تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روایتِ «ظُهورُالماء»اصالت، مصادیق و رابطه با امر فَرَج قائم(عج) :

مقدّمه

اتّصال معصومان(ع)به سرچشمه علم الهی عامل توجّه هر چه بیشتر صاحبان خِرد به گفتار و رفتار ایشان در هر زمینه به عنوان الگوی نیکو است. عنایت به روایات مهدویّت و مباحث آخر الزّمانی به جهت تاکیدات فراوان بر شناخت ولیّ عصر(عج) از جایگاه ممتازی برخوردار است امّا به جهت شکل گیری و انتشار اخبار موضوعه در مجامع روایی لزوم بررسی اسناد و دقّت نظر در دلالت محتوایی روایات با هدف سالم سازی فهم و دریافت صحیح از گنجینه دانش اهل بیت(ع)همواره احساس می شود.در این پژوهش سعی می شود تا حدیثی دو قسمتی از امام هادی(عج)در زمینه معراج پیامبر(ص) در کتاب اختصاص شیخ مفید(م.۴۳۰ ق.) مورد بررسی سندی و متنی قرار گیرد و دلالت ها و مصادیق بخش دوم حدیث که به آن « روایت ظهورالماء» گفته شده، مورد تحلیل واقع شود. در بخش اوّل حدیث اشاره به سختی ها و مشکلات مردم قم دارد و در بخش دوم راوی از امام هادی(ع)از زمان برطرف شدن این مصائب و سختی ها می پرسد و امام(ع)،زمانی راکه آب بر سطح زمین جاری شود، زمانِ برطرف شدن آن مشکلات بر می شمرند که این بخش از حدیث سبب شده تا دانشمندانی نسبت به تببین ظهور آب در زمین واکنش نشان داده و نظراتی را در این زمینه بیان کنند که در این مقال سعی بر آن شده، ضمن اشاره به نظرات آن ها، آن موارد نقد و در نهایت نیز آراء دیگری ارائه شود. روش تحقیق در این پژوهش به صورت نقد توصیفی و تحلیل سندی و متنی بر اساس منابع دست اول و مراجع رجالی و حدیثی است.

روایت ظُهوُرالماء

«مفید»روایتی را در کتاب اختصاص در دو بخش از امام هادی(ع)نقل می کند که بخش دوم آن بیانگر نشانه و علامتی است که دارای اجمال و ابهام است:«وَ رُوِی عَنْ عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَسْکرِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمَّا أُسْرِی بِی إِلَی السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ نَظَرْتُ إِلَی قُبَّهٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ لَهَا أَرْبَعَهُ أَرْکانٍ وَ أَرْبَعَهُ أَبْوَابٍ کلُّهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ أَخْضَرَ قُلْتُ یا جَبْرَئِیلُ مَا هَذِهِ الْقُبَّهُ الَّتِی لَمْ أَرَ فِی السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ أَحْسَنَ مِنْهَا فَقَالَ حَبِیبِی مُحَمَّدٌ هَذِهِ صُورَهُ مَدِینَهٍ یقَالُ لَهَا قُمُّ یجْتَمِعُ فِیهَا عِبَادُ اللَّهِ الْمُؤْمِنُونَ ینْتَظِرُونَ مُحَمَّداً وَ شَفَاعَتَهُ لِلْقِیامَهِ وَ الْحِسَابِ یجْرِی عَلَیهِمُ الْغَمُ وَ الْهَمُّ وَ الْأَحْزَانُ وَ الْمَکارِهُ قَالَ فَسَأَلْتُ عَلِی بْنَ مُحَمَّدٍ الْعَسْکرِی ع مَتَی ینْتَظِرُونَ الْفَرَجَ قَالَ إِذَا ظَهَرَ الْمَاءُ عَلَی وَجْهِ الْأَرْض. »(المفید، ۱۴۱۳ ق.: ۱۰۱)(و روایت شده از امام هادی (ع) از پدرش و از جدّش از امیر مومنان (ع) که فرمودند: رسول خدا(ص)فرمودند:هنگامی که مرا به آسمان چهارم بردند نگاه کردم به گنبدی از مُروارید که چهار پایه و چهار دَرب داشت و همانند ابریشم سبز بود، گفتم: ای جبرئیل این گنبد چیست که در آسمان چهارم بهتر از آن را ندیده ام؟آن گاه جبرئیل(ع) عرض کرد:ای حبیب من محمّد! این صورت و نمای شهری است که به آن«قُم»گفته می شود که در آن بندگان با ایمان خدا گرد هم می آیند، محمّد(ص) و شفاعت او در قیامت و روز حساب را انتظار می کشند،[بر مردم قُم]غم،اندوه،ناراحتی ها و سختی ها جاری می شود، راوی گوید به امام هادی(ع) عرض کردم تا کی[مردم قُم]در انتظار فرج و گشایش باشند؟فرمودند:تا آن زمان که آب بر روی زمین پدیدار گردد.)شبیه این روایت،پیش از اختصاص با مقداری اختلاف در متن و فقدان بخش دوم آن یعنی روایت ظهور الماء در کتاب غیر حدیثی”ترجمه تاریخ قم” – قدیمی ترین منبع شناخته شده – آمده که آن را برگردان از متن عربی ضبط کرده است. اصل کتاب تاریخ قم اثری تاریخی و عربی از«محمّد بن حسن اَشعَری قمی»متوفّای بعد از ۳۷۸ ق. بوده که مربوط به ویژگی ها و تاریخ شهر قم است که۲۰ باب عربی به مُرور از بین رفته و تنها ترجمه پنج باب فارسی در اوایل قرن نُهُم توسّط «علیّ بن حسن بن عبدالمَلِک قمی» موجود است. همین امر قضاوت را در مورد حدیث تا حدّ زیادی سخت می کند چون متنِ ترجمه فارسی گویای همه جانبه کلام معصوم(ع) نیست و چه بسا افتادگی ها و کمبود هایی نیز داشته باشد. حسن بن محمّد قمی تاریخ نگار بوده ولی محدّثان بزرگی چون «مجلسی»به روایات او ازکتاب غیر حدیثی اش اعتنا کرده اند.در روایتِ موجود در ترجمه کتاب تاریخ قم آمده است: «… همچنین«ابو مُقاتِل»گویدکه:از ابی الحسن علی بن محمّد(علیهم السّلام)[ امام هادی(ع)] شنیدم که:شب معراج که رسول(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)را به آسمان بردند،در آسمان چهارم نظر کرد به قُبّه از نور، که آن را چهار رُکن بود به چهار دَر؛ گوئیا استَبرَق سبز بود، از خرّمی و سبزی و پاکی و تازگی. چون نظر صائب محمّد رسول اللّه(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بر آن قُبّه آمد، فرمود که: ای جبرئیل! این چه قُبّه است، که من در همه آسمان مثل و مانند و بهتر و نیکوتر ازین ندیدم؟جبرئیل(علیه السّلام)گفت که: این صورت شهریست که آن را «قُم» گویند،که بندگان خدای از مومنان در آن جمع شوند،و انتظار تو کشَند از برای قیامت و حساب،تا تو شفیع امّت گردی و همچنین مومنان و زاهدان در آن جمع شوند،و انتظار محمّد کشند،و شفاعت کردن او درباره دوستان آل محمّد(علیهم السّلام)و اللّه اعلم.( القمی،۱۳۶۱ ش.:۹۶)

بحث روایی

روایت کتاب اختصاص از دو جهت سند و متن مورد تحلیل و بررسی واقع می شود:

۱.بررسی سند:

۱-۱– وثاقت و اعتبار کتاب:در انتساب کتاب«اختصاص»به«مفید»تشکیک وجود دارد، برخی انتساب آن را به او به طور کل مُنتفی می دانند.( الطهرانی، ۱۴۰۳ ق.، ج ۱: ۳۵۸).در باب وثاقت کتاب هیچ کتابی به طور مطلق توثیق نمی شود بلکه لازم است روایات در یک مجموعه مستقل از هم مورد بررسی قرار گیرند.۱-۲- بررسی راوی یا راویان: با توجّه به متن عربی کتابِ اختصاص و ترجمه فارسی کتاب تاریخ قم درمی یابیم که حدیث«ظُهورُالماء»سند متّصل و مسلسل ندارد و از طرف دیگر نام «ابومُقاتِل»(راوی اصلی) بدون یاد کردِ شاگردان و طبقات بعد از او ذکر شده است.در ترجمه تاریخ قم آمده است:«و اَیضا از وی[ سَعد بن عبدالله بن اَبی خَلَف اَشعری قمی]روایتست،که او گفت:حدیث کرد مرا ابو مُقاتِل سَبَل دیلمی- نَقیب ری- که شنیدم از ابی الحسن علی بن محمّد (علیه السّلام):»(القمی، ۱۳۶۱ ش.:۹۶ )،مجلسی نیز که نسخه ترجمه فارسی را داشته و آن را به کلام معصوم(ع)تعریب نموده، نوشته است:«وَ عَنْ أَبِی مُقَاتِلٍ الدَّیلَمِی نَقِیبِ الرَّی. ..»( المجلسی،۱۴۰۳ ق.، ج ۵۷: ۲۱۳)و در نامِ«ابومُقاتِل»بر خلاف ترجمه موجود نامواژه« سَبَل» وجود ندارد. با فَحص درکتاب های رجالیان شخصی به نام«ابوُمقاتِل صالح الدّیلمی»قریب به آن نام استخراج می شود و ممکن است ابومُقاتِل صالح دیلمی همان راویِ حدیث از امام هادی(ع) بوده و اتّحاد شخصیّت با ابو مُقاتِل سَبَل دیلمی داشته باشد.از صالح ابومُقاتِل دیلمی چیزی دالّ بر«سَبَل به عنوان نام پدر»یا«مَنصب نِقابَت»یا در «ری بودن»یا از«اصحاب امام هادی(ع) بودن»و حتّی «وِثاقت»دریافت نمی شود. از او در منابع روایی مهم و در دسترس با این نام و کنیه نیز روایت دیگری به دست نیامد.ابن غَضائِری،صالح ابو مُقاتِل را صاحب کتاب بزرگی در «امامت» در مباحث حدیثی و کلامی با نام «احتِجاج »معرّفی می¬کند(ابن الغضائری،۱۴۲۲ ق.:۱۲۳ )که از آن هیچ وِثاقت، زمان زندگی و وفات و همنشینی با امام هادی(ع) برداشت نمی¬شود.دیگر رجالیان از متقدّمان همچون نَجاشی(۱۳۶۵ ش.:۱۹۸)همان کلام ابن غَضائِری را تکرار کرده و ابن داود حلّی(۱۳۴۲ ش.:۱۸۵)فقط به نام و صاحب کتاب بودن او بدون اشاره به نام و محتوای آن کتاب بسنده نموده است.«ابن داود»از کتاب«کَشّی»این شخصیّت را ترجمه می کند ولی در کتاب«اختیار معرفه الرّجال» طوسی که برگزیده کتاب کَشّی است این شخصیّت وجود ندارد.(الطوسی،۱۴۰۴ ق.)حتّی طوسی در کتاب «الفهرست» خود که نام مولّفان و مُصنّفاتِ امامیّه را گرد آورده است به او و کتابش هیچ اشاره ای ننموده است.(الطوسی،۱۴۲۰ ق.)مُتاخّران از ارباب رجال و تَراجِم نیز توفیق چندانی در جهت دست یابی به مدرک معتبری در کشف شخصیّت و وِثاقت او نداشته اند رجالیانی چون: شوشتری(۱۴۱۰ ق.،ج ۵: ۴۴۹)،مامقانی(بی تا،ج۲: ۹۰)،استر آبادی (۱۴۲۲ ق.، ج ۶: ۱۷۹)،تَفرشی(۱۳۷۷ ش.، ج۲: ۴۰۳)،حسینی حِلّی(۱۴۲۸ ق.:۱۹۱)،قُهپایی( ۱۳۶۴ ش.، ج ۳: ۲۰۱)،اردبیلی(۱۴۰۳ ق.، ج۱: ۴۰۴)،مازندرانی حائری(۴۱۶ ق.، ج۴: ۵)،عَلیاری تبریزی(۱۴۱۲ق.،ج۷: ۴۷۵)،میرزای نوری(۱۴۲۹ق.،ج۲۶: ۷۱)،شیخ آقا بزرگ(۱۴۰۳،ج۱: ۲۸۲)،نمازی شاهرودی(۱۴۱۴ ق.،ج۴: ۲۳۵)، خویی(۱۴۱۳ ق.،ج ۱۰: ۵۶)، امین(۱۴۰۳ق.،ج ۲: ۴۳۵)و حسن زاده (۱۴۱۸ ق.: ۱۷۶ ).« ابن نَدیم» در میان مشایخ «محمّد بن جَریر طَبَری» (م.۳۱۰ ق.)از شخصی به نام ابومُقاتِل یاد نموده است:«و أخذ فقه أهل العراق عن ابی مُقاتِل بالرّی»(ابن النّدیم،بی تا:ص۳۲۶) (طَبَری فقه اهل عراق را در ری از ابومُقاتِل آموخت). اگر بنابر مشهور سال۲۵۴ ق. سال شهادت امام هادی(ع) باشد و ابومُقاتِل نَقیب ری توفیق تشرّف به محضر امام(ع) و نقل روایت از ایشان داشته با توجّه به این که طَبَری ۸۷ سال عمرکرده و در سال۲۲۴ ق. به دنیا آمده و در سنّ سی سالگی او امام هادی(ع) شهید شده این احتمال است که این شخص همو باشد.

۱-۳-سند احتمالی: در حدیثی که در ترجمه فارسی تاریخ قم آمده به راوی اصلی از معصوم(ع)یعنی:«ابو مُقاتِل» اشاره شده و تا حدّی راه را برای کشف سند احتمالی حدیث باز نموده است.در ابتدای حدیث نوشته شده:«… همچنین ابو مُقاتِل گوید:. ..». محتمل است که سند این حدیث با سند حدیث قبلی پیوند داشته و با توجّه به سند حدیث قبلی که«سَعد بن عبدالله بن ابَی خَلَف اَشعری»از«ابومُقاتِل»نقل روایت کرده«شِبه تَعلیق»صورت گرفته باشد یا به حَسَب این که ابومُقاتِل مطلبی دیگر در فضیلت قُم داشته این حدیث به آن صورت بیان شده است.واژه «همچنین»که معادل«اَیضا»است ممکن است برابر با « بِهذا الِاسناد» در متون حدیثی باشد و در نتیجه شِبه تعلیق اعمال شده است. اگر کلمه«همچنین» را معادل با « بِهذا الاسناد» بدانیم برای حدیث موجود در کتاب ترجمه تاریخ قم سندی مانند:«حسن بن محمّد القمّی عن سَعد بن عبدالله الاشعَری عن ابی مُقاتل عن ابی الحسن علی(ع)» می توان تصوّر کرد و آن را از حالت ارسال خارج و مُسند ساخت. امّا در مورد اختصاص با توجه به فاصله زمانی آن با کتاب تاریخ قم و عدم وجود راویان تا معصوم(ع) از زمان« مفید» چنین کاری ممکن نیست. مجلسی این روایت را از اختصاصِ نقل کرده است و از ترجمه تاریخ قم بر خلاف دیگر مواضع کتابش که از آن نقل نموده، ضبط نکرده است. چنان که بعد از نقلِ این روایت از اختصاص، به این عبارت بسنده کرده است:«تاریخ قم، عن أبی مقاتِل الدّیلمی عنه ع مثله»(۱۴۰۳ ق.، ج ۵۷: ۲۰۸) با این همه عبارت«و اَیضا بدین اَسانید»( القمی،۱۳۶۱ ش.،:۹۵) نیز در ترجمه تاریخ قم داریم که می تواند این رای را متزلزل سازد.

۲.بررسی متن

۲-۱ – روایت ظهورالماء در کتاب اختصاص در آثار دیگر محدّثان بعد از او به نقل«وِجادَه» ذکر شده¬است:«بِحار الانوار»(المجلسی، ۱۴۰۳ ق.، ج ۱۸: ۳۱۱)،«عَوالم العُلوم»(البَحرانی،۱۴۱۳ ق.، ج ۲۱: ۳۳۵)،«مُسند الإمام الهادی(ع)»( العطاردی، ۱۴۱۰ ق.:۲۹۷ )،«موسوعه الإمام الهادی(ع)»(الخَزعلی،۱۴۲۴ق.،ج ۳: ۳۱۸ ) و….

۲-۲- دلالت بر ظهور حضرت مهدی(عج): در اکثر روایات مقصود از «فَرَج» همان برپایی حکومت حَقّه آل محمّد(ص)است ولی محتمل است به طور استثناء در این روایت،فرج و گشایش معمولی از مشکلات و مصائب برای اهل قم بوده و ربطی به ظهور صاحب الزّمان (عج)نداشته باشد. قضاوت امر مشکل است چون متن و نصّ حدیث کامل به دست ما نرسیده است و ممکن است جایی افتادگی و کمبود وجود داشته باشد. نکته قابل بررسی این که مقصود از محمّد در عبارت دوّم آیا حضرت مهدی(عج) است؟«… این صورت شهریست که آن را قم گویند، که بندگان خدای از مومنان در آن جمع شوند، و انتظار تو کشند از برای قیامت و حساب، تا تو شفیع امّت گردی و همچنین مومنان و زاهدان در آن جمع شوند، و انتظار محمّد کشند، و شفاعت کردن او درباره دوستان آل محمّد (علیهم السّلام)».در این بخش از حدیث انتظار اوّل به ظاهر برای حضرت محمّد(ص)است و انتظار دوّم احتمالا برای حضرت محمّد المَهدی(عج) و شفاعت کردن ایشان از دوستان و مُحبّانِ خاندان حضرت محمّد(ص)است.آن چه دلیل و قوّت بر این مدّعا است روایت های قبل و بعد از این روایت در کتاب ترجمه تاریخ قم است آن جا که احادیث تا حدودی مرتبط نقل شده است: «… همچنین علم و دانش از قم به دیگر شهرها و ولایت فائض و منتشر گردد…پس به نزدیک آن حجّت خدای عَزّ و جَلّ ظاهر شود- یعنی قائم آل محمّد- و بر همه خلق واجب و لازم بود که به طاعت وی- یعنی محمّد مَهدی- مُسارعت و مُبادرت نمایند. ..»( القمی،۱۳۶۱ ش.:۹۶)یا در بخشی از این روایت: «… او گفت: من روزی در صحبت امام ابی الحسن علی بن ابی طالب نشسته بودم، ذکر قم و اهل قم، و میل کردن ایشان با محمّد مهدی(علیه السّلام)می کردند… »( القمی،۱۳۶۱ ش.:۱۰۰)از این دو روایت به دست می آید که مترجم تاریخ قم از لفظ «محمّد مَهدی» برای حضرت مَهدی(عج) استفاده کرده است. با این حال از روایتِ موجود در اختصاص و انتظار محمّد در آن، حضرت محمّد مَهدی(عج) یا صاحب الزّمان(عج) استفاده نمی شود از روایت موجود در ترجمه تاریخ قم نیز نمی توان به جَزم و یقین گفت که قطعا محمّد همان حضرت مهدی(عج) و انتظار به او معطوف است. نکته قابل تامّل این که در انتظار اوّل به کلمه «تو»اشاره شده و در انتظار دوّم از لفظ «محمّد» استفاده شده است. شاید نامواژه «مَهدی» از همنشینی در کنار واژه «محمّد»در این جا محروم شده و از متن افتاده است از سویی اگر هر دو محمّد به حضرت رسول(ص) باز گردد تکرار مُخلّ لازم می آید.

۲-۳-در آثاری چون: عَلامات المهدی المنتَظَر(علیه السلام) فی خُطَب الإمام علی (ع) و رسائله و أحادیثه( الفتلاوی،۱۴۲۱ ق.:۱۶۲)،المُعجم الموضوعی لإحادیث الإمام المَهدی(ع)(الکورانی،۱۴۳۰ق.،:۵۹۴)، مُعجم احادیث الإمام المهدی(ع)( طبسی، ۱۴۲۸ ق.،ج ۲: ۲۳۳ )تا ظهور(طبسی،۱۳۸۸ ش.،ج ۲: ۳۴۰)و نَهج الخلاص(الفتلاوی، ۱۴۲۸ق.: ۴۶۲) ظهور آب در سطح شهر قم را در این حدیث ویژه،مستقیم یا تَلویحی جزء علائم و نشانه های فرعی ظهور و مرتبط با فَرَج و گشایش امر حضرت مهدی (عج) طبقه بندی نموده اند و چون از آثار مُتاخّرند از اهمیّت علمی، ابزاری و دلالی برای نتیجه گیری علمی و جایگاهی برای یک حدیث برخوردار نیستند.

۲-۴-در زمینه آشکار شدن آب در زمین نظرات و آرا مختلفی بیان شده است:

۲-۴-۱-مجلسی(م.۱۱۱۰ ق.)به این حدیث اعتماد نموده و بدون در نظر گرفتن بحث فَرَج در بیان آشکار شدن آب نوشته است: «بیان المراد به إما ظهور الماء فی أصل البلد أو لم یکن فی هذا الزمان فیه ماء جار أصلا کما ذکر فی تاریخ قم مبدأ هحدوث الوادی بقم و إنه کانت فیه قنوات و لم یکن فیه نهر جار.»(المجلسی،۱۴۰۳ ق.، ج ۵۷: ۲۰۸) ( مقصود از این کلام آشکار شدن آب در خود شهر قم است، یا این که در آن زمان[ زمان امام هادی(ع) یعنی قرن سوّم] در قم هیچ آبی جاری نبوده چنان که در کتاب« تاریخ قم»آغاز پیدایشِ وادی در قم را ذکر کرده و گفته پیش از آن در آن جا تنها کاریز و قنات بوده و رودی جاری نبوده است.)

۲-۴-۲- «شیخ عبّاس قمی»(م.۱۳۵۹ ق.)در توضیح آن نوشته است:«اقول:قد ظهر الماء بقم علی وجه الأرض فی أیام صبای فکان یفور الماء من السرادیب و التنانیر و قد خربت لذلک دور کثیره بل محلّه یقال لها عربستان خرب »(القمی،۱۴۱۴ ق.، ج ۷: ۳۵۶ )(من می گویم:در دوران کودکی من، آب، شهر قم را فراگرفت به گونه ای که از زیرزمین ها و تنورها آب، فَوَران می کرد و بر اثر آن، خانه های زیادی خراب شد از جمله محلّه ای که به آن«عربستان» گفته می شود.)

۲-۴-۳-«خراسانی»(م.۱۳۹۶ ق.)نوشته است:«علامه مجلسی فرمود:در این زمان هنوز آبی جاری نیست.مؤلّف گوید:در زمان ما به وسیله چاه های موتوری آب ظاهر و جاری شده، پس محتمل است که همین مراد باشد و محتمل است به وجه دیگر، طوری شود که آب جاری گردد.».(خراسانی،۱۳۸۸ ش.:۱۴۳)

۲-۴-۴-«کامل سلیمان»(م.۱۴۳۰ ق.)معتقد است:«یقصد بذلک طوفان الکوفه، و فیضان الفرات الذی یعقب طوفان الدم الذی یغرق الکره الأرضیه».(سلیمان،۱۴۲۷ ق.: ۴۳۶) (منظور از آن طوفان و باران شدید در شهر«کوفه» است و در اثر آن طغیان رود «فُرات» که متعاقب آن طوفان و باران شدید خون ایجاد می شود که کُره زمین را غرق و رنگین می کند.)

۲-۴-۵-«هاشمی شهیدی»در تبیین «ظُهورُ الماء» آورده است:«. .. و امّا در مورد ظاهر شدن آب بر روی زمین قم. .. هرچند بسیاری از محقّقان و مؤلّفان و پژوهشگران آثار اهل بیت (علیهم السّلام) در این باره اظهار نظرهای مختلف و متفاوتی ابراز داشته اند، ولی به نظر ما دور نیست که منظور از «ظاهر شدن آب بر روی زمین قم» همین سدّ فعلی قم سدّ پانزده خرداد باشد.زیرا ظاهر شدن آب بر روی زمین بدین صورت که به شکل دریاچه ای نمایان شودکه آب در روی زمین ظاهر باشد تاکنون سابقه نداشته است.»( هاشمی شهیدی،۱۳۸۲ ش.:۴۳۴).

۲-۴-۶-«کورانی»نیز نوشته است:«المقصود ظهورالماء علی وجه الأرض فی قم،أو علی شکل آیه فی العالم.»( (الکورانی۱۴۳۰ ق.:۵۹۴). (مقصود آشکار شدن آب بر روی زمین شهر قم است یا به شکل نشانه ای در[ کلّ] دنیا است).

۲-۴-۷-«تبریزیان»در وجه ظهور آب بر سطح زمین که زمان فَرَج و گشایش مردم قم است با توجّه به سیاق کتابش آن را به شکلی از علائم فرعی ظهور دانسته،چندین احتمال را جمع نموده است:«یحتمل إراده السنه التی تسبق ظهور القائم علیه السّلام فإنها سنه غیداقه یکثر فیها الأمطار و فی روایه یمطر الناس ۲۴ مطره کما تقدم فی أحداث السماء و إذا کثر المطر ظهر الماء علی وجه الأرض، و امتلأ نهر قم بالماء بحیث لم یسبق له مثیل.و لکن یستشعر من ظهور الماء علی وجه الأرض هو ظهور ما کان مخفیا تحت الأرض و ذلک بسحبه بالمعدات الحدیثه و سقی الزرع و مل ء السواقی و الأنهار، و مجاری المیاه. و قیل: هو جریان الماء فی نهر قم بعدما لم یکن فی حین صدور الخبر سوی القنوات داخل الأرض.»(التبریزیان،۱۴۲۵ ق.،۵۴۸). (مُحتمل است که مقصود سنتّی است که در زمان ظهور حضرت قائم(عج) به وقوع می پیوندد و آن سنّت «غَیداقَه» است که در آن ایّام باران فراوان می بارد و در یک روایت است که ۲۴نوبت باران بر مردم می بارد و هنگامی که باران بسیار ببارد آب بر روی زمین ظاهر و آشکار می شود و رود قُم پُر می شود به نحوی که مثل آن سابقه نداشته است.امّا احساس می شود که ظهور و آشکار شدن آب بر روی زمین همان ظهور و آشکار شدن هر آنچه که در زیر زمین مخفی بوده است و آن به وسیله تجهیزات جدید استخراج می شود و زراعت ها آبیاری می شوند و جوی ها و رودها و آبراهه ها پر آب می شوند و گفته شده که این جاری شدن آب در رودخانه قم بعد از صدور این حدیث بوده به جز قنات هایی که داخل زمین قبل از آن بوده است.)

۲-۵-نقد آراء دانشمندان:

۲-۵-۱-سَهوالقَلَمی در نوشتار مجلسی دیده می شود و او به جای ترکیب «ذلک الزّمان» از عبارت «هذا الزّمان»استفاده نموده است و اگر بر این سهو دقّت لازم نشود مخاطب به اشتباه خواهد افتاد و تصوّر می کند که در قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری( زمان تالیف بِحار)آب در قم جاری نبوده است حال آن که از دلایل ساخت کاریز و قنات در مناطق خشک مثل ایران این بوده و هست که آب را از اعماق زمین به صورت هفت چاه به سطح زمین بیاورند و جوی ها روان سازند لذا صِرف وجود قنات دلالت بر جاری شدن آب بر روی زمین می کند والا از چاه استفاده می شد.حتّی این امر قنات سازی در زمان امام هادی(ع)نیز وجود داشته است.مجلسی الف و لام « الارض»را در حدیث از نوع عهد گرفته است.آن چه مَدّ نظر مجلسی بوده این متن از تاریخ قم در ذیل اقدامات و خدماتِ صاحب بن عَبّاد(م.۳۸۵ق.) وزیر شیعی آل بویه است:«… تا آخر روزگار عجم پس این کاریزها(قنات ها)روی در نُقصان نهادند و به اندک روزگاری خراب شدند و قورجات آن یعنی دَر کاریزها و مُستَق ها که در زیر زمین کنده بودند باقی مانده بود و اثر آن ظاهر بود، پس چون «احمد بن علی المَرورودی» به قم آمد و والی قم شد قومشان را به بیرون آوردن آب این کاریزها بداشت و مالی بسیار بر آن خرج کرد و آب های آن بگشاد و به شهر روان گردانید تا به میان بازار آن آب برسید. .. و آن بِئر آب تا امروز ظاهر است، چون «احمد» از قم بیرون رفت دیگر باره آن آب باز ایستاد و منقطع شد و گویند بلکه بر آن حیلت کردند تا آن آب گشاده نکنند و هیچ کس را مقدور نمی شد که آن آب را بیرون آرد پس آب به شهر قم مدّتی نمی یافتند و به غایت عزیز الوجود می بود تا غایت آن مقدار آب که بُنجشکی بدان سیراب شود مُتعذّر بود و دُشخوار به دست می آمد تا آنگاه که موید الدّوله -رحمه اللّه – (از سلاطین آل بویه و مُتوفّای ۳۷۲ ق. و حاکم بر قم و دیگر نواحی) به استعانت و مدد و عنایت صاحب الجلیل کافی الکفاه« ابی القاسم اسماعیل بن عَبّاد»( ایدَه اللّه)( صاحب بن عَبّاد)… و مالی بسیار بر آن خرج کرد تا آنگاه که آب سه کاریز بگشاد و روان کرد…و عمارت آن در سَنَه احدی و سَبعین و ثلثمِائه هجریه بود و آب های آن به شهر روانه گردانید در جوی هایی که آن را استحداث کرده بود و آن آب در میان بازار و بیشترین مَحلّت ها و موضع ها و درب ها و کوچه ها روان شد پس لاجرم بر مُتوطّنان آن شهر و مسافران از صادر و وارد آسان شد بر گرفتن آب…و این آب جاری بود و منقطع نشد»(القمی، ۱۳۶۱ ش.، ۴۳)اگر زمان وفات امام هادی(ع)۲۵۴ قمری باشد و ابومُقاتِل کمی قبل تر یا همان ایّام این سئوال را پرسیده باشد از آن سال تا سال ۳۷۱ ق. که مشکل آب قم حل شده است حدّ اقل ۱۱۷ سال می گذرد. آیا واقعا مردم قم در بیش از ۱۱۷ سال مشکل آب داشتند و آب در سطح شهر به اندازه سیراب شدن یک گنجشک بوده است؟اگر واقعا این گونه بوده دیگر کشاورزی و تامین محصولات اولیّه هم ممکن نبوده است و باید شهر تبدیل به یک شهر متروکه می شد؟ اگر دقیقا زمان«مَرو رودی»را می دانستیم می توانستیم به جرات بگوییم که این زمان، زمان اندکی بوده است و شاید زمان امام هادی(ع) هم نبوده است لذا این نظر خیلی قابل قبول نیست.اگر چنین بازه زمانی( بیش از ۱۱۷ سال)می بود مراکز حدیثی مطرح شیعه مرتبط با اَشعریان که در آن دوران قوّت فراوانی داشت به واسطه کمبود آب و بروز چنین مشکلی به هیچ وجه شکل نمی گرفت یا مهاجرت های فراوان به شهر قم انجام نمی شد. قطعا امامِ عاقل و خردمند پاسخ این مشکل راکه مردم قم چه زمانی مشکلاتشان در اثر بی آبی حل می شود این گونه پاسخ نمی دهد: «إِذَا ظَهَرَ الْمَاءُ عَلَی وَجْهِ الْأَرْض »، بلکه پاسخ روشن است و مشکل اصلی و عاملِ غم و غصّه همین عنصر آب و نبود آن است لذا این کلام از معصوم به شرطی که مقدّمه بی آبی و مشکلات وابسته به آن باشد پاسخِ منطقی در محاوره نیست زیرا قبل از امام هادی(ع) داخل در شهر قم فقط عرب ها، زیاده از بیست قنات ایجاد کرده بودند( القمی،۱۴۱۴ ق.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *