تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا شامل 28 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رکورد بیشترین پرواز جنگی در دنیا :

شهید علی اکبر قربان شیرودی ساله بود که در اردیبهشت سال آخرین پرواز خود را پس از ساعت پرواز انجام داد و به شهادت رسید. وی بالاترین زمان پرواز های جنگی در دنیا را به خود اختصاص داد.

شهید شیرودی در مورد زمان پرواز هایش می گوید: « اگر تعریف از خودم نباشد، فکر می کنم بالاترین پرواز جنگ در دنیا را داشته ام و تا به حال ۳۶۰ بار از خطر گلوله های دشمن جان سالم به در برده ام. البته علت زنده ماندنم پس از چند هزار ماموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی، چیزی جز مشیت الهی نمی باشد. در ضمن، بیش از چهل هلیکوپتر که من خلبان آن بوده ام تیر خورده که البته همه آنها تعمیر شده و الان قابل استفاده می باشند.»

شیرودی یکی از موثرترین رزمندگان اسلام بود که در منطقه بازی دراز حضور یافت. این ارتفاعات در غرب شهر سرپل ذهاب مهم ترین ارتفاعاتی بود که دشمن در جبهه غرب در اختیار داشت زیرا از یک سو بر دشت و شهر سرپل ذهاب و پادگان ابوذر (مهمترین پادگان مرزی در جبهه غرب) و راه های ارتباطی آن به طور کامل مسلط بود و از سوی دیگر یک مانع طبیعی عالی برای دفاع عراق از خانقین محسوب می شد.

به دلیل موقعیت استراتژیک همین منطقه بود که نبردهای سختی برای آزاد سازی اش درگرفت. شهید شیرودی فعالانه آنجا حضور یافت و پرواز های بسیاری انجام داد. اما روز ۸ اردیبهشت ماموریت او پایان یافت.

شهناز شاطر آبادی همسرش از روزهای حضور علی اکبر در غرب کشور اینگونه یادمی کند: «زمانی که می خواستم دخترم عادله را وضع حمل کنم، شیرودی درگیر جنگ در کردستان بود، و از من خواست برای به وضع حمل بچه به تهران بیایم، چون تمام وقت در منطقه بود. دقیق یادم نیست و شاید حدود یک ماه قبل از وضع حمل من و خواهرش را به تهران فرستاد. دخترم عادله نوزاد ۲۵ روزه بود که پدرش از منطقه برای دیدن او به تهران آمد. یعنی تمام وقت درگیر مسائل کردستان بود.

زمانی که جنگ کردستان تمام شد من با ناباوری و خوشحالی می پرسیدم یعنی تو از این به بعد در خانه می مانید و به مأموریت نمی روید؟ شیرودی می خندید و می گفت گمان کردی واقعا جنگ در کردستان تمام شده است. زمانی که واقعا احساس کردم شیرودی دیگر کمتر به مأموریت می رود، یا مأموریتهای هوانیروز در منطقه که گاهی برود یا نرود از اینکه همیشه درگیر باشد از اینکه بحران کردستان تمام شده بود خوشحال بودم و دوست داشتم برای اکبر جشن بگیرم. چیزی نگذشته بود که بعد از جنگ کردستان جنگ عراق شروع شد و دوباره اکبر درگیر مسائل جبهه و جنگ شد.»

شهید شیرودی علاقه بسیاری به پاسداران داشت و برایش فرقی نمی کرد چند نفر در منطقه به کمک او احتیاج دارند. وقتی نیاز به پرواز بود با جدیت این کار را به نحو احسن انجام می داد. پایخان یکی از همرزمانش ماجرای زخمی شدن یکی از پاسداران را تعریف می کند و اینکه چطور شهید شیرودی با همه وجود به کمک او رفت: «ساعت ۹:۰۰ شب بود که شهید شیرودی مرا به گوشه ای برد و گفت: پایخان یکی از فرماندهان بلند پایه سپاه در پشت کوههای بازی دراز زخمی شده و به شدت خونریزی می کند و تنها وسیله ای که می تواند او را نجات دهد، هلیکوپتر است. حاضری با هم به آن منطقه پرواز کنیم؟

گفتم: چرا که نه، حالا که جان یک همرزم ما در خطر است من با کمال میل حاضرم.

به دنبال آن، به سراغ ستوانیار فرید علیپور و بعد ستوانیار امینی ( خلبان ۲۱۴) رفت و نظر موافق آنها را هم جلب کرد و آماده ی پرواز شدیم.

آن روزها، دیده بان نیروهای ما، یک روحانی به نام حاج آقا غفاری بود. او فردی خوش سخن و شاعر بود و هر وقت لب به سخن می گشود، همه را به خود جذب می کرد. او دوره ی دیده بانی هم دیده بود و خیلی دقیق گرا می داد. این بزرگوار همیشه در خطر بود و در طول هفته، فقط یک بار به پایگاه می آمد و استحمام می کرد و لباسش را می شست یا عوض می کرد و دوباره به مقر دیده بانی خود می رفت.

وقتی ما به منطقه نزدیک شدیم، صدای آقای غفاری در رادیو پیچید و او توانست با کمک چراغ قوه، هلیکوپترها را به نقطه ی امنی هدایت کند. هلیکوپتر ۲۱۴ در آن نقطه نشست و توانستیم آن برادر سپاهی را سوار کرده، به طرف پادگان به پرواز در آییم.

عراقی ها که به حضور ما بی پرده بودند، بی هدف به سمت ما شلیک می کردند؛ البته ما با چراغ خاموش پرواز می کردیم و فرصت را از نیروهای عراقی گرفته بودیم.

پس از سوار کردن آن برادر پاسدار، برای آنکه آت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *