توضیحات
فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک :
فایل پاورپوینت کامل روش های پیشنهادی اساتید سیر و سلوک
طرقی که عارفان اسلامی برای سیر و سلوک الی الله ورسیدن به مقام قرب پروردگار پیشنهاد کرده اند، یا مستقیماً برگرفته از آیات قرآن و روایات معتبر است و یا حداقل، اموری است که با آن ها مخالفت ندارد و به تعبیر دیگر، هماهنگ با عمومات کتاب و سنت است.
اما کسانی که روش هایی از خود ابداع کرده اند بی آن که هماهنگ با کتاب و سنت باشد و یا جنبه التقاطی به خود گرفته و سر از تصوف و مانند آن بیرون آورده، از موضوع بحث ما به کلی خارج اند و ما همه خوانندگان عزیز را از افتادن در دام آن ها برحذر می داریم.
نسخه نماز کامل در سیر و سلوک
بعضی از اساتید عرفان، مسیر پویندگان این راه را آسان کرده و نسخه کاملی از نماز را برای آن ها ترتیب داده اند که می توان آن را چنین تقریر کرد.
می دانیم که در قرآن مجید دو اثر مهم برای نماز ذکر شده است: نخست پاک سازی انسان از انواع گناهان است: «اِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر»(۱) که اولین گام در سیر و سلوک الی الله می باشد.
هرگاه نماز به درستی و با تمام آداب، به ویژه با حضور قلب اقامه شود روح و جان آدمی را از تمام آثار گناه شستشو می دهد پاک می سازد همان گونه که در احادیث اسلامی آمده است: نماز همچون چشمه آبی بر در خانه شماست که در شبانه روز پنج بار روح خود را در آن شستشو می دهید و در نتیجه چیزی از گردوغبار گناه بر روحتان باقی نمی ماند.
اثر دوم نماز «ذکر الله» و دوام یاد اوست: «وَأَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری»(۲) که با توجه به اطلاق کلمه «ذکر» دوام آن را می توان استفاده کرد و این گام مهم دیگری است.
اضافه بر این، در احادیث معروف آمده است: «الصَّلَاهُ قُرْبَانُ کُلًی تُقًی»(۳) و در کلمات بزرگان، «مِعْرَاجِ الْمُؤْمِنِ»(۴) گفته شده که با دقت در مفهوم «قربان» که همان تقرب الی الله است روشن می شود که می توان از این نردبان روحانی برای صعود به مراحل عالی قرب استفاده کرد که این همان هدف نهایی سیر و سلوک انسان هاست.
در واقع نماز مجموعه ای از عرفان نظری و عملی است؛ هنگامی که انسان به نماز می ایستد و با ذکر «الله اکبر» آغاز می کند، ما سوی الله را به فراموشی می سپارد و تنها دل به آن محبوب بی همتا می بندد و او را از هرچه هست برتر و فراتر می داند و با بلند کردن دست ها تمامی ما سوی الله را پشت سر می افکند و جز به فکر معبود اصلی نیست.
آنگاه با استمداد از نام او «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» می گوید و از رحمت عام و خاص خدا مدد می جوید. سپس با گفتن «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» روح خود را به سیر آفاق و انفس می فرستد و از طریق این سفر به سوی آن محبوب بی همتا پیش می رود. ناگاه متوجه ناخالصی های خود و گناهان و ترک اولی هایش می شود و به یاد عرصه محشر و حساب و کتاب می افتد و«مالِکِ یوْمِ الدِّین» می گوید و در دل از خدا تقاضای عفو و سلامت در آن روز را می کند.
پس از طی این منازل، خود را در برابر آن محبوب بی عدیل حاضر می بیند و او را مخاطب ساخته «اِیاکَ نَعْبُدُ» می گوید و از او برای این کار یاری می جوید و«وَاِیاکَ نَسْتَعینُ» را بر زبان جاری می سازد.
سپس برای این که ذره ای از این مسیر منحرف نشود ثبات بر طریق هدایت را از او می خواهد و«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیم» می گوید. آنگاه خود را در کنار انبیا و اولیا می بیند و همراهی آنها را با گفتن «صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ» از خدا می طلبد و برای این که راه خود را از گمراهان و کسانی که مورد خشم خدا قرار گرفته اند جدا سازد با گفتن «غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَلا الضَّالِّین» سوره حمد را پایان می دهد.
این راه را همچنان در رکوع و سپس در سجود که آخرین مرحله فناء فی الله است به ویژه در سجده دوم که فناء در فناء محسوب می شود ادامه می دهد.
آنگاه در قنوت نماز تمام خواسته هایش را از آن معبود حقیقی می خواهد که مهم ترین خواسته اش خود آن محبوب بی مثال است و در تشهد، ایمان قاطع خود را به یگانگی خداوند ونبوت پیامبر(صل الله علیه وآله) آشکار می سازد وبا سلام و درود بر خاتم انبیا و خاندان گرامی اش و همه صالحان وبندگان مخلص خدا و همراهانش در این مسیر نماز را پایان می دهد و از این سفر پرنور روحانی بازمی گردد در حالی که آثار نورانی اش در جان او باقی است.
و هرگاه بر این مجموعه بیفزاییم آنچه را که در مقدمات و شرایط نماز بر آن تأکید شده است که نمازگزار باید جسم و جان خود را از آلودگی ها و خانه و کاشانه خویش را از حقوق مردم پاک سازد و در فضای کاملاً روحانی این عبادت نورانی را انجام دهد، تأثیر نماز در پیشرفت معنوی انسان آشکارتر می شود.
اضافه بر این، نمازگزار می داند که هرگونه ریا و سمعه و عُجب به این عبادت آسیب می رساند و جز خلوص نیت و تسلیم و تذلّل در آن مفید نیست.
فراتر از همه اینها، نمازگزار می داند که اعمال ناپسندی که قبل یا بعد از نماز انجام می شود در قبولی آن تأثیرگذار است و باید از همه آنها بپرهیزد.
این گونه یک نماز کامل و خالی از هرگونه آسیب و موانع قبول، یک سیر و سلوک کامل است.
و با ادامه این راه چیزی نمی گذرد که نورانیتی بر روح و قلب این سالک بلکه بر تمام زندگی او نمایان می شود، خود را در آستان قدس آن محبوب بی همتا می بیند به گونه ای که با فرارسیدن زمان نماز زمزمه «قُرَّهَ عینی الصَّلاَهِ» سرمی دهد و غرق شادی حضور در پیشگاه آن معبود غفور می گردد و چه لذتی از لذت این حضور، برتر و بالاتر؟
۱. روش منسوب به علامه بحرالعلوم(۵)
این روش از قدیمی ترین روش هایی است که از عارفان اسلامی نقل شده است. در این رساله سیر و سلوک که منسوب به یک عالم و فقیه بزرگ اسلامی است و سعی شده حداکثر استفاده از کتاب و سنت در آن شود، مراحل و منزلگاه هایی در نظر گرفته شده و به طور خلاصه برای پیمودن راه قرب الی الله عوالم چهارگانه و به تعبیر دیگر، چهار منزلگاه ذکر گردیده است:
۱. اسلام؛ ۲. ایمان؛ ۳. هجرت؛ ۴. جهاد.
سپس برای هریک از این عوالم چهارگانه سه مرحله ذکر کرده که درمجموع دوازده مرحله می شود و سالک الی الله بعد از طی آن ها وارد عالم خلوص می گردد. این منازل دوازده گانه اجمالاً به شرح زیر است:
منزل اوّل، اسلام اصغر است، و منظور از آن اظهار شهادتین و تصدیق به آن در ظاهر و انجام وظایف دینی است.
منزل دوم، ایمان اصغر است و آن عبارت از تصدیق قلبی و اعتقاد باطنی به تمام معارف اسلامی است.
منزل سوم، اسلام اکبر است و آن عبارت است از تسلیم بودن در برابر تمام حقایق اسلام و اوامر و نواهی الهی.
منزل چهارم، ایمان اکبر است و شامل روح و معنای اسلام اکبر می باشد که از مرتبه اطاعت به مرتبه شوق و رضا و رغبت منتقل می شود.
منزل پنجم، هجرت صغری است، و آن انتقال از «دارالکفر» به «دارالاسلام» است مانند هجرت مسلمانان از مکّه که در آن زمان کانون کفر بود به مدینه.
منزل ششم، هجرت کبری است، و آن دوری از اهل عصیان و گناه، و همنشینی با بدان و ظالمان و آلودگان است.
منزل هفتم، جهاد اکبر است، که متشکل است از محاربه و ستیز با لشکر شیطان با استمداد از لشکر رحمان که لشکر عقل است.
منزل هشتم، منزل فتح و ظفر بر جنود و لشکریان شیطان، و رهایی از سلطه آنان و خروج از عالم جهل و طبیعت است.
منزل نهم، اسلام اعظم است، و عبارت است از غلبه بر لشکر شهوت و آمال و آرزوهای دور و دراز که بعد از فتح و ظفر، عوامل بیدارکننده برون بر عوامل انحرافی درون پیروز می شود و اینجاست که قلب، مرکز انوار الهی و افاضات ربّانی می گردد.
منزل دهم، ایمان اعظم است، شامل مشاهده نیستی وفنای خود دربرابر خداوند است، و مرحله ورود در عالم «فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی»(۶) است که در این هنگام حقیقت عبودیت وبندگی خدا ظاهر می شود.
منزل یازدهم، هجرت عظمی است، وآن مهاجرت از وجود خود و به فراموشی سپردن آن، و سفر به عالم وجود مطلق، وت وجّه کامل به ذات پاک خداست که در جمله «وَادْخُلی جَنَّتی»(۷) به آن اشاره شده است.
و منزل دوازدهم، جهاد اعظم است که بعد از هجرت از خویشتن، متوسّل به ذات پاک خداوند می شود تا تمام آثار خودبینی در او محو و نابود گردد و قدم در بساط توحید مطلق نهد.
بعد از پیمودن این عوالم دوازده گانه وارد عالم خلوص می شود، و مصداق «بَلْ احْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقَوُنَ»(۸) می گردد.(۹)
اسباب و راهکارهای پیمودن این راه
سالک الی اللَّه و رهرو راه قرب به پروردگار برای وصول به این عوالم، بعد از آن که اصول دین را از طرق معتبر شناخت و به فروع احکام دینی و اسلامی کاملاً آشنا شد، بار سفر می بندد و به راه می افتد و با انجام دستورهای بیست و پنج گانه زیر به سوی مقصد همچنان پیش می رود:
اوّل: ترک آداب و عادات و رسومی که انسان را از پیمودن راه باز می دارد و در آلودگی ها غرق می کند.
دوم: عزم قاطع بر پیمودن راه، که از هیچ چیز نترسد و با استمداد از لطف خدا تردیدی به خود راه ندهد.
سوم: رفق و مدارا، به این معنا که در آنِ واحد امور زیادی را بر خود تحمیل نکند مبادا دلسرد و متنفّر شود، و از پیمودن راه بازماند.
چهارم: وفا، و آن عبارت از این است که به آنچه توبه کرده وفادار بماند و به آن بازنگردد، وبه آنچه استاد راه می گوید وفادار بماند.
پنجم: ثبات و دوام، به این معنا که برنامه هایی را که انتخاب می کند به صورت عادت مستمر درآورد تا بازگشتی در آن صورت نگیرد.
ششم: مراقبت که شامل توجّه به خویش در تمام احوال است که تخّلفی صورت نگیرد.
هفتم، محاسبه است، که در حدیث «لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یحاسِبْ نَفْسَهُ کُلَّ یوْمٍ»؛ (کسی که همه روز به حساب خویش نرسد از ما نیست!) به آن اشاره شده است.
هشتم: مؤاخذه. منظور از مؤاخذه این است که هرگاه مرتکب خطایی شد به خویشتن تنگ بگیرد و از این راه خود را مجازات کند.
نهم: مسارعت؛ یعنی به مقتضای امر «و سارِعُوا الی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ»(۱۰) که در قرآن مجید آمده در مسیر حق شتاب کند، پیش از آن که شیطان مجال وسوسه یابد.
دهم، ارادت است، و آن عبارت است از این که باطن خود را چنان خالص کند که هیچ غِشّی در آن نباشد، و به صاحب شریعت و اوصیای معصوم او کاملاً عشق ورزد.
یازدهم، ادب است، یعنی درباره ساحت قدس خداوند و رسول اکرم(صل الله علیه و آله) و جانشینان معصوم او: شرط ادب نگاه دارد، و کمترین سخنی که نشانه اعتراض باشد بر زبان نراند، و در تعظیم این بزرگان بکوشد و حتّی در بیان حاجت از الفاظی که نشانه امر و نهی است بپرهیزد.
دوازدهم: نیت، و آن عبارت است از خالص ساختن قصد در این سیر و حرکت و جمیع اعمال برای خداوند متعال.
سیزدهم: صَمْت، به معنای خاموشی و حفظ زبان از سخنان زائد و اکتفا به مقدار لازم.
چهاردهم: جوع و کم خوردن، که از شروط مهمّه پیمودن این راه است ولی نه تا آن حد که باعث ضعف و ناتوانی گردد.
پانزدهم، خلوت است، که تشکیل یافته از کناره گیری از اهل عصیان و طالبین دنیا و صاحبان عقول ناقصه؛ و به هنگام عبادات و توجّه به اذکار، دور بودن از ازدحام و غوغا.
شانزدهم: سَهَر و شب بیداری (به ویژه بیداری در آخر شب)، که در آیات و روایات اسلامی بارها به آن اشاره شده است.
هفدهم: دوام طهارت، یعنی همیشه با وضو بودن که نورانیت خاصّی به باطن انسان می دهد.
هجدهم، تضرّع به درگاه خداوند ربّ العزّه است، که هرچه بیشتر بتواند در پیشگاه پروردگار اظهار خضوع کند.
نوزدهم: پرهیز از خواسته های نفس (هرچند مباح باشد)، تا آن جا که در توان دارد.
بیستم: رازداری و کتمان سرّ، که از مهم ترین شرایط است و اساتید این رشته بر آن اصرار می ورزیدند، و آن این که اعمال و برنامه های خویش را در این راه مکتوم دارد (تا کوچک ترین تظاهر وریا در آن حاصل نشود) و اگر مکاشفاتی از عوالم غیب برای او رخ داد آن را نیز پنهان دارد و برای این و آن بازگو نکند (تا گرفتار عجب و خود بینی نگردد).
بیست و یکم: داشتن مربّی واستاد، اعم از استاد عام که در کارهای مربوط به سیر و سلوک با ارشاد او پیش می رود و استاد خاص که رسول خدا(صل الله علیه و آله) و امامان معصوم هستند.
البتّه سالک باید توجه داشته باشد که این مرحله، مرحله بسیار دقیق و باریکی است؛ تا کسی را نیازموده و از صلاحیت علمی و دینی او آگاه نشده، در ارشادات به او تکیه نکند که گاه شیاطین در لباس استاد درمی آیند و گرگان ملبّس به لباس چوپان می شوند و سالک را از راه منحرف می سازند.
مرحوم علّامه طباطبایی در این زمینه می گوید: حتّی به ظاهر شدن خارق عادت و اطّلاع بر علوم پنهانی و اسرار نهان انسان، و عبور از آب و آتش، و اطّلاع از مسائل مربوط به آینده و مانند آن نمی توان اطمینان کرد که صاحب چنین اعمالی مقام پیشرفته ای در سلوک راه حق دارد؛ زیرا این ها همه در مرتبه مکاشفه روحیه حاصل می شود، و از آن جا تا سرحدّ وصول و کمال، راه بسیار است.
بیست و دوم، «ورد» است، وآن عبارت است از ذکرهای زبانی که راه را به روی سالک می گشاید واو را برای گذشتن از گردنه های صعب العبور مسیر الی اللَّه یاری می دهد.
بیست و سوم، نفی خواطرات است، به معنای تسخیر قلب خویشتن و حکومت بر آن، و تمرکز فکر، به گونه ای که هیچ تصوّر و خاطره ای در آن وارد نشود مگر به اختیار و اذن او؛ و به تعبیر دیگر، افکار پراکنده بی اختیار فکر او را به خود مشغول ندارد، و این یکی از کارهای مشکل است.
بیست و چهارم: فکر. منظور از آن، این است که سالک با اندیشه عمیق و فکر صحیح در آگاهی و معرفت بکوشد، و تمام تفکّر او مربوط به صفات و اسماء الهی و تجلّیات و افعال او باشد.
بیست و پنجم، ذکر است، ومنظور از آن، توجّه قلبی به ذات پاک پروردگار است؛ نه ذکر با زبان که به آن ورد گفته می شود؛ به تعبیر دیگر، منظور این است که تمام نظر خویش را به جمال پروردگار متوجّه سازد و از غیر او چشم بپوشد.
این بود خلاصه آنچه از سیر و سلوک منسوب به علّامه بحرالعلوم استفاده می شود که علّامه طباطبائی نیز همین روش را با مختصر تفاوتی ـ مطابق آنچه در رساله «لبّ اللّباب» آمده ـ دنبال کرده است.
۲. روش ابن سینا(۱۱)
فیلسوف معروف، ابن سینا (متوفای ۴۲۷) در کتاب مشهور خود «الاشارات والتنبیهات» در جلد سوم در نَمَط نهم تحت عنوان «مقامات العارفین» روشی پیشنهاد می کند که از جهاتی قابل توجه است. در ابتدا می گوید: عارفان مقامات و درجاتی دارند که مخصوص خود آن هاست در حالی که در زندگی دنیا به سر می برند. آن ها در پرده هایی از بدن های مادی قرار دارند که از آن ها مجرد شده و به سوی عالم قدس پرواز می کنند. آن ها اموری پنهان و اموری آشکار دارند که گاهی افراد ناآگاه آن را منکر می شمرند و آگاهان آن را بزرگ محسوب می کنند و ما آن ها را برای شما بر می شمریم.
نخستین منزل سیر و سلوک عارفان چیزی است که آن را اراده می نامند که عبارت از نوعی شوق و رغبت است که براثر برهان یا تعبد و ایمان، در انسان برای دست یابی به حقیقت پدید می آید سپس روح و ضمیر به جنبش درمی آید تا به حقیقت برسد.
مرحوم شهید مطهری در شرح این قسمت می نویسد: عرفا معتقدند که مسیر حرکت عارف باید از مبدأ تا دورترین نقطه ادامه یابد و فلسفه ای برای آن ذکر شده که در تعبیر عرفا به اصل تجلی معروف است و به تعبیر فلاسفه: اصل علیت است. آن ها می گویند: حرکت اشیاء از دورترین نقطه تا نقطه مبدأ براساس اصل میل و عشق هر فرعی به بازگشت به اصل خویش است. به عبارت دیگر، آن ها که غریب مانده اند به سوی وطن اصلی خود باز می گردند، حتی عرفا معتقدند که این میل در تمامی ذرات هستی وجود دارد، ازجمله انسان.
ولی گاهی اشتغالات مختلف و دلبستگی ها مانع از فعالیت این حس در انسان می شود اما براثر تذکر و تنبه ظهور می کند. این ظهور و بروز را اراده می نامند و این اراده درحقیقت نوعی بیداری یک شعور خفته است.
ابن سینا سپس به سراغ مرحله دوم می رود که مرحله عمل و تمرین است و ریاضت نامیده می شود و سه هدف دارد:
اول: دور کردن ماسوی الله از سر راه.
دوم: رام نمودن نفس اماره برای وصول به نفس مطمئنه.
سوم: تلطیف باطن برای آمادگی جهت تنبّه.
سپس در ادامه می افزاید: زهد و بی اعتنایی به زرق و برق جهان مادی به هدف اول کمک می کند یعنی موانع و شواغل و موجبات غفلت را از سر راه برمی دارد.
و چند چیز است که به هدف دوم کمک می کند: نخست عبادت به شرط حضور قلب و تفکر. دوم، خواندن کلمات روحانی با صدای خوب (مانند تلاوت آیات قرآن و دعاهای فصیح و بلیغ) به گونه ای که در قلب نفوذ کند. سوم، سخنان پندآموز است که از گوینده آگاهی با بیان فصیح و بلیغ و لحنی نرم و نافذ شنیده شود.
اما آنچه به هدف سوم کمک می کند: نخست اندیشه های لطیف و ظریف است و دیگر، عشق توأم با عفاف می باشد به شرطی که از نوع عشق آسمانی و روحانی باشد نه عشق جسمانی و شهوانی.
سپس می افزاید: هرگاه اراده و ریاضت به حد مطلوب برسد گهگاه نوری بر قلبش طلوع می کند و حالتی روحانی به او دست می دهد که بسیار لذت بخش است ولی به سرعت می گذرد گویی برقی می جهد وخاموش می شود که در اصطلاح عرفا «اوقات» نامیده شده است.
سپس می افزاید: عارف آن قدر در این کار پیش می رود که این حالات در غیر مواقع ریاضت نیز گاه گاهی دست می دهد. چه بسا که یک نگاه مختصر به چیزی روحش را متوجه عالم قدس کند و کار به جایی می رسد که نزدیک است خدا را در همه چیز ببیند «فَیَکَادُ یَرَی الْحَقِّ فی کلّ شی ء».
عارف تا زمانی که در این مرحله و در این منزل است این حالات برای او حاصل می شود و آرامش عادی او را به هم می زند به گونه ای که اگر افرادی در نزدیکی او باشند متوجه تغییر حالات او می شوند.
سپس کار مجاهدت و ریاضت به آن جا می کشد که «وقت» تبدیل به «سکینه» می شود یعنی آنچه گه گاه روی می داد و آرامش را به هم می زد به تدریج بر اثر تکرار، با آرامش توأم می شود و آنچه قبلاً حالت خلسه بود تبدیل به امر مأنوس می گردد.
شاید در این مرحله است که آثار حالت درونی «بهجت» یا «تأسف» بر او ظاهر می شود و اگر این آشنایی بیشتر شود به تدریج آثارش در او نمایان می گردد.
هنگامی که عارف به مرحله کامل تر برسد جمع مراتب می کند یعنی در حالی که غایب وپنهان از مردم است (و روحش در عالم دیگری سیر می کند) در همان حال در میان مردم ظاهر است.
مرحوم شهید مطهری می گوید: این جمله ما را به یاد جمله مولای متقیان علی(علیه السلام) می اندازد که در حدیث معروف کمیل فرمود: «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَهِ الْبَصِیرَهِ…».(۱۲)
سرانجام ابن سینا می افزاید: عارف از این هم پیش تر می رود تا آن جا که دیدن حق منوط به خواست او نیست زیرا هر وقت هر چه را که می بیند به دنبال آن خدا را می بیند هرچند با دیده عبرت به اشیاء نگاه نکند. (به تعبیر دیگر) برای او انصراف از ماسوی الله و توجه کلی به ذات حق پیدا می شود.
تا این جا مربوط به مرحله ریاضت و مجاهده و سیر و سلوک بود. اکنون عارف به مقصد رسیده است. در این حال ضمیر خویش را مانند آیینه ای می بیند صاف و صیقلی که در آن حق نمایان است و در این هنگام میان دو نظر مردد است: نظری به حق و نظری به خود. مانند کسی که در آینه می نگرد که گاه در صورت منعکس در آن نگاه می کند و گاه در خود آینه.
در مرحله بعد، عارف از خویش پنهان می گردد و فقط خدا را می بیند و بس. حتی اگر خود را می بیند از آن جهت است که در هر ملاحظه ای، لحاظ کننده نیز به نحوی دیده می شود و بالاخره در این مرحله، عارف به حق واصل شده و سیر عارف از خلق به خالق پایان یافته است.
مرحوم خواجه نصیر طوسی در شرح اشارات گفته است: بوعلی سینا سفر اول عرفانی را در نه مرحله بیان کرده است: سه مرحله مربوط به مبدأ سفر، سه مرحله مربوط به عبور از مبدأ به منتها و سه مرحله دیگر مربوط به مرحله وصول به مقصد. (فراموش نشود که همه این ها یک سفر از سفرهای چهارگانه عرفاست).(۱۳)
۳. دیدگاه مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(۱۴)
آن مرحوم از شاگردان مبرز یکی از اساتید معروف سیر و سلوک، مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی است که خود نیز در نتیجه پیمودن این راه یکی از اساتید مبرز عرفان و سیر و سلوک شد.
راهی که آن مرحوم پیشنهاد می کند در پاره ای از جهات شبیه همان چیزی است که در رساله مرحوم بحرالعلوم آمده است هرچند تفاوت هایی نیز با آن دارد. یکی از ویژگی های روش آن مرحوم این است که خالی از هرگونه ریاضات باطل و اذکار نامناسب ومسائلی است که با فقه و عقاید اصیل اسلامی ناسازگار است.
او نخست به سراغ مقصد اعلای سیر و سلوک می رود و آن را لقاءالله می شمرد و تفسیری که برای لقاء الله دارد چنین است: نه منظور مشاهده جسمانی است نه مشاهده ثواب الهی بلکه یک نوع شهود قلبی است که با چشم دل، انسان خدا را می بیند و با ذات پاکش آشنا می شود.
آن مرحوم قبل از هرچیز لقاءالله را مقصد اعلای سیر و سلوک می شمرد و از آیات قرآن و روایات معصومین: برای این منظور کمک می گیرد و در ذیل کلامش تصریح می کند که منظور از لقاء الله مشاهده جسمانی نیست چراکه خداوند هرگز با چشم سر دیده نمی شود و نیز منظور مشاهده ثواب الهی نیست که بعضی لقاءالله را به آن تفسیر کرده اند بلکه منظور شهود باطنی و رؤیت با چشم دل است. سالک الی الله باید این مسیر را طی کند تا به آن مقام شهود نائل گردد.
آنگاه برای رسیدن به این هدف عالی برنامه ای را پیشنهاد می کند که به وسیله آن می توان این راه پر فراز و نشیب را پیمود.
روشی که آن مرحوم در آن رساله پیشنهاد کرده به طور خلاصه چنین است:
سالک باید برای پیمودن این راه تصمیم بگیرد و عزم خود را جزم کند و تا این عزم راسخ نباشد به جایی نمی رسد.
باید از گذشته خویش توبه کند توبه ای که در اعماق وجودش و در اعمال آینده او نفوذ داشته باشد، آثار گناه را از وی بشوید و روح او را پاک و پاکیزه کند و دگرگون سازد.
برای این سفر روحانی باید توشه راهی برگیرد که چنین است:
۱. هنگام صبح به سراغ «مشارطه» رود یعنی با خود شرط کند که جز راه حق نپوید و جز در مسیر اطاعت فرمان پروردگار گام برندارد. سپس در هنگام روز به «مراقبه» بپردازد یعنی کاملاً مراقب باشد که از مسیر منحرف نگردد و لحظه ای از خود غافل نشود و شامگاهان به «محاسبه» پردازد یعنی حساب کند که در آن روز چه اعمالی انجام داده است؟ آیا توانسته رضای خدا را جلب کند و از آنچه نافرمانی اوست بپرهیزد؟
۲. سالک باید به اوراد و اذکاری که او را متوجه ذات پروردگار می سازد توجه خاص داشته باشد و به هنگام بیداری و هنگام خواب آن را فراموش نکند.
جالب این است که آن مرحوم در دستورالعملی که برای فقیه بزرگوار مرحوم حاج شیخ محمدحسین اصفهانی نوشته، به این موضوع اهمیت خاصی داده است و تعقیبات و اذکار صبح و شام و اذکار موقع خواب و صلوات را که در کلمات معصومین: وارد شده است به ایشان توصیه می کند و به طور ویژه به ذکر «یونسیه» «لاَّ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» در آن نامه اهمیت خاصی می دهد.
۳. توجه به نماز شب وخلوت با خداوند را توصیه می کند و نیز مسئله ریاضت شرعی را، که درنامه ای که برای مرحوم اصفهانی نوشته به این صورت آمده است: در شبانه روز بیش از دو بار غذا نخورد و به هنگام خوردن غذا کاملاً سیر نشود و غذا را به قصد لذت صرف نکند و در میان غذاها از تنقلات استفاده نکند و از زیاد خوردن گوشت بپرهیزد و در ایام هفته یکی دو روز اصلاً گوشت نخورد.
۴. سالک باید از تازیانه سلوک بهره گیری کند یعنی خود را دربرابر توجه به دنیا و قصور و کوتاهی درمقابل حق مؤاخذه نماید تا گرفتار تکرار آنها نشود.
۵. سالک باید قبل از هرچیز برای سوزاندن حب دنیا واصلاح صفات زشت، خود را با فکر مرگ وپایان زندگی از محبت دنیا دور سازد، و تأکید می کند که این فکر تأثیر مهمی برای این مقصود دارد.
۶. همچنین سالک باید پیوسته به عظمت پروردگار و اسما و صفات او بیندیشد و به حالات اولیاء الله توجه کند که توجه به حالات آن ها تأثیر عمیقی در روح انسان دارد.
۷. سالک با پیمودن این راه در آستانه سرمنزل مقصود قرار می گیرد. سپس می افزاید: انسان سه عالَم دارد: نخست عالم حس و طبیعت است که یک پارچه ظلمت می باشد و تا از آن نگذرد به عالم بعد نمی رسد و دوم عالم مثال است و آن عالمی است خالی از ماده و تنها دارای صورت و تا از این مرحله نگذرد به عالم بعد نمی رسد.
و سرانجام، عالم عقل را مسیر نهایی معرفی می کند؛ عالمی که در آن ماده ای وجود ندارد و هنگامی که نفس خود را خالی از ماده و صورت دید، به معرفت خدا دست می یابد و مصداق روشن «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» خواهد شد.(۱۵)
آنچه در روش ایشان مشهود است این است که ذره ای از مسیر احکام شرع انحراف ندارد و ریاضت های نامشروع و اذکار نامأنوس پیشنهاد نمی کند و راهی که پیموده، به وحدت وجود (به معنای وحدت موجود) نیز منتهی نمی گردد.
۴. دیدگاه مرحوم علامه مصطفوی
آن مرحوم دیدگاه خود را در کتاب «لقاءالله» به طور مشروح آورده است. روش او از جهاتی با روش هایی که قبلاً از بزرگان عرفای اسلامی نقل شد مشترکاتی دارد ولی امتیازاتی نیز در روش آن مرحوم دیده می شود.
ایشان در رساله پربار خود که متکی به آیات و روایات لقاء الله است نخست به سراغ آیات لقاء الله در قرآن مجید می رود و ملاقات را به معنای ملاقات معنوی و روحانی تفسیر می کند که برای رسیدن به آن باید محدوده جهان ماده و زمان و مکان را شکافت و از ممکنات گذشت وغرق و فانی در عالم لاهوت شد و به لقای پروردگار رسید و مخاطب این آیات شد: «یا ایَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعی الی رَبِّکَ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی»(۱۶)؛ (تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.