تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رعایت اصول حکومت علوی بسترساز تحقق اهداف حکومت اسلامی :

۱. مقدمه

اسلام، دین جامع و کاملی است و در دستورات و تعلیمات دینی به طور صریح به موضوع حکومت ، مبانی و اصول آن اشاره شده است. در نظریه سیاسی اسلام ، نهاد حکومت امری بسیار ضروری تلقی شده و لازم تحقق آسایش و رفاه اجتماعی به شمار میرود که اهمیت آن را میتوان از خطبه ۴۰ نهج البلاغه دریافت: «مردم به زمامداری نیک یا بد نیازمندند» (دشتی، ۱۳۸۶: ۶۵). هم چنین امروزه اهمیت جایگاه مدیریت در پیشرفت جوامع بر کسی پوشیده نیست . زندگی اجتماعی انسان از آغاز با تقسیم کار، مسؤولیت و نقش پذیری افراد در گروه همراه بوده و تمامی این موارد مبین لزوم وجود فردی جهت اداره کردن و رهبری است. میتوان ادعا کرد تمامی مکاتب مدیریتی، فلسفی، اجتماعی و… به وجود یک مدیر به منظور ادامه حیات اجتماعی بشر تأکید کرده اند. لذا حرکت در حداکثر سازی منافع، توسعه اقتصادی، گسترش امکانات آموزشی، مبارزه با فقر و… تماما در گرو وجود مدیری توانمند امکان پذیر است. در اسلام نیز پیرامون اهمیت وجود مدیر و رهبر به طور مکرر سخن گفته شده است. آیات بسیاری از جمله ۷۳ سوره انبیاء، ۵ سوره قصص، ۱۲۴ سوره بقره و… همگی درباره لزوم مدیریت سخن گفته اند. از آنجا که حکومت علوی نمونه بارزی از حکومت اسلامی است و تمام دستورات خود را از آن اخذ کرده، به تبع تبیین ضرورت وجود مدیریت از نگاه امام علی (ع) امری دور از ذهن نخواهد بود. با نگاهی به سیره عملی ایشان میتوان دریافت حضرت جهت ایجاد بستری مناسب برای ایفای این نقش مهم اصولی همچون انتخاب مسؤولین و کارگزاران، مشورت در امور، مردمی بودن اهداف و حمایت از مردم، اخلاق اسلامی، پاداش و تنبیه، تقسیم کار، رعایت اعتدال و عدالت ، علم و شناخت و آگاهی نسبت به امور و در نهایت کنترل و نظارت را پایه ریزی و مطرح نمودند که طبق مطالعات انجام شده بسیار جامع تر از شاخص هایی است که جوامع توسعه یافته امروز در نظر گرفته اند؛ بنابراین کشورهای اسلامی جهت قدم برداشتن در مسیر توسعه که گستردگی آن از مکاتب غیر اسلامی بیشتر بوده؛ میبایست با این اصول آشنایی کامل داشته و در راستای اجرای آن گام بردارند چراکه هدف در حکومت اسلامی که نمونه بارز آن حکومت علوی است؛ رسیدن به قرب الهی و خدا گونه شدن انسان است. لذا در راستای نیل به این هدف غایی تلاش در جهت احیای عدالت ، تعلیم و تربیت، تأمین آزادی و استقلال و بهبود وضع معیشتی مردم که از آن ها به عنوان اهداف بنیادین یاد میگردد، امری ضروری است. در راستای دستیابی به این اهداف ، امام علی (ع) اصولی نظیر انتخاب مسؤولین، مردمی بودن اهداف و حمایت از مردم، مشورت در امور، پاداش و تنبیه، تقسیم کار، عدالت و اعتدال، علم و شناخت و آگاهی نسبت به امور و در نهایت کنترل و نظارت را سرلوحه کار خود قرار دادند و در کلام ارزشمند خود بارها به آن ها اشاره نمودند.

امام علی (ع) در طی حکومت خویش ارتقای مادی و خصوصا معنوی افراد را در راستای رسیدن به قرب الهی به عنوان هدف اصلی خویش قلمداد کرده که این دربرگیرنده توسعه اقتصادی نیز میباشد. چرا که مهم ترین عامل جهت نیل به توسعه اقتصادی، توسعه نیروی انسانی است. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اصول حکومت علوی در بسترسازی اهداف حکومت اسلامی است؛ بنابراین در ادامه ضمن مروری بر مبانی نظری حکومت علوی، به بررسی دیدگاه امام علی (ع) دربار اصول حکومت خواهیم پرداخت و در هر بخش نقش اصول حکومت علوی را در جهت تحقق اهداف حکومت اسلامی تشریح خواهیم کرد.

۲. مبانی نظری

اسلام دین جامعی است و برای تمام بخش های مختلف دستورالعمل و راهکار ارائه داده است. یکی از مهم ترین این بخش ها حکومت محسوب میشود. نمونه اجرای کامل دستورات دینی و الهی را میتوان در مدت کوتاه حکومت امام علی (ع) به خوبی مشاهده کرد. حضرت آنگاه که عهده دار حکومت شدند، از تحولاتی سخن گفتند که در حکومت علوی پدید خواهد آمد همچون برپاداشتن عدل ، راست گردانیدن حق، دفاع از دین ، اصلاح امور شهری و امنیت مردم محروم و تحت ستم (ثواقب، ۱۳۹۱: ۲). همان طور که ایشان در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه فرمودند: «خدایا تو خود میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن حکومت، قدرت، دنیا و ثروت نبوده بلکه میخواستیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات تو بار دیگر اجرا گردد» (دشتی، ۱۳۸۶: ۱۷۵). زدودن جامعه از تبعیض های ناروا و ظالمانه، متوقف ساختن هبه های نابجا و جلوگیری از تاراج بیت المال ، برکناری والیان فاسد، گماشتن کارگزاران شایسته در ارکان حکومت، تقسیم عادلانه بیت المال، رعایت عدالت و مساوات در جامعه و ارتقای مبانی اخلاقی-رفتاری بخشی از اصول اصلاحی آن حضرت در بدو زمامداری خویش بود (ثواقب، ۱۳۹۱: ۲). از آنجایی که اصلاحات باید از سطح ریشه ای و بنیادین آغاز شود؛ در نتیجه حضرت جهت تحقق آن، پیوسته کارگزاران خویش را به تلاش در راستای پیاده سازی عدالت اجتماعی، آزادی اجتماعی، توسعه اقتصادی و تربیت اخلاقی، فرهنگی و معنوی که دربردارنده اهداف بنیادین حکومت اسلامی می – باشند، سوق میدادند. چرا که از موارد چهارگانه عدالت، آزادی اجتماعی، توسعه اقتصادی و تربیت اخلاقی و فرهنگی به عنوان آرمان های میانی نظام اسلامی یاد میکنند (کربلایی پازوکی و لطفی، ۱۳۸۹: ۲۰)؛ واقعیت های تاریخی جوامع نشان میدهند هرگاه اهداف میانی دست خوش نابهنجاری های اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی قرار گرفت جامعه از حرکت در مسیر اصلی و هدف نهایی بازمی ماند (همان: ۲). امام در خطبه ۴۰ نهج البلاغه ضرورت وجود حکومت را بدین نحو تبیین مینمایند: «… تا مؤمنان در سایه حکومت به کار خود مشغول و کافران هم بهره مند شوند و مردم در استقرار حکومت زندگی کنند، به وسیله حکومت بیت المال جمع آوری میگردد و به کمک آن میتوان با دشمنان مبارزه کرد، جاده ها امن و امان و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته میشود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان میباشند» (دشتی، ۱۳۸۶: ۶۵). آن حضرت (ع) به ابن عباس هنگامیکه در حال تعمیر کفش کهنه خود بود فرمودند: «به خدا سوگند همین کفش بیارزش نزد من در حکومت به شما محبوب تر است، مگر اینکه حقی را با آن به پا دارم یا باطلی را دفع نمایم»(همان: ۵۹). حضرت علی (ع) در موارد گوناگونی هدف از حکومت و رهبری بر مردم را، نشر افکار و مسائل اسلام، اصلاح جامعه، ایجاد عدل و داد اسلامی و به وجود آوردن محیط امن برای ستمدیدگان ذکر کرده اند (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۱۵). چرا که موارد مذکور میتواند مقدمه ای باشد جهت حرکت جامعه در مسیر دستیابی به اهداف عالیه حکومت اسلامی که در رأس آن قرب الهی، شکوفایی استعداد و خداگونه شدن انسان است. لذا ایشان برای پیاده سازی این اهداف اصولی همچون انتخاب مسؤولین و کارگزاران، مشورت در امور، مردمی بودن اهداف و حمایت از مردم ، اخلاق اسلامی، پاداش و تنبیه، تقسیم کار، رعایت عدالت و اعتدال، علم و شناخت و آگاهی نسبت به امور و در نهایت کنترل و نظارت را در نظر گرفته و بدان عمل نمودند. به نحویکه حکومت ایشان به حق میتواند الگویی برای سایر نظام ها محسوب گردد.

۳. پیشینه پژوهش

شاه آبادی و جامه بزرگی (۱۳۹۲) در مطالعه ای نظریه حکمرانی خوب را مورد بررسی قرار دادند. آن ها اظهار داشتند نظرات و عملکرد امام علی (ع) با شش مؤلفه مطرح شده از سوی بانک جهانی نه تنها منافاتی ندارد بلکه حکمرانی خوب از نگاه امام علی (ع) مؤلفه هایی را در برمیگیرد که از سوی نظریه پردازان غربی مورد غفلت قرار گرفته است از جمله فرهنگ و اصلاحات فرهنگی، تأمین نیازهای اساسی مردم و…

به طورکلی نهج البلاغه دربرگیرنده تمام اصول و مؤلفه هایی است که برای حکمرانی خوب لازم است.

ثواقب (۱۳۹۱) در مطالعه ای با عنوان «مبانی و شاخص های حکومت علوی» بیان میدارد حکومت علوی بر اصولی همچون دینداری، عدالت گرایی، قانون مداری و آزادی و امنیت استوار است و معیارهای این حکومت از تعالیم دینی و شریعت الهی، سنت نبوی و اجتهاد علوی و براساس واقعیات جامعه نشأت میگیرد. همچنین این رهیافت ها را میتوان به شکل دستورالعمل و الگویی برای نظام سازی و مدیریت جامعه اسلامی به کار گرفت و با اجرای این الگوهای کاربردی عدالت اجتماعی و امنیت کامل را تحقق بخشید.

فوزی و کریمی بیرانوند (۱۳۹۰) در نگاهی به «اهداف حکومت اسلامی»، کوشیدند تا یکی از مهم ترین مسائل مربوط به حکومت اسلامی، یعنی «تشخیص و تبیین اهداف حکومت اسلامی» را تشریح نمایند. آن ها در نهایت به نتایجی از این قبیل دست یافتند: اهداف حکومت دینی، پیشینی و تجویزی هستند؛ اهداف میانی حکومت از جمله نظم و امنیت ، اقتصاد و رفاه و نیز عدالت و آزادی کاملا در راستای هدف اصلی، یعنی بسترسازی و هدایت گری در صحنه جامعه برای تقرب اختیاری افراد و جامعه به خداوند از طریق عبودیت است؛ اجرای شریعت که به معنای اجرای رهنمودهای دینی در حوزه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میباشد، به عنوان هدف متوسط شناخته شده روح اهداف دیگر به شمار میآید و در نهایت اهداف حکومت دینی در عمل ارتباط ناگسستنی با هم داشته و میتوان همه آن ها را با هم رقم زد.

کربلایی و لطفی (۱۳۸۹) اهداف حکومت اسلامی را از منظر نهج البلاغه بررسی کردند. در این مقاله سعی بر نشان دادن این مطلب است که تحقق اهداف میانی حکومت اسلامی همچون عدالت و آزادی اجتماعی منجر به تحقق هدف اصلی حکومت اسلامی که همان تقرب الهی میگردد. آن ها بیان میدارند پیاده سازی این اهداف، یک جامعه ایده آل اسلامی را تحقق می بخشد که در آن مردم در سعادت همراه با بندگی خدا زندگی میکنند. بر طبق نتایج آن ها حکومت اسلامی رسالت خود را محدود به تأمین نیازهای مادی انسان ها نمیداند بلکه بر این باور است که بدون تربیت اخلاقی، فرهنگی و بازسازی معنوی آسایش واقعی مادی هم امکان پذیر نیست.

شبان نیا (۱۳۸۹) پژوهشی با موضوع «حقوق بشر در پرتو اهداف حکومت اسلامی» را در دستور کار خود قرار داد. او در این مطالعه اهدافی از جمله دفاع از جان، مال و آبروی افراد، تأمین نظم و امنیت، رفاه و آسایش شهروندان و… را به عنوان مقدمه جهت نیل به هدف غایی حکومت اسلامی برشمرد. هم چنین فراهم نمودن زمینه برخورداری انسان ها از حق هدایت، حاکمیت توحید و برچیده شدن طاغوت، به اجرا درآوردن کامل احکام اسلامی، تعلیم و تربیت بر اساس بینش الهی و… را به عنوان اهدافی به منظور بسترسازی برای دستیابی به اهداف عالی حکومت معرفی کرد و در نهایت هدف عالی حکومت اسلامی را نیل انسان به تعالی و کمال معنوی خویش و دستیابی به مقام قرب الهی قلمداد کرد.

شاهدی (۱۳۸۷)، «جامع نگری در اهداف حکومت دینی» را مورد بازبینی قرار داد و در پایان مطالعه خود اهداف حکومت دینی را به دو دسته عام و خاص تقسیم بندی نمود. به عقیده وی اهداف عام از قبیل امنیت، قدرت، توسعه اجتماعی، رفاه، آموزش، آزادی، رضایت مردم و… مقدمه واجب جهت دستیابی به اهداف خاص همچون تأمین کمال معنوی و سعادت اخروی، اجرای ارزش های اخلاقی، تهذیب نفس و… است. به عبارتی ایشان نیل به اهداف خاص را حد مطلوب جامعه اسلامی قلمداد کرد.

۴. اصول حکومت علوی

۱-۴. اصل انتخاب مسؤولین و مدیران اجتماعی

به طور کلی هدف از انتخاب و گزینش این است که شایسته ترین افراد و علاقه مند به کار انتخاب شوند ( مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۵۷). شایستگی در لغت به معنای داشتن توانایی، اختیار، مهارت، دانش ، لیاقت و صلاحیت است (نصراصفهانی و نصراصفهانی، ۱۳۸۹: ۳). شایسته سالاری در اصطلاح عبارت است از انتخاب مدیران بر اساس توانمندیهای معنوی، علمی، فنی، اجرایی و تجربه کاری آن ها (واثق، ۱۳۸۸: ۴). مفهوم شایسته سالاری را میتوان به عنوان فرآیند شناسایی، گزینش، جلب و جذب مداوم نیروها و[۱] فراهم کردن زمینه های اعمال مدیریت بر حسب توانمندی افراد قلمداد کرد. امروزه سرمایه انسانی مهم ترین دارایی جوامع محسوب میشود که با ایجاد هماهنگی میان آن ها میتوان به اهداف مدنظر دست پیدا کرد. سرمایه انسانی را به عنوان موجودی شایستگیها، دانش، توانایی و… افراد هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی تعریف کرده اند؛ بنابراین بدین علت است که شایسته سالاری جایگاهی مهم در ادبیات مدیریت پیدا کرده است. به عقیده امام علی (ع) مسأله لیاقت و توان افراد جزئی از بحث عدالت است و آن حضرت معتقد بودند هر پستی به تناسب توان، خلاقیت، شایستگی و تخصصی خاص نیاز دارد (نصراصفهانی و نصراصفهانی، ۱۳۸۹: ۷). ایشان در خطبه شقشقیه شایستگی خود را نسبت به خلافت بدین نحو بیان نمودند: «… ابابکر جامه خلافت را به تن کرد درحالی که میدانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی چون محور آسیاب است به آسیاب که در آن حرکت میکند؛ او میدانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جاری است و مرغان در پرواز اندیشه ها به بلندای ارزش من نتوانند پرواز کرد» (دشتی، ۱۳۸۶: ۲۹). امام در بیانی دیگر خطاب به کمیل بن زیاد نخعی پیرامون بحث شایسته سالاری فرمودند: «سستی انسان در انجام کارهایی که به عهده اوست و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج است نشانه ناتوانی آشکار و اندیشه ویرانگر است» (همان: ۴۲۷). تناسب میان شغل و شاغل بیانگر شایسته سالاری است چرا که این امر موجب می شود افراد با توجه به مهارت ها و تواناییهایی که دارا هستند در جایگاه خود قرار گیرند. این تناسب میتواند به عنوان یکی از عوامل مهم انگیزش افراد در جامعه محسوب شود. نهادینه کردن نظام شایسته سالاری در جامعه جهت بهره مندی از مزایای آن (افزایش اثربخشی فرد و جامعه، ارتقای رضایت شغلی، روحیه احساس تعلق کارکنان و افراد به جامعه، ایجاد انگیزه جهت تلاش، بهبود و ارتقای سطح عملکرد و توانایی کارکنان) منطقی است در جوامع و سطح کلان پیاده سازی شود (واثق، ۱۳۸۸: ۳). لازم به ذکر است از این اصل به عنوان اصل بنیادین یاد میشود؛ زیرا زیربنای سایر اصول بوده و همچنین لازمه تحقق حکمرانی خوب محسوب میشود. چرا که تا مسؤولینی شایسته وجود نداشته باشند نمیتوان اثربخشی دولت، حاکمیت قانون ، کنترل فساد، وجود حق اظهارنظر و پاسخ گویی، عدم خشونت و کیفیت مناسب قوانین را انتظار داشت . کارگزاران شایسته از آن جهت که از تجربه و تخصص خود نهایت استفاده را میبرند از طریق انجام عمل خود به بهترین نحو از بروز فساد تا حد ممکن جلوگیری خواهند کرد. لذا انتخاب مدیران شایسته به نوعی مبارزه با فساد محسوب میشود.

همچنین اجرای هرچه بهتر قوانین در گام اول نیاز به متولیان شایسته ای دارد که بتوانند آن را به صورت صحیح و دقیق اجرا کنند. جهت حاکمیت قانون در نظام که به معنای حفاظت از حقوق مالکیت و کنترل فساد است؛ رعایت عدالت حیاتی است و برای اجرای این مهم ، وجود کارگزارانی شایسته امری ضروری به شمار میآید. حضرت علی (ع) نیز با در نظر گرفتن این موارد، در فرامین خود، نمایندگانش را همواره به رعایت حق و قانون در تمامی موارد توصیه کرده اند. ایشان در خطبه ۲۱۶ پیرامون این موضوع فرمودند: «… و آن گاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت برقرار و سنت های پیامبر (ص) پایدار گردد…» (دشتی، ۳۱۵: ۱۳۸۸). هم چنین باید خاطر نشان ساخت میزان اثربخشی دولت نیز کاملا با انتخاب مسؤولین در ارتباط است. اثربخشی بیانگر میزان تعهد دولت نسبت به کیفیت خدمات عمومی و حقوق شهروندی است.

اگر کارگزارانی که عهده دار این بخش هستند قابلیت لازم را نداشته باشند نمیتوان انتظار تحقق این شاخص را داشت و ممکن است نارضایتی عمومی ایجاد شود. از نظر امام علی (ع) زمامدار باید با مردم خود به نرمی و عطوفت رفتار کند تا میزان بی ثباتی و خشونت کاهش یابد. حضرت در نامه ۱۸ خود که خطاب به عبدالله ابن عباس بود فرمودند: «… با مردم به نیکی رفتار کن و گره وحشت را از دل های آنان بگشای» (دشتی، ۱۳۸۶: ۳۵۵). این مهم زمانی رخ می دهد که مدیرانی لایق در مسند قدرت حضور داشته باشند. تجربه نشان میدهد بیشترین مشکلاتی که متوجه نظام های حکومتی در سطح جهان میشود از انتخاب نادرست وزیران، فرماندهان و کارگزاران نشأت میگیرد؛ چون این انتخاب نادرست خواسته یا ناخواسته موجبات درهم ریختگی امور، از هم گسیختگی حکومت و کینه مردم نسبت به نظام را فراهم می – سازد (حق پناه، ۱۳۸۰: ۸). امام علی (ع) میفرمایند: «کسی که از افراد ضعیف کمک بخواهد ضعف خود را آشکار کرده است» (همان: ۹). رعایت این مهم با شروع حکومت حضرت آغاز شد زیرا که نقطه اصلاحات در حکومت علوی جابجایی کارگزاران دولتی بود. امام در نامه ای به منذربن جارود عبدی که در فرمانداری خود خیانتی را مرتکب شده بود فرمودند: «… به من خبر داده اند که در هواپرستی چیزی فروگذار نکرده ای و توشه ای برای آخرت خود باقی نگذاشته ای، … اگر آنچه به من گزارش رسیده درست باشد؛ شتر خانه ات و بند کفش تو از تو باارزش تر هستند و کسی که همانند تو باشد نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه میتواند کاری را انجام دهد» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۳۷)؛ بنابراین و با توجه به اهمیت موضوع، حضرت در سخنان ارزشمند خود به طور مکرر به تبیین اهمیت این عامل پرداخته اند. در این راستا ایشان آگاهی، بینش سیاسی، حیا، تقوا، حسن سابقه، امانت داری، عدالت خواهی، احترام به نظر کارشناسان، سعه صدر، شجاعت، قاطعیت و… را از معیارهای اساسی برشمردند که در هنگام انتخاب مدیران و مسئولان باید آن ها را در نظر گرفت. همان طور که در نامه ۵۳ خطاب به مالک اشتر میفرمایند: «… کارگزاران دولتی را از بین مردمی باتجربه و باحیا، از خاندانی پاکیزه و باتقوا که در مسلمانی سابقه درخشان دارند انتخاب کن؛ زیرا اخلاق آنان گرامیتر و آبرویشان محفوظ تر و طمع ورزی شان کمتر و آینده نگری آنان بیشتر است» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۱۱). کسانی باید در امر انتخاب ترجیح داده شوند که برای رضای خدا و پیغمبر، خیرخواه مردم و جامعه اسلام باشند؛ بنابراین تقوای شخصی به عنوان بهترین ضابطه در گزینش محسوب میشود (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۶۴). تمامی اهداف حکومت علوی و تحقق حکمرانی خوب به نوعی بسته به رعایت این اصل مهم هستند. مادامی که افراد توانا، کاردان و لایق اداره امور را در دست نداشته باشند نمیتوان به سمت اهداف حکومت علوی حرکت کرد؛ چون وجود کارگزاران بیکفایت موجب میشود نظام از مسیر اصلی خود منحرف شده و آلت دست آنان شود.

۲-۴. اصل اخلاق اسلامی

به نقل از الوانی اخلاقیات به عنوان سیستمی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف میشود که بر اساس آن ها نیک و بدهای جامعه مشخص و عمل خوب از بد متمایز میشود. با اتکا به اصل اخلاق اسلامی مدیران قادر میشوند تا تصمیم بگیرند که چه چیز درست و چه چیزی نادرست است (اعظمی و همکاران، ۱۳۸۷: ۲). به طور کلی اخلاق تفاوت بین انسان اسلامی و امت اسلامی را با انسان غیر اسلامی و اجتماع غیر اسلامی معین میکند (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۳۰۱). امام علی (ع) در حکمت ۳۸ پیرامون ارزش اخلاق به امام حسن (ع) فرمودند: «… گرامیترین ارزش خانوادگی اخلاق نیکوست …» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۵۱). ایشان این اصل را در تمامی مکان ها و زمان ها رعایت میکردند. حضرت در نامه ای به فرماندار آذربایجان بیان داشتند: «… همانا پست فرمانداری برای تو وسیله نان و آب نبوده بلکه امانتی بر گردن توست… تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی…» (همان: ۴۶۳). هم چنین ایشان در نامه دیگری به حارث همدانی فرمودند: «… خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش و در حکومت مدارا کن تا آینده خوبی داشته باشی…» (همان: ۴۳۵).

نقش اخلاقی مدیر در گرو نگاه داشتن محورها و برانگیختن انگیزه ها و در انسجام واحدها و سرعت بخشیدن به امور جامعه جهت رسیدن به نتایج مطلوب، بسیار مهم و غیرقابل انکار است (اعظمی و همکاران ، ۱۳۸۷: ۴). همان طور که خداوند در آیه ۵۹ سوره آل عمران یکی از عوامل موفقیت پیامبر را اخلاق اسلامی نیک میداند. در صورت تحقق این امر شاهد کاهش تبعیض، بیعدالتی و نارضایتی و افزایش روحیه جامعه و تعهد کارکنان و افراد از یک سو و رشد و تعالی انسان ها و بالندگی جامعه و همچنین پیشرفت جامعه هستیم. ضمن اینکه پیاده سازی این اصل عدم خشونت و بیثباتی سیاسی را نیز به دنبال خواهد داشت. امام علی (ع) در مدت حکومت خویش هرگز دست به خشونت نزدند و همواره می کوشیدند اختلافات را از طریق گفتگو و روش های مسالمت آمیز حل کنند (شاه آبادی و جامه بزرگی، ۱۳۹۲: ۷). نمونه بارز این مدعا در جنگ جمل رخ داد که ایشان برای مدت سه روز تلاش کردند کار به صلح بینجامد و مانع خونریزی و آشوب شوند و پس ازاینکه از برقراری صلح مأیوس شدند و وقوع جنگ را حتمی دیدند برای لشکر خود برنامه ای به صورت اعلامیه جنگی آماده کردند که حاوی مطالبی از قبیل این موارد بود: در جنگ و خونریزی بر دشمن سبقت نگیرید، با زبان نرم و شیرین با آنان سخن بگویید.

لازم به ذکر است کاهش فساد هم یکی دیگر از نتایج رعایت اصل اخلاق اسلامی است؛ چرا که این اصل باعث میشود مسئولان از قدرتی که در اختیار خود دارند سوء استفاده نکرده و فقط در جهت خدمت رسانی به مردم گام بردارند؛ بنابراین امام علی (ع) در بیانات ارزشمند خود به طور مکرر نکات اخلاقی را به مدیران خود گوشزد کرده و آنان را ملزم به رعایت این نکات میکردند. حضرت در نامه دیگری که به عبدالله ابن عباس نوشته بودند فرمودند: «با مردم به هنگام دیدار و در مجالس رسمی و در مقام داوری، گشاده رو باش و از خشم بپرهیز که سبک مغزی به تحریک شیطان است…» (دشتی، ۴۳۹: ۱۳۸۶). ایشان یکی از آفات مدیریت را کبر و غرور میدانند و معتقدند مدیر باید برای مردم به منزله یک خدمت گزار باشد. همان طور که در نامه خود به مالک اشتر میفرمایند: «… اگر با مقام و قدرتی که داری دچار تکبر و خود بزرگ بینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برقرار است بنگر که تو را از سرکشی نجات میدهد و تندروی تو را فرومی نشاند و عقل و اندیشه ات را به جایگاه اصلی بازمیگرداند» (همان : ۴۰۵). حضرت یکی از وظایف حاکم را رعایت اخلاق در ارتباط با مردم میدانند و در نامه ۲۷ خطاب به فرماندار مصر محمدبن ابی بکر نوشتند: «… با مردم فروتن، مهربان و نرمخو باش؛ گشاده رو و خندان باش ، در نگاه هایت و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن…» (همان: ۳۶۳). امیرالمؤمنین وفای به عهد را یکی از الزاماتی می دانند که حاکم جامعه اسلامی باید بدان عمل کند. ایشان به مالک اشتر فرمودند: «… به عهد خویش وفادار باش و بر آنچه برعهده گرفته ای امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست…» (همان: ۴۱۹). در نهایت می توان گفت امام علی (ع) اخلاق اسلامی را همواره رعایت کرده و پایه های حکومت خود را بر اساس مهرورزی، عدالت و اخلاقیات قرار دادند تا جامعه اسلامی در راستای تلاش جهت کسب هدف نهایی خود با سرعت بیشتری به پیش رود.

۳-۴. اصل شورا و مشورت در امور

از مواردی که یک کارگزار در جهت سازمان دادن به امور برای تصمیم گیری انجام میدهد عمل شور و مشورت است. کلمه شور به معنی استخراج و کشف بهترین رأی میباشد (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۷۰). مشورت به معنای هم فکری در کارها و استفاده از رأی، عقل، علم و سلیقه دیگران و کسب اطلاع از نظر اهل خبره و اصحاب رأی در مسأله ای برای اختیار اصلح است (غفاری و علیزاده ، ۱۳۹۰: ۲). به دلیل افزایش پیچیدگی در انجام امور، هیچ کس به تنهایی قادر نیست کارها را انجام دهد؛ بدین جهت است که مشورت جایگاه مهمی را در ادبیات مدیریت به خود اختصاص داده است. تخصصی بودن امور موجب میشود هر فرد در بخش مربوط به خود خبره شده و آن را به بهترین نحو ممکن انجام دهد و زمانی که این عمل اتفاق افتاد میتوانیم انتظار عملکرد بهتری از سوی مسؤولین را داشته باشیم. بدین ترتیب بی نظمیها کاهش یافته و در ادامه میتوان قوانین با کیفیت تری را شاهد بود. امر مشورت با شاخص حق اظهار نظر و پاسخگویی که از شاخص های حکمرانی است نیز ارتباط تنگاتنگی دارد و عمل به آن میتواند زمینه ساز پیاده سازی این شاخص شود. این شاخص میزان مشارکتی است که شهروندان میتوانند در انتخاب دولت و نظام سیاسی داشته باشند (شاه آبادی و جامه بزرگی، ۱۳۹۲: ۵)؛ و بدین ترتیب بستری مناسب را جهت پویایی و بالندگی جامعه فراهم میکند. با ایجاد زمینه های مناسب برای مشورت میتوان تحقق آن را انتظار داشت. چرا که مشورت در اسلام امری فردی و اجتماعی است و تنها محدود به بخش حکومت نیست؛ پس شهروندان میتوانند با عمل به این اصل با بینش بیشتری نسبت به مشارکت در نظام سیاسی اقدام کنند. همچنین رعایت اصل شور و مشورت موجب می شود تا سطح دانش مدیران افزایش یافته و در عین حال توانایی آن ها جهت پاسخگویی بهتر و پذیرش اظهار نظر افراد جامعه بهبود یابد.

چرا که آن ها همواره خود را در معرض دید عموم جامعه و نیز خبرگان خواهند یافت و این در نهایت موجب بهبود امور و کیفیت قوانین و اثربخش دولت و ثبات سیاسی و کاهش فساد را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا در می یابند عملکرد آن ها کنترل شده و در صورت عدم رعایت اصول و قوانین مورد مواخذه قرار خواهند گرفت. اثربخشی دولت که به معنای کیفیت خدمات عمومی و استقلال آن ها از فشارهای سیاسی است نیز در اثر تحقق این اصل افزایش مییابد؛ چون باعث میشود مسئولان با دید بازتری نسبت به مسائل نگاه کرده و از نظرات متخصصان بهره مند شوند. روان شناسان و جامعه شناسان در قالب تحقیقات گسترده بیان میدارند حل وفصل مشکلات و جستن راه حل ها اگر به صورت گروهی باشد؛ نتایج حاصله به مراتب پرثمرتر خواهد بود (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۷۰). امام علی (ع) درباره اهمیت و ارزش مشورت در حکمت ۵۳ فرمودند: «… هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۵۳). به همین دلیل است که مفهوم مدیریت مشارکتی به عنوان روشی نو مطرح گردیده است؛ چرا که این امر سبب میشود افراد با نظریات مختلف آشنا شده و بهترین تصمیم را اتخاذ نمایند. امیرالمؤمنین در حکمت ۱۷۳ نیز میفرمایند: «آن کس که از افکار و آراء دیگران استقبال کند صحیح را از خطا خوب شناسد» (همان: ۴۷۵). شناسایی نقاط ضعف و مدنظر قرار دادن آن ها در تصمیم گیری موجب میشود مدیران در اجرای وظایف شان کمتر اشتباه کرده و این امر در کل مجموعه نظام میتواند اثربخشی بهتر حکومت را به دنبال داشته باشد.

مدیریت مشارکتی بدین معناست که مدیر در تصمیم گیری خود افراد سازمان را هم دخالت داده و از نظریات آن ها نیز استفاده کند. مدیریت مشارکتی سبب میشود تا افراد احساس تعلق سازمانی و نوعی تعهد اخلاقی پیدا کرده و باانگیزه بیشتری به فعالیت خود ادامه دهند؛ بنابراین ایجاد انگیزش را میتوان به عنوان یکی از نتایج مثبت رعایت این اصل یاد کرد. هم چنین افراد با شرکت در نشست های جمعی و یا مشورت است که به اطلاعات خود افزوده و دانش و آگاهی خویش را بالا میبرند که ممکن است در نهایت منجر به نگرشی نوین در اندیشه آنان شود (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۷۰). امام علی (ع) در حکمت ۱۶۱ فرمودند: «هر کس خود رأی شد به هلاکت رسید و هرکس با دیگران مشورت کرد در عقل های آنان شریک شد» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۵۳). هم چنین در حکمت ۲۱۱ نیز بار دیگر خطر خود رأی بودن را گوشزد کردند: «… و آن کس که با رأی خود احساس بینیازی کند به کام خطرها افتد» (همان : ۴۸۲)؛ بنابراین مدیران باید توجه داشته باشند که هنگام تصدی منصب یا مقامی خود رأی نبوده و اصل مشارکت فکری و عملی مردم را برای حصول به پیشرفت جامعه اسلامی در نظر بگیرند (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۸۱) تا در انتخاب مسئولان و مدیران مؤثرتر عمل کرده و در نهایت به نتایج مثبت این امر که قبلا نیز بدان اشاره شده دست پیدا کنند. حضرت علی (ع) شورا را به عنوان یک بنیاد بهسازی اجتماعی مورد پذیرش قرار داده و شور و مشورت را توصیه کرده اند. در پند و اندرزهایی که ایشان ارائه میدهند مشورت نمودن را راهنمایی جهت هدایت انسان دانسته اند (همان: ۲۷۹). امام علی (ع) حیطه شور و مشورت را از اندیشمندان و خبرگان خودی به دشمنان نیز سرایت دادند و فرمودند: «با دشمنانت مشورت کن تا از نظرات آنان مقدار دشمنی و برنامه مقاصدشان را بشناسی» (مؤمنی، ۱۳۸۵: ۷)؛ اما باید خاطرنشان ساخت آن طور که از بیانات امیرالمؤمنین (ع) استنباط میشود افراد امین، خردمند، مجرب، شجاع، پارسا، صادق و کاردان جهت شور مناسب هستند. آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر، وی را از مشورت با این دسته از افراد بر حذر داشتند: «… بخیل را در مشورت کردن دخالت نده که تو را از نیکوکاری بازمی دارد، … ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در انجام کارها روحیه تو را سست میکند، حریص را در مشورت کردن دخالت نده که حرص را با ستم کاری در نظرت زینت میدهد» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۰۷). همان طور که پیشتر نیز اشاره شد یکی از اهداف میانی حکومت علوی رسیدن به توسعه اقتصادی و بهبود وضع معیشتی افراد جامعه است؛ استفاده از عقول و تجارب دیگران باعث جلب اعتماد عمومی به نظام شده، زمینه مشارکت همگانی را فراهم آورده و موجب میشود نظام در جهت حل مشکلات و پیشبرد اهداف حرکت کند. بدین ترتیب بستری مناسب برای حضور افراد جامعه مهیا میشود تا آن ها نیز در تحقق این امر سهیم بوده و در نتیجه حرکت به سمت اهداف تسهیل خواهد شد؛ زیرا یکی از عوامل مهم بقای حکومت در حمایت مردم از آن است و نظام بدون پشتوانه شکست خواهد خورد. بدین دلیل بود که حضرت در خطبه شقشقیه فرمودند: «… سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود… مهار شتر خلافت را بر کوهان آن نهاده و رهایش میساختم…» (دشتی، ۱۳۸۶: ۳۱).

۴-۴. اصل مردمی بودن اهداف و حمایت از مردم

هرچه مسؤولیت مدیران بیشتر شود آن ها می بایست نسبت به مردم مهربان تر بوده و به آن ها توجه بیشتری بکنند (مشرف جوادی، ۱۳۹۲: ۲۹۰). امام علی (ع) در نامه ۵۳ خطاب به مالک می فرمایند: «… به مردم نگو به من فرمان داده اند و من نیز فرمان میدهم پس باید اطاعت شود که این گونه خود بزرگ بینی دل را فاسد و دین را پژمرده میکند…» (دشتی، ۱۳۸۶: ۴۰۵). در منطق امام علی (ع) عامه مردم مفهومی اصیل و مورد احترام است که نباید به هیچ عنوان حتی به قیمت راضی ساختن جمعی خاص اسباب نارضایتی آنان فراهم شود (میدری و خیرخواهان، ۱۳۸۳: ۴۸۹). ایشان دراین باره می فرمایند: «… خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل میکنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و… هستند، در صورتی که ستون های دین و اجتماعات پرشور مسلمین و… عموم مردم میباشند؛ پس به آنان گرایش داشته و اشتیاق تو با آنان باشد» (دشتی، ۴۰۵: ۱۳۸۶). همان طور که ملاحظه شد امام علی (ع) از لفظ ستون دین برای عموم مردم استفاده کرده اند، بنابراین میتوان گفت حمایت مردم از حکومت یکی از پایه های آن به حساب می آید و پشتوانه مردمی عاملی مؤثر در بهبود شاخص حق اظهارنظر و پاسخگویی است؛ پس میتوان بیان داشت رع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *