه به ساختار حضرت قابل ملاحظه است.

(محور اول)دستاوردهای مبانی مدیریتی حضرت

تقریباً مدیریت پژوهان، اتفاق دارند که وظایف اصلی یک مدیر چهار وظیفه: سازماندهی، برنامه ریزی، نظارت وکنترل، هدایت و رهبری است. این وظایف آن قدر اهمیت دارند که گاهی از آن ها به مبانی مدیریت یاد می شود. در میان این وظایف، هدایت و رهبری اهمیت خاصی دارد به گونه ای که شاید بتوان گفت وظایف: مدیر (۱+۳) است یعنی (رهبری + سازماندهی و برنامه ریزی و نظارت) چرا که هدایت و رهبری یک مدیر باعث سازماندهی، برنامه ریزی، کنترل، ایجاد و اعمال می شود. رهبری در مدیریت همان هدایت است که در لغت و اصطلاح به آن اشاره شده است. هدایت یک مدیر و رهبر همان ارائه طریق است.

سازماندهی

در تعریف سازمان آمده است؛ «سازمان پدیده ای اجتماعی به شمار می آید که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتاً مشخص بوده و برای تحقق هدف یا اهدافی بر اساس یک سلسله مبانی دائمی فعالیت می کند. سازماندهی فرآیند ی است که طی آن، با تقسیم کار میان افراد و گروه های کاری و ایجاد هماهنگی میان آنها، برای کسب اهداف سازمان تلاش می‎شود. ما حصل سازماندهی امام مهدی در حکومت خویش عینیت دادن امامت و امارت است. اتحاد امامت و امارت، شیوه تعیین ریاست و ولایت؛ یا عینیت یافتن سیاست و دیانت در شخص واحد است، به گونه‎ای که این شخص واحد، متصدی امور و شئون دین، حاکم امور و روابط های اجتماعی و دنیوی مردم نیز هست. مطابق این دیدگاه قداست و کیاست درهم آمیخته می گردد بنحوی که اراده‎ای واحد هر دو حیث دنیا و آخرت را محوریت می نماید و در عین حال پرده از ناکارآمدی و بن بست رسیدن سایر حاکمیت ها و سازماندهی ها برمی‎دارد. اتحاد امامت و امارت تفکیک بین اداره دین و دنیا را برنمی تابد. به عبارت دیگر ولایت یک ولی یا یک والی مشروع بر جامعه دو شعبه امامت و امارت را درهم و با هم خواهد داشت. در حقیقت امامت و امارت از شئون مقوّم ولایت و به منزله جنس و فصل آن عمل خواهند کرد. در این اصطلاح امامت، مدیریت امور دینی و امارت، مدیریت و فرماندهی امور سیاسی اجتماعی را به عهده دارد. و با اتحاد آن دو در متن «ولایت»، مدینه فاضله اسلامی، زیر بنای خود را شکل خواهد داد. در روایات ظهور امام مهدی عبارت «امر جدید» در هفت حدیث ذکر شده است. که یکی از احتمالات قوی در مورد مراد از «امر جدید» همین اتحاد امامت و امارت می‎باشد.

برنامه ریزی

برنامه‎ریزی عبارت از کوششی در جهت انتخاب بهترین برنامه‎ها در جهت رسیدن به هدف‎های مشخص است که امکان دارد این کوشش‎ها و برنامه ها، تا مرحل نهایی هدف نیز پیش نرود، بلکه گام‎هایی در جهت رسیدن به آن باشد. به گفته چادویک «برنامه ریزی یک سیستم کلی ذهنی است. با ایجاد یک سیستم ذهنی مستقل اما منطبق بر سیستم دنیای واقعی، ابتدا پدیده تحول را شناخته، سپس آن را پیش بینی کرده و بالاخره آن را ارزیابی می کنیم، هدف بهینه کردن سیستم دنیای واقعی از طریق بهینه نمودن سیستم ذهنی می‎باشد»

در خصوص ضرورت و اهمیت برنامه ریزی همین اندازه کافی است که بر تمامی وظایف مدیریتی اولویت داشته و موفقیت در تمامی این وظایف اعم از بسیج منابع، سازماندهی، هدایت و رهبری، همگی در سایه برنامه ریزی صحیح ممکن خواهد بود. در فرهنگ مدیریت اسلامی از این اصل مدیریتی با عنوان «قدر» و «تقدیر» یاد شده است. برنامه ریزی چون ناظر به آینده است پس شناخت اهداف و برنامه های آتی و نیازهای سازمان به نیروی انسانی در آینده و چگونگی تأمین و یا کاهش آن، در این امر مهم می‎نماید. تأکید روایات معصومین ع نیز برای تحقق یک برنامه کارآمد بر علم، تدبیر، تجربه و دوراندیشی است. آنچه که برنامه‎ریزی امام مهدی را در حکومت جهانی‎اش از سایر مدیریت ها ممتاز و برجسته نموده مرهون چند عامل است. ۱. علم و آگاهی لازم و جازم؛ زیرا از سن ۲۶۰ ه.ق. یعنی اولین سال امامت ایشان تا حال حاضر تمام مقدرات عالم در شب قدر (شب برنامه‎ریزی الهی) به محضر ایشان تسلیم می‎شود. بنابراین علم و اطلاعات امام مهدی هم نسبت به گذشته طولانی و هم نسبت به آینده مدید بسیار دقیق و شفاف است. ۲. آگاهی از اهداف: برقراری عدالت، صلح، امنیت، عبودیت در سطح جهانی نیاز به اطلاعات کافی و وافی از فرصت‎ها و تهدیدها، ضعف‎ها و قوت‎ها دارد. که این علم و دانش نه تنها در نزد حضرت موجود است بلکه منابع انسانی لازم برای این امر را نیز تجهیز می‎نماید. امام صادق فرمود: «هَذِهِ الْعِدَّهُ الَّتِی یخْرِجُ اللَّهُ فِیهَا الْقَائِمَ (عَلَیهِ السَّلَامُ)، هُمُ النُّجَبَاءُ وَ الْقُضَاهُ وَ الْحُکامُ وَ الْفُقَهَاءُ فِی الدِّینِ، یمْسَحُ بُطُونَهُمْ وَ ظُهُورَهُمْ فَلَا یشْتَبِهُ عَلَیهِمْ حُکمٌ» بنابر مضامین چنین روایاتی که نظیرش کم نیست. وزراء و نقباء حضرت نیز از چنین برنامه‎ای اطلاع دارند و دقیقا آن را به کار می بندند.

نظارت و کنترل

یکی از وظایف اساسی مدیریت؛ نظارت، کنترل است که بدون آن تحقق اهداف مدیریت امکان‎پذیر نخواهد بود. به گونه‎ای که بدون توجه به این موضوع، سایر اجزاء مدیریت، مانند: برنامه‎ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری نیز ناقص بوده و تضمینی برای انجام درست آن‎ها وجود ندارد. در حقیقت اطمینان از این که اجرای برنامه و هدایت آن درست صورت می‎گیرد و در صورت مشاهده انحراف، اقدام لازم برای تصحیح آن به عمل می‎آید، نیازمند فرآیند ی است که آن را نظارت و کنترل می‎نامند. منظور اساسی از نظارت و سنجش برنامه ها و فعالیت‎های سازمان ها و افراد، تدارک اطلاعات جهت بازخورد و در نهایت بهبود امور کارکنان است. امام رضا علیه السلام فرمود: «لَوْ لَمْ یجْعَلْ لَهُمْ اماماً قیماً حافِظاً مُسْتَوْدِعاً لَدَرَسَتِ الْمِلَّهُ وَ ذَهَبَ الدِّینُ وَ غُیرَتِ السُّنَنُ وَ الْأَحْکامُ» اگر خداوند برای مردم امام و سرپرستی که زمام امور را به دست بگیرد و نظارت عادلانه داشته باشد قرار ندهد، نظام جامعه از هم می پاشد و دین از بین می‎رود و سنت‎ها و احکام الهی تغییر می یابد. نظارت و کنترل امام مهدی در ساختار مدیریت حکومتی‎اش، نظارتی کامل و همه جانبه است و شامل تمامی فعل و انفعالات موجودات و انسان‎ها و دیگر مدیران تحت امر می باشد. نظارت ایشان به چند گونه است. ۱. امام، مظهر اسم حی الهی است و چون حیات مبدأ علم و قدرت است و علم خداوند شهودی است امام نیز ناظر اعمال امّت و به همه کارهای آنان آگاه است. عَرْضه اعمال به پیش‎گاه امام گاه عرضه ای عمومی است که روزهای دوشنبه و پنج شنبه اعمال امّت به حضورشان برده می شود و گاه عرضه دائمی و نظارت همیشگی است که با عبارات کل یوم و لیله، کل صباح در روایات معصومان آمده است و ناظر به دوام وقوف و نظارت امام(علیه السلام) بر اعمال امّت است. ۲. در برخی روایات آمده است که در مقام قضاوت مانند حضرت داود و سلیمان به علم خویش عمل می‎کند و نیاز به بینه ندارد. بدین شکل که خود معصوم شاهد است و نیاز به شاهد دیگری ندارد. امام صادق فرمود: «إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ع حَکمَ بَینَ النَّاسِ بِحُکمِ دَاوُدَ لَایحْتَاجُ إِلَی بَینَهٍ یلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَی فَیحْکمُ بِعِلْمِهِ وَ یخْبِرُ کلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ وَ یعْرِفُ وَلِیهُ مِنْ عَدُوِّهِ بِالتَّوَسُّم» هنگامی که قائم قیام کند، میان مردم به شیوه داود قضاوت می‎کند، نیازمند بینه نیست. خداوند متعال به الهام میکند و او به علمش حکم می‎کند و به هر گروهی، آنچه را در درون‎شان مخفی کرده‎اند، خبر می دهد و دوست را از دشمنش با نگاه به ظاهر و سیمایش می شناسد. ۳. در زمان حضرت بسیاری از اشیاء شاهدند و شهادت می دهند و اخبار نزد خود را گزارش می‎دهند. «فلا یبقی شی ء ممّا خلق اللّه یتواری به یهودی إلّا أنطقه اللّه عزّ و جلّ، لا حجر و لا شجر و لا دابّه إلّا قال: یا عبد اللّه المسلم هذا یهودی فاقتله » یهودیان در گوشه و کنار و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان شوند؛ اما همه چیز به سخن آید و بانگ بردارد: ای بنده مسلمان خدا، اینجا یک یهودی است، بیا و او را بکش. از امام باقر نقل شده است: «… حتّی ان احدهم یتکلّم فی بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار…» و تا آنجا که بعضی از مردم هنگامی که درون خانه خود سخن می گویند، می‎ترسند دیوار بر ضدّ آنها شهادت دهد.

دستاورد نظارت حکومت امام مهدی را می‎توان در سه سطح خلاصه کرد: ۱. نظارت از خود ۲. نظارت در خود؛ ۳. نظارت بر خود؛ این نظارت اخیر همان نظارت خود امام مهدی بر افراد و سازمان های تحت امرش می‎باشد که نظارت بسیار دقیق و خالی از ابهام و ایهام است. دلیل آن روایات فوق است که مورد اشاره واقع شد. امام قلب عالم امکان است و هیچ چیز از محضرش غایب نیست. نظارت نوع دوم (نظارت در خود) امام باقر در تفسیر آیه شریفه «الَّذینَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُورِ» (حج:۴۱) فرمود: این آیه مربوط به آل محمد (ص) است. خداوند متعال، مهدی و اصحاب او را در مشارق و مغارب زمین حاکم می گرداند دین را پیروز می گرداند و به وسیله مهدی و اصحاب او بدعت ها و باطل را زائل می کند پیروان باطل را هم زائل می کند تا اثری از ظلم نماند یاران مهدی امر به معروف و نهی از منکر می کنند و عاقبت امر از آن خداست (سرانجام دین خدا حاکم می شود.) پس امر به معروف و نهی از منکر خود یک نظارت عمومی و همگانی می‎شود و به کسی فرصت و اجازه گناه یا جرمی را نمی‎دهد. در مورد «نظارت از خود» باید توجه داد که منظور نظارت درونی است. بینش و باور تمام افراد به حدی ارتقاء می‎یابد که خود را در محضر خداوند متعال و ولی امر او می‎یابند و از این که بخواهند مرتکب امر ناشایستی شوند، به شدت پرهیز دارند. امام صادق فرمود: «الْعِلْمُ سَبْعَهٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً…» محتوای این گونه روایات حاکی از افزایش چندین برابری علم و آگاهی افراد در سازمان و اجتماع عصر ظهور است. و بهترین نوع نظارت همین است که نظارت درونی تقویت شود تا نیاز به نظارت بیرونی نباشد. و روایات اسلامی اشاره به چنین دستاوردی در حکومت امام مهدی دارد.

هدایت و رهبری

رهبری (در برخی از متن‎ها هدایت) یکی از پنج وظیفه اصلی مدیران محسوب می شود. رهبری هنر نفوذ بر مردم است، به نحوی که آنها به صورت داوطلبانه و از روی رغبت فعالیت های از پیش تعیین شده ای را در چارچوب اهداف معین سازمان انجام دهند. برخی از صاحب نظران، رهبری را بسیار فراتر از مدیریت می دانند و معتقدند که رهبران سازمان ها الزاماً مدیران سازمان ها نیستند. کوتاه آن که رهبری را فرآیند «نفوذ» و «هدایت» می‎نامند. از میان وظایف مدیریت، رهبری را باید از سه وظیفه سازماندهی، برنامه‎ریزی و نظارت که به آنها اشاره شد بالاتر دانست؛ چرا که باید هم نفوذ در افراد تحت امر خود داشته باشد و هم آنها را هدایت کند. هدایت دو نوع است «ارائه طریق» و «ایصال الی المطلوب» در مضمون آیه شریفه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم » (فاتحه:۶) همان ایصال به مطلوب است و خداوند این ایصال را بر خویش وظیفه می‎داند. «إِنَّ عَلَینا لَلْهُدی» (لیل:۱۲). اما «ارائه طریق» را به انبیاء و اوصیاء واگذار کرده است البته به اذن خویش. هدایت سازمانی از مقوله ارائه طریق است و از نوع هدایت تکوینی عامه؛ به این معنا که اداره و تدبیر امر با امکانات خدادادی میسر می شود و اگر هدف سازمان با هدف الهی یکی شود ارائه و ایصال با هم تحقق خواهند شد. امام الباقر فرمود: «إنما سُمِّی المهدی لأنه یُهدی إلی أمر خفی» مشابه این روایت از امام صادق نیز رسیده است: «لأنه یهدی إلی کلّ أمر خفیٍّ» مضمون مشترک این روایات این است که امام مهدی به صورت ویژه ای از جانب پروردگار متعالی هدایت خواهد شد؛ به گونه ای که چیزی از آن حضرت مخفی نمی ماند. بر اثر این هدایت ویژه است که می تواند عهده دار هدایت هم عالم شود، دین مقدّس اسلام را عالم‎گیر کند و عدالت مورد انتظار را تحقّق بخشد.

عنصر دیگر رهبری، «نفوذ» است و آن عبارت است از تاثیرگذاری بر افراد به طوری که با انگیزه درونی به سوی اهداف و مسیر و جهت تعیین شده حرکت کنند. و این امری نیست که با زور و ضرب به دست آید و با اکراه و اجبار حاصل نمی‎شود بلکه با میل و محبت و کشش درونی و جذبه است. خداوند متعال در آیه ۹۶ سوره مریم بیان می‎نماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»؛ «مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دل‎ها قرار می دهد!»

یکی از بحث‎های مدیریت منابع انسانی، که در ادامه خواهد آمد، انتخاب و گزینش بهترین نیروها برای سازمان می‎باشد ، که در اصطلاح آن را «گزینش اصلح» می‎نامند. حال اگر شخصی بخواهد مدیریت و رهبری عالم را بر عهده بگیرد باید از هر لحاظ که تصور شود باید اصلح باشد.گزینش اصلح، خود دارای فرایندی است که یکی از مراحل آن، کادرسازی یا به تعبیر قرآن کریم «اصطناع» می‎باشد. همچنین کادرسازی پروسه‎ای دارد که یکی از مهمترین مراحل آن محبوب سازی یا به تعبیر قرآن کریم «القاء محبت» می‎باشد. خداوند متعالی در مورد حضرت موسی می‎فرماید: «أَلْقَیتُ عَلَیک مَحَبَّهً مِنِّی» (طه:۳۹) من محبّتی از خودم بر تو افکندم. معنای القای محبت، این است که خداوند او را طوری قرار داده بود که هر کس او را می دید دوستش می داشت، و قلبش را به سوی موسی جذب می کرد. به طوری که در خانه سرسخت ترین دشمنانش رشد یافت. همچنین در مورد حضرت یحیی می‎فرماید: «وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا» (مریم: ۱۳) «حنان» به معنای شفقت ومهربانی است. رأفت خدا به یحیی و عشق او به خدا، مهر مردم به یحیی و محبّت یحیی به مردم، پرتو ی الهی است. از این رو خداوند متعالی است که باید رهبر خویش را در قلوب انسان‎ها قرار دهد. به همین ترتیب اگر خداوند متعالی بخواهد که ولی خود را در تمام دلها نفوذ بدهد باید که محبتش را در تمام قلوب ساری و جاری سازد. با توجه به آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم:۹۶) نَزَلَ فِی عَلِی (ع) لانَّهُ مَا مِنْ مُسْلِمٍ إِلا وَ لِعَلِی فِی قَلْبِهِ مَحَبَّه» و در برخی روایات فرزندان حضرت را نیز اشاره نموده است. بنابراین مدیر و رهبری که قرار است عالم را اداره نماید، خداوند متعالی نسبت به القاء محبت قلبی ایشان در همه قلوب فروگذار نخواهد کرد. ارشاد و رشد یا هدایت و رشد، معادل‎های اسلامی برای واژه رهبری هستند. قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت و ارشاد است. در تعابیر اسلامی رشد عبارت است از شایستگی و لیاقت برای نگه داری و استفاده و بهره برداری صحیح از وسائل و سرمایه های حیات آمده است. با توجه به اینکه امامت مرادف رهبری است، مدیریت یک امام همان قدرت بر ارشاد و هدایت و توانایی و شایستگی نگه داری و استفاده و بهره برداری صحیح از وسائل و سرمایه های حیات خواهد بود. در محور چهارم (فرهنگ سازمانی) نقش رهبری در ایجاد فرهنگ مطلوب و نهادینه کردن آن روشن‎تر خواهد شد.

(محور دوم)دستاوردهای منابع انسانی حضرت

مدیریت منابع انسانی عبارت از فرآیند گزینش و انتخاب، ارزیابی، آموزش و پرورش، حقوق و دستمزد و انضباط و تشویق و تنبیه و پاداش اعضاء یک سازمان است. منظور از منابع انسانی همه افرادی هستند که در ادارات و سازمان‎های دولتی اعم از کشوری و لشکری، مؤسسات غیردولتی بازرگانی یا صنعتی، مدارس و دانشگاه ها، روستاها و دیگر فعالیت‎های مؤثر در تولید ملی اشتغال دارند. در واقع وظیفه منابع انسانی رعایت نظام شایستگی در استخدام، پرورش و حفظ نیروی کار شایسته است که با حداکثر کارآئی وصرفه جویی، هدف های سازمان را تحقق بخشند.

گزینش

از مهمترین وظایف مدیریت منابع انسانی جذب و بکارگیری افرادی است که بهترین بازدهی را در مجموعه کاری سازمان داشته باشند. گزینش، فرآیند غربال کردن متقاضیان شغل به منظور شناسایی و انتخاب مناسب‎ترین آنها برای استخدام می باشد. گمان تصمیم گیرندگان بر این است که از این طریق پیش‎بینی کنند کدام متقاضی می‎تواند موفق شود. آیا امام مهدی در گزینش یاورانش از طریق رایج (گمانه و تخمین) استفاده خواهد کرد؟

فرآیند گزینش

از آنجا که امام مهدی در روش مدیریتی حکومت خویش از کتاب الله و سنت رسول الله پیروی میکند. پس فرآیند گزینش نیز قرآنی خواهد بود. فرآیند گزینشی قرآن کریم را در قالب ذیل می‎توان تصویر کرد:

۱.مرحله اجتباء: اجتباء الهی به این معنا است که او را خالص برای خود سازد و از مذهب های مختلف جمع آوریش نماید. قرآن کریم می فرماید: «اللَّهُ یجْتَبِی إِلَیهِ مَنْ یشاءُ وَ یهْدِی إِلَیهِ مَنْ ینِیب » «اجتباء» از «جبایه» به معنای جمع آوری و انتخاب و برگزیدن است. در تفسیر قمی آمده است: «هم الأئمه الذین اجتباهم الله و اختارهم»

۲.مرحله اصطفاء: عملیات تصفیه و پاک سازی فرد مورد گزینش. استعمال اصطفاء با حرف «علی» دلالت می کند بر استعلاء و علوّ مقام شخص برگزیده شده در مقابل مردم. امامت و سِمَت‎های الهی، بر اثر ویژگی‎هایی که دارد، جز به افرادی خاص داده نمی شود. خداوند متعالی برای این گونه سِمَتها صفوه ها و برجسته های بشری را برمی گزیند. اصل کلی گزینش الهی که بین انسانها و فرشتگان مشترک است، این گونه در قرآن کریم بیان شده است: «اللَّهُ یصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکهِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ» (حج:۷۵)؛ بنابراین، حتی در میان فرشتگان، تنها برجستگان آنها مصطفای حقّ هستند. در آی دیگری درباره خصوص انسان‎ها چنین آمده است: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسالَتَهُ» (انعام:۱۲۴) در تفسیر فرات کوفی ذیل آیه آمده است: «اصْطَفَینا مِنْ عِبادِنا فَهَذَا الْکلُّ وَ نَحْنُ الْمُصْطَفَوْنَ»

۳.مرحله اختیار است که فرد مورد تمرکز و تصفیه شده را به عنوان خیر و بهترین برگزیند. اختیار از ماده «خیر» است که همان گزینش خیر و به گزینی است که می‎تواند به «گزینش اصلح» هم تعبیر شود. حضرت امیر المومنین ع در نامه ای به معاویه نوشت «…نَحْنُ أَهْلَ الْبَیتِ اخْتَارَنَا اللَّهُ وَ اصْطَفَانَا…»

۴.در مرحله آخر او را در منصب مورد نظر جعل می‎کند. راغب اصفهانی یکی از معانی پنج‎گانه جعل را «حکمِ نصب» می داند. آیاتی که در آنها واژه جعل با این معنا بکار رفته است دلالت بر نصب الهی می‎نماید. پیامبراکرم در روایتی به جابر اهل بیت را معرفی نمود و هچنین هفتمین فرزند امام باقرع را مهدی نامید که عدالت را اقامه می‎کند.سپس آیه را تلاوت نمود «السَّابِعُ مَهْدِیهُمْ الَّذِی یمْلَأُ الدُّنْیا قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً ثُمَّ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَینا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرات. .» دستگاه گزینشی امام مهدی نیز چنین فرآیندی را در جذب سرمایه انسانی مورد لحاظ قرار می دهد.

فرآیندگزینش انبیاء و اولیاء حتی فرشتگان نیز بر این گونه سامان یافته است. از این رو شیوه امام مهدی در انتخاب نقباء و یاوران خویش بر اساس اجتباء و اصطفاء مهدوی شکل خواهد گرفت. همراه امام صحیفه و نوشته مهر شده ای هست که شماره اصحاب و کلیّه خصوصیّات و ویژگی های یارانش، با اسم، نسب، شهر، شغل، زبان و القاب در آن نوشته شده است. بیشتر یاران خاصّ حضرت در سن جوانی اند و بزرگسالان در میان آنان کم هستند. این یاران دارای افکاری متحد و آرایی یکنواخت بوده و دل های شان به هم پیوسته است. امام علی علیه السلام در این باره فرموده است: «اِنَّ اَصحابَ القائِمِ شَبابٌ لا کُهولَ فیهِم اِلاَّ کَالکُحْلِ فِی العَینِ، اَوْ کَالمِلْحِ فِی الزّادِ، وَاَقَل الزّادِ المِلْحُ؛ همانا یاران قائم علیه السلام همگی جوانند و پیر در میانشان نیست، مگر به اندازه سرمه در چشم یا به قدر نمک در توشه راه و کمترین چیز در توشه راه نمک است. حضرت امیر در روایتی فرموده است: «من آنها را می‎شناسم و نام‎هایشان را می‎دانم…»، روشن است هسته اولی یاوران امام کسانی هستند که مراحل سخت و طاقت فرسا را گذراندند. بطوریکه به مرحل اجتباء رسیده‎اند. امام صادق در وصف ایشان فرمود: «آنان مردانی هستند که دل هایشان مانند پاره های آهن است، شکی در ایمان به خدا در آن راه نیافته و در طریق ایمان، از سنگ محکم تر هستند. اگر آنها را وادارند که کوه ها را از جای بکنند، از جای کنده و از میان برمی دارند. لشکر آن ها قصد هیچ شهری نمی کند، جز این که آن را خراب می نمایند. اسب های آن ها زین های زرین دارند و خود آن‎ها برای تبرک، بدن خود را به زین اسب امام می سایند. آن ها در جنگ ها امام را در میان گرفته و با جان خود از وی دفاع می کنند و هر کاری داشته باشد برایش انجام می دهند. مردانی در میان آن ها هستند که شب ها نمی‎خوابند؛ زمزمه آن ها در حال عبادت، هم چون زمزمه زنبور عسل است. تمام شب را به عبادت مشغول اند و روزها سواره به دشمن حمله می کنند. فرمانبرداری آن ها از امام، بیش از فرمان‎برداری کنیز از آقایش است. آن ها مانند چراغ های درخشنده اند و دل هایشان هم چون قندیل های چراغ است. آن ها ادعای شهادت دارند و تمنا می کنند که در راه خداوند کشته شوند. شعار آنان این است: «یا لَثَارَاتِ الْحُسَین! » از هر جا می‎گذرند، رعب آن ها پیشاپیش آنان به اندازه یک ماه راه، در دل ها جای می گیرد و بدین گونه به پیش می روند. خداوند هم پیشرو به سوی حق و حقیقت را پیروز می‎گرداند» با ذکر این اوصاف نمی‎توان تصور کرد که آماده شدن ۳۱۳ نفر با چنین ویژگی‎هایی در یک مقطع و یا یک قرن میسر باشد. از این‎رو خداوند متعالی ناب ترین کارگزاران در عالم را جهت همراهی حضرت در نهضت جهانیش گزینش و انتخاب نموده است و آنها را در یک شب کنار هم قرار می دهد. خداوند متعال در قرآن‎کریم می فرماید: «لا یسْتَوی مِنْکمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِک أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ کلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنی وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ» (حدید:۱۰) ابن ابی‎یعفور می گوید: شنیدم حضرت امام صادق فرمود: «وای به حال سرکشان عرب از امری که نزدیک است!» (ابن‎ابی‎یعفور می دانست که مراد از حادثه نزدیک، امر ظهور حضرت مهدی است) پرسیدم: جانم به فدایت، چقدر از قوم عرب با حضرت قائمأ هستند؟ فرمود: «افراد اندکی». عرض کردم: بسیاری از آنان، ولایت و قیام شما را توصیف می کنند. فرمود: «مردم گریزی ندارند، جز آن که باید پاک و خالص شوند و از هم تمیز داده شده، غربال شوند و مردم بسیاری از غربال خارج شوند.» بدون تردید امنیت، اجتماعی، راهها و سِمت‎هایی که در عصر مهدوی در اخبار وروایات آمده است، ناشی از نظارت دقیق بر استخدام افراد در شغلها و مناصب، به شمار می‎رود. ایشان استخدام را افراد را مشروط به پذیرفت شروط ذیل می داند. با تأمل در روایات یاوران مهدی و تنوع و تکثر ملیت ها، قبیله‎ها و رنگ های آنان. از یک دستاورد مهم و اساسی در باب گزینش پرده برمی دارد که حاکی از یک نوع عدالت در سازماندهی است. عدم توجه به یک نژاد و قوم خاص در میان نیروهای حضرت بیانگر ملاک شایستگی و شایسته سالاری در امر پذیرش و گزینش است. «شایسته‎سالاری» معیاری مبتنی بر عدالت است که معیارهای خویشاوندگرایی و رابطه گرایی و امثال ذلک را در گزینش کنار می نهد. بطوری که روایات زیادی اشاره به یاران آن حضرت از همه ادیان و اقوام دارند. یهودی، مسیحی، اصحاب کهف، یوشع بن نون، سلمان، ابودجانه و مقداد و مالک اشتر و نیز فرشتگان الهی، جنیان، ایرانیان، عجم، که شامل هر نژاد غیر عرب می شود. حضرت امیر در روایتی شرایط استخدام را منوط به پذیرش شروط نمود: پس با امام به سمت صفا می روند و ایشان می فرمایند: من با شما هستم به شرط آن که ولایت پذیر باشید، دزدی نکنید، زنا نکنید، قتل حرامی مرتکب نشوید، به سمت گناه و اعمال پست اخلاقی نروید، بی گناهی را نزنید، طلا و نقره اندوزی نکنید و اموال و خوراک عمومی مثل گندم و جو را احتکار نکنید، مال یتیم را نخورید، به آن چه نمی دانید شهادت ندهید، مسجدی را خراب نکنید، و مسلمانی را بد نشمارید و به او بدگویی نکنید، مومنی را جز آن که سزاوار باشد لعن نکنید، شراب نخورید، طلا و حریر و ابریشم نپوشید، معامله ی ربوی نکنید، خونی را به حرام نریزید، بر پناه جویی فریب نورزید، و کافر و منافقی را روی زمین باقی نگذارید، لباس خشن و زیر بپوشید، و ساده زیست باشید (کلوخ را متکای سر خویش قرار دهید)، و در راه خدا آن گونه که شایسته است جهاد کنید، دشنام ندهید، از نجاست و فساد و بی زاری بجویید، به نیکی ها بخوانید، از بدی ها نهی کنید.

بعد از گزینش، نوبت به توانمندسازی می‎رسد. امام صادق توضیح می دهد که یاران مهدی دارای چنین ویژگی‎هایی هستند: «انَّ الرَّجُلَ مِنْهُم یعطی قُوَّهَ أربَعینَ رَجُلًا و انَّ قَلْبَهُ لَأشَّدُ منْ زُبَرِ الْحَدیدِ وَلَوْ مَرُّوا بِجِبالِ الْحَدیدِ لَقَطَعوها». امام سه ویژگی برای یاران مهدی بر می شمرد: اوّل اینکه یکی از آنها به اندازه چهل انسان قدرت دارد، دوم: اینکه قلب آنها، یعنی اراده، شجاعت و شهامت آنها، مثل آهن محکم و شکست ناپذیر است. سوم: اینکه اگر از کوه های آهن بگذرند آنها را در هم می شکنند. در روایت دیگری آمده است: امام صادق فرمود: «آن گروه که قائم هنگام قیام خویش با او کار می کنند، نجیبان، قاضیان، حاکمان شرع، فقیهان و دین‎شناسانی هستند که (برکت و) مسحه الهی یافته‎اند؛ به گونه ای که هیچ حکمی بر آنان اشتباه نمی شود.» کارمندان خـاص حضرت که در روایات تعبیر به «نقباء» و «وزراء» مهدی شده اند در پرتو تنعیم تعلیم امام خویش، به توانمندی جسمی و روحی دست می‎یابند که هیچ اشـتباه و انحرافی در آن وجود ندارد. اینان علاوه بر توانمندی‎های مدیریتی قـابـل تـوجـه، در دیـن‎شـنـاسـی و مسائل مربوط به اسلام تخصص دارند و از فقیهان و اسلام شناسان راستین هستند.

در مبحث ارزیابی عملکرد و تعیین شایستگی تنها وج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *