تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رجعت و استمرار حکومت جهانی :

مقدمه

رجعت از نظر علمای شیعه امری قطعی است تا جایی که برخی آن را جزو اصل مذهب دانسته اند، دلیل های اثبات رجعت بیان شده است که این ادله، عقلی ( امکان عقلی رجعت ) و نقلی هستند که ما آنها را بیان کرده و مورد بررسی قرار دادیم و بعد از آن آثار و نتایج آن را بیان کرده و ذکر میکنیم که برای تحقق وعده های الهی رجعت امری لازم است و در آخر در مورد نحوه حکومت ائمه بعد از رجعت را مورد بررسی قرار می دهیم. «رجعت» در کتاب های لغت، به معنای «بازگشت» است؛ یعنی برگشتن به جایی که پیش تر در آن جا بوده است . (فیروز آبادی، ۷۲۹ه ق ) امـا در اصـطلاح مهدویّـت، «رجعت» عبارت است از: بازگشت دو گروه از مردگان ـ مؤمنان محض و کافران محض ـ به صورت های پیشین خود،(شیخ مفید ۱۰۲۲ ه ق) پس از ظهور حضرت مهدی(عج)، تا مؤمنان از برپایی حکومت جهانی عدل، دلشاد و کافران، از فرومایگی و پسـتی سـتمگران، دلگیر شوند( مرحوم مظفر ۱۳۲۲ ه ق) واژه «رجعت» در این بحث، دارای شهرت کامل است؛ ولی در این باره، واژگان دیگری نیز به کار گرفته شده است؛ از جمله: «کره»، «عوده»، «بعثه»، «حشر»، «إیاب» و مانند آن.از آیات، روایات و بـیان دانـشوران شـیعه به دست می آید زندگی در رجـعت، اگـر چـه در دنیاست، زندگی خاصّی است، با ویژگی های خود که نه ـ به طور دقیق ـ همچون زندگی دنیا و نه همانند زندگی آخرت است و در عـین حـال، چـون زندگی در برزخ نیز نیست. مرحوم سید مرتضی در بیان معنای اصطلاحی رجعت می فرماید: «معنای رجعت چنین است که خدای تعالی به هنگام ظهور امـام زمان حضرت مهدی علیه السلام، گروهی از شیعیان را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفته اند، به دنیا باز می گرداند تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس نائل آیند، و نیز برخی از دشمنان حضرتش را زنـده مـی کند تا از ایشان انتقام گیرد، بدین ترتیب که آشکاریِ حق و مرتبه بالای پیروان حقّ را بنگرند و اندوهگین شوند. » (سید مرتضی ۱۰۴۴ه ق )

براهین رجعت:

پیش از آنکه به دلائل قرآنی و حـدیثی رجـعت بپردازیم، ابتدا امکان چـنین پدیـده ای را از نظر عقلی بررسی می کنیم و آنگاه به سراغ قرآن و حدیث رفته و موضوع را از نظر وقوع و تـحقق، مـورد کنکاش قرار می دهیم. مسئله رجعت در ایـن دنـیا با مـسئله حـیات مـجدّد در روز رستاخیز مشابهت دارد. رجعت و مـعاد دو پدیده همگون هستند، با این تفاوت که رجعت با افق محدود و با قلمرو دنیایی قـبل از قـیامت به وقوع می پیوندد ولی در رستاخیز اکبر هـمه انـسانها از ابـتداء تـا انـتهای خلقت، برانگیخته خـواهند شـد. بنابراین کسانی که امکان حیات مجدّد را در روز رستاخیز پذیرفته اند، باید رجعت را که زندگی دوباره در این جهان اسـت مـمکن بـدانند. معاد یعنی برگشتِ روحِ انسان به هـمین بـدن مـادی، حـال اگـر چـنین بازگشتی در آن مقطع زمانی (قیامت) ممکن باشد، طبعا بازگشت آن به این جهان قبل از قیامت ممکن خواهد بود؛ چرا که امر محال در هیچ زمانی امکانِ وقوع ندارد.

پس درباره دلایل رجعت لازم است در سه عرصه بحث و بررسی شود:

۱.امکان عقلی ( دلیل عقلی بر امکان رجعت)

۲.دلایل عقلی

۳.رجعت در روایات

۴.رجعت در زیارات معصومین علیهم السلام

۵.رجعت در ادعیه معصومین علیهم السلام

امکان رجعت:

امکان نیز به دو قسم تقسیم می شود: امـکان ذاتـی و امکان وقوعی

امکان ذاتی رجعت:

شکی نیست که رجعت، به خودی خود، دارای امکان ذاتی است؛ چـرا کـه زنـده کردن مردگان ـ چه در دنیا و چه در آخرت ـ در توان خداوند است و هیچ خردمندی در آن شـک نـدارد. خـداوند، در آیات فراوانی با ردّ مخالفان، معجزه زنده شدن مردگان را به دست پیامبران خود، دلیلی بـر مـعاد، قـیامت و زنده شدن مردگان، ارائه کرده است.

امکان وقوعی رجعت:

بهترین دلیل بر امکان یـک چـیز، وقوع آن است. وقوع رجعت، با استفاده از بیانات نورانی قرآن و شواهد تاریخی، به روشـنی تـمام قـابل اثبات است.

۲.دلایل قرآنی دال بر رجعت:

آیات دال بر رجعت دو گونه هستند، آیات دال بر وقوع آن در گذشته و آیات دال بر رجعت در آینده

الف) گزارش وقـوع رجـعت در امـت های پیشین: در این دسته از آیات، به روشنی وقوع رجعت میان اقوام و ملل گذشته گزارش شده اسـت؛ مـانند داستان زنده شدن کشته بنی اسرائیل، زنده شدن یاران حضرت موسی، زنـده شـدن عـزیر نبی و مردگانی که به دست حضرت عیسی زنده شدند که به شرح هر کدام مـی پردازیم:

۱.زنـده شـدن هفتاد نفر از یاران حضرت موسی علیه السلام

یکی از بارزترین مصداق های زنده شـدن مـردگان، حیات یافتن یاران حضرت موسی علیه السلام پس از مرگ است. خداوند، در این باره می فرماید: وَ إِذْ قُلْتُمْ یَامُوسَی لَن نـُؤْمِنَ لَکـَ حَتَّی نَرَی اللَّهَ جَهْرَهً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّعِقَهُ وَ أَنتُمْ تَنظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْنَکُم مِن بـَعْدِ ذلک مـَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ( بقره ۵۵ )و چون گفتید: «ای موسی! تـا خـدا را آشـکارا نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد» پس ـ در حـالی کـه می نگریستید ـ صاعقه شما را فرا گرفت. سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم؛ باشد که شـکرگزاری کـنید». تمام مفسران شیعه بدون اختلافی، این آیه را به زنده شدن مردگان (رجعت) در امت حضرت مـوسی عـلیه السلام، تفسیر کرده اند: شیخ طوسی در تـبیان، اگـر چـه اسـتدلال بـه آیه را بر حـتمی بـودن رجعت در آخرالزمان نپذیرفته و اثبات آن را نیازمند دلیل های دیگر دانسته است، در دلالت آیه بر زنده شدن یاران حضرت مـوسی عـلیه السـلام پس از مردن، تردیدی نکرده است.( شیخ طوسی ۱۰۶۷ه ق)علامه طبرسی در مـجمع البـیان، ذیـل ایـن آیـه شـریفه، پس از بیان این که گروهی از دانشوران شیعه با این آیه، بر جواز رجعت استدلال کرده اند، می گوید: عده ای قائلند رجعت، جز در زمان پیامبر جایز نیست؛ چرا که بـدین وسیله معجزه او آشکار می گردد. وی این سخن را باطل دانسته، می گوید: نزد ما ـ بلکه نزد بیشتر امت ـ اظهار معجزه به دست امامان: و اولیای خدا نیز امکان پذیر است.(طبرسی ۴۶۸ه ق)بحرانی در تفسیر برهان، ذیل ایـن آیـه شریف روایتی از حضرت علی علیه السلام نقل کرده که آن حضرت، آیه را صریح در مردن و زنده شدن دانسته است(علامه بحرانی ۱۱۰۷ ه ق)

۲.زنده شدن کشته بنی اسرائیل:

خداوند متعال در سوره بقره، داستان زنده شدن کشته بنی اسرائیل را این گـونه بـیان مـی فرماید: إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّرَءْتُمْ فِیهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَّا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ * فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَلِکَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتَی وَیـُرِیکُمْ ءَایـَتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (بقره ۷۲ )و چون شخصی را کشتید و درباره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید؛ حال آن کـه خـدا، آنـچه را کتمان می کردید، آشکار کرد * پس گفتیم: پاره ای از آن ]گاو سربریده[ را [به آن] مقتول [بزنید]، تا زنده شـود. خدا این گونه مردگان را زنده می کند و آیات خود را به شما می نمایاند؛ باشد کـه بیندیشید.

۳.زنده شدن هزاران نفر:

یـکی دیـگر از مصداق های برجسته رجعت، زنده شدن هزاران انسان پس از مرگ است. خداوند این حادثه بزرگ را این گونه بیان فرموده است أَلَم تـَرَ إِلَی الَّذِیـنَ خَرَجُواْ مِن دِیَرِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهـُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُوفَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ(بقره ۲۴۳)«آیا از [حال] کسانی که از بیم مـرگ از خـانه های خـود خارج شدند و هزاران تن بودند، خبر نیافتی؟ خداوند به آنان گفت: «بـمیرید». آنـ گاه آنان را زنده کرد. آری، خداوند، به مردم، صاحب بخشش است؛ ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی کنند» میان مفسران شیعی، شیخ طوسی در تـفسیر التـبیان ذیـل این آیه شریف نوشته است: در این آیه، دلیلی است بر ضد منکران عذاب قبر و رجـعت؛ چـرا که زنده کردن در قبر و زنده کردن در رجعت، همانند زنده ساختن این ها ـ بـرای عـبرت ـ اسـت.(شیخ طوسی ۱۰۶۷ ه ق) طبرسی نیز این آیه را دلیلی بر ضد منکران عذاب قبر و رجعت را انکار می داند.(شیخ طبرسی ۴۶۸ ه ق )

۴.زنده شدن عزیر، پس از صد سال

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَی عـُرُوشِهَا قـَالَ أَنَّی یُحْیِ هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِاْئَهَ عَامٍ ثُمَّ بـَعَثَهُ و قـَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یـَوْمٍ قـَالَ بـَل لَّبِثْتَ مِاْئَهَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمـْ یـَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ءَایَهً للنّاسِ وَانظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فـَلَمَّا تـَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهـَ عـَلَی کُلِّ شـَیْ ءٍ قـَدِیرٌ.(بقره ۲۵۹)«یـا مانند آن کس که به شهری کـه بـام هایش، یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد [و با خود می] گفت: «چگونه خـداوند، [اهـل] این [ویرانکده] را پس از مرگشان زنده می کند؟» پس خداوند، او را صـد سال میراند. آن گاه او را بـرانگیخت و [بـه او] گفت: «چقدر درنگ کردی؟» گفت: «یـک روز، یـا پاره ای از روز را درنگ کردم». گفت: «[نه]، بلکه صد سال درنگ کردی؛ به خوراک و نـوشیدنی خـود بنگر که [طعم و رنگ آنـ] تـغییر نـکرده است و به درازگـوش خـود نگاه کن [که چـگونه مـتلاشی شده است[. این ماجرا برای آن است که ]هم به تو پاسخ گوییم و هم[ تـو را نـشانه ای برای مردم قرار دهیم و به اسـتخوان ها بـنگر که چـگونه آنـ ها را بـرداشته و به هم پیوند مـی دهیم، سپس گوشت بر آن می پوشانیم». پس هنگامی که [چگونگی زنده کردن مردگان] برای او آشکار شد، گفت: «[اکـنون] مـی دانم که خداوند بر هر چیزی تـواناست».

ابوالفتوح رازی ذیـل آیـه شریف می گوید: در آیه، دلالت است بـر صـحت رجعت و نادرستی عقیده کسانی که رجعت را منکر شده، آن را بعید می انگارند.(ابوالفتح رازی ۵۵۰ ه ق)

۵.زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی علیه السلام

در آیات فراوانی از قرآن مجید مـی خوانیم: یـکی از مهم ترین معجزه های حضرت عـیسی عـلیه السلام، زنده کردن مردگان بوده است. شیعه و اهل سنّت در کتاب های خود، به ویژه در کتاب های تفسیری، بدان اشاره کرده اند. خداوند در یکی از آیات قرآن، این گونه از این معجزه حضرت عیسی علیه السـلام پرده بـرداشته است:

وَ رَسُولاً إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُم بِایَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّینِ کَهَیْهِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرَ ا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهـِ وَأُنـَبِّئُکُم بِمَا تـَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَ لِکَ لأَیَهً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (آل عمران ۴۹ )«و [او را] پیامبری به سوی بنی اسرائیل [مـی فرستد که به آنان می گوید: ] «در حقیقت، من از جانب پرودگارتان برایتان معجزه ای آوردهـ ام. مـن از گـل برای شما به شکل پرنده می سازم، آن گاه در آن می دمم؛ پس به اذن خدا پرنده ای می شود و به اذن خدا نابینای مـادرزاد و پیـس را بهبود می بخشم و مردگان را زنده می کنم…»در مجمع البیان، درباره آیه «و أحـیی المـوتی؛ و مردگان را زنده می سازم » گفته است: عیسی علیه السلام زنده ساختن مردگان را به طور مجاز، به خـود نـسبت داده اسـت؛ زیرا در واقع، این خداوند بود که هنگام دعای او، مردگان را زنده می ساخت و گـفته شـده اسـت او چهار تن را زنده کرد. آن گاه به کسانی که به دست آن حضرت زنده شدند، اشـاره کـرده اسـت.(طبسی ۱۸۹۹ ه ق) دسـته دوم از آیاتی که در باره رجعت سخن گفته است، آیاتی است که به بـیان بـرخی از روایات، بر تحقق رجعت در آخرالزمان و پیش از قیامت دلالت دارد. بر خلاف دسته نخست، این گروه از روایات، نیازمند تـأویل، یـا تفسیر به وسیله پیشوایان معصوم و بزرگان دین است.

برخی از این آیات بـدین قـرارند:

۱.خروج دابه الارض

یکی از آیاتی که شیعه بـا اسـتفاده از آمـوزه های مکتب اهل بیت: معتقد است مربوط بـه رجـعت است، آیه ای است که از خروج دابه الارض سخن می گوید. در این آیه می خوانیم: وَ إِذَا وَقَعَ الْقـَوْلُ عـَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَآبَّهً مَنَ الأَرْضـِ تـُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النـَاسَ کـَانُواْ بـِآیَتِنَا لا یُوقِنُونَ (نمل ۸۲ )و چون قول [عذاب] بر ایـشان واجـب شود، جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که با ایشان سخن گـوید کـه: «مردم [چنان که باید] به نشانه های مـا یقین نداشتند». بنابر روایـات شـیعه و سنّی، یکی از ویژگی های مهم دابـه الارض، ایـن است که دارای ابزاری است که به وسیله آن، مؤمنان را از کافران باز می شناساند.(ثعلبی ۹۵۰ ه ق) در ادامه، صـاحب مـجمع البیان از علی بن ابراهیم بـن هـاشم در تـفسیرش نقل می کند کـه امـام صادق علیه السلام فـرمود:مـردی خدمت عمار رسید و به او گفت: «آیه ای در قرآن است که ذهن مرا مشغول کرده و مـن مـعنای آن را نمی فهمم». عمار پرسید: «کدام آیه؟» آن مرد ایـن آیـه را تلاوت کـرد و پرسـید: «مـراد از دابهالارض چیست؟» عمار گفت: «بـه خدا قسم! نمی نشینم و نمی خورم و نمی آشامم؛ مگر آن که آن را به تو بنمایانم.»سپس عمار و آن مـرد، خـدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدند. علی عـلیه السـلام مـشغول خـوردن خـرما و کره بود. عـمار نـشست و با آن حضرت، مشغول خوردن شد. آن مرد تعجب کرد و پرسید: «مگر تو قول نداده بودی تا او را بـه مـن نـشان ندادی، نخوری و نیاشامی؟» عمار جواب داد: «اگر عاقل بـاشی، نـشانت دادم» (طبرسی ۴۶۸ ه ق)عـلامه طـباطبایی در بـحث روایـی در ذیل آیه شریف، به نقل از تفسیر قمی از حضرت امام صادق علیه السلام روایت می کند:

«رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین برخورد و او را در مسجد خوابیده دید؛ بدین حـال که مقداری شن جمع کرده و سرش را روی آن گذاشته بود. حضرت با پای خود حرکتش داد و فرمود: «برخیز ای دابهالارض!» مردی از اصحاب عرض کرد: «یا رسول اللَّه! آیا ما هم می توانیم رفقای خود را به این نـام بنامیم؟» فـرمود: «نه؛ به خدا سوگند! این نام، جز برای او نیست و او همان دابه ای است که خدای تعالی در کتابش درباره او فرمود. « و إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ…»آن گاه فرمود: «یا علی! چون آخرالزمان شود، خدای تـعالی تـو را در بهترین صورت بیرون می آورد؛ در حالی که با تو است وسیله داغ نهادن و دشمنان خود را با داغ، نشان می کنی»مردی به امام صادق علیه السلام عـرض کـرد: «عامه می گویند: این آیه شـریف، بـه صورت «تَکْلِمُهُم» است؛یعنی ایشان را جراحت می زنی، حضرت فرمود: «خدا ایشان را در جهنم زخمی کند؛ برای این که آیه شریف، از کلام می باشد نه از کَلَّمَ»ظـاهر آیـه این است که ایـن جـنبنده از زمین بیرون می آید…. (علامه طباطبایی ۱۳۶۰ ه ش)بنابراین «دابه »، به معنای «جنبنده» و «ارض»، به معنای «زمین» است و ـ بر خلاف آنچه بعضی می پندارند ـ «دابه » فقط به جنبندگان غیر انسان اطلاق نمی شود؛ بلکه مفهوم وسیعی دارد که انـسان ها را نـیز دربر می گیرد؛ چنان که در آیه ۶ سوره هود می خوانیم: وَ مَا مِن دَآبَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللَّهِ رِزْقُهَا؛ «هیچ جنبنده ای در زمین نیست، مگر این که روزی او بر عهده خدا است.»و در آیه ۶۱ سوره نحل آمده اسـت: وَ لَوْ یـُؤَاخِذُ اللَّهُ النـَّاسَ بِظُلْمِهِم مَا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّهٍ؛ «اگر خداوند، مردم را به سبب ستم هایشان مجازات می کرد، جنبنده ای را بر زمـین باقی نمی گذاشت»البته اهل سنّت، دابه الارض را موجودی از جنس غیر انسان بـا مـشخصات بـسیار عجیب و غریب ذکر کرده اند ، ولی همان گونه که پیش از این گفته شد، شیعه به پیروی از روایات معصومان: دابـه الارض را یـک انسان فوق العاده می دانند که یکی از کارهای مهم او، جدا ساختن صفوف مسلمانان از منافقان و علامت گذاری آن ها است. حتی از برخی از روایات استفاده می شود که عصای موسی و انگشتر سلیمان با او است و می دانیم کـه عـصای موسی، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سلیمان رمز حکومت و سلطه الهی است. به این ترتیب، او یک انسان قدرتمند و افشاگر است.(مکارم شیرازی ۱۹۲۴ ه ق)از این رو، در زیارت امام علی علیه السلام به نقل از امام صـادق عـلیه السـلام آمده است: السلام علیک یـا عـمود الدیـن ووارث علم الاوّلین والآخرین وصاحب المیسم….(شیخ صدوق ۹۹۱ ه ق) با توجه به مجموع آنچه نقل شد، به راحتی می توان گفت: «دابهالارض» انسان مهمّی است کـه بـرای انـجام کاری بس مهمّ پیش از قیامت به زمین بـاز مـی گردد.

و نیز این که در روایات شیعه و سنّی وارد شده است که مؤمن و کافر را نشانه گذاری می کند و صفوفشان را مشخص می سازد، با انسان سازگار اسـت. سـخن گـفتن با مردم که در متن آیه قرآن به عنوان توصیف او آمـده نیز مناسب همین معنا است. البته برخی مراد از دابه الارض را حضرت مهدی(عج) و مقصود از خروج او را، ظهور آن حضرت ذکر کـرده اند(ابوالفتح رازی ۴۸۰ ه ق ) کـه غـیر قابل قبول است.

۲.حشر برخی مردگان:

یکی دیگر از آیاتی که بـه واسـطه آن بر حتمی بودن رجعت در آخرالزمان، استدلال شده است، چنین است ؛ وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّهٍ فـَوْجًا مـَمَّن یـُکَذِّبُ بِآیَتِنَا فَهُمْ یُوزَعُون؛ و آن روز که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات مـا را تـکذیب کـرده اند، محشور می کنیم؛ پس آنان نگاه داشته می شوند، تا همه به هم بپیوندند. از جمله کـسانی کـه بـه وسیله این آیه، بر رجعت در آخرالزمان، استدلال کرده اند، می توان شیخ مفید و نیز شیخ طـوسی را نـام برد. مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه شریف نوشته است: شیعیان کـه بـه رجـعت عقیده دارند، با این آیه، بر درستی اعتقاد خود استدلال کرده و گفته اند: آمدن «مـِن » در سـخن، موجب تبعیض است و دلالت دارد بر این که در روز مرد نظر، برخی از اقوام برانگیخته شده و برخی دیـگر بـرانگیخته نـمی شوند و این، صفت روز رستاخیر نیست؛ چرا که خداوند سبحان، درباره آن فرموده است «آنان را بر می انگیزیم و هـیچ یـک از آنان را فروگذار نمی کنیم»(طبرسی ۴۶۰ ه ق )علامه طباطبایی نیز ذیل آیه شریف، پس از بیان برخی اقـوال و ردّ آنـ ها، اسـتدلال بالا را بیان می کند. آن گاه در بیان این که «حشر» از نظر قرآن، غیر از قیامت است، می نویسد: این آیـه و دو آیـه بـعدش، پس از داستان بیرون شدن «دابه » از زمین واقع شده اند که خود، یکی از علایمی اسـت: کـه قبل از قیامت واقع می شود؛ قیامتی که در چند آیه بعد، درباره آن می فرماید وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ و تا چـند آیـه بعد اوصاف وقایع آن روز را بیان می کند و معنا ندارد قبل از شروع بیان اصل قـیامت و وقـایع آن، یکی از وقایع آن را زودتر ذکر کند؛ چون تـرتیب وقـوعی اقـتضا می کند اگر حشر یک فوج از هر امـتی هـم جزو وقایع قیامت باشد، آن را پس از مسأله نفخ صور ذکر فرماید؛ ولی این گونه ذکر نـکرد؛ بـلکه قبل از نفخ صور، مسأله حـشر فـوج از هر امـتی را آورده اسـت؛ پس معلوم می شود این حشر جزو وقـایع قـیامت نیست. در تفسیر قمی نیز همین مضمون را ذیل آیه شریف، به استناد فـرمایشی از امـام صادق علیه السلام نقل کرده اسـت که آن حضرت فـرمود: مـردم درباره آیه یَوْمَ نَحْشُرُ مـِن کـُلِّ أُمَّهٍ فَوْجًا چه می گویند؟ راوی می گوید: «می گویند: این آیه درباره قیامت است». فرمود: «نه، ایـن طـور که آنان می گویند، نیست؛ بـلکه دربـاره رجـعت است. مگر خـدای تـعالی، در قیامت از هر امت فـوجی را مـحشور می کند و بقیه آن امت ها را رها می کند؟ با این که خودش فرمود: وَحَشَرْنَهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحـَدًا؛ آنـان را محشور کردیم و احدی را از قلم نینداختیم.»(قمی ۳۰۷ ه ق)ابـوالفتوح رازی نـیز گوید: عـبداللّه بـن عـباس گفت: «اصحاب ما بـه این آیت تمسک کردند در صحت رجعت…» کوتاه سخن این که برانگیخته شدن آیه مذکور در یکی از ایـن سـه زمان ممکن است:

پیش از قیامت، پس از قـیامت یـا در هـنگام قـیامت و صورت چهارمی نـخواهد داشـت.

صورت سوم باطل است؛ چرا که حشر در قیامت، کلی است؛ نه این که از هر امتی، تعدادی مـحشور شـوند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *