تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی شامل 27 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روایت‌ شاهدان عینی از کشف حجاب رضاخانی :

رضا قلدر رفته بود ترکیه؛ وقتی برگشت به نخست وزیرش، محمود جم گفته بود «این چادر و چاقجور را چطور می شود از بین برد؟ از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آن ها را دیدم، دیگر از هرچه چادری بود بدم آمده است». به مستشارالدوله صادق، سفیر کبیر ایران در ترکیه نوشت: «هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام کنیم». و به این ترتیب بود که ۱۷ دی ۱۳۱۴ بود پوشیدن چادر و روبنده و روسری را برای زنان و دختران ایرانی ممنوع کرد.

دستور از بالا آمده بودند حجاب از سر زن ها و دخترها بردارند. امنیّه ها برایشان فرقی نمی کرد دختر – ساله باشد یا زن باردار ساله یا پیرزن – ساله؛، جلوی هر زن باحجابی را می گرفتند، چادر و روسری از سرش می کشیدند و به کسانی که حاضر نبودند حجاب بردارند، با باتوم و قنداق تفنگ حمله می کردند. خیلی از کسانی که آن روزها را به چشم دیدند، از دنیا رفته اند. آن هایی که مانده اند، خیلی پیر شده اند؛ با این وجود هنوز تلخی آن صحنه ها جلوی چشم شان است و بعضی هایشان وقتی از آن روزها می گویند، درد و رنج آن ایام را می توان در تک تک کلمه هایشان حس کرد. مهدی ابوالقاسمی و همکارانش در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مشهد، سه سال وقت گذاشته اند و خاطرات این افراد را جمع آوری کرده اند. که در ادامه قسمت هایی از آن را می خوانید:

بمیرم هم دیگر بیمارستان نمی روم

«فاطمه زینلی» متولد ۱۳۱۴ در مشهد است. همان سالی به دنیا آمد که فرمان کشف حجاب دادند. مصیبتی که آن روزها برای خانواده اش اتفاق افتاده بود را اینطور تعریف می کند: «خدیجه، خواهرم تازه عقد کرده بود که مریض شد. مادرم هر روز می رفت بیمارستان امام رضا(ع) که به او سر بزند. یک بار در راه بیمارستان، آژان چادر مادرم را کشید و خیلی اذیت شد. به همین خاطر قرار شد خدیجه را بیاورند خانه از او پرستاری کنند و هر چند روز یکبار ببرند بیمارستان، ویزیت شود. اما در مسیر خانه، آژان ها با اینکه دیده بودند او مریض است، چادرش را از سرش کشیده بودند. خدیجه به مادرم گفته بود: «بمیرم هم دیگر بیمارستان نمی روم» خواهرم بخاطر بیماری ای که داشت در خانه مرد.»

«اصلاح خانم دولتخواهی سیاهمرد» اهل ماسال گیلان بود. او موقع دستور کشف حجاب بیست سال داشته و آن روزهای تلخ را به خوبی به یاد دارد: «با مادرم به بازار می رفتیم. ابتدای بازار به ما دستور دادند روسری هایمان را برداریم. مادرم مخالفت کرد و آن ها اصرار. ماموران رضاشاه خواستند او را کتک بزنند که من خودم را مقابل آن ها قرار دادم. مچ دستم در این ماجرا شکست».

نه من به دکتر رسیدم، نه مادرم

آقای «عبدالعالی شماعی» متولد در شهرضای اصفهان است. او درباره این فرمان بدوی می گوید:«مریض شده بودم و چون پدرم در مغازه نجاری اش بود، با مادرم که حامله بود به طرف مطب دکتر رفتیم. اسمش هنوز یادم است؛ دکتری ارمنی به نام بنیامین. هنوز به مطب دکتر نرسیده بودیم که یک آژان آمد و چادر از سر مادرم برداشت و آن را تکّه تکّه کرد. مادرم دستش روی سرش بود و به دنبال یک پناهگاه می گشت. خوب به خاطرم هست که مادرم با چه خفّت و خجالتی خودش را به منزل رساند. هاجر خاتون در این اتفاق بچه اش سقط شد. آن روز نه من به دکتر رسیدم نه مادرم.»

کشف حجاب، عامل بی سوادی نصف مردم شد

مرحومه «ملکه اسماعیل زاده» می گوید: «یک دوست کرمانی داشتم. صبح ها می رفتم دنبالش که برویم مدرسه. یک روز در خانه شان را زدم و گفتم بگویید فاطمه بیاید که با هم به مدرسه برویم. مادش گفت دختر ما به اندازه کافی باسواد شده، مدرسه برای ما بس است دیگر. فاطمه دیگر نیامد مدرسه و رفت مکتب. بی سوادی نصف مردم، عاملش دستور کشف حجاب دوران رضاخان بود.»

دلم ترکید

«مونس آل عباسیان» اهل مشهد است. درباره اتفاقی که منجر به مرگ مادربزرگش شد می گوید: «دوران کشف حجاب، مادربزرگم از خانه بیرون نمی آمد. روز تاسوعا یا عاشورا همسایه ها می گویند امروز آژان ها به زن ها کاری ندارند. مادربزرگم با مادرم از کوچه عیدگاه راه می افتند بروند حرم اما باز هم احتیاط می کند و چند تا روسری روی هم می پوشد. نزدیک فلکه آب، آژانی چادر مادربز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *