تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن شامل 24 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن :

کتابی با عنوان «نام: سیدرضا» منتشر شده است. این اثر که در گونه ادبیات بازداشتگاهی نوشته شده، روایتگر خاطرات سیدرضا موسوی، از آزادگان جنگ تحمیلی است که توانست با همراهی دو تن از اسرا از اردوگاه های عراق فرار کند. گفته می شود او اولین کسی است که موفق شده تا از دست عراقی ها فرار کرده و به ایران بازگردد.

این کتاب که به قلم رضا جمشیدی نوشته شده، با نثری داستانی و جذاب خاطرات موسوی از فایل پاورپوینت کامل زمان حضور در جبهه تا زمان بازگشت به وطن را روایت می کند. پرداختن به جزئیات، توصیف حالات، شخصیت پردازی و وجود حوادث پی در پی بر جذابیت کتاب افزوده است.

تاکنون آثار متعددی از ادبیات بازداشتگاهی هشت سال جنگ تحمیلی طی سال های گذشته منتشر شده که هرکدام روایتگر گوشه ای از فداکاری های مردانی است که بسیاری از آنها به یک باره در مواجه با جنگ بزرگ شدند. موسوی در این کتاب از زمان اسارتش به دست گروهک های کرد در جبهه های غرب کشور می گوید، از تبادل اسرا به دست این گروهک ها با نیروهای بعثی، از وضعیت بازداشتگاه های عراق و اسرایی که سال ها انتظار کشیده اند تا دیوار بلندی که میان آنها و دنیای خارج قد علم کرده، روزی خراب شود. برخی از کارشناسان معتقدند که در میان خاطراتی که از جنگ ها گفته شده، ادبیات بازداشتگاهی یا اردوگاهی بیشترین تأثیر را بر مخاطب می گذارد و از این جهت، تأثیرگذارترین غنیمت های فرهنگی جنگ به شمار می آیند. خاطرات موسوی در این کتاب به دلیل شخصیت پردازی خوب نویسنده توانسته از این جهت با مخاطب ارتباط برقرار کند؛ به طوری که گاه مخاطب نمی تواند از دل حوادثی که بر سر راه راوی سبز می شوند، بی توجه بگذرد و کتاب را رها کند.

بخش هایی از این کتاب را که به فرار موسوی اختصاص دارد، می توانید در ادامه بخوانید:

دوباره من دستم رو دراز کردم و به هر زحمتی بود مجید رو بالا کشیدیم. پوست دستم کاملاً کنده شد. بدون توجه به این موضوع رفتیم روی ساختمان مخابرات. یک مرتبه صدای عراقی ها رو شنیدیم که خیلی تند تند با هم حرف می زدند. حدس زدیم که احتمالاً صدای ما رو شنیده باشند. با صدای کشیده شدن گلنگدن فهمیدیم که بوهایی برده اند. دل توی دلمون نبود. دندان هامون به هم می خوردند و بدنمون می لرزید. دست پرویز و مجید رو گرفتم و فشار دادم و با اینکه خودم هم خیلی ترسیده بودم بهشون فهماندم که کمی خونسردتر باشین. عراقی ها که حالا صداشون نزدیکتر بود روی همون دیواری که مجید گیر کرده بود اومده بودند و داشتند اطراف رو نگاه می کردند و از شانس خوب ما متوجه بالا نشدند.

ده دقیقه ای که به اندازه ده سال گذشت به همون حالت موندیم تا اینکه صدای عراقی ها هم قطع شد و اون ها که محوطه رو گشته بودند و چیزی پیدا نکرده بودند دوباره وارد ساختمان مخابرات شدند.

بعد از اینکه سر و صداها خوابید یه غلتی زدم و پایین رو نگاه کردم، دیدم یک پله چوبی دقیقاً روی دیوار ساختمان و مدرسه دخترانه هست و زیرش هم مصالح ساختمانیه.

بچه ها رو متوجه منظورم کردم و خودم اول از همه از پله رفتم پایین. به پله آخر نرسیده بودم که پرویز هم اومد پایین. اون وسط پله بود که دوباره سر و صدای عراقی ها بلند شد و چراغ قوه به دست اومدند بیرون. من خودم رو پشت ماسه ها قایم کردم. پرویز هم توی سینه پله خودش رو دراز کرد و بی حرکت ماند. اگر عراقی ها کار دفعه قبل رو تکرار می کردند و روی دیوار می اومدند پرویز رو می دیدند و همه چیز خراب می شد اما به گشتن توی محوطه بسنده کردند. از بس به عراقی ها نزدیک بودیم که متوجه می شدیم کی و چه وقت داخل ساختمان می شن. وقتی اون ها رفتند پرویز هم سریع خودش رو به پایین رسوند و کنار من خودش رو قایم کرد. حالا فقط مونده بود مجید. از پایین با دلهره خیلی زیادی منتظر اومدن مجید بودیم. توی این شب و سکوتی که حکم فرما بود صدای نفس کشی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *