توضیحات
فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ شامل 92 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدس و چهره زنانه جنگ :
«امروز که به پشت سرم نگاه می کنم می بینم که راه پرپیچ و خم و پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ام. راهی که کنار همواری هایش پر از لبه های پرتگاه و بلندی های نفس گیر بود و من هرچند از همه آنها با موفقیت عبور نکردم اما در مجموع امروز خود را موفق می بینم. ایمان و نشاط و سلامت و سرزندگی ام بیشتر از احساس ضعف و خستگی است و خدا را برای همه هدایت ها و پشتیبانی هایش در این راه طولانی شاکرم. به خصوص به خاطر دارایی های حقیقی زندگی ام که همسری مهربان و مومن و فرزندانی نجیب و موفق هستند.»
دکتر مهرشاد شبابی همسر سرلشگر رحیم صفوی روایتش از زندگی خود و همراهی با همسرش در دوران دفاع مقدس را در کتاب «همراه» اینگونه به پایان می برد. روایتی از سرسختی و جسارت دختری که در روزهای پیش از انقلاب در صف مبارزه با طاغوت قرار گرفت، آشنایی با آدم های درست در زمان و مکان درست او را به سمت ارزش های دینی بیشتر از گذشته جذب کرد، در روزهای پیروزی انقلاب و شروع جنگ خطر را به جان می خرید تا در راه آرمان هایش به انقلاب خدمتی بکند و بعد از آشنایی با همسر و مادر شدن نیز از راه تامین آرامش و خاطرجمعی همسر در جبهه های جنگ و تربیت و رشد فرزندان طور دیگری در خدمت نظام و انقلاب بوده است.
به بهانه هفته دفاع مقدس در یک صبح اوایل پاییز مهمان دفتر کار خانم شبابی شدیم. در این گفتگوی صمیمی با محوریت مسائل زنان از ایام قبل از پیروزی انقلاب تا جنگ صحبت کردیم. همچنین در این بین گریزی هم به مسائل زنان و خانواده و وضعیت همسران و مادران شهدا زده شد.
فعالیت های اجتماعی و انقلابی
بافت جامعه در آن زمان این طور بود که ما چند دسته الگوی زندگی یا سبک زندگی داشتیم. بخشی از خانواده زندگی با سبک مدرن و بدون هیچ چارچوب مذهبی داشتند. معمولاً نگاه، آرمان و سبک زندگی آن ها متمایل به روشنفکری غربی بود. دسته دیگر درست مخالف این دشه بودند. خانواده های سنتی بسیار بسیارمذهبی که هر نوع فعالیت های اجتماعی و هرگونه حضور فعال در جامعه را برای زنان درست نمی دانستند. در نتیجه حتی درخصوص آموزش هم یک نگاه کاملاً انقباضی و بسته داشتند. تحصیل را نهایتاً تا دبیرستان محدود می کردند و درباره دانشگاه هم که اصلاً اجازه ورود و درس خواندن به زنان را نمی دادند. دلایلشان هم این بود که فضا مسموم است حضور زن در جامعه به ضرر او و خانواده اش خواهد بود.
اما گروه سوم بین این دو دسته بودند. این خانواده ها ضمن اینکه تقیدات مذهبی داشتند اما عقیده داشتند که زن الزاماً با ورود به جامعه رنگ اجتماع نمی گیرد. بلکه اتفاقاً می تواند بر اجتماع تاثیر هم بگذارد. این خانواده ها البته در اقلیت هم بودند. من خوشبختانه این شانس را داشتم که در این سبک خانواده رشد پیدا کنم. برای خانواده من ضوابط اخلاقی ما مایه مذهبی هم داشتیم. خود من هم به واسطه هم خصلت درونی که داشتم و همین اینکه ناخودآگاه در اواخر دوران دبیرستان با افراد و گروه هایی که انگیزه های تغییر جامعه را داشتند آشنا شدم رسالتی در جهت انقلابی گری در من ایجاد شده بود. خوشبختانه خانواده هم مانع نمی شدند. البته این را هم بگویم که خیلی از جاها باید با آنها کلنجار میرفتم اما در نهایت فضا برای متقاعد کردن آنها فراهم بود.
ناخودآگاه انگهایی زده می شد. اما این مسئله اینطور نبود که به عنوان مثال باعث بشود خانواده من احساس کنند باید ترمز من را بکشند. نه این طور نبود. به خصوص که پدر من روحیه آزادی خواهی ویژه ای داشت. مادرم هم این طور بود. گاهی اوقات احساس می کردم که مادرم مخصوصاً در مواقع خطر دوست داشت مانع من شود. اما از آن طرف احساس می کردم که ته قلبش به اینکه من می خواهم حتی آن فعالیت خطرناک را انجام بدهم می بالد. من مادر مقتدری داشتم و می دانستم که اگر بخواهد به جد مخالفت کند می تواند. اما پیدا بود که فقط می خواهد به من هشدار بدهد و قصد ممانعت جدی ندارد.
وقتی که انقلاب یک مسیر مشخصی را پیدا کرد خواهر و برادرهای من هم بیشتر به این سمت کشیده شدند. البته قبل از آن هم هیچ وقت مخالف فعالیت های انقلابی و تلاش هایی که برای تغییر در ارکان جامعه انجام می شد نبودند. حالا شاید آن ریسک پذیری و یا آن خصیصه هایی که در من وجود داشت را آنها این قدر شدید نداشتند. ولی آنها هم از زمانی که موج انقلاب شروع شد کم و بیش فعالیت هایی داشتند.
نوع نگاه به مسائل دینی
مکتب فاطمه(س) یک سیستم نبود. یک تفکر و نوآوری با هدایت و مدیریت مجتهده حاج خانم امین در راس و خانم ها همایونی و غازی بود. مکتب فاطمه(س) اگر می خواست تابع سیستم باشد مانند بسیاری از مکاتب علمی و مذهبی آن زمان رفتار می کرد. ما حوزه های علمیه و مدارس مذهبی زیادی داشتیم که اصلاً قائل به این ظرایف نبودند و به صورت سیستمی اداره می شدند. هنر مکتب فاطمه(س) این بود که تابع آن سیستم نبود. کسی مثل حاج خانم امین که تنها مفسر زن قرآن هستند و ما نفر دومی از ایشان نداریم می آید و شروع می کند به ترویج این فکر که یک زن با پرورش استعدادهایش می تواند نقش آفرینی ویژه ای جدای از آن نقش آفرینی سنتی داشته باشد.
البته نگاه حاج خانم امین این نبود که این نقش آفرینی الزاماً باید خودش را در جامعه نشان بدهد. اما اعتقاد به این داشت که دختری که با یک آگاهی ویژه و با یک سطح معرفتی بالا حتی سکان خانواده را هم در دست بگیرد بسیار متفاوت خواهد بود از کسی که به حداقل ها از نظر معنوی کفایت کرده است.
با این تفکر یک مدیری را به نام حاج خانم همایونی در این حوزه منصوب می کند. خانم همایونی فرد بسیار بسیار فاضلی بودند که بین بسیاری از علمای آن زمان تراز ویژه ای داشتند. بسیاری از کتابهای خاص حاج خانم امین را که هیچ کدام از علمای آن زمان نمی توانستند انجام بدهند و حاشیه بزنند، ایشان ترجمه کرده بودند. حالا این فرد مدیر می شود و یکسری مسائل را به گونه ای متفاوت تفسیر می کند. نظر ایشان این بود که اگر حجاب برای جایی است که نامحرم وجود دارد دلیلی ندارد جایی که نامحرم نیست حجاب داشته باشیم. به همین خاطر هم در محیط حوزه دختر ها مجبور نبودند حتی یک ححاب حداقلی شامل روسری ساده هم داشته باشند. خانم همایونی به آنها می گفت راحت باشید و روسری خود را بردارید چون در اینجا نامحرمی نیست.
وقتی دختری این را متوجه بشود که لزوم و مفهوم حجاب برای مواقعی است که نامحرم حضور دارد و اصلا حجاب در مواقعی که نامحرم نیست، موضوعیت ندارد، پس در مواقعی که نامحرم حضور دارد حجابش را رعایت می کند. در واقع فلسفه زیبای حجاب اینطور در مکتب فاطمه(س) تبیین می شد. این نکات برای من خیلی جذاب بود و همین ها در من کشش به سمت این حوزه و افرادی از این سبک را آغاز کرد.
حالا اگر ما آسیب شناسی کنیم که چرا برخی از جوانان از حجاب گریزان هستند می رسیم به سخت گیری هایی که مثلاً در دوران مدرسه برای دختران در یک مدرسه کاملاً دخترانه با کادر دخترانه اجرا می شود. یا مثلاً برای دختران زیر سن تکلیف که باز هم مجبور هستند در مدرسه از پوشش مانتو بلند و مقنعه استفاده کنند. متاسفانه چندین نسل از دختران ما خاطراتی از مدرسه دارند که همراه داشتن یک آینه کوچک برایشان دردسرساز شده است. من به خوبی یادم هست که درمکتب فاطمه(س) روشویی های سرویس های بهداشتی دارای آینه های قدی بلند بودند. برای من سوال شد و وقتی از خانم همایونی پرسیدم چرا این آینه های قدی بزرگ را در اینجا نصب کرده اید؟ جواب دادند چون دختر باید یاد بگیرد که آراسته باشد، زیبایی خودش را ببیند و خدا را شکر کند. بعد هم این زیبایی را از چشم نامحرم بپوشاند. این نگاه خیلی دقیقی بود و به این خاطر در مکتب فاطمه(س) رواج داشت که این مکتب پیرو سیستم حاکم بر مدارس علمیه آن زمان نبود. و یا دروسی که تعلیم می دادند علاوه بر درس های حوزوی و رایج، دروسی مانند گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه و آشنایی با مکاتب سیاسی دنیا و همچنین کتابی به نام «روش خوشبختی» را هم آموزش می دانند.
فعالان عرصه زن و خانواده
یکی از ارزش های فقه شیعه این است که یک فقه پویاست. فقه شیعه با تمسک به سخنان خود معصومین ما را به این نتیجه می رساند که منحصر به فرد بودن مکتب شیعه به این خاطر است که متناسب با نیازهای روز برای رساندن انسان ها به بعد انسانی شان عمل می کند. این اعتقاد من در مورد مکتب شیعه است. اما اینجا باید یک اقرار سنگین و سخت را انجام بدهم. این که بعضی از افراد در اصرارهای افراطی روی بعضی از چارچوب ها و مفاهیمی که برای خود تعریف کردند دارند. این افراد در برابر به روزرسانی اطلاعات خود هم مقاومت می کنند. البته همه ما ممکن است در بُعدی از ابعاد رفتاری و عقیدتی خود این مشکل را داشته باشیم. اما مشکل آنجا شروع می شود که ما بخواهیم این عقاید متعصبانه را به کل جامعه تسری بدهیم.
خیلی از ما آن نگاه همه جانبه ای که دین اسلام به جایگاه زن و خانواده دارد را نداریم. از آن طرف بسیاری از مراکز و افرادی که در مورد زنان تصمیم می گیرند همگی کادر و نگاهی کاملا مردانه دارند و مردان در این مراکز و نهادها و نشست ها درباره اموری که اختصاصاً به زنان تعلق دارد تصمیم گیری می کنند. این شرایط جایگاه زن و خانواده را هیچ وقت به جایی که باید نمی رساند. ما خانم های فقیهه عالمه زیادی در جامعه داریم. من می توانم آنها را برای شما نام ببرم. بسیاری از این افراد نظرات به روز و مترقی درباره امور دینی دارند. تصمیم گیری ها در حوزه زنان اگر بر عهده افرادی از این دست باشد نتایج آن بسیار متفاوت است تا چیزی که امروز در دست مردان است.
این را هم بگویم که بسیاری از کسانی که به فعالان عرصه خانواده انگ فمینیست می زنند؛ اصلاً درست نمی دانند که فمینیسم چیست و فمنیست ها چه کسانی هستند. حتی درباره نوع نگاه اسلام و دین به زن هم آگاهی درستی ندارند و درگیر افکار کلیشه ای و بعضا نادرست خود هستند. راحت ترین راه این است که یک انگ فمنیست به مخالف خود بچسباند تا او را از سر راه کنار بزنند. درحالی که خود ما یکی از مخالفان سرسخت فمنیسم هستیم. ما معتقدیم که معتقدان به فمینیسم انسانیت زن را نادیده می گیرند. آنها با نگاه برابری یا برتری زن خیلی از مقتضیاتی که باید برای زنان مترتب باشد را نادیده می گیرند.
حوزه فعالیت زنان
ما یکسری مشکلات زیر ساختی داریم. این یک واقعیت است. البته من این مسائل را جنسیتی نمی بینم. آقایان زیادی هم هستند که بسیار در امور مربوط به زنان آگاه هستند و نظرات مترقی و متشرعانه ای دارند. اما زنان ما و مخصوصا آنهایی که مسئولیت می گیرند باید رشد و غنای فکری بیشتری درباره موضوع زنان و این سرمایه های اجتماعی حاصل کنند. تا این اتفاق نیفتد به تغییر محسوس و ملموسی در این زمینه نخواهیم رسید.
یکی از نکات جالب خاطرات شما در کتاب همراه، زمانی بود که برای آشنایی با سرلشکر صفوی و قبل از آشنایی حضوری نامه هایی را جهت شناخت عقاید با هم رد وبدل کردید. در این نامه ها کمتر در مورد خانواده های طرفین سوال شده بود و بیشتر سوالات راجع به مسائل اعتقادی و مذهبی بود. چرا؟
اقتضای آن زمان این بود که ما عینکی به چشم داشتیم که افراد را از منظر نگاه سیاسی و انقلابی می دیدم. در صورتی که این فرد ابعاد دیگری هم داشت. این شاید از کارهای اشتباهی بود که ما در آن زمان انجام می دادیم. حالا من شانس آوردم و درباره من و آقای صفوی مغایرت جدی وجود نداشت (می خندد). اما واقعیت این است که در آن دوران تمام خواسته ما از طرف مقابل این بود که بدانیم نظرش درباره فلان حزب و دسته سیاسی چیست؟ چقدر به امام(ره) تقید دارد؟ چقدر طالب شهادت است؟ و مسائلی از این دست. این هم خاص من نبود. جو غالب در آن زمان اینگونه بود و همه جوانان انقلابی و مذهبی معمولا همین حالت را داشتند. نوع تربیت جوانان آن زمان هم حالاتی از گذشت صبوری بیشتر و خصایصی از این دست را در آنان ایجاد کرده بود که باعث می شد این روش برای خیلی ها جواب بدهد.
توجه به یک بعد از ابعاد مختلف ازدواج در آن دوران کمتر مشکلی را برای طرفین ایجاد می کرد. مخصوصا وقتی دو طرف به ارزش های انقلابی معتقد بودند. اما الان این روش برای ازدواج های امروزی اصلا توصیه نمی شود.
به غلبه بر احساسات زنانه و عاطفی
این موضوع را باید از چند زاویه نگاه کرد. یکی نگاه آرمانی بود که خود من به کارهای آقای صفوی داشتم. ما آن زمان می گفتیم که راه پیروزی از قدس می گذرد. می گفتیم جنگ باید تا جایی ادامه پیدا کند و همسران ما باید آنقدر در جبهه بمانند تا قدس را فتح کنند. واقعا عقیده داشتیم که هر یک روز که همسران ما در جبهه نباشند، خسارتی به جبهه های جنگ وارد می شود.
اما مسئله دیگر مربوط به همسرم بود. ایشان آنقدر از نظر عاطفی ما را اشباع می کرد که زمان هایی که نبود من و بچه ها می توانستم با همین اقناع عاطفی جای خالی او و نبودنش را تحمل کنیم.
نبودن این اقناع عاطفی یکی از مشکلات اساسی زندگی زناشویی برخی از خانواده های رزمنده وخانواده های فرماندهان جنگ در آن زمان بود. من آن موقع هم بین دوستانم این ماجرا را می دیدم که حتی کیفیت وقت گذاشتن آقای صفوی برای خانواده و بچه ها برای اینها عجیب و جالب است.
بچه های ما خدارا شکر کودکی شادی داشتند و من هیچ وقت ندیدم و نشنیدم که حس محرومیت از نبودن پدر داشته باشند. چون حضور ولو بسیار اندک پدرشان انقدر برای آنها بار عاطفی بالایی داشت و انقدر پدر برای بچه ها وقت می گذاشت که این بچه ها تا یک ماه شارژ بودند.
آقای صفوی از نظر معنوی هم بسیار اقناع گر هستند. آگاهی بخشی در خصوص وضعیت جبهه و شرایطی که وجود دارد باعث می شد که انگیزه و اعتقاد ما نسبت به ضرورت حضور ایشان در جبهه بیشتر احساس شود و بت مشکلاتی برای که برای ما وجود داشت راحت تر کنار بیاییم. ر یکی از نامه هایی که بعد از یک ماه به خانه نیامدن برای من نوشتند اینطور نوشتند که: «اگر اینجا بودی و می دیدی که خانواده ها به خاطر حمله صدام از خانه هایشان آواره شده اند و مجبورهستند بدون حتی آذوقه و با پای برهنه بچه های خود را در آغوش بگیرند و خانه هایشان را ترک کنند و د
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.